جستجوآرشیو پیشرفتهنسخه سریعتلکس رهبریویژه نامه هاصفحه اصلی
صفحه اصلیRSS سایت رهبریدرباره سایت رهبریتماس با مازبانهای دیگر
امروز سه‌شنبه، ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
26/5/1387نسخه قابل چاپ

مكتب‌خانه

ورود به دنيای تحصيل

بايد بگويم اولين مركز درسی كه من رفتم، مدرسه نبود، مكتب بود – در سنين قبل از مدرسه- شايد ‏چهار سال يا پنج سالم بود كه من و برادر بزرگ‌تر از من را – كه از من،  سه سال و نيم بزرگ بودند- با ‏هم در مكتب دخترانه گذاشتند؛ يعنی مكتبی كه معلمش زن بود و بيشتر دختر بودند، چند نفر پسر ‏بودند. البته من هم خيلی كوچك بودم.‏

پس از مدتی – يكی، دو ماه – كه در آن مكتب بوديم، ما را از آن مكتب برداشتند و در مكتبی گذاشتند ‏كه مردانه بود؛ يعنی معلمش مرد مسنّی بود. شايد شما در اين داستان‌های قديمی، « ملّا مكتبی» ‏خوانده باشيد؛ درست همان ملّای مكتبی تصوير شده در داستان‌ها در قصّه‌های قديمی، ما پيش او درس ‏می‌خوانديم.‏

من كوچك‌ترين فرد مكتب آن بودم – شايد آن وقت، حدود پنج سالم بودم- و چون هم خيلی كوچك بودم و ‏هم سيّد و پسر عالم بودم، اين آقای ملّا مكتبی، صبح‌ها مرا كنار دستش می‌نشاند و پول كمی، مثلا ‏اسكناس پنج قرانی – آن وقت‌ها اسكناس پنج ريالی بود. اسكناس يك ريالی و دو ريالی شما نديده‌ايد- ‏يا دو تومانی از جيب خود بيرون می‌آورد، به من می‌داد و می‌گفت: تو اين‌ها را به قرآن بمال كه بركت ‏پيدا كند.
 ‏
گفت و شنود رهبر معظم انقلاب با گروهی از نوجوانان و جوانان، 14 بهمن 1376‏

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی