اتقان كاری - تعداد فیش : 37 ، تعداد مقاله : 0
    1393/01/01
    1392/02/07
    1391/07/23
    1391/04/07
    1391/01/01
    1390/02/07
    1389/06/16
    1388/11/30
    1388/02/09
    1387/02/04
    1386/04/20
    1384/06/17
    1384/02/18
    1384/02/18
    1384/02/14
    1383/06/04
    1383/02/28
    1378/02/15
    1378/01/23
    1377/02/09
    1376/02/10
    1375/03/29
    1374/02/13
    1374/01/01
    1372/02/15
    1371/02/09
    1370/12/01
    1370/10/12
    1370/10/12
    1370/08/06
    1369/12/14
    1369/09/19
    1369/07/04
    1369/06/29
    1369/04/04
    1368/07/05
    1368/04/05

    سؤال سوم را مطرح کنم و جواب بدهم. سؤال سوم این بود که برای اینکه این کار بزرگ، اقتصاد مقاومتی، تحقّق پیدا کند، الزامات چیست و چه کارهایی باید انجام بگیرد؟ خلاصه عرض میکنیم: اوّلاً مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. تولید ملّی، اساس و حلقه‌ی اساسی پیشرفت اقتصاد است. مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند. چه‌جوری؟ یک جا که قانون لازم دارد، حمایت قانونی کنند؛ یک جا که حمایت قضائی لازم است، انجام بگیرد؛ یک جا که حمایت اجرایی لازم است، باید تشویق کنند و کارهایی بکنند؛ باید این کارها انجام بگیرد. تولید ملّی باید رونق پیدا کند.
    دوّم، صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، آنها هم بایستی به تولید ملّی اهمّیّت بدهند؛ به چه معنا؟ به این معنا که بهره‌وری را افزایش بدهند. بهره‌وری، یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود؛ کارگر که کار میکند، کار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، این معنای بهره‌وری است؛ از قول پیغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن کسی است که کاری را که انجام میدهد، محکم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن کسی که سرمایه‌گذاری میکند، سعی کند حدّاکثر استفاده از آن سرمایه انجام بگیرد؛ یعنی هزینه‌های تولید را کاهش بدهند؛ بعضی از بی‌تدبیری‌ها، بی‌سیاستی‌ها موجب میشود هزینه‌ی تولید برود بالا، بهره‌‌وری سرمایه و کار کم بشود.
    سوّم، صاحبان سرمایه در کشور، فعّالیّت تولیدی را ترجیح بدهند بر فعّالیّتهای دیگر. ما دیدیم کسانی را که سرمایه‌ای داشتند ــ کم یا زیاد ــ و میتوانستند این را در یک راه‌هایی به کار بیندازند و درآمدهای زیادی کسب کنند، نکردند؛ رفتند سراغ تولید؛ گفتند میخواهیم تولید کشور تقویت بشود؛ این حسنه است، این صدقه است، این جزو بهترین کارها است؛ کسانی که دارای سرمایه هستند ــ چه سرمایه‌های کم، چه سرمایه‌های افزون ــ آن را بیشتر در خدمت تولید کشور بگذارند.
    بعدی، مردم در همه‌ی سطوح، تولید ملّی را ترویج کنند. یعنی چه؟ یعنی همین مطلبی که من دو سه سال قبل از این، در همین جا با اصرار فراوان گفتم، یک عدّه‌ای هم از مردم خوشبختانه عمل کردند، امّا همه باید عمل کنند و آن عبارت است از «مصرف تولیدات داخلی». عزیزان من! شما وقتی که یک جنس داخلی را خرید میکنید به‌جای جنس تولید خارجی، هم به همین اندازه کار و اشتغال ایجاد کرده‌اید، هم کارگر ایرانی را وادار کرده‌اید به اینکه ابتکار خودش را بیاورد میدان؛ جنس داخلی که مصرف شد، آن کننده‌ی کار، ابتکاراتی دارد، این ابتکارات را روز‌به‌روز افزایش خواهد داد؛ شما وقتی که جنس داخلی مصرف میکنید، ثروت ملّی را افزایش داده‌اید. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجیح مصرف خارجی به‌عنوان یک سنّت بود؛ سراغ جنس که میرفتند، [میپرسیدند] داخلی است یا خارجی؟ اگر خارجی بود، بیشتر به آن رغبت داشتند؛ این باید برگردد و به‌عکس بشود. نمیگوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض میکنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر میگذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه‌ی مردم است. البتّه در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، مسئولیّت مسئولان و مدیران کشور از دیگران بیشتر است؛ بسیاری از زیاده‌روی‌ها و ریخت‌وپاش‌ها در رفتار مردم، به‌خاطر نگاه کردن به رفتار آن کسانی است که آنها را "بزرگ‌ترها" میدانند؛ اگر اسراف در بین سطوح بالا نباشد، در بین مردم هم اسراف کم خواهد شد. بنابراین ترجیح تولید داخلی یکی از کارها است.
    من این بخش را جمع بندی کنم. من عرض میکنم: اقتصاد مقاومتی به معنای مقاوم ساختن پایه‌های اقتصاد، یکی از وظایف عمومی امروز ما است و همه میتوانند در آن نقش ایفا کنند، هم مسئولین و مسئولین قوای سه‌گانه، هم آحاد مردم، هم کسانی که دارای مهارت کارند، هم کسانی که دارای سرمایه‌اند، هم صاحب‌نظران. البتّه آنچه که ما عرض کردیم، خلاصه‌ای بود از آنچه باید گفت؛ به‌عهده‌ی صاحب‌نظران است که تفصیلات اینها را عرض بکنند.

    من تأكيد ميكنم، اصرار ميكنم، از همه‌ى ملت ايران درخواست ميكنم، برويد به سمت مصرف توليدات داخلى؛ اين كار كوچكى نيست، اين كار كم‌اهميتى نيست؛ اين يك كار بزرگ است. البته دستگاه‌هاى حكومتى و دولتى - دولتى به معناى عام - در اين جهت وظيفه‌ى مضاعف دارند. فلان وزارتخانه، فلان سازمان، فلان اداره وقتى ميخواهد جنس داخلىِ خودش را تأمين كند، مطلقاً بايد از جنس خارجى استفاده نكند؛ بروند سراغ توليدات داخلى. البته از اين طرف هم از توليد كننده‌ى داخلى - چه آن مدير، چه آن كارگر، چه آن سرمايه‌گذار - خواسته ميشود و اصرار ميشود كه كار را تميز، درست و كامل ارائه دهند. هر دوى اينها اشاره‌ى اسلام و دستور دين مقدس ما است. استحكام كار را خدا از ما خواسته است، احترام به كارگر را هم خدا از ما خواسته است؛ امنيت زندگى و شغلى كارگر را خدا از ما خواسته است، امنيت سرمايه را هم خدا از ما خواسته است.

    ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.
    آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبى داشته‌ايم. كارهاى زياد و خوبى شده است؛ هم در زمينه‌ى سياست، هم در زمينه‌ى مسائل علمى، هم در زمينه‌ى مسائل اجتماعى، هم در زمينه‌ى اختراعات - كه شما حالا اينجا نمونه‌اش را ملاحظه كرديد و اين جوان عزيز براى ما شرح دادند - و از اين قبيل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر كشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، على‌رغم فشارها و تهديدها و تحريمها و اين چيزها، پيشرفت كشور خوب بوده است.
    اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.
    تمدن نوين اسلامى - آن چيزى كه ما ميخواهيم عرضه كنيم - در بخش اصلى، از اين چيزها تشكيل ميشود؛ اينها متن زندگى است؛ اين همان چيزى است كه در اصطلاح اسلامى به آن ميگويند: عقل معاش. عقل معاش، فقط به معناى پول در آوردن و پول خرج كردن نيست، كه چگونه پول در بياوريم، چگونه پول خرج كنيم؛ نه، همه‌ى اين عرصه‌ى وسيعى كه گفته شد، جزو عقل معاش است. در كتب حديثىِ اصيل و مهم ما ابوابى وجود دارد به نام «كتاب‌العشرة»؛ آن كتاب‌العشرة درباره‌ى همين چيزهاست. در خود قرآن كريم آيات فراوانى وجود دارد كه ناظر به اين چيزهاست.
    خب، ميشود اين بخش را به منزله‌ى بخش نرم‌افزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سخت‌افزارى به حساب آورد. اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بينيد در دنياى غرب نتوانسته. در آنجا افسردگى هست، نااميدى هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بى‌هدفى و پوچى هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟
    بعد از آنكه علتها را پيدا كرديم، آن وقت بپردازيم به اين كه چگونه ميتوانيم اينها را علاج كنيم. اينها به عهده‌ى كيست؟ به عهده‌ى نخبگان - نخبگان فكرى، نخبگان سياسى - به عهده‌ى شما، به عهده‌ى جوانها. اگر در محيط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بيايد كه ناظر به رفع آسيبها در اين زمينه باشد، ميتوان مطمئن بود با نشاطى كه نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران دارند، با استعدادى كه وجود دارد، ما در اين بخش پيشرفتهاى خوبى خواهيم كرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ايران در دنيا و گسترش انديشه‌ى اسلامىِ ملت ايران و انقلاب اسلامى ايران در دنيا آسانتر خواهد شد. بايد آسيب‌شناسى كنيد و بعد علاج كنيد.
    نخبگان موظفند، حوزه موظف است، دانشگاه موظف است، رسانه‌ها موظفند، تريبون‌دارها موظفند؛ مديران بسيارى از دستگاه‌ها، بخصوص دستگاه‌هائى كه با فرهنگ و تربيت و تعليم سروكار دارند، موظفند؛ كسانى كه براى دانشگاه‌ها يا براى مدارس برنامه‌ريزى آموزشى ميكنند، در اين زمينه موظفند؛ كسانى كه سرفصلهاى آموزشى را براى كتابهاى درسى تعيين ميكنند، موظفند. اينها همه يك وظيفه‌اى است بر دوش همه. بايد ما همگى به خودمان نهيب بزنيم. در اين زمينه بايد كار كنيم، حركت كنيم.
    بنابراين بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ يعنى توجه به آسيبهائى كه در اين زمينه وجود دارد و جستجو از علل اين آسيبها. البته ما اينجا نميخواهيم مسئله را تمام‌شده فرض كنيم؛ فهرستى مطرح ميكنيم: چرا فرهنگ كار جمعى در جامعه‌ى ما ضعيف است؟ اين يك آسيب است. با اينكه كار جمعى را غربى‌ها به اسم خودشان ثبت كرده‌اند، اما اسلام خيلى قبل از اينها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»، يا: «و اعتصموا بحبل اللّه جميعا». يعنى حتّى اعتصام به حبل‌اللّه هم بايد دسته‌جمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا». چرا در برخى از بخشهاى كشورمان طلاق زياد است؟ چرا در برخى از بخشهاى كشورمان روى آوردن جوانها به مواد مخدر زياد است؟ چرا در روابط همسايگى‌مان رعايتهاى لازم را نميكنيم؟ چرا صله‌ى رحم در بين ما ضعيف است؟ چرا در زمينه‌ى فرهنگ رانندگى در خيابان، ما مردمان منضبطى به طور كامل نيستيم؟ اين آسيب است. رفت‌وآمد در خيابان، يكى از مسائل ماست؛ مسئله‌ى كوچكى هم نيست، مسئله‌ى اساسى است. آپارتمان‌نشينى چقدر براى ما ضرورى است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتى دارد كه بايد آنها را رعايت كرد؟ چقدر آن الزامات را رعايت ميكنيم؟ الگوى تفريح سالم چيست؟ نوع معمارى در جامعه‌ى ما چگونه است؟ ببينيد چقدر اين مسائل متنوع و فراگيرِ همه‌ى بخشهاى زندگى، داخل در اين مقوله‌ى سبك زندگى است؛ در اين بخش اصلى و حقيقى و واقعى تمدن، كه رفتارهاى ماست. چقدر نوع معمارى كنونى ما متناسب با نيازهاى ماست؟ چقدر عقلانى و منطقى است؟ طراحى لباسمان چطور؟ مسئله‌ى آرايش در بين مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفيد است؟ آيا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهاى روزانه، به همديگر به طور كامل راست ميگوئيم؟ در بين ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر يكديگر حرف ميزنيم؟ بعضى‌ها با داشتن توان كار، از كار ميگريزند؛ علت كارگريزى چيست؟ در محيط اجتماعى، برخى‌ها پرخاشگرى‌هاى بى‌مورد ميكنند؛ علت پرخاشگرى و بى‌صبرى و نابردبارى در ميان بعضى از ماها چيست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات ميكنيم؟ در رسانه‌ها چقدر مراعات ميشود؟ در اينترنت چقدر مراعات ميشود؟ چقدر به قانون احترام ميكنيم؟ علت قانون‌گريزى - كه يك بيمارى خطرناكى است - در برخى از مردم چيست؟ وجدان كارى در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعى در جامعه چقدر وجود دارد؟ محكم‌كارى در توليد چقدر وجود دارد؟ توليد كيفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخى از حرفهاى خوب، نظرهاى خوب، ايده‌هاى خوب، در حد رؤيا و حرف باقى ميماند؟ كه ديديد اشاره كردند. چرا به ما ميگويند كه ساعات مفيد كار در دستگاه‌هاى ادارى ما كم است؟ هشت ساعت كار بايد به قدر هشت ساعت فايده داشته باشد؛ چرا به قدر يك ساعت يا نيم ساعت يا دو ساعت؟ مشكل كجاست؟ چرا در بين بسيارى از مردم ما مصرف‌گرائى رواج دارد؟ آيا مصرف‌گرائى افتخار است؟ مصرف‌گرائى يعنى اينكه ما هرچه گير مى‌آوريم، صرف امورى كنيم كه جزو ضروريات زندگى ما نيست. چه كنيم كه ريشه‌ى ربا در جامعه قطع شود؟ چه كنيم كه حق همسر - حق زن، حق شوهر - حق فرزندان رعايت شود؟ چه كنيم كه طلاق و فروپاشى خانواده، آنچنان كه در غرب رائج است، در بين ما رواج پيدا نكند؟ چه كنيم كه زن در جامعه‌ى ما، هم كرامتش حفظ شود و عزت خانوادگى‌اش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعى‌اش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعى و خانوادگى‌اش محفوظ بماند؟ چه كنيم كه زن مجبور نباشد بين اين چند تا، يكى‌اش را انتخاب كند؟ اينها جزو مسائل اساسى ماست. حد زاد و ولد در جامعه‌ى ما چيست؟ من اشاره كردم؛ يك تصميمِ زمان‌دار و نياز به زمان و مقطعى را انتخاب كرديم، گرفتيم، بعد زمانش يادمان رفت! مثلاً فرض كنيد به شما بگويند آقا اين شير آب را يك ساعت باز كنيد. بعد شما شير را باز كنى و بروى! ماها رفتيم، غافل شديم؛ ده سال، پانزده سال. بعد حالا به ما گزارش ميدهند كه آقا جامعه‌ى ما در آينده‌ى نه چندان دورى، جامعه‌ى پير خواهد شد؛ اين چهره‌ى جوانى كه امروز جامعه‌ى ايرانى دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ چرا در بعضى از شهرهاى بزرگ، خانه‌هاى مجردى وجود دارد؟ اين بيمارى غربى چگونه در جامعه‌ى ما نفوذ كرده است؟ تجمل‌گرائى چيست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه كار كنيم كه از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اينها بخشهاى گوناگونى از مسائل سبك زندگى است، و ده‌ها مسئله از اين قبيل وجود دارد؛ كه بعضى از اينهائى كه من گفتم، مهمتر است. اين يك فهرستى است از آن چيزهائى كه متن تمدن را تشكيل ميدهد. قضاوت درباره‌ى يك تمدن، مبتنى بر اينهاست.
    نميشود يك تمدن را به صرف اينكه ماشين دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت كرد و تحسين كرد؛ در حالى كه در داخل آن، اين مشكلات فراوان، سراسر جامعه و زندگى مردم را فرا گرفته. اصل اينهاست؛ آنها ابزارى است براى اينكه اين بخش تأمين شود، تا مردم احساس آسايش كنند، با اميد زندگى كنند، با امنيت زندگى كنند، پيش بروند، حركت كنند، تعالى انسانىِ مطلوب پيدا كنند.

    يك نكته‌ى ديگرى كه من در مورد ارتقاء قوه‌ى قضائيه عرض ميكنم ـ البته قبلاً هم بارها مورد تأكيد قرار گرفته، ليكن چون مهم است، تكرار ميكنيم ـ مسئله‌ى اتقان احكام است. احكام دادگاه‌ها بايستى مطلقا از سهل‌انگارى و سهل‌گيرى به دور باشند. شما به عنوان يك قاضى محترم، حكمى كه صادر ميكنيد، بايد جورى باشد كه اگر اين حكم بنا باشد در معرض ديدِ متخصصين امور فقهى و حقوقى قرار بگيرد، شما هيچ دغدغه‌اى نداشته باشيد؛ مطمئن باشيد به اين حكمى كه صادر كرده‌ايد. قاضى وقتى از دانش لازم برخوردار است و مراقب كار خود و حكم خود هم هست، بايد جورى باشد كه همان وقتى كه اين حكم صادر شد، حاضر باشد آن را در معرض ديدِ همه‌ى كارشناس‌ها و متخصصين قرار بدهد و بتواند از حكمِ خودش دفاع كند. اتقان حكم بايد اينجور باشد. اندك سستى و ضعف در حكم، به كل بناى دستگاه قضائى ضربه وارد ميكند. يك وقتى عرض كرديم؛ نقض مكرر احكام دادگاه‌هاى بدوى در دادگاه‌هاى تجديدنظر يا در ديوان عالى كشور، نشان دهنده‌ى اين است كه يا احكام دادگاه‌هاى بدوى از لحاظ محتوائى نقص دارند و از اتقان برخوردار نيستند، يا از لحاظ شكلى نقص دارند و مقررات رعايت نشده. تصميم بر اين معنا بايستى در سرتاسر قوه رواج داشته باشد و مورد اذعان و قبول و پيگيرى باشد كه احكام، اتقان داشته باشند.

    يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‌ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله‌ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‌ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله‌ى توليد ملى، مسئله‌ى مهمى است.
    اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.
    بنابراين همه‌ى مسئولين كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‌ى سرمايه‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‌پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه‌ى زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه‌ى اقتصادى فائق بيايد.

    آنچه كه من به جامعه‌ى كارگرى سفارش ميكنم، اتقان و محكم‌كارى است. اين حديث را من مكرر خوانده‌ام كه فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملا فأتقنه». پيغمبر ميفرمايد: كار را محكم بايد انجام داد، درست بايد انجام داد؛ رحمت خدا بر چنين كسى.
    ما بايد كارى كنيم كه كالاى ايرانى به عنوان يك كالاى محكم، مطلوب، زيبا، همراه با سليقه و بادوام در ذهن مصرف كننده‌ى ايرانى و غير ايرانى باقى بماند. اين بايد همت مجموعه‌ى كارآفرينى و كارگرى و متصديان اين امر باشد. البته اين كار، پيش‌نيازهائى دارد. ممكن است آموزش مهارتهاى لازم، دوره‌هاى ايجاد مهارت لازم باشد - كه اينها كار دستگاه‌هاى دولتى و امثال دولتى است - ليكن بايد هدف اين باشد. كارگر ايرانى آنجائى كه ذوق خود را به كار ميبرد، سليقه‌ى خود را به كار ميبرد و سرپنجه‌ى ماهر خود را به كار ميبرد، كار جالب و تماشائى از آب در مى‌آيد.
    اين كارهاى هنرىِ آميخته‌اى از هنر و كار كه ايرانى‌ها در گذشته داشتند، امروز هم وجود دارد؛ اين معنا محسوس و مشهود است. آنجائى كه ذوق و هنر ايرانى به ميدان مى‌آيد - همين كارگرى كه دارد كار ميكند، ابتكارش، ذوقش، هنرش، محكم‌كارى‌اش - كار ميشود جالب و ماندگار. الان خوشبختانه در توليدات كشور محصولات زيادى هست كه از مشابهات خارجى‌اش بعضى بهتر است، بعضى بمراتب بهتر است؛ هم زيباتر، هم محكمتر، هم جالبتر؛ اين را ما بايد عموميت بدهيم، در همه‌ى مواد توليدى‌مان؛ چه مواد مصرفىِ خوراكى، چه مسائل مربوط به پوشاك، چه مسائل زندگى، چه مسائل تزئينى. در همه‌ى چيزهائى كه توليد ميشود، بايد اين را در نظر بگيريم؛ و ميتوانيم. مجموعه‌ى كارگرى، طراحان، مهندسان، سرمايه‌گذاران، كارگران دستى، كارگران ماشينى ميتوانند اين كار را انجام دهند. ما بايد همتمان را بر اين قرار بدهيم؛ ايجاد محصول بادوام، زيبا و فاخر. اين، يك كار كلان است.

    يك نكته‏ى اساسى‏اى كه در باب كار وجود دارد و كارآفرينان بايد به او توجه كنند، مسئله‏ى مرغوبيت توليد داخلى است؛ كيفيت توليد داخلى است؛ اين خيلى مهم است. البته بخشى از اين، ارتباط پيدا ميكند به همان قضاياى مالى و نميدانم مقررات و غيرذلك، و پشتيبانى‏هاى دولت؛ اما بخشى هم ارتباط پيدا ميكند به عزم و اراده‏ى مسئولين، كارآفرين و كننده‏ى كار. فرمود: «رحم اللَّه امرا عمل عملا فاتقنه‏»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را انجام بدهد و آن را متقن انجام بدهد، درست انجام بدهد. اين آينده‏نگرى است، غير از امروز. شما امروز ببينيد در دنيا كمپانى‏هائى هستند صد سال است اينها دارند كار ميكنند، صد و پنجاه سال است دارند كار ميكنند و محصولاتشان در دنيا فروش ميرود. اسم اينها كافى است كه جنس را تو بازار رائج كند؛ به خاطر اينكه درست كار كردند، خوب كار كردند، مشترى مطمئن است به اينها. شما ميگوئيد كه ما سفارش كنيم به مردم كه توليدات داخلى را مصرف كنند. من كه خب چند سال است دارم سفارش ميكنم؛ بنده كه بارها گفته‏ام، منتها اين با شعار درست نميشود. خب، بله يك مقدارى مردم حالا يك اعتمادى بكنند، يك اعتنائى بكنند به حرف ما، به خاطرى كه مثلًا ما گفتيم، بروند يك مقدارى چه كنند؛ اين يك بخشى از قضيه است. يك بخش ديگر هم مربوط به كيفيت است. خب كيفيت را بايد بالا برد؛ كيفيتها را بايد بالا برد.

    جمهورى اسلامى متكى به دلهاى ميليونها انسان است. وقتى صداى واحدى از حنجره‏ى ده‏ها ميليون انسان با قدرت ادا مى‏شود، اين سخن قابل محو شدن نيست؛ امواج اين سخن در دنيا باقى مى‏ماند و ماندگار مى‏شود. شوخى است؟ ده‏ها ميليون انسان باهم فرياد نفرت از استكبار، نفرت از نظام سلطه‏ى جهانى و پافشارى بر عزت ملى و ايمان اسلامى را سرمى‏دهند؛ آن هم نه يك‏بار، نه دو بار؛ سى سال است كه مردم دارند اين فرياد را سر مى‏دهند؛ اين از بين رفتنى نيست. فرياد هماهنگ اين همه حنجره و اين همه دل، ماندنى است؛ اين‏ها جزو قوانين حتمى طبيعت و تاريخ است؛ مثل قانون جاذبه است، مثل قوانين ديگر طبيعى است؛ لذا تخلف ندارد. اين صدا ماندگار است. شرط اين است كه ما هركدامى كار خودمان را درست انجام دهيم. من بارها اين حديث را از قول پيغمبر اكرم به مخاطبان گفته‏ام: «رحم اللَّه امرأ عمل عملا فأتقنه‏»؛ رحمت خدا بر كسى كه كار را انجام دهد و آن را محكم انجام دهد، درست انجام دهد، با اتقان انجام دهد. كار را بايد با اتقان انجام داد.

    اگر اهميت كارى كه انسان سرگرم آن هست براى انسان معلوم شود، ديگر مسامحه در كار نخواهد بود؛ دلسردى و نوميدى در ميان نخواهد بود. وقتى فهميديم كارى كه ما داريم انجام مى‏دهيم، چقدر مهم است براى حيات جامعه و حيات كشور، آن وقت خودِ اين، نيروئى در درون ما به وجود مى‏آورد كه بر همه‏ى مزاحمهاى بيرونى فائق مى‏شود.
    لذا توصيه‏ى اول ما به همه اين است كه آن كارى را كه محول به آن‏هاست، با شوق، با علاقه- به هر دليل اجتماعى و فردى كه به سمت آن كار كشيده شده‏اند- قدر بدانند، ارج بنهند، اهميت بدهند و كار را درست انجام بدهند. مكرر اين گفته‏ى پيامبر عظيم‏الشّأن را عرض كرديم كه فرمود: «رحم اللَّه إمرأً عمل عملًا فاتقنه‏»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را به دست مى‏گيرد و آن را متقن و درست و كامل انجام مى‏دهد. اين در مورد من، شما، يكايك افراد كارگر، معلم، پرستار و ساير مشاغل و حرفه‏ها و مسئوليتها صادق است. كارى را كه به عهده گرفتيم، آن را متقن و كامل انجام بدهيم.

    امروز در كشور ما خوشبختانه تحرك و تلاش كار، تلاش خوبى است. مجموعه‏ى دست‏اندركاران توليد، تلاش خوبى را انجام دادند و پيشرفت كردند؛ ولى ما هنوز در اوائل راهيم. ما بايد خيلى جلو برويم، خيلى بايد تلاش كنيم. هم وجدان كارى، محكم‏كارى‏ و درستكارى در مجموعه‏ى توليد- يعنى كارگر و مولد كار و توليدكننده‏ى كار- لازم است، هم در مسئولين دولتى و مسئولين رسمى، رعايت و مراقبت و توجه لازم است كه اين حركت، حركت صحيح و متعادلى باشد و انجام بگيرد. و البته همان طور كه در اول عرايضم عرض كردم، تقدس كار و تكريمِ‏كننده‏ى كار بايد در رأس برنامه‏ها قرار بگيرد و همه اين را بدانند. كارگر، محترم است. كارگر با دست خود، با مغز خود، با كار خود، با جسم و جان خود دارد كشور را به استقلال مى‏رساند.
    امروز مسئله‏ى اصلى كشور ما استقلال است برادران و خواهران عزيز! انقلاب براى ما استقلال سياسى را به بار آورد؛ اين جرأت را به اين ملت داد كه در مقابل نظام غير عادلانه‏ى سلطه در دنيا بايستد. اما اگر اين ملت بخواهد اين استقلال سياسى را، اين عرض‏اندام فرهنگى را در مقابل سلطه‏گران عالم حفظ كند، بايد پايه‏هاى اقتصادى خود را محكم كند؛ اين، ريشه دواندن استقلال در كشور است؛ و اين وابسته است به توليد، به كار، به شكوفائى كار، به نوآورى در بخشهاى مختلف كار. از مركز تحقيقات و آزمايشگاه گرفته، تا توى محيط كارگاه‏ها، تا توى محيط مزرعه، در همه جا بايستى اين نوآورى وجود داشته باشد. آن وقت است كه دشمنان خونخوار و هتاك استقلال ملت ايران با ناكامى دهانهاى خودشان را خواهند بست و كنارى خواهند نشست.
    همان طور كه گفتند، مشكلات جامعه‏ى كارگرى‏- مسئله‏ى بيمه‏شان، مسئله‏ى مسكنشان، مسئله‏ى ارتباطاتشان با كارفرما، وظائف كارفرما در مقابل آن‏ها، وظائف آن‏ها در مقابل محيط كار- بايستى به طور دائم دنبال شود و اهميت وجدان كار و اتقان‏ كار بايستى مورد تأكيد قرار بگيرد. اين راه، راه روشنى است؛ اين هدف، هدف مشخصى است؛ اين ملت هم ملت اهل كار و اهل تلاشى است.

    يكى از نعم الهى بر ما، بحمد اللَّه شوراى نگهبان است؛ اين نعمت را بايد قدر بدانيم و حفظ كنيم. حفظ آن فقط به اين نيست كه در لفظ و در ظاهر و اين‏ها احترام آن را نگه داريم؛ حفظ آن به اين هم هست كه هرچه مى‏توانيم، در شوراى نگهبان ساخت و پرداخت و محصول كار را با اتقان‏ بيشترى همراه كنيم، كه اين به عهده‏ى شما دوستان، برادران و خواهران محترم است.

    در بيان معارف الهى، معارف اهل بيت، حديثى كه نقل مى‌كنيم، داستانى كه نقل مى‌كنيم، نسبتى كه به امام مى‌دهيم، معرفتى كه مى‌خواهيم پايبند آن باشيم؛ در همه‌ى اينها ما بايد اتقان را رعايت كنيم. علماى ما اين‌همه در فقه سر يك مسأله‌ى جزئىِ كوچكِ كم اهميت به وثاقت فلان راوى تكيه مى‌كنند، اهميت مى‌دهند، بحث مى‌كنند، رد و قبول مى‌كنند، اين راوى مورد قبول است يا نيست؛ براى اين‌كه بالاخره سند روايت را تنقيح كنند و دربياورند؛ بگويند اين سند، سند درستى است؛ كه اگر سند درستى بود، به اين روايت بشود اعتماد كرد؛ تا اگر اعتماد كرديم، يك حكم فرعىِ درجه‌ى سه در باب طهارت يا در باب بقيه‌ى احكام عبادى به دست بيايد. آن‌جا ما اين‌همه اهميت مى‌دهيم؛ چطور در باب معارف و در باب دلبستگى‌هاى فكرى و عاطفى، به هر حديثى، به هر روايتى، به هر حرفى و به هر گفته‌يى اعتماد كنيم؟ اين، قابل قبول نيست.
    اتقان در نقل، اتقان در بيان و اتقان در مستنداتِ آنچه مى‌خواهيم به عنوان خوراك فكرى به مردم بدهيم، لازم است؛ اين يك شرط اساسى است؛ براى اين بايد فكرى كرد؛ كار آسانى هم نيست؛ عرض كردم اين كار بسيار مشكل است؛ با يك نشست و برخاست و تذكر و تشكيل يك نهاد درست نمى‌شود؛ يك همت و اراده‌ى جدى از نخبگان روحانى و فضلاى روحانى مى‌خواهد كه بر اين موضوع اصرار بورزند، پايبند باشند و دنبال كنند و از آنچه در مقابل به انسان برمى‌گردد، باك نكنند.

    اگر تلاش كرديم، به نتيجه خواهيم رسيد؛ اين وعده‏ى لايتخلف الهى است. اگر تلاش نكنيم، اگر كوتاهى كنيم، اگر خطوط معنوى و اخلاقى را در پيشرفت مادى به دست فراموشى بسپاريم، البته رحمت الهى از ما سلب خواهد شد. ما بايد رحمت الهى را براى خود جلب كنيم.شما برادران و خواهران عزيز كه اكثراً در شهرك مس سرچشمه زندگى مى‏كنيد و بعضى هم شايد از خارج اين شهرك تشريف آورده‏ايد، مخاطب اين پيام و بيان الهى هستيد كه «رحم اللّه امرأ اعمل عملا فاتقنه‏»؛ رحمت خدا شامل حال كسانى است كه كارى را انجام مى‏دهند و آن را با اتقان، درست و كامل به سامان مى‏رسانند؛ نيمه‏كاره رها نمى‏كنند و سهل‏انگارى در آن به خرج نمى‏دهند. همه‏ى ما در هر بخشى كه مشغول كار هستيم، مخاطب اين خطاب هستيم. دولتمردان، مسئولان كشور، مديران عالى‏رتبه و اقشار مختلف در هر بخشى از بخشها- كه يك گوشه‏ى آن، بخش صنعت يا معدن است- در صورتى كه كار را با جديت دنبال كنند و ابتكار و نوآورى در آن به كار بزنند و دانش را در آن به كار بگيرند، رحمت خدا شامل حال آن‏ها خواهد شد.
    ما هرجا دانش را پيدا كنيم، آن را از آن‏ها خواهيم گرفت. ما از گرفتن دانش از ديگران ابا نداريم. ننگمان نمى‏كند شاگرد دانش ديگران باشيم؛ اما ننگمان مى‏كند كه هميشه شاگرد باقى بمانيم. شاگردى مى‏كنيم و علم را ياد مى‏گيريم؛ اما بر علم مى‏افزاييم؛ اين، هدف وافق كار علمى در كشور ماست.

    شما برادران و خواهران عزيز كه اكثرا در شهرك مس سرچشمه زندگى مى‌كنيد و بعضى هم شايد از خارج اين شهرك تشريف آورده‌ايد، مخاطب اين پيام و بيان الهى هستيد كه «رحم‌الله امر اعمل عملا فاتقنه» رحمت خدا شامل حال كسانى است كه كارى را انجام مى‌دهند و آن را با اتقان، درست و كامل به سامان مى‌رسانند؛ نيمه‌كاره رها نمى‌كنند و سهل‌انگارى در آن به خرج نمى‌دهند. همه‌ى ما در هر بخشى كه مشغول كار هستيم، مخاطب اين خطاب هستيم. دولتمردان، مسوولان كشور، مديران عالى‌رتبه و اقشار مختلف در هر بخشى از بخشها - كه يك گوشه‌ى آن، بخش صنعت يا معدن است - در صورتى كه كار را با جديت دنبال كنند و ابتكار و نوآورى در آن به كار بزنند و دانش را در آن به‌كار بگيرند، رحمت خدا شامل حال آنها خواهد شد.

    همه بايد مقاوم‏سازى را جدى بگيرند؛ هم مسئولان و هم مردم. توصيه‏ى به مقاوم‏سازى، فقط توصيه‏ى به مسئولان نيست. طرحى كه در باره‏ى ساختن روستاها، برادران بنياد مسكن به كمك دولت دارند دنبال مى‏كنند، يك مقاوم‏سازىِ عمومى است؛ اما شهرها هم همين‏طور است. مردم، سازندگان خانه‏ها، انبوه‏سازان و همچنين مسئولان دولتى بايد مقاوم‏سازى را يكى از مسائل اصلى قرار دهند.كشور ما، كشور زلزله‏خيزى است. شهرستان زرند روى دو گسل فعال زلزله قرار دارد. اين خطر وجود دارد، اما با اين خطر مى‏توان مبارزه كرد. يك‏وقت بلايى علاج ندارد؛ ليكن اين بلا، علاج دارد. علاج، مقاوم‏سازى و اهميت دادن به ساخت‏وساز است. از قول پيغمبر اكرم نقل شده است كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه‏»؛ رحمت خدا بر انسانى كه وقتى كارى انجام مى‏دهد، محكم و متقن انجام دهد. پارچه را هم كه مى‏بافيد، محكم باشد؛ كفش هم كه مى‏دوزيد، محكم باشد؛ حرف هم كه مى‏زنيد، محكم بزنيد و منطقتان محكم و صحيح باشد؛ خانه هم كه مى‏سازيد، محكم بسازيد. سهل‏انگارى در هيچ‏كدام از اين كارها پذيرفته نيست. مقاوم‏سازى را بايد بسيار جدى گرفت. مسئولان، اين مسئله را يكى از مسائل اصلى خودشان قرار داده‏اند.

    من قبلًا به آقاى رئيس‏جمهور هم اين مطلب را گفته‏ام. دو ستون درست كنيد: كارها و خدماتى كه انجام داده‏ايد، كارهايى كه انجام نداده‏ايد، يا ناكام مانده‏ايد در انجامش؛ اين‏ها را با مردم در ميان بگذاريد و بدانيد كه مردم قدر خدمت و قدر تلاش را مى‏دانند. ما بايد هم كارهاى كرده‏ى خودمان و هم كارهاى نكرده‏ى خودمان، يا درست نكرده‏ى خودمان را با صداقت در ميان بگذاريم. مطمئناً آن تلاش و همت و اهتمامى كه انجام گرفته براى ستون مثبتها، عذر خواهد بود براى ما نسبت به ستون ناكرده‏ها؛ چون ناكرده‏ها از روى تعمد، ناكرده نمانده، بلكه به خاطر كمبود امكان، كمبود منابع و گاهى به خاطر دير رسيدن فكر به ذهن انسان و مسائلى از اين قبيل، ناكرده مانده است. اين مسائل را براى مردم بيان كنيد؛ من بر اين معنا اصرار دارم. عملكرد شما از عملكرد نظام جدا نيست؛ نمى‏شود گفت ما نظام خوبى داريم؛ اما دولت بدى داريم؛ بالاخره دولت برخاسته‏ى از همين نظام است. هر كارى كه شما كرده باشيد و خوب كرده باشيد، براى نظام است و اگر كارى نكرده باشيد، يا بد كرده باشيد، بازهم متعلق به نظام است. ما اصرار داريم كه آنچه انجام گرفته و اهتمامِ به كار رفته، صادقانه، درست و روشن به مردم بيان شود؛ مشخص كنيد چه تحويل گرفته‏ايد و چه تحويل خواهيد داد؛ مثل صورت وضعيتهايى كه مهندسان در هنگام تحويل و تحول يك كار تهيه مى‏كنند، شما هم صورت وضعيت كار خودتان را حقيقتاً مشخص و معين كنيد و سعى كنيد كه حد اكثر دقت را هم در اتقان‏ آن به كار ببريد. حقيقتاً وقتى ما با مردم مواجه مى‏شويم، مى‏توانيم اعتماد مردم را با صدق لهجه و بيانِ واقعيتها كاملًا جلب كنيم. نبايد تصور كرد كه صداقت و عدم صداقت از نظر مردم پوشيده خواهد ماند؛ بالاخره توجه مى‏كنند.

    كار تحقيقى خيلى مهم است. كارى كه از روى تحقيق و عالمانه باشد، حتى براى مردم عامى كه عالم هم نيستند، ارزش و جاذبه‏ى بيشترى دارد. البته كار عالمانه به معناى قلنبه سلنبه‏گويى نيست، بلكه كار عالمانه، يعنى كار مُتقن‏ و صحيح؛ و لو اينكه با زبان همه‏كس‏فهم و مردمى گفته شود. همچنان كه شنيده‏ايد، در همه‏ى زمينه‏هاى تحقيقات علمى، بودجه‏هاى كلانى در برخى از كشورهاى پيشرفته گذاشته مى‏شود. تحقيق در زمينه‏هاى مفاهيم فرهنگى و مسائل گوناگونى كه رسانه‏ى ملى با آن‏ها سروكار دارد، از جمله كارهاى بسيار مهم است.

    معلّمان عزيز! كارگران عزيز! كشور به شما احتياج دارد. بدانيد كه ممكن است هزاران نفر از شما با نام و نشان شناخته نشويد؛ اما تأثير يكايكتان در آينده‏ى اين كشور نه آينده‏ى دور؛ بلكه همين ده سال و بيست سال ديگر تأثير نمايانى خواهد بود. همه‏ى شما تأثير خواهيد داشت؛ بنابراين كار كنيد. نبىّ مكرّم صلوات الله و سلامه عليه به امير المؤمنين عليه الصّلاة و السّلام فرمودند: «ايّاك و الكسل و الضّجر»؛ از دو چيز پرهيز كن: يكى از ملالت و يكى از كسالت. ملالت، يعنى اينكه انسان حوصله‏ى كار نداشته باشد؛ كسالت هم يعنى تنبلى. همچنين از پيامبر اكرم نقل شده است: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه‏»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كار خود را هر كارى محكم و متقن انجام دهد. بدانيد كه امروز دشمنان اين كشور، كه ديگر تبليغاتشان عليه اسلام، عليه ارزشهاى اسلامى، عليه انقلاب، عليه امام، عليه شخصيتها و عليه شهيد مطهّرى براى همه آشكار شده است حالا مگر كسى نابينا باشد كه محيط فرهنگى را ببيند و اين دشمنيها را نبيند اميد بسته‏اند به اينكه جامعه‏ى معلّم، جامعه‏ى كارگرى، جامعه‏ى دانشجويى، جامعه‏ى روحانى اين جوامع حسّاس و مؤثّر جامعه كار خودشان را انجام ندهند. اگر همه، كار خود را درست، متقن، كامل و از روى علم و دانايى انجام دهند، بدانيد كه اين كشور و نظام، متقن‏ترين و مستحكم‏ترين نظامى خواهد بود كه در اين قرنهايى كه ما مى‏شناسيم، در اين كشور بر سرِ كار آمده است و خواهد توانست در مقابل بزرگترين توطئه‏ها مقابله كند. اين حرفها، اين گفتنها، اين عملها، اين تبليغات، اين محاصره‏ها و اين توطئه‏ها، عليه ملتى كه با عزم راسخ ايستاده است و مى‏داند چه كار مى‏كند و مى‏فهمد چه كار مى‏خواهد بكند و هوشيارانه و باايمان در كار خود مشغول عمل است، نمى‏توانند كارى بكنند.

    مردم را هدايت كنيد؛ ذهن مردم را روشن كنيد؛ مردم را به فراگرفتن دين تشويق كنيد؛ دين صحيح و پيراسته را به آن‏ها تعليم دهيد؛ آن‏ها را به فضيلت و اخلاق اسلامى آشنا كنيد؛ با عمل و زبان، فضيلت اخلاقى را در آن‏ها به وجود آوريد؛ مردم را موعظه كنيد؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانيد؛ انذار كنيد انذار سهم مهمّى دارد؛ فراموش نشود آن‏ها را به رحمت الهى مژده دهيد؛ مؤمنين و صالحين و مخلصين و عاملين را بشارت دهيد؛ آن‏ها را با مسائل اساسى جهان اسلام و با مسائل اساسى كشور آشنا كنيد. اين مى‏شود آن مشعل فروزانى كه هريك از شما عزيزان اين مشعل را در هرجا روشن كنيد، دلها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حركت به وجود خواهد آمد؛ ايمان عميق خواهد شد. مؤثّرترين حربه عليه اين تهاجم فرهنگى و شبيخون نامردانه‏ى دشمن همين است؛ از اين به شدّت نگرانم. مى‏خواهند نگذارند كه روحانيون جوان، مؤمن، شجاع، آگاه و خوش‏فكر، در محيطهاى مختلف در محيط دانشگاه، در محيط بازار، در محيط روستا، در محيط شهر، در محيط كارگاه‏ كار خودشان را انجام دهند. درست نقطه‏ى مقابل كار آن‏ها، همين كار و مجاهدت فی سبيل الله شماست كه با اتقان‏ و با دقّت و بالاتر از همه با اخلاص انجام گيرد: «لم يكن منافسة فی سلطان و لا التماس شي‏ء من فضول الحطام».

    البته مسؤولان امر بايد سطح كار را بالا ببرند و به كيفيّت كار ارتقاء دهند؛ به‌گونه‌اى كه كار ايرانى در دنيايى كه با كارهاى گوناگونى سر و كار دارد، امتيازى داشته باشد. وقتى گفتند اين جنس از ايران آمده است، همه بدانند كه اين جنس، جنس خوب و محكم و قوى‌اى است. بايستى رتبه كار بالا برود و ارتقاء پيدا كند؛ همچنان كه دستگاههاى ذى‌ربط بايستى به امور كارگران و مشكلات آنان با جدّيت و دلسوزى برسند كه البته من مى‌دانم مسؤولانِ امور كارگرى كشورمان، حقيقتاً مردمانى دلسوز و علاقه‌مند به قشر كارگرند؛ خودشان را با آنها يكى مى‌دانند، از آنها مى‌دانند و تلاش خودشان را مى‌كنند. اين، نعمت بزرگى است كه انسان بتواند با كار خود به خداى متعال تقرّب جويد.

    در اسلام كه كار، عبادت و ارزش شمرده شده است، لازمه‏اش اين است كه هركس كارى را قبول كرد و تعهّد نمود، آن را به بهترين وجهى انجام دهد. اين حرف، سرِ كلاس درس و پاى خطّ توليد و داخل مزرعه و پاى چرخ خياطى و كار داخل خانه هم هست. در هر نوع كارى كه به اين حساب، معلّمى و تربيت و تعليم هم يك كار است؛ آن هم يك كار بسيار ارزشمند اگر كننده‏ى كار، وجدان كارى داشته باشد، آن كار به بهترين شكل انجام خواهد يافت. اين، آن چيزى است كه كليد مشكلات كشور است. اگر شما فلان جنس را مى‏خريد و به منزل مى‏بريد و مشاهده مى‏كنيد كه بعد از مدّت كوتاهى خراب شد و كارى كه روى آن شده، كار درستى نبوده است يعنى بى‏اعتمادى به كارى كه انجام مى‏شود در صورت وجود وجدان كارى، اين ديگر برخواهد افتاد. كسى فرزند خود را به مدرسه بفرستد و نداند كه او در مدرسه تبديل به چه چيزى و چگونه عنصرى خواهد شد؛ اين ديگر نخواهد بود.
    وقتى همه‏ى كنندگان كار، با احساس وجدان كارى به كار پرداختند و فهميدند در حالى كه كار را مى‏كنند، اگر صاحب‏كار هم نيست، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است، كرام الكاتبين حاضرند و ملائكه‏ى مقرّب الهى نگاه مى‏كنند؛ هر دقّتى كه براى بهبود كار بشود، مورد تحسين كرام الكاتبين خواهد بود و در پرونده‏ى عملِ‏كننده‏ى كار ثبت خواهد شد. اين چيزها، در محاسبات بشرىِ ما به حساب نمى‏آيد و غالباً نمى‏بينيم، غفلت مى‏كنيم و بدان توجه نداريم؛ اما در حساب خدا كه اين حرفها نيست.
    اگر شما آن يك دقيقه‏ى آخر را هم كه سرِ كلاس بوديد، درس داديد و نگذاشتيد ضايع شود؛ يا با آن شاگرد بدآموز، حقيقتاً صرف وقت كرديد و كوششتان را به كار برديد؛ يا در كارخانه، يا در مزرعه، يا در خانه كه مشغول كار هستيد و يا هرجاى ديگر، دقت به خرج داديد؛ آن سوزنى را كه با دقّت در پارچه فروبرديد و ... همين دقّت و اهتمام، در پرونده‏ى عملتان ثبت خواهد شد. اين ثبت در پرونده‏ى الهى، فايده‏اش فقط مربوط به قيامت نيست؛ در همين دنيا هم اثر مى‏كند. يعنى محكم‏ كارى و دقّت در كار دنيا، يك جامعه‏ى سرافراز، آباد، با انسانهاى قوى، مستحكم، تسليم‏نشوىِ در مقابل دشمن، بى‏نياز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پديد خواهد آورد. نام نيكى هم براى اين جامعه و اين كشور، در عالم به وجود خواهد آورد. اين‏ها مربوط به اين طرف مرز مرگ است. آن طرف مرز هم كه برزخ و قيامت و ثواب الهى است، مترتّب بر اين كارهاست. اين، توصيه‏ى ما به شماست. من، هم از جامعه‏ى كارگرى كشور و هم از جامعه‏ى تعليم و تربيت كشور، ضمن تشكّر و سپاس عميق قلبى، اين درخواست را هم دارم. إن شاء اللّه كه بتوانيد روز به روز كار خود را بهبود ببخشيد.

    اگر رئيس‏جمهورمان آدم كارآمد و پُر كارى نبود؛ انسانِ داراى احساس مسئوليتى نبود؛ اگر بينش دينى نداشت و اگر در راه خدا مجاهدت نكرده بود، مجلس هرچه هم قانونِ خوب تصويب مى‏كرد، چه فايده داشت؟ وقتى مجرى وجود نداشته باشد، قانون فايده‏اى ندارد. پس، وجود مجرىِ خوب، مثل وجود دستهاى كارآمد و بازوان تواناست. شما بايد راه را نشان دهيد و خط را ترسيم كنيد. مجلس شوراى اسلامى، اين‏گونه است. لذا همان‏طور هم كه در پيام اخير، خدمت آقايان و خانمها عرض كرديم، ارزش يك دقيقه وقت شما خيلى زياد است. نبايستى يك دقيقه وقتِ مقرّر و موظّف مجلس- چه در كميسيونها و چه در داخل صحن مجلس- تلف و ضايع شود. بايد فعّال حركت كنيد. واقعاً مسئوليتِ سنگينى است. خداى متعال در روز قيامت، از يكايك دقايق و اقدامات شما در اين كار سؤال خواهد كرد. از همه‏ى آن تأييدها يا ردهايى كه مى‏كنيد، سؤال خواهد كرد. اگر تأييد نكنيد و بگوييد پس حالا كه اين قدر سخت است، كارت سفيد مى‏دهيم يا در اين مجلس بى‏طرف مى‏شويم؛ از اين هم سؤال خواهد كرد كه چرا رأى نداديد؟ بايد رأى دهيد. وقتى‏كه شما در امرى حَكَم هستيد و براى تصميم‏گيرى جهت كارى بزرگ، شما را در آنجا نصب كرده‏اند، بايد آن كار را انجام دهيد. اگر انجام هم ندهيد، مؤاخذه خواهيد شد. اوّلًا موظفيد انجام دهيد، ثانياً خوب و درست و متقن‏ انجام دهيد. قضيه اين است. كار بسيار سنگينى است.
    اگر با اين ديد به نمايندگى نگاه كرديد، آن وقت همه‏ى آنات شما حسنه است. بدانيد هيچ عبادتى هم ديگر بالاتر از كارى كه شما مى‏كنيد، نخواهد بود. هيچ‏كس غصه نخورد كه من با آمدن به مجلس، مثلًا از فلان وظيفه‏ى عبادى بازماندم و فرضاً ديگر عمره و يا زيارت نمى‏توانم بروم. نخير؛ اين به مراتب از آن بالاتر است. اگر اين‏گونه عمل كرديد، از هر عبادتى در ميزان الهى سنگين‏تر است. با احساس مسئوليت و مراقبت‏ نمايندگان الهى و كرام‏الكاتبين و «كنت أنت الرّقيب عليّ من ورائهم و الشّاهد لما خفى عنهم»، خود خداى متعال هم مراقب شماست. يك مجلسِ اين‏گونه، در طول چهار سال مى‏تواند بزرگترين خدمات را به اين كشور و اين ملت بكند و هرچه بعد از انقلاب در اين مملكت، كارِ خوب شده است، ثواب و حسنه‏ى بخش عمده‏اى از آن، به نمايندگانى متعلّق است كه در دوره‏هاى چهارگانه‏ى گذشته بوده‏اند و خوب عمل كرده‏اند و تلاش مناسب انجام داده‏اند.

    آنچه لازم است، «كار» و «تعليم» است. معلّمين عزيز! بايد جوانان را بسازيد. بايد نوجوانان را با روحيه‏ى كار، استقلال و علم‏طلبى، پرورش دهيد، نه با روحيه‏ى مدرك‏طلبى. مدرك چيست؟ مدرك به اين عنوان كه نشان دهد فردى داراى اين معلومات است، خوب است؛ اما نمى‏تواند منشأ اثرى شود. آنچه مهم است، علم است. علم و كار، براى جامعه لازم است. همه‏ى مردم و مسئولين بدانند: اينكه من عرض كردم «وجدان كارى»، يك تعارف نيست. بايد برنامه‏ريزى كنند. «وجدان كارى» بايد فرهنگ عمومى مردم شود. بايد اگر كسى كارى انجام مى‏دهد، فكر كند كه يك نفر بالاى سرش ايستاده است؛ حتّى اگر تنها، در اتاقى خلوت باشد. كار بايد كامل، محكم‏، قوى، ابتكارى و همراه با نياز انجام گيرد.يكى از كارهايى كه وجدان كارى لازم دارد، تعليم و تربيت است. معلّم در كلاسِ درسِ مدرسه‏اى كه تَهِ فلان شهر يا فلان گوشه‏ى دورافتاده‏ى تهران يا يك روستاست، بايد آن‏طور درس بگويد، زحمت بكشد و تلاش كند كه گويا الآن بازرس در كلاس نشسته است، كار او را نگاه مى‏كند، يا يك ساعت بعد مى‏آيد تا نتيجه‏ى كار را ببيند. وجدان كارى يعنى اين. ما تعارف كه نمى‏كنيم!
    عزيزان من! با تعارف كه يك ملت نمى‏تواند آقايى خودش را حفظ كند! با تعارف كه نمى‏شود با دشمنان غدّار و خونخوار روبه‏رو شد! عمل، تلاش و برنامه‏ريزى لازم است. ما گفتيم: «وجدان كارى»، «انضباط اجتماعى» يا «انضباط اقتصادى». مسئولين كشور، دولت، قوّه‏ى قضائيّه و نمايندگان مجلس، بايد برنامه‏ريزى كنند تا اين كارها انجام گيرد، و الّا بااينكه تعريف كنند فلانى چه حرف خوبى زده، كه كار تمام نمى‏شود!

    بايد كسانى كه منادى و محافظ مسائل فرهنگى هستند، آن مسائل را ترويج كنند؛ مسائل را درست براى مردم بشكافند و تبيين نمايند. كسانى كه اهل برنامه‏ريزى هستند، براى دميدن دو روحيه‏ى وجدان كارى و انضباط اجتماعى در مردم برنامه‏ريزى كنند. كسانى كه اهل كار و تلاشند اين دو روحيه را در خودشان به وجود آورند. هركسى اين كار و تلاش را براى خود بكند. آن كسانى هم كه به مردم تذكر مى‏دهند و براى مردم تبليغ مى‏كنند، در اين باره براى مردم حرف بزنند. كارى كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگى و چه عمل اقتصادى و چه عمل اجتماعى‏ و چه عمل سياسى، براى كسى كه كننده‏ى آن است يك عمل مقدّس به حساب آيد. از يك كارگر ساده بگيريد، تا يك مأمور ساده‏ى ادارى، تا يك مدير عالى‏رتبه، تا يك صاحب صنعت مهم و بزرگ در كشور، تا يك مأمور عالى‏رتبه‏ى دولتى، تا يك معلّم، تا يك دانشجو، تا يك مبلّغ و روحانى، همه و همه احساس كنند اين كارى كه انجام مى‏دهند يك عبادت و يك عمل خير و صالح است. همه بايد كارشان را با جدّيت و به نيكى انجام دهند. از نبى اكرم صلوات الله و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه‏»؛ رحمت خدا بر انسانى كه كارى را انجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد. از سرهم‏بندى و كار را به امان و حال خود رها كردن و به كار نپرداختن و بى‏اعتنايى به استحكام يك كار به شدّت پرهيز شود. اين مربوط به وجدان كارى است. در مورد انضباط اجتماعى نيز همين است كه همه حد اجتماعى صحيحى را كه قانون معنى مى‏كند و مقرّرات و حدود الهى معيّن مى‏نمايد، با دقّت رعايت كنند تا زندگى يك زندگى صحيح و سالمى باشد. اين دو شعار را امسال حفظ كنيد. گويندگان راجع به آن بگويند؛ نويسندگان در باره‏ى آن بنويسند؛ مسئولين در خصوص آن برنامه‏ريزى كنند و آحاد جامعه خودشان را با اين معيار بسنجند و پيشرفتهاى خودشان را ملاحظه كنند.

    ما به استقلال اقتصادى رسيده‏ايم يا نه؟ من عرض مى‏كنم اين همان است كه مشكل‏تر است. بايد تلاش كنيم. البته مى‏توانيم امروز ادّعاى استقلال اقتصادى كنيم؛ اما به شرطها و شروطها. اين، چند شرط دارد: اوّلًا اينكه در كشور، هركس، هر كارى را كه به عهده دارد، خوب انجام دهد. فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه‏»؛ خدا رحمت كند آن كسى را كه كارى انجام دهد و آن را محكم و متقن انجام دهد؛ خوب انجام دهد. شما اگر يك پيچ را مى‏گردانيد و سفت مى‏كنيد، اگر يك چرخ را مى‏چرخانيد، اگر جايى يك بخيه مى‏زنيد، اگر ماشينى را گريسكارى مى‏كنيد، اگر كتابى را چاپ مى‏كنيد، اگر كتابى را مى‏نويسيد، اگر سرِ كلاس درس مى‏دهيد، اگر در بيمارستان به بيماران مى‏رسيد، اگر در شهردارى مشغول تميز كردن معابر شهرى مردم خودتان هستيد، اگر گوينده‏ايد، اگر نويسنده‏ايد، اگر محقّقيد، اگر روحانى هستيد، اگر مشغول تحصيل و درس خواندن هستيد، اگر در دانشگاه يا مدرسه هستيد، اگر در كار هنر مشغوليد، اگر فيلمسازيد، اگر داستان‏نويس هستيد، اگر روزنامه‏نگاريد؛ هرچه هستيد و هركه هستيد و هرجا كار مى‏كنيد، بايد سعى كنيد كارى را كه انجام مى‏دهيد، درست انجام دهيد، كامل انجام دهيد، محكم انجام دهيد، و كم نگذاريد. اين، يكى از شرايطى است كه اگر محقّق شود، ما به استقلال اقتصادى مى‏رسيم.

    در اين ميدان عظيم مبارزه‏ى جهادى و مبارزه اسلامى، كار، يك مبارزه است. شما كه كارگر هستيد، در هر كارخانه، در هر مزرعه و يا در هر نقطه كه مشغول كارى هستيد، اين كار، كشور شما را از دشمنان و بيگانگان بى‏نياز، و به آبادانى كشور و آسايش مردم كمك مى‏كند. شما در حال مبارزه‏ايد و اين مبارزه‏ى بسيار مؤثرى است. اگر در دوران جنگ، مبارزه‏ى كارگران در دستگاه‏هاى توليدى و در صف توليد نبود، ما در جنگ وضع بدى پيدا مى‏كرديم. لذا شما مشاهده كرده‏ايد كه در طول اين دوران بخصوص در اوايل پيروزى انقلاب دشمنان تلاش مى‏كردند كارخانه‏ها يا مزارع را از كار توليدى محروم كنند. شايد يادتان باشد كه آن اوايل، چقدر شب‏نامه منتشر مى‏شد و چقدر براى تعطيل كردن كارخانه‏ها تلاش و تبليغات مى‏كردند. البته دشمن كه نمى‏گويد «من مى‏خواهم كارخانه تعطيل شود تا اسلام شكست بخورد.» اين را كه صريحاً اعتراف نمى‏كند. دشمن كه نمى‏گويد «من مى‏خواهم كارخانه‏ها تعطيل شود تا ايران محتاج بماند.» دشمن روى اقدامات خود، اسمى مى‏گذارد كه نيت پليدش را مكتوم و پنهان بدارد.
    به عنوان «حق كارگر،» به عنوان «گرفتن حقوق محرومين» و از اين قبيل، شعارهاى دروغين درست مى‏كردند تا كارخانه‏هاى ما را به تعطيل بكشانند. اين تلاش را چه كسى جواب داد؟ اين تلاش را چه كسى خنثى كرد و چه كسى بر دهان دشمنان اسلام و جمهورى اسلامى زد؟ همين طبقه‏ى كارگر. همين دستهاى كارگران ما كه با دلهاى مؤمن حركت مى‏كردند. وقتى دست كارآمد، با دل مؤمن همراه و همنوا باشد، آن وقت كارها كيفيت پيدا مى‏كند. من مى‏خواهم عرض كنم: كارگران كشور، در هر نقطه كه مشغول كار سازنده‏اى براى آبادانى كشور هستند، بدانند كه مشغول مبارزه‏اند. اين مبارزه را هرچه مى‏توانيد با كيفيت بهتر و محكم‏تر انجام دهيد.
    اين حديث را مكرر عرض كرده‏ام كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملا فأتقنه‏.» خداوند رحمت كند كارگر و كسى را كه كارى انجام دهد، و خوب و محكم انجام دهد. كارگر مسلمان بايد كارش را بالاتر و بهتر از معيارها و حدود و استانداردهاى كار اجرا كند و تحويل دهد. اين، فرهنگ و دستور اسلامى است.
    اين روزها كه روزهاى بزرگداشت كارگران است عرضم اين است كه هم خود كارگران، هم مسئولين نظام كارگرى كشور و هم نويسندگان، بايد روى اين نكته تكيه كنند كه امروز كار، يك فضيلت و ارزش و يك عبادت و مبارزه است. كار را به عنوان اسقاط تكليف نبايد انجام داد، كه به خود بقبولانيم «حالا كارى انجام دهيم و مسئله از سرمان باز شود!» كار را به عنوان يك امر تحميلى نبايد تلقى كرد. كار به عنوان مقوله‏اى «فقط نان درآور» نبايد تلقى شود. كارگر با كار خود، علاوه بر اينكه زندگى خودش را تأمين مى‏كند، زندگى جامعه را نيز تأمين مى‏كند. و اين، يك عبادت بزرگ و عمل الهى است.

    طلاب علوم دينى و فضلاى جوان، آيا براى سازندگى و براى آينده‏ى حوزه نقشى دارند يا نه؛ جواب اين است كه بلى، دارند. هركسى نقش خودش را دارد. در يك مجموعه، همه‏ى افراد داراى نقشند. در يك بدن سالم، هر سلولى مشغول كار است. اگر هركدام ما در آنجايى كه هستيم، كار خود را خوب انجام بدهيم، به سلامت مجموعه كمك كرده‏ايم؛ اما اگر هركدام ما كار خود را خوب انجام ندهيم، به قدر شعاع وجودى خود، به سلامت مجموعه ضربه زده‏ايم؛ «رحم الله امرأ عمل عملا صالحا فأتقنه‏». كار را بايد متقن و خوب انجام داد؛ درس را بايد خوب خواند؛ اخلاق را بايد رعايت كرد؛ تدين را بايد در زندگى خود اصل دانست؛ ممشاى بزرگان را در آداب زندگى، در خلقيات عبادى و عملى بايد اسوه و الگو قرارداد. چيزهايى هم هست كه البته به تطور زمان متطور مى‏شود؛ آن‏ها را هم بايد متطور و متحول كرد. پس افراد حوزه، از بزرگ و كوچك، تا طلبه‏ى تازه به حوزه آمده، در عمل شخصى خود مى‏توانند نقشى ايفا كنند كه آن نقش در سلامت حال و آينده‏ى حوزه اثر خواهد گذاشت.اگر طلبه‏ى امروز ما به درس خواندن بى‏اعتنايى كند، يا به ديانت و تعبد و تلاش فردىِ اخلاقى خود بى‏اعتنا بماند، يا استعداد خود را به كار نيندازد، يا هدف خود را گم كند مثل كسى كه به طرف مقصدى در حال حركت است، اما وقتى وسط راه به قهوه‏خانه‏ى خوش آب و هوايى رسيد، همان‏جا پياده بشود و لنگر بيندازد و همان‏جا بماند و هدف را فراموش كند يا اگر در اثناى راه منظره‏يى به چشمش خورد، نشناخته و ندانسته به سمت آن راه بيفتد و از هدف غافل بشود، همه‏ى اين‏ها آفات راه ماست.

    هر كارى كه شما براى مردم انجام مى‏دهيد، در هر پست و سِمتى كه باشيد، يك حسنه است؛ و علاوه بر اينكه به نفع مردم است، چنانچه كار ماندگار و اصيل و ريشه‏دارى هم باشد، يك صدقه‏ى جاريه است و در دستگاه عظيم الهى كه ارتباطات ميان كارها و بازده‏ى آن‏ها، بسى پيچيده و مبسوط و مشروح است و عقل قاصر ما قادر نيست كه اين روابط كار و بازده را بفهمد و تحليل بكند اين كارهاى شما خواهد ماند و آثار نيك خود را خواهد بخشيد و ثمرات آن را خواهيد ديد؛ هم در دنيا و هم در عالم آخرت؛ همان روزى كه هر انسانى محتاج حسنه و صدقه‏يى است كه از پيش فرستاده باشد.
    اگر آنچه را كه انجام مى‏دهيد، با توجه به لوازم آن، يعنى همراه با استحكام و دوام و خلوص نيت و دقتِ لازم باشد كه از نبيّ اكرم است كه فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملا فأحكمه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى‏ را بكند و محكم‏ بكند سرهم‏بندى و كوته‏نگرى و سست‏گيرى در كار نباشد، ديگر وصف و بيان كسى مثل اين حقير، قادر نيست كه ارزش آن را بيان كند. إن شاء اللّه كه همه‏تان مشمول اين مسائل باشيد و هرروزى كه مى‏گذرد، سطر و برگى بر پرونده‏ى كارىِ خودتان در ديوان الهى كه دقيق‏تر از ديوانهاى بشرى است بيفزاييد.

    در كار ادارى، «حمل بر صحت» وجود ندارد؛ مثلًا بگوييد لا بد بيچاره‏ها دارند كارشان را مى‏كنند؛ نخير. البته همه‏ى برادران خوبند؛ اما خوب، معنايش معصوم كه نيست. خوبند، يعنى خيانت نمى‏كنند؛ اما اشتباه هم نمى‏كنند؟ تنبلى هم نمى‏كنند؟ گاهى سستى هم گريبانشان را نمى‏گيرد؟ بنده به خودم كه نگاه مى‏كنم، مى‏بينم آدم ضعيف و سستى هستم و در جاهايى همين احساسات بشرى گريبان بنده را مى‏گيرد. اگر نهيب نزنم، اگر حواسم جمع نباشد، اگر به خودم نرسم، در تنبلى غرق مى‏شوم. بنده اين‏طورم، شما هم همين‏طوريد؛ ما بالاخره مثل هم هستيم.
    ما بايد مواظب خودمان و زيردست‏هايمان باشيم. بايد مواظب باشيم كه اولًا كار انجام بگيرد؛ ثانياً درست انجام بگيرد؛ يعنى غلط و بد انجام نگيرد؛ محكم‏ انجام بگيرد. گاهى مى‏شود كه دوتا چكش بايد روى ميخ زد، تا محكم‏ بشود؛ اگر يكى زدى، اين سست‏كارى است. پس، اولًا اصلِ انجام گرفتن است؛ ثانياً در جهت بودن و درست بودن است؛ ثالثاً محكم‏كارى‏ است؛ رابعاً سرعت عمل است.

    ما در جمهورى اسلامى خيال مى‏كنيم كه اگر الآن مثلًا منِ نوعى را از قم دعوت كنند و بگويند شما يك ماه رمضان به فلان ده يا فلان شهر برويد و ماه رمضان را در آنجا بمانيد، آخر ماه رمضان هم صد هزار تومان يا هشتاد هزار تومان به شما خواهند داد، ما مى‏رويم؛ يعنى يك مقدار مطالعه‏ى جنبى مى‏كنيم، روزى يكى، دوتا منبر هم مى‏رويم، آخر ماه هم صد هزار تومان مى‏گيريم و مى‏آييم. ما اين را تضييع عمر به حساب نمى‏آوريم؛ چون بالاخره منبرى رفته‏ايم و كارى كرده‏ايم و پولى هم درآورده‏ايم؛ اما اگر ما همين يك ماه را دنبال تقسيم اراضى مستحق للنّاس و مستحق للغير كه حالا دست ديگران است، يا همين‏طورى افتاده است برويم، خيال مى‏كنيم عمرمان تضييع شده است! من خيال مى‏كنم اين فرهنگ، فرهنگ خيلى قابل دفاعى نباشد. به نظر من، ما بايد براى اين كار وقت صرف كنيم. البته اگر وقت صرف كنيم، كار متقن‏تر هم درمى‏آيد.

    از اينكه در كار مهم سياست‏گذارى، قبول مسئوليت كرديد و شريك شديد، متشكرم. سياست‏گذارى، يعنى تأمين جهت مطلوب براى برنامه‏هاى صدا و سيما. اگر سياست‏گذارى به شكل صحيح نباشد، پراكنده‏كارى و احياناً تعارض، تناقض و انحراف، بر برنامه‏هاى صدا و سيما مسلط خواهد شد. البته در گذشته هم قبل از تشكيل اين دفتر، اين كار در صدا و سيما انجام مى‏شده؛ ما هم خواستيم كه به آن، شكل منظمى داده بشود و بخصوص وسيله‏اى باشد، تا ما مسئوليت خود را در اين باب به نحوى ايفا كنيم؛ لذا اين دفتر به وجود آمد و اين مسئوليت به جناب آقاى دعاگو و شماها داده شد.
    اگر سياست‏گذارى كارى‏ كه شما مى‏كنيد متين و متقن‏ انجام بگيرد، تحقيقاً صدا و سيما يك وسيله‏ى اعتلاى فكر و معرفت و رشد جامعه خواهد شد. لزومى ندارد كه ما در اينجا از زحمات فراوان برادران صدا و سيما ياد بكنيم؛ زيرا من مكرر آن را بيان كرده‏ام. واقعاً زحمات زيادى كشيده مى‏شود و صدا و سيما جهت خوبى هم دارد؛ الّا اينكه كافى نيست.

    ما براى كار در زمينه‏ى فرهنگ عمومى، ميدان بازى داريم. اگر ما بخواهيم توسعه‏ى اقتصادى را به معناى صحيح كلمه در جامعه راه بيندازيم، احتياج به تلاش فرهنگى داريم. مادامى كه حتّى محقق و جستجوگر علمى ما، آن فرهنگ كار و وجدان كار و عشق به كار را، آن‏چنان‏كه در يك فرهنگ سالم مطرح است كه مظهر عاليش هم فرهنگ اسلامى است نداشته باشد، وجود اين محقق، بى‏فايده خواهد بود. گيريم كه ما محققان بزرگى تربيت كرديم و مثلًا آزمايشگاه‏هاى مهمى هم در اختيارشان گذاشتيم؛ اين به يك كار شخصى تبديل خواهد شد.اين محققان بزرگى كه ما در دنيا مى‏بينيم، اعم از آن كسانى كه در قرنها پيش، از ميان خود ما برخاستند مثل ابن‏سيناها، خوارزمى‏ها، خيام‏ها و ديگران و چه آن كسانى كه در قرون اخير، از بين اروپاييها برخاستند از قبيل همين دانشمندان بزرگ شيمى و طبيعى و فلكيات و غيره وقتى به زندگى اين‏ها نگاه مى‏كنيم، مى‏بينيم كه حقيقتاً خودشان را در زندگى فراموش كردند و زندگى شخصى و راحتى و پول و نفع براى خودشان را اصلًا در درجه‏ى دوم قرار دادند؛ اقلًّا محور قرار ندادند، اگر نگوييم فراموش كردند. بعضيشان واقعاً آن موارد را فراموش كردند و به نفع تحقيق و علم و كار و پيشرفت، در فقر و مسكنت زندگى مى‏كردند. بعضى ديگر هم اقلًّا به تحقيق و علم و كار و پيشرفت اهميت دادند و زندگى شخصى را محور قرار ندادند؛ بلكه آن را در حاشيه گذاشتند.
    ما چگونه مى‏توانيم اين روحيه را در بين محققان كشور و يا در محيط كار ادارى زنده كنيم؟ كار ادارى، ارتباط مستقيم با توسعه‏ى اقتصادى دارد. اگر شما طرحهاى اقتصادى را به دست يك مجموعه‏ى ديوان‏سالارىِ غلط و معوج و عارى از وجدان كار و عارى از سواد و آگاهى از كيفيت كار بدهيد، آن را ضايع خواهد كرد و اين طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه مى‏توانيم آگاهى و وجدان كار را در اين مجموعه‏ى ادارى خودمان كه هيكل حجيم ديوانى ما را تشكيل مى‏دهد تزريق بكنيم؟ يا چگونه مى‏توانيم در زمينه‏ى توليد و ساخت و ايجاد محيطهاى كارگاهى پُرتلاش در كارخانجات، توصيه‏ى اسلام را كه گفته: «رحم اللّه من عمل شيئاً فاتقنه‏»، جامه‏ى عمل بپوشانيم و اتقان و سلامت كار و استحكام و سنگ تمام گذاشتن براى توليد را به كارگر تزريق كنيم، كه وقتى اتومبيل ما از كارخانه بيرون مى‏آيد، بعد از يك ماه مثلًا درِ آن لق‏لق نكند، يا فلان پيچش باز نشود؛ در حالى كه توليد فلان نقطه‏ى ديگر دنيا، اين‏طور نيست؟ يا چه كار كنيم كه اين فرد از كار در نرود؛ در حالى كه ديگران به كار شوق دارند و بيشتر سعى مى‏كنند كار كنند؟ ما چگونه مى‏توانيم روح كار، جديت در كار، وجدان كار، پيگيرى كار و سلامت كار را در طرحهاى توسعه‏ى اقتصادى خودمان در نظر بگيريم؛ بدون اينكه فرهنگ عمومى جامعه را بالا ببريم و فرهنگ كار و وجدان كار و معلومات مربوط به كار را به آن‏ها تزريق كنيم؟ پس، مى‏بينيد كه به فرهنگ برگشت.

    بگذاريد دشمنان و بدخواهان نتوانند در باره‏ى انتخاباتى به اين اهميت و عظمت، كمترين حرفى بگويند.حديث است كه «رحم اللّه امرأ عمل عملا فأحكمه»: خدا آن انسانى را رحمت كند كه كارى‏ محكم‏ و سنجيده و كامل و درست انجام بدهد. درستىِ كار براى يك خياط و يك كفاش و يك آهنگر و يك صنعتگر، طورى است؛ براى يك عمل‏كننده‏ى به قانون و ضابطه‏ى ادارى، طور ديگرى است. به‏هرحال، هر دو محكم‏كارى‏ است.

    الآن فرصتى پيش آمده است، تا سپاه را بسازيد. من ديروز هم در آن پيام به شما عرض كردم و قبلًا هم گفته‏ام و الآن هم مى‏گويم كه به نيروى زمينى، خيلى بايد اهتمام بشود. شايد بتوانم بگويم كه از لحاظ بلند مدت، توجه به بسيج، از تمام مأموريتهاى سپاه بالاتر است. ملت را آماده كردن، مأموريت بسيار بالا و مهمى است. به اين مأموريتها بايد به حد اعلى و اكثر برسيد. هركس در اين روند كلى، همان كارى را كه انجام مى‏دهد و به او محول شده است، بايد خوب و صحيح و دقيق انجام بدهد. «رحم اللّه امرأ عمل عملا فاتقنه‏». روايت است، خدا رحمت كند آن كسى را كه اگر كارى انجام مى‏دهد چه كارهاى يدى و چه كارهاى فكرى محكم و متقن انجام بدهد. مثلًا فرض كنيد، چون فلان كارگر ايران خودرو، لازم ندانسته كه فلان پيچ را يك نيم پيچ ديگر بچرخاند كه براى او، كار خيلى كوچكى است تأثيرش اين است كه يك چند كيلومتر كه ماشين راه رفت، ناگهان مى‏بينند لق‏لق مى‏كند؛ چون او «اتقنه» را آنجا انجام نداده است. اين بيچاره صاحب ماشين، هزاران دردسر را متحمل مى‏شود، براى خاطر اينكه فلان كارگر مى‏بايست فقط يك ثانيه حركتى را انجام مى‏داد و نداد. اتقان، اين است.
    روايت دارد كه امير المؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در بازار راه مى‏رفت؛ به خياطها كه مى‏رسيد، مى‏گفت: خياطها! از خدا بترسيد، درزها را نزديك هم بزنيد، كوكها را كوچك بزنيد و نخها را محكم انتخاب بكنيد. حالا خياطى مگر چقدر اهميت دارد؟ گيرم كه درز اين لباس، مثلًا بعد از چند ماه باز شد؛ دوباره چرخ مى‏كنيم. اين، يك نمونه است. از اينجا شروع كنيد و تا خياطت لباس انقلاب بر پيكر اين ملت برويد. اين كار، چقدر دقت و تقوا لازم دارد و چقدر امام، بزرگ و باتقوا بود.

    دو چيز، در دستگاه قضائی اهميت دارد و براى يك قاضى هم مى‏تواند حقيقتاً هدف كارش‏ باشد: يكى سرعت، و ديگرى اتقان‏ است. اگر كار سريع انجام نگيرد، همان عيب بزرگى مى‏شود كه سابقاً در دستگاه‏هاى قضائی دوران طاغوت بود و آثار و نشانه‏هايش هم در بعضى گوشه و كنارهاى بعد از انقلاب، هنوز وجود داشت. فلان دستگاه، در فلان بخش از بخشهاى قضائی، چند هزار پرونده در قفسه‏هاى متراكم و كهنه داشت. واقعاً چيز خيلى بدى است. از اين مسئله، بايد پرهيز بشود. هر كارى كه سرعت را تأمين و تضمين مى‏كند، مطلوب است. مردم اگر ببينند رسيدگى سريع انجام گرفت، احساس آرامش و تشفى خاطر مى‏كنند كه عدالت اجرا مى‏شود.

    گمرك جمهورى اسلامى، اولين منزل و دروازه‏ى ورودى براى خارجى‏هاست و در همين منزل اول، ادب و امانت و ميهمان‏نوازى و حدود مسلمانىِ ما را مى‏سنجند و اميدوارم تلاش شود تا كار، با مقررات آسان و در كمال سلامت و سهولت و اتقان‏ و استحكام و بدون هيچ‏گونه فشار غير قانونى و ناشى از سليقه‏ى شخصى انجام بگيرد؛ به‏طورى‏كه منافع ملت از اين طريق مورد خطر و تهديد قرار نگيرد. گرچه امروز، تلاش و زحمت زيادى جهت گره‏گشايى مشكلات توسط دستگاه‏هاى دولتى صورت مى‏گيرد؛ ولى در شرايط فراغت از جنگ، بايد گمرك إن شاء اللّه به بهترين شكلِ مطلوب ظاهر شود.

    شما كارگران بايد توجه داشته باشيد كه ادامه‏ى حيات شرافتمندانه‏ى ملت عزيز ايران و حفظ و تداوم شعارها و مواضع باارزش نظام جمهورى اسلامى در مقابل قلدرهاى عالم و استكبار جهانى، با كار و تلاش شما ميسر است. بايستى اين كار را مخلصانه و دلسوزانه و خوب انجام دهيد. البته بايد مسئولان دولتى سعى كنند مواد اوليه را براى شما تأمين كنند، تا كارخانجات با همه‏ى ظرفيت و توان خود كار كنند و واحدهاى توليدى جديدى به وجود آيد و نيروهاى كار جذب اين مراكز شوند.
    كارگرها بايد اين ميدان را پيدا كنند كه كار خودشان را در خدمت نظام و رونق و حركت اقتصادى مردم قرار دهند و به بهترين وجه به توليد كالاهاى با كيفيت بپردازند. از رسول اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود: «رحم اللّه امرأ عمل عملا فأتقنه‏»؛ يعنى رحمت خدا بر آن آدمى كه كار را با محكم‏كارى انجام دهد. شما بايد كار خود را به بهترين وجه عرضه كنيد. بدانيد كه تلاش شما پيش خدا محفوظ است؛ حال آن كارفرماى دولتى و غير دولتى، تلاش شما را درك بكند يا نكند و پاداش مناسب را بدهد يا ندهد. البته بايد تلاش شما را درك كنند و متناسب با آن پاداش بدهند. نفس اين محكم‏كارى، مطلوب خداى متعال است و ما بايد اين ارزش را در نظر داشته باشيم.
    نمودار
      آخرین مقالات
      پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی