اپوزیسیون - تعداد فیش : 7 ، تعداد مقاله : 2
1385/11/28
1384/02/19
1384/01/01
1383/12/27
1383/06/31
1380/06/05
1379/12/09

من بارها گفته‏ام که طراحان سیاست‏های امریکایی و انگلیسی در ایران، آذربایجان را نشناخته‏اند، به خاطر این است؛ اینکه من می‏گویم مردم تبریز را نشناخته‏اند، به خاطر این است. اینها می‏خواهند با توهمات، ملت ایران را تکه‏تکه کنند؛ بی‏عقلی می‏کنند می‏آیند سراغ آذربایجان. آذربایجان نقطه‏ی ثقل ملت ایران است؛ یکی از عمده‏ترین مراکز حیات ملت ایران است. این ایران‏نشناسها، آذربایجان‏نشناسها برای مقاصد ابلهانه‏ی خودشان می‏آیند سراغ تبریز و سراغ آذربایجان و یک مشت مزدور نادان از اینها پول می‏گیرند، آنها را فریب می‏دهند، طراحان سیاستهای خارجی هم فریب این چهار تا مزدور را می‏خورند. تا حالا هر حادثه‏ای از سوی ضدانقلاب در تبریز یا در آذربایجان اتفاق افتاده است، خود آذربایجانیها جواب داده‏اند. شما یادتان هست - حالا شاید خیلی از جوانها یادشان نباشد، اما اغلب یادشان است - که اول انقلاب، عده‏ای را از خارج تبریز به اسم مبارز و به اسم اپوزیسیون آوردند که مرحوم شهید مدنی را محاصره کردند. از بیرون که کسی نیامد برای دفاع از انقلاب، خود مردم تبریز وقتی صحنه را دیدند، آمدند بیرون. تبریز، خودکفاست؛ آذربایجان، از لحاظ غیرت انقلابی و دفاع از انقلاب خودکفاست. این چیزهاست که انسان می‏فهمد اینها آذربایجان را نمی‏شناسند، ایران را نمی‏شناسند، مردم ایران را نمی‏شناسند. طراحان سیاستهای ضدانقلاب در دنیا - چه در سرویسهای اطلاعاتی امریکا، چه در سرویسهای اطلاعاتی انگلیس و دیگران - که برای ملت ایران و برای سرنوشت انقلاب، به خیال خودشان دارند طراحی می‏کنند، مردم ایران و این حقایق ماندگار در میان ملت ما را نمی‏شناسند.

در تجربه‌ی غربی، عدالت اجتماعی و حتی دمکراسی واقعی نیست. شما ببینید امروز در کشورهای پیشرفته‌ی غربی - به قول خودشان - اپوزیسیون به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ اختلاف بر سر این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم؛ حزب کارگر در انگلیس معتقد به حمله است، حزب محافظه‌کار معتقد است که نه، حمله نکنیم. در فرانسه، فلان آقا معتقد است که با اسرائیل این‌طوری برخورد کنیم؛ دیگری معتقد است که نخیر، آن‌طوری برخورد کنیم. در اتریش و جاهای دیگر هم همین‌طور است. دعوا بر سر این نیست که اصول پذیرفته شده‌ی آن کشورها مورد خدشه قرار بگیرد و خدشه‌کننده اجازه داشته باشد در صحنه‌ی انتخابات یا تبلیغات وارد شود یا به او اعتنایی بشود؛ این‌طوری نیست. در دوره‌ی قبل ریاست‌جمهوری امریکا شخصی که جزو دو حزب معروف امریکا نبود، آمد وارد صحنه شد؛ ثروت زیادی هم داشت و پول زیادی هم خرج کرد؛ اما مطلقا نگذاشتند به مراحل مقدماتی و ابتدایی انتخاب هم برسد؛ با شیوه‌های گوناگون و روش‌های خاص، او را از صحنه خارج کردند.

همبستگی و اتحادتان را حفظ کنید. دشمن، اتحاد مردم را هدف گرفته است. دشمن، ساده‌لوحانه به نفوذی‌ها و مزدوران خود در میان مردم دل بسته؛ این یک خیال خام و واهی است. امروز امریکایی‌ها هدفهای خود را آشکار بیان می‌کنند؛ این هم یکی از نکبت‌های خدا برای مستکبران است. می‌گویند ما در ایران به کسانی که به اهداف امریکایی‌ها کمک کنند، کمک مالی می‌کنیم. اینها ملت ما را نشناخته‌اند؛ لذا صریحا سخن از این می‌گویند که ما می‌خواهیم در داخل ایران با پول، معارض و - به قول خودشان - اپوزیسیون درست کنیم. همه باید بدانند؛ کسی که با پول امریکا و با حمایت دولتمردان امریکا بخواهد برای منافع امریکا کار کند و قیافه‌ی اپوزیسیون به خودش بگیرد، در چشم ملت ایران منفورترین انسان است. همه‌ی ملت ایران، بخصوص نخبگان، جوانان، دانشجویان و کسانی‌که حوزه‌ی تأثیری فراتر از حول و حوش خودشان دارند، بدانند امروز علاج همه‌ی مشکلات این کشور، همبستگی و مشارکت عمومی است.

البته بعضی از اظهارات داخلی هم این امید را در آنها تقویت می‌کرد؛ چه در زمینه‌های فرهنگی، چه در زمینه‌های سیاسی، چه در زمینه‌های اقتصادی. این‌که نظام اسلامی به‌عنوان یک معترض، و به قول خود حضرات، به‌عنوان اپوزیسیون نظام جهانی، در نقطه‌یی از دنیا - که خیلی هم حساس است - ظاهر شده بود، در واقع این را کمرنگ می‌کرد. ناگهان سند چشم‌انداز بیست‌ساله به عنوان سیاست‌های نظام و مطالبات و سیاست‌های رهبری مطرح می‌شود؛ آن‌وقت در پیشانی این چشم‌انداز، این‌طوری می‌آید که «ایران کشوری است توسعه یافته»، تا می‌رسد به این‌جا: «با هویت اسلامی و انقلابی و الهام‌بخش در جهان اسلام». معلوم می‌شود خواب آشفته‌یی که در دل آنها امید به‌وجود آورده بود، خواب بی‌تعبیری است. یعنی همه‌ی برنامه‌های پنج ساله‌یی که از سال 1384 شروع خواهد شد و بر اساس سند چشم‌انداز بیست‌ساله خواهد بود، باید در این خط و در این جهت باشد؛ همه باید اسلام انقلابی و ایران اسلامی را به معنای واقعی کلمه دنبال کنند و در جهان اسلام الهام‌بخش باشند.

این جمهوری اسلامی، امروز در مقابل نظام سلطه‌ی جهانی ایستاده است. به تعبیر سیاستمدارها، اپوزیسیون نظام سلطه جهانی، امروز جمهوری اسلامی است. تنها جایی که تمام‌قد در مقابل این نظام سلطه که مبتنی بر دو رکن سلطه‌گر و سلطه‌پذیر است - هیچ ثالثی وجود ندارد - ایستاده، جمهوری اسلامی است. کشورهای دیگر ممکن است گاهی حرفی بزنند، نمونه‌یی نشان بدهند؛ اما در مقابل این نظام سلطه نایستاده‌اند.

ما نظام شیطانی موجود در دنیا را با ارائه‌ی یک نظام صحیح، که منطبق بر عقل و بر خواست انسانهاست، تخطئه می‌کنیم. این نظام، نظامی است که متکی بر عدل در روابط همه‌ی انسانها با یکدیگر است؛ نه فقط در روابط انسانهای داخل کشور؛ لذا همه‌ی فراعنه علیه ما ائتلاف کرده‌اند. شما ببینید که در دنیا کدامیک از فراعنه‌ی بزرگ و کوچک و از شیاطین قد و نیم‌قد بودند که با جمهوری اسلامی مخالفت و معارضه نکردند؛ اما ما بالاخره برهه‌های مختلف را گذراندیم و امروز مشاهده می‌کنید که جمهوری اسلامی محکم در مقابل همه‌ی اینها ایستاده است، و نشان می‌دهد که می‌تواند بایستد. و اگر ما خودمان - که حالا بعد عرض خواهم کرد - مقداری خودمان را جمع‌وجور کنیم، مقداری بهتر کار کنیم، بیشتر بیندیشیم و قویتر عمل کنیم و جدیتر عزم به خرج دهیم، بسیاری از همین مشکلات و ریخت‌وپاشهایی که در اطراف مشاهده می‌شود، می‌توانیم جمع و برطرف کنیم.

من می‌بینم گاهی اوقات بعضی اشخاص کارهای زیادی می‌کنند، اما اصلاً توجیه ندارند. بامزه این است که بعد هم در موضع معترض و اپوزوسیون می‌نشینند! آقا سیزده، چهارده سال در رأس یک وزارتخانه بوده؛ محصول کار، مطلقاً غیرقابل قبول است؛ حالا به جای این‌که ما برویم بگوییم آقا شما بعد از سیزده، چهارده سال چرا محصول کارتان این است، او طلبکار است که به من کمک نکردند! این حرف معنا ندارد. جایی داشته باشید برای این‌که این معنا را سؤال و مشخص کنند، که ببینیم چرا این‌گونه حرف می‌زنند.

یک عده هم انقلابی مثبت بودند. حاضر بودند آبرویشان را هم خرج کنند. آن‌جایی که فکر می‌کردند وجودشان می‌تواند کمکی بکند، با همه‌ی وجود حاضر بودند. اگر جبهه بود، یک‌طور؛ اگر دانشگاه بود، یک‌طور؛ اگر میدان فرهنگی یا سیاسی بود، وارد میدان می‌شدند. انقلابی منفی، خودش را از کار کنار می‌گیرد؛ اما اگر یک وقت کاری هم به دستش افتاد، مثل آدمهایی که هیچ کاری در دستشان نیست، حالت منفی‌بافی و شکل اپوزیسیون به خودش می‌گیرد؛ کأنه در هیچ کاری مسؤولیت ندارد! انقلابی مثبت حتی اگر هیچکاره هم باشد، خودش را مسؤولترین افراد می‌داند و وارد میدان می‌شود.
نمودار
مقالات مرتبط
آخرین مقالات
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی