KHAMENEI.IR RSS - خاطرات و حکایاتhttp://farsi.khamenei.ir/rssنسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir fahttp://farsi.khamenei.ir/rsskhamenei.ir20امام (ره) چه زمانى به فكر ايجاد حكومت اسلامى افتاد؟http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7388http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7388درست يادم نيست كه از چه تاريخى مسأله‌ى حكومت برايمان مطرح شد؛ اما از اول به فكر بوديم ببينيم چه چيزى تكليف ماست، به همان عمل كنيم؛ و آنچه كه پيش آمد، به خواست خداوند متعال بود.20/11/1388جوانان نيروى هوايى در خيابان «ايران»http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8834http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8834آن روز كه جوانان نيروى هوايى در خيابان «ايران» كارتهاى شناسايى‌شان را بر سر دست گرفته بودند و به طرف بيت امام مى‌رفتند، خود من شاهد و ناظر بودم.18/11/1388«صدای انقلاب اسلامی» و سجده‌ی شكرhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=5610http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=5610در مراجعت بود كه راديو اعلان كرد كه صداى انقلاب اسلامى. من ماشين را نگه داشتم آمدم پائين روى زمين افتادم و سجده كردم. يعنى اينقدر براى ما غير قابل تصور و غير قابل باور بود...18/11/1388تحصن در بیمارستان امام رضا (ع) مشهدhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=5628http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=5628در آن سال مسائل بسیار سختى در مشهد پیش آمد؛ اولش حمله به بیمارستان بود كه ما رفتیم در بیمارستان متحصن شدیم، در روزى كه حمله شد در همان روز ما حركت كردیم. رفتن به بیمارستان هم ماجراى جالبى است...17/11/1388رهبر انقلاب از بازگشت امام (ره) به ایران می‌گویندhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8816http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8816تا چند ساعت كسى خبر نداشت كه امام كجا هستند! علّت هم اين بود كه هلى‏كوپتر، امام را در جايى كه خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‏خواست جايى بنشيند كه جمعيت باشد، مردم مى‏ريختند و اصلاً اجازه نمى‏دادند كه امام، يك جا بروند و استراحت كنند. مى‏خواستند دور امام را بگيرند.14/11/1388اشك از چشم «امام» فرو ريختhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7380http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7380جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگوييد بچه‌ام اسير دست دشمن بود و اخيراً مطلع شدم كه او را شهيد كرده‌اند. به امام بگوييد فداى سرتان، شما زنده باشيد؛ من حاضرم بچه‌هاى ديگرم نيز در راه شما شهيد شوند.14/11/1388خطبه نماز جمعه هفت-هشت ساعت مطالعه می‌خواهدhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7385http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7385واقعاً جا دارد كه يك خطبه‌ى روز جمعه، هفت، هشت ساعت مطالعه پشت سر خودش داشته باشد. اگر ما بتوانيم اين مهم را تأمين كنيم، احساس مى‌شود كه يك كلاس عمومى سراسرى براى عامه‌ى مردم خواهيم داشت، و اين چيزى است كه قطعاً انقلاب را پيش خواهد برد.29/10/1388شهیدی كه زیر آفتاب مانده بودhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=4884http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=4884من در همان حال در دلم گفتم قربان جسد پاره پاره‌ات يا اباعبدالله، اين‌جا انسان مى‌فهمد كه به زينب كبرى چقدر سخت گذشت، آن وقتى كه خودش را روى نعش عريان برادرش انداخت...29/9/1388جلسه سران قوا با امام خمینی در آستانه «عرفه»http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8434http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8434نوشته‌ی زیر بخشی از یاداشت مربوط به جلسات سران قوا در تاریخ چهارشنبه 1365/5/22 (دو روز قبل از روز عرفه سال 1407) است:4/9/1388روایت رهبرانقلاب از اولین دیدار با علامه جعفریhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8394http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8394البته من حدود سالهاى سى‌وچهار و سى‌وپنج بود كه ايشان را شناختم. ايشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقيق و فعّال و پر شور و مورد احترام بزرگان ما - مانند مرحوم آقاى ميلانى و بعضى از آقايان ديگر در مشهد - و نيز مورد احترام طلّاب بودند. اخوانشان هم در مشهد بودند23/8/1388صندوق محرمانه‌ی آمریكایی‌هاhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8342http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=8342آن روز صندوق مشتركى بين ايران و امريكا وجود داشت كه بنده اوايل انقلاب كه به وزارت دفاع رفتم و در آن‌جا مشغول كار شدم، اين را كشف كردم...12/8/1388مردی و كاری!http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7946http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7946<br type="_moz" />9/6/1388آيت‌الله خامنه‌ای چگونه از شهادت رجايی باخبر شدند؟http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=3711http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=3711فوق‌العاده نگران شدم، با حال بسيار ضعيف و ناتوانى كه داشتم خودم را رساندم پاى تلفن، نشستم، بنا كردم اين‌جا آن‌جا تلفن كردن، اما خبرها همه متناقض و نگران كننده بود8/6/1388فكر می‌كردم آزادی اسرا سى سال طول می‌كشدhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7816http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7816خداى متعال صحنه‏اى درست كرد و اين احمق قضيه‏ى حمله‏اش به كويت پيش آمد، احساس كرد كه اگر بخواهد با كويت بجنگد - البته جنگش با كويت به قصد تصرف كامل كويت بود - احتياج دارد به اينكه از ايران خاطرش جمع باشد؛ اين هم با بودن اسرا امكان‏پذير نيست.24/5/1388به حقانيت امام و حمايت خدا از او اعتقاد داشتمhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7775http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7775گفتم خيلى خوب. كاغذ را گرفتم، بردم خدمت امام، جماران؛ گفتم: آقا! اين آقايان فرماندهان ما هستند و ما دار و ندار نظاميمان دست اينهاست. اينها اينجورى ميگويند؛ ميگويند ما هواپيماهاى جنگيمان تا حداكثر مثلاً پانزده شانزده روز ديگر دوام دارد و آخرين هواپيمايمان كه هواپيماى سى 130 است و ترابرى است، تا سى روز و سى و سه روز ديگر بيشتر دوام ندارد.5/5/1388از ته دل قدر شهيد بابايى را مى‌دانستمhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7730http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7730گفتم: «آقاى بابايى، دست بردار! مى‌خواهى كار دستِ ما بدهى؟!» دعوايمان مى‌شد! اصلاً نمى‌شد او را قانع كرد! با بچه‌هاى سپاه، خيلى خودمانى و رفيق بود و اين مسائل اصلاً برايش اهميت نداشت.4/5/1388در هواپيمايى كه سوار مى‏شوم، اين كار ممنوع است!http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7292http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7292الان شما در ايران سوار هواپيما مى‏شويد و مى‏بينيد كسى كه در برج مراقبت هست و يك ايرانى است، با اين خلبان كه او نيز يك ايرانى است، حتماً انگليسى حرف مى‏زند!27/11/1370به امام بگو فدای سرتانhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7291http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7291مادر اسيری به من گفت كه بچه‌ام اسير بود، امروز خبر آمد كه شهيد شده است، شما برو به امام بگو فدای سرتان، من ناراحت نيستم!8/4/1388پيام شما، زودتر از خودتان می‌رسدhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7290http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7290من در سفرهايى كه در دوره‏هاى مختلف به جاهاى گوناگون داشته‏ام، بلااستثنا در همۀ كشورها -اعم از كشورهاى اسلامى و غير اسلامى؛ حتى كشورهاى كمونيستى- اين را ديدم.8/4/1388سحرگاه بعد از فراق حضرت امامhttp://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7289http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=7289فردای آن شبی كه امام عزيز(ره)به جوار رحمت الهی پيوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حيرت، تفألی به قرآن زدم8/4/1388