![]() اتقان كاری -
تعداد فیش :
36 ،
تعداد مقاله :
0 1392/02/07 1391/07/23 1391/04/07 1391/01/01 1390/02/07 1389/06/16 1388/11/30 1388/02/09 1387/02/04 1386/04/20 1384/06/17 1384/02/18 1384/02/18 1384/02/14 1383/06/04 1383/02/28 1378/02/15 1378/01/23 1377/02/09 1376/02/10 1375/03/29 1374/02/13 1374/01/01 1372/02/15 1371/02/09 1370/12/01 1370/10/12 1370/10/12 1370/08/06 1369/12/14 1369/09/19 1369/07/04 1369/06/29 1369/04/04 1368/07/05 1368/04/05 من تأكيد ميكنم، اصرار ميكنم، از همهى ملت ايران درخواست ميكنم، برويد به سمت مصرف توليدات داخلى؛ اين كار كوچكى نيست، اين كار كماهميتى نيست؛ اين يك كار بزرگ است. البته دستگاههاى حكومتى و دولتى - دولتى به معناى عام - در اين جهت وظيفهى مضاعف دارند. فلان وزارتخانه، فلان سازمان، فلان اداره وقتى ميخواهد جنس داخلىِ خودش را تأمين كند، مطلقاً بايد از جنس خارجى استفاده نكند؛ بروند سراغ توليدات داخلى. البته از اين طرف هم از توليد كنندهى داخلى - چه آن مدير، چه آن كارگر، چه آن سرمايهگذار - خواسته ميشود و اصرار ميشود كه كار را تميز، درست و كامل ارائه دهند. هر دوى اينها اشارهى اسلام و دستور دين مقدس ما است. استحكام كار را خدا از ما خواسته است، احترام به كارگر را هم خدا از ما خواسته است؛ امنيت زندگى و شغلى كارگر را خدا از ما خواسته است، امنيت سرمايه را هم خدا از ما خواسته است. ما اگر پيشرفت همهجانبه را به معناى تمدنسازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبهى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد. آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بينالمللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبى داشتهايم. كارهاى زياد و خوبى شده است؛ هم در زمينهى سياست، هم در زمينهى مسائل علمى، هم در زمينهى مسائل اجتماعى، هم در زمينهى اختراعات - كه شما حالا اينجا نمونهاش را ملاحظه كرديد و اين جوان عزيز براى ما شرح دادند - و از اين قبيل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر كشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، علىرغم فشارها و تهديدها و تحريمها و اين چيزها، پيشرفت كشور خوب بوده است. اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلهى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئلهى خط، مسئلهى زبان، مسئلهى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهاى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است. تمدن نوين اسلامى - آن چيزى كه ما ميخواهيم عرضه كنيم - در بخش اصلى، از اين چيزها تشكيل ميشود؛ اينها متن زندگى است؛ اين همان چيزى است كه در اصطلاح اسلامى به آن ميگويند: عقل معاش. عقل معاش، فقط به معناى پول در آوردن و پول خرج كردن نيست، كه چگونه پول در بياوريم، چگونه پول خرج كنيم؛ نه، همهى اين عرصهى وسيعى كه گفته شد، جزو عقل معاش است. در كتب حديثىِ اصيل و مهم ما ابوابى وجود دارد به نام «كتابالعشرة»؛ آن كتابالعشرة دربارهى همين چيزهاست. در خود قرآن كريم آيات فراوانى وجود دارد كه ناظر به اين چيزهاست. خب، ميشود اين بخش را به منزلهى بخش نرمافزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سختافزارى به حساب آورد. اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همهى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مىبينيد در دنياى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، نااميدى هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بىهدفى و پوچى هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيبشناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟ بعد از آنكه علتها را پيدا كرديم، آن وقت بپردازيم به اين كه چگونه ميتوانيم اينها را علاج كنيم. اينها به عهدهى كيست؟ به عهدهى نخبگان - نخبگان فكرى، نخبگان سياسى - به عهدهى شما، به عهدهى جوانها. اگر در محيط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بيايد كه ناظر به رفع آسيبها در اين زمينه باشد، ميتوان مطمئن بود با نشاطى كه نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران دارند، با استعدادى كه وجود دارد، ما در اين بخش پيشرفتهاى خوبى خواهيم كرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ايران در دنيا و گسترش انديشهى اسلامىِ ملت ايران و انقلاب اسلامى ايران در دنيا آسانتر خواهد شد. بايد آسيبشناسى كنيد و بعد علاج كنيد. نخبگان موظفند، حوزه موظف است، دانشگاه موظف است، رسانهها موظفند، تريبوندارها موظفند؛ مديران بسيارى از دستگاهها، بخصوص دستگاههائى كه با فرهنگ و تربيت و تعليم سروكار دارند، موظفند؛ كسانى كه براى دانشگاهها يا براى مدارس برنامهريزى آموزشى ميكنند، در اين زمينه موظفند؛ كسانى كه سرفصلهاى آموزشى را براى كتابهاى درسى تعيين ميكنند، موظفند. اينها همه يك وظيفهاى است بر دوش همه. بايد ما همگى به خودمان نهيب بزنيم. در اين زمينه بايد كار كنيم، حركت كنيم. بنابراين بايد آسيبشناسى كنيم؛ يعنى توجه به آسيبهائى كه در اين زمينه وجود دارد و جستجو از علل اين آسيبها. البته ما اينجا نميخواهيم مسئله را تمامشده فرض كنيم؛ فهرستى مطرح ميكنيم: چرا فرهنگ كار جمعى در جامعهى ما ضعيف است؟ اين يك آسيب است. با اينكه كار جمعى را غربىها به اسم خودشان ثبت كردهاند، اما اسلام خيلى قبل از اينها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»، يا: «و اعتصموا بحبل اللّه جميعا». يعنى حتّى اعتصام به حبلاللّه هم بايد دستهجمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا». چرا در برخى از بخشهاى كشورمان طلاق زياد است؟ چرا در برخى از بخشهاى كشورمان روى آوردن جوانها به مواد مخدر زياد است؟ چرا در روابط همسايگىمان رعايتهاى لازم را نميكنيم؟ چرا صلهى رحم در بين ما ضعيف است؟ چرا در زمينهى فرهنگ رانندگى در خيابان، ما مردمان منضبطى به طور كامل نيستيم؟ اين آسيب است. رفتوآمد در خيابان، يكى از مسائل ماست؛ مسئلهى كوچكى هم نيست، مسئلهى اساسى است. آپارتماننشينى چقدر براى ما ضرورى است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتى دارد كه بايد آنها را رعايت كرد؟ چقدر آن الزامات را رعايت ميكنيم؟ الگوى تفريح سالم چيست؟ نوع معمارى در جامعهى ما چگونه است؟ ببينيد چقدر اين مسائل متنوع و فراگيرِ همهى بخشهاى زندگى، داخل در اين مقولهى سبك زندگى است؛ در اين بخش اصلى و حقيقى و واقعى تمدن، كه رفتارهاى ماست. چقدر نوع معمارى كنونى ما متناسب با نيازهاى ماست؟ چقدر عقلانى و منطقى است؟ طراحى لباسمان چطور؟ مسئلهى آرايش در بين مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفيد است؟ آيا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهاى روزانه، به همديگر به طور كامل راست ميگوئيم؟ در بين ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر يكديگر حرف ميزنيم؟ بعضىها با داشتن توان كار، از كار ميگريزند؛ علت كارگريزى چيست؟ در محيط اجتماعى، برخىها پرخاشگرىهاى بىمورد ميكنند؛ علت پرخاشگرى و بىصبرى و نابردبارى در ميان بعضى از ماها چيست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات ميكنيم؟ در رسانهها چقدر مراعات ميشود؟ در اينترنت چقدر مراعات ميشود؟ چقدر به قانون احترام ميكنيم؟ علت قانونگريزى - كه يك بيمارى خطرناكى است - در برخى از مردم چيست؟ وجدان كارى در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعى در جامعه چقدر وجود دارد؟ محكمكارى در توليد چقدر وجود دارد؟ توليد كيفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخى از حرفهاى خوب، نظرهاى خوب، ايدههاى خوب، در حد رؤيا و حرف باقى ميماند؟ كه ديديد اشاره كردند. چرا به ما ميگويند كه ساعات مفيد كار در دستگاههاى ادارى ما كم است؟ هشت ساعت كار بايد به قدر هشت ساعت فايده داشته باشد؛ چرا به قدر يك ساعت يا نيم ساعت يا دو ساعت؟ مشكل كجاست؟ چرا در بين بسيارى از مردم ما مصرفگرائى رواج دارد؟ آيا مصرفگرائى افتخار است؟ مصرفگرائى يعنى اينكه ما هرچه گير مىآوريم، صرف امورى كنيم كه جزو ضروريات زندگى ما نيست. چه كنيم كه ريشهى ربا در جامعه قطع شود؟ چه كنيم كه حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعايت شود؟ چه كنيم كه طلاق و فروپاشى خانواده، آنچنان كه در غرب رائج است، در بين ما رواج پيدا نكند؟ چه كنيم كه زن در جامعهى ما، هم كرامتش حفظ شود و عزت خانوادگىاش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعىاش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعى و خانوادگىاش محفوظ بماند؟ چه كنيم كه زن مجبور نباشد بين اين چند تا، يكىاش را انتخاب كند؟ اينها جزو مسائل اساسى ماست. حد زاد و ولد در جامعهى ما چيست؟ من اشاره كردم؛ يك تصميمِ زماندار و نياز به زمان و مقطعى را انتخاب كرديم، گرفتيم، بعد زمانش يادمان رفت! مثلاً فرض كنيد به شما بگويند آقا اين شير آب را يك ساعت باز كنيد. بعد شما شير را باز كنى و بروى! ماها رفتيم، غافل شديم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش ميدهند كه آقا جامعهى ما در آيندهى نه چندان دورى، جامعهى پير خواهد شد؛ اين چهرهى جوانى كه امروز جامعهى ايرانى دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ چرا در بعضى از شهرهاى بزرگ، خانههاى مجردى وجود دارد؟ اين بيمارى غربى چگونه در جامعهى ما نفوذ كرده است؟ تجملگرائى چيست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه كار كنيم كه از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اينها بخشهاى گوناگونى از مسائل سبك زندگى است، و دهها مسئله از اين قبيل وجود دارد؛ كه بعضى از اينهائى كه من گفتم، مهمتر است. اين يك فهرستى است از آن چيزهائى كه متن تمدن را تشكيل ميدهد. قضاوت دربارهى يك تمدن، مبتنى بر اينهاست. نميشود يك تمدن را به صرف اينكه ماشين دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت كرد و تحسين كرد؛ در حالى كه در داخل آن، اين مشكلات فراوان، سراسر جامعه و زندگى مردم را فرا گرفته. اصل اينهاست؛ آنها ابزارى است براى اينكه اين بخش تأمين شود، تا مردم احساس آسايش كنند، با اميد زندگى كنند، با امنيت زندگى كنند، پيش بروند، حركت كنند، تعالى انسانىِ مطلوب پيدا كنند. يك نكتهى ديگرى كه من در مورد ارتقاء قوهى قضائيه عرض ميكنم ـ البته قبلاً هم بارها مورد تأكيد قرار گرفته، ليكن چون مهم است، تكرار ميكنيم ـ مسئلهى اتقان احكام است. احكام دادگاهها بايستى مطلقا از سهلانگارى و سهلگيرى به دور باشند. شما به عنوان يك قاضى محترم، حكمى كه صادر ميكنيد، بايد جورى باشد كه اگر اين حكم بنا باشد در معرض ديدِ متخصصين امور فقهى و حقوقى قرار بگيرد، شما هيچ دغدغهاى نداشته باشيد؛ مطمئن باشيد به اين حكمى كه صادر كردهايد. قاضى وقتى از دانش لازم برخوردار است و مراقب كار خود و حكم خود هم هست، بايد جورى باشد كه همان وقتى كه اين حكم صادر شد، حاضر باشد آن را در معرض ديدِ همهى كارشناسها و متخصصين قرار بدهد و بتواند از حكمِ خودش دفاع كند. اتقان حكم بايد اينجور باشد. اندك سستى و ضعف در حكم، به كل بناى دستگاه قضائى ضربه وارد ميكند. يك وقتى عرض كرديم؛ نقض مكرر احكام دادگاههاى بدوى در دادگاههاى تجديدنظر يا در ديوان عالى كشور، نشان دهندهى اين است كه يا احكام دادگاههاى بدوى از لحاظ محتوائى نقص دارند و از اتقان برخوردار نيستند، يا از لحاظ شكلى نقص دارند و مقررات رعايت نشده. تصميم بر اين معنا بايستى در سرتاسر قوه رواج داشته باشد و مورد اذعان و قبول و پيگيرى باشد كه احكام، اتقان داشته باشند. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئلهى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئلهى توليد داخلى را، آنچنان كه شايستهى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمدهاى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئلهى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامهريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبهى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئلهى توليد ملى، مسئلهى مهمى است. اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئلهى تورم حل خواهد شد؛ مسئلهى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهدهى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئهى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد. بنابراين همهى مسئولين كشور، همهى دستاندركاران عرصهى اقتصادى و همهى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايهى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايهى سرمايهدار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكانپذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايهداران و كارگران، تقويت چرخهى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همهى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همهى زمينهها: زمينههاى مصارف روزمرّه و زمينههاى عمدهتر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئهى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينهى اقتصادى فائق بيايد. آنچه كه من به جامعهى كارگرى سفارش ميكنم، اتقان و محكمكارى است. اين حديث را من مكرر خواندهام كه فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملا فأتقنه». پيغمبر ميفرمايد: كار را محكم بايد انجام داد، درست بايد انجام داد؛ رحمت خدا بر چنين كسى. ما بايد كارى كنيم كه كالاى ايرانى به عنوان يك كالاى محكم، مطلوب، زيبا، همراه با سليقه و بادوام در ذهن مصرف كنندهى ايرانى و غير ايرانى باقى بماند. اين بايد همت مجموعهى كارآفرينى و كارگرى و متصديان اين امر باشد. البته اين كار، پيشنيازهائى دارد. ممكن است آموزش مهارتهاى لازم، دورههاى ايجاد مهارت لازم باشد - كه اينها كار دستگاههاى دولتى و امثال دولتى است - ليكن بايد هدف اين باشد. كارگر ايرانى آنجائى كه ذوق خود را به كار ميبرد، سليقهى خود را به كار ميبرد و سرپنجهى ماهر خود را به كار ميبرد، كار جالب و تماشائى از آب در مىآيد. اين كارهاى هنرىِ آميختهاى از هنر و كار كه ايرانىها در گذشته داشتند، امروز هم وجود دارد؛ اين معنا محسوس و مشهود است. آنجائى كه ذوق و هنر ايرانى به ميدان مىآيد - همين كارگرى كه دارد كار ميكند، ابتكارش، ذوقش، هنرش، محكمكارىاش - كار ميشود جالب و ماندگار. الان خوشبختانه در توليدات كشور محصولات زيادى هست كه از مشابهات خارجىاش بعضى بهتر است، بعضى بمراتب بهتر است؛ هم زيباتر، هم محكمتر، هم جالبتر؛ اين را ما بايد عموميت بدهيم، در همهى مواد توليدىمان؛ چه مواد مصرفىِ خوراكى، چه مسائل مربوط به پوشاك، چه مسائل زندگى، چه مسائل تزئينى. در همهى چيزهائى كه توليد ميشود، بايد اين را در نظر بگيريم؛ و ميتوانيم. مجموعهى كارگرى، طراحان، مهندسان، سرمايهگذاران، كارگران دستى، كارگران ماشينى ميتوانند اين كار را انجام دهند. ما بايد همتمان را بر اين قرار بدهيم؛ ايجاد محصول بادوام، زيبا و فاخر. اين، يك كار كلان است. يك نكتهى اساسىاى كه در باب كار وجود دارد و كارآفرينان بايد به او توجه كنند، مسئلهى مرغوبيت توليد داخلى است؛ كيفيت توليد داخلى است؛ اين خيلى مهم است. البته بخشى از اين، ارتباط پيدا ميكند به همان قضاياى مالى و نميدانم مقررات و غيرذلك، و پشتيبانىهاى دولت؛ اما بخشى هم ارتباط پيدا ميكند به عزم و ارادهى مسئولين، كارآفرين و كنندهى كار. فرمود: «رحم اللَّه امرا عمل عملا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را انجام بدهد و آن را متقن انجام بدهد، درست انجام بدهد. اين آيندهنگرى است، غير از امروز. شما امروز ببينيد در دنيا كمپانىهائى هستند صد سال است اينها دارند كار ميكنند، صد و پنجاه سال است دارند كار ميكنند و محصولاتشان در دنيا فروش ميرود. اسم اينها كافى است كه جنس را تو بازار رائج كند؛ به خاطر اينكه درست كار كردند، خوب كار كردند، مشترى مطمئن است به اينها. شما ميگوئيد كه ما سفارش كنيم به مردم كه توليدات داخلى را مصرف كنند. من كه خب چند سال است دارم سفارش ميكنم؛ بنده كه بارها گفتهام، منتها اين با شعار درست نميشود. خب، بله يك مقدارى مردم حالا يك اعتمادى بكنند، يك اعتنائى بكنند به حرف ما، به خاطرى كه مثلًا ما گفتيم، بروند يك مقدارى چه كنند؛ اين يك بخشى از قضيه است. يك بخش ديگر هم مربوط به كيفيت است. خب كيفيت را بايد بالا برد؛ كيفيتها را بايد بالا برد. جمهورى اسلامى متكى به دلهاى ميليونها انسان است. وقتى صداى واحدى از حنجرهى دهها ميليون انسان با قدرت ادا مىشود، اين سخن قابل محو شدن نيست؛ امواج اين سخن در دنيا باقى مىماند و ماندگار مىشود. شوخى است؟ دهها ميليون انسان باهم فرياد نفرت از استكبار، نفرت از نظام سلطهى جهانى و پافشارى بر عزت ملى و ايمان اسلامى را سرمىدهند؛ آن هم نه يكبار، نه دو بار؛ سى سال است كه مردم دارند اين فرياد را سر مىدهند؛ اين از بين رفتنى نيست. فرياد هماهنگ اين همه حنجره و اين همه دل، ماندنى است؛ اينها جزو قوانين حتمى طبيعت و تاريخ است؛ مثل قانون جاذبه است، مثل قوانين ديگر طبيعى است؛ لذا تخلف ندارد. اين صدا ماندگار است. شرط اين است كه ما هركدامى كار خودمان را درست انجام دهيم. من بارها اين حديث را از قول پيغمبر اكرم به مخاطبان گفتهام: «رحم اللَّه امرأ عمل عملا فأتقنه»؛ رحمت خدا بر كسى كه كار را انجام دهد و آن را محكم انجام دهد، درست انجام دهد، با اتقان انجام دهد. كار را بايد با اتقان انجام داد. اگر اهميت كارى كه انسان سرگرم آن هست براى انسان معلوم شود، ديگر مسامحه در كار نخواهد بود؛ دلسردى و نوميدى در ميان نخواهد بود. وقتى فهميديم كارى كه ما داريم انجام مىدهيم، چقدر مهم است براى حيات جامعه و حيات كشور، آن وقت خودِ اين، نيروئى در درون ما به وجود مىآورد كه بر همهى مزاحمهاى بيرونى فائق مىشود. لذا توصيهى اول ما به همه اين است كه آن كارى را كه محول به آنهاست، با شوق، با علاقه- به هر دليل اجتماعى و فردى كه به سمت آن كار كشيده شدهاند- قدر بدانند، ارج بنهند، اهميت بدهند و كار را درست انجام بدهند. مكرر اين گفتهى پيامبر عظيمالشّأن را عرض كرديم كه فرمود: «رحم اللَّه إمرأً عمل عملًا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را به دست مىگيرد و آن را متقن و درست و كامل انجام مىدهد. اين در مورد من، شما، يكايك افراد كارگر، معلم، پرستار و ساير مشاغل و حرفهها و مسئوليتها صادق است. كارى را كه به عهده گرفتيم، آن را متقن و كامل انجام بدهيم. امروز در كشور ما خوشبختانه تحرك و تلاش كار، تلاش خوبى است. مجموعهى دستاندركاران توليد، تلاش خوبى را انجام دادند و پيشرفت كردند؛ ولى ما هنوز در اوائل راهيم. ما بايد خيلى جلو برويم، خيلى بايد تلاش كنيم. هم وجدان كارى، محكمكارى و درستكارى در مجموعهى توليد- يعنى كارگر و مولد كار و توليدكنندهى كار- لازم است، هم در مسئولين دولتى و مسئولين رسمى، رعايت و مراقبت و توجه لازم است كه اين حركت، حركت صحيح و متعادلى باشد و انجام بگيرد. و البته همان طور كه در اول عرايضم عرض كردم، تقدس كار و تكريمِكنندهى كار بايد در رأس برنامهها قرار بگيرد و همه اين را بدانند. كارگر، محترم است. كارگر با دست خود، با مغز خود، با كار خود، با جسم و جان خود دارد كشور را به استقلال مىرساند. امروز مسئلهى اصلى كشور ما استقلال است برادران و خواهران عزيز! انقلاب براى ما استقلال سياسى را به بار آورد؛ اين جرأت را به اين ملت داد كه در مقابل نظام غير عادلانهى سلطه در دنيا بايستد. اما اگر اين ملت بخواهد اين استقلال سياسى را، اين عرضاندام فرهنگى را در مقابل سلطهگران عالم حفظ كند، بايد پايههاى اقتصادى خود را محكم كند؛ اين، ريشه دواندن استقلال در كشور است؛ و اين وابسته است به توليد، به كار، به شكوفائى كار، به نوآورى در بخشهاى مختلف كار. از مركز تحقيقات و آزمايشگاه گرفته، تا توى محيط كارگاهها، تا توى محيط مزرعه، در همه جا بايستى اين نوآورى وجود داشته باشد. آن وقت است كه دشمنان خونخوار و هتاك استقلال ملت ايران با ناكامى دهانهاى خودشان را خواهند بست و كنارى خواهند نشست. همان طور كه گفتند، مشكلات جامعهى كارگرى- مسئلهى بيمهشان، مسئلهى مسكنشان، مسئلهى ارتباطاتشان با كارفرما، وظائف كارفرما در مقابل آنها، وظائف آنها در مقابل محيط كار- بايستى به طور دائم دنبال شود و اهميت وجدان كار و اتقان كار بايستى مورد تأكيد قرار بگيرد. اين راه، راه روشنى است؛ اين هدف، هدف مشخصى است؛ اين ملت هم ملت اهل كار و اهل تلاشى است. يكى از نعم الهى بر ما، بحمد اللَّه شوراى نگهبان است؛ اين نعمت را بايد قدر بدانيم و حفظ كنيم. حفظ آن فقط به اين نيست كه در لفظ و در ظاهر و اينها احترام آن را نگه داريم؛ حفظ آن به اين هم هست كه هرچه مىتوانيم، در شوراى نگهبان ساخت و پرداخت و محصول كار را با اتقان بيشترى همراه كنيم، كه اين به عهدهى شما دوستان، برادران و خواهران محترم است. در بيان معارف الهى، معارف اهل بيت، حديثى كه نقل مىكنيم، داستانى كه نقل مىكنيم، نسبتى كه به امام مىدهيم، معرفتى كه مىخواهيم پايبند آن باشيم؛ در همهى اينها ما بايد اتقان را رعايت كنيم. علماى ما اينهمه در فقه سر يك مسألهى جزئىِ كوچكِ كم اهميت به وثاقت فلان راوى تكيه مىكنند، اهميت مىدهند، بحث مىكنند، رد و قبول مىكنند، اين راوى مورد قبول است يا نيست؛ براى اينكه بالاخره سند روايت را تنقيح كنند و دربياورند؛ بگويند اين سند، سند درستى است؛ كه اگر سند درستى بود، به اين روايت بشود اعتماد كرد؛ تا اگر اعتماد كرديم، يك حكم فرعىِ درجهى سه در باب طهارت يا در باب بقيهى احكام عبادى به دست بيايد. آنجا ما اينهمه اهميت مىدهيم؛ چطور در باب معارف و در باب دلبستگىهاى فكرى و عاطفى، به هر حديثى، به هر روايتى، به هر حرفى و به هر گفتهيى اعتماد كنيم؟ اين، قابل قبول نيست. اتقان در نقل، اتقان در بيان و اتقان در مستنداتِ آنچه مىخواهيم به عنوان خوراك فكرى به مردم بدهيم، لازم است؛ اين يك شرط اساسى است؛ براى اين بايد فكرى كرد؛ كار آسانى هم نيست؛ عرض كردم اين كار بسيار مشكل است؛ با يك نشست و برخاست و تذكر و تشكيل يك نهاد درست نمىشود؛ يك همت و ارادهى جدى از نخبگان روحانى و فضلاى روحانى مىخواهد كه بر اين موضوع اصرار بورزند، پايبند باشند و دنبال كنند و از آنچه در مقابل به انسان برمىگردد، باك نكنند. اگر تلاش كرديم، به نتيجه خواهيم رسيد؛ اين وعدهى لايتخلف الهى است. اگر تلاش نكنيم، اگر كوتاهى كنيم، اگر خطوط معنوى و اخلاقى را در پيشرفت مادى به دست فراموشى بسپاريم، البته رحمت الهى از ما سلب خواهد شد. ما بايد رحمت الهى را براى خود جلب كنيم.شما برادران و خواهران عزيز كه اكثراً در شهرك مس سرچشمه زندگى مىكنيد و بعضى هم شايد از خارج اين شهرك تشريف آوردهايد، مخاطب اين پيام و بيان الهى هستيد كه «رحم اللّه امرأ اعمل عملا فاتقنه»؛ رحمت خدا شامل حال كسانى است كه كارى را انجام مىدهند و آن را با اتقان، درست و كامل به سامان مىرسانند؛ نيمهكاره رها نمىكنند و سهلانگارى در آن به خرج نمىدهند. همهى ما در هر بخشى كه مشغول كار هستيم، مخاطب اين خطاب هستيم. دولتمردان، مسئولان كشور، مديران عالىرتبه و اقشار مختلف در هر بخشى از بخشها- كه يك گوشهى آن، بخش صنعت يا معدن است- در صورتى كه كار را با جديت دنبال كنند و ابتكار و نوآورى در آن به كار بزنند و دانش را در آن به كار بگيرند، رحمت خدا شامل حال آنها خواهد شد. ما هرجا دانش را پيدا كنيم، آن را از آنها خواهيم گرفت. ما از گرفتن دانش از ديگران ابا نداريم. ننگمان نمىكند شاگرد دانش ديگران باشيم؛ اما ننگمان مىكند كه هميشه شاگرد باقى بمانيم. شاگردى مىكنيم و علم را ياد مىگيريم؛ اما بر علم مىافزاييم؛ اين، هدف وافق كار علمى در كشور ماست. شما برادران و خواهران عزيز كه اكثرا در شهرك مس سرچشمه زندگى مىكنيد و بعضى هم شايد از خارج اين شهرك تشريف آوردهايد، مخاطب اين پيام و بيان الهى هستيد كه «رحمالله امر اعمل عملا فاتقنه» رحمت خدا شامل حال كسانى است كه كارى را انجام مىدهند و آن را با اتقان، درست و كامل به سامان مىرسانند؛ نيمهكاره رها نمىكنند و سهلانگارى در آن به خرج نمىدهند. همهى ما در هر بخشى كه مشغول كار هستيم، مخاطب اين خطاب هستيم. دولتمردان، مسوولان كشور، مديران عالىرتبه و اقشار مختلف در هر بخشى از بخشها - كه يك گوشهى آن، بخش صنعت يا معدن است - در صورتى كه كار را با جديت دنبال كنند و ابتكار و نوآورى در آن به كار بزنند و دانش را در آن بهكار بگيرند، رحمت خدا شامل حال آنها خواهد شد. همه بايد مقاومسازى را جدى بگيرند؛ هم مسئولان و هم مردم. توصيهى به مقاومسازى، فقط توصيهى به مسئولان نيست. طرحى كه در بارهى ساختن روستاها، برادران بنياد مسكن به كمك دولت دارند دنبال مىكنند، يك مقاومسازىِ عمومى است؛ اما شهرها هم همينطور است. مردم، سازندگان خانهها، انبوهسازان و همچنين مسئولان دولتى بايد مقاومسازى را يكى از مسائل اصلى قرار دهند.كشور ما، كشور زلزلهخيزى است. شهرستان زرند روى دو گسل فعال زلزله قرار دارد. اين خطر وجود دارد، اما با اين خطر مىتوان مبارزه كرد. يكوقت بلايى علاج ندارد؛ ليكن اين بلا، علاج دارد. علاج، مقاومسازى و اهميت دادن به ساختوساز است. از قول پيغمبر اكرم نقل شده است كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر انسانى كه وقتى كارى انجام مىدهد، محكم و متقن انجام دهد. پارچه را هم كه مىبافيد، محكم باشد؛ كفش هم كه مىدوزيد، محكم باشد؛ حرف هم كه مىزنيد، محكم بزنيد و منطقتان محكم و صحيح باشد؛ خانه هم كه مىسازيد، محكم بسازيد. سهلانگارى در هيچكدام از اين كارها پذيرفته نيست. مقاومسازى را بايد بسيار جدى گرفت. مسئولان، اين مسئله را يكى از مسائل اصلى خودشان قرار دادهاند. من قبلًا به آقاى رئيسجمهور هم اين مطلب را گفتهام. دو ستون درست كنيد: كارها و خدماتى كه انجام دادهايد، كارهايى كه انجام ندادهايد، يا ناكام ماندهايد در انجامش؛ اينها را با مردم در ميان بگذاريد و بدانيد كه مردم قدر خدمت و قدر تلاش را مىدانند. ما بايد هم كارهاى كردهى خودمان و هم كارهاى نكردهى خودمان، يا درست نكردهى خودمان را با صداقت در ميان بگذاريم. مطمئناً آن تلاش و همت و اهتمامى كه انجام گرفته براى ستون مثبتها، عذر خواهد بود براى ما نسبت به ستون ناكردهها؛ چون ناكردهها از روى تعمد، ناكرده نمانده، بلكه به خاطر كمبود امكان، كمبود منابع و گاهى به خاطر دير رسيدن فكر به ذهن انسان و مسائلى از اين قبيل، ناكرده مانده است. اين مسائل را براى مردم بيان كنيد؛ من بر اين معنا اصرار دارم. عملكرد شما از عملكرد نظام جدا نيست؛ نمىشود گفت ما نظام خوبى داريم؛ اما دولت بدى داريم؛ بالاخره دولت برخاستهى از همين نظام است. هر كارى كه شما كرده باشيد و خوب كرده باشيد، براى نظام است و اگر كارى نكرده باشيد، يا بد كرده باشيد، بازهم متعلق به نظام است. ما اصرار داريم كه آنچه انجام گرفته و اهتمامِ به كار رفته، صادقانه، درست و روشن به مردم بيان شود؛ مشخص كنيد چه تحويل گرفتهايد و چه تحويل خواهيد داد؛ مثل صورت وضعيتهايى كه مهندسان در هنگام تحويل و تحول يك كار تهيه مىكنند، شما هم صورت وضعيت كار خودتان را حقيقتاً مشخص و معين كنيد و سعى كنيد كه حد اكثر دقت را هم در اتقان آن به كار ببريد. حقيقتاً وقتى ما با مردم مواجه مىشويم، مىتوانيم اعتماد مردم را با صدق لهجه و بيانِ واقعيتها كاملًا جلب كنيم. نبايد تصور كرد كه صداقت و عدم صداقت از نظر مردم پوشيده خواهد ماند؛ بالاخره توجه مىكنند. كار تحقيقى خيلى مهم است. كارى كه از روى تحقيق و عالمانه باشد، حتى براى مردم عامى كه عالم هم نيستند، ارزش و جاذبهى بيشترى دارد. البته كار عالمانه به معناى قلنبه سلنبهگويى نيست، بلكه كار عالمانه، يعنى كار مُتقن و صحيح؛ و لو اينكه با زبان همهكسفهم و مردمى گفته شود. همچنان كه شنيدهايد، در همهى زمينههاى تحقيقات علمى، بودجههاى كلانى در برخى از كشورهاى پيشرفته گذاشته مىشود. تحقيق در زمينههاى مفاهيم فرهنگى و مسائل گوناگونى كه رسانهى ملى با آنها سروكار دارد، از جمله كارهاى بسيار مهم است. معلّمان عزيز! كارگران عزيز! كشور به شما احتياج دارد. بدانيد كه ممكن است هزاران نفر از شما با نام و نشان شناخته نشويد؛ اما تأثير يكايكتان در آيندهى اين كشور نه آيندهى دور؛ بلكه همين ده سال و بيست سال ديگر تأثير نمايانى خواهد بود. همهى شما تأثير خواهيد داشت؛ بنابراين كار كنيد. نبىّ مكرّم صلوات الله و سلامه عليه به امير المؤمنين عليه الصّلاة و السّلام فرمودند: «ايّاك و الكسل و الضّجر»؛ از دو چيز پرهيز كن: يكى از ملالت و يكى از كسالت. ملالت، يعنى اينكه انسان حوصلهى كار نداشته باشد؛ كسالت هم يعنى تنبلى. همچنين از پيامبر اكرم نقل شده است: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كار خود را هر كارى محكم و متقن انجام دهد. بدانيد كه امروز دشمنان اين كشور، كه ديگر تبليغاتشان عليه اسلام، عليه ارزشهاى اسلامى، عليه انقلاب، عليه امام، عليه شخصيتها و عليه شهيد مطهّرى براى همه آشكار شده است حالا مگر كسى نابينا باشد كه محيط فرهنگى را ببيند و اين دشمنيها را نبيند اميد بستهاند به اينكه جامعهى معلّم، جامعهى كارگرى، جامعهى دانشجويى، جامعهى روحانى اين جوامع حسّاس و مؤثّر جامعه كار خودشان را انجام ندهند. اگر همه، كار خود را درست، متقن، كامل و از روى علم و دانايى انجام دهند، بدانيد كه اين كشور و نظام، متقنترين و مستحكمترين نظامى خواهد بود كه در اين قرنهايى كه ما مىشناسيم، در اين كشور بر سرِ كار آمده است و خواهد توانست در مقابل بزرگترين توطئهها مقابله كند. اين حرفها، اين گفتنها، اين عملها، اين تبليغات، اين محاصرهها و اين توطئهها، عليه ملتى كه با عزم راسخ ايستاده است و مىداند چه كار مىكند و مىفهمد چه كار مىخواهد بكند و هوشيارانه و باايمان در كار خود مشغول عمل است، نمىتوانند كارى بكنند. مردم را هدايت كنيد؛ ذهن مردم را روشن كنيد؛ مردم را به فراگرفتن دين تشويق كنيد؛ دين صحيح و پيراسته را به آنها تعليم دهيد؛ آنها را به فضيلت و اخلاق اسلامى آشنا كنيد؛ با عمل و زبان، فضيلت اخلاقى را در آنها به وجود آوريد؛ مردم را موعظه كنيد؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانيد؛ انذار كنيد انذار سهم مهمّى دارد؛ فراموش نشود آنها را به رحمت الهى مژده دهيد؛ مؤمنين و صالحين و مخلصين و عاملين را بشارت دهيد؛ آنها را با مسائل اساسى جهان اسلام و با مسائل اساسى كشور آشنا كنيد. اين مىشود آن مشعل فروزانى كه هريك از شما عزيزان اين مشعل را در هرجا روشن كنيد، دلها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حركت به وجود خواهد آمد؛ ايمان عميق خواهد شد. مؤثّرترين حربه عليه اين تهاجم فرهنگى و شبيخون نامردانهى دشمن همين است؛ از اين به شدّت نگرانم. مىخواهند نگذارند كه روحانيون جوان، مؤمن، شجاع، آگاه و خوشفكر، در محيطهاى مختلف در محيط دانشگاه، در محيط بازار، در محيط روستا، در محيط شهر، در محيط كارگاه كار خودشان را انجام دهند. درست نقطهى مقابل كار آنها، همين كار و مجاهدت فی سبيل الله شماست كه با اتقان و با دقّت و بالاتر از همه با اخلاص انجام گيرد: «لم يكن منافسة فی سلطان و لا التماس شيء من فضول الحطام». البته مسؤولان امر بايد سطح كار را بالا ببرند و به كيفيّت كار ارتقاء دهند؛ بهگونهاى كه كار ايرانى در دنيايى كه با كارهاى گوناگونى سر و كار دارد، امتيازى داشته باشد. وقتى گفتند اين جنس از ايران آمده است، همه بدانند كه اين جنس، جنس خوب و محكم و قوىاى است. بايستى رتبه كار بالا برود و ارتقاء پيدا كند؛ همچنان كه دستگاههاى ذىربط بايستى به امور كارگران و مشكلات آنان با جدّيت و دلسوزى برسند كه البته من مىدانم مسؤولانِ امور كارگرى كشورمان، حقيقتاً مردمانى دلسوز و علاقهمند به قشر كارگرند؛ خودشان را با آنها يكى مىدانند، از آنها مىدانند و تلاش خودشان را مىكنند. اين، نعمت بزرگى است كه انسان بتواند با كار خود به خداى متعال تقرّب جويد. در اسلام كه كار، عبادت و ارزش شمرده شده است، لازمهاش اين است كه هركس كارى را قبول كرد و تعهّد نمود، آن را به بهترين وجهى انجام دهد. اين حرف، سرِ كلاس درس و پاى خطّ توليد و داخل مزرعه و پاى چرخ خياطى و كار داخل خانه هم هست. در هر نوع كارى كه به اين حساب، معلّمى و تربيت و تعليم هم يك كار است؛ آن هم يك كار بسيار ارزشمند اگر كنندهى كار، وجدان كارى داشته باشد، آن كار به بهترين شكل انجام خواهد يافت. اين، آن چيزى است كه كليد مشكلات كشور است. اگر شما فلان جنس را مىخريد و به منزل مىبريد و مشاهده مىكنيد كه بعد از مدّت كوتاهى خراب شد و كارى كه روى آن شده، كار درستى نبوده است يعنى بىاعتمادى به كارى كه انجام مىشود در صورت وجود وجدان كارى، اين ديگر برخواهد افتاد. كسى فرزند خود را به مدرسه بفرستد و نداند كه او در مدرسه تبديل به چه چيزى و چگونه عنصرى خواهد شد؛ اين ديگر نخواهد بود. وقتى همهى كنندگان كار، با احساس وجدان كارى به كار پرداختند و فهميدند در حالى كه كار را مىكنند، اگر صاحبكار هم نيست، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است، كرام الكاتبين حاضرند و ملائكهى مقرّب الهى نگاه مىكنند؛ هر دقّتى كه براى بهبود كار بشود، مورد تحسين كرام الكاتبين خواهد بود و در پروندهى عملِكنندهى كار ثبت خواهد شد. اين چيزها، در محاسبات بشرىِ ما به حساب نمىآيد و غالباً نمىبينيم، غفلت مىكنيم و بدان توجه نداريم؛ اما در حساب خدا كه اين حرفها نيست. اگر شما آن يك دقيقهى آخر را هم كه سرِ كلاس بوديد، درس داديد و نگذاشتيد ضايع شود؛ يا با آن شاگرد بدآموز، حقيقتاً صرف وقت كرديد و كوششتان را به كار برديد؛ يا در كارخانه، يا در مزرعه، يا در خانه كه مشغول كار هستيد و يا هرجاى ديگر، دقت به خرج داديد؛ آن سوزنى را كه با دقّت در پارچه فروبرديد و ... همين دقّت و اهتمام، در پروندهى عملتان ثبت خواهد شد. اين ثبت در پروندهى الهى، فايدهاش فقط مربوط به قيامت نيست؛ در همين دنيا هم اثر مىكند. يعنى محكم كارى و دقّت در كار دنيا، يك جامعهى سرافراز، آباد، با انسانهاى قوى، مستحكم، تسليمنشوىِ در مقابل دشمن، بىنياز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پديد خواهد آورد. نام نيكى هم براى اين جامعه و اين كشور، در عالم به وجود خواهد آورد. اينها مربوط به اين طرف مرز مرگ است. آن طرف مرز هم كه برزخ و قيامت و ثواب الهى است، مترتّب بر اين كارهاست. اين، توصيهى ما به شماست. من، هم از جامعهى كارگرى كشور و هم از جامعهى تعليم و تربيت كشور، ضمن تشكّر و سپاس عميق قلبى، اين درخواست را هم دارم. إن شاء اللّه كه بتوانيد روز به روز كار خود را بهبود ببخشيد. اگر رئيسجمهورمان آدم كارآمد و پُر كارى نبود؛ انسانِ داراى احساس مسئوليتى نبود؛ اگر بينش دينى نداشت و اگر در راه خدا مجاهدت نكرده بود، مجلس هرچه هم قانونِ خوب تصويب مىكرد، چه فايده داشت؟ وقتى مجرى وجود نداشته باشد، قانون فايدهاى ندارد. پس، وجود مجرىِ خوب، مثل وجود دستهاى كارآمد و بازوان تواناست. شما بايد راه را نشان دهيد و خط را ترسيم كنيد. مجلس شوراى اسلامى، اينگونه است. لذا همانطور هم كه در پيام اخير، خدمت آقايان و خانمها عرض كرديم، ارزش يك دقيقه وقت شما خيلى زياد است. نبايستى يك دقيقه وقتِ مقرّر و موظّف مجلس- چه در كميسيونها و چه در داخل صحن مجلس- تلف و ضايع شود. بايد فعّال حركت كنيد. واقعاً مسئوليتِ سنگينى است. خداى متعال در روز قيامت، از يكايك دقايق و اقدامات شما در اين كار سؤال خواهد كرد. از همهى آن تأييدها يا ردهايى كه مىكنيد، سؤال خواهد كرد. اگر تأييد نكنيد و بگوييد پس حالا كه اين قدر سخت است، كارت سفيد مىدهيم يا در اين مجلس بىطرف مىشويم؛ از اين هم سؤال خواهد كرد كه چرا رأى نداديد؟ بايد رأى دهيد. وقتىكه شما در امرى حَكَم هستيد و براى تصميمگيرى جهت كارى بزرگ، شما را در آنجا نصب كردهاند، بايد آن كار را انجام دهيد. اگر انجام هم ندهيد، مؤاخذه خواهيد شد. اوّلًا موظفيد انجام دهيد، ثانياً خوب و درست و متقن انجام دهيد. قضيه اين است. كار بسيار سنگينى است. اگر با اين ديد به نمايندگى نگاه كرديد، آن وقت همهى آنات شما حسنه است. بدانيد هيچ عبادتى هم ديگر بالاتر از كارى كه شما مىكنيد، نخواهد بود. هيچكس غصه نخورد كه من با آمدن به مجلس، مثلًا از فلان وظيفهى عبادى بازماندم و فرضاً ديگر عمره و يا زيارت نمىتوانم بروم. نخير؛ اين به مراتب از آن بالاتر است. اگر اينگونه عمل كرديد، از هر عبادتى در ميزان الهى سنگينتر است. با احساس مسئوليت و مراقبت نمايندگان الهى و كرامالكاتبين و «كنت أنت الرّقيب عليّ من ورائهم و الشّاهد لما خفى عنهم»، خود خداى متعال هم مراقب شماست. يك مجلسِ اينگونه، در طول چهار سال مىتواند بزرگترين خدمات را به اين كشور و اين ملت بكند و هرچه بعد از انقلاب در اين مملكت، كارِ خوب شده است، ثواب و حسنهى بخش عمدهاى از آن، به نمايندگانى متعلّق است كه در دورههاى چهارگانهى گذشته بودهاند و خوب عمل كردهاند و تلاش مناسب انجام دادهاند. آنچه لازم است، «كار» و «تعليم» است. معلّمين عزيز! بايد جوانان را بسازيد. بايد نوجوانان را با روحيهى كار، استقلال و علمطلبى، پرورش دهيد، نه با روحيهى مدركطلبى. مدرك چيست؟ مدرك به اين عنوان كه نشان دهد فردى داراى اين معلومات است، خوب است؛ اما نمىتواند منشأ اثرى شود. آنچه مهم است، علم است. علم و كار، براى جامعه لازم است. همهى مردم و مسئولين بدانند: اينكه من عرض كردم «وجدان كارى»، يك تعارف نيست. بايد برنامهريزى كنند. «وجدان كارى» بايد فرهنگ عمومى مردم شود. بايد اگر كسى كارى انجام مىدهد، فكر كند كه يك نفر بالاى سرش ايستاده است؛ حتّى اگر تنها، در اتاقى خلوت باشد. كار بايد كامل، محكم، قوى، ابتكارى و همراه با نياز انجام گيرد.يكى از كارهايى كه وجدان كارى لازم دارد، تعليم و تربيت است. معلّم در كلاسِ درسِ مدرسهاى كه تَهِ فلان شهر يا فلان گوشهى دورافتادهى تهران يا يك روستاست، بايد آنطور درس بگويد، زحمت بكشد و تلاش كند كه گويا الآن بازرس در كلاس نشسته است، كار او را نگاه مىكند، يا يك ساعت بعد مىآيد تا نتيجهى كار را ببيند. وجدان كارى يعنى اين. ما تعارف كه نمىكنيم! عزيزان من! با تعارف كه يك ملت نمىتواند آقايى خودش را حفظ كند! با تعارف كه نمىشود با دشمنان غدّار و خونخوار روبهرو شد! عمل، تلاش و برنامهريزى لازم است. ما گفتيم: «وجدان كارى»، «انضباط اجتماعى» يا «انضباط اقتصادى». مسئولين كشور، دولت، قوّهى قضائيّه و نمايندگان مجلس، بايد برنامهريزى كنند تا اين كارها انجام گيرد، و الّا بااينكه تعريف كنند فلانى چه حرف خوبى زده، كه كار تمام نمىشود! بايد كسانى كه منادى و محافظ مسائل فرهنگى هستند، آن مسائل را ترويج كنند؛ مسائل را درست براى مردم بشكافند و تبيين نمايند. كسانى كه اهل برنامهريزى هستند، براى دميدن دو روحيهى وجدان كارى و انضباط اجتماعى در مردم برنامهريزى كنند. كسانى كه اهل كار و تلاشند اين دو روحيه را در خودشان به وجود آورند. هركسى اين كار و تلاش را براى خود بكند. آن كسانى هم كه به مردم تذكر مىدهند و براى مردم تبليغ مىكنند، در اين باره براى مردم حرف بزنند. كارى كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگى و چه عمل اقتصادى و چه عمل اجتماعى و چه عمل سياسى، براى كسى كه كنندهى آن است يك عمل مقدّس به حساب آيد. از يك كارگر ساده بگيريد، تا يك مأمور سادهى ادارى، تا يك مدير عالىرتبه، تا يك صاحب صنعت مهم و بزرگ در كشور، تا يك مأمور عالىرتبهى دولتى، تا يك معلّم، تا يك دانشجو، تا يك مبلّغ و روحانى، همه و همه احساس كنند اين كارى كه انجام مىدهند يك عبادت و يك عمل خير و صالح است. همه بايد كارشان را با جدّيت و به نيكى انجام دهند. از نبى اكرم صلوات الله و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر انسانى كه كارى را انجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد. از سرهمبندى و كار را به امان و حال خود رها كردن و به كار نپرداختن و بىاعتنايى به استحكام يك كار به شدّت پرهيز شود. اين مربوط به وجدان كارى است. در مورد انضباط اجتماعى نيز همين است كه همه حد اجتماعى صحيحى را كه قانون معنى مىكند و مقرّرات و حدود الهى معيّن مىنمايد، با دقّت رعايت كنند تا زندگى يك زندگى صحيح و سالمى باشد. اين دو شعار را امسال حفظ كنيد. گويندگان راجع به آن بگويند؛ نويسندگان در بارهى آن بنويسند؛ مسئولين در خصوص آن برنامهريزى كنند و آحاد جامعه خودشان را با اين معيار بسنجند و پيشرفتهاى خودشان را ملاحظه كنند. ما به استقلال اقتصادى رسيدهايم يا نه؟ من عرض مىكنم اين همان است كه مشكلتر است. بايد تلاش كنيم. البته مىتوانيم امروز ادّعاى استقلال اقتصادى كنيم؛ اما به شرطها و شروطها. اين، چند شرط دارد: اوّلًا اينكه در كشور، هركس، هر كارى را كه به عهده دارد، خوب انجام دهد. فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه»؛ خدا رحمت كند آن كسى را كه كارى انجام دهد و آن را محكم و متقن انجام دهد؛ خوب انجام دهد. شما اگر يك پيچ را مىگردانيد و سفت مىكنيد، اگر يك چرخ را مىچرخانيد، اگر جايى يك بخيه مىزنيد، اگر ماشينى را گريسكارى مىكنيد، اگر كتابى را چاپ مىكنيد، اگر كتابى را مىنويسيد، اگر سرِ كلاس درس مىدهيد، اگر در بيمارستان به بيماران مىرسيد، اگر در شهردارى مشغول تميز كردن معابر شهرى مردم خودتان هستيد، اگر گويندهايد، اگر نويسندهايد، اگر محقّقيد، اگر روحانى هستيد، اگر مشغول تحصيل و درس خواندن هستيد، اگر در دانشگاه يا مدرسه هستيد، اگر در كار هنر مشغوليد، اگر فيلمسازيد، اگر داستاننويس هستيد، اگر روزنامهنگاريد؛ هرچه هستيد و هركه هستيد و هرجا كار مىكنيد، بايد سعى كنيد كارى را كه انجام مىدهيد، درست انجام دهيد، كامل انجام دهيد، محكم انجام دهيد، و كم نگذاريد. اين، يكى از شرايطى است كه اگر محقّق شود، ما به استقلال اقتصادى مىرسيم. در اين ميدان عظيم مبارزهى جهادى و مبارزه اسلامى، كار، يك مبارزه است. شما كه كارگر هستيد، در هر كارخانه، در هر مزرعه و يا در هر نقطه كه مشغول كارى هستيد، اين كار، كشور شما را از دشمنان و بيگانگان بىنياز، و به آبادانى كشور و آسايش مردم كمك مىكند. شما در حال مبارزهايد و اين مبارزهى بسيار مؤثرى است. اگر در دوران جنگ، مبارزهى كارگران در دستگاههاى توليدى و در صف توليد نبود، ما در جنگ وضع بدى پيدا مىكرديم. لذا شما مشاهده كردهايد كه در طول اين دوران بخصوص در اوايل پيروزى انقلاب دشمنان تلاش مىكردند كارخانهها يا مزارع را از كار توليدى محروم كنند. شايد يادتان باشد كه آن اوايل، چقدر شبنامه منتشر مىشد و چقدر براى تعطيل كردن كارخانهها تلاش و تبليغات مىكردند. البته دشمن كه نمىگويد «من مىخواهم كارخانه تعطيل شود تا اسلام شكست بخورد.» اين را كه صريحاً اعتراف نمىكند. دشمن كه نمىگويد «من مىخواهم كارخانهها تعطيل شود تا ايران محتاج بماند.» دشمن روى اقدامات خود، اسمى مىگذارد كه نيت پليدش را مكتوم و پنهان بدارد. به عنوان «حق كارگر،» به عنوان «گرفتن حقوق محرومين» و از اين قبيل، شعارهاى دروغين درست مىكردند تا كارخانههاى ما را به تعطيل بكشانند. اين تلاش را چه كسى جواب داد؟ اين تلاش را چه كسى خنثى كرد و چه كسى بر دهان دشمنان اسلام و جمهورى اسلامى زد؟ همين طبقهى كارگر. همين دستهاى كارگران ما كه با دلهاى مؤمن حركت مىكردند. وقتى دست كارآمد، با دل مؤمن همراه و همنوا باشد، آن وقت كارها كيفيت پيدا مىكند. من مىخواهم عرض كنم: كارگران كشور، در هر نقطه كه مشغول كار سازندهاى براى آبادانى كشور هستند، بدانند كه مشغول مبارزهاند. اين مبارزه را هرچه مىتوانيد با كيفيت بهتر و محكمتر انجام دهيد. اين حديث را مكرر عرض كردهام كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملا فأتقنه.» خداوند رحمت كند كارگر و كسى را كه كارى انجام دهد، و خوب و محكم انجام دهد. كارگر مسلمان بايد كارش را بالاتر و بهتر از معيارها و حدود و استانداردهاى كار اجرا كند و تحويل دهد. اين، فرهنگ و دستور اسلامى است. اين روزها كه روزهاى بزرگداشت كارگران است عرضم اين است كه هم خود كارگران، هم مسئولين نظام كارگرى كشور و هم نويسندگان، بايد روى اين نكته تكيه كنند كه امروز كار، يك فضيلت و ارزش و يك عبادت و مبارزه است. كار را به عنوان اسقاط تكليف نبايد انجام داد، كه به خود بقبولانيم «حالا كارى انجام دهيم و مسئله از سرمان باز شود!» كار را به عنوان يك امر تحميلى نبايد تلقى كرد. كار به عنوان مقولهاى «فقط نان درآور» نبايد تلقى شود. كارگر با كار خود، علاوه بر اينكه زندگى خودش را تأمين مىكند، زندگى جامعه را نيز تأمين مىكند. و اين، يك عبادت بزرگ و عمل الهى است. طلاب علوم دينى و فضلاى جوان، آيا براى سازندگى و براى آيندهى حوزه نقشى دارند يا نه؛ جواب اين است كه بلى، دارند. هركسى نقش خودش را دارد. در يك مجموعه، همهى افراد داراى نقشند. در يك بدن سالم، هر سلولى مشغول كار است. اگر هركدام ما در آنجايى كه هستيم، كار خود را خوب انجام بدهيم، به سلامت مجموعه كمك كردهايم؛ اما اگر هركدام ما كار خود را خوب انجام ندهيم، به قدر شعاع وجودى خود، به سلامت مجموعه ضربه زدهايم؛ «رحم الله امرأ عمل عملا صالحا فأتقنه». كار را بايد متقن و خوب انجام داد؛ درس را بايد خوب خواند؛ اخلاق را بايد رعايت كرد؛ تدين را بايد در زندگى خود اصل دانست؛ ممشاى بزرگان را در آداب زندگى، در خلقيات عبادى و عملى بايد اسوه و الگو قرارداد. چيزهايى هم هست كه البته به تطور زمان متطور مىشود؛ آنها را هم بايد متطور و متحول كرد. پس افراد حوزه، از بزرگ و كوچك، تا طلبهى تازه به حوزه آمده، در عمل شخصى خود مىتوانند نقشى ايفا كنند كه آن نقش در سلامت حال و آيندهى حوزه اثر خواهد گذاشت.اگر طلبهى امروز ما به درس خواندن بىاعتنايى كند، يا به ديانت و تعبد و تلاش فردىِ اخلاقى خود بىاعتنا بماند، يا استعداد خود را به كار نيندازد، يا هدف خود را گم كند مثل كسى كه به طرف مقصدى در حال حركت است، اما وقتى وسط راه به قهوهخانهى خوش آب و هوايى رسيد، همانجا پياده بشود و لنگر بيندازد و همانجا بماند و هدف را فراموش كند يا اگر در اثناى راه منظرهيى به چشمش خورد، نشناخته و ندانسته به سمت آن راه بيفتد و از هدف غافل بشود، همهى اينها آفات راه ماست. هر كارى كه شما براى مردم انجام مىدهيد، در هر پست و سِمتى كه باشيد، يك حسنه است؛ و علاوه بر اينكه به نفع مردم است، چنانچه كار ماندگار و اصيل و ريشهدارى هم باشد، يك صدقهى جاريه است و در دستگاه عظيم الهى كه ارتباطات ميان كارها و بازدهى آنها، بسى پيچيده و مبسوط و مشروح است و عقل قاصر ما قادر نيست كه اين روابط كار و بازده را بفهمد و تحليل بكند اين كارهاى شما خواهد ماند و آثار نيك خود را خواهد بخشيد و ثمرات آن را خواهيد ديد؛ هم در دنيا و هم در عالم آخرت؛ همان روزى كه هر انسانى محتاج حسنه و صدقهيى است كه از پيش فرستاده باشد. اگر آنچه را كه انجام مىدهيد، با توجه به لوازم آن، يعنى همراه با استحكام و دوام و خلوص نيت و دقتِ لازم باشد كه از نبيّ اكرم است كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملا فأحكمه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را بكند و محكم بكند سرهمبندى و كوتهنگرى و سستگيرى در كار نباشد، ديگر وصف و بيان كسى مثل اين حقير، قادر نيست كه ارزش آن را بيان كند. إن شاء اللّه كه همهتان مشمول اين مسائل باشيد و هرروزى كه مىگذرد، سطر و برگى بر پروندهى كارىِ خودتان در ديوان الهى كه دقيقتر از ديوانهاى بشرى است بيفزاييد. در كار ادارى، «حمل بر صحت» وجود ندارد؛ مثلًا بگوييد لا بد بيچارهها دارند كارشان را مىكنند؛ نخير. البته همهى برادران خوبند؛ اما خوب، معنايش معصوم كه نيست. خوبند، يعنى خيانت نمىكنند؛ اما اشتباه هم نمىكنند؟ تنبلى هم نمىكنند؟ گاهى سستى هم گريبانشان را نمىگيرد؟ بنده به خودم كه نگاه مىكنم، مىبينم آدم ضعيف و سستى هستم و در جاهايى همين احساسات بشرى گريبان بنده را مىگيرد. اگر نهيب نزنم، اگر حواسم جمع نباشد، اگر به خودم نرسم، در تنبلى غرق مىشوم. بنده اينطورم، شما هم همينطوريد؛ ما بالاخره مثل هم هستيم. ما بايد مواظب خودمان و زيردستهايمان باشيم. بايد مواظب باشيم كه اولًا كار انجام بگيرد؛ ثانياً درست انجام بگيرد؛ يعنى غلط و بد انجام نگيرد؛ محكم انجام بگيرد. گاهى مىشود كه دوتا چكش بايد روى ميخ زد، تا محكم بشود؛ اگر يكى زدى، اين سستكارى است. پس، اولًا اصلِ انجام گرفتن است؛ ثانياً در جهت بودن و درست بودن است؛ ثالثاً محكمكارى است؛ رابعاً سرعت عمل است. ما در جمهورى اسلامى خيال مىكنيم كه اگر الآن مثلًا منِ نوعى را از قم دعوت كنند و بگويند شما يك ماه رمضان به فلان ده يا فلان شهر برويد و ماه رمضان را در آنجا بمانيد، آخر ماه رمضان هم صد هزار تومان يا هشتاد هزار تومان به شما خواهند داد، ما مىرويم؛ يعنى يك مقدار مطالعهى جنبى مىكنيم، روزى يكى، دوتا منبر هم مىرويم، آخر ماه هم صد هزار تومان مىگيريم و مىآييم. ما اين را تضييع عمر به حساب نمىآوريم؛ چون بالاخره منبرى رفتهايم و كارى كردهايم و پولى هم درآوردهايم؛ اما اگر ما همين يك ماه را دنبال تقسيم اراضى مستحق للنّاس و مستحق للغير كه حالا دست ديگران است، يا همينطورى افتاده است برويم، خيال مىكنيم عمرمان تضييع شده است! من خيال مىكنم اين فرهنگ، فرهنگ خيلى قابل دفاعى نباشد. به نظر من، ما بايد براى اين كار وقت صرف كنيم. البته اگر وقت صرف كنيم، كار متقنتر هم درمىآيد. از اينكه در كار مهم سياستگذارى، قبول مسئوليت كرديد و شريك شديد، متشكرم. سياستگذارى، يعنى تأمين جهت مطلوب براى برنامههاى صدا و سيما. اگر سياستگذارى به شكل صحيح نباشد، پراكندهكارى و احياناً تعارض، تناقض و انحراف، بر برنامههاى صدا و سيما مسلط خواهد شد. البته در گذشته هم قبل از تشكيل اين دفتر، اين كار در صدا و سيما انجام مىشده؛ ما هم خواستيم كه به آن، شكل منظمى داده بشود و بخصوص وسيلهاى باشد، تا ما مسئوليت خود را در اين باب به نحوى ايفا كنيم؛ لذا اين دفتر به وجود آمد و اين مسئوليت به جناب آقاى دعاگو و شماها داده شد. اگر سياستگذارى كارى كه شما مىكنيد متين و متقن انجام بگيرد، تحقيقاً صدا و سيما يك وسيلهى اعتلاى فكر و معرفت و رشد جامعه خواهد شد. لزومى ندارد كه ما در اينجا از زحمات فراوان برادران صدا و سيما ياد بكنيم؛ زيرا من مكرر آن را بيان كردهام. واقعاً زحمات زيادى كشيده مىشود و صدا و سيما جهت خوبى هم دارد؛ الّا اينكه كافى نيست. ما براى كار در زمينهى فرهنگ عمومى، ميدان بازى داريم. اگر ما بخواهيم توسعهى اقتصادى را به معناى صحيح كلمه در جامعه راه بيندازيم، احتياج به تلاش فرهنگى داريم. مادامى كه حتّى محقق و جستجوگر علمى ما، آن فرهنگ كار و وجدان كار و عشق به كار را، آنچنانكه در يك فرهنگ سالم مطرح است كه مظهر عاليش هم فرهنگ اسلامى است نداشته باشد، وجود اين محقق، بىفايده خواهد بود. گيريم كه ما محققان بزرگى تربيت كرديم و مثلًا آزمايشگاههاى مهمى هم در اختيارشان گذاشتيم؛ اين به يك كار شخصى تبديل خواهد شد.اين محققان بزرگى كه ما در دنيا مىبينيم، اعم از آن كسانى كه در قرنها پيش، از ميان خود ما برخاستند مثل ابنسيناها، خوارزمىها، خيامها و ديگران و چه آن كسانى كه در قرون اخير، از بين اروپاييها برخاستند از قبيل همين دانشمندان بزرگ شيمى و طبيعى و فلكيات و غيره وقتى به زندگى اينها نگاه مىكنيم، مىبينيم كه حقيقتاً خودشان را در زندگى فراموش كردند و زندگى شخصى و راحتى و پول و نفع براى خودشان را اصلًا در درجهى دوم قرار دادند؛ اقلًّا محور قرار ندادند، اگر نگوييم فراموش كردند. بعضيشان واقعاً آن موارد را فراموش كردند و به نفع تحقيق و علم و كار و پيشرفت، در فقر و مسكنت زندگى مىكردند. بعضى ديگر هم اقلًّا به تحقيق و علم و كار و پيشرفت اهميت دادند و زندگى شخصى را محور قرار ندادند؛ بلكه آن را در حاشيه گذاشتند. ما چگونه مىتوانيم اين روحيه را در بين محققان كشور و يا در محيط كار ادارى زنده كنيم؟ كار ادارى، ارتباط مستقيم با توسعهى اقتصادى دارد. اگر شما طرحهاى اقتصادى را به دست يك مجموعهى ديوانسالارىِ غلط و معوج و عارى از وجدان كار و عارى از سواد و آگاهى از كيفيت كار بدهيد، آن را ضايع خواهد كرد و اين طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه مىتوانيم آگاهى و وجدان كار را در اين مجموعهى ادارى خودمان كه هيكل حجيم ديوانى ما را تشكيل مىدهد تزريق بكنيم؟ يا چگونه مىتوانيم در زمينهى توليد و ساخت و ايجاد محيطهاى كارگاهى پُرتلاش در كارخانجات، توصيهى اسلام را كه گفته: «رحم اللّه من عمل شيئاً فاتقنه»، جامهى عمل بپوشانيم و اتقان و سلامت كار و استحكام و سنگ تمام گذاشتن براى توليد را به كارگر تزريق كنيم، كه وقتى اتومبيل ما از كارخانه بيرون مىآيد، بعد از يك ماه مثلًا درِ آن لقلق نكند، يا فلان پيچش باز نشود؛ در حالى كه توليد فلان نقطهى ديگر دنيا، اينطور نيست؟ يا چه كار كنيم كه اين فرد از كار در نرود؛ در حالى كه ديگران به كار شوق دارند و بيشتر سعى مىكنند كار كنند؟ ما چگونه مىتوانيم روح كار، جديت در كار، وجدان كار، پيگيرى كار و سلامت كار را در طرحهاى توسعهى اقتصادى خودمان در نظر بگيريم؛ بدون اينكه فرهنگ عمومى جامعه را بالا ببريم و فرهنگ كار و وجدان كار و معلومات مربوط به كار را به آنها تزريق كنيم؟ پس، مىبينيد كه به فرهنگ برگشت. بگذاريد دشمنان و بدخواهان نتوانند در بارهى انتخاباتى به اين اهميت و عظمت، كمترين حرفى بگويند.حديث است كه «رحم اللّه امرأ عمل عملا فأحكمه»: خدا آن انسانى را رحمت كند كه كارى محكم و سنجيده و كامل و درست انجام بدهد. درستىِ كار براى يك خياط و يك كفاش و يك آهنگر و يك صنعتگر، طورى است؛ براى يك عملكنندهى به قانون و ضابطهى ادارى، طور ديگرى است. بههرحال، هر دو محكمكارى است. الآن فرصتى پيش آمده است، تا سپاه را بسازيد. من ديروز هم در آن پيام به شما عرض كردم و قبلًا هم گفتهام و الآن هم مىگويم كه به نيروى زمينى، خيلى بايد اهتمام بشود. شايد بتوانم بگويم كه از لحاظ بلند مدت، توجه به بسيج، از تمام مأموريتهاى سپاه بالاتر است. ملت را آماده كردن، مأموريت بسيار بالا و مهمى است. به اين مأموريتها بايد به حد اعلى و اكثر برسيد. هركس در اين روند كلى، همان كارى را كه انجام مىدهد و به او محول شده است، بايد خوب و صحيح و دقيق انجام بدهد. «رحم اللّه امرأ عمل عملا فاتقنه». روايت است، خدا رحمت كند آن كسى را كه اگر كارى انجام مىدهد چه كارهاى يدى و چه كارهاى فكرى محكم و متقن انجام بدهد. مثلًا فرض كنيد، چون فلان كارگر ايران خودرو، لازم ندانسته كه فلان پيچ را يك نيم پيچ ديگر بچرخاند كه براى او، كار خيلى كوچكى است تأثيرش اين است كه يك چند كيلومتر كه ماشين راه رفت، ناگهان مىبينند لقلق مىكند؛ چون او «اتقنه» را آنجا انجام نداده است. اين بيچاره صاحب ماشين، هزاران دردسر را متحمل مىشود، براى خاطر اينكه فلان كارگر مىبايست فقط يك ثانيه حركتى را انجام مىداد و نداد. اتقان، اين است. روايت دارد كه امير المؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در بازار راه مىرفت؛ به خياطها كه مىرسيد، مىگفت: خياطها! از خدا بترسيد، درزها را نزديك هم بزنيد، كوكها را كوچك بزنيد و نخها را محكم انتخاب بكنيد. حالا خياطى مگر چقدر اهميت دارد؟ گيرم كه درز اين لباس، مثلًا بعد از چند ماه باز شد؛ دوباره چرخ مىكنيم. اين، يك نمونه است. از اينجا شروع كنيد و تا خياطت لباس انقلاب بر پيكر اين ملت برويد. اين كار، چقدر دقت و تقوا لازم دارد و چقدر امام، بزرگ و باتقوا بود. دو چيز، در دستگاه قضائی اهميت دارد و براى يك قاضى هم مىتواند حقيقتاً هدف كارش باشد: يكى سرعت، و ديگرى اتقان است. اگر كار سريع انجام نگيرد، همان عيب بزرگى مىشود كه سابقاً در دستگاههاى قضائی دوران طاغوت بود و آثار و نشانههايش هم در بعضى گوشه و كنارهاى بعد از انقلاب، هنوز وجود داشت. فلان دستگاه، در فلان بخش از بخشهاى قضائی، چند هزار پرونده در قفسههاى متراكم و كهنه داشت. واقعاً چيز خيلى بدى است. از اين مسئله، بايد پرهيز بشود. هر كارى كه سرعت را تأمين و تضمين مىكند، مطلوب است. مردم اگر ببينند رسيدگى سريع انجام گرفت، احساس آرامش و تشفى خاطر مىكنند كه عدالت اجرا مىشود. گمرك جمهورى اسلامى، اولين منزل و دروازهى ورودى براى خارجىهاست و در همين منزل اول، ادب و امانت و ميهماننوازى و حدود مسلمانىِ ما را مىسنجند و اميدوارم تلاش شود تا كار، با مقررات آسان و در كمال سلامت و سهولت و اتقان و استحكام و بدون هيچگونه فشار غير قانونى و ناشى از سليقهى شخصى انجام بگيرد؛ بهطورىكه منافع ملت از اين طريق مورد خطر و تهديد قرار نگيرد. گرچه امروز، تلاش و زحمت زيادى جهت گرهگشايى مشكلات توسط دستگاههاى دولتى صورت مىگيرد؛ ولى در شرايط فراغت از جنگ، بايد گمرك إن شاء اللّه به بهترين شكلِ مطلوب ظاهر شود. شما كارگران بايد توجه داشته باشيد كه ادامهى حيات شرافتمندانهى ملت عزيز ايران و حفظ و تداوم شعارها و مواضع باارزش نظام جمهورى اسلامى در مقابل قلدرهاى عالم و استكبار جهانى، با كار و تلاش شما ميسر است. بايستى اين كار را مخلصانه و دلسوزانه و خوب انجام دهيد. البته بايد مسئولان دولتى سعى كنند مواد اوليه را براى شما تأمين كنند، تا كارخانجات با همهى ظرفيت و توان خود كار كنند و واحدهاى توليدى جديدى به وجود آيد و نيروهاى كار جذب اين مراكز شوند. كارگرها بايد اين ميدان را پيدا كنند كه كار خودشان را در خدمت نظام و رونق و حركت اقتصادى مردم قرار دهند و به بهترين وجه به توليد كالاهاى با كيفيت بپردازند. از رسول اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود: «رحم اللّه امرأ عمل عملا فأتقنه»؛ يعنى رحمت خدا بر آن آدمى كه كار را با محكمكارى انجام دهد. شما بايد كار خود را به بهترين وجه عرضه كنيد. بدانيد كه تلاش شما پيش خدا محفوظ است؛ حال آن كارفرماى دولتى و غير دولتى، تلاش شما را درك بكند يا نكند و پاداش مناسب را بدهد يا ندهد. البته بايد تلاش شما را درك كنند و متناسب با آن پاداش بدهند. نفس اين محكمكارى، مطلوب خداى متعال است و ما بايد اين ارزش را در نظر داشته باشيم.
نمودار
![]() ![]()
آخرین مقالات
|


