منطقه غرب آسیا - تعداد فیش : 28 ، تعداد مقاله : 0
1395/01/01
1395/01/01
1394/07/15
1394/07/02
1394/06/25
1394/02/30
1394/02/30
1394/02/26
1394/01/01
1393/07/08
1392/08/29
1392/08/12
1392/07/22
1392/07/17
1392/06/18
1392/06/14
1392/05/18
1392/05/18
1391/07/19
1391/05/29
1391/05/22
1390/06/26
1390/05/26
1390/03/10
1390/02/14
1385/03/29
1383/04/18
1381/11/18

درست توجّه کنید تا من توضیح بدهم؛ من حرف طرف مقابل را بگویم، بعد آنچه را اقتضای حق و حقیقت است بیان کنم. حرف طرف مقابل یعنی همان دستگاه تبلیغاتی و فکرساز و جریان‌ساز، این است که میگوید ایران دارای ظرفیتهای فراوان اقتصادی است و هدف از توافق هسته‌ای این بود که کشور ایران بتواند از این ظرفیتها استفاده کند؛ خب، این توافق انجام گرفت لکن این توافق کافی نیست و مسائل دیگری هم هست که در آنها هم بایستی ملّت ایران، دولت ایران، مسئولین ایران تصمیم بگیرند و اقدام بکنند؛ مثلاً فرض بفرمایید امروز در منطقه‌ی غرب آسیا -یعنی همین منطقه‌ای که غربی‌ها به آن میگویند خاورمیانه- جنجالها و آشفتگی‌های بسیاری هست؛ خب، این مشکل برای کلّ منطقه است و اگر میخواهید کشور شما از این مشکل نجات پیدا کند، باید سعی کنید این جنجالها فرو بنشیند. چه‌کار کنیم؟ با آمریکا همکاری کنیم، همفکری کنیم، جلسه کنیم، بنشینیم، گفتگو کنیم و یک مدلی را طبق میل آمریکایی‌ها یا طبق توافق آمریکایی‌ها انتخاب کنیم؛ یکی دیگر هم این است.

در این منطقه‌ای که ما زندگی میکنیم -منطقه‌ی غرب آسیا- کشور عزیز شما ایران، گُل منطقه است؛ از لحاظ جایگاه راهبردی و به تعبیر رایجْ موقعیت استراتژیکی، یک کشور بی‌نظیر است؛ از لحاظ منابع فراوان نفت و گاز در همه‌ی این منطقه و با یک نگاه از همه‌ی دنیا امتیاز دارد؛ غیر از نفت و گاز، منابع فراوان دیگری هم هست. کشوری است بزرگ، با جمعیتی مستعد و مردمی بااستعداد، با تاریخی غنی. اینجا گُل منطقه است؛ این گُل منطقه یک روزی یکجا و به‌طور کامل در قبضه‌ی آمریکا بوده است و هر کاری آمریکایی‌ها میخواستند نسبت به این کشور و در این کشور انجام بدهند میکردند: غارت میکردند، ثروتهایش را میبردند؛ همه‌ی کارهایی که یک دولت استعمارگر و یک دولت مستکبر با یک کشور ضعیف انجام میدهد، اینها در این کشور انجام میدادند و اینجا را در قبضه‌ی خودشان و در پنجه‌ی اقتدار خودشان داشتند، انقلاب آمده است این کشور را از پنجه‌ی آنها بیرون کشیده، [لذا] کینه‌ی انقلاب از دل سیاست آمریکا خارج نمیشود. آن‌وقتی دشمنی اینها تمام میشود که بتوانند همان سلطه را بار دیگر در این کشور تجدید کنند؛ هدف این است و دنبال این هستند. البتّه سیاستمدارند، دیپلماتند، کار سیاسی را بلدند و میدانند هر هدفی و مقصودی یک راهی دارد و باید بتدریج حرکت کرد و از راهش وارد شد؛ دارند این کار را میکنند. ما باید چشممان باز باشد، ما باید حواسمان جمع باشد.

بدانید که خدای متعال پشتیبان شما است؛ در این هیچ تردید نکنید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکم».(۴) همّت ما باید این باشد که ان تنصروا الله را تأمین کنیم؛ خدا را نصرت کنیم. اگر نیّت ما، عمل ما، حرکت ما تطبیق کند با ان تنصروا الله، دنبالش ینصرکم حتماً وجود دارد؛ وعده‌ی الهی تخلّف‌ناپذیر است. این حرکت را دنبال کنید، این کار را دنبال کنید؛ این جدّیّتها را دنبال کنید؛ آینده مال شما است. دشمنان اسلام و مسلمین، هم در منطقه‌ی غرب آسیا شکست خواهند خورد، هم در مناطق دیگر؛ هم در زمینه‌ی امنیّتی و نظامی شکست خواهند خورد، هم به توفیق الهی در زمینه‌های اقتصادی و در زمینه‌های فرهنگی؛ به شرط اینکه ما کار کنیم. اگر ما پابه‌رکاب باشیم، اگر ما بدرستی و به معنای واقعی کلمه حضور داشته باشیم، پای کار باشیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد؛ در این هیچ تردیدی وجود ندارد.

رادران و خواهران حج‌گزار از هر ملّت و هر کشوری، در این کلمه‌ی حکمت‌آموز الهی بیندیشند و با نگاه دقیق به گرفتاری‌های دنیای اسلام بویژه در غرب آسیا و شمال آفریقا، برای خود با توجّه به ظرفیّتها و امکانات شخصی و محیطی، وظیفه و مسئولیّتی تعریف کنند و در آن بکوشند.

دشمنان انقلاب اسلامی همان کسانی هستند که ده پانزده سال قبل وارد منطقه شدند، شعارشان ایجاد امنیّت بود؛ امروز شما نگاه کنید کجای این منطقه امنیّت دارد؟ ناامنی سراسر این منطقه را گرفته؛ غرب آسیا و شمال آفریقا. وقتی به افغانستان حمله کردند، شعارشان مبارزه‌ی با تروریسم بود [امّا] امروز تروریسم همه‌ی منطقه را فرا گرفته؛ آن هم چه تروریسمی! تروریسم وحشی و خشن؛ تروریسمی که آدمهایش انسانها را -دشمنان خودشان را- زنده‌زنده در آتش جلوی چشم همه میسوزانند؛ از امکانات گوناگون فنّی هم استفاده میکنند برای اینکه این منظره را درست به چشم و باور همه‌ی مردم دنیا منتقل کنند و منعکس کنند؛ تروریسم این‌جوری! عناصر تکفیری امروز این‌جور هستند؛ بچّه را در مقابل مادرش میکُشند، پدر و مادر را در مقابل فرزندانشان سر میبُرند. اینها آمده بودند تروریسم را در منطقه با این شعار و با این ادّعا -نمیگویم خواست واقعی‌شان این بود؛ شعارشان این بود- از منطقه برچینند؛ امروز کجای منطقه تروریسم نیست؟ آمده بودند به ادّعای خودشان دموکراسی ایجاد کنند؛ امروز مرتجع‌ترین و مستبدترین و دیکتاتورترین رژیم‌های این منطقه به کمک آمریکا و متّحدین آمریکا دارند سرِ پای خودشان می‌ایستند و به جنایات خودشان ادامه میدهند.

از اوّل انقلاب تا امروز، هرکدام از رؤسای جمهوری اسلامی ایران به کشورهای دیگر مسافرت کردند و با ملّتها مواجه شدند، ملّتها شیفتگی خودشان را در رفتار خودشان و در گفتار خودشان نشان دادند. این مخصوص یک دوره نیست؛ از اوّل انقلاب تا امروز این‌جور بوده است؛ هم در شمال آفریقا، هم در اواسط آفریقا، هم در منطقه‌ی غرب آسیا - که غربی‌ها اصرار دارند اسمش را خاورمیانه بگذارند - هم در منطقه‌ی شرق آسیا در منطقه‌ی شبه‌قارّه، حتّی در کشورهای مجاور با کشورهای اروپایی، هرجا رؤسای جمهوری اسلامی ایران رفتند و اجازه داده شد و خودشان همّت کردند که با مردم روبه‌رو بشوند، مردم آن کشورها اظهار شیفتگی کردند. امروز در همه‌جای دنیا این‌جوری است.

از اوّل انقلاب تا امروز، هرکدام از رؤسای جمهوری اسلامی ایران به کشورهای دیگر مسافرت کردند و با ملّتها مواجه شدند، ملّتها شیفتگی خودشان را در رفتار خودشان و در گفتار خودشان نشان دادند. این مخصوص یک دوره نیست؛ از اوّل انقلاب تا امروز این‌جور بوده است؛ هم در شمال آفریقا، هم در اواسط آفریقا، هم در منطقه‌ی غرب آسیا - که غربی‌ها اصرار دارند اسمش را خاورمیانه بگذارند - هم در منطقه‌ی شرق آسیا در منطقه‌ی شبه‌قارّه، حتّی در کشورهای مجاور با کشورهای اروپایی، هرجا رؤسای جمهوری اسلامی ایران رفتند و اجازه داده شد و خودشان همّت کردند که با مردم روبه‌رو بشوند، مردم آن کشورها اظهار شیفتگی کردند. امروز در همه‌جای دنیا این‌جوری است.

امروز دنیای اسلام حقّاً و انصافاً گرفتار است. شما نگاه کنید وضعیّت کشورهای اسلامی منطقه‌ی خود ما را، از پاکستان و افغانستان بگیرید تا سوریه و لبنان و فلسطین، و از یمن بگیرید تا لیبی؛ این کشورهای اسلامیِ منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا، امروز گرفتاری‌های زیادی دارند.

این امنیّت، در منطقه‌ی غرب آسیا که ما در آن قرار داریم، بی‌نظیر است؛ بحمدالله امروز نه در شرق ما، نه در غرب ما، نه در شمال ما، نه در جنوب ما، در هیچ کشوری امنیتّی مانند امنیّتی که امروز بر کشور ما و ملّت ما حاکم است، وجود ندارد

دشمن مکار بر آن است که با افروختن آتش جنگهای خانگی میان مسلمانان، انگیزه‌های مقاومت و مجاهدت را در آنان به انحراف کشانده، رژیم صهیونیستی و کارگزاران استکبار را که دشمنان حقیقی‌اند، در حاشیه‌ی امن قرار دهد. راه‌اندازی گروه‌های تروریستی تکفیری و امثال آن در کشورهای منطقه‌ی غربِ آسیا ناشی از این سیاستِ غدارانه است. این هشداری به همه‌ی ما است که مسئله‌ی اتحاد مسلمین را امروز در صدر وظایف ملی و بین‌المللی خود بشماریم.

برای دستگاه استكبار و امروز برای دولت ایالات متّحده‌ی آمریكا بسیار دشوار است كه ببیند در این منطقه‌ی حسّاس عالم، در غرب آسیا - [كه‌] یكی از حسّاس‌ترین مناطق دنیا است؛ هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، حوادث اینجا بر همه‌ی عالم اثرگذار است - یك كشوری، یك نظامی، یك ملّتی سربرآورده است كه خود را متّصل و مربوط و تبعِ به آن قدرت ابرقدرت - كه خودش را اَبَد قدرت میداند - نمیداند، مستقل حركت میكند؛ علیه او این‌همه مخالفت انجام میگیرد، [امّا] از همه‌ی این مشكلات و سختی‌ها نظام اسلامی عبور میكند و به اعتراف خود آنها نفوذ آمریكا را در این منطقه به چالش میكشد و نفوذ خودش را گسترش میدهد و به‌عنوان یك نمونه و الگویی برای ملّتهای منطقه درمی‌آید؛ تحمّل این برای آنها خیلی سخت است.

دشمنی آمریكا با ملّت ایران و با جمهوری اسلامی اصلاً حول محور هسته‌ای نیست؛ این خطا است اگر خیال كنیم كه دعوای آمریكا با ما سرِ قضیّه‌ی هسته‌ای است؛ نه، قضیّه‌ی هسته‌ای بهانه است؛ قبل از اینكه مسئله‌ی هسته‌ای مطرح باشد، همین دشمنی‌ها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یك روزی هم مسئله‌ی هسته‌ای حل شد - فرض كنید جمهوری اسلامی عقب‌نشینی كرد؛ همان‌كه آنها میخواهند - خیال نكنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ی دیگر را به‌تدریج پیش میكشند: چرا شما موشك دارید؟ چرا هواپیمای بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بدید؟ چرا رژیم صهیونیستی را به رسمیّت نمی‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ی به قول خودشان خاورمیانه حمایت میكنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله این نیست كه اینها سرِ قضیّه‌ی هسته‌ای با جمهوری اسلامی اختلاف پیدا كرده باشند؛ نه، تحریم آمریكا از اوّل انقلاب شروع شد، روزبه‌روز هم بیشتر شده است، تا امروز كه خب به نقطه‌ی بالایی رسیده.

بی‌شك دوران كنونی، دوران بیداری و هویّت‌یابی مسلمانان است؛ این حقیقت را از خلال چالشهایی كه كشورهای مسلمان با آن روبه‌رو شده‌اند نیز بروشنی میتوان دریافت. درست در همین شرایط است كه عزم و اراده‌ی متّكی به ایمان و توكّل و بصیرت و تدبیر، میتواند ملّتهای مسلمان را در این چالشها به پیروزی و سرافرازی برساند و عزّت و كرامت را در سرنوشت آنان رقم زند. جبهه‌ی مقابل كه بیداری و عزّت مسلمانان را بر نمیتابد، با همه‌ی توان به میدان آمده و از همه‌ی ابزارهای امنیّتی، روانی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی برای انفعال و سركوب مسلمانان و به خود مشغول ساختنِ آنان بهره میگیرد. نگاهی به وضعیّت كشورهای غرب آسیا از پاكستان و افغانستان تا سوریّه و عراق و فلسطین و كشورهای خلیج فارس، و نیز كشورهای شمال آفریقا از لیبی و مصر و تونس تا سودان و برخی كشورهای دیگر، حقایق بسیاری را روشن میسازد. جنگهای داخلی؛ عصبیّت‌های كور دینی و مذهبی؛ بی‌ثباتی‌های سیاسی؛ رواج تروریسم قساوت‌آمیز؛ ظهور گروهها و جریانهای افراط‌گر كه به شیوه‌ی اقوام وحشی تاریخ، سینه‌ی انسانها را میشكافند و قلب آنان را با دندان میدرند؛ مسلّحینی كه كودكان و زنان را میكشند، مردان را سر میبرند و به نوامیس تجاوز میكنند، و حتّی در مواردی این جنایات شرم‌آور و مشمئزكننده را به نام و زیر پرچم دین مرتكب میشوند؛ همه و همه محصول نقشه‌ی شیطانی و استكباری سرویسهای امنیّتی بیگانگان و عوامل حكومتی همدست آنان در منطقه است كه در زمینه‌های مستعدّ داخلی كشورها امكان وقوع می‌یابد و روز ملّتها را سیاه و كام آنان را تلخ میكند. یقیناً در چنین اوضاع و احوالی نمیتوان انتظار داشت كه كشورهای مسلمان، خلأهای مادّی و معنوی خود را ترمیم كنند و به امنیّت و رفاه و پیشرفت علمی و اقتدار بین‌المللی كه بركات بیداری و هویّت‌یابی است، دست یابند. این اوضاع محنت‌بار، میتواند بیداری اسلامی را عقیم و آمادگی‌های روحی پدید آمده در دنیای اسلام را ضایع سازد و بار دیگر، سالهای دراز، ملّتهای مسلمان را به ركود و انزوا و انحطاط بكشاند و مسائل اساسی و مهمّ آنان همچون نجات فلسطین و نجات ملّتهای مسلمان از دست‌اندازی آمریكا و صهیونیسم را به دست فراموشی بسپارد.
علاج بنیانی و اساسی را میتوان در دو جمله‌ی كلیدی خلاصه كرد كه هر دو از بارزترین درسهای حج است:
اوّل: اتّحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید،
و دوّم: شناخت دشمن و مقابله با نقشه‌ها و شیوه‌های او.

من به شما جوانهای عزیز كه فرزندان انقلابید و فرزندان نظام اسلامی هستید، این را هم بگویم: دشمنیِ جبهه‌ای كه امروز در مقابل ایران اسلامی قرار گرفته و دشمنی میكند، متمركز روی همین نقطه‌ی قدرتمند شدن ایران است؛ نمیخواهند این اتّفاق بیفتد. این نگاه كلان را باید در همه‌ی حوادث و قضایا - قضایای سیاسی، قضایای اقتصادی، قضایای گوناگون بین‌المللی و منطقه‌ای كه مربوط به كشورتان است - همواره در نظر داشته باشید، فراموش نكنید. یك جبهه‌ی سیاسی پرقدرتی امروز در دنیا وجود دارد كه نمیخواهد ایران اسلامی تبدیل بشود به یك كشور قدرتمند، به یك ملّت قدرتمند؛ از اوّل انقلاب هم همین‌جور بود. من این را برای شما نقل بكنم: در سال ۵۷ كه انقلاب اسلامی در ایران به‌وجود آمد و آن غوغای عظیم را در دنیا به راه انداخت، یك عدّه از نخبگان درجه‌ی یك سیاسی غرب - مثل كیسینجر، مثل هانتینگتون، مثل ژوزف نای، این چهره‌های برجسته‌ی نخبه‌ی سیاسی آمریكا و اروپا - یك سلسله مقالاتی را در همان اوائل انقلاب، در طول یك مدّتی منتشر كردند؛ مضمون این مقالات و این نوشته‌ها هشدار به دستگاه سیاسی غرب - به نظام سیاسی غرب، دولتهای غربی - بود؛ به آنها هشدار میدادند، میگفتند، این انقلابی كه در ایران اتّفاق افتاده، به معنای تغییر یك هیئت حاكمه و جابه‌جایی هیئتهای حاكمه فقط نیست، این به معنای ظهور یك قدرت جدیدی است در منطقه‌ی به قول آنها خاورمیانه - كه بنده این تعبیر را به‌هیچ‌وجه دوست ندارم - و به قول ما در منطقه‌ی غرب آسیا؛ یك قدرت جدیدی دارد ظهور میكند كه ممكن است از لحاظ تكنولوژی و علم به پای قدرتهای غربی نرسد، امّا از لحاظ نفوذ سیاسی و قدرت تصرّف در فض ای پیرامونی خود، از قدرتهای غربی یا بالاتر است یا هم‌وزن آنها است و برای آنها چالش ایجاد خواهد كرد. این را آنها آن روز هشدار دادند، اعلام خطر كردند. این به معنای این است [كه‌] از نظر آنها بُروز و ظهور یك چنین قدرتی به معنای این بود كه بساط نفوذ غرب در این منطقه‌ی حسّاس و ثروتمند و بسیار مهمّ استراتژیكی، این نقطه‌ی وصل سه قارّه به یكدیگر و مركز نفت و مركز ثروت و مركز كانی‌های مهمّ مورد نیاز بشر، كه غرب اصرار داشته است همیشه بر اینجا تسلّط داشته باشد - تسلّط سیاسی، تسلّط اقتصادی و طبعاً تسلّط فرهنگی - از دست غرب خارج خواهد شد یا لااقل تسلّطشان دچار تزلزل خواهد شد؛ این را آن روز حدس زدند و البتّه درست فهمیدند. امروز بعد از گذشت بیش از سه دهه، بتدریج آن كابوسی كه آنها میدیدند، به واقعیّت تبدیل شده، یعنی یك قدرت بزرگِ ملّیِ منطقه‌ای سربرآورده كه فشارهای گوناگون اقتصادی و امنیّتی و سیاسی و روانی و تبلیغاتی نتوانسته او را از پا بیندازد؛ و بعكس، او توانسته روی ملّتهای منطقه اثر بگذارد، توانسته فرهنگ عمومی اسلامی را تثبیت كند، منتشر كند، ملّتهای منطقه را با هویّت كند، احساس هویّت كنند.

غرب، در دوران استعمار، سیطره و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را بر شرق از جمله دنیای اسلام گسترش داد و بواسطه پیشرفتهای علمی و فناوری، اینگونه القاء كرد كه الگو و مركزیت همه محاسبات، دنیای غرب است.
آنها حتی محاسبات جغرافیایی را بر مبنای اصالت و برتری دنیای غرب تغییر دادند و اصطلاحات نادرستی همچون خاور نزدیك، خاورمیانه و خاور دور را بوجود آوردند.

امروز شما ملاحظه كنید در منطقه‌ی ما حوادث گوناگونی در جریان است. از چندین سال پیش تا امروز، دستگاه استكبار، غربِ آسیا را منطقه‌ی تاخت‌وتاز خودش قرار داده؛ علی‌رغم حضور استكبار در منطقه و فعّالیّتی كه آنها كردند، بیداری اسلامی به‌وجود آمد؛ و من عرض بكنم بیداری اسلامی تمام‌شده نیست؛ این‌جور نیست كه ما خیال كنیم كه حالا با حوادثی كه در بعضی از كشورها اتّفاق افتاد، بیداری اسلامی از بین رفت. بیداری اسلامی یك حادثه‌ی سیاسیِ محض نبود كه مثل یك كودتایی، مثل یك جابه‌جایی‌ای یكی بیاید و یكی برود، بعد دیگری بیاید او را از بین ببرد. بیداری اسلامی به معنای این بود كه یك حالت تنبّه و آگاهی و خودباوری با تكیه‌ی به اسلام در جوامع اسلامی پدید آمد؛ در شمال آفریقا بر طبق یك اقتضائاتی، در مصر مثلاً یا در تونس یا قبل از اینها در سودان، حوادثی را به‌وجود آورد؛ در جاهای دیگر هم این زمینه‌ی بالقوّه به‌طور كامل وجود دارد. این‌جور نیست كه ما فكر كنیم كه بیداری اسلامی از بین رفته است؛ نه، این یك واقعیّتی در زیر پوست ظاهری جوامع است. لذا شما می‌بینید در كشوری كه ادّعای گرایش به اسلام میكند، مردم به آن دولتی كه گرایش به اسلام دارد رأی میدهند؛ این نشانه‌ی اقبال به اسلام و توجّه به اسلام است. بنابراین حادثه‌ی بیداری اسلامی یك حادثه‌ی بسیار بزرگی است كه وجود داشت؛ علی‌رغم استكبار این حادثه به‌وجود آمد، برخلاف خواسته‌ی استكبار بود. و طبیعی است كه از آن طرف هم واكنش وجود دارد؛ امروز ما واكنش جبهه‌ی دشمن را داریم مشاهده میكنیم، هم در شرق منطقه‌ی ما، یعنی در منطقه‌ی پاكستان و افغانستان، تا منتهاالیه غرب آسیا، یعنی منطقه‌ی سوریّه و لبنان، حوادث وجود دارد. جبهه‌ی استكبار - كه خب فرد شاخص جبهه‌ی استكبار هم دولت ایالات متّحده‌ی آمریكا است - منافعی برای خودشان در منطقه تعریف كردند با نگاه استكباری - یعنی همان نگاه استعماری قرن نوزدهمی با شكل جدید - و به دنبال این هستند كه همه‌ی مسائل منطقه را با توجّه به این منافعی كه برای خود تعریف كردند، حل بكنند؛ قضیّه‌ی سوریّه هم از همین قبیل است، قضیّه‌ی بحرین هم از همین قبیل است. حضور استكبار در این منطقه، حضور متجاوزانه و زورگویانه و زیاده‌خواهانه‌ای است كه هر مقاومتی در مقابل خودش را میخواهد از بین ببرد؛ البتّه تا به حال بحمداللَّه نتوانستند و نخواهند توانست.
این منطقه، منطقه‌ی سرشار از ثروت و دارای موقعیّت بسیار مهمّ جغرافیایی و طبیعی است، طبعاً به این منطقه توجّه دارند، نظر دارند، كه اگر انسان نگاه كند به حرفهای اینها و آنچه كه تاكنون انجام دادند، هدفشان این است كه این منطقه را با محوریّت رژیم صهیونیست، متعلّق به خودشان كنند و حاكمیّت خودشان را در آنجا مستقر كنند؛ دنبال این هستند.

امروز دنیای اسلام دچار مشكلات بزرگی است. ما در منطقه‌ای قرار گرفته‌ایم كه متأسفانه در متعددی از كشورهائی كه پیرامون ما هستند، مشكلاتی وجود دارد، كه غالباً هم این مشكلات تزریق شده و تحمیل شده‌ی از سوی دیگران و از سوی بیگانگان است. یقیناً این حوادثی كه امروز در منطقه‌ی غرب آسیا و در شمال آفریقا دارد اتفاق می‌افتد، اگر دخالتهای بیگانگان نبود، اگر سیاستهای مغرضانه‌ی قدرتها نبود، اوضاع به این شكل پیچیده نمیشد. امروز هم راه علاج این است كه خود ملتها تصمیم بگیرند، دیگران دخالت نكنند، بیگانگان دخالت نكنند. علاج حوادثی كه امروز در این منطقه وجود دارد، صرفاً این است. مصر همین جور است، لیبی همین جور است، سوریه همین جور است. ملتها میتوانند با حكمت نخبگانِ خودشان و با هدایت پیشروان و پیشوایانِ خودشان و عقلای قوم، راههای خلاص را پیدا كنند؛ اگر بیگانه‌ها بگذارند، اگر تزریق نفاق نكنند، تزریق دودلی بین مردم نكنند.

در این ایام، در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا و كلاً در منطقه‌ی اسلامی، حوادث بسیاری در جریان است؛ چند مورد از این حوادث را با اختصار مورد اشاره قرار میدهیم. در كشور خود ما، حادثه‌ی مهم، تشكیل دولت جدید است كه بحمدالله با همت مردم و تلاش همه‌جانبه، این خواسته‌ی قانونی و سنت ملی با بهترین وجهی انجام گرفت و ان‌شاءالله بزودی با انجام وظیفه‌ای كه مجلس شورای اسلامی نسبت به انتخاب وزرای صالح خواهد كرد، دولت تشكیل خواهد شد و كارهای بزرگ و مهمی را كه بر عهده دارد، آغاز خواهد كرد؛ اگرچه هم‌اكنون هم بسیاری از كارها را شروع كرده‌اند. امیدواریم توفیق الهی شامل حال رئیس جمهور محترم و مسئولان اجرائی كشور باشد و همراهی مردم هم به آنها كمك كند، دعای مردم هم كمك كند كه بتوانند كارهای بزرگی را كه برعهده دارند - كه كارهای بزرگ، منافع بزرگی هم دارد؛ دشواری‌های بزرگی هم دارد - به بهترین وجهی به انجام برسانند.
اما در سایر كشورهائی كه در حول و حوش ما هستند - در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا - حوادث به این صورت شادی‌آور نیست؛ نگران كننده است. یك حادثه، حوادث فلسطین مظلوم است كه بعد از گذشت شصت‌وپنج سال از اشغال رسمی فلسطین، هنوز ظلم و جور و اجحاف به آن ملت مظلوم به طور روزانه ادامه دارد؛ تخریب خانه‌ها، دستگیر كردن بی‌گناهان، جدا كردن فرزندان از پدران و مادران، انباشتن زندانها از كسانی كه بدون گناه در زندانند یا دوران محكومیت زندانی خود را سپری كردند؛ و دردناك اینكه قدرتهای مسلط غرب هم از آن جنایتكاران با همه‌ی وجود حمایت میكنند. این یكی از مصیبتهای دنیای امروز كنونی است كه از یك ظلم آشكار كه مركّب است از دهها و بلكه صدها ظلم به طور متراكم، كسانی حمایت میكنند كه ادعای طرفداری از حقوق بشر، از دموكراسی و از اینگونه شعارهای زیبا و رنگین بر زبان دارند، اما در عمل از جنایتكاران حمایت میكنند!

مسیری كه ما داریم حركت میكنیم، مسیر مهمی است؛ یك مسیری است كه میتواند تاریخ جهان را متحول كند؛ كمااینكه دارد تاریخ منطقه را متحول میكند؛ می‌بینید. كی خیال میكرد كه در منطقه‌ی مهمِ حساسِ شمال آفریقا و غرب آسیا - همین منطقه‌ای كه اروپائی‌ها دوست دارند به آن «خاورمیانه» بگویند - این حوادث مهم اتفاق بیفتد؟ اتفاق افتاده است، تمام هم نشده است. حوادثی هم كه اتفاق می‌افتد، به زیان غرب و بخصوص به زیان آمریكا و تهدید رژیم صهیونیستی است. حالا یاوه‌گوئی‌های مسئولان رژیم صهیونیستی كه اینقدر اهمیت ندارد كه انسان بخواهد به اینها پاسخ دهد. یك مقدار آنها میگویند، یك مقدار بعضی از غربی‌ها میگویند. عمده، آمریكائی‌ها و دنباله‌روهای آنهایند؛ اروپائی‌ها خیلی انگیزه‌ای ندارند. همراهی اروپائی‌ها با آمریكا در این قضیه، یك همراهی عاقلانه و خردمندانه‌ای نیست؛ دارند خودشان را مثل پیشمرگ آمریكا، قربان آمریكا میكنند؛ حماقت میكنند. مردم ما از خیلی از كشورهای اروپائی خاطره‌ی بدی ندارند. ما از فرانسه، از ایتالیا، از اسپانیا خاطره‌ی بدی نداریم. بله، از انگلیس خیلی خاطره‌ی بد داریم؛ انگلیس را میگوئیم «انگلیس خبیث»؛ لیكن كشورهای دیگر اروپائی نه. با این كاری كه اینها دارند میكنند - همراهی با آمریكا - كه به نظر ما كاملاً غیرخردمندانه است، دشمنی ملت ایران را به خود جلب میكنند؛ خودشان را در چشم ملت ایران منفور میكنند.

امروز احساس میشود، دیده میشود كه این پرده‌ی غفلت از روی ذهنهای كشورهای منطقه و ملتهای مسلمان دارد برچیده میشود؛ این را باید مغتنم شمرد. منطقه‌ی حساس ما، شمال آفریقا و منطقه‌ی غرب آسیا - كه اروپائی‌ها به میل خودشان اسم «خاورمیانه» را روی آن گذاشتند و مركز حساسِ قلب دنیاست - امروز به بركت بیداری اسلامی، در حال تعیین سرنوشت آینده‌ی این منطقه است. این موقعیت را باید بشناسیم، آن را قدر بدانیم؛ نگذاریم این موقعیت مهم و حساس از دست برود. مسئله‌ی قدس شریف و فلسطین مظلوم در متن این قضایا قرار دارد و در قلب حوادث خاورمیانه است.
منطقه‌ی حساس ما، بسیاری از مسائل و مشكلاتش به خاطر وجود این غده‌ی سرطانیِ صهیونیستی است، كه دستهای آلوده به خون قدرتهای بزرگ، با همه‌ی توان میخواهند آن را حفظ كنند. آمریكائی‌ها صریح میگویند، دیگر قدرتهای مسلط دنیا هم به طور صریح ابراز میكنند كه سرنوشت خودشان را وابسته كرده‌اند به سرنوشت رژیم صهیونیستی. این به ضرر آنهاست.

یكی بیداری اسلامی است. ما در طول تاریخمان، چنین وضعیتی را در كشورهای اسلامی نداشتیم. اینكه احساس هویت، احساس بیداری، نه در یك ملت، بلكه در كشورهای متعددی از كشورهای اسلامی پدید بیاید و این احساس بیداری، این احساس هویت، متكی به اسلام باشد، این را ما در گذشته هرگز نداشتیم؛ این مال امروز است؛ این یك نشانه است، نشانه‌ی تحول است. چون مسلمانها یك میلیارد و نیم از جمعیت دنیا را تشكیل میدهند، ده‌ها كشور شامل اكثریتهای مسلمان هستند و كشورها هم جاهای حساسی قرار دارند، بنابراین این بیداری یك امر عادی نیست؛ نشان‌دهنده‌ی یك تحول در ساخت و نقشه و هندسه‌ی جدید دنیاست.
یك نشانه‌ی دیگر، خیزش ناخیزِ ناموفق غرب به رهبری آمریكا، برای تسلط هرچه بیشتر بر منطقه‌ی ماست. یك خیزی برداشتند، این خیز ناموفق بود. قضیه‌ی عراق یا قضیه‌ی افغانستان، قضایای دفعی نبود؛ حوادثی نبود كه بر اساس یك تصمیم آنی، فوری و دفعی به وجود آمده باشد؛ نه، اینها كاملاً برنامه‌ریزی شده بود؛ هدف هم تسلط كامل غرب به پیشتازی و رهبری آمریكا بر كل این منطقه بود.
البته من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیك، خاور میانه درست نیست. دور از كجا؟ از اروپا. نزدیك به كجا؟ به اروپا. یعنی مركز دنیا اروپاست؛ هر جائی كه از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیكتر است، خاور نزدیك است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفی است كه خود اروپائی‌ها كردند؛ نه، ما این را قبول نداریم. آسیا یك قاره‌ای است؛ شرقی دارد، غربی دارد، وسطی دارد؛ ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ی ما اسمش منطقه‌ی غرب آسیاست، نه منطقه‌ی خاورمیانه.

بنابراین یك نشانه‌ی دیگر، تسلط كامل بر این منطقه‌ی حساس است. چرا این منطقه حساس است؟ چون اولاً در این منطقه، منابع بسیار غنی و عظیمی قرار دارد؛ منابعی كه غرب به آنها نیاز دارد، و در درجه‌ی اول منابع انرژی. ثانیاً در اینجا موج اسلامی همیشه قابل انتظار و قابل توقع بوده؛ بخصوص بعد از پیدایش انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، این موج را همیشه به نحو مبهم انتظار داشتند، برای اینكه بر این موج سیطره پیدا كنند. بنابراین سیطره‌ی همزمان، هم بر منابع غنی، هم بر موج اسلامی، آنها را وادار كرد كه یك خیزی بردارند و این منطقه را تصرف كنند، اما وسط راه افتادند؛ مثل كسی كه خیز برمیدارد تا از یك جوئی عبور كند، اما زورش نمیرسد، وسط جوب می‌افتد. یك چنین اتفاقی افتاد. این خودش یكی از نشانه‌های تحول است.

آزادی فلسطین از چنگال درنده‌ی صهیونیستها نیز هدفی بزرگ است. كشورهای بالكان و قفقاز و آسیای غربی پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند؛ چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیستهای ظالم نجات یابد؟

از لحاظ موقعیت جغرافیائی و منطقه‌ای هم همین جور است. ما جای حساسی قرار گرفته‌ایم. همسایگی ما با دو دریا و ارتباط با دریاهای آزاد و منطقه‌ی حساسی كه بین شرق و غرب، یعنی بین آسیا و اروپا وجود دارد - ما در یكی از مهمترین بخش این منطقه‌ی حساس قرار گرفته‌ایم - دسترسی ما را به غرب و به شرق فراهم میكند. اینها همه‌اش امتیازات است. اینها ظرفیتهای كشور است؛ باید این ظرفیتها را بالفعل كنیم؛ این احتیاج به تلاش دارد.

امپراتوری نظامی و مالی و تبلیغاتی و سیاسی مسلط بر دنیا - یعنی شیطان بزرگ، آمریكا - با همه‌ی توان، با همه‌ی آنچه كه در چنته داشت، به میدان نظام جمهوری اسلامی آمد، به میدان انقلاب آمد و خاطرجمع بود كه انقلاب را به زانو در می‌آورد. امروز بعد از سی سال، شما نگاه كنید ببینید چه اتفاقی در دنیا افتاده؛ آنها به زانو درآمدند. سیاست بسیار حساسِ تعیین‌كننده‌ی خاورمیانه‌ای آمریكا بكلی شكست خورده است؛ این را همه دارند می‌بینند و همه به آن اعتراف میكنند. در فلسطین شكست خوردند. مزدوران و یاران و همپیمانان نزدیك خود را از دست دادند. یك روز فقط رژیم طاغوتِ فاسدِ پهلوی از دست آنها رفته بود؛ امروز رژیمهای دیگری از دست آنها رفتند یا در شرف از دست رفتنند؛ بنابراین متزلزلند. امروز آمریكا در منطقه‌ی غربی آسیا - یعنی همین منطقه‌ی شمال آفریقا و منطقه‌ای كه اسم آن را «خاورمیانه» گذاشتند - منزوی است. امروز اسلام در این منطقه زنده است. امروز جوانان با شعار اسلامی وارد میدان میشوند. یك روزی در سی سال پیش، چهل سال پیش، در همین كشورهای شمال آفریقا، اگر كسی میخواست از انگیزه‌های ملی و انقلابی حرفی بزند، به شعارهای چپ متوسل میشد؛ امروز این حرفها دورافتاده است، این حرفها به زباله‌دان تحویل داده شده است. امروز در این منطقه، حرف رائج، سكه‌ی رائج، سخن قاطع، اسلام است و قرآن. این، كم دستاوردی است؟ این همان چیزی است كه وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، جمهوری اسلامی به نام اسلام و قرآن در این منطقه پرچم برافراشت، آنها به خودشان لرزیدند. گفتند ممكن است چنین چیزی پیش بیاید، لذا تلاش كردند كه نگذارند؛ اما علی‌رغم آنها، امروز پیش آمده. جوانِ امروز ما دارد این را در مقابل خودش می‌بیند.

من به شما عرض بكنم؛ فقط این نیست كه در كشورهای شمال آفریقا و منطقه‌ی غرب آسیا كه امروز ما در آنجا قرار داریم، حركات بیداری‌ای به وجود آمده باشد؛ این حركت بیداری تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزی پیش خواهد آمد كه همین ملتهای اروپائی علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانی كه آنها را یكسره تسلیم سیاستهای فرهنگی و اقتصادی آمریكا و صهیونیسم كردند، قیام خواهند كرد. این بیداری، حتمی است. حركت ملت ایران، امتداد و عمقش اینهاست؛ حركت عظیمی است.

امروز مهمترین چالش بیرونی تحمیلیِ ما، از ناحیه‌ی امریكاست؛ در این هیچ تردیدی نداشته باشید. اینها روی خاور میانه از قرن نوزدهم برنامه‌ریزی دارند - نه امریكاییها، غرب - چون خاورمیانه منطقه‌ی فاصل بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند است.دریای مدیترانه، محل استقرار دولتهای استعمارگر است و اقیانوس هند، منطقه‌ی مستعمرات؛ و خاور میانه بین این دو منطقه‌ی حساس قرار گرفته، كه نمی‌توانستند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. فشارهای انگلیس روی ایران و نفوذش در قرن نوزدهم، برای حفاظت از هند - كه آن روز جزوِ دولت بریتانیا بود - انجام گرفت و ما آن روز قربانی هند شدیم؛ و این نسبت به همه‌ی خاور میانه تعمیم دارد. پیدایش اسرائیل هم از همین‌جاست. بعد، عوامل گوناگون دیگری هم پیدا شد: مسئله‌ی نفت، مسئله‌ی تقسیم متصرفات عثمانی بعد از جنگ اول و مسئله‌ی پیدایش شوروی، كه همه‌ی اینها، موضوع را تشدید كرد. غرب، بعد هم در آخر میراث‌خوار غرب - امریكا - روی منطقه‌ی خاور میانه برنامه‌ریزی دارند. حالا در این منطقه‌ی حساس كه در آن نفت و منطقه‌ی راهبردی و استراتژیك جغرافیایی و سیاسی و همه چیز هست، ناگهان دولتی به نام «جمهوری اسلامی»، با اصول خودش و با ضدیت با مبانی ظالمانه و سیاست متجاوزانه‌ی امریكا، سر بلند كرده است

شما ببینید در این صد سالِ گذشته در اطراف عالم بر اثر زیاده‌خواهیِ قدرتهای استكباری چقدر انسان در جنگهای مختلف قربانی شدند؛ در جنگهای جهانی، در جنگهای منطقه‌یی و در جنگهایی كه فقط به این خاطر به راه انداخته شد كه صاحبان كارخانه‌های سازنده‌ی سلاح برای فروش متاع خود احتیاج به جنگ داشتند! قدرتمندان استكباری و پشت سر آنها دستگاه‌های غارتگر اقتصادی برای منافع خودشان نمی‌گذارند دنیا از صلح و ثبات، و زندگی مردم از آرامش برخوردار باشد؛ با نامهای گوناگون، با تابلوهای دروغین و مزورانه به زندگی انسانها ضربه می‌زنند؛ به آرامش و سلامت دنیای بشری ضربه وارد می‌كنند. امروز هم همین‌طور است؛ امروز شما ببینید زشت سیرت‌ترین قدرتهای جهانی كه رفتار ضد بشری و طمع‌ورزانه‌ی آنها در همه‌ی كارهایی كه در سطح دنیا انجام می‌دهند نمایان است، چطور با تابلوی حقوق بشر و دمكراسی در دنیا ظاهر می‌شوند و جنجال به راه می‌اندازند؛ منطقه‌ها را تهدید می‌كنند و منطقه‌ی ما، منطقه‌ی خاورمیانه، و منطقه‌ی آسیای غربی را هم مشمول همین تهدیدهای خودشان می‌كنند.

اسلام دین آزادی و عدالت و حقجوئی است. مردمسالاری حقیقی همان مردمسالاری دینی است كه با پشتوانه‌ی ایمان و مسئولیت دینی مطرح می‌شود و همانطور كه در ایران اسلامی مشهود است بسیار مطمئنتر و صادقانه‌تر و مردمی‌تر از دموكراسی امثال آمریكا عمل می‌كند. دموكراسی‌ئی كه آمریكائیها ادعا می‌كنند به مردم كشورهای اسلامی و عربی خواهند داد به اندازه‌ی گلوله و بمب و موشكشان خسارتبار است. دشمن حتی اگر دانه‌ی خرمائی هم به ما بدهد نمی‌توان مطمئن بود كه آن را انباشته از زهری كشنده نكرده باشد. امت اسلامی در آفریقا و خاور میانه و غرب آسیا این را بارها و حتی در همین سالهای اخیر آزموده‌اند.
امت اسلامی در چنین اوضاع حساس و خطیری بیش از همیشه به درس‌گیری از الگوی حج نیاز دارد: حركت و نهضتی هدفمند، و آگاهانه، و متنوع، و همگانی، در سمت هدفهای قرآنی و بر صراط مستقیم اسلام..
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی