کرامت ملت‌ها - تعداد فیش : 26 ، تعداد مقاله : 0
1392/07/22
1392/05/15
1391/07/03
1390/12/18
1389/04/05
1388/02/23
1387/02/11
1386/12/12
1383/04/19
1382/07/22
1381/03/14
1381/03/01
1379/12/09
1376/11/09
1376/11/09
1376/05/12
1375/06/07
1373/01/01
1371/11/06
1371/11/06
1371/06/24
1370/07/03
1370/01/16
1369/04/20
1369/03/10
1369/02/12

بی‌شك دوران كنونی، دوران بیداری و هویّت‌یابی مسلمانان است؛ این حقیقت را از خلال چالشهایی كه كشورهای مسلمان با آن روبه‌رو شده‌اند نیز بروشنی میتوان دریافت. درست در همین شرایط است كه عزم و اراده‌ی متّكی به ایمان و توكّل و بصیرت و تدبیر، میتواند ملّتهای مسلمان را در این چالشها به پیروزی و سرافرازی برساند و عزّت و كرامت را در سرنوشت آنان رقم زند. جبهه‌ی مقابل كه بیداری و عزّت مسلمانان را بر نمیتابد، با همه‌ی توان به میدان آمده و از همه‌ی ابزارهای امنیّتی، روانی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی برای انفعال و سركوب مسلمانان و به خود مشغول ساختنِ آنان بهره میگیرد.

اینكه ما روی علم تكیه میكنیم، فقط به جهت احترام آرمانی به علم نیست - كه البته این خودش یك نقطه‌ی مهمی است؛ اسلام برای علم ارزش ذاتی قائل است - لیكن علاوه‌ی بر این ارزش ذاتی، علم قدرت است. یك ملت برای اینكه راحت زندگی كند، عزیز زندگی كند، با كرامت زندگی كند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلی كه به یك ملت اقتدار میبخشد، علم است. علم، هم میتواند اقتدار اقتصادی ایجاد كند، هم میتواند اقتدار سیاسی ایجاد كند، هم میتواند آبرو و كرامت ملی برای یك ملت در چشم جهانیان به وجود بیاورد. یك ملت عالم، دانا، تولید كننده‌ی علم، در چشم جامعه‌ی بین‌المللی و انسانها طبعاً با كرامت است. پس علم علاوه بر كرامت ذاتی و ارزش ذاتی، این ارزشهای بسیار مهمِ اقتدارآفرین را هم دارد.

یک نکته‌ی دیگر که بارها بر آن تأکید شده و باز هم لازم است عرض کنیم، این است که حج اگرچه یک واجب سیاسی است، یک واجب اجتماعی است، مظهر وحدت است، مظهر تجمع مسلمین است، برای بیان برائت است - در اینها شکی نیست - اما یک مجموعه‌ی لبالب از احساس معنوی است؛ این نباید فراموش شود. از اول مراسم حج، از همان احرامی که شما برای عمره در میقات میبندید، تا آخرین وظائف و فرائضی که در حج وجود دارد، ذکر خدا موج میزند؛ این را باید به یاد داشته باشیم. ذکر خدای متعال ما را پاکیزه میکند، ما را تطهیر میکند، زنگها را از دل ما پاک میکند، غفلتها را از ما میزداید، عشق به دنیا و چنگ زدن به زخارف مادی و پول و مقام و شهوات جنسی و غیرجنسی و اینها را در ما تضعیف میکند. ما امروز و همیشه به این احتیاج داریم. انسان برای اینکه بتواند راه را درست طی کند، از صراط مستقیم حق منحرف نشود، احتیاج دارد به این که همیشه یاد خدا را در دل بپروراند؛ و در این جهت، حج یکی از بهترین فرصتهاست؛ از جهاتی بی‌نظیر است. من خواهش میکنم در هر کدام از اعمال و فرائض و مناسکی که انجام میدهید، در لبیکی که اول کار میگوئید، توجه داشته باشید چه کار دارید میکنید؛ با کی دارید حرف میزنید. در طواف، در سعی، در میقات، در مراکز وقوف، در هر عملی از اعمال حج، بدانیم که داریم با چه کسی حرف میزنیم، با چه کسی معامله میکنیم، برای چه کسی داریم تلاش میکنیم. این یاد را، این ذکر را، این خشوع را، این تضرع را لحظه‌ای از خودمان جدا نکنیم؛ این یکی از کارهای مهم است. روحانیون محترم بخصوص، مسئولان کاروانها، مرتبطین با افراد، به این نکته توجه کنند.
نکته‌ی آخر هم این است که ارتباطات با برادران مسلمان در دنیای اسلام باید در این مرکز مهم احیاء شود. ارتباطات، ارتباطات دولتها نیست. ارتباطات دولتها، ارتباطات رسمی است، ارتباطات زبانی است، برای مسائل دیگری است. ارتباط بین آحاد امت اسلامی، ارتباط قلبی است؛ این با ارتباط آحاد ملتها با یکدیگر حاصل میشود. در دیدار با برادران مسلمانی که از کشورهای دیگر آمده‌اند، آنهائی که اهل زبانند، میتوانند حرف بزنند، با زبان اظهار محبت کنند، اظهار تعارف کنند، بر روی نقاط مشترک تکیه کنند؛ آنهائی که اهل حرف زدن نیستند، با عمل: جا بدهید، مهربانی کنید، محبت کنید، بعضی از سختی‌ها و خشونتها را تحمل کنید؛ یکی ممکن است تنه بزند، شما در مقابلش لبخند بزنید. در عمل سعی کنید این ارتباط به وجود بیاید؛ نه فقط برای اینکه آبرو و عزت ایران و ملت ایران را حفظ کنید - که البته این در جای خودش خیلی مهم است؛ چقدر خوب است که یک ملت بتواند کرامت خود، ارزش خود، پایبندی خود به آداب و اخلاق انسانی و اسلامی را نشان بدهد - بلکه برای اینکه این ارتباط قلبی برقرار شود. اهل هر نژادی است، اهل هر زبانی است، اهل هر مذهبی است، مسلمان است؛ او هم مثل شما به عشق کعبه آمده، به عشق پیغمبر آمده؛ او هم دارد همین راه را میرود، او هم با خدای متعال دارد حرف میزند. هرچه میتوانید، این وجه مشترک را به رخ یکدیگر بکشید؛ بفهمند که این وجه مشترک وجود دارد. وقتی مسلمان در اقصی‌ نقاط عالم احساس کرد که در کشورهای دیگر، در ملتهای دیگر برادرانی دارد، قوّت روحی پیدا میکند، اعتماد به نفس پیدا میکند؛ از ضعفی که دستهای خبیثِ مستکبر بر مسلمانها تحمیل کرده‌اند، خودش را نجات میدهد. این حالت باید تقویت شود.

ملتهای مسلمان هم اگر میخواهند بدانند جمهوری اسلامی چه میگوید و داعیه‌ی او چیست، بدانند ما داعیه‌مان این است: ما از اسلام صرف نظر نمیکنیم؛ احکام الهی و شریعت الهی را که شریعت اسلامی است، در همه‌ی امور زندگی‌مان واجب‌الاتّباع میدانیم؛ تلاش و سعیمان هم این است که به این برسیم. چهارچوب و قالب ما برای ورود در این میدان هم مردم‌سالاری دینی است. مردم باید بیایند انتخاب کنند. قانونگذار را که بر این اساس قانون خواهد گذاشت، بایستی مردم معین کنند. مجری را باید مردم معین کنند. همه چیز با انتخاب مردم، با حضور مردم، با عزت مردم و کرامت مردم است.

بنده فراموش نمی‏کنم سفری را که‏ چند سال قبل به بوشهر داشتم. من از نزدیک، بروز و ظهور آن روحیه‏ی ایمانیِ عمیق را در مردم شاهد بودم و دیدم. امروز هم شما دارید این روحیه را نشان می‏دهید. و همه بدانند، و شما جوانان عزیز بدانید؛ روزگار عوض شده است. آن روزی که قدرتها می‏توانستند آزادانه ملتهای این منطقه را تهدید کنند، تحقیر کنند و هر وقت اراده‏شان تعلق گرفت، بیایند نیرو پیاده کنند و فشار بیاورند، سپری شده است. امروز ملت ایران به عنوان یک ملت مقتدر در دنیا شناخته شده است. مسئله، مسئله‏ی پول نیست، سلاح نیست، ابزارهای تبلیغات نیست که دشمنان ما هزار برابر ما این چیزها را دارند؛ مسئله، مسئله‏ی ایمان است، عزم راسخ است، بصیرت است، آگاهی یک ملت به شأن خود، به جایگاه خود و به حق خود است. امروز دست قدرتهای مستکبر رو شده است. با این همه تبلیغاتی که می‏کنند، با این همه ابزارهای مدرن تبلیغاتی که در اختیار آن‏هاست و فضای افکار عمومی دنیا را به خیال خود در مشت دارند، روز به روز آبروی این قدرتها- و در رأس آن‏ها آمریکا- در نزد ملتها بیشتر بر زمین می‏ریزد، بیشتر رسوا می‏شوند و قدر ایستادگی ملتها و برآمدن قدرتهای ملی، بیشتر روشن می‏شود. آینده مال شماست، متعلق به شماست. اقتدار حقیقی، حق ملت ایران است و متعلق به ملت ایران است؛ هیچ‏کس هم نمی‏تواند این ملت را از این راهی که در پیش گرفته است، منصرف کند.

بدانید یک ملت وقتی می‏تواند از کرامت خود، از عزت خود، از موجودیت خود به معنای واقعی کلمه دفاع کند که مستقل و متکی به خود، متکی به نیروی خود و به اراده‏ی خود باشد و با توکل به خداوند متعال آمادگی را همیشه حفظ کند. روز به روز ملت ایران به توفیق الهی این آمادگی را بیشتر خواهد کرد و یقیناً دشمنان نظام جمهوری اسلامی از تهدید خود، از توطئه‏ی خود، از بددلی و بدخواهی خود، هیچ طرفی نخواهند بست.

این‏جور نگاه کلان به انقلاب- یعنی نگاه به انگیزه‏ها و زمینه‏ها و عوامل بالادستی انقلاب و تشکیل نظام، و نگاه به عاملِ محوری انقلاب یعنی مردم و ایمان دینی آن‏ها، و نگاه به هزینه‏ها- موجب می‏شود که ما در هر شأنی که هستیم و در هرجا که هستیم، به مسائل جزئی و کوچک خیلی اهمیت ندهیم؛ به عظمت انقلاب و حرکت عمومی انقلاب نگاه کنیم که بحمد اللَّه در طول این سی سال، با قدرت و قوّت ادامه داشته است و ملت ایران هر روز بهتر از گذشته- بااینکه توطئه‏ها و تلاش دشمن هم بیشتر شده- به پیش حرکت کرده است.

امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند. دست دولت امریکا نیز به خون ملت مظلوم فلسطین آغشته است. به پشتیبانی آن دولت مستکبر و طغیان‏گر است که صهیونیستها با گستاخی مرتکب این جنایتهای نابخشودنی می‏شوند، ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند آیا ملت امریکا می‏داند که زمامدارانش این‏گونه همه‏ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده‏اند؟ آیا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه‏داران صهیونیست بر کشورهای آنان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟
و این تصادف و اتفاق نیست که هم‏زمان با این جنایتهای نظامی، در گوشه دیگر از جغرافیای زیر سیطره‏ی استکبار، برترین مقدسات اسلامی دستخوش تعرض می‏شود و قلمهای پلید و سیاستهای شیطانی حامی آن‏ها، ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمین را که همه‏ی بشریت وامدار پیام الهی او و ذات مقدس اوست، مورد هتک و اهانت قرار می‏دهند، آری این اسلام عزیز است که با پیام رهائی‏بخش و ظلم‏ستیز خود و با برانگیختن روح کرامت و عزت در انسانها و ملتها، مستکبران را به وحشت انداخته و آتش کینه‏ی ملتهای مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حرکات آنان را دیوانه‏وار کرده است.

نکته‏ی سوم به مسئولان دولتی: قدر این مردم را بدانید. همه جا این مناظر دارد تکرار می‏شود. من سالهاست که در این مملکت دارم مسافرت می‏کنم. من زمان ریاست جمهوری و قبل از ریاست جمهوری به استانها مسافرت می‏کردم و با مردم مواجه می‏شدم؛ الآن هم همین‏طور است. در همدان هم با آحادی از قشرهای مردم بدون هیچ عنوانی نشستم صحبت کردم و مستقیم ارتباط برقرار کردم؛ غیر از ارتباطهای غیر مستقیمی که به‏طور وافر وجود دارد. این مردم، بسیار مردم خوبی‏اند. حقیقتاً ملت ایران از لحاظ شاخصهای شخصیتی، کرامتی و ارزشی در نقطه‏ی اوج‏اند؛ منیع الطبع، باگذشت، باایمان، عازم، دارای شجاعت و آماده‏ی برای فداکاری. قبل از انقلاب، هیچ‏کس این‏ها را به خوبیِ امام نمی‏فهمید. نخستین کسی که از شخصیتهای برجسته، این خصوصیات را در مردمِ ما شناخت و جست و روی آن‏ها تکیه کرد، امام بزرگوار ما بود. همان وقت من با بعضی از بزرگان تماس می‏گرفتم و چیزی می‏گفتم؛ اما آن‏ها تقصیر را گردن مردم می‏انداختند: مردم نمی‏آیند، مردم نمی‏کنند، این مردم را ول کنید. امام در نقطه‏ی مقابل آن‏ها، این مردم را شناخت؛ به این مردم اعتماد کرد؛ با این مردم صادقانه حرف زد؛ منتظر نشد مردم راه بیفتند؛ اول خودش راه افتاد؛ رهبر یعنی این.

ملت ایران به برکت انقلاب توانست با کرامت خودش آشنا شود، بیندیشد، تصمیم بگیرد و اقدام و انتخاب کند. خوشبختانه ایمان عمیق ملت ایران به مبانی اسلامی به‏طور طبیعی مردم‏سالاری را بر پایه‏ی تفکّرات دینی استوار کرد، که بهترین شکل مردم‏سالاری هم همین است. در چارچوب ارزشهای اسلامی و دینی است که می‏توان به‏طور مطلق از مردم‏سالاری حمایت کرد، و این به‏طور طبیعی در کشور ما پیش آمد؛ چون مردم ما مؤمنند و ایمانشان سطحی نیست.

ملت ما یک ملت باعزّت است؛ به استقلال و عزّت و کرامت خود اهمیت می‏دهد و تحقیر و اهانت را از کسی قبول و تحمّل نمی‏کند. هیچ رژیمی در دنیا حق ندارد ملت ایران را به خاطر مواضع مستقلّش مورد اهانت و تحقیر قرار دهد.

کسانی که به عزّت مردم ایران و استقلال کشور و شرف و کرامتی که این ملت برای آن ارزش قائل است، اهمیت نمی‏دهند، آن روز و امروز و در طول سالها، همیشه با توصیه‏های ناجوانمردانه و بُزدلانه‏ی خود سعی کرده‏اند ملت ایران را ذلیل و ضعیف کنند؛ همیشه هم تکیه‏شان به این است که ما نمی‏توانیم! در دل خودشان ضعف موج می‏زند؛ اما این را به ملت ایران نسبت می‏دهند. در دل خودشان فروغ ایمان نیست؛ این را به مردم مؤمن نسبت می‏دهند. این جفای به مردم مؤمن است. ملت ما ثابت کرده آنجایی که پای شرف، کرامت و دفاع از ارزشهای کشور و ارزشهای والای اسلامی در میان است، از همه‏ی توان خود استفاده و دشمن را مغلوب می‏کند.

اگر از طرف بیگانگان و دشمنان خطری دانشگاه را تهدید کند، بمباران همین دو مرکز اساسی و مهم است؛ اعتماد به نفس را از دانشگاهی بگیرند، بخواهند فکرها و تئوریهای ترجمه‏ای را وارد محیط دانشگاه کنند و به مغز دانشجو و استاد رسوخ دهند و آن‏ها را از ایمان و دل‏بستگیهای مردم جدا کنند. این، آن خطر اساسی است. علاج هم عبارت است از حفظ اتّصال فکری با توده‏های مردم و به شدّت چسبیدن و متمسّک شدن به ریشه‏های اصولی انقلاب. عزیزان من! ارتباط با انقلاب را هرچه بیشتر باید مستحکم کرد. ما ملت ایران، در محیط بین‏المللی، شأن و جایگاه و هویت خودمان را گم کرده بودیم. انقلاب این هویّت و جایگاه و شأن را به ملت ایران برگرداند.

امّت اسلامی باید امروز در دنیا به برکت اسلام آن‏چنان باشد که مثل مشعلی راه بشریت را روشن کند؛ مثل خورشیدی بر بشریت بتابد و به آن‏ها خیر برساند؛ آن‏ها را گرما ببخشد، آن‏ها را نورانیّت ببخشد، به آن‏ها حرکت ببخشد، به آن‏ها حیات بدهد. آن جامعه‏ی اسلامی که باید «لتکونوا شهداء علی النّاس» باشد؛ آن جامعه‏ی اسلامی که باید «یدعون الی الخیر» باشد؛ آن جامعه‏ی اسلامی که باید پیشرو بشریت در همه‏ی خیرات باشد، این‏گونه است. آن جامعه‏ی اسلامی که باید پرتوی از «و للّه العزة و لرسوله و للمؤمنین» را داشته باشد، با وضع فعلی جهان اسلام و امّت اسلامی فاصله دارد.
البته بحمد اللّه شوق این هدفهای عالی در دلهای مسلمین پیدا شده است و ملتهای اسلامی حرکتهای خوبی را شروع کرده‏اند و در سراسر آفاق دنیای اسلامی، امروز بحمد اللّه ارزشهای اسلامی رو به نو شدن است. برخلاف آنچه که دشمنان اسلام می‏خواستند که این ارزشها را از زندگی بشر بزدایند، امروز بحمد اللّه وقتی ما در شرق و غرب دنیای اسلامی نگاه می‏کنیم، می‏بینیم که آحاد مردم به سمت احکام نورانی قرآن و ارزشهای اسلامی، گرایش بیشتری پیدا کرده‏اند؛ لیکن باید تلاش شود.
ایران اسلامی به برکت اسلام، عزّت پیدا کرده است؛ به برکت اسلام از زیر سلطه‏ی بیگانگان خارج شده است؛ به برکت اسلام دلهای مردمش به هم نزدیک شده‏اند و به برکت اسلام به خیلی از آن خیراتی که اسلام برای مسلمانان خواسته، رسیده است. از ایران اسلامی و از میان این امّت، آنچه که ما برای برادران مسلمانمان در سراسر عالم می‏خواهیم، این است که دولتها و ملتها به اسلام به چشم نجات‏بخش نگاه کنند و آن را مایه‏ی عزّت و افتخار و کرامت خودشان بدانند. این چیزی که دشمنان اسلام خواسته‏اند به بسیاری از افراد در دنیای اسلام بباورانند که اسلام مایه‏ی عقب‏افتادگی و سرافکندگی آن‏هاست، یک تلقین شیطانی است. این، تلقین کسانی است که خواسته‏اند امّت اسلامی را از اصل خودش جدا کنند، تا بتوانند به راحتی بر او فرمان برانند.

مسلمانان در اکناف عالم دچار گرفتاریند. علاوه بر گرفتاری عمومی مسلمین که تسلّط استکبار است مع‏الاسف آنچه که شأن و شخصیت ملتهای اسلامی اقتضا می‏کند و آن عزّتی که اسلام به مسلمانان می‏دهد، مشاهده نمی‏شود. کجاست آن عزّت در سطح جهان و در میان ملتهای مسلمان؟ به‏جز ملت ایران که پرچم عزّت اسلام را هم به فضل الهی به دست گرفته است که «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین» بقیه‏ی ملتهای مسلمان تشنه‏ی عزّتند؛ اما متأسفانه عزت مناسب شأنشان به آنان ارزانی نمی‏شود.

شاید در طول دوران رژیم گذشته، حتّی بخشی از آنچه در این چند سال در بازسازی این کشور انجام گرفت، انجام نگرفته بود؛ چون کار را با کیفیّت و کمیّت هر دو باید دید. آن‏ها اگر کاری هم برای کشور می‏کردند که از لحاظ کمیّت هم نسبت به آنچه در این دوره‏ی کوتاه انجام گرفته است، حقیقتاً کم است از لحاظ کیفیت، مخدوش بود؛ زیرا در آن، استقلال این ملتْ ملاحظه نشده بود. اساسِ سیاست آن رژیم، بر وابستگی بود. چند نفر دولتمردِ نسبتاً شجاع یک روز در زمان رضا خان پیدا شدند و یک قرار داد نفتی را نوشتند که منافع ملت ایران، تا حدودی در آن ملاحظه شده بود. به‏خاطر انگلیسی‏ها، رضا خان با چکمه‏هایش وارد اتاق هیئت دولت شد و نوشته‏های آن‏ها پرونده‏ی نفت را گرفت، در آتش بخاری انداخت و جلو چشم آن‏ها سوزاند! این، چیزی است که خود آن‏ها نوشته‏اند. امثال تقی‏زاده و دیگران این ماجرا را نوشته‏اند.
سیاست، سیاستِ وابسته بود. راه‏آهن هم که می‏کشیدند، بیش از آنکه برای ایران و تجارت ایران باشد، به نفع اتّصال دو جبهه‏ی متّفقین بود که آن روز بایستی علیه آلمان می‏جنگیدند. راه‏آهن سراسری این است! (راه‏آهن شمال و جنوب برای این بود که شورویِ آن روز را به جنوب، در خلیج فارس که محلّ استقرار انگلیسی‏ها بود وصل کنند تا بتوانند سلاح منتقل نمایند، و جبهه‏های جنگ متّفقین علیه متّحدین آلمان و همکارانش همواره قادر به دفاع باشد. راه‏آهن هم برای این کشیده می‏شد. طرف‏داران رژیم منحوس و تفاله‏های رژیم گذشته، بعد از گذشت پنجاه سال، هنوز که هنوز است، صحبتِ راه‏آهن شمال و جنوب را می‏کنند؛ راه‏آهنی که براساس طرحی خائنانه و بی‏توجّهی به استقلال این ملت به وجود آمد و در آن، آبرو و شأن این ملت رعایت نشد.

امروز دولت جمهوری اسلامی، یک دولت معمولی نیست؛ دولتی با هدفهای بزرگ و با کارهای برجسته است. فرق است بین آن کشوری که مسئولانش می‏خواهند امور جاری آن کشور را، «باری به هر جهت» اداره کنند، با کشوری که مسئولانش می‏خواهند یک تحوّل اساسی در کشور به وجود آورند و زندگی مردم را از وضع رقّت‏باری که سلطه‏های استبدادی و پادشاهی در طول زمان، بخصوص سلاطین وابسته و فاسد پهلوی و اواخرِ قاجار، به وجود آورده بودند، نجات دهند. واقعاً آبروی ایران و ایرانی را در دنیا برده و همه چیز این کشور را دچار انحطاط کرده بودند. در چنین زمینه‏ای، مردانی دامن همّت به کمر زده‏اند و اداره‏ی امور کشور را بر عهده گرفته‏اند و بارهای سنگین را بر دوش نهاده‏اند و می‏خواهند زندگی مردم را از آن وضعیت، به وضع یک کشور پیشرفته‏ی آبرومندِ برخوردار از عزّت و کرامت در سطوح بین‏المللی، تبدیل کنند و این کشور و این ملت بزرگ را به آن جایگاهی که شایسته‏ی اوست، برسانند؛ چون شما، هم ایرانی و هم مسلمان هستید. هم مسلمان بودن به معنای وجود امتیازات بسیار برجسته‏ای است و هم ایرانی بودن حاکی از استعدادها و امکانات درخشانی است.

امروز، خوشبختانه کارها در حال پیشرفت است. من این را با اطّلاع و آگاهی از مسائل کشور، به شما عرض می‏کنم. البته، بسیاری از مردم ما هم، به‏ویژه کسانی که در مسائل جاری، قرار و حضور دارند، این پیشرفت را احساس می‏کنند. فشارها به سمت ما از طرف قدرتهای قلدر- که دشمن ملت و استقلال ما هستند- زیاد است. اما خوشبختانه، این فشارها را این کشور باعظمت، این ملت بزرگ و این دولتمردان مخلص و صمیمی و دلسوز، با کمال قدرت، از سرِ خودشان دفع می‏کنند و در درازمدّت هیچ‏گونه تأثیری بر زندگی واقعی آن‏ها نمی‏گذارد؛ اگرچه ممکن است بعضی از مشکلات را، در کوتاه مدت، به وجود آورد. همه‏ی این‏ها را می‏توان به خوبی از سر گذراند. ما در حال پیشرفت و سازندگی و در حال بنای یک تمدّن هستیم. من این را می‏خواهم به شما بگویم: مسأله‏ی ما این نیست که زندگی خودمان را نجات دهیم و گلیم خودمان را از آب بکشیم. مسئله این است که ملت ایران- همچنان که شأن اوست- در حال پدید آوردن یک تمدّن است. پایه‏ی اصلی تمدّن، نه بر صنعت و فناوری و علم، که بر فرهنگ و بینش و معرفت و کمالِ فکری انسانی است. این است که همه چیز را برای یک ملت فراهم می‏کند و علم را هم برای او به ارمغان می‏آورد. ما در این صراط و در این جهت هستیم. نه اینکه ما تصمیم بگیریم این کار را بکنیم؛ بلکه حرکت تاریخی ملت ایران در حالِ به وجود آوردن آن است.

ما چه احتیاج داریم که به فلان دولت اروپایی یا غیر اروپایی چیزی بگوییم که خوشامد دل او باشد
یا ژست خوشامد او را نشان دهیم تا به ما کمکی کند؟ ما به کمک آن‏ها احتیاج نداریم؛ آن‏ها به کمک ما احتیاج دارند. آن‏ها به نفت احتیاج دارند؛ آن‏ها به این ملت شصت میلیونی احتیاج دارند؛ آن‏ها به دوستی یک دولت قوی در این منطقه‏ی حساس احتیاج دارند. البته دنیا، همه‏چیزش با تبادل است: چیزی بگیرند، چیزی بدهند. اما این کارها باید با حفظ عزت و کرامت و شرافت این ملت صورت گیرد. بعضی افراد، بدون توجه به این مسائل، روحیه‏ها را تضعیف می‏کنند. این، همان مضطرب کردن درونی است. اسلام، با این هم مبارزه می‏کند. شما پاسداران با این هم باید مبارزه کنید. شما با آن خوره و موریانه‏ای که از درون به جان نظام اسلامی می‏افتد و روحیه‏ی جوانان را تضعیف می‏کند، باید مبارزه و مقابله کنید.

خودشان هم می‏دانند که حقوق بشر در بسیاری از مناطق مربوط به خود آن‏ها، بیش از همه جای عالم نقض می‏شود. خودشان هم می‏دانند که آنچه راجع به جمهوری اسلامی در زمینه‏ی نقض حقوق بشر می‏گویند، دروغ و تهمت است. خودشان هم می‏دانند که تهمت کمک به تروریسم، به خود آن‏ها بیشتر می‏زیبد تا به جمهوری اسلامی. خودشان هم می‏دانند که ملت سرافراز ایران، شایسته‏ی احترام و تکریم است. ملتی است که عظمت و کرامت خود را در عمل ثابت کرده است، نه در ادعا و توقع از این و آن. خودشان هم می‏دانند که نظام جمهوری اسلامی، مردمی‏ترین نظامی است که امروز در اقطار عالم می‏شناسیم. صمیمیت بین مردم و نظام، نزدیکی مسئولین نظام با احساسات مردم به‏خاطر اینکه از درون خود آن‏ها برخاسته‏اند و بی‏اعتنایی مسئولین نظام به زخارف دنیا که برای همه‏ی مسئولان کشورهای دنیا یک امر عادی است از نکات برجسته‏ی نظام ماست. برای کدام مسئول، در کدام گوشه از دنیا، التذاذ و شهوات و برخورداریها و دنیاطلبی، عیب به حساب می‏آید و او از آن‏ها برخوردار نمی‏شود؟ در جمهوری اسلامی، به فضل پروردگار هنوز که هنوز است و باید همیشه همین‏طور باشد برای مسئولین نظام، پرداختن به امور شخصی و دنیایی یک عیب است. نمی‏گوییم کسی علی‏رغم این، عمل نمی‏کند؛ اما آن کسی که می‏کند، می‏فهمد که کار خلاف انجام می‏دهد. این، مسأله‏ی خیلی مهمی است؛ و بحمد اللّه مسئولین اصلی نظام هم، از این مسائل مبرا هستند.

ما توصیه‏مان به دولتهای خلیج فارس و همسایه‏ها این است که دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ کید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند کیست که‏ می‏خواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آن‏هاست. حوادث دو، سه سال پیش منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه‏ی کمک به عراق چه شد؟ نتیجه‏ی حضور قدرت‏مندانه‏ی امریکا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهای جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم می‏شوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه‏ی این‏ها، اتحاد کلمه است. و الّا دولت ایران که از چیزی نمی‏ترسد. ملت ایران هم از چیزی نمی‏ترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد کردیم. بیشتر از آنچه که دنیا تا امروز با ما دشمنی کرده است، ممکن نیست با کسی دشمنی کرد. با کدام ملت این‏قدر دشمنی کرده‏اند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهوری اسلامی مانده است و همیشه به فضل الهی خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامی است که برای همه، مایه‏ی عزت، مایه‏ی کرامت و مایه‏ی آرامش است. این، آن آرزوی ماست.

بزرگترین جنایت استعمار و ایادی خائن آن که در طول سالهای متمادی بر کشورهای اسلامی حکومت کردند این بود که روح دفاع و سلحشوری را در ملتها کشتند و آنان را به شعارهای پوچ، مثل قومیت و ملیتهای افراطی سرگرم کردند؛ لذا می‏بینید که تقریباً از دو قرن پیش، دشمنان ملتهای اسلامی به کشورهای آن‏ها سرازیر شدند و هر وقت به نحوی آن‏ها را تحقیر و ذلیل و غارت کردند و رفتند و ملتها همین‏طور آن‏ها را تماشا و تحمل کردند. کار به آنجا رسید که امروز می‏بینید ملتهای مسلمان، جزو ضعیف‏ترین ملتهای جهان هستند؛ در حالی که اسلام در بطن خود، دارای قدرت و عزت و کرامت است. اسلام که ذلت‏پذیر نیست؛ چرا مسلمانان این‏طور شدند؟! این همان کاری است که حکومتهای دست‏نشانده با ملتهای مسلمان انجام دادند؛ آن‏ها را سرکوب‏ و ذلیل و ذلت‏پذیر کردند؛ هر وقت هم عده‏یی خواستند با الهام‏گیری از روح اسلام کاری بکنند، از همه طرف آن‏ها را محاصره کردند.

یک ‏کلمه خطاب به ملت عراق عرض کنم. ملت عراق باید بدانند که این، لحظه‏لحظه‏ی حساسی است. اگر بایستند، آقایی نصیب آن‏ها خواهد شد و عزیز خواهند گردید. البته یک مقدار سخت است و فداکاری لازم دارد. بدون فداکاری، هیچ‏چیزی به نتیجه نخواهد رسید. اگر خیال می‏کنند که عزت و کرامت و آزادی و زندگی راحت را مثل یک‏لقمه می‏شود در دهان کسی گذاشت، این اشتباه است. باید سختی را تحمل کنند؛ منتها سختی، کوتاه‏مدت و موقتی است و از بین خواهد رفت. اما اگر ملت عراق در مقابل کوتاه بیایند، همین رژیم عراق آن‏چنان پدری از آن‏ها درخواهدآورد و آن‏چنان قساوتی بخرج خواهد داد که قساوتهای گذشته‏ی او که این‏ها هم به نوبه‏ی خود بی‏نظیر است در مقابل آن کوچک باشد. اگر این رژیم بر مردمش مسلط بشود العیاذ باللّه از مردمش انتقام سختی خواهد گرفت؛ ملت عراق باید این را بدانند. ملت عراق حالا که قدم در این راه گذاشته‏اند و شروع کرده‏اند، بایستی کار را به پایان برسانند. باید به خدا تکیه کنند، از خدا کمک بخواهند، با خدا رابطه برقرار کنند و فداکاری هم در برنامه‏ی کارشان قرار بگیرد؛ آن‏وقت خدای متعال نصرتش را نازل خواهد کرد.

وقتی برای یک ملت، قضیه‏ی ولایت و حکومت حل شود، آن هم به شکلی که در غدیر خم حل شد، حقیقتاً آن روز برای آن ملت، عید است. چون اگر ما بگوییم که مهم‏ترین و حساس‏ترین مسأله‏ی هر ملتی، همین مسأله‏ی حکومت و ولایت و مدیریت و حاکمیتِ والای بر آن جامعه است، این تعیین‏کننده‏ترین مسئله برای آن ملت است. ملتها هرکدام به نحوی، این قضیه را حل کرده‏اند؛ ولی غالباً نارسا و ناتمام و حتّی زیان‏بخش.
پس، اگر ملتی توانسته باشد این مسأله‏ی اساسی را به نحوی حل کند که در آن، همه چیز آن ملت کرامت او، معنویت او، توجه او به خدا، حفظ سعادت دنیایی او و بقیه‏ی چیزهایی که برای یک ملت مهم است رعایت شده باشد، واقعاً آن روز و آن لحظه، برای آن ملت عید است. در اسلام، این قضیه اتفاق افتاد. روز عید غدیر، ولایت اسلامی یعنی رشحه و پرتوی از ولایت خدا در میان مردم تجسم پیدا کرد و این‏چنین بود که دین کامل شد. بدون تعیین و تبیین این مسئله، دین واقعاً ناقص می‏ماند و به همین خاطر بود که نعمت اسلام بر مردم تمام شد. مسأله‏ی ولایت در اسلام، این‏طور مسأله‏یی است.

حفظ عزت و کرامت انقلابی جمهوری اسلامی و ملت ایران در مناسبات بین‌المللی، یکی دیگر از نقاط اصلی است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تحولی ژرف در ارتباطات بین‌المللی از دو نظر به وجود آورد:
اول اینکه هیمنه‌ی دو ابرقدرتِ آن روز دنیا را در رابطه‌شان با دولتهای ضعیف جهان، شکستی سخت داد و ابهتی را که به‌مرور در چشم ملتها و دولتها به دست آورده بودند، به‌شدت تضعیف کرد.
دوم آنکه به ملتها دلگرمی و شجاعت بخشید و جرأت و گستاخی در مقابله با دولتهای دست‌نشانده را به آنان تزریق کرد. گرچه این تأثیرات عمیق، بتدریج در جهان ظاهر شد و امروز پس از یازده سال، چهره‌ی سیاسی عالم را دگرگون کرده است، اما همه‌ی چشمهای تیزبین، از همان آغاز تشخیص دادند که با پیروزی این انقلاب عظیم، عصر جدیدی در مناسبات عالم پدید آمده است. این عصر را باید «عصر امام خمینی» نامید و ویژگی آن، عبارت است از بیداری و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگویی ابرقدرت‌ها و شکستن بتهای قدرت ظالمانه و بالندگی نهال قدرت واقعی انسانها و سر برآوردن ارزشهای معنوی و الهی.

برای اینکه دنیا روی شما حساب کند، شما باید خودتان را قوی کنید. برای اینکه دنیا مجبور بشود عزت و کرامت شما ملت ایران را نگه بدارد، باید به خودتان متکی بشوید و نیروهای ذاتی خودتان نیروی علم، نیروی اقتصادی، نیروی کار و قدرت دفاع نظامی را شکوفا کنید. اگر ملتی قوی و یکپارچه شد، اگر ملتی به خدا متکی بود و از شیطانها نترسید، آن ملت، حتّی دشمنانش را وادار خواهد کرد که برای او احترام قائل بشوند؛ همچنان که امروز بحمد اللّه، علی‏رغم همه‏ی چرندهایی که گاهی رسانه‏های وابسته به استکبار، در باره‏ی ملت ایران و نظام اسلامی می‏گویند، همه‏ی ملتهایی که ایران و ملت ما را می‏شناسند، برای شما ملت ایران احترام قایلند. این را ما از نزدیک دیده‏ایم.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی