صدور انقلاب اسلامی - تعداد فیش : 21 ، تعداد مقاله : 4
    1389/08/03
    1389/03/14
    1385/08/17
    1382/02/10
    1376/03/14
    1374/03/14
    1374/01/30
    1372/03/14
    1372/01/04
    1372/01/04
    1370/12/13
    1370/06/27
    1370/04/25
    1369/09/14
    1368/12/22
    1368/10/19
    1368/04/22
    1368/04/19
    1368/04/18
    1368/04/14
    1368/04/14

    هدف اين نيست كه ما انقلاب را به شكل متعارف در عرف سياسى و قاموس سياسى به اين كشور و آن كشور صادر كنيم؛ انقلاب چيزى نيست كه با ابزارهاى سياسى بشود آن را صادر كرد يا با ابزارهاى نظامى و امنيتى بشود آن را پيش برد؛ اين غلط است؛ ما از اول، اين راه را بستيم.
    مسئله‌ى جمهورى اسلامى، مسئله‌ى بازتوليد معارف والاى اسلامى است، تا مسلمانها احساس هويت كنند، احساس شخصيت اسلامى كنند، با تعاليم اسلام كه نجاتبخش بشريت است، آشنا شوند؛ بدانند اين معنايش چيست كه خداوند متعال ميفرمايد: پيغمبر را فرستاديم «و يضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم»؛ اين غلها و زنجيرهائى كه در محيط شرك‌آلود به پاى انسانها بسته است و اسلام ميخواهد اينها را بگشايد، چيست؟ امت اسلامى بر اثر غفلت، مدتهاى طولانى اين حقايق را از ياد برده بود. امت اسلامى ميتواند آزاد باشد، پيشرفته باشد، عالم باشد، عزيز باشد، مقتدر باشد؛ اينها به بركت تعاليم اسلامى به‌دست‌آمدنى است. استكبار و دستگاه‌هاى استعمارى در طول دويست سال سعى كردند اين مفاهيم را از ياد مسلمانها ببرند؛ آنها را از هويت خودشان غافل كنند تا بتوانند دست تجاوز را به محيط سياسى آنها، به محيط اقتصادى آنها، به فرهنگ بومى آنها دراز كنند و تطاول كنند. انقلاب اينها را به ياد امت اسلامى آورد.
    شما امروز اين فرصت بزرگ را در جمهورى اسلامى، در عاصمه‌ى علمى قم، در جامعه‌ى مبارك «المصطفى» داريد كه با اين معارف آشنا شويد؛ «ليتفقّهوا فى الدّين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم»؛ خود شما بتوانيد نورافكنى شويد كه فضا را روشن ميكند. امروز دنياى اسلام به اين نياز دارد.

    يك نقطه‌ى ديگر از نقاط روشن خط امام، جهانى بودن نهضت است. امام نهضت را جهانى ميدانست و اين انقلاب را متعلق به همه‌ى ملتهاى مسلمان، بلكه غير مسلمان معرفى ميكرد. امام از اين ابائى نداشت. اين غير از دخالت در امور كشورهاست، كه ما نميكنيم؛ اين غير از صادر كردن انقلاب به سبك استعمارگران ديروز است، كه ما اين كار را نميكنيم، اهلش نيستيم؛ اين معنايش اين است كه بوى خوش اين پديده‌ى رحمانى بايد در دنيا پراكنده شود، ملتها بفهمند كه وظيفه‌شان چيست، ملتهاى مسلمان بدانند كه هويتشان چگونه است و كجاست.

    بيست‌وهفت سال از انقلاب و هفده سال از درگذشت امام گذشته، اما ملت ما اين‌طور پُرنشاط و پُرانگيزه شعارهاى انقلاب را بر سر دست گرفته و به پيش مى‌تازد؛ اين يك تصادف است؟! اين يك اتفاق است؟! نه، اين يك روند است؛ اين يك فرايند منطقى و معقول است و ادامه هم خواهد داشت. هم ادامه خواهد داشت، هم بر روى ملتهاى ديگر تأثير خواهد گذاشت. اينها خيال مى‌كردند كه ما براى صدور انقلاب لشگركشى خواهيم كرد؛ يا لشگر نظامى يا لشگر امنيتى و اطلاعاتى؛ مثل خودشان كه براى مقاصدشان لشگرهاى امنيتى مى‌فرستند؛ اما غافل از اينكه نه، ما نه لشگر اطلاعاتى مى‌خواهيم و نه لشگر نظامى، بلكه حرف ملت ايران و آن طرحى كه ملت ما براى اداره‌ى ملتها و جوامع به ميان آورده، در دل ملتهاى مسلمان مى‌نشيند و ملتهاى مسلمان به طور طبيعى علاقه‌مند و طرفدار ملت ما مى‌شوند، كه هستند و شدند و روزبه‌روز هم بيشتر مى‌شوند.

    سرجنبانان رژيم امريكا و انگليس هى نيايند پشت بلندگوها بگويند ايران تحريك مى‌كند. نه، ايران هيچ كس را تحريك نمى‌كند. آن جوان عراقى كه در خيابان و خانه‌ى خود، تانك و چكمه‌ى چكمه پوشان بيگانه را مى‌بيند، احتياج به تحريك ندارد. كجاى دنيا جوانان و مردان غيور و زنان شجاعِ يك جامعه حضور اشغالگران را تحمّل كردند كه اينها تحمّل كنند؟ هيچ جا تحمل نكردند، اينها هم تحمّل نخواهند كرد؛ بنابراين محرّك نمى‌خواهد. عامل اصلى، بيدارى اسلامى است؛ اين را هم خودشان خوب فهميده‌اند. اين، مخصوص عراق هم نيست؛ امروز در هر جاى دنياى اسلام، امريكاييها و انگليسيها و امثال اينها حضور يابند و خود را با مردم مواجه كنند، موج عظيم نهضت و بيدارى اسلامى را لمس خواهند كرد. امّت اسلامى نسيم بيدارى را حس كرده و عطر بازگشت به معارف اسلام را بوييده است. همه‌ى اينها از آن نهضت عظيمى كه شما مردم به راه انداختيد و از آن مرد بزرگ و آسمانى كه توانست اين اقيانوس را متلاطم و اين دلها را آگاه كند - امام راحل عظيم‌الشّأن - سرچشمه مى‌گيرد؛ آنها هم فهميده‌اند. دشمنى آنها با شما و امام و انقلاب اسلامى و نظام اسلامى به خاطر اين است كه مى‌دانند چشمه‌اى از اين‌جا جوشش كرده و به همه‌ى دنياى اسلام سرريز شده است. گفتند انقلاب را صادر نكنيد؛ ما گفتيم انقلاب مگر كالاست كه انسان آن را صادر كند؟! انقلاب مثل بوى خوش گلهاست؛ خودش صادر مى‌شود. انقلاب مثل باد بهارى است؛ خودش فضاهاى گرفته و متعفّن را عوض و جابه‌جا مى‌كند. انقلاب را كسى نبايد صادر كند؛ انقلاب خودش صادر مى‌شود.

    در اين قريب نوزده سالى كه از پيروزى انقلاب مى‌گذرد، يكى از نكاتى كه تبليغات دشمنان همواره نسبت به نظام اسلامى مطرح كرده‌اند، عبارت از صدور انقلاب است. بارها هم مسؤولان جمهورى اسلامى گفته‌اند كه ما نمى‌خواهيم انقلابمان را به كشورها و در ميان ملتها صادر كنيم؛ اما آنها باز هم تكرار مى‌كنند! مقصود آنها از صدور انقلاب، همين است كه وقتى نظام اسلامى بر مبناى احكام اسلام و هدفهاى قرآنى تنظيم شده باشد - كه شده است - در هر جاى آفاق عالم كه مسلمانى زندگى مى‌كند، اين نظام و اين انقلاب را از خود مى‌داند، به آن افتخار مى‌كند و از عزّتش، احساس عزّت دارد.

    امروز جمهورى اسلامى، در صحنه‌هاى سياسى و بين‌المللى و در عرصه‌ى سازندگى كشور و در نمايشهاى سياسى عظيمى كه اين ملت به وجود مى‌آورد - مثل همين مسأله‌ى انتخابات، يا بقيه‌ى عرصه‌هايى كه مردم در آن حضور پيدا مى‌كنند - سربلند است. هرگاه يكى از اينها به وجود مى‌آيد، يكى از نمونه‌هاى عزّت و استقلال هم ظاهر مى‌شود. هر جاى عالم، مسلمانى زندگى مى‌كند، وقتى اين خبر را مى‌شنود، احساس عزّت مى‌كند. چرا؟ چون نظام جمهورى اسلامى را متعلّق به خودش مى‌داند و اين به خاطر آن است كه امام بزرگوار - طرّاح و معمار اين انقلاب - اين نظام را بر اساس هدفهاى اسلامى به وجود آورد و به آن، جنبه‌ى فرامرزى و جهانى و بين‌المللى داد.

    نمى‌توانند اين نظام را در چارچوب مرزهاى ايران محبوس كنند. مسلمانان دنيا، اين نظام را از خود مى‌دانند و اين همان چيزى است كه استكبار را به‌شدّت خشمگين مى‌كند. اسم اين را صدور انقلاب مى‌گذارند؛ يعنى همان تعبيرى كه انقلابيّون ماركسيست، در دهه‌هاى ميانه‌ى قرن بيستم، به آن افتخار مى‌كردند؛ در حالى كه ما به آن معنا و به آن صورت، معتقد به صدور انقلاب نيستيم. وقتى كه اين انقلاب، اسلامى است، پس همه‌ى مسلمانان عالم، به آن علاقه‌مند و معتقدند و آن را از خود مى‌دانند.

    برادران و خواهران! دشمن كه مى‌گويد «انقلاب به وسيله انقلابيّون صادر مى‌شود»، اشتباه و غلط مضاعف مى‌كند. دوبار غلط مى‌كنند. اشتباه اوّل آنها اين‌جاست كه نظام جمهورى اسلامى، در صدد صادر كردن هيچ چيز نيست. نظام جمهورى اسلامى داراى حقيقتى است كه همان انقلاب است. اين ملت، حقيقتِ انقلاب را به وجود آورد و نظام جمهورى اسلامى، تجسّم انقلاب است. اشتباه دوم اين است كه تفكّر انقلاب و پيام انقلاب كه پيام آزادى و بيدارى است، احتياج به صادر كردن ندارد. مگر لازم است كسى اين مفاهيم را صادر كند؟! خوب؛ يك حرف و حقيقتى است كه ملتها از آن بى‌خبرند. وقتى مواجه شدند و تجربه‌ى موفّق جمهورى اسلامى را ديدند، قهراً درس مى‌گيرند. لازم نيست به ملتها گفته شود كه «شما هم بياييد اين‌طور عمل كنيد.» ملتها، نظام جمهورى اسلامى، انقلاب، موفّقيتهاى اين ملت و عزّت ايران و اسلام را مى‌بينند و درس مى‌گيرند. امروز بيدارى اسلامى در كشورهاى گوناگون و بيدارى روح معنويّت در سرتاسر جهان، مرهون انقلاب اسلامى است.

    نكته‌اى كه مايلم همه‌ى برادران و خواهران به آن توجّه كنند، اين است كه عزيزان من! امروز استكبار جهانى و در رأس آن رژيم ايالات متحده‌ى امريكا و به دنبال آن همه‌ى آدمهاى بدِ عالم، همه‌ى تبعيض خواهها، ستمگرها، مستبدها و همه‌ى انسانهايى كه با حق و عدالت مخالفند، به يك نتيجه رسيده‌اند كه شما بايد به آن توجّه كنيد. آنها به اين نتيجه رسيده‌اند كه «انقلاب اسلامى، امروز با نفس داشتن و سرِپا بودن نظام جمهورى اسلامى، تبليغ مى‌شود.» تا وقتى كه اين نظام قائم است؛ تا وقتى كه جمهورى اسلامى محكم و استوار ايستاده است و تا وقتى كه كشور جمهورى اسلامى ايران روزبه‌روز آبادتر و قويتر مى‌شود، آنها احساس خطر مى‌كنند. چيزى كه آنها دنبال مى‌كنند اين است كه اگر بتوانند، نظام جمهورى اسلامى را از بين ببرند و مضمحل كنند. البته از اين مأيوسند و مى‌دانند كه ديگر اين كار، عملى نيست. اما در درجه‌ى دوم، همه‌ى همّت آنها اين است كه نگذارند نظام جمهورى اسلامى و ايرانى كه با اين نظام اداره مى‌شود، در دنيا به عنوان يك نظام و كشور مستقّل و آباد مطرح شود. آنها مى‌خواهند در استقلال ايران خدشه وارد كنند و از طُرق مختلف به آن دست‌اندازى و در آن دخالت نمايند. آنها مى‌خواهند به دروغ وانمود كنند كه «اگر ما با شما نباشيم، نمى‌توانيد كارى انجام دهيد»؛ بلكه به اين وسيله بتوانند استقلال و عدم وابستگى اين ملت را به نحوى خدشه‌دار كنند، و اگر نتوانستند اين كار را بكنند، سعى كنند كه نگذارند اين ملت، كشور خود را بسازد؛ ايران را آباد كند و زندگى را در اين كشور، مايه‌ى رشك ملتهاى ديگر كند. بيدار باشيد!

    ياوه‌گوهاى امريكايى، باز نروند اين‌جا و آن‌جا بگويند كه «ايران مى‌خواهد جنگ درست كند» يا «بمب اتم منفجر كند.» اين حرفها و اين مهمل‌گوييها ديگر كهنه و منسوخ شده است. اگر چه آنها به منسوخ شدن يا نشدن اين مهملات نگاه نمى‌كنند و باز هم از اين مهملات مى‌گويند؛ اما بدانند كه ما جنگ‌افروز نيستيم. ما برطبق مبانى‌مان، با جنگ‌افروزى مخالفيم. اصول ما اقتضا مى‌كند كه پيام دوستى و صلح و محبّت و امنيت و آرامش داشته باشيم. چون ما حرف داريم. كسى كه حرف ندارد، مى‌خواهد فضا شلوغ باشد؛ صدا به كسى نرسد و كسى نداند كه او چه گفت. كسى كه اهل زورگويى و چَپُوْ كردن است، دلش مى‌خواهد كه فضا شلوغ شود، تا او در وسط كار چَپو كند. اما كسى كه حرف حساب دارد، دلش مى‌خواهد همه ساكت شوند؛ آرام باشند و فضا آرامش داشته باشد، تا حرف حساب او را بشنوند.

    ما حرف حساب داريم. ما پيام داريم. دليلش هم اين است كه شانزده سال از انقلاب مى‌گذرد و هنوز دشمنان مى‌گويند «آنها مى‌خواهند انقلاب را صادر كنند.» يعنى چه مى‌خواهند صادر كنند؟! مگر انقلاب كالاست كه كسى آن را بسته‌بندى كرده، صادر كند! آنها از حرفهاى ما مى‌ترسند. در فضاى عالم، به حتى يكى از حرفهاى درست و حسابى مسؤولين نظام جمهورى اسلامى، اجازه‌ى پخش نمى‌دهند و آن را در مطبوعات معروف عالم درج و نشر نمى‌كنند؛ چون مى‌ترسند.

    من يك وقت عرض كردم كه فرزند عزيزِ درگذشته‌ى امام بزرگوار، به فكر افتادند تا پيام حجّ امام بزرگوار را با پرداختن بهاى زيادى، در مطبوعات يكى از كشورهاى غربى چاپ كنند. اما آنها حاضر نشدند چاپ كنند. آنها با اين‌كه بنده‌ى پولند و پول برايشان دين و ايمان و ناموس و غيرت و همه چيز است، حاضر نشدند درج كنند. چون حواس دستگاههاى اطّلاعاتى‌شان جمع بود كه پيام امام، مثل بمب در آن‌جا منفجر مى‌شد. آنها با حرفهاى ما مخالفند و از حرفهاى ما مى‌ترسند. ما كه حرف داريم، طبيعى است دنبال آرامش و امنيت و صلح و صفا هستيم؛ معلوم است كه جنگ طلب نيستيم. اما اين‌كه ما جنگ طلب نيستيم، معنايش اين نيست كه دشمن ما هم جنگ‌طلب نيست.

    هركس، در هر جاى دنيا براى عزّت اسلام قيام كند، ما از او حمايت معنوى و سياسى مى‌كنيم. دشمن مى‌خواهد بگويد «شما پشتيبانى مادّى مى‌كنيد.» اين، دروغ است. دشمن مى‌خواهد بگويد «شما با نهضتهايى كه در كشورهاى اسلامى است، ارتباط داريد.» ما ارتباط سازمانى را، ارتباط رسمى را، ارتباط به آن معنايى را كه دشمن در نظر دارد، جدّاً تكذيب مى‌كنيم. البته امروز همه‌ى كسانى كه در دنياى اسلام، به نام اسلام صدا بلند مى‌كنند، تحت تأثير امام بزرگوار ما هستند. در اين‌كه ترديدى نيست. من در خطبه‌ى عيد فطرِ امسال گفتم: دشمن به ما مى‌گويد چرا انقلابتان را صادر مى‌كنيد؟ ما در جواب دشمن مى‌گوييم انقلابمان را صادر نمى‌كنيم. انقلاب ما صادر شد و گذشت و تمام شد! شما در مقابل يك عمل انجام شده قرار داريد. صدور انقلاب به معناى صدور يك كالا نيست كه به‌طور دائم، آن هم به وسيله‌ى اشخاص بخواهد ادامه داشته باشد. صدور يك فكر و يك انديشه، به معناى آن است كه آن انديشه، صحيح است و دل انسانها را در اكناف عالم، به خود جذب مى‌كند. اين كار انجام گرفت و روزبه‌روز آثارش را در دنيا حتّى بعد از رحلت امام بزرگوار ما نشان مى‌دهد. ولى ما حمايت معنوى و سياسى مى‌كنيم. ما جوانانى را كه در مصر، يا در الجزاير، يا در ساير كشورهاى اسلامى، به نام اسلام سخن مى‌گويند، يا مسلمانانى را كه در تاجيكستان از تفكّر اسلامى و قرآنى حمايت مى‌كنند، يا مسلمانانى را كه در هند، هويّت اسلامى خودشان را مى‌خواهند حفظ كنند، يا مسلمانان مظلومى را كه در عراق زير فشار رژيم بعثى قرار دارند، يا هر گروه مسلمانى را كه در هر نقطه‌ى عالم تفكّر اسلامى را احيا مى‌كند، قبول داريم و حمايت مى‌كنيم. قلباً براى آنها دعا مى‌كنيم و از بُعد سياسى، در سطح جهان از آنها حمايت مى‌نماييم. اين هم يكى از مسائل است.

    باز مدتى است كه بوقهاى تبليغاتى صهيونيستى، در اطراف دنيا به صدا در آمده‌اند و گهگاه يك بار، موج حمله‌ى تبليغاتى به راه مى‌اندازند. مجدّداً اين موج تبليغاتى عليه جمهورى اسلامى به وسيله‌ى تبليغات صهيونيستى آغاز شده است. مسأله اين است كه جمهورى اسلامى به خاطر استقلال، به خاطر زير بار زور نرفتن، به خاطر رعايت منافع ملى و نه منافع مستكبران به خاطر ايستادگى در مقابل مطامع دشمنانى كه مى‌خواهند بر اين كشور دست بيندازند، به خاطر برچيدن بساط كسانى كه دهها سال نوكرى استعمار و استكبار را در اين كشور كردند، در چشم مستكبران جهان موجود منفورى است. ما اين را مى‌دانيم و از اين بابت ناراحت هم نيستيم. هرچه جمهورى اسلامى در نظر مستكبران و جهانخواران و بدها و شيطانها منفور باشد، ما خوشحالتريم. روزى كه آنها از ما خوششان بيايد و ما را بپسندند و از ما راضى شوند، در صحّتِ راه و كار خود شك خواهيم كرد. اما آنچه كه امروز مى‌گويند، مسأله‌ى تروريسم است كه مطلب تازه‌اى هم نيست. اينها جمهورى اسلامى را به حمايت از تروريسم و به صدور انقلاب در سراسر عالم متّهم مى‌كنند. من مى‌گويم مسأله‌ى صدور انقلاب كه بارها و بارها تكرار كرده‌اند، يك حرف بى‌معنا و پوچ است. انقلاب چيزى نيست كه كسى آن را صادر كند. انقلاب كالا نيست كه بشود صادرش كرد. انقلاب، محموله نيست كه بتوان آن را به جاى ديگرى برد و يا به كشور ديگرى صادر كرد. انقلاب، اگر درست و منطقى باشد و اگر براى ملتها جاذب باشد، خودش صادر مى‌شود؛ بدون اين‌كه كسى بخواهد آن را صادر كند. ما انقلاب را صادر نكرديم. انقلاب، با جاذبه‌هاى خودش صادر شده است. اين، نكته‌ى دوّم.

    نكته‌ى سوم اين است كه ما انقلاب را امروز نمى‌خواهيم صادر كنيم. انقلاب، يك‌بار صادر مى‌شود؛ و شد! اين‌كه مى‌بينيد امروز در سرتاسر دنيا، گرايش و ايمان اسلامى زنده شده است؛ اين‌كه مى‌بينيد ملتها در شمال آفريقا و در خاورميانه و در شرق و غرب كشورهاى اسلامى بيدار شده‌اند؛ اين‌كه مى‌بينيد جوانان مسلمان در كشورهاى گوناگون به زيباييهاى دين و قرآن روآورنده‌اند، همه حاكى از اين است كه انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است. ما كه نمى‌خواهيم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فكر صدور انقلاب باشيم! يك بار انقلاب صادر مى‌شود و آن هم شد. وقتى كه انقلاب، پيروز شد و خبر و جذّابيت آن، دنيا را پركرد، كارى كه بايد بشود شد. همان كارى كه شما از آن ناراضى هستيد؛ همان كارى كه به خاطر آن زنجير مى‌جويد و همان كارى كه به خاطر آن خشمناك مى‌شويد، شده و كار از كار گذشته است! شما هم هيچ كارى نمى‌توانيد بكنيد و هيچ كس ديگرى هم نمى‌تواند كارى بكند. كار از كار گذشته است!

    قدرتهاى استكبارى، در پى متّهم كردن جمهورى اسلامى به تروريسم و صدور انقلاب، با سلاح تهديد هم به ميدان آمده‌اند. من به آنها مى‌گويم: شما به شدت در اشتباهيد كه جمهورى اسلامى را تهديد مى‌كنيد. جمهورى اسلامى را به چه چيز تهديد مى‌كنيد؟ درباره‌ى جمهورى اسلامى چه خيال كرده‌ايد؟

    به شدّت در اشتباهند آنهايى كه خيال مى‌كنند چون انقلابهاى پوشالى انقلابهاى غير متّكى به مردم، در كشورهاى كمونيستى شكست خوردند و نابود شدند، معنايش اين است كه اين انقلابِ اصيل مردمى كه با دست يكايك ملت بر پا داشته شده است، ممكن است شكست بخورد. به شدّت در اشتباهند. چه مقايسه‌ى غلطى است بين كشور ما و كشورى مثل شوروى سابق كه از اوّل تا وقتى منهدم شد، يك انتخابات مردمى و سراسرى در آن انجام نگرفت!

    بعضيها خيال مى‌كنند كه اگر بخواهند راجع به دوره‌ى خلفا تحليل كنند، حتماً بايد با طعن به آنها همراه باشد؛ نه، طعن به خلفا در راديو جايز نيست. اگر تاكنون اين نكته را در جلسات قبل نگفته‌ام، الان عرض مى‌كنم كه طعن به خلفا در راديو مطلقاً جايز نيست؛ الان حرام شرعى است. داعيه‌ى ما اين است كه مى‌خواهيم انقلابمان را به دنيا صادر كنيم؛ كدام دنيا؟ در درجه‌ى اول، دنياى اسلام است. آن‌وقت دنياى اسلام كه يك ميليارد و دويست ميليون نفر جمعيت دارد و حدود چهارپنجم‌شان كسانى هستند كه به چيزهايى به شكل مقدسات اعتقاد دارند، شما بياييد به اين مقدسات اهانت بكنيد؟! آيا اين انقلاب صادر مى‌شود؟!

    امروز به دوران نبىّ‌اكرم (صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم) نگاه كنيد؛ از دور، پيچ را مى‌شود ديد. از نزديك در حين حركت، هيچ‌كس ملتفت نيست كه چه كارى دارد انجام مى‌گيرد؛ مگر هوشمندان. از اين‌جا شما مى‌فهميد كه بشريت در دوران صدر اسلام، مشغول چگونه حركتى بود و چه كار مى‌كرد. نه اين‌كه بخواهم دوران نورانى نبىّ‌اكرم را با دوره‌هاى ديگر مقايسه كنيم، اما آن‌چنان كارى را امروز داريم انجام مى‌دهيم؛ يا بهتر بگويم، امروز دنيا در حال آن‌چنان تحولى است كه آن روز بود؛ آن روز هم كسى باور نمى‌كرد.

    شما خيال مى‌كنيد قدرتهايى كه آن روز بر دنيا مسلط بودند، كمتر از قدرت استكبارى امريكاى امروز احساس قدرت مى‌كردند؛ نه، آنها هم همين‌طور احساس قدرت مى‌كردند. ببينيد با پيامبران چگونه حرف مى‌زدند. ببينيد برخورد تمدنها با كسانى كه برخلاف هوى‌ها و هوسهاى آنها حرف مى‌زدند، چه‌قدر تحقيرآميز بود.

    به اين ماجراى سه نفر پيامبرى كه به شهر «انطاكيه» مبعوث شدند، توجه كنيد؛ «و اضرب لهم مثلا اصحاب القرية اذ جائها المرسلون. اذ ارسلنا اليهم اثنين فكذّبوهما فعززنا بثالث فقالوا انّا اليكم مرسلون». اين سه پيامبر، به سردمداران يك تمدن گفتند كه ما هدفى داريم، پيامى داريم و آمده‌ايم با شما حرف بزنيم. مسأله، مسأله‌ى كوه‌نشينى و سنگ‌تراشى نيست؛ مسأله‌ى تمدن امپراتورى كذايى روم با آن جاه و جلال و با آن آثار عظيم تاريخى است. اين «انّا اليكم مرسلون»، در بيان قرآن‌كه مبنى بر ايجاز است، يك كلمه است. پيامبران يك كلمه گفتند كه ما به سوى شما فرستاده شده‌ايم. اين‌طور نبوده كه همه‌ى مردم «انطاكيه» را يك‌جا جمع كردند و اين سه نفر رفتند سخنرانى كردند و گفتند: «انّا اليكم مرسلون»؛ نه، «انّا اليكم مرسلون»، همان‌طورى گفته شد كه امام در طول اين ده سال به دنيا گفت. امام همين را مى‌گفت ديگر؛ «انّا اليكم مرسلون». اى بشر غافل! اى انسان اسير دست چند فاميل سياسى و صنعتى عالم! اى ملتهاى تحقيرشده! ما آمده‌ايم شما را نجات بدهيم، ما آمده‌ايم با شما حرف بزنيم. امام ده سال اين را مى‌گفت؛ «انّا اليكم مرسلون». شايد آن پيامبران هم در طول مدتى اين حرف را زدند.

    «قالوا ما انتم الّا بشر مثلنا و ما انزل الرّحمن من شى‌ء ان انتم الّا تكذبون». از طرف مقابل، تكذيب و تحقير: نه آقا، شما چه مى‌گوييد؟ شما چه حرف تازه‌يى براى بشريت داريد؟ شما هم مثل بقيه‌ى مردميد؛ اسلامِ مخصوص خودتان را آورده‌ايد و حرف مخصوص خودتان را مى‌زنيد؛ همين لحنى كه سردمداران مادّيگرى مظلم و منحوس دنيا، با انقلاب و با امام و با داعيان حق و پرچمداران حق، حرف زدند و امروز حرف مى‌زنند.

    «قالوا ما انتم الّا بشر مثلنا و ما انزل الرّحمن من شى‌ء ان انتم الّا تكذبون. قالوا ربّنا يعلم انّا اليكم لمرسلون. و ما علينا الّا البلاغ المبين». حمله‌ى مجدد، از طرف پيامبران است: نه، مقدسات را به شهادت مى‌گيريم كه ما به خير شما حرف مى‌زنيم. ما فرستاده‌ايم، ما رسالت داريم، ما با شما حرف داريم. به وجدانتان مراجعه كنيد، به اديانتان مراجعه كنيد، به انديشمندان پاكنهادتان - اگر داريد - مراجعه كنيد. ما مى‌خواهيم حرفمان را به شما برسانيم - «البلاغ المبين» - نمى‌خواهيم به دست خودمان در هر نقطه‌يى، خشتى را از اين‌رو به آن رو برگردانيم. ما مى‌خواهيم انگيزش را در شما به وجود بياوريم؛ صادر كردن انديشه و فكر و انقلاب و فرهنگ؛ همانى كه بيش از همه چيز دشمن از آن خائف است.

    تا صحبت بلاغ مبين در ميان مى‌آيد، طرف مقابل جبهه‌اش خشن‌تر مى‌شود. اين‌جا ديگر صحبت تحقير نيست؛ «قالوا انّا تطيّرنا بكم لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب اليم». اين‌جا ديگر صحبت اين نيست كه در تبليغات خود لبخند تمسخر بزنند و بگويند حرف نو آوردند، لكن مبانى كهنه را ترويج مى‌كنند؛ نخير، صف‌بندى است. او مى‌گويد شماها براى بشريت مضريد؛ او كه خودش بزرگترين ضربه را به حيات انسان زده است! مى‌گويد اگر شما از اين رسالت و از اين حرف دست برنداريد، تهديد مى‌شويد؛ «ليمسّنّكم منّا عذاب اليم». آن‌وقت اين‌جاست كه پيامبر در مقابله‌ى با اين روش، باز به يك ضربه‌ى متقابل مضاعف دست مى‌زند؛ «قالوا طائركم معكم أئن ذكّرتم بل انتم قوم مسرفون».

    اين حادثه هميشه بوده، امروز هم هست. آن روز هم دنيا و دنياداران در مقابل حركت پيامبر، با چهره‌ى خشن و سرد و با كمال خشونت رفتار مى‌كردند؛ مخصوص امروز نيست؛ اما در همه‌ى موارد هم آن جبهه‌يى كه در نهايت عقب‌نشينى كرده، همان جبهه‌ى متكبر و مستكبر بوده است. اين جاست كه تاريخ روزبه‌روز تكامل پيدا كرده است. تفسير الهى تاريخ، اين است. تكامل تاريخ، يعنى اين.

    تقريباً همه‌ى اين كتابهايى كه شما از «دفتر هنر و ادبيات مقاومت» منتشر كرده‌ايد، خوانده‌ام و بعضى از آنها را بسيار فوق‌العاده يافته‌ام. همين «فرمانده‌ى من» كه ذكر شد، از آن بخشهاى بسيار برجسته‌ى اين كار است. نفس اين فكر، فكر مهمى است. آنچه هم كه آن‌جا نوشته شده و عرضه گرديده - حالا يا شما نوشتيد، يا خود آن افراد نوشتند و براى شما فرستادند و بعد ويراستارى شده - بسيار چيز برجسته‌يى است. من وقتى اينها را مى‌خواندم، به اين فكر مى‌افتادم كه اگر ما براى صدور مفاهيم انقلاب، همين جزوه‌ها و كتابها را منتشر بكنيم، كار كمى نكرده‌ايم؛ كار زيادى انجام گرفته است.

    ماها از انقلاب طلب نداريم؛ هيچ‌كس طلب ندارد. «يمنّون عليك ان اسلموا قل لاتمنّوا على اسلامكم بل‌اللَّه يمنّ عليكم ان هديكم للايمان». خداى متعال توفيق داد، تا ما بتوانيم در صفوف مقدم اين انقلاب، حركت و كار بكنيم. ماها مديون اين انقلابيم. ما از اين انقلاب طلبكار نيستيم؛ ولى مسلمانان عالم و عامه‌ى مردم ما، از اين انقلاب طلبكارند؛ هر چند خوشبختانه آنها هم در اين انقلاب، احساس طلبكارى نمى‌كنند و خودشان را سرباز انقلاب مى‌دانند.

    همه‌ى شما در هرجا كه هستيد، در حراست و حفاظت از اين نظام، و در باز كردن مشكلات اين كشور، به يك اندازه مسؤوليد. ما اگر نتوانيم مشكلات اين كشور را حل كنيم، نمى‌توانيم انقلاب را حفظ كنيم و طبعاً نمى‌توانيم آن را صادر نماييم. همه موظفند كه به كارگزاران كشور و بخصوص به دولت، كمك كنند. اين، يك وظيفه است. اين، همان حرفى است كه امام در طول نزديك به يازده سال امامت پُربركت و رهبرى استثنايى خود، هميشه گفتند. عجيب اين است كه نگاه نمى‌كردند در رأس دولت كيست. يك وقت بنا بود كه نخست‌وزير معرفى كنيم. ايشان به من فرمودند، هر كس كه از مجلس بيرون بيايد، من از او حمايت و دفاع خواهم كرد. نمى‌دانستند كه چه كسى بيرون مى‌آيد؛ ولى گفتند هر كس كه بيايد و هر دولتى كه تشكيل بشود، از او حمايت مى‌كنم.

    چه‌قدر تبليغات جهانى اين جمله‌ى امام عزيز و فقيدمان را كوبيدند كه فرموده بودند: «ما انقلابمان را به همه‌ى عالم صادر خواهيم كرد». صدور انقلاب به معناى اين نبود كه ما برمى‌خيزيم و با قوّت و قدرت به اين طرف و آن طرف مى‌رويم و جنگ راه مى‌اندازيم و مردم را به شورش و انقلاب وادار مى‌كنيم؛ مقصود امام به هيچ‌وجه اين نبود. اين كار جزو سياستها و اصول ما نيست؛ بلكه مردود است. آنها اين جمله را اين‌گونه معنا كردند و آن را كوبيدند.

    معناى صدور انقلاب اين است كه ملتهاى دنيا ببينند يك ملت، با قدرت خود و با اتكاء به اراده و عزم خويش و با توكل به خدا مى‌تواند ايستادگى كند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايدارى را ديدند، باور خواهند كرد و تشويق خواهند شد كه خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حركات مسلمين را در جاهايى مى‌بينيد كه سالهاى متمادى مسلمانهاى آن‌جا زير فشار بودند؛ مثل كشمير و ساير كشورهايى كه امروز مسلمانها سر بلند كرده‌اند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم كردند؛ اما فشار به معناى از بين بردن نتيجه‌ى كار نيست. فشار قادر نيست كه يك حركت مستمر و متوكل بر خدا را متوقف بكند؛ بلكه گاهى فشار، آن حركت را وسيعتر هم خواهد كرد.

    شما اگر امروز به مردم فلسطين در داخل سرزمينهاى اشغالى نگاه كنيد، مى‌بينيد كه حقيقتاً مردم با فشار مبارزه كردند. اين مبارزه در شرايط سختى در فلسطين انجام مى‌گيرد؛ اما مردم اين مبارزه را ادامه دادند. همين ملت افغانستان كه با سختيهاى بسيار مواجه شدند و در سرتاسر دنيا هيچ‌كس نبود كه حتّى يك روز به داد اينها برسد و به آنها كمك كند، تنها و مظلومانه جنگيدند و ايستادند و ادامه دادند. بقيه‌ى ملتها هم همين‌گونه‌اند و اين از الگوى اسلام و جمهورى اسلامى در ايران ناشى مى‌شود. انقلاب، اين‌طور صادر مى‌شود و درس و تعليم و سرمشق براى ملتها به وجود مى‌آورد.

    قم، هميشه بايد آن درياى خروشانى بماند كه هر جريان مخالفى در آن حل شود. بايد همواره آن رود پُربركتى باشد كه آثار و بركات اسلامى خود را به سرتاسر ميهن اسلامى و بيرون آن صادر كند. قم، مركز انقلاب و اسلام است؛ چون مركز حوزه‌ى علميه و علماى بزرگ و پرورشگاه انسانهايى است كه مى‌تواند انقلاب و كشور و ملت را در سطوح مختلف هدايت كند. شما مردم و جوانان و زن و مرد قم و شما حزب‌اللّهى‌هاى اين شهر، همواره بايد روح پاسدارى از اين ارزشها را با همان شور و خلوص و اخلاصى كه هميشه داشتيد، در خودتان حفظ كنيد.

    رسانه‌هاى صهيونيستى و دستگاههاى استعمارى عالم، جمهورى اسلامى را به صدور انقلاب منسوب مى‌كند. اگر صدور انقلاب به معناى صدور مواد منفجره و ايجاد جنجال و اغتشاش در ميان ملتها و كشورهاى ديگر باشد، اين تهمت از دامان جمهورى اسلامى بكلى دور است. صادر كردن شر و فساد، متعلق به امريكا و دستگاههاى جاسوسى و مخرب نظامهاى استكبارى است. آنها هستند كه ناراحتى و اغتشاش و ناامنى را در ميان ملتها مى‌برند و به ناحق در كار و زندگى و امور داخلى آنها دخالت مى‌كنند. آنها هستند كه به وسيله‌ى عوامل و مزدورانشان، بر ضد حكومتهاى انقلابى و مردمى و نيز بى‌گناهان وارد عمل مى‌شوند و ايجاد زحمت و ناراحتى مى‌كنند.

    امروز دست سردمداران رژيم امريكا و عمال و مزدوران آنها و مرتجعان حاكم بر كشورهاى اسلامى، به خون بى‌گناهان و غيرنظاميان و سرنشينان هواپيماى مسافربرى ايران و چهارصد نفر حاجى و زاير ايرانى و فلسطينيان مظلوم و مردم لبنان آغشته است. آنها تروريست هستند، و جمهورى اسلامى ايران از چنين تهمتهايى مبراست.

    اگر صدور انقلاب به معناى صدور فرهنگ قرآنى و انسان‌ساز اسلام است، اين درست است و به آن نيز افتخار مى‌كنيم. ما وظيفه‌ى خود مى‌دانيم كه با صداى بلند و توان بالا، مفاهيم و ارزشها و احكام و معارف اسلامى را كه مايه‌ى نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است، اشاعه دهيم. ما احساس مى‌كنيم كه اگر به اين تكليف عمل نكنيم، مقصريم.

    اگر ما اقدام به گسترش مفاهيم و ارزشهاى اسلامى و انقلابى هم نكنيم، طبيعت اين مفاهيم و معارف آن است كه مثل هواى لطيف و عطر گلهاى بهارى، خودبه‌خود در فضاى ذهنيت جهان گسترش پيدا مى‌كنند؛ چه دشمنان بخواهند و يا نخواهند. امروز مسلمانان عالم بايد توجه كنند كه دستگاههاى استكبارى با جنجال‌آفرينى مى‌خواهند آنها را از بيان صحيحترين و صادقانه‌ترين احساسات و معارف باز بدارند.

    سالهاى متمادى، فرهنگ منحط غرب بدون هيچ مانع و رادعى، به تخريب و افساد در كشورهاى اسلامى مشغول بوده است. متأسفانه حكومتهاى فاسد و وابسته نتوانستند سد محكمى را كه از يك حكومت صالح انتظار مى‌رود، درمقابل توطئه‌هاى فرهنگى و سياسى دشمنان به وجود آورند؛ لذا سردمداران كشورهاى غربى، در راه سلطه‌گرى سياسى و غارتگرى اقتصادى خود، به گسترش فرهنگ منحط و خفت‌بار و ذليل‌كننده‌ى خويش در كشورهاى اسلامى پرداختند و هيچ‌كس هم مانع و رادع آنها نشد.

    امروز، روزى است كه دنياى اسلام بيدار شده است و مسلمانان در سرتاسر عالم، احساس عزت و سربلندى مى‌كنند. آن روز كه مسلمانان در هر نقطه‌ى عالم، از ابراز مسلمانى خود خجالت مى‌كشيدند، گذشت. امروز مسلمانان به مسلمانى خود افتخار مى‌كنند، و اين به خاطر قدرت و عظمت انقلابى است كه با دست تواناى رهبر بزرگ و امام عظيم‌الشأن ما و با فداكارى و ايثار اعجاب‌انگيز ملت بزرگ ايران در اين نقطه‌ى حساس عالم به وقوع پيوست و دنيا را مبهوت كرد.

    پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سردمداران تبليغات جهانى روى اشاعه‌ى فرهنگ انقلابى اسلام جنجال راه انداختند و آن را به عنوان صدور انقلاب - با معناى غلطى كه از صدور انقلاب مى‌كردند - مورد تهاجم تبليغاتى قرار دادند. همه‌ى رسانه‌ها در سرتاسر عالم، روى اين نكته و كلمه تكيه مى‌كنند كه جمهورى اسلامى درصدد صدور انقلاب است! خباثت آنها در اين‌جاست كه صدور انقلاب را به معناى صدور مواد منفجره و ايجاد درگيرى در گوشه و كنار عالم و از اين قبيل كارها معرفى مى‌كنند! كه اين هم مثل بقيه‌ى خباثتهاى تبليغاتى دنياى غرب، يك ترفند رذيلانه است.

    صدور انقلاب، يعنى صدور فرهنگ انسان‌ساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تكيه و اصرار بر ارزشهاى انسانى. ما به اين كار و انجام اين وظيفه افتخار مى‌كنيم. اين، راه انبياست و ما اين راه را بايد ادامه دهيم.

    دنياى غرب و سردمداران فرهنگ فاسد و منحط غربى، از اين‌كه فساد و فحشا و اعتياد و انواع و اقسام بدبختيها و روسياهيها را به سراسر عالم صادر مى‌كنند، خجالت نمى‌كشند؟! اين فرهنگ فحشايى كه امروز متأسفانه سراسر دنيا و بيش از همه، دنياى فقير جهان سوم را فرا گرفته، از كجا آمده است؟ اين، يكى از صادرات فرهنگ غربى و تمدن استعمارى و استكبارى است. انواع و اقسام فسادها و انحطاطهايى كه امروز بشريت را در فشار گذاشته و اعتيادهاى خطرناكى كه گريبان جوانها را در بسيارى از كشورهاى فقير و عقب‌افتاده گرفته، از كجاست؟ فرهنگ مصرفى غلط كه بر بسيارى از كشورهاى اسلامى و غيراسلامى جهان سوم تحميل شده، از كجاست؟

    اگر شما وارد بازار كشورهاى فقير منطقه‌ى خودمان - نفت‌خيز و غيرنفت‌خيز - بشويد، خواهيد ديد پروپاگاند و تبليغات اجناس مصرفى زايد و غير لازم غربى، تمام فضاى زندگى اينها را پُر كرده است. آيا بشر به اين چيزها احتياج داشت؟! كشورهاى توليد كننده‌ى نفت، ثروت خدادادى متعلق به همه‌ى مردم را كه بايد صرف عمران و آبادى كشورشان بشود، مى‌دهند و در مقابل وسايلى مى‌گيرند كه جز انحطاط و فساد در زندگى، تأثير ديگرى ندارند. همه‌ى اينها صادرات فرهنگ غربى و امريكا و اروپا به كشورهاى جهان سوم است.

    امريكا و اروپا و كشورهاى غربى، در لابلاى فرآورده‌هاى خوب تمدن خود - مثل صنعت و علم و تحقيق، كه متعلق به همه‌ى بشريت است و براى گروه خاصى نيست - انواع و اقسام بديها و فسادها و انحطاطها را وارد كشورهاى جهان سوم كردند و مردم و جوانها و دولتها و ملتها را مبتلا و ذليل نمودند و به خاك سياه نشاندند. آنها از كارهاى خود شرم نمى‌كنند و خجالت نمى‌كشند و به صادرات پليد خودشان به كشورهاى ديگر افتخار هم مى‌كنند!

    چرا ما بايد از صادر كردن توحيد و اخلاق انبيا و روح فداكارى و اخلاص و تزكيه‌ى اخلاقى به كشورهاى ديگر خجالت بكشيم؟! چرا بايد شرم كنيم از اين‌كه غيرت و حميت صحيح و ايستادگى در مقابل قدرتهاى باطل را به صورت درس عملى به ملتهاى ديگر ارايه و تعليم بدهيم؟

    ملتها باور نمى‌كنند كه بشود با عوامل و مزدوران قدرتهاى استكبارى درافتاد. ما درافتاديم و پيروز هم شديم. چرا اين عمل و تجربه‌ى خودمان را در اختيار افكار عمومى ملتها نگذاريم؟ ما اين انقلاب را صادر مى‌كنيم. ما از اين‌كه بتوانيم توحيد و مكتب انبيا و روشهاى انسانىِ پاكيزه و طيب و طاهر و صبر و مقاومت و ايثار را به كشورهاى ديگر صادر كنيم، هيچ ابايى نداريم. رسانه‌هاى غربى كه با پول صهيونيستها و با تدبير سياستمداران خبيث و ظالم و فاسد اداره مى‌شوند، مى‌خواهند جنجال درست كنند و ما را از اين حرف و عمل كه فرهنگ و مفاهيم انقلاب بايد صادر شود، پشيمان كنند.

    اگر منظور اين است كه ما مواد منفجره صادر مى‌كنيم، اين ادعا دروغ است. اين كار را خود دستگاههاى پليد خبيث استكبارى مى‌كنند. سازمان جاسوسى امريكاست كه براى ساقط كردن دولتها وارد صحنه مى‌شود و اسلحه و مواد منفجره و نيرو مى‌برد و به ضد انقلاب در كشورهاى انقلابى كمك مى‌كند. ما به هيچ كشورى مواد منفجره نمى‌بريم. خرابكارى دور از شأن ماست و به‌هيچ‌وجه به ما نمى‌چسبد و هر كس بگويد، خلاف و دروغ گفته است. اين تهمتهاى ناشايست، باب خود همان كسانى است كه اينها را به اسلام و جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند.

    كيست كه امروز به دولت غيرقانونى مستقر در شرق بيروت و هم‌پيمان با اسرائيل و امريكا، براى كوبيدن مسلمانها سلاح و مهمات و موشك مى‌دهد؟ تروريسم كار امريكاست. دولت امريكا كه هواپيماى مسافربرى را با صدها سرنشين منهدم مى‌كند، تروريست است. دولت سعودى كه صدها زن و معلول و بيمار را در مثل چنين روزى در حريم امن الهى با آن وضعيت رقت‌بار به شهادت مى‌رساند، تروريست است. از شأن انقلابى جمهورى اسلامى و اسلام و ملت ايران، كارهاى تروريستى به دور است. نامهايى از قبيل تروريست، شايسته‌ى همان آدمهاى پَست است كه خودشان بزرگترين تروريستهاى دنيا هستند.

    صدور انقلاب، به معناى صادر كردن ارزشهاى انقلابى و افشاگرى درباره‌ى مستبدها و ظالمهاى عالم، وظيفه و تكليف الهى ماست. اگر اين كار را نكنيم، كوتاهى كرده‌ايم. جمهورى اسلامى و ملت ايران و آن شخصيت عظيم و عالى‌قدرى كه دنيا را در مقابل عظمت خودش كوچك و خاضع كرد، نشان دادند كه همه‌ى قدرتهاى عالم براى مقابله با چنين عزم و اراده‌ى معظم و پولادينى - كه اسلامى است و متعلق به عموم ملت است - كوچكند.

    اگر جنگ هشت‌ساله را بر ما تحميل كردند، به خاطر اين بود كه ما ديرتر به بازسازى كشور و زنده كردن زمينه‌هاى عمران بپردازيم. استعمار و استكبار مى‌دانند كه اگر ملت ما به كمك مسؤولان و گردانندگان و مديران دلسوز كشور بتواند ايرانى آباد و آزاد بسازد و آحاد جامعه را كاملاً مرفه و برخوردار از عدالت اجتماعى و ساير ارزشهاى اسلامى كند و در زير چتر شريعت مقدسه‌ى اسلام نگهدارد، در آن صورت انقلاب بزرگ و شكوهمند ما به خودى خود و بدون آن‌كه كسى تلاش كند، به همه‌ى كشورهاى اسلامى صادر خواهد شد و الگوى ديگران قرار خواهد گرفت.

    ملتى كه با ايمان صادقانه و صحيح اسلامى حركت كند، از عزت و راحتى و رفاه مادّى برخوردار خواهد شد و ديگر كسى نمى‌تواند چيزى را بر او تحميل كند. ما به فضل پروردگار و در سايه‌ى ايمان عميق ملتمان خواهيم توانست در اين قطعه از عالم، جامعه‌يى آباد و آزاد و مرفه و راحت به وجود آوريم كه مشاهده‌ى آن براى ملتها درس باشد و منجر به صدور فكر انقلاب شود. تاكنون فضل پروردگار شامل حال ملت ما بوده است و بعد از اين هم خواهد بود.

    حركات خصمانه، ناشى از احساس ضعف اردوگاه استكبار در برابر اسلام است. صلابت اسلامى و پايدارى ملت مسلمان ايران و فريادهاى تندرآساى بت‌شكن قرن و فضل و نصرت الهى كه آن عبد صالح و يارانش را همواره شامل بود، موجب شد كه صدور انديشه‌ى انقلابى اسلام كه دشمن بشدت از آن در هراس بود، از همان راههايى كه آنان براى جلوگيرى از صدور انقلاب يا ضربه زدن به آن فراهم كرده بودند، تحقق يابد و مظلوميت ملت ايران و تحمل شدايد، موجب اثبات حقانيت اين ملت بزرگ و گسترش دامنه‌ى انقلاب در بسيارى از كشورها شود و به مسلمانان جهان، عزم راسختر و احساس هويت اسلامى بيشترى ببخشد.
    نمودار
    مقالات مرتبط
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی