وقف‏

اجوبه الاستفتائات

س 1995: آیا اجرای صیغه وقف در صحّت‏ آن شرط است؟ و بر فرض شرط بودن، آیا عربی بودن صیغه، شرط است؟

ج: انشاء لفظی در وقف، شرط نيست زيرا تحقق آن به معاطات هم ممکن است و همچنين در انشاء وقف به لفظ، عربی بودن صيغه آن هم شرط نيست.

س 1996: شخصی باغ خود را به این صورت وقف کرده که منافع آن تا پنجاه سال صرف گرفتن اجیر برای قضای نماز و روزه‏های واقف شود و بعد از پنجاه سال منافع آن در شبهای قدر به مصرف برسد و چهار پسر خود را هم متولّی وقف قرار داده است و در حال حاضر این باغ رو به خرابی است و به هیچ وجه قابل استفاده نیست، ولی اگر فروخته شود، می‏توان با پول آن برای نماز و روزه واقف به مدت دویست سال اجیر گرفت و چهار پسر او هم با این کار موافق هستند، آیا جایز است باغ مزبور را بفروشند و پول آن را برای این کار مصرف کنند؟

ج: اگر قصد واقف از وقف به‌صورت مذکور، اين بوده که باغ را به نحو ترتيب و تعاقب برای خود و ديگران وقف کند، وقف نسبت به خودش باطل است و نسبت به ديگران وقف منقطع الاوّل می‏شود که صحّت‏ آن خالی از اشکال نيست و اگر واقف اراده کرده که منافع آن باغ را به مدت پنجاه سال برای خودش استثنا کند، صحّت‏ اين کار شرعاً بدون اشکال است و بنا بر صحّت‏ وقف مذکور، تا زمانی که حفظ باغ برای صرف منافع آن در جهت عمل به وصيّت و وقف هرچند با صرف مقداری از درآمد آن جهت حفظ و اصلاح باغ به قصد افزايش منافع آن، ممکن باشد و يا زمين آن هرچند با اجاره دادن برای ساختمان سازی و غيره و مصرف اجاره آن در جهت عمل به وصيّت و وقف قابل استفاده باشد، فروش و يا تبديل آن جايز نيست و در غير اين صورت فروش آن و خريد زمينی مرغوب با پول آن به قصد عمل به وصيت و وقف بدون اشکال است.

س 1997: اینحانب به فضل و توفیق الهی ساختمانی را به نیت مسجد در روستا بنا کردم، ولی با توجه به وجود دو مسجد و عدم وجود مرکز آموزشی در آنجا، روستای مزبور در حال حاضر نیازی به مسجد ندارد. با توجّه به اینکه هنوز صیغه وقف آن به عنوان مسجد جاری نشده و دو رکعت نماز به عنوان نماز در مسجد در آن خوانده نشده است، اینجانب آمادگی دارم در صورتی که اشکال شرعی نداشته باشد نیّت خود را تغییر داده و آن ساختمان را در اختیار آموزش و پرورش قرار دهم، این مسأله چه حکمی دارد؟

ج: مجرّد ساختن ساختمان به نيّت مسجد، بدون انشاء صيغه وقف و بدون تحويل آن به نمازگزاران برای خواندن نماز، برای تحقّق وقف و تماميّت آن کافی نيست، بلکه در ملک مالک باقی می‏ماند و او حق دارد هر تصرّفی که می‏خواهد در آن بکند، در نتيجه تحويل آن ساختمان به اداره آموزش و پرورش اشکال ندارد.

س 1998: آیا مالی که برای خرید لوازم به حسینیه‏ها بخشیده می‏شود، حکم وقف را دارد یا آنکه لوازمی که با آن مال خریداری می‏گردند احتیاج به اجرای صیغه وقف دارند؟

ج: مجرّد جمع‌آوری مال، وقف محسوب نمی‏شود، ولی بعد از خريدن لوازم حسينيه با آن اموال و قراردادن آنها در حسينيه برای استفاده، وقف معاطاتی محقق می‏شود و نيازی به اجرای صيغه وقف ندارد.


شرایط وقف

اجوبه الاستفتائات

س 1999: آیا وقف از کسی که اکراه بر آن شده صحیح است؟

ج: اگر واقف اکراه بر وقف شده باشد، تا زمانی که اجازه او به آن ملحق نشود وقف صحیح نیست.

س 2000: بعضی از زرتشتیها بیمارستانی ساخته‏اند و آن را به مدّت هزار سال در راه خیر وقف کرده‏اند، با توجّه به ضوابط و مقررات وقف در فقه امامیه، آیا جایز است متولّی وقف در حال حاضر بر خلاف شرایط وقفنامه که در آن تصریح شده است: «اگر درآمد بیمارستان از هزینه‏های آن بیشتر شود باید با آن تعدادی تخت خریده و به تخت‏های موجود در بیمارستان اضافه شود»، عمل نماید؟

ج: در مواردی که وقف از مسلمان صحيح است از غير مسلمان ـ اعم از کتابی و غير کتابی ـ هم صحيح است، در نتيجه وقف بيمارستان برای استفاده در راه خير تا هزار سال، هرچند وقف منقطع‏الآخر است، ولی صحّت‏ آن از نظر شرعی بدون اشکال است، لذا عمل به شرايط واقف بر متولّی موقوفه واجب است و او حق اهمال آن شرايط و تعدّی از آنها را ندارد.


شرایط متولی وقف

اجوبه الاستفتائات

س 2001: آیا جایز است متولّی وقف که از طرف واقف یا حاکم نصب شده، در برابر کارهایی که برای اداره شئون وقف انجام می‏دهد برای خودش اجرت بردارد و یا به دیگری بدهد تا آن کارها را به نیابت از او انجام دهد؟

ج: متولّی وقف اعم از اينکه از طرف واقف نصب شده باشد و يا از طرف حاکم، در صورتی که اجرت خاصی از طرف واقف برای او در برابر اداره امور وقف معيّن نشده باشد، می‏تواند اجرت‌المثل را از درآمدهای وقف برای خودش بردارد.

س 2002: دادگاه مدنی خاص شخصی را به عنوان امین در کنار متولّی وقف برای نظارت بر اعمال او در اداره امور وقف نصب کرده است، در این قبیل موارد، اگر متولّی حق تعیین متولّی بعد از خود را داشته باشد، آیا می‏تواند بدون مشورت و تصویب آن شخص که توسط دادگاه نصب شده مبادرت به تعیین متولّی کند؟

ج: اگر حکم به ضمّ امين به متولّی شرعی برای نظارت بر اعمال او عام باشد و شامل همه اعمال مربوط به اداره وقف حتّی تعيين متولّی وقف برای بعد از خودش هم بشود، حق ندارد در تعيين متولّی بعدی بدون مشورت با امينِ ناظر، خود سرانه به رأی خودش عمل نمايد.

س 2003: صاحبان خانه‏ها و زمین‌های مجاور یکی از مساجد، املاک خود را به قصد توسعه آن به‌طور مجانی به مسجد داده‏اند تا به آن ضمیمه شود و امام جمعه هم بعد از مشورت با علما تصمیم به تنظیم سند مستقلی برای وقف آنها گرفته است و همه کسانی که زمین‌های خود را به مسجد بخشیده‏اند با این کار موافقت کرده‏اند، ولی بانی مسجد قدیمی با آن کار مخالفت می‏کند و خواهان آن است که وقف اراضی جدید در سند وقف قبلی ثبت شود و خود او متولّی همه وقف باشد، آیا او حق این کار را دارد؟ و آیا پاسخ مثبت به خواسته او بر ما واجب است؟

ج: اختيار وقف و تنظيم وقفنامه و تعيين متولّی خاص زمين‌هايی که به تازگی به مسجد ضميمه شده‏اند با وقف‏کنندگان جديد است و بانی مسجد قديمی حق مخالفت با آن را ندارد.

س 2004: اگر متولّیان حسینیه بعد از اتمام وقف، یک نظام داخلی برای آن تنظیم کنند، ولی بعضی از بندهای آن با مقتضای وقفیّت آن معارض باشد، آیا شرعاً عمل به آن بندها جایز است؟

ج: متولّی موقوفه حق ندارد چيزی را وضع کند که با مقتضای وقف در تعارض باشد و شرعاً هم عمل به آن جايز نيست.

س 2005: اگر چند نفر به عنوان متولّی وقف نصب شده باشند، آیا شرعاً صحیح است که بعضی از آنان بدون جلب نظر دیگران به‌طور انفرادی به تصدّی امور وقف بپردازند؟ و اگر بین آنان راجع به اداره امور موقوفه اختلاف رأی بروز کند، آیا جایز است هر یک از آنان خودسرانه به رأی خود عمل نمایند یا آنکه واجب است توقف نموده و به حاکم مراجعه کنند؟

ج: اگر واقف، توليت آنان را به‌طور مطلق بيان کرده و قرائنی که دلالت بر استقلال بعضی از آنان حتّی اکثريت بنمايد وجود نداشته باشد، هيچکدام از آنان حتّی اکثريت حق ندارند در اداره امور وقف هرچند مقداری از آن، بنحو مستقل عمل نمايند، بلکه بايد برای اداره امور وقف، از طريق مشورت با يکديگر و اتخاذ رأی واحد، مجتمعا عمل نمايند و اگر بين آنان اختلاف ونزاعی رخ دهد، واجب است در آن مورد به حاکم شرع مراجعه کنند تا آنان را ملزم به اجتماع نمايد.

س 2006: آیا عزل بعضی از متولّیان وقف توسط متولّیان دیگر از نظر شرعی صحیح است؟

ج: صحيح نيست مگر جايی که واقف برای او چنين حقی را قرار داده باشد.

س 2007: اگر بعضی از متولّیان ادعا کنند که متولیان دیگر خائن هستند و اصرار بر عزل آنان داشته باشند، حکم شرعی چیست؟

ج: واجب است بررسی اتهام کسانی را که متهم به خيانت هستند، به حاکم شرع ارجاع دهند.

س 2008: اگر فردی زمین خود را وقف عام کند و تولیت آن را تا زنده است برای خودش و بعد از مردن برای اکبر اولاد ذکورش قرار دهد و اختیارات خاصی هم در اداره موقوفه برای او قرار دهد، آیا مدیریت اداره اوقاف و امور خیریه حق دارد همه یا بعضی از آن صلاحیتها و اختیارات را از متولّی سلب کند؟

ج: تا زمانی که متولّی منصوب از طرف واقف، از حدود اختيارات توليت وقف خارج نشده، اداره امور وقف همانگونه که واقف در انشاء وقف برای او مقرر کرده دراختيار اوست و از نظر شرعی تغيير و تبديل اختيارات او که در ضمن صيغه وقف توسط واقف مقرر گشته، صحيح نيست.

س 2009: فردی قطعه زمینی را برای مسجد وقف کرده و تولیت آن را برای فرزندان خود نسلا بعد نسلٍ و بعد از انقراض آنان برای امام جماعتی که نمازهای پنجگانه را در آن مسجد می‏خواند، قرار داده است. بر همین اساس بعد از انقراض نسل متولّی، تولیت آن را عالمی که نمازهای پنجگانه را برای مدّتی در آن مسجد می‏خوانده بر عهده گرفته است ولی او هم سکته نموده و قادر به اقامه نماز جماعت نیست، در نتیجه شورای ائمه جماعات، عالم دیگری را به عنوان امام جماعت کنونی مسجد تعیین کرده است، آیا با این کار عالم قبلی از تولیت عزل می‏شود یا آنکه حق دارد برای اقامه نماز جماعت فردی را به عنوان وکیل یا نایب خود تعیین کند و خودش به عنوان تولیت باقی بماند؟

ج: اگر فرض بر اين باشد که توليت آن عالم به اين عنوان است که او امام جماعت مسجد در نمازهای پنجگانه است، با عجز او از امامت جماعت درمسجد به علت بيماری يا هر علت ديگر، توليت از او ساقط می‏شود.

س 2010: شخصی املاک خود را وقف نموده تا درآمد آنها در موارد خاصی از کارهای خیر مانند کمک به سادات و اقامه مجالس عزاداری مصرف شود و در حال حاضر با افزایش قیمت اجاره آن املاک که جزء منافع وقف است، بعضی از مؤسسات یا اشخاص به دلیل عدم وجود امکانات در آنها یا دلائل فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی و یا دینی خواهان اجاره ملک موقوفه به قیمت ناچیزی هستند، آیا جایز است مدیریت اوقاف آنها را به قیمتی کمتر از قیمت روز اجاره دهد؟

ج: بر متولّی شرعی و مسئول اداره امور وقف واجب است در اجاره دادن به کسی که خواهان آن است و در تعيين مبلغ اجاره رعايت مصلحت و منفعت وقف را بنمايد، در نتيجه اگر در تخفيف مبلغ اجاره به سبب اوضاع و احوال خاص مستأجر يا اهميت کاری که وقف برای آن اجاره داده می‏شود، نفع و مصلحت وقف باشد اشکال ندارد و الا جايز نيست.

س 2011: بر طبق نظر امام راحل(قدّس‏سرّه) که مسجد متولّی ندارد، آیا این حکم شامل املاکی که برای مسجد وقف شده‏اند مثل املاکی که برای اقامه مجالس وعظ و ارشاد و تبلیغ احکام در مسجد وقف شده‏اند هم می‏شود؟ و بر فرض شمول، با توجه به اینکه بسیاری از مساجد، املاک موقوفه‏ای دارند که متولّی قانونی و شرعی دائمی دارند و اداره اوقاف هم با آنان به عنوان متولّی رفتار می‏کند، آیا جایز است متولّیان این اوقاف از تولیت آنها دست بردارند و از انجام وظائف خود نسبت به اداره آنها خودداری کنند با آنکه در استفتایی از حضرت امام(رضوان الله علیه) نقل شده که متولّی حق اعراض از تولیت وقف را ندارد بلکه واجب است طبق آنچه واقف مقرر کرده عمل کند و در این‌باره کوتاهی ننماید؟

ج: حکم به این که مسجد، تولیت بردار نیست مختص به خود مسجد است و شامل موقوفه‏هایی که برای مسجد وقف شده‏اند نمی‏شود. در نتیجه به طریق اولی‏ شامل موقوفه‏هایی که برای اموری از قبیل تبلیغ احکام و موعظه و ارشاد و مانند آن در مسجد وقف شده‏اند، نمی‏شود، بنا بر این تعیین متولّی برای اوقاف خاص و عام، حتّی در مثل وقف ملک برای رفع نیازهای مسجد از قبیل لوازم و روشنایی و آب و نظافت مسجد و غیره، بدون اشکال است و متولّی منصوب، بنا بر احتیاط واجب حق اعراض از تولیت این قبیل اوقاف را ندارد بلکه واجب است مبادرت به اداره امور وقف همانگونه که واقف در صیغه آن مقرر کرده بنماید هرچند با گرفتن نایب برای این کار باشد و کسی حق ندارد برای او در اداره وقف ایجاد مزاحمت و مشکل کند.

س 2012: آیا جایز است فردی غیر از متولّی شرعی وقف با دخالت در امور وقف و تصرّف در آن و تغییر شرطهایی که در صیغه وقف ذکر شده برای متولّی شرعی آن ایجاد مزاحمت کند، و آیا جایز است از متولّی بخواهد تا زمین موقوفه را به شخصی که متولّی، او را صالح نمی‏داند، تحویل دهد؟

ج: اداره امور وقف طبق آنچه که واقف در انشاء وقف مقرر کرده فقط بر عهده متولّی شرعی خاص است و اگر متولّی خاصی از طرف واقف نصب نشده باشد، اداره امور وقف بر عهده حاکم مسلمين است و کسی حق دخالت در آن را ندارد، همچنانکه کسی حتّی متولّی شرعی، حق تغيير وقف از جهت آن و همچنين تغيير و تبديل شرايط مذکور در انشاء وقف را ندارد.

س 2013: اگر واقف شخصی را به عنوان ناظر و مراقب وقف تعیین کند و شرط نماید که فقط ولیّ امر مسلمین بتواند او را از نظارت و اشراف بر وقف عزل کند، آیا جایز است او خودش را از این کار عزل کند؟

ج: به احتياط واجب جايز نيست ناظر وقف بعد از قبول نظارت، خودش را از نظارت بر وقف عزل کند، همانگونه که برای متولّی وقف هم اين کار جايز نيست.

س 2014: وقفی وجود دارد که قسمتی از آن خاص و قسمتی از آن عام است و واقف راجع به تولیت آن اینگونه گفته است:«بعد از فوت هر یک، تولیت وقف بر عهده فرد اکبر واصلح از اولاد ذکور نسلا بعد نسلٍ و عقبا بعد عقبٍ با تقدم نسل اول بر نسل دوم است.» در این صورت اگر در بین افراد یک طبقه، شخص جامع‌الشرایطی باشد، ولی از پذیرش تولیت وقف امتناع بورزد ولی با تولیت فرزند کوچکتری که او را اصلح و شایسته برای این کار می‏داند، موافقت نماید، آیا جایز است فرزند کوچکتر در صورتی که سایر شرایط در او باشد، تولیت آن وقف را قبول کند؟

ج: فردی که واجد شرایط تولیت است می‏تواند از قبول تولیت امتناع ورزد لکن اگر تولیت را پذیرفت، بنا بر احتیاط جایز نیست خود را عزل کند ولی در صورتیکه شرط مباشرت نشده باشد، اشکال ندارد که فرد دیگری را در صورتی که امین و شایسته باشد برای اداره امور وقف وکیل نماید و همچنین جایز نیست فردی از طبقه بعدی با وجود فردی واجد شرایط از طبقه قبلی و قبول تولیت توسط او تولیت امور وقف را بر عهده بگیرد.

س 2015: اگر افرادی از موقوف علیهم که در صورت داشتن شرایط حق تولیت دارند، به حاکم شرع مراجعه کنند و از او بخواهند که آنان را به عنوان متولّی نصب نماید و حاکم شرع هم تقاضای آنان را به دلیل عدم وجود شرایط در آنان رد کند، آیا جایز است آنان با تعیین فرد واجد شرایط، به این دلیل که سن کمتری دارد مخالفت کنند؟

ج: کسی که فاقد شرايط است حق تصدّی توليت وقف و مخالفت با فرد واجد شرايط را ندارد.

س 2016: اگر متولّی منصوب برای اداره امور وقف به علتی در انجام وظیفه خود کوتاهی و سهل‏انگاری کند، آیا برکناری او از منصب خود و تعیین فرد دیگری برای تصدّی تولیت وقف جایز است؟

ج: مجرّد کوتاهی و سهل‏انگاری در اداره امور وقف مجوّز شرعی برای برکناری و عزل متولّی منصوب و تعيين فرد ديگری بجای او نيست، بلکه بايد در اين رابطه به حاکم مراجعه کرد تا او را وادار نمايد که کارهای وقف را انجام دهد و اگر الزام او ممکن نباشد از وی بخواهد که وکيل صالحی را برای اداره امور وقف از طرف خود انتخاب کند و يا اينکه خود حاکم فرد امينی را به او ضميمه نمايد.

س 2017: ولایت تصرّف برای حفظ و تعمیر و اصلاح و جمع‏آوری نذورات و تبرّعات مرقدهای فرزندان ائمه(علیهم‌السلام) که در شهرها و روستاهای ایران هستند و سالهای زیادی بر آنها گذشته و وقف خاص هم نیستند و متولّی‏خاصی هم ندارند، با چه کسی است؟ آیا کسی حق دارد ادّعای مالکیت زمین مرقد و حرم فرزندان ائمه(علیهم‌السلام) را که از زمانهای قدیم محل دفن اموات بوده، بنماید؟

ج: توليت بقاع مبارکه و اوقاف عام که متولّی خاصی ندارند با حاکم و ولیّ امر مسلمين است و اين توليت در حال حاضر به نماينده ولی فقيه در اداره اوقاف و امور خيريه واگذار شده است و زمين صحن و مرقد فرزندان ائمه(عليهم‌السلام) و حرم ايشان که از زمانهای گذشته برای دفن اموات مسلمانان در نظر گرفته شده، حکم وقف عام را دارد مگر آنکه خلاف آن از طريق شرعی نزد حاکم ثابت شود.

س 2018: آیا جایز است کسانی که از وقف استفاده می‏کنند و همگی هم مسلمان هستند، فرد غیرمسلمانی را به اداره اوقاف برای صدور حکم تعیین او به عنوان متولّی وقف معرفی کنند؟

ج: توليت وقف مسلمانان توسط غير مسلمان جايز نيست.

س 2019: متولّی منصوب از طرف واقف و غیر منصوب از طرف او چه کسی است؟ و اگر واقف شخص معیّنی را به عنوان متولّی وقف معیّن کند و تعیین متولّی بعدی را هم بر عهده او قرار دهد، آیا کسی را هم که متولّی اوّل به عنوان متولّی بعدی تعیین می‏کند، متولّی منصوب محسوب می‏شود؟

ج: متولّی منصوب کسی است که واقف او را هنگام انشاء صيغه وقف به عنوان متولی آن معيّن می‏کند و اگر هنگام انشاء وقف حق تعيين متولّی بعدی را به متولّی که نصب کرده واگذار کند، مبادرت او به تعيين متولّی بعدی اشکال ندارد و شخصی‏که او برای‏توليت وقف معيّن‏می‏کند در حکم ‏متولّی منصوب از طرف واقف است.

س 2020: آیا جایز است اداره اوقاف جمهوری اسلامی متولّی وقف را بر کنار کند؟ و در صورتی که جایز باشد شرایط آن چیست؟

ج: اداره اوقاف به مقداری که مقررات قانونی به او اجازه می‏دهد حق دارد در وقف‏هايی که متولّی خاصی دارند، دخالت نمايد.

س 2021: آیا جایز است متولّی وقف تولیت خود را به اداره اوقاف و امور خیریه واگذار نماید؟

ج: متولّی وقف حق اين کار را ندارد، ولی اشکال ندارد که اداره اوقاف يا شخص ديگری را برای انجام امور وقف وکيل کند.

س 2022: دادگاه، شخصی را به عنوان امین ناظر برای نظارت بر اعمال متولّی وقف که متهم به کوتاهی در اداره امور آن می‏باشد، تعیین نموده است و سپس متولّی بعد از ثبوت برائت ذمّه‏اش از آن اتهامات فوت نموده است، آیا امین ناظر مزبور حق دارد با امضاء و تنفیذ یا فسخ و ابطال قرارها و تصمیم‏هایی که متولّی چند سال قبل از انتخاب او به عنوان ناظر اتخاذ کرده، در آنها دخالت و اظهارنظر کند یا آنکه مسئولیت و حق نظارت او فقط مربوط به فاصله زمانی بین صدور قرار تعیین او به عنوان ناظر تا تاریخ وفات متولّی است؟ و با توجّه به اینکه هنوز از تاریخ صدور حکم برائت متولّی هیچ اقدامی برای عزل امین صورت نگرفته، آیا اختیارات و مسئولیت او با صدور حکم برائت متولّی از آن اتهامات پایان می‏پذیرد یا آنکه متوقف بر عزل از طرف دادگاه است؟

ج: اگر ضمّ امين به متولّی شرعی به خاطر توجّه اتهام به او در مورد اداره امور وقف باشد، او فقط حق دخالت و اظهار نظر در اموری را دارد که برای نظارت بر آنها معيّن شده است و صلاحيت او در نظارت بر کارهای متولّی متّهم، با صدور حکم به برائت او و رفع اتهام از وی به پايان می‏رسد، همانگونه که بعد از وفات متولّی قبلی و انتقال توليت وقف بعد از او به شخص ديگر، امين مزبور حق دخالت در امور وقف و اعمال متولّی جديد را ندارد.


شرط صحت و لزوم وقف

استفتائات جدید

س: آيا احكام مسجد صرفاً با خواندن صيغه مسجد لازم الاجراء است؟

ج) احداث مكانى به نام مسجد و واگذار كردن آن به نمازگزاران و خواندن ولو دو ركعت نماز، در تحقق وقفيّت آن كفايت مى‌كند.

س: وقف عقد است يا ايقاع مثلاً اگر در وقف محصور، چيزى را به كسى وقف كنند او مى‌تواند رد كند؟

ج) وقف ايقاع است ولى در صحّت وقف، قبض موقوف عليه شرط است، فلذا در فرض سؤال اگر شخص «ب» عين موقوفه را تحويل نگيرد، وقف محقق نمى‌شود.

س: اگر زمينى چند وارث داشته باشد و يکى از ورّاث که در قيد حيات نمى‌باشد بدون اجازه بقيه ورّاث آن ملک را وقف نموده باشد حکم اين وقف چه مى‌باشد؟

ج) در فرض سؤال وقف آن ملک صحيح نيست.

س: آيا جمع‌آورى مبالغى با هماهنگى سازمان‌ها و افراد خيّر براى اهداى جوايز به محققان دانشگاهى و نگهدارى آن وجوه بصورت وقف در حسابى ويژه براى استفاده از منافع سالانه آن جايز است؟

ج) تطبيق عنوان وقف با اين مورد محل شبهه است لكن دانشگاه مى‌تواند با اجازه صاحبان پول يا با اخذ وكالت از آنان، مبالغ مزبور را به شكل مورد نظر خود سپرده‌گذارى كند.

س: نحوه واگذارى زمين براى احداث مسجد و حسينيه از طرف مالكان حقوقى چگونه است؟

ج) وقف اموال از سوى مالك حقوقى مثل وقف املاك دولتى بوسيله دولت با لحاظ شرايط لازم، جايز است.

س: آيا کسى مى‌تواند ادعاى وقف بودن زمين مجهولى را داشته باشد؟

ج) براى ثبوت وقفيّت، وجود وقفنامه شرط نيست بلکه اعتراف ذواليد (که وقف در تصرّف آنان است) يا اعتراف ورثه‌ى ذواليد بعد از فوت او، به وقف بودن آن ملک، کافى است و همچنين احراز سابقه رفتار با آن ملک به عنوان وقف يا شهادت دو مرد عادل بر وقف بودن آن و يا شهرت وقفيّت آن ملک بين مردم بخصوص افراد کهنسال به گونه‏اى که مفيد علم يا اطمينان باشد هم وقف بودن را ثابت مى‏کند. در نتيجه با وجود يکى از اين دلائل وقفيّت، حکم به وقف بودن مى‏شود و درغير اين صورت وقف محقق نيست.

س: قطعه زمينى وقفى در مجاورت مسجد قرار دارد كه سال‌ها است بلااستفاده مانده است و هيچگونه دخل و تصرف معقول و منقول و يا حتى عرفى در آن نمى‌گردد، خواهشمند است نظر خويش را در مورد تبديل اين زمين موقوفه يا حداقل زير زمين آن را براى استفاده بهتر از قبيل حوزه علميه، حسينيه، كتابخانه، محل انجام فعاليت‌هاى فرهنگى ـ ورزشى ـ و يا منبع درآمد اقتصادى براى مسجد بيان فرماييد.

ج) با فرض اينكه آن قطعه زمين به عنوان مسجد وقف شده و با نماز خواندن اهالى محل در آنجا به عنوان مسجد به قبض مسجد درآمده و عنوان مسجديت تحقق پيدا كرده، حكم مسجد بر آن مترتب است، و استفاده‌هاى ديگر از آن شرعاً جايز نيست ولى وصل كردن آن به مسجد جنب آن جهت توسعه‌ى مسجد مانع ندارد.

س: زمينى وقفى در طرح تعريض خيابان قرار گرفته و شهردارى زمينى به عنوان معوض تعيين و تحويل داده است. آيا زمين معوض خودبخود وقف است يا نياز به صيغه وقفيت دارد؟ اگر متولى زمين معوض را به ديگرى بفروشد، معامله چه حکمى دارد؟

ج) انشاء لفظى در وقف شرط نيست زيرا تحقق آن به معاطات هم ممکن است و لذا اگر با تحقق قبض محقق شده باشد، حکم وقف را دارد و فروش آن جايز نيست.

س: زمينى است که ساليان گذشته در حوالى شهر بوده و وقف منفعت براى استفاده‌هاى کشاورزى بوده، و حال در محدوده شهر قرار گرفته و مى‌خواهند در آن مسجد بسازند، آيا مى‌توانند اين زمين‌ها را وقف مسجد کنند؟ عده‌اى مى‌گويند زمين‌هاى وقفى که وقف منفعت است را نمى‌‌توان وقف مجدد کرد؛ نظر مقام معظم رهبرى را در اين زمينه بيان نماييد.

ج) وقف مجدد صحيح نيست، لکن اگر زمين را براى مدت طولانى اجاره کنند و در آن مسجد احداث نمايند، حکم مسجد بر آن مترتّب است.

س: كسى كه در مكانى زندگى مى‌كند كه وقف نامه‌اى دارد مثلاً طبق وقف بايد فرد هر روز يک جزء قرآن بخواند ولى به آن عمل نكرده وظيفه او چيست؟

ج) تخلّف از مورد و جهت وقف حرام است و نمى‌تواند در مکان مذکور تصرف نمايد.


شرایط عین موقوفه‏

اجوبه الاستفتائات

س 2023: اگر افرادی اقدام به جمع آوری پول از نیکوکاران و خرید خانه‏ای با آن به قصد حسینیه کنند، آیا اقدام آنان برای جمع آوری پول برای این کار کافی است تا حق وقف آن خانه را به عنوان حسینیه داشته باشند یا آنکه باید برای این کار از صاحبان پولها وکالت بگیرند؟ و از آنجا که در واقف شرط است که یا مالک باشد و یا در حکم مالک، و این افراد مالک نیستند، آیا به صرف جمع‏آوری پول توسط آنان، بر آنان حکم مالک صدق می‏کند تا حق وقف داشته باشند؟

ج: اگر از طرف افراد خيّر وکيل باشند تا خانه را بعد از خريد، به عنوان حسينيه وقف کنند، وقف آنان به وکالت از مالکين صحيح است.

س 2024: آیا جنگلها و مراتع طبیعی که انسان دخالتی در ایجاد آنها ندارد و همانگونه که اصل چهل و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح کرده از انفال محسوب می‏شوند، قابل وقف هستند؟

ج: در صحّت‏ وقف، سابقه مالکيت شرعی خاص واقف شرط است و چون جنگلها و مراتع طبيعی که از انفال و اموال عمومی هستند، ملک خاص کسی نيستند، در نتيجه وقف آنها توسط هيچ فردی صحيح نيست.

س 2025: فردی سهم مشاعی از یک زمین زراعی را خریده و آن را به‌طور رسمی به نام پسرش نموده، آیا جایز است این زمین را که برای پسرش خریده است، وقف کند؟

ج: مجرّد ثبت ملک به نام کسی، ملاک مالکيّت شرعی فردی که ملک به نام او به ثبت رسيده، نيست، در نتيجه اگر پدر بعد از خريد زمين و ثبت آن به نام پسرش، آن را به او هبه کرده و قبض آن نيز به‌طور صحيح محقق شده‏باشد، در اين صورت حق ندارد آن را وقف کند زيرا مالک آن نيست، ولی اگر فقط سند زمين را به نام او کرده و زمين در مالکيّت خودش باقی مانده باشد، او از نظر شرعی مالک آن است و حق دارد آن را وقف کند.

س 2026: اگر مسئولین شرکت نفت و سازمان زمین شهری مقداری از زمین‌های تحت اختیار خود را برای ساخت مساجد و مدارس علمیه اختصاص بدهند و علاوه بر انشاء صیغه وقف، قبض و اقباض هم صورت بگیرد، آیا این زمین‌ها موقوفه محسوب می‏شوند و احکام وقف بر آنها مترتب می‏گردد؟

ج: اگر اين زمين‌ها از اموال عمومی دولت باشند و مصرف خاصی برای آنها تعيين شده باشد قابل وقف نيستند ولی اگر از اراضی مواتی باشند که ملک کسی نيستند و در اختيار دولت يا شرکت نفت و يا سازمان زمين شهری باشند، احياء آنها با اجازه مسئولين مربوطه به عنوان مسجد يا مدرسه و مانند آن اشکال ندارد.

س 2027: آیا شهرداری حق دارد بعضی از املاک خود را در جهت مصالح عمومی وقف نماید؟

ج: اين امر تابع حدود اختيارات قانونی شهرداری و خصوصيت ملک است، بنا بر اين اگر از املاکی باشد که شهرداری از نظر قانونی حق دارد آنها را به مصالح عمومی شهر از قبيل درمانگاه يا بيمارستان يا مسجد و يا امور ديگر اختصاص بدهد، در اين صورت اشکال ندارد، ولی اگر از املاکی باشد که مخصوص استفاده برای امور مربوط به شهرداری است، حق ندارد آنها را وقف کند.


شرایط موقوف علیه

اجوبه الاستفتائات

س 2028: اهالی منطقه‏ای بعد از ساخت یک مسجد در قطعه زمینی که از سازمان زمین شهری گرفته بودند، در مورد کیفیت وقف آن که عام باشد یا خاص، اختلاف پیدا کردند، عدّه‏ای از آنان معتقد بودند که باید به عنوان وقف خاص ثبت شود، تعدادی هم اعتقاد داشتند که چون همه اهالی در ساختن آن مشارکت داشته اند باید وقف عام باشد، حکم این مسأله چیست؟

ج: مسجد جزء وقف های عام است و نمی‏توان آن را برای گروه يا طائفه خاصّی، وقف نمود، ولی در نامگذاری، نسبت دادن آن به يک مناسبتی به شخص يا اشخاصی اشکال ندارد، ولی شايسته نيست مؤمنينی که در ساخت مسجد مشارکت داشته‏اند، در اين رابطه نزاع کنند.

س 2029: رئیس فرقه منحرفی املاک خود را به این فرقه وقف کرده است و با توجه به اینکه مشروعیت جهت وقف در صحّت‏ آن شرط است و از طرفی اهداف و اعتقادات و اعمال این فرقه منحرفه فاسد و گمراه کننده و باطل هستند، آیا این وقف صحیح است؟ و آیا استفاده از این اموال به نفع فرقه مذکور جایز است؟

ج: اگر ثابت شود جهتی که ملک برای آن وقف شده، جهتی حرام و از مصاديق اعانه بر گناه و معصيت است، چنين وقفی باطل بوده و استفاده از آن اموال در جهتی که شرعاً حرام است، صحيح نمی‏باشد.


عبارتهای وقف

اجوبه الاستفتائات

س 2030: آیا شرکت کنندگان در مجالس عزاداری و اهالی منطقه‏ای که حسینیه برای آنان تأسیس شده، حق دخالت در تفسیر فقرات و قفنامه را دارند؟

ج: برای فهم مفاد وقف‏نامه، در صورتی که اجمال يا ابهام داشته باشند، بايد به شواهد و قرائن حاليه و مقاليه و يا به عرف مراجعه کرد و کسی حق ندارد آنها را از طرف خودش تفسير به رأی کند.

س 2031: اگر مکانی برای تعلیم و تحصیل علوم دینیه وقف شده باشد، آیا با وجود طلاب مشغول به تحصیل در آن مکان، جایز است افراد عادی و مسافران از امکانات آنجا استفاده نمایند؟

ج: اگر آن مکان وقف خصوص طلاب علوم دينی و يا به منظور تدريس و تحصيل علوم دينی در آن باشد، جايز نيست ديگران از آنجا استفاده کنند.

س 2032: عبارت زیر در وقفنامه‏ای آمده است: «در صیغه وقف شرط شده که هیأتی از عموم اهالی به عنوان هیأت امناء انتخاب شود.» آیا این عبارت دلالت بر تعیین انتخاب‏کنندگان می‏کند؟ و بر فرض عدم دلالت بر تعیین انتخاب کنندگان، حق انتخاب هیأت امناء با چه کسانی است؟

ج: ظاهر عبارت مذکور، لزوم مشارکت عموم اهالی در انتخاب هيأت امناء می‏باشد. به هر حال، اگر واقف در وقفش انتخاب‌كننده يا انتخاب‌كنندگانِ هيأت امنا را معيّن نكرده باشد، در صورتی كه وقف متولّی خاصی داشته باشد، انتخاب هيأت امنا با اوست و در صورتی كه چند متولّی خاص داشته باشد كه با هم اختلاف‌نظر داشته باشند يا اصلاً از طرف واقف متولّی تعيين نشده باشد، بايد در اين مسأله به حاكم شرع رجوع شود.

س 2033: اگر وصف «ارشد و اصلح» در تولیت فرزند ذکوری که از جهت سنی در بین موقوف علیهم از همه بزرگتر است، شرط باشد، آیا اثبات رشد و صالح بودن هم واجب است یا اینکه مجرّد بزرگتر بودن او از جهت سنی باعث می‌شود که اصل بر اصلح و ارشد بودن او گذاشته شود؟

ج: بايد همه شروط تصدّی توليت احراز شود.

س 2034: شخصی املاک خود را برای مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) در ایّام محرّم و غیر آن وقف کرده است و بعد از خودش فرزندان خود را تا ابد، متولّی آن قرار داده و ثلث منافع املاک را هم برای متولّی قرار داده است، اگر در زمانی واقف، اولاد مذکر و مؤنّث از طبقه اوّل و دوّم و سوّم داشته باشد، آیا تولیت وقف برای همه آنان به‌طور مشترک است و حق تولیت بین آنان تقسیم می‌شود؟ و بر فرض تقسیم بین همه آنان، آیا بین فرزندان مذکر و مؤنّث به‌طور مساوی تقسیم می‏شود یا با تفاوت؟

ج: اگر قرينه‏ای که دلالت بر ترتيب بر حسب طبقات ارث و تقديم نسل سابق بر لاحق بکند، وجود نداشته باشد، همه طبقات موجود در هر زمانی به‌طور مشترک و مساوی متولّی وقف هستند و حق توليت بدون آنکه تفاوتی بين مذکر و مونّث باشد، به‌طور مساوی بين آنان تقسيم می‌شود.

س 2035: اگر واقف، تولیت وقف را بعد از خودش برای مطلق علما و مجتهدین قرار دهد، آیا یکی از علمایی که مجتهد نیست حق دارد امور تولیت را در اختیار بگیرد؟

ج: تا زمانی که احراز نشود که مقصود واقف از علما خصوص مجتهدين است، توليت وقف توسط عالم دينی اشکال ندارد هرچند حائز رتبه اجتهاد نباشد.


احکام وقف‏

اجوبه الاستفتائات

س 2036: عدّه‏ای از افراد بدون اجازه متولّی خاص، اقدام به تخریب کتابخانه واقع بین اتاق مدرسه مسجد جامع و آشپزخانه حسینیه که متصل به مسجد است نموده‏اند و آن را جزء مسجد کرده‏اند، آیا این کار آنان صحیح است؟ و آیا نماز خواندن در آن مکان جایز است؟

ج: اگر ثابت شود که زمين کتابخانه، فقط برای کتابخانه وقف شده است، کسی حق تغيير و تبديل آن به مسجد را ندارد و نماز خواندن در آن جايز نيست و هر کسی که ساختمان آن را خراب کرده، واجب است آن را به حالت اوليه اش برگرداند، ولی اگر وقف آن برای خصوص کتابخانه ثابت نشود، نماز خواندن در آن اشکال ندارد.

س 2037: آیا جایز است مکانی برای مدّت موقتی مثلاً ده سال به عنوان مسجد وقف شود و بعد از انقضای این مدّت دوباره به ملکیّت واقف یا ورثه او برگردد؟

ج: اگر زمین را به مدت طولانی مثلا پنجاه سال و بیشتر اجاره کنند و در آن مسجد احداث کنند، در این مدت حکم مسجد دارد.

س 2038: زمین موقوفه‌ای در کنار قبرستانی که برای دفن اموات اهالی کافی نیست، وجود دارد و موقعیت آن برای تبدیل به قبرستان مناسب است، آیا تبدیل آن به قبرستان جایز است؟

ج: تبديل زمينی که برای جهتی غير از دفن اموات وقف شده، به قبرستان به‌طور رايگان جايز نيست، ولی اگر وقف آن از قبيل وقف منفعت باشد، متولّی شرعی آن می‏تواند در صورتی که به مصلحت و نفع وقف بداند آن را برای دفن اموات اجاره دهد.

س 2039: بعضی از زمین‌های وقفی در مسیر طرحهای توسعه و احداث خیابانها و پارکهای ملّی و ساختمان های دولتی قرار می‏گیرند و بدون اجازه متولّی شرعی و بدون پرداخت اجاره و پول آنها، توسط بعضی از مؤسسات و اداره‏های دولتی مصادره می‏شوند، آیا انجام این کار برای آنان جایز است؟ آیا کسی که در این زمین‌های موقوفه تصرّف می‏کند باید عوض یا قیمت آنها را بپردازد؟ و آیا باید اجرت المثل تصرّفاتش را از هنگام تصرّف بپردازد؟ و آیا در پرداخت قیمت موقوفه و یا دادن عین دیگری به جای آن توسط مؤسسات و ادارات، اذن گرفتن از حاکم شرع واجب است یا این که جایز است اداره اوقاف یا متولّی وقف با رعایت مصلحت و نفع وقف با آنان در مورد عوض یا قیمت آن توافق نماید؟

ج: جايز نيست کسی بدون اذن و اجازه متولّی شرعی در وقف تصرّف کند، همانگونه که اگر وقف از قبيل وقف منفعت باشد، تصرّف در آن هم فقط بعد از اجاره کردن آن از متولّی جايز است همچنين فروش و تبديل وقفی که قابليت انتفاع در جهت وقف را دارد، جايز نيست و اگر شخصی آن را تلف کند ضامن آن است و اگر بدون اجازه متولّی شرعی، در آن تصرّف نمايد، ضامن اجرت‏المثل آن است و بايد آن را به متولّی شرعی وقف بپردازد تا در جهت وقف مصرف نمايد و در اين رابطه فرقی بين اشخاص و مؤسسات و اداره‏های دولتی نيست و جايز است متولّی وقف، بدون مراجعه به حاکم با متصرّف يا تلف‏کننده با رعايت مصلحت وقف، در مورد اجرت يا عوض آن توافق نمايد.

س 2040: زمین موقوفه‏ای وجود دارد که دارای راهی است که فقط برای عبور چارپایان مناسب است و در حال حاضر به سبب ساخت و ساز خانه در کنار آن باید راه مزبور توسعه پیدا کند، آیا توسعه آن از دو طرف به‌طوری که به مقدار مساوی از زمین وقفی و املاک شخصی را در بر بگیرد جایز است؟ و بر فرض عدم جواز، آیا جایز است برای توسعه راه، آن مقدار از زمین وقفی از متولّی آن اجاره شود؟

ج: تغيير وقف به محل عبور و جاده جايز نيست، مگر آنکه ضرورت الزام‏آوری آن را اقتضا کند و يا خود موقوفه برای انتفاع از آن نياز به آن راه داشته باشد، ولی اجاره زمينی که وقف منفعت است برای توسعه راه عبور و مرور با رعايت مصلحت وقف اشکال ندارد.

س 2041: زمینی بیست سال پیش وقف اهالی منطقه‏ای شده تا اموات خود را در آن دفن کنند و واقف تولیت آن را برای خودش و سپس برای یکی از علمای شهر که در وقفنامه ذکر کرده قرار داده و کیفیت انتخاب متولّی بعد از عالم مزبور را هم معیّن نموده است، آیا متولّی کنونی حق تغییر وقف یا تغییر بعضی از شرایط آن و یا اضافه کردن شرایط دیگر به آن را دارد؟ و اگر این تغییر بر جهتی که زمین برای آن وقف شده تأثیر بگذارد، مثل اینکه آن را ایستگاه ماشین نماید، آیا موضوع وقف به حال خود باقی می‏ماند؟

ج: با اين فرض که وقف از نظر شرعی با تحقق قبض، محقق و نافذ شده است، ديگر تغيير و تبديل آن و همچنين تغيير بعضی از شرايط و يا اضافه کردن شرايط جديد به آن توسط واقف يا متولّی جايز نيست و با تغيير وقف از حالت قبلی‏اش، وقفيّت آن زايل نمی‏شود.

س 2042: فردی مغازه خود را برای ایجاد صندوق قرض‏الحسنه وابسته به مسجد وقف کرده و از دنیا رفته است و چندین سال است که آن مکان بسته مانده و در حال حاضر در معرض خرابی است، آیا استفاده از آن برای کارهای دیگر جایز است؟

ج: اگر وقف مغازه برای ايجاد صندوق قرض‏الحسنه در آن، محقق شده باشد، و فعلاً نيازی به ايجاد صندوق قرض‏الحسنه در آن مسجد نباشد، استفاده از آن برای صندوقهای قرض‏الحسنه‏ای که وابسته به مساجد ديگر باشد، اشکال ندارد و اگر اين هم ممکن نباشد استفاده از آن در هر کار خيری جايز است.

س 2043: شخصی قطعه زمینی را با سهم آب آن برای خواندن تعزیه امام حسین(علیه‌السلام) که در یکی از شبهای محرم یا صفر و در شب شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) در مسجد «الحّی» برگزار می‏شود، وقف نموده است و بعداً به یکی از ورثه‏اش وصیّت کرده که آن زمین را در اختیار وزارت بهداشت قرار بدهد تا بیمارستانی در آن ساخته شود، این کار چه حکمی دارد؟

ج: تغيير و تبديل وقف از وقف منفعت به وقف انتفاع، جايز نيست، ولی اجاره دادن آن برای ساخت بيمارستان و مصرف اجاره آن در جهت وقف، به شرطی که به مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد.

س 2044: آیا می‏توان در زمین‌های وقفی مصلّی یا حسینیه ساخت؟

ج: زمين‌های وقفی، قابل وقف مجدّد به عنوان مسجد يا حسينيه و غيره نيستند و واگذاری آنها به‌طور مجانی برای ساخت مصلّی‏ يا يکی از مؤسسات عمومی مورد نياز مردم برای هيچکس جايز نيست، ولی اجاره دادن آنها توسط متولّی شرعی برای ساختن مصلّی‏ يا مدرسه يا حسينيه در آنها اشکال ندارد و مبلغ اجاره زمين‌های مزبور بايد در جهاتی که برای وقف معيّن شده است، مصرف شود.

س 2045: معنای وقف عام و وقف خاص چیست؟ عدّه‏ای می‏گویند: تغییر وقف خاص برخلاف قصد واقف و تبدیل آن به ملک خاص جایز است، آیا این سخن صحیح است؟

ج: عموم و خصوص در وقف با ملاحظه موقوف علیه است، بنا بر این وقف خاص، وقف بر شخص یا اشخاص معیّن است مانند وقف بر اولاد و یا وقف بر زید و فرزندان او و وقف عام وقف بر جهات و مصالح عمومی مانند مساجد و مکانهای استراحت و مدارس و امور مشابه دیگر و یا وقف بر عناوین کلی مثل فقرا و ایتام و بیماران و کسانی که در راه مانده‏اند و مانند آن است و این اقسام سه گانه تفاوتی از جهت اصل وقف ندارند، هرچند از حیث احکام و آثار تفاوت دارند، مثلاً در وقف بر جهات و مصالح عمومی و همچنین در وقف بر عناوین عمومی وجود مصداق موقوف علیهم در خارج هنگام اجرای صیغه وقف شرط نیست، در حالی که در وقف خاص این امر شرط است و همچنین در وقف بر جهات و مصالح عمومی که به‌صورت وقف انتفاع هستند از قبیل مساجد و مدارس و قبرستان‏ها و پل‏ها و مانند آنها، وقف به هیچ وجه قابل فروش نیست حتّی اگر خراب شود، بر خلاف وقف خاص و وقف بر عناوین کلّی به‌صورت وقف منفعت که فروش و تبدیل آنها در بعضی از حالتهای استثنایی جایز است.

س 2046: یک نسخه خطی قرآن مربوط به سنه 1263 هـ ش وقف یک مسجد شده و در حال حاضر در معرضِ از بین رفتن است. آیا جلد کردن و نگهداری این اثر مقدس و ارزشمند نیاز به اجازه شرعی دارد؟

ج: اقدام به جلد کردن و اصلاح جلد و ورق‏های قرآن مجيد و نگهداری آن در همان مسجد، احتياج به اجازه خاصّی از طرف حاکم شرع ندارد.

س 2047: آیا غصب وقف و تصرّف در آن در غیر جهت وقف موجب ضمان اجرت‏المثل است؟ و آیا تلف کردن وقف مثل اینکه ساختمان آن تخریب گردد و یا زمین موقوفه تبدیل به خیابان شود، موجب ضمان مثل یا قیمت آن می‏گردد؟

ج: در وقف خاص مانند وقف بر اولاد و همچنين در وقف عامّی که به‌صورت وقف منفعت است، غصب و تصرّف در غير جهت وقف يا بدون اذن موقوف عليهم در اوّلی و بدون اذن متولّی شرعی در دوّمی، موجب ضمان عين و منفعت است و ردّ عوض منافع استيفا شده و استيفا نشده هم واجب است و همچنين ردّ عين در صورتی که موجود باشد و ردّ عوض آن در صورتی که در دست او يا بر اثر فعل او تلف شده باشد واجب است و عوض منافع بايد در جهت وقف و عوض عين موقوفه در بدل وقفی که تلف شده مصرف شود و در وقف عامی که بصورت وقف انتفاع است مثل مساجد و مدارس و کاروانسراها و پلها و مقبره‏ها و مانند آنها که وقف بر جهات يا عناوين عمومی هستند تا موقوف عليهم از آنها انتفاع ببرند در صورتی که توسط غاصب غصب شوند و آنها را در جهتی غير از منافعی که برای آنها وقف شده‏اند بکار ببرد بايد اجرت المثل تصرّفاتش در چيزهايی از قبيل مدارس و کاروانسراها و حمامها را بپردازد بر خلاف مساجد و مقبره‏ها و زيارتگاهها و پلها که ضامن اجرت‏المثل تصرّفاتش در آنها نيست و اگر عين اين موقوفات را تلف کند بايد عوض مثلی يا قيمی آنها را بدهند که آن هم در بدل وقف تلف شده مصرف می‏شود.

س 2048: شخصی ملک خود را برای برپایی مجالس عزاداری سیدالشهداء(علیه‌السلام) در روستا وقف کرده است، ولی در حال حاضر متولّی وقف، توانایی اقامه عزا در روستای مذکور در وقفنامه را ندارد، آیا جایز است در شهری که در آن اقامت دارد مجالس عزاداری برگزار کند؟

ج: اگر وقف، مخصوص اقامه مجالس عزاداری در همان روستا باشد، تا زمانی که عمل به وقف هرچند با گرفتن وکيل برای آن، درهمان روستا ممکن باشد، حق ندارد آن مجالس را به جای ديگر انتقال دهد بلکه واجب است فردی را نايب بگيرد تا در آن روستا مجالس عزاداری برپا کند.

س 2049: آیا جایز است همسایگان مسجد از برق آن برای جوشکاری آهن ساختمان‏های خود استفاده کنند و پول مصرف برق و حتّی بیشتر از آن را به مسئولین اداره امور مسجد بپردازند؟ و آیا جایز است مسئولین مسجد، اجازه استفاده از برق آن را بدهند؟

ج: استفاده از برق مسجد برای کارهای شخصی جايز نيست و مسئولين مسجد هم جايز نيست چنين اجازه‏ای را بدهند.

س 2050: چشمه آب موقوفه‏ای وجود دارد که در طول سالهای متمادی مورد استفاده مردم بوده است، آیا لوله کشی از آن به مکانهای متعدّد و یا به منازل شخصی جایز است؟

ج: اگر کشيدن لوله از آن، تغيير وقف و يا انتفاع درغير جهت وقف نباشد و مانع استفاده بقيّه‌ی موقوف عليهم از آب آن نشود، اشکال ندارد و الا جايز نيست.

س 2051: زمینی برای تعزیه خوانی و طلاب علوم دینی وقف شده است، این زمین در کنار راه اصلی روستا قرار دارد، در حال حاضر بعضی از اهالی روستا قصد دارند راه دیگری را در آن بسازند که در طرف دیگر زمین مزبور واقع می‏شود، اگر فرض کنیم که کشیدن این راه در افزایش قیمت زمین مؤثر باشد، آیا انجام این کارجایز است؟

ج: مجرّد افزايش قيمت زمين موقوفه بر اثر کشيدن جاده در قسمتی از آن، مجوّز شرعی تصرّف در زمين وقفی يا تبديل آن به راه نيست.

س 2052: در نزدیکی یک مسجد خانه‏ای وجود دارد که صاحبش آن را برای سکونت امام جماعت مسجد وقف کرده است، ولی در حال حاضر به علت کثرت عائله و مراجعه کنندگان و دلائل دیگر مناسب سکونت او نیست و خود امام جماعت هم منزلی دارد که در آن زندگی می‏کند و احتیاج به تعمیرات دارد و برای ساخت آن مقداری وام گرفته است، آیا جایز است خانه موقوفه را اجاره دهد و پول اجاره آن را برای پرداخت بدهی‏های خانه‏ای که در آن ساکن است و انجام تعمیرات آن، مصرف نماید؟

ج: اگر خانه به‌صورت وقف انتفاع، برای سکونت امام جماعت مسجد وقف شده باشد، شرعاً او حق اجاره دادن آن را ندارد هرچند به قصد استفاده از اجاره آن برای پرداخت ديون و تعمير منزل مسکونی‏اش باشد و اگر آن خانه به خاطر کوچکی، نياز او را برای سکونت خانواده‏اش و آمدن مهمان و پاسخگويی به مراجعه‏کنندگان برطرف نمی‏کند، می‏تواند از آن در بعضی از ساعات روز يا شب مثلاً برای پاسخگويی به مراجعه کنندگان استفاده کند و يا آنکه خانه مزبور را به امام جماعت ديگری بدهد تا در آن سکونت کند.

س 2053: ساختمان کاروانسرایی که برای استراحت کاروانها اجاره داده می‏شود، وقف است و تولیت آن با امام راتب فعلی مسجدی است که در مقابل آن مکان قرار دارد و به علت اینکه مسأله به‌طور دقیق نزد مراجع بیان نشده، ساختمان کاروانسرا خراب شده و بجای آن حسینیه‏ای ساخته شده است، آیا منافع این مکان به همان صورت قبل از تغییر باقی می‏ماند؟

ج: تبديل کاروانسرايی‏که وقف منفعت است به حسينيّه که وقف انتفاع است، جايز نيست، بلکه ساختمان کاروانسرا بايد به همان صورت قبلی خود برگشت داده شود تا به کاروانها و مسافران اجاره داده شود و درآمد اجاره آن در همان جهتی که واقف تعيين کرده به مصرف برسد، ولی اگر متولّی شرعی تشخيص دهد که مصلحت کوتاه مدّت و دراز مدّت وقف اقتضا می‏کند که آن مکان به همين صورت فعلی برای برپايی شعائر دينی اجاره داده شود و اجاره آن در جهت وقف به مصرف برسد، جايز است اين کار را انجام دهد.

س 2054: آیا فروش سرقفلی مغازه‏ای که در زمین صحن مسجد ساخته شده جایز است؟

ج: در صورتی که ايجاد مغازه در صحن مسجد، شرعاً، مجاز بوده فروش سرقفلی آن با رعايت مصلحت و نفع وقف، بااذن متولّی شرعی مانعی ندارد و در غير اين صورت واجب است ساختمان مغازه خراب شود و زمين آن به همان صورت اوّل به حياط مسجد اضافه شود.

س 2055: گاهی بعضی از مؤسسات دولتی و غیر دولتی به سبب مسائل فنی و طراحی از قبیل ساختن سدها و نیروگاههای برق و پارکهای عمومی و مانند آن، مجبور به تصرّف در زمین‌های وقفی می‏شوند، آیا مجری این طرحها از نظر شرعی ملزم به پرداخت عوض یا اجرت وقف است؟

ج: در اوقاف خاص بايد برای اجاره يا خريد وقف به موقوف عليهم مراجعه کرد و در وقف بر عناوين عمومی که به نحو وقف منفعت وقف شده‏اند تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود برای تصرّف در آن بايد از متولّی شرعی آن اجاره شوند و مال‏الاجاره هم بايد به او پرداخت شود تا آن را در جهت وقف مصرف کند، و اگر تصرّفات در اين قبيل وقف‏ها در حکم تلف کردن عين باشد موجب ضمان است و بر متصرّف واجب است که عوض عين موقوفه را به متولّی وقف بدهد تا با آن ملک ديگری بخرد و آن را بجای وقف اوّل وقف نمايد تا درآمدهای آن در جهت وقف به مصرف برسد.

س 2056: شخصی چندین سال قبل مغازه‏ای را قبل از تکمیل ساختمان آن اجاره نمود و پول سرقفلی آن را در همان زمان پرداخت کرد و سپس با اجازه مالک، آن را با پول اجاره همان مغازه تکمیل نمود و در طول مدّت اجاره، نصف ساختمان را با سند رسمی از مالک خرید و در حال حاضر مدّعی است که ساختمان مزبور وقف است و نائب تولیت هم ادّعا می‏کند که باید سرقفلی آن دوباره پرداخت شود، حکم این مسأله چیست؟

ج: اگر وقف بودن زمين آن ساختمان، ثابت شود و يا مستأجر به آن اعتراف نمايد، در اين صورت هيچ‌يک از امتيازاتی که از مدّعی مالکيت زمين ساختمان موقوفه گرفته است اعتباری ندارد، بلکه بايد برای ادامه تصرّف در ساختمان مذکور قرارداد جديدی با متولّی شرعی وقف منعقد نمايد، و پول خود را می‏تواند از کسی که ادّعای مالکيّت داشته، پس بگيرد.

س 2057: اگر وقفی بودن زمین محرز باشد ولی جهت وقف معلوم نباشد، ساکنین و زراعت کنندگان در آن زمین چه تکلیفی دارند؟

ج: اگر زمين موقوفه، متولّی خاص داشته باشد، واجب است تصرّف‏کنندگان به او مراجعه کنند و زمين را از او اجاره نمايند و اگر متولّی خاصی نداشته باشد، ولايت بر آن با حاکم شرع است و تصرّف‏کنندگان بايد به وی مراجعه نمايند و اما نسبت به مصرف درآمد وقف که متردّد بين محتملات است، اگر محتملات متصادق و غيرمتباين باشند مثل سادات و فقرا و علما و اهل فلان شهر، واجب است درآمد وقف در قدر متيقّن آنها مصرف شود، ولی اگر احتمالات، متباين و غير متصادق باشند، در اين صورت اگر محصور در امور معيّنی باشند، واجب است مصرف وقف با قرعه معيّن شود و اگر احتمال بين امور غيرمحصوره باشد، در صورتی که بين عناوين يا اشخاص غير محصوره باشد مثل اينکه بدانيم زمين موقوفه وقف بر ذرّيه است ولی ندانيم که ذرّيه کدام شخص از اشخاص غير محصوره مراد است، در اين صورت منافع وقف در حکم مجهول المالک است و واجب است به فقرا صدقه داده شود، ولی اگر احتمال بين جهات غير محصوره باشد مثل اينکه مردد بين وقف برای مسجد يا زيارتگاه يا پل يا کمک به زائران و مانند آن باشد، در اين صورت واجب است درآمدهای وقف به شرط عدم خروج از آن محتملات در امور خيريه مصرف شود.

س 2058: زمینی وجود دارد که از زمانهای طولانی محل دفن اموات اهالی بوده و یکی از اولاد ائمه (علیهم‌السلام) نیز در آن مدفون است و قبل از سی سال پیش مکانی را برای غسل دادن اموات در آن ساخته‏اند، ولی معلوم نیست که این زمین وقف برای دفن اموات شده یا آنکه وقف برای امامزاده مدفون در آن است. همچنین نمی‏دانیم ساخت غسّالخانه در آن برای غسل اموات مشروع است یا خیر؟ بنا بر این آیا جایز است اهالی آنجا اموات خود را در آن مکان غسل بدهند؟

ج: جايز است همانند گذشته، اموات را در آن غسّالخانه، غسل داده و در آن زمين که از توابع صحن امامزاده است، دفن کنند مگر اين که علم به مغايرت آن، با جهت وقف زمين، پيدا کنند.

س 2059: زمین هایی در منطقه ما وجود دارد که مردم، اقدام به زراعت و کاشت درخت در آنها می‏کنند و بین اهالی مشهور است که وقف حرم یکی از امامزادگان(علیهم‏السلام) مدفون در منطقه می‏باشند و متولّی وقف هم سادات ساکن در آنجا هستند ولی دلیلی بر وقف بودن آن زمین‌ها وجود ندارد و گفته می‏شود که در گذشته وقفنامه‏ای وجود داشته ولی در آتش سوزی از بین رفته است و مردم در حکومت سابق برای جلوگیری از تقسیم زمین‌ها شهادت به وقفیّت آنها داده‏اند و عدّه‏ای هم می‏گویند که یکی از حاکمان منطقه که علاقه به سادات داشت، آن زمین‌ها را برای معاف شدن از مالیات وقف آنان‏کرد، در حال حاضر این زمین‌ها چه حکمی دارند؟

ج: برای ثبوت وقفيّت، وجود وقفنامه شرط نيست بلکه اعتراف ذواليد که وقف در تصرّف آنان است يا اعتراف ورثه ذواليد بعد از فوت او، به وقف بودن آن ملک، کافی است و همچنين احراز سابقه رفتار با آن ملک به عنوان وقف يا شهادت دو مرد عادل بر وقف بودن آن و يا شهرت وقفيّت آن به گونه‏ای که مفيد علم يا اطمينان باشد هم وقف بودن را ثابت می‏کند. در نتيجه با وجود يکی از اين دلائل وقفيّت، حکم به وقف بودن می‏شود و درغير اين صورت حکم به مالکيت متصرّف نسبت به آنچه در اختيار دارد می‏شود.

س 2060: وقفنامه ملکی که مربوط به پانصد سال پیش است پیدا شده، آیا اکنون حکم به وقفیت آن ملک می‏شود؟

ج: مجرّد سند وقف تا زمانی که موجب اطمينان به درستی مضمون آن نشود، حجت شرعی بر وقفيّت نيست، ولی اگر وقف بودن آن ملک بين مردم به‌خصوص افراد کهنسال شايع باشد، به‌طوری که مفيد علم يا اطمينان به وقفيت آن شود و يا ذواليد به آن اقرار کند و يا احراز شود که در سابق با آن به عنوان وقف رفتار می‏شده، ملک مزبور محکوم به وقفيّت است و به هر حال مرور زمان موجب خروج ملک موقوفه از وقفيّت نمی‏شود.

س 2061: سه سهم از آب نهر را از پدرم به ارث بردم و اکنون متوجه شده‏ام که این سه سهمی که پدرم خریداری کرده جزء صد سهمی است که پانزده سهم آن موقوفه است و الآن مشخص نیست که این سه سهم داخل در کدامیک است، آیا جزء وقف است یا ملک فروشنده؟ تکلیف من در این رابطه چیست؟ آیا خرید این سه سهم باطل بوده و من حق مطالبه پول آنها را از فروشنده اوّل که هنوز زنده است دارم؟

ج: اگر فروشنده هنگام فروش، مالک شرعی آن مقدار از آب مشترک که فروخته است بوده و معلوم نباشد که آيا آن مقداری را که مالک آن است فروخته يا سهم مشاع بين وقف و ملک را به فروش رسانده است، در اين صورت بيع محکوم به صحّت‏ است و حکم به مالکيّت مشتری نسبت به مبيع و انتقال آن از طريق ارث به ورثه او می‏شود.

س 2062: یکی از علما بخشی از دارایی خود از قبیل مزرعه و باغ را وقف خاص نمود و وقفنامه‏ای راجع به آن تنظیم کرد و در آن تصریح نمود که همه شرایط وقف را عمل کرده و صیغه شرعی وقف را هم اجرا نموده است و ده نفر از اهل علم هم آن را امضاء کرده‏اند آیا با وجود آن وقفنامه، حکم به وقفیّت این اموال می‏شود؟

ج: اگر ثابت شود که علاوه بر انشاء صيغه وقف، عين موقوفه را هم تحويل موقوف عليهم يا متولّی شرعی وقف داده و به آنان منتقل نموده است، وقف مذکور محکوم به صحّت‏ ولزوم است.

س 2063: زمینی به اداره بهداشت هدیه شده تا بیمارستان یا مرکز بهداشتی در آن ساخته شود ولی مسئولین اداره بهداشت تاکنون اقدام به ساخت بیمارستان یا مرکز بهداشتی در آن نکرده‏اند، آیا جایز است واقف زمین را پس بگیرد؟ و آیا مجرّد تسلیم زمین به مسئولین اداره بهداشت برای تحقق وقفیت، کافی است یا آنکه ساخت ساختمان در آن هم شرط است؟

ج: اگر تحويل زمين توسط مالک به مسئولين اداره بهداشت بعد از انشاء وقف به وجه شرعی، به عنوان تسليم به متولّيان شرعی وقف باشد، حق رجوع و پس گرفتن آن را ندارد، ولی اگر يکی از دو امر مذکور تحقق پيدا نکند حق دارد زمين خود را از آنان پس بگيرد.

س 2064: زمینی وجود دارد که مالکش آن را در حضور عالم منطقه و دو نفر شاهد عادل برای ساختن مسجد وقف کرده است و بعد از مدتی اشخاصی بر آن تسلط پیدا کرده و خانه‏های مسکونی در آن بنا نموده‏اند، وظیفه آن اشخاص و متولّی چیست؟

ج: اگر بعد از انشاء وقف زمين، قبض عين موقوفه با اذن واقف تحقّق پيدا کرده باشد، همه احکام وقف بر آن مترتّب می‏شود و ساخت خانه‏های مسکونی توسط ديگران در آن برای خودشان غصب است و بر آنان واجب است ساختمان خود را از بين ببرند و زمين را تخليه کنند و به متولّی شرعی آن تحويل دهند و درغير اين صورت زمين بر ملک مالک شرعی آن باقی و تصرّفات ديگران در آن متوقف بر اجازه مالک است.

س 2065: شخصی زمینی را هشتاد سال پیش خریده و بعد از وفات او، ورثه‏اش چندین معامله روی آن انجام داده‏اند و خریدارانی که این زمین را از مشتری اول خریده‏اند همگی فوت کرده‏اند و در نتیجه زمین در اختیار ورثه آنان قرار گرفته است و گروه اخیر حدود چهل سال است که زمین را به‌طور رسمی به نام خود کرده‏اند و بعد از گرفتن سند رسمی مالکیت، خانه‏های مسکونی برای خود در آن ساخته‏اند و اکنون یکی از افراد ادّعا می‏کند که این زمین وقف بر اولاد مالک بوده و آنان حق فروش آن را نداشته‏اند، حال با توجّه به اینکه در طول هشتاد سال کسی چنین ادعایی نکرده و سند مکتوبی که دلالت بر وقفیّت بکند هم وجود ندارد و کسی هم شهادت به آن نداده است، مالکان فعلی چه تکلیفی دارند؟

ج: تا زمانی که مدّعی وقفيّت و مدّعی عدم جواز بيع، ادعای خود را به طريق معتبری ثابت نکرده، حکم به صحّت‏ معاملاتی که روی زمين واقع شده است و همچنين حکم به ملکيت آن برای افرادی که فعلاً نسبت به زمين ذواليد و متصرّف در آن هستند، می‏شود.

س 2066: زمین موقوفه‏ای وجود دارد که دارای سه قنات است و شهرداری به علت خشکسالی مستمر چند ساله، دو عدد از قناتها را برای تأمین آب آشامیدنی مردم منطقه اجاره کرده است و آب قنات سوم که وقف طلاب منطقه و فرزندان واقف بوده به زمین فرو رفته و خشک شده و در نتیجه زمین‌هایی که با آب آن آبیاری می‏شدند تبدیل به زمین‌های بایر شده‏اند و درحال حاضر سازمان زمین شهری ادعا می‏کند که این زمین‌ها موات هستند، آیا این زمین‌ها به علت اینکه چندین سال کشت و زرع نشده‏اند ملحق به موات هستند؟

ج: زمين موقوفه با ترک کشت و زرع آن به مدّت چندين سال، از وقفيّت خارج نمی‏شود.

س 2067: زمین‌های موقوفه‏ای وجود دارد که وقف حرم مقدس رضوی(علیه‌السلام) هستند و در حریم بعضی از این املاک مراتع و جنگل نیز وجود دارد، ولی بعضی از نهادهای مسئول با استناد به مقررات قانونی مربوط مراتع و جنگلها حکم انفال را بر این جنگلها و مراتع جاری کرده‏اند، آیا مراتع و جنگلهای واقع در حریم املاک موقوفه مانند سایر زمین‌های واقع در حریم آنها دارای احکام وقف هستند و واجب است در مورد آنها عمل به وقفیّت شود؟

ج: مراتع و جنگلهای واقع در جوار اراضی موقوفه در صورتی که جزء حريم آنها شمرده شوند، در حکم موقوفه و تابع آن هستند و حکم انفال و املاک عمومی در مورد آنها جاری نمی‏شود و مرجع تشخيص حريم و مقدار آن هم عرف محل و نظر افرادی است که در اين امر متخصّص هستند.

س 2068: چند زمین از چهل سال پیش برای ساخت خانه جهت سرپرستی و نگهداری ایتام وقف شده‏اند و عمل به این وقف از آن زمان تاکنون استمرار داشته است و متولّی معیّنی هم دارد که مورد تأیید اداره اوقاف است، ولی اخیراً سند عادی ارائه شده که ادّعا می‏شود که از سند قدیمی استنساخ شده است و در آن تصریح شده که این زمین‌ها از سیصد سال پیش تاکنون وقف شده‏اند، با توجّه به عدم وجود سند اصلی وقف که ادعا می‏شود قدیمی‏تر است و با توجّه به اینکه نسخه موجود ناقص است و در آن متولّی‏تعیین نشده و سابقه عمل به وقف هم نسبت به آنها وجود ندارد، به‌خصوص که ذوالید و تصرّف‏کنندگان هم منکر این ادّعا هستند و اشتهار به وقفیّت قبلی مورد ادّعا هم وجود ندارد، آیا این سند می‏تواند مانع از عمل به وقف جدید در جهتی که اکنون به آن برای سرپرستی و نگهداری و اسکان ایتام عمل می‏شود باشد؟

ج: مجرّد سند وقف اعم از اينکه اصلی باشد يا از روی آن استنساخ شده باشد، حجت شرعی بر وقف نيست، در نتيجه تا وقف قبلی با حجت معتبر ثابت نشود، وقف جديدی که در حال حاضر به آن عمل می‏شود، محکوم به صحّت‏ و نفوذ و جواز عمل است.

س 2069: مردی زمینی را برای ساخت حسینیه سید الشهدا(علیه‌السلام) وقف کرده ولی زمین مزبور تبدیل به راه عمومی روستا شده است و درحال حاضر از کل زمین حسینیه تقریباً چهل و دو متر مربع باقی مانده است، این زمین چه حکمی دارد؟ آیا جایز است واقف آن را به ملکیت خود برگرداند؟

ج: اگر اين کار بعد از انشاء وقف بر وجه شرعی و تحويل موقوفه به متولّی آن يا جهت وقف صورت گرفته باشد، آن مساحت باقی‌مانده از وقف بر وقفيّت باقی می‏ماند و جايز نيست واقف نسبت به آن رجوع کند و در غير اين صورت بر ملکيّت او باقی است و اختيار آن با اوست.

س 2070: آیا جایز است بعضی از ورثه که در ترکه سهم دارند، همه آن را وقف کنند؟ و آیا اجرای صیغه وقف به نام آن عدّه صحیح است؟

ج: وقف ايشان فقط در سهم خودشان از ترکه صحيح است، ولی نسبت به سهام ساير ورثه فضولی و متوقف بر اجازه آنان است.

س 2071: شخصی زمینی را بر اولاد ذکورش وقف کرده و بعد از وفات او اداره ثبت اوقاف بدون اطلاع از کیفیت آن اقدام به ثبت زمین مذکور به نام فرزندان ذکور و اناث نموده، آیا این کار موجب مشارکت اولاد اناث با اولاد ذکور در انتفاع از این زمین می‏شود؟

ج: مجرّد ثبت زمين مذکور به نام اولاد اناث، توسط اداره اوقاف موجب مشارکت آنان با اولاد ذکور در وقف نمی‏شود، در نتيجه اگر ثابت شود که زمين وقف بر خصوص اولاد ذکور است، فقط مختص آنان خواهد بود.

س 2072: ملکی وجود دارد که در مسیر نهر آب واقع شده و صد سال پیش وقف عام شده است و بنا بر قانون ابطال بیع زمین‌های موقوفه، سند رسمی برای آن به عنوان وقف صادر شده است، ولی در حال حاضر این ملک برای استخراج سنگهای معدنی مورد استفاده دولت است، آیا الآن جزء انفال محسوب می‏شود یا آنکه وقف است؟

ج: اگر اصل وقف بودن آن بر وجه شرعی ثابت شود جايز نيست شخص يا دولت آن را به مالکيّت خود در آورد، بلکه بر وقفيّت باقی می‏ماند و همه احکام وقف بر آن مترتّب می‏شود.

س 2073: در ساختمان یک مرکز آموزشی اطاقی وجود دارد که در حال حاضر از آن به‏عنوان آزمایشگاه آموزشی استفاده می‏شود و زمین آن جزء قبرستان مجاور است که در سالهای قبل از قبرستان جدا شده است، باتوجّه به اینکه قبرستان مجاور هنوز مورد استفاده قرار می‏گیرد، معلّمان و دانش‏آموزانی که در آن آزمایشگاه نماز می‏خوانند چه تکلیفی دارند؟

ج: تا زمانی که ثابت نشود که زمين آزمايشگاه برای دفن اموات وقف شده، نماز خواندن و ساير تصرّفات در آن اشکال ندارد، ولی اگر با دليل معتبری ثابت شود که فقط برای دفن اموات در آن، وقف شده، واجب است به حالت قبلی خود برگشت داده شده و برای دفن اموات تخليه شود و تأسيسات ساخته شده در آن محکوم به غصب می‏باشد.

س 2074: دو مغازه مجاور هم وجود دارند که هر یک موقوفه مستقلی از حیث واقف و مصرف هستند و هر کدام مفروز و منفصل از دیگری است، آیا مستأجر آن دو مغازه حق دارد از یکی از آن دو دربی به دیگری و یا به محل عبور خاص آن باز کند؟

ج: انتفاع از وقف و تصرّف در آن هرچند به مصلحت وقف ديگر باشد واجب است طبق شرايط وقف و با اجازه متولّی صورت بگيرد و مستأجر هر يک از آن دو مغازه وقفی مجاور هم، حق ندارد به عنوان اينکه مغازه ديگر هم وقف است با بازکردن درب از يکی به ديگری و قراردادن راه از آن به مغازه ديگر، در وقف تصرّف کند.

س 2075: باتوجّه به اینکه کتابهای نفیس موجود در بعضی از مراکز و خانه‏ها در معرض تلف شدن بوده و نگهداری آنها مشکل است، عدّه‏ای پیشنهاد داده‏اند که قسمتی از کتابخانه مرکزی شهر در اختیار این مراکز قرار بگیرد تا کتابها با حفظ وقفیّت آنها به همان صورتی که در مکان اول بوده‏اند، به آن بخش منتقل شوند، آیا این کار جایز است؟

ج: اگر ثابت شود که انتفاع از آن کتابهای وقفی نفيس مشروط به استفاده در مکان خاصی است، تا زمانی که رعايت آن با حفظ کتابها از ضايع شدن و تلف ممکن باشد، انتقال آنها از آن مکان خاص به محل ديگر جايز نيست و در غير اين صورت بيرون بردن آنها از آن مکان به مکانی که اطمينان به حفظ کتابها در آنجا وجود دارد، بدون اشکال است.

س 2076: زمینی وجود دارد که فقط قابلیت استفاده به عنوان مرتع را دارد و صاحبش آن را برای اماکن مقدس وقف کرده است و متولّی آن هم قسمتی از آن را به چند نفر اجاره داده و مستأجرها هم به تدریج اقدام به ساخت مسکن و مکانهایی برای معیشت خود در قسمتهایی از آن که قابل مرتع بودن نیست، نموده‏اند و همچنین قسمتهای مناسب زراعت را تبدیل به زمین زراعی و باغ کرده‏اند، اولا: با توجّه به اینکه مرتع طبیعی از انفال و اموال عمومی است، آیا وقف آن صحیح است و در حال حاضر حکم به وقف بودن آن می‏شود؟ و ثانیاً: با توجّه به اینکه بر اثر کار مستأجرین در مرتع تغییرات و اصلاحاتی صورت گرفته و در نتیجه مرغوب‏تر از قبل شده چه مقدار اجرت باید پرداخت شود؟ و ثالثاً: با توجّه به اینکه زمین‌های زراعی و باغها بر اثر فعالیت مستأجرین احیاء و ایجاد شده‏اند، این قبیل زمین‌ها چگونه اجاره داده می‏شوند؟ آیا مبلغ اجاره آنها به مقدار اجاره مرتع باید پرداخت شود یا به مقدار اجاره مزرعه و باغ؟

ج: بعد از ثبوت اصل وقف، تا زمانی که ثابت نشده که زمين‌های مرتع در هنگام وقف از انفال بوده و ملک شرعی واقف نبوده‏اند، وقف آنها از نظر شرعی محکوم به صحّت‏ است و با اقدام مستأجرين به تبديل آنها به مزرعه و باغ و منازل مسکونی، از وقفيت خارج نمی‏شوند، بلکه در صورتی که تصرّفات آنها در زمين وقفی بعد از اجاره کردن آن از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجاره آن زمين‌ها را طبق آنچه در عقد اجاره معيّن شده به متولّی شرعی بپردازند تا آن را در جهت وقف مصرف نمايد، ولی اگر تصرّف آنها در آن زمين‌ها بدون اجاره قبلی از متولّی شرعی باشد، بر آنان واجب است اجرت‏المثل قيمت عادله مدّت تصرّف را بپردازند و اما اگر ثابت شود که آن زمين‌ها در هنگام وقف، بالاصاله از زمين‌های موات و انفال بوده‏اند و ملک شرعی واقف نبوده‏اند، وقف آنها شرعاً باطل است و آن مقداری را که متصرّفان طبق قانون و مقرّرات احيا کرده و تبديل به مزرعه و باغ و منزل مسکونی و غيره برای خودشان نموده‏اند، برای خود آنان است و قسمتهای ديگر زمين که به حالت قبلی خود باقی مانده و هميشه موات بوده‏اند، جزء ثروتهای طبيعی و انفال هستند و اختيار آنها با دولت اسلامی است.

س 2077: زنی که فقط مالک سدس ملک مشاعی است که بین او و سایر زارعین مشترک است، همه آن ملک را وقف کرده و همین باعث بروز مشکلات زیادی برای اهالی به سبب دخالت اداره اوقاف شده است، به‌طور مثال اداره اوقاف از صدور سند مالکیت برای خانه‏های اهالی جلوگیری می‏کند، آیا این وقف در تمام ملک مشاع نافذ است یا فقط در سهم او؟ و بر فرض اینکه وقف فقط در سهم او صحیح باشد، آیا وقف زمین مشاع قبل از تقسیم صحیح است؟ و اگر وقف سهم مشاع قبل از تفکیک آن صحیح باشد، سایر شرکا چه تکلیفی دارند؟

ج: وقف سهم ملک مشاع هرچند قبل از تفکيک باشد، شرعاً اشکال ندارد به شرطی که در جهت وقف هرچند بعد از تفکيک و تقسيم قابل انتفاع باشد، ولی وقف تمام ملک توسط کسی که فقط مالک قسمتی از آن است، نسبت به سهم ساير شرکا فضولی و باطل است و شرکا حق دارند خواهان تقسيم ملک برای تفکيک املاک خود از وقف شوند.

س 2078: آیا عدول از شروط وقف جایز است؟ و در صورت جواز، حدود آن کدام است؟ و آیا طولانی شدن زمان، بر عمل به شروط وقف تأثیر می‏گذارد؟

ج: تخلّف از شروط صحيحی که واقف در عقد وقف شرط کرده جايز نيست مگر آنکه عمل به آن غير مقدور يا حرجی باشد و گذشت زمان تأثيری در آن ندارد.

س 2079: در بعضی از زمین‌های وقفی نهرها یا مسیل‌هایی وجود دارد که سنگریزه‏ها و سنگهای معدنی در آنها یافت می‏شود، آیا این سنگریزه‏ها و سنگهای موجود در آنها که در ملک موقوفه واقع شده‏اند، تابع وقف هستند؟

ج: نهرهای بزرگ عمومی و همچنين مسيل‏های عمومی که در مجاورت زمين‌های وقفی هستند و يا از داخل آنها عبور می‏کنند، جزء وقف نيستند مگر آن مقداری از آنها که از نظر عرف، حريم موقوفه محسوب می‏شوند، در نتيجه با آن مقدار همانند وقف رفتار می‏شود، ولی درنهرهای کوچکی که موقوفه هستند واجب است نسبت به سنگريزه‏ها و سنگهای معدنی و غيره مانند وقف رفتار شود.

س 2080: مدرسه علوم دینیه‏ای بر اثر قدمت ساختمان و نفوذ رطوبت در آن از قابلیت انتفاع خارج شده و درآمدهای املاک آن جمع‏آوری و به عنوان امانت در بانک گذاشته شده است و اکنون قصد داریم که مدرسه را با آن درآمدها تجدید بنا کنیم، ولی مدّت زیادی طول می‏کشد تا پروانه ساختمان را بگیریم و اموال مزبور را برای تجدید بنای مدرسه مصرف کنیم، آیا جایز است در خلال این مدّت اموال مربوط به وقف را در یکی از بانکها به‌صورت سرمایه گذاری بگذاریم و طبق معاملات متعارف بانکی درصدی سود به نفع وقف دریافت کنیم؟

ج: آنچه شرعاً بر متولّی شرعی وقف در رابطه با درآمدهای آن واجب است، فقط مصرف آنها در جهت وقف است، ولی اگر مصرف درآمدها در جهت وقف برای او ممکن نباشد مگر آنکه مدّت زمانی بگذرد و حفظ آن اموال تا زمان امکان مصرف آنها برای وقف با سپردن به بانک ممکن باشد و گذاشتن آنها در حساب پس‏انداز موجب تأخير در مصرف بموقع آن اموال در وقف نشود، سپردن آنها به بانک و استفاده از سود آنها در جهت مصلحت وقف در ضمن يکی از عقود شرعی اشکال ندارد.

س 2081: آیا جایز است زمین موقوفه‏ای که مسلمان برای مسلمانان وقف کرده است به غیر مسلمان اجاره داده شود؟

ج: اگر وقف زمين به‌صورت وقف منفعت باشد اجاره دادن آن به غير مسلمان در صورتی که منفعت وقف با آن محفوظ بماند، اشکال ندارد.

س 2082: چند ماه قبل یکی از علما در زمین موقوفه‏ ای با اجازه وقف‏ کنندگان آن دفن شده است و در حال حاضر عدّه‏ ای به این کار اعتراض دارند و ادعا می‏کنند که دفن در زمین موقوفه جایز نیست، این مسأله چه حکمی دارد؟ و بر فرض عدم جواز، آیا اشکال با پرداخت مبلغی به عنوان عوض زمین موقوفه‏ ای که آن عالم در آن دفن شده، برطرف می‏شود؟

ج: اگر دفن میت در زمین موقوفه منافی با جهت وقف نباشد، اشکال ندارد، ولی اگر دفن او منافی با جهت وقف باشد جایز نیست و اگر شخصی در چنین زمین موقوفه ‏ای دفن شود، باید تا بدن او متلاشی نشده نبش قبر شود و در مکان دیگر دفن گردد، مگر آنکه نبش قبر، حرجی بوده و یا موجب اهانت و هتک مؤمن شود و به هر حال، اشکال با پرداخت مال یا زمین به عنوان عوض زمین موقوفه برطرف نمی‏شود.

س 2083: اگر ملکی وقف بر اولاد ذکور نسلاً بعد از نسلٍ شده باشد، آیا اگر موقوف علیهم به هر دلیلی از حقوق خود صرفنظر کنند، وقف زائل می‏شود؟ و در صورتی که موقوف علیهم موجود در طبقه قبل از حقوق خود صرفنظر کنند، طبقات بعدی چه تکلیفی دارند؟ و همچنین متولّی شرعی املاک موقوفه در چنین حالتی نسبت به حقوق بطن‏های بعدی چه تکلیفی دارد؟

ج: وقفيت با صرف نظر کردن موقوف عليهم از حقوق خود زائل نمی‏شود و صرف نظر کردن نسل قبلی از حق خود نسبت به موقوفه، تأثيری در حق نسل بعدی ندارد و وقف با آن منحل نمی‏شود، بلکه نسل بعدی حق دارد هنگامی که نوبت استفاده آنها از وقف رسيد، همه حق خود را مطالبه کند، بلکه اگر در زمان نسل قبل مجوّز شرعی فروش وقف وجود داشته باشد، واجب است بعد از فروش وقف ملک ديگری با پول آن به جای عين موقوفه، جهت استفاده نسلهای بعدی از آن خريداری شود و بر متولّی وقف هم اداره و حفظ آن برای همه طبقات موقوف عليهم واجب است.

س 2084: اگر در وقف بر ذرّیه، علم به چگونگی تقسیم منافع وقف بین موقوف علیهم نباشد، آیا در این قبیل موارد واجب است تقسیم بر اساس قانون ارث باشد یا به‌طور مساوی؟

ج: اگر در وقف بر ذرّيه معلوم نباشد که وقف بر افراد به‌طور مساوی بوده يا با رعايت تفاوت بين ذکور و اناث بر اساس قانون ارث است، حمل، بر وقف بر افراد به‌طور مساوی شده و درآمدهای وقف هم بين ذکور و اناث در هر طبقه‏ای به‌طور مساوی تقسيم می‏شود.

س 2085: چندین سال است که مصرف درآمدهای وقف متعلّق به حوزه علمیه شهر خاصی به علت عدم امکان ارسال آنها به آن شهر ممکن نیست و تاکنون مقدار زیادی از آن درآمدها پس‏انداز شده است، آیا مصرف آنها در حوزه‏های علمیه واقع در شهرهای دیگر جایز است؟ یا آنکه باید آنها را حفظ نمود تا ارسال آنها به آن شهر امکان‏پذیر شود؟

ج: وظيفه متولّی شرعی يا اداره اوقاف جمع آوری درآمدهای وقف و مصرف آنها در جهت وقف است و در صورتی که به‌طور موقت رساندن آنها به شهری که بايد در آن مصرف شوند، ممکن نباشد، واجب است درآمدها را حفظ کرده و منتظر بمانند تا رساندن آنها به آن شهر ممکن شود البته تا جايی که منجر به تعطيلی وقف نگردد، و در صورت نااميدی از توانايی رساندن درآمدها به آن حوزه علميه خاص هرچند در آينده، مصرف کردن آنها در حوزه‏های علميه مناطق ديگر اشکال ندارد.


احکام وقف‏

استفتائات جدید

س: اينجانب يك باب منزل را وقف حوزه علميه كرد‌ه‌ام و توليت آن را در زمان حياتم به عهده خودم و بعد از حياتم به عهده شخص ديگرى گذاشته‌ام. آيا اجازه دارم اكنون توليت بعد از خودم را تغيير بدهم؟

ج) واقف فقط در وقت واقع ساختن وقف و در ضمن عقد آن اجازه قرار دادن حق توليت براى خودش يا ديگرى را دارد اما بعد از تمام شدن وقف، واقف بيگانه از وقف مى‌باشد.


حبس‏

اجوبه الاستفتائات

س 2086:اگر فردی زمین خود را برای مدّت معیّنی بر چیزی که وقف بر آن صحیح است حبس کند به این امید که بعد از انقضاء مدّت حبس به او برگردد، آیا زمین بعد از پایان مدّت به او بر می‏گردد و او حق انتفاع از آن را مانند سایر املاکش دارد؟

ج: اگر زمين، ملک شرعیِ حبس‏کننده باشد و او آن را طبق موازين شرعی حبس کرده باشد، حبس محکوم به صحّت‏ است و آثار شرعی آن بر زمين مترتب می‏شود و ملک بعد از انقضاء مدّت حبس به حبس‏کننده برمی‏گردد و مانند ساير املاک اوست بنا بر اين منافع و نمائات آن برای اوست.

س 2087: اگر ملکی که توسط مالک، حبس دائم بر چیزی که وقف بر آن صحیح است شده و یا ثلث میّتی که وصیت به حفظ عین آن برای ابد نموده تا درآمدهای آن در جهتی که معیّن کرده مصرف شود، توسط ورثه بین خودشان به عنوان ارث تقسیم شود و آن را در سند رسمی به نام خودشان ثبت کنند و یا آن را بدون مجوّز شرعی به دیگری بفروشند، آیا حرمت تملّک و بیع املاک و آبها و زمین‌های وقفی شامل آن هم می‏شود؟

ج: ملک و ثلثی که حبس دائم شده‏اند، در عدم جواز تملّک و بيع، در حکم وقف هستند و تقسيم آنها بين ورثه به عنوان ارث و همچنين بيع آنها باطل است.


حبس‏

استفتائات جدید

س: اگر در وقف‌نامه، توليت وقف بر عهده بزرگترين فرزند پسر خانواده از هر نسل گذارده شده باشد، آيا اين بدان معناست كه بعد از فوت پدر، با وجود عمو، نوبت به پسر آن مرحوم مى‌رسد يا عموى او متولى است؟

ج) ظاهر تعيين توليت وقف به نحو مزبور در فوق انتقال توليت از ولد اكبر به فرزند اكبر وى است.


فروش وقف وتبدیل آن

اجوبه الاستفتائات

س 2088: شخصی قطعه‏ای از زمین‌های خود را برای ساخت حسینیه وقف کرده و ساخت حسینیه مذکور در آنها به پایان رسیده است، ولی بعضی از اهالی قسمتی از حسینیه را تبدیل به مسجد کرده‏اند و درحال حاضر در آن به عنوان مسجد، نماز جماعت می‏خوانند، آیا تبدیل حسینیه به مسجد توسط آنان صحیح است؟ و آیا احکام مسجد بر آن قسمت مترتّب می‏شود؟

ج: واقف و غير او حق تبديل حسينيه‏ای را که به عنوان حسينيه وقف شده به مسجد ندارند و با اين کار، تبديل به مسجد نمی‏شود و احکام و آثار مسجد هم بر آن مترتب نمی‏گردد، ولی برپايی نماز جماعت در آن اشکال ندارد.

س 2089: اگر شخصی چند سال قبل زمینی را که از طریق ارث به او رسیده به‌صورت بیع لازم بفروشد و سپس معلوم شود که آن زمین وقف بوده، آیا این بیع باطل است؟ و درصورتی که باطل باشد، آیا باید قیمت کنونی آن را به مشتری بپردازد یا پولی را که هنگام فروش از او گرفته است؟

ج: بعد از آنکه معلوم شد زمين فروخته شده در واقع وقف بوده و فروشنده حق فروش آن را نداشته، بيع باطل است و واجب است به همان حالت وقف عودت داده شود و فروشنده بايد پولی را که از مشتری در برابر فروش زمين دريافت کرده است، به او برگرداند. و راجع به تنزل ارزش پول بنا بر احتياط واجب با هم مصالحه نمايند.

س 2090: شخصی در حدود صد سال است که ملک خود را بر اولاد ذکورش وقف کرده و در وقفنامه ذکر نموده که اگر یکی از اولاد ذکور او فقیر شود، شرعاً حق دارد سهم خود را به ورثه دیگر بفروشد و بعضی از فرزندان او چند سال پیش مبادرت به فروش سهم خود به بعضی از موقوف علیهم نمودند و اخیراً گفته می‏شود که چون کلمه وقف درمیان است، بنا بر این شروطی که واقف ذکر کرده صحیح نبوده و خرید و فروش آن‏ ملک هم باطل است، حال با توجّه به اینکه، این زمین وقف خاص است نه وقف عام، آیا خرید و فروش آن بر طبق آنچه که واقف در ضمن وقفنامه ذکر کرده، جایز است؟

ج: اگر ثابت شود که واقف در ضمن عقد وقف شرط کرده که اگر يکی از موقوف عليهم فقير و نيازمند شد، بتواند سهم خود را به يکی ديگر از موقوف عليهم بفروشد، بيع کسی که سهم خود از وقف را بر اثر فقر و احتياج فروخته اشکال ندارد و بيع او در اين صورت محکوم به صحّت‏ است.

س 2091: زمینی را به آموزش و پرورش برای ساختن مدرسه هدیه کردم، ولی بعد از مشورت و اطلاع از اینکه با پول آن زمین می‏توان چندین مدرسه در محله‏های دیگر شهر ساخت، برای فروش زمین تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش و مصرف پول آن برای ساختن چند مدرسه در جنوب شهر یا در مناطق محروم، به آن وزارتخانه مراجعه کردم، آیا انجام این کار برای من جایز است؟

ج: اگر وقف زمين مدرسه با انشاء وقف و تحويل آن به آموزش و پرورش به اعتبار اينکه مسئول و متولّی اين امر است، تمام شده باشد، بعد از آن حق رجوع و دخالت و تصرّف در آن زمين را نداريد، ولی اگر وقف هرچند به زبان فارسی انشاء نشده باشد و يا زمين به عنوان قبضِ وقف تحويل وزارت آموزش و پرورش نشده باشد، در اين صورت زمين بر ملکيّت شما باقی است و اختيار آن در دست شماست.

س 2092: یکی از اولاد ائمه(علیهم‌السلام) زیارتگاهی دارد و بالای گنبد مبارک آن، سه کیلوگرم طلا به‌صورت سه قبّه متصل به هم وجود دارد، این طلا تا به حال دوبار به سرقت رفته و کشف شده و به مکان خود برگردانده شده است، با توجّه به اینکه طلای مذکور در معرض خطر و سرقت است، آیا فروش آن و مصرف پول آن برای توسعه و تعمیر زیارتگاه جایز است؟

ج: مجرّد خوف تلف و خطر سرقت آن، مجوّز فروش و تبديل آن نيست، ولی اگر متولّی شرعی از قرائن و شواهد احتمال قابل توجهی بدهد که آن طلا برای مصرف در تعمير و تأمين نيازمنديهای زيارتگاه ذخيره شده و يا آنکه بقعه مبارکه نياز ضروری به تعمير و اصلاح دارد و تأمين بودجه آن از راه ديگر هم ممکن نيست، در اين صورت فروش طلا و مصرف پول آن برای اصلاح و تعميرات ضروری آن بقعه مبارکه اشکال ندارد و شايسته است که اداره اوقاف بر اين امر نظارت کند.

س 2093: شخصی مقداری آب و زمین زراعی را وقف پسران خود نموده، ولی به علت کثرت اولاد و سنگینی کارهای کشاورزی و کمی محصول، کسی تمایلی به زراعت در زمین ندارد و به همین دلیل وقف در آینده نزدیک، خراب و از قابلیت انتفاع خارج خواهد شد، آیا جایز است به همین دلیل، زمین و آب مذکور فروخته شوند و پول آنها در کارهای خیر مصرف شود؟

ج: تا زمانی که وقف، قابليت انتفاع و استفاده در جهت وقف را دارد، هرچند با اجاره دادن آن به بعضی از موقوف عليهم يا به شخص ديگر و مصرف اجاره آن در جهت وقف باشد و يا نوع استفاده از آن تغيير کند، فروش و تبديل آن جايز نيست، و در صورتی که به هيچ وجه قابل انتفاع نباشد، فروش آن جايز است، ولی در اين صورت واجب است با پول آن ملک ديگری خريده شود تا منافع آن در جهت وقف به مصرف برسد.

س 2094: منبری برای مسجد وقف شده است ولی به علت ارتفاع زیاد عملاً قابل استفاده نیست، آیا تبدیل آن به منبر مناسب دیگری جایز است؟

ج: اگر با شکل خاص فعلی آن در اين مسجد و يا مساجد ديگر قابل استفاده نيست، تغيير شکل آن اشکال ندارد.

س 2095: آیا فروش زمین‌هایی که وقف خاص بوده و واقف بر اثر اجرای قانون اصلاحات ارضی آنها را بدست آورده، جایز است؟

ج: اگر واقف در هنگام وقف، مالک شرعی چيزی باشد که وقف کرده است و وقف هم بر وجه شرعی توسط او محقق شده باشد، خريد و فروش و تغيير و تبديل آن توسط او يا ديگری صحيح نيست هرچند وقف خاص باشد، مگر در موارد خاص استثنايی که شرعاً در آن موارد فروش و تبديل آن جايز است.

س 2096: پدرم قطعه زمینی را که تعدادی درخت خرما در آن وجود دارد برای اطعام در ایّام عاشورا و شبهای قدر وقف کرده است و اکنون حدود صد سال از عمر درختهای موجود در آن می‏گذرد و از قابلیت انتفاع خارج شده‏اند، با توجّه به اینکه اینجانب پسربزرگ و وکیل و وصی پدرم هستم، آیا جایز است این زمین را فروخته و با پول آن مدرسه و حسینیه‏ای بسازم تا صدقه جاریه‏ای برای پدرم باشد؟

ج: اگر زمين هم وقف باشد، به مجرّد خروج درختان وقفی موجود در آن از قابليت انتفاع، فروش و تبديل آن جايز نمی‏شود، بلکه واجب است در صورت امکان به جای آنها هرچند با صرف پول درختانی که از قابليّت انتفاع، خارج شده‏اند درختان جديد خرما، کاشته شود تا منافع آنها در جهت وقف مصرف شود و در غير اين صورت بايد از زمين موقوفه بصورت ديگری استفاده شود هرچند با اجاره دادن آن برای زراعت يا ساخت خانه و مانند آن و مصرف درآمد آن در جهت وقف باشد و به‌طور کلی تا زمانی که به نحوی از انحاء، استفاده از زمين موقوفه امکان دارد، خريد و فروش و تبديل آن جايز نيست، ولی فروش نخلهای موقوفه در صورتی که ثمره ندهند اشکال ندارد و در صورت امکان بايد پول آنها برای کاشت درختهای جديد مورد استفاده قرار گيرد و در صورتی که امکان نداشته باشد، بايد در همان جهت وقف مصرف گردد.

س 2097: شخصی مقداری آهن و لوازم جوشکاری را برای ساخت مسجد در مکانی هدیه کرده و بعد از پایان کار مقداری از آنها زیاد آمده است و با توجّه‏به اینکه ساختمان مسجد به علت هزینه‏های دیگر بدهی دارد، آیا فروش آن مقدار اضافی و مصرف پول آن برای پرداخت بدهیهای مسجد و رفع سایر نیازهای آن جایز است؟

ج: اگر شخص متبرّع، آن ابزار و لوازم را برای ساخت مسجد داده باشد و آنها را برای انجام اين کار از ملک خود خارج کرده باشد، در اين صورت هر کدام که قابل استفاده باشد، هرچند در مساجد ديگر، فروش آن جايز نيست بلکه بايد برای تعمير مساجد ديگر بکار رود، ولی اگر متبرع فقط اجازه استفاده از آنها را در مسجد داده باشد، دراين صورت مقدار اضافی مال خود اوست و اختيار آن هم در دست او می‏باشد.

س 2098: شخصی کتابخانه خود را بر اولاد ذکورش وقف کرده است، ولی هیچ‌یک از اولاد و نوه‏های او موفق به تحصیل علوم دینیه نشده‏اند و در نتیجه استفاده‏ای از کتابخانه نمی‏کنند و موریانه مقداری از کتابهای آن را از بین برده و بقیه هم در معرض تلف‏شدن هستند، آیا جایز است آن را بفروشد؟

ج: اگر وقف کتابخانه بر اولاد او مشروط و معلّق به اين امر باشد که آنها اشتغال به تحصيل علوم دينيه داشته باشند و داخل در سلک علمای دين شوند، اين وقف به علت وجود تعليق در آن از اصل باطل است و اگر وقف آنان کرده تا از آن استفاده کنند، ولی در حال حاضر کسی که بتواند از آن کتابخانه استفاده کند در بين آنها وجود ندارد و اميدی به تحقق اين صلاحيت در آينده نيست، در اين صورت وقف مزبور صحيح است و جايز است که آنان کتابخانه را در معرض استفاده کسانی قرار دهند که قابليت استفاده از آن را دارند و همچنين اگر کتابخانه برای استفاده کسانی وقف شده باشد که صلاحيت آن را دارند، و توليت وقف با اولاد او باشد، واجب است آن را در معرض استفاده افراد مذکور قرار دهند، و به هر حال حق فروش آن را ندارند و بر متولّی شرعی واجب است به نحو مناسبی، مانع آسيب ديدن و از بين رفتن موقوفه گردد.

س 2099: زمین زراعی وجود دارد که وقفی بوده و سطح آن بالاتر از زمین‌های اطراف آن است و به همین دلیل رساندن آب به آن ممکن نیست و مدّتی است که کار مساوی کردن آن با زمین‌های دیگر به پایان رسیده و خاکهای اضافی در وسط آن جمع شده و مانع زراعت در آن است، آیا فروش این خاکها و مصرف پول آن برای حرم یکی از اولاد ائمه(علیهم‌السلام) که نزدیک زمین مزبور قرار دارد جایز است؟

ج: اگر خاک اضافی مانع استفاده از زمين‌های موقوفه است، انتقال آن از زمين و فروش آن و مصرف پول آن در جهت وقف اشکال ندارد.

س 2100: تعدادی مکان تجاری وقفی وجود دارد که در زمین وقفی ساخته شده‏اند و بدون فروش سرقفلی آنها به مستأجرین، اجاره داده شده‏اند، آیا جایز است مستأجرهای آنها سرقفلی مغازه‏ها را به دیگری بفروشند و پول آن را بگیرند؟ و بر فرض جواز آن، آیا پول سرقفلی مال مستأجر است یا آنکه از درآمدهای وقف محسوب می‏شود و باید در جهت وقف مصرف شود؟

ج: اگر متولّی وقف فروش سرقفلی را با رعايت مصلحت وقف اجازه دهد، مالی که در برابر آن گرفته می‏شود جزو درآمدهای وقف محسوب می‏شود و واجب است که در جهت وقف مصرف شود، ولی اگر معامله را اجازه ندهد، بيع باطل است و فروشنده بايد مبلغی را که از خريدار گرفته به او برگرداند، و به هر حال مستأجری که حق سرقفلی ندارد ولی درعين حال آن را به مستأجر بعدی فروخته است، حقی در آن مال ندارد.


فروش وقف وتبدیل آن

استفتائات جدید

س: اگر مهر نماز متعلق به مسجد در جيب كسى بماند تكليف چيست؟

ج) اگر براى خصوص آن مسجد وقف شده باشد بايد به آنجا برگرداند و در صورت شک نيز حکم همين است.

س: آيا با پول موقوفات و نذورات امامزاده‌ها مى‌توان ماشين به نام وقف و يا امامزاده خريد و آن را در اختيار اداره اوقاف قرار داد تا استفاده نمايد؟ آيا مى‌توان کارمند و کارگر امامزاده و يا موقوفات که حقوق‌بگير وقف و امامزاده مى‌باشد به صورت تمام وقت در اختيار اداره اوقاف باشد؟

ج) در مصرف عوائد موقوفات بايد طبق نظر واقف عمل شود و نذورات نيز در هر راه مشروعى که نذر شده مصرف شود و نذر بر امامزاده بايد صَرف مصالح آن امامزاده شود، و از آن جمله است اجرت کسانى که براى آن امامزاده زحمت مى‌کشند.

س: شخصى از محل درآمد و عوايد موقوفه و از محل واگذارى حقوق استيجارى املاك آن، مبادرت به احداث اعيان بر روى عرصه‌ى متعلق به ثالث كه وقف نبوده، نموده است و ملك و اعيان مورد بحث را ابتداءً به تصرف موقوف عليهم نيز داده است، نظر حضرتعالى را در خصوص اعيان مورد بحث و اينكه متعلق به چه شخصى مى‌باشد بيان فرماييد.

ج) اگر شرعاً مجاز به صرف درآمد موقوفه در احداث بناى اعيانى ديگر بوده، آن اعيانى احداثى حكم وقف را دارد كه بايد درآمد آن در همان جهت وقف موقوفه‌ى اولى صرف شود.

س: مقدار زيادى كاسه مسى مربوط به حسينيه روستا است كه قابل استفاده نيست و استفاده از آنها معمول نيست تكليف ما در اين مورد چيست؟

ج) چنانچه آن ظرف‌ها در آن حسينيه كه براى آن وقف شده، قابل استفاده نباشد و در حسينيه‌هاى ديگر هم قابل استفاده نباشد؛ مى‌توانيد آن را با ظرف‌هاى قابل استفاده مبادله نماييد.

س: زمينى جهت ساخت مسجد وقف شده در طراحى جهت ساخت ، قسمت زير زمينى آن جهت امور فرهنگى ـ ورزشى مسجد در نظر گرفته شده است. (اين قسمت از شبستان مسجد کاملاً مجزا است) آيا اين امر اشکالى دارد؟

ج) از ابتدا واقف مى‌تواند يک قسمت زمين خود را براى غير مسجد وقف کند، اما پس از وقف براى مسجد ‏نمى‌تواند آن را تغيير دهد.‏

س: شخصى زمينى را به آموزش و پرورش هبه نموده و در سند زمين تأکيد کرده كه زمين نبايد از اختيار آموزش و پرورش خارج گردد و همچنين نام او نبايد از مدرسه برداشته شود. سند هم توسط معتمدترين فرد محل در زمان حيات واهب امضاء و تأييد شده است. 1: آيا آموزش و پرورش مى‌‌تواند به دليل عدم نياز فعلى، زمين را به غير بفروشد؟ آيا با وجود تأکيد واهب در زمان حيات و تأييد معتمد، مى‌‌توان بعد از گذشت چند سال از فوت واهب به رضايت او نسبت به تغيير نام مدرسه يا تغيير کاربرى زمين علم پيدا كرد؟ 2: آيا آموزش و پرورش مى‌‌تواند زمين مزبور را معاوضه نمايد؟

ج1و2) اگر زمين را به آموزش و پرورش تمليک کرده، اختيار آن با آموزش و پرورش است اگرچه لازم است شرايط واگذار کننده را در صورت امکان مراعات نمايند ليکن اگر زمين را براى کاربرى بخصوصى در اختيار آموزش و پرورش قرار داده، اداره آموزش و پرورش حق تغيير و تبديل و فروش و معاوضه آن را ندارد.


پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان
استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی