تفاخر به کالای خارجی - تعداد فیش : 17 ، تعداد مقاله : 0
1394/02/09
1393/11/29
1393/01/01
1392/12/20
1392/02/07
1391/07/22
1391/07/20
1391/01/01
1389/06/16
1388/02/09
1385/08/18
1385/08/18
1383/04/15
1383/02/28
1382/02/10
1373/02/13
1370/09/12

مصرف‌کننده‌ی باانصاف، مصرف‌کننده‌ی باوجدان هم میتواند همین‌جور به تولید کشور کمک کند؛ دنبال اسم و رسم نروند، دنبال بِرَند نروند - این حرفی که حالا مرتّب تکرار میکنند: بِرَند، بِرَند - دنبال مارک نروند؛ دنبال مصلحت بروند. مصلحت کشور، مصرف تولید داخلی است، کمک به کارگر ایرانی است. بعضی‌ها هستند حتّی حاضرند به نفع کارگر هم شعار بدهند، رگ گردن را هم درشت کنند و شعار بدهند، امّا در عمل به کارگر ایرانی لگد بزنند.

من بارها در سخنرانی‌های اوّل سال و غیر آن تکرار کردم، الان هم به شما عرض میکنم: محصولات داخلی را مردم مصرف کنند؛ نروند دنبال این نشانه‌ها. حالا مُد شده است بگویند «بِرَند» است، بِرَند فلان؛ بِرَند چیست! بروید سراغ مصرف تولیدات داخلی. آن چیزهایی که مشابه داخلی دارد، متعصّبانه و با تعصّبِ تمام، ملّت ایران، خارجیِ آن را مصرف نکنند. این را من فقط برای یک عدّه‌ی خاص نمیگویم؛ خب بله، وقتی ما میگوییم، یک عدّه متدیّنین فوراً گوش میکنند حرف را، پیغام هم میدهند فلان چیز راکه خارجی است بخریم؟ فلان چیز را نخریم؟ من فقط برای متدیّنین و افرادی که برای حرف ما حجّیّت شرعی قائلند، این را نمیگویم؛ من این حرف را برای هرکسی میگویم که به ایران علاقه‌مند است، به آینده‌ی کشور علاقه‌مند است، به فکر بچّه‌های خودش است که بنا است فردا در این کشور زندگی کنند. شما مصنوعات خارجی را که مصرف میکنید، در واقع کمک میکنید به اینکه حجم آن بنگاه خارجی، آن کارگر خارجی، آن سرمایه‌دار خارجی، مدام بیشتر بشود و تولید داخلی ضربه بخورد، شکست بخورد.

سؤال سوم را مطرح کنم و جواب بدهم. سؤال سوم این بود که برای اینکه این کار بزرگ، اقتصاد مقاومتی، تحقّق پیدا کند، الزامات چیست و چه کارهایی باید انجام بگیرد؟ خلاصه عرض میکنیم: اوّلاً مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. تولید ملّی، اساس و حلقه‌ی اساسی پیشرفت اقتصاد است. مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. چه‌جوری؟ یک جا که قانون لازم دارد، حمایت قانونی کنند؛ یک جا که حمایت قضائی لازم است، انجام بگیرد؛ یک جا که حمایت اجرایی لازم است، باید تشویق کنند و کارهایی بکنند؛ باید این کارها انجام بگیرد. تولید ملّی باید رونق پیدا کند.
دوّم، صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، آنها هم بایستی به تولید ملّی اهمّیّت بدهند؛ به چه معنا؟ به این معنا که بهره‌وری را افزایش بدهند. بهره‌وری، یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود؛ کارگر که کار میکند، کار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، این معنای بهره‌وری است؛ از قول پیغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن کسی است که کاری را که انجام میدهد، محکم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن کسی که سرمایه‌گذاری میکند، سعی کند حدّاکثر استفاده از آن سرمایه انجام بگیرد؛ یعنی هزینه‌های تولید را کاهش بدهند؛ بعضی از بی‌تدبیری‌ها، بی‌سیاستی‌ها موجب میشود هزینه‌ی تولید برود بالا، بهره‌‌وری سرمایه و کار کم بشود.
سوّم، صاحبان سرمایه در کشور، فعّالیّت تولیدی را ترجیح بدهند بر فعّالیّتهای دیگر. ما دیدیم کسانی را که سرمایه‌ای داشتند ــ کم یا زیاد ــ و میتوانستند این را در یک راه‌هایی به کار بیندازند و درآمدهای زیادی کسب کنند، نکردند؛ رفتند سراغ تولید؛ گفتند میخواهیم تولید کشور تقویت بشود؛ این حسنه است، این صدقه است، این جزو بهترین کارها است؛ کسانی که دارای سرمایه هستند ــ چه سرمایه‌های کم، چه سرمایه‌های افزون ــ آن را بیشتر در خدمت تولید کشور بگذارند.
بعدی، مردم در همه‌ی سطوح، تولید ملّی را ترویج کنند. یعنی چه؟ یعنی همین مطلبی که من دو سه سال قبل از این، در همین جا با اصرار فراوان گفتم، یک عدّه‌ای هم از مردم خوشبختانه عمل کردند، امّا همه باید عمل کنند و آن عبارت است از «مصرف تولیدات داخلی». عزیزان من! شما وقتی که یک جنس داخلی را خرید میکنید به‌جای جنس تولید خارجی، هم به همین اندازه کار و اشتغال ایجاد کرده‌اید، هم کارگر ایرانی را وادار کرده‌اید به اینکه ابتکار خودش را بیاورد میدان؛ جنس داخلی که مصرف شد، آن کننده‌ی کار، ابتکاراتی دارد، این ابتکارات را روز‌به‌روز افزایش خواهد داد؛ شما وقتی که جنس داخلی مصرف میکنید، ثروت ملّی را افزایش داده‌اید. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجیح مصرف خارجی به‌عنوان یک سنّت بود؛ سراغ جنس که میرفتند، [میپرسیدند] داخلی است یا خارجی؟ اگر خارجی بود، بیشتر به آن رغبت داشتند؛ این باید برگردد و به‌عکس بشود. نمیگوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض میکنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر میگذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه‌ی مردم است. البتّه در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، مسئولیّت مسئولان و مدیران کشور از دیگران بیشتر است؛ بسیاری از زیاده‌روی‌ها و ریخت‌وپاش‌ها در رفتار مردم، به‌خاطر نگاه کردن به رفتار آن کسانی است که آنها را "بزرگ‌ترها" میدانند؛ اگر اسراف در بین سطوح بالا نباشد، در بین مردم هم اسراف کم خواهد شد. بنابراین ترجیح تولید داخلی یکی از کارها است.
من این بخش را جمع بندی کنم. من عرض میکنم: اقتصاد مقاومتی به معنای مقاوم ساختن پایه‌های اقتصاد، یکی از وظایف عمومی امروز ما است و همه میتوانند در آن نقش ایفا کنند، هم مسئولین و مسئولین قوای سه‌گانه، هم آحاد مردم، هم کسانی که دارای مهارت کارند، هم کسانی که دارای سرمایه‌اند، هم صاحب‌نظران. البتّه آنچه که ما عرض کردیم، خلاصه‌ای بود از آنچه باید گفت؛ به‌عهده‌ی صاحب‌نظران است که تفصیلات اینها را عرض بکنند.

نکته‌ی دوم [از انگیزه‌ها و عوامل تهیه‌ی سیاستهای اقتصاد مقاومتی]، مشکلاتی است که داریم - مشکلات مزمن، مشکلات دیرپا - که اینها جز با یک حرکت اقتصادیِ جمعیِ مهم، امکان ندارد برطرف بشود؛ یکی از آنها وابستگی به نفت است که عرض کردیم، یکی از آنها عادت به واردات است - آن هم واردات بدون اولویت؛ عادتی است که متأسفانه دچار آن هستیم و این عادت را هم نتوانستیم کنار بگذاریم؛ نگاهمان به تولید خارجی است - تورم مزمن، بیکاری، معیوب بودن برخی از ساختارهای اقتصادی ما، اشکال در نظامات مالی ما - نظامات پولی ما، نظامات بانکی ما، نظامات گمرکی ما - اشکال در الگوی مصرف، اشکال در مسئله‌ی تولید، اشکال در بهره‌وری؛ اینها مشکلات موجود کشور است، باید با اینها مقابله کرد. یکی از چیزهایی که هر انسان دلسوزی را و هر مسئول با همتی را برمی‌انگیزد که کاری و حرکتی از قبیل اقتصاد مقاومتی انجام بدهد، وجود همین مشکلات است. اینها جز با یک حرکت جهادی و جمعی و دلسوزانه و مستمر - با الزاماتی که دارد و عرض خواهم کرد - میسر نخواهد شد.

ما گفتیم: تولید داخلی؛ کار ایرانی، سرمایه‌ی ایرانی. این معنایش این است که زرق و برق نامهای فرنگی چشمها را به خودش جلب نکند. همه بدانند که این محصولی که دارند میخرند، میتواند یک کارگر ایرانی را برخوردار کند؛ میتواند او را محروم کند، یک کارگر خارجی را برخوردار کند. البته ما همه‌ی بشریت را دوست داریم، اما خب کارگر ایرانی دارد برای سربلندی این کشور تلاش میکند؛ جزو مغتنم و عزیز پیکره‌ی این ملت است؛ او را باید تأیید کرد، او را باید تقویت کرد. بعضی‌ها این را نمیفهمند و درک نمیکنند، یا برایشان نشانه‌ی تولید ایرانی و تولید خارجی فرق نمیکند؛ یا حتّی بعکس، به جای اینکه دنبال نشانه‌ی تولید ایرانی بگردند، دنبال نشانه‌های تولید خارجی میگردند؛ این انحراف است، این خطا است. همه‌ی مردم مخاطب این بیانند.

ما بر روی تولید داخلی تکیه کردیم؛ هم در اول امسال و در شعار سال، هم در صحبتهائی که در طول این چند ماه از اول سال انجام گرفته. خب، تولید داخلی احتیاج دارد به مصرف داخلی؛ این به عهده‌ی مردم است. مصرف خودمان را باید از تولیدات خودمان انتخاب کنیم. اینکه کسانی همه‌اش دنبال مارکها و برندهای خارجی و اسمهای خارجی باشند، خطاست؛ فرونشاندن یک هوس شخصی است، اما ضربه‌زدن به یک کار عمومی و اصلی است. مصرف داخلی، تولید داخلی را افزایش میدهد؛ تولید داخلی که افزایش پیدا کرد، همین مشکلاتی که آقای امام جمعه‌ی محترم گفتند، برطرف میشود؛ بیکاری برطرف میشود. تولید که رونق بگیرد، یعنی تورم کم بشود، گرانی کم بشود، اشتغال افزایش پیدا کند؛ اینها همه به هم متصل است. یک سر این قضیه دست ما مردم است، که مصرف خودمان را چگونه انتخاب کنیم.
به هر حال وظائف زیاد است، اما توفیقات الهی هم بسیار زیاد است.

نکته‌ی بعد، خودباوری است. ما باید کودک را از آغاز دارای اعتمادبه‌نفس و باور به هویت خود بار بیاوریم. البته این مخصوص کودکان دبستانی نیست؛ در دبیرستان هم همین هست، در دانشگاه هم همین هست. در کشور ما متأسفانه فرهنگِ کاملاً منحرفی از گذشته پایه‌گذاری شده، که هنوز آثارش از بین نرفته - با این همه تبلیغاتی که ماها از اول انقلاب تا امروز داشتیم - و آن، نگاه نیازمندانه‌ی به سمت غرب، بزرگ دیدن غرب و کوچک دیدن خود در مقابل اوست؛ که متأسفانه این فرهنگ ریشه‌کن نشده و وجود دارد؛ این به دلیل نبود خودباوری است. اینکه شما ملاحظه میکنید فلان مارکِ جنس خارجی پول بیشتری طلب میکند، اما طرفدار بیشتری هم در بین یک طبقه‌ای دارد، در حالی که جنس مشابه داخلی گاهی کیفیتش بهتر از آن است، به خاطر همین نگاه است؛ این یک بیماری است، این یک آفت است. اگر چنانچه گفته شود که فلان متخصص، دوره‌های تخصص را در داخل گذرانده است، به خارج نرفته است، در وهله‌ی اول یک نگاه منفی نسبت به او وجود خواهد داشت. بله، اگر چنانچه این متخصص داخلی که در داخل تحصیل کرده، با کارهای برجسته‌ی خود توانست این باور را به هم بزند - که در این سالهای اخیر، فراوان هم اتفاق افتاده - آن مطلب دیگری است؛ اما مادامی که بگویند این تحصیلکرده‌ی خارج است، این تحصیلکرده‌ی داخل است، نگاه به او برتر خواهد بود. اینها عیب است.

عمده، مردمند. شما باید کالای ایرانی بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطی است که ما مارکهای خارجی را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکی‌هامان ترجیح بدهیم به مارکهای داخلی؛ در حالی که تولید داخلی در خیلی از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلی را که در بعضی از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجی میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانی رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوی دارد، خریدار ایرانی همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلی مهم است. ببینید کارگر ایرانی چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانی چه سرمایه‌گذاری کرده است. در زمینه‌ی مصرف، عمده‌ی کار دست مردم است؛ که این بخشی از اصلاح الگوی مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشی از جهاد اقتصادی است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملی مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.

مسئله‏ی واردات را که چند نفر از دوستان گفتند، بنده به آن عقیده دارم. در جلسه‏ی مسئولین، در همین جا اوائل ماه رمضان اعلام کردم، گفتم؛ هم به مجلس، هم به دولت که به مسئله‏ی واردات بپردازند؛ حالا هم از وزیر محترم بازرگانی تو راه سؤال کردم، ایشان اطلاع دادند که کارهای خوبی در این زمینه دارد انجام میگیرد؛ بله راست است. مسئله‏ی واردات بی‏رویه و بی‏منطق ضرر بزرگی است، خطر بزرگی است؛ مردم هم باید این را بدانند. وقتی یک محصول خارجی‏ را ما داریم مصرف میکنیم، در واقع داریم یک کارگر خودمان را بی کار میکنیم، یک کارگر دیگر را داریم به کار وادار میکنیم؛ این هست، منتها مسئله‏ی مرغوبیت و کیفیت خیلی مهم است؛ و استحکام؛ اینها خیلی مهم است. اگر چنانچه جنس داخلی، تولید داخلی، این خصوصیات را داشته باشد، به طور طبیعی تمایل پیدا میشود. البته متأسفانه بعضی هستند که بر اثر فرهنگ غلطِ دوره‏ی منحوس پادشاهی- دوره‏ی طاغوت، دوره‏ی وابستگی- هنوز چشمشان به خارج است. یک روزی بوده است که تو این کشور مسئولین دولتی ما آمدند صریح گفتند که ایرانی یک لوله‏هِنگ نمیتواند درست کند! عملًا هم همه چیز را وارد کردند. در همان دوره‏ی طاغوت یک فردی از بلندپایگان دولتی که تصادفاً بنده را توی یک مجلسی- ما که با اینها هیچ وقت ارتباطی نداشتیم، ملاقات هم نمیکردیم- دید، من داشتم انتقاد میکردم از همان چیزهائی که بود. این رو کرد به ما و گفت: چی چی را انتقاد میکنید؟ ما مثل آقا نشستیم، کشورهای دیگر مثل نوکر دارند برای ما کار میکنند، کالا میفرستند داخل؛ این بد است؟ شما ببینید؛ این منطق دولتمردان دوره‏ی طاغوت بود! حالا ظاهرش این منطق است، باطنش چیزهای دیگر بود؛ فسادهای اقتصادی فراوان و فسادهای اخلاقی فراوان. بله، مسئله‏ی واردات و مدیریت واردات مهم است. ما آن روز به دوستانی که اینجا بودند، در جلسه‏ی مسئولین و کارگزاران نظام، توصیه کردیم، گفتیم واردات را مدیریت کنید؛ نمیگوئیم متوقف کنید. یک چیزهائی باید بیاید، یک چیزهائی باید نیاید. یک مدیریت صحیحی باید انجام بگیرد؛ این مسلماً هست.

در مورد مسئله‏ی کار آنچه که من بر آن تأکید کرده‏ام و امروز هم تأکید می‏کنم، این است که ما باید فرهنگ کشور خودمان را به سمت ترویج تولید داخلی تنسیق و تنظیم کنیم و پیش ببریم؛ این خیلی چیز مهمی است. در گذشته، سالهای متمادی این فرهنگ به ملت ما تزریق شده است که به دنبال مصنوعات و ساخته‏های بیگانه و خارجی‏ بروند. وقتی گفته می‏شد این جنس خارجی است، این یک استدلال تام و تمامی بود برای بهتر بودن و مرغوب‏تر بودن این جنس. این فرهنگ باید عوض شود. البته کیفیت تولید داخل در این مؤثر است، تبلیغ نکردن بیجا و بی‏رویه‏ی تولیدات خارجی در این مؤثر است، تشویق کارآفرین داخلی در این مؤثر است، وجدان کاری در کننده‏ی کار- چه کارگر ساده یا کارگر مجرب یا مهندس کار- در این مؤثر است، دولت نقش دارد، مسئولین نقش دارند، خود کارگر نقش دارد، کارآفرین نقش دارد، تاجر واردکننده‏ی کالای‏ خارجی نقش دارد. همه باید دست به دست هم بدهند تا تولید داخل رجحان پیدا کند؛ ارزش پیدا کند و فرهنگی بر جامعه‏ی ما و بر ذهنهای ما حاکم شود که مصرف کردن تولید داخلی را ارزش بدانیم. ما به قیمت به کار واداشتنِ یک کارگر بیگانه که تولید او را مصرف می‏کنیم، یک کارگر داخل کشور را بیکار می‏کنیم. همه‏ی مسئولین کشور، سیاست‏گذاران کشور، مسئولان تبلیغات کشور، خودِ کارآفرینان، خودِ کارگران، دولت، بخشهای مربوطه به این نکته باید اهمیت بدهند.
امروز خوشبختانه بسیاری از محصولات و مصنوعات داخل کشور برتر و گاهی بسیار برتر از مشابه‏های بیرونی و خارجی است. چرا ما باید نسبت به مصنوعات خودمان بی‏اعتناء باشیم؟ گذشت آن روزی که وابستگان به دستگاه قدرت به دست خودشان، با بیانات زهرآگین خودشان تلقین می‏کردند که ایرانی قادر به تولید و ساخت نیست. آن‏ها ایران را عقب انداختند. آن‏ها به روح ابتکار و شوق کار در کشور لطمه زدند. انقلاب آمد وضع را عوض کرد. امروز جوانان ما پیچیده‏ترین کارها را دارند انجام می‏دهند. این همه زیرساخت در کشور به وجود آمده است برای کارهای بزرگ، این همه کارهای پیچیده‏ی فنی با ذهن و ابتکار جوان ایرانی دارد انجام می‏گیرد. مسئولین دنبال این کارند. امروز باید رو بیاورند همه به سمت مصنوعات و تولیدات داخلی؛ این باید یک فرهنگ شود. البته یک بخش مهم از این هم مربوط می‏شود به امنیت شغلی کارگران، که این هم بایستی همه به آن توجه داشته باشند؛ کارگر فارغ‏البال باشد؛ مطمئن باشد؛ امنیت شغلی داشته باشد. و کارفرما و کارگر، سرمایه‏گذار و کارگر، مدیر کارگاه و کارگر دست به دست هم بدهند برادروار، کارها را پیش ببرند. این مربوط به مسئله‏ی کار.

آنچه که پیشرفت هست، این است که ما از هرکه و هر جور، همه‏ی دانشهای مورد نیازمان را فرابگیریم؛ این دانش را به مرحله‏ی عمل و کاربرد برسانیم، تحقیقات گوناگون انجام بدهیم، برای اینکه دامنه‏ی علم را توسعه بدهیم، تحقیقات بنیادی انجام بدهیم، تحقیقات کاربردی و تجربی انجام دهیم، تا فناوری را به وجود آوریم یا فناوری جدیدی را به وجود بیاوریم یا فناوری را تکمیل کنیم؛ تصحیح کنیم و انجام بدهیم؛ در زمینه‏ی آموزش‏های مدیریتی از پیشرفتهای دنیا فرابگیریم، آن را بین خودمان برطبق نیازها و عرف و فرهنگ خودمان تحلیل و فهم کنیم و با جامعه‏مان تطبیق کنیم.
در باره‏ی مشکلات اجتماعی‏ای که در کشور وجود دارد، تحقیق کنیم و راه ریشه کن کردن این‏ها را پیدا کنیم‏ و به دنبال این برویم که راه مبارزه با اسراف چیست. اسراف یک بیماری اجتماعی است.
راه مبارزه با مصرف‏گرایی چیست؟
راه مبارزه با ترجیح کالای‏ خارجی‏ بر کالای ساخت داخل چیست؟ این‏ها تحقیق می‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏های تحقیقی بگیرید، استاد و دانشجو کار کنید، نتیجه‏ی تحقیق را به مسئولان کشور بدهید؛ به رسانه‏ها بدهید تا سرریز شود و فرهنگ‏سازی شود. این، می‏شود پیشرفت.

شما می‏روید یک جنسی‏ را از بازار تهیه کنید- یک لباس، یا فرض بفرمایید یک وسیله‏ی خانه؛ یک ظرف- نوع داخلی‏اش هست، نوع خارجی‏اش‏ هم هست؛ یک مقداری به خاطر تبلیغات خارجی‏، یک مقدار به خاطر پُز دادن به اینکه این جنس‏ خارجی‏ است، یک مقدار به خاطر رسوبات فرهنگی قبلی که جنس‏ داخلی فایده‏ای ندارد و یک مقدار هم شاید به خاطر مرغوبتر بودن جنس‏ خارجی‏- این مرغوبتر بودن هم ممکن است یکی از عوامل باشد، لیکن به هر حال تعیین‏کننده نیست- شما آن را انتخاب می‏کنید. یعنی چه کار می‏کنید: یک کارگر ایرانی را بیکار می‏کنید و یک کارگر غیر ایرانی را به کار وادار می‏کنید. خوب، مگر بیکاری امروز، مشکل عمده‏ی جامعه‏ی ما نیست. وقتی شما این‏طور کردید، بنده این‏طور کردم، آن برادر دیگر، آن خواهر دیگر، و یکی‏یکی از این روش پیروی کردیم، نتیجه چه می‏شود؟ نتیجه، ورشکستگی کارخانه‏ی داخلی، بیکاری کارگر داخلی و در نهایت باعث ناامیدی سرمایه‏گذار داخلی می‏شود. بیکاری هم که به دنبال خودش اعتیاد، فساد و اختلافات خانوادگی می‏آورد و به دنبال آن، حوادث سیاسی و اجتماعی فراوان به وجود می‏آید. بنابراین، از یک چیز کوچکی شروع می‏شود؛ از یک اراده‏ی شخصی من و شما. پس اراده‏ی شخصی افراد هم حتّی در تحولات اجتماعی، می‏تواند اثرگذار باشد. و از این دست مسائل، فراوان است. هوس می‏کند از دست رفیقش سیگار بگیرد بکشد؛ گرایش به سیگار، گرایش به مواد مخدر، هوسهای زودگذر؛ این‏ها همان چیزهایی است که به دنبال خودش یک جریان عظیم، طولانی و تمام نشدنی از تحولات اجتماعی را- که پسرفت هست- به وجود می‏آورد. عکسش هم صادق است.

ضلع سوم این است که مناسبات اقتصادی و اجتماعی سلامت پیدا کند؛ این، هم بر عهده‏ی مسئولان است- بر عهده‏ی دولت، قوه‏ی قضائیه و مجلس شورای اسلامی- و هم بر عهده‏ی آحاد مردم است. مناسبات اقتصادی و اجتماعی غلط یعنی چه؟ یعنی رواج قاچاق، رباخواری، مصرف‏گراییِ افراطی و گرایش به تفاخر در استفاده از مصنوعات‏ خارجی‏ در مقابل نمونه‏های داخلی آن، که معنایش این است که کارگر ایرانی را به نفع کارگر خارجی‏ بیکار می‏کند. باید افتخار به استفاده‏ی از مصنوعات‏ داخلی در مردم و مسئولان بیدار شود. در درجه‏ی اول خود مسئولان و دستگاه‏های دولتی و قوای سه‏گانه، و در درجه‏ی بعد آحاد مردم به این نکته توجه کنند و اهمیت دهند.
وقتی مناسبات غلط اقتصادی در جامعه حاکم باشد، وقتی رانت‏خواری رواج داشته باشد، وقتی سوءاستفاده‏ی از قدرت برای به دست آوردن ثروتهای بادآورده رواج داشته باشد، کسی که تولیدکننده و زحمتکش واقعی است، ناامید می‏شود. کشاورزی که زحمت می‏کشد، صنعتکاری که تولید می‏کند، سرمایه‏داری که سرمایه‏گذاری می‏کند، معدنکاری که عرق می‏ریزد، معلمی که در مدرسه درس می‏گوید، استادی که در دانشگاه تدریس می‏کند، قاضی‏یی که وقت و اعصاب خود را به کارِ صحیح صرف می‏کند، وقتی ببینند راه برای مناسبات غلط اقتصادی در جامعه باز است و با آن برخورد نمی‏شود، مأیوس می‏شوند. این که ما گفتیم و تأکید کردیم که باید با مفاسد اقتصادی و قاچاق مبارزه شود، به‏خاطر این است که این پدیده‏ها اساس پیشرفت کشور را دچار آسیبهای جدی می‏کنند.

تهاجم فرهنگی غیر از تبادل فرهنگی است؛ غیر از گرفتن برجستگی‏ها و زبده‏گزینی از فرهنگهای دیگر است؛ این، چیزی است مباح، بلکه واجب. اسلام به ما دستور می‏دهد، عقل هم به‏طور مستقل از ما می‏خواهد که هر چیز خوب، زیبا و باارزشی را که در هرکجا می‏بینیم، آن را فرابگیریم و از آن استفاده کنیم. این جملات معروفِ متداول در زبانهای مردم ما که «اطلبوا العلم و لو بالصین» یا «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال»؛ نگاه نکن حرف خوب، سخن حکمت‏آمیز، دانش و معرفت را چه کسی دارد می‏گوید، اگر سخن خوب است، آن را فرابگیر، این گرفتن، گرفتنِ فرهنگی است و اخذ فرهنگی، تبادل فرهنگی و زبده‏گزینیِ فرهنگی، یک چیز لازم است و این، غیر از تهاجم‏ فرهنگی است. من بارها گفته‏ام که یک‏وقت هست که یک انسان با میل خود و برطبق نیاز و اشتها و ضرورت زندگی‏اش یک نوع غذا، یک نوع دارو یا ماده‏ی لازمی را انتخاب می‏کند و آن را داخل جسم خودش می‏کند؛ این، گزینش است، که چیز خیلی خوبی است؛ اما یک‏وقت هست که یک نفر را می‏خوابانند و ماده‏ای را که نه برای او لازم است و نه او به آن میل و اشتهایی دارد و نه برایش مفید است، به‏زور در حلقش می‏ریزند، یا به او تزریق می‏کنند؛ این، نامطمئن است؛ این، تهاجم فرهنگی است؛ همان کاری که با ملت ایران در طول سالهای متمادی کردند. از سیاستمدارانی که وابسته بودند، از آن‏هایی که با قراردادهای مالی دهنِشان را می‏بستند، هیچ توقعی نیست؛ اما از شخصیتهای علمی و فرهنگی در آن دوران این انتظار و توقع بود که اگر دارای هر عقیده‏یی هستند، و لو اسلام را هم قبول ندارند و ایمان اسلامی هم ندارند، برای هویت فرهنگی این ملت ارج قائل شوند؛ اما ارجی قائل نشدند؛ دروازه‏ها را باز کردند و چشمها را بستند و مجذوب و خیره شدند و ما را عقب انداختند. به خاطر همین، ما در میدان علم و فناوری عقب ماندیم. اینکه در عرف دوره‏ی جوانیِ من- که حالا خوشبختانه آن‏طور نیست و خیلی فرق کرده- واقعاً هر کالایی‏ به صِرف خارجی‏ بودن، مطلوب بود و به صِرف داخلی بودن نامطلوب، فرهنگ عمومیِ آن زمانها بود و در داخل کشور هم جرأت و گستاخی کار علمی و تحقیقی و باز کردن بن‏بست‏ها و شکستن مرزهای دانش اصلًا قابل تصور نبود و کسانی که در خودشان چنین استعدادی می‏دیدند، به هیچ راهی جز اینکه در محیطهای خارج از کشور کار کنند، فکر نمی‏کردند. اینکه ما خودمان بسازیم، خودمان تولید کنیم و خودمان ابتکار، اصلًا متصور نبود. بنده از اطلاعات و گزارشهای گوناگونی که در اختیارم قرار گرفته، نمونه‏های عینیِ خیلی فراوانی را سراغ دارم که شاید بعضی از شماها هم این موارد را بدانید. اما امروز نه، امروز خوشبختانه این حالت دلیری و خوداتکایی و شجاعتِ وارد شدن در میدانهای گوناگون هست. این فرهنگ را انقلاب عوض کرد. مقوله‏ی فرهنگ این است. این یک مثال و یک مصداق بود.

بنای مدنیّت و زندگی انسان بر استفاده از منابع طبیعی و انسانی است. اگر منابع طبیعی باشد، اما منابع انسانی نباشد و یا رشد نیافته باشد، مثل این است که چیزی در دست نیست. به کشورهای عقب‏افتاده‏ی آسیا و آفریقا در دوران تسلّط استعمار نگاه کنید! این‏ها منابع طبیعی داشتند؛ اما فرصت تربیت منابع انسانی پیدا نکرده بودند. از آن طرفِ مرزهایشان، از راههای دور، آدم‏های زرنگ، حیله‏گر و بی‏انصاف سر این‏ها ریختند و منابع طبیعی‏شان را غارت کردند و آن‏ها را به کار زندگی خودشان زدند و قدرت خود را روز به روز افزایش دادند. اگر منابع انسانی باشد، اما منابع طبیعی نباشد، بازهم یک جای کار لنگ است. کشوری که تولید ندارد، خودش سازنده و پرورنده نیست؛ دسترنج خود را مصرف نمی‏کند و همیشه متّکی به دیگران، تابع دیگران و در نتیجه مطیع دیگران خواهد بود. این هم بلای دیگری است که مستبدّان و حامیان بین‏المللی‏شان بر سر کشورهای استبدادزده‏ی دوره‏ی قبل و امروز در برخی از نقاط عالم آورده‏اند. چشم به دروازه‏ها بدوزند تا از آن طرفِ مرزها برای آن‏ها همه چیز بیاورند؛ افتخار هم بکنند که پول می‏دهند و خارجیها برای آن‏ها کار می‏کنند و اجناسشان‏ را برای آن‏ها می‏فرستند! این افتخار کردن را من از یکی از متنفّذان رژیم طاغوت شنیدم. منطق را ببینید؛ چقدر کودکانه و ابلهانه است! همین می‏شود که یک کشور برای نان و گوشت و اوّلیات زندگی و لباس و مصارف زندگی باید به تولیدکننده‏ی خارجی چشم بدوزد؛ چون خود درصدد تربیت نیروی انسانی ماهر برنیامده است؛ به تن خود زحمت نداده است و کارگر و معلّم را قدر ندانسته است.

امروز در سطح دنیا که نگاه می‏کنیم، می‏بینیم بعضی از کشورها این راه را رفته‏اند و به نتیجه هم رسیده‏اند. کشورهایی که بعد از جنگ دوم جهانی- به تعبیر مبالغه‏آمیزی که معمولًا گفته می‏شود- تقریباً با خاک یکسان شده بودند، کمر راست کردند و به خودشان پرداختند. در واقع از نیروهای درون خودشان استفاده کردند و امروز در زمینه‏ی اداره‏ی امور دنیای خود از کسانی که این‏ها را در جنگ به خاک سیاه نشانده بودند بالاتر رفته‏اند. پس به نتیجه می‏رسیم که می‏شود با چنین طرز فکری به استقلال علمی و فنّی و غیره دست یافت. امام ما رضوان الله تعالی علیه همّتش این بود که به ملت بگوید: «ای ملت ایران! ای جوان ایرانی! ای کارگر ایرانی! ای مهندس و ای مدیر ایرانی! تو بدون اینکه به بیگانه تکیه کنی خودت می‏توانی.» امام می‏خواست روحیه‏ی‏ «توانستن» را در ما زنده کند. کسانی که دارای طرز فکر اوّل- که منجر به وابستگی می‏شود- هستند، در طول دهها سال گذشته مدام به تمسخر ایرانی پرداختند و لطیفه ساختند که «مگر جنس داخلی هم جنس می‏شود؟!» ظلمی از این بالاتر به یک ملت وجود ندارد.
امروز که شما نگاه کنید، می‏بینید مصنوعات داخلی ما در موارد بسیاری، بهتر از مصنوعات خارجی‏ است. البته آدم‏های اهل سود، یعنی کسانی که فقط به فکر جیب و سود خود هستند و هیچ به غیرت ملی و دینی و ارزش اجتماعیِ ملتِ ایران در دنیا توجّه نمی‏کنند، بر بعضی از مصنوعات داخلی ما مارک کارخانجات یا فروشگاههای معروف دنیا را می‏زنند و آن‏ها را در بازارهای اروپایی به معرض فروش می‏گذارند. آن‏ها از این کاسبی فقط به پولی که می‏توانند به دست آورند فکر می‏کنند. در حالی که این اجناس‏ در کشور ما با سرانگشتان ظریف هنرمند ایرانی، چشم تیزبین ایرانی، مغز تیز ایرانی و استعداد والای ایرانی به وجود آمده است.

در دوران تسلط استعمار، در عمق جان مردم این فکر را به وجود آوردند که ایرانی باید علم و تجربه را، و حتّی تولید و مصرف را از دیگران بیاموزد. نخواستند به ما یاد بدهند که دانسته‏های دیگران را چگونه هوشمندانه یاد بگیریم و خودمان آن‏ها را به کار بیندازیم. ما باید دانسته‏های دیگران را بیاموزیم؛ این چیز خوبی است. به ما فهماندند که دیگران به دلیل دانا بودن، باید همه‏ی کارهای ما را متکفل و متعهد بشوند؛ آن‏ها باید انجام بدهند و ما باید پادویی آن‏ها را بکنیم! تقریباً در این صد سال اخیر که تا قبل از انقلاب، دوران تسلط سیاستهای استعماری بود به ملت ایران این‏طور تفهیم شده بود. قبل از آن هم این نبود، لیکن آن استبداد و فساد حکومتها که بر کشور حاکم بود؛ در دوران قاجاریه، تسلط آن افراد بی‏مسئولیت و بی‏فکر و حقیر که عظمت این ملت را اصلًا درک نمی‏کردند، تا بخواهند برای ترویج آن کاری بکنند این تفکر را به وجود آورد. بنابراین، آن‏ها هم به نوبه‏ی خودشان فساد کردند.
بعد از انقلاب، انقلاب و معلم انقلاب که امام بزرگوار ما بود به ما ملت تفهیم کردند که ما می‏توانیم خودمان کار کنیم؛ خودمان تلاش کنیم؛ خودمان بسازیم؛ خودمان قاعده‏ی سازندگی و تولید و مصرف را که همان فرهنگ ماست بنیان‏گذاری کنیم. ما باید این را در همین دوران سازندگی هم به کار بگیریم. ما هرگز به داشته‏های دیگران پشت نمی‏کنیم. هرکسی هرچه دارد؛ چه علم، چه امکانات، چه تکنولوژی و موجودی فنی او وقتی‏که ناگزیر باشیم اگر بتوانیم همه‏ی آن‏ها را در خدمت هدفهای خودمان قرار بدهیم، لحظه‏یی دریغ نخواهیم کرد. ما همه‏ی این‏ها را بایستی وسیله و پلی برای جوشیدن استعداد سازندگی از درون کشور قرار بدهیم. هرجا که می‏توانیم در داخل کشور تولید کنیم، بایستی این را بر استفاده‏ی از مصنوعات‏ خارجی‏ ترجیح بدهیم. هر چیزی که در داخل کشور تولید می‏شود، برای ما مبارک‏تر از مشابه خارجی آن است؛ حتّی اندکی بهتر از آنکه از دست دیگری و دروازه‏ای از دروازه‏های کشور وارد بشود.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی