وصیت‏

اجوبه الاستفتائات

س 1829: بعضی از شهدا وصیّت کرده‏اند که ثلث ترکه آنان برای حمایت از جبهه‏های دفاع مقدس مصرف شود، در حال حاضر که موضوع این وصیت‏ها منتفی شده، این وصایا چه حکمی پیدا می‏کنند؟

ج: در صورتی که مورد عمل به وصيّتها منتفی شود، ارثِ ورثه آنان می‏شود و احوط آن است که با اذن ورثه در راههای خير مصرف شود.

س 1830: برادرم وصیّت کرده که ثلث مالش برای مهاجرین جنگی شهر خاصی مصرف شود، ولی درحال حاضر در شهر مزبور هیچ مهاجر جنگی یافت نمی‏شود، تکلیف چیست؟

ج: اگر احراز شود که مقصود موصی از مهاجرين جنگی کسانی هستند که در حال حاضر در آن شهر زندگی می‏کنند در اين صورت چون فعلاً مهاجری نيست مال، به ورثه می‏رسد و در غير اين صورت، بايد پول به مهاجرين جنگی که در آن شهر زندگی می‏کرده‏اند داده شود، اگر چه فعلاً کوچ کرده باشند.

س 1831: آیا جایز است کسی وصیت کند که بعد از فوتش نصف مالش را برای مجالس ختم و سوگواری او مصرف کنند، یا آنکه تعیین این مقدار جایز نیست، زیرا اسلام برای این موارد حد و حدود خاصی را معیّن کرده است؟

ج: وصيت به مال برای مصرف کردن در مراسم عزاداری و سوگواری موصی اشکال ندارد و شرعاً حد خاصی هم ندارد، ولی وصيت ميّت فقط نسبت به ثلث مجموع ترکه نافذ است و در زائد بر ثلث متوقف بر اذن و اجازه ورثه است.

س 1832: آیا وصیت کردن واجب است به‌طوری که انسان با ترک آن مرتکب معصیت شود؟

ج: اگر وديعه‏ها و امانت‏های ديگران نزد او باشد و حق‏الناس يا حق‏اللّه تعالی بر عهده او باشد و در دوران حيات توانايی ادای آن را نداشته باشد، واجب است در مورد آنها وصيت کند و در غير اين صورت وصيت واجب نيست.

س 1833: مردی کمتر از ثلث اموالش را برای همسرش وصیّت کرده و پسر بزرگترش را وصیّ خود قرار داده است، ولی سایر ورثه به این وصیّت اعتراض دارند، وصیّ دراین حالت چه وظیفه‌ای دارد؟

ج: اگر وصيّت به مقدار ثلث ترکه ياکمتر از آن باشد، اعتراض ورثه به آن وجهی ندارد بلکه بر آنان واجب است طبق وصيّت عمل کنند.

س 1834: اگر ورّاث، وصیّت را به‌طور مطلق انکار کنند، تکلیف چیست؟

ج: مدّعی وصيّت بايد آن را از راههای شرعی ثابت کند و در صورت اثبات آن اگر به مقدار ثلث ترکه يا کمتر از آن باشد، عمل بر طبق آن واجب است و انکار ورثه و اعتراض آنان اثری ندارد.

س 1835: شخصی در حضور افراد مورد اطمینان از جمله یکی از فرزندان ذکورش، وصیّت کرده است که برای ادای حقوق شرعی که بر عهده دارد از قبیل خمس و زکات و کفّارات و همچنین واجبات بدنی که بر عهده اوست مانند روزه، نماز و حج، بعضی از املاک او برای مصرف در موارد وصیّت از ترکه اش استثنا شوند، ولی بعضی از ورثه آن را رد کرده و خواهان تقسیم همه املاک بدون استثنا بین ورثه هستند. در این مورد تکلیف چیست؟

ج: بعد از فرض ثبوت وصيّت با دليل شرعی يا اقرار ورثه، در صورتی که ملک مورد وصيّت بيشتر از ثلث مجموع ترکه نباشد، آنان حق ندارند خواهان تقسيم آن شوند، بلکه واجب است با صرف آن در حقوق مالی و واجبات بدنی که ميّت به آنها وصيّت کرده، به وصيّت او عمل کنند. بلکه اگر از طريق شرعی يا با اعتراف ورثه ثابت شود که ميّت به مردم بدهکار است و يا حقوق مالی مربوط به خداوند مانند خمس و زکات و کفّارات و يا مالی و بدنی مانند حج بر عهده اوست، باز هم بر آنان واجب است همه ديون او را از اصل ترکه بپردازند و سپس باقی‌مانده آن بين ورثه تقسيم شود، هرچند نسبت به آنها وصيّتی نکرده باشد.

س 1836: فردی که مالک مقداری زمین زراعتی است، وصیّت کرده که آن را برای تعمیر مسجد مصرف کنند، ولی ورثه او آن را فروخته‏اند، آیا وصیّت متوفّی‏ نافذ است؟ و آیا ورثه حق فروش آن ملک را دارند؟

ج: اگر مضمون وصيّت، اين باشد که خود زمين زراعتی، فروخته و در تعمير مسجد مصرف شود و قيمت زمين هم از ثلث ترکه، بيشتر نباشد، وصيّت نافذ است و فروش زمين، اشکال ندارد و اگر مقصود موصی، اين بوده که منافع زمين صرف تعمير مسجد شود، دراين صورت، ورثه حقّ فروش نداشته‏اند.

س 1837: شخصی وصیّت کرده که یک قطعه از زمین هایش برای بجا آوردن نماز و روزه از طرف او و کارهای خیر مصرف شود، آیا فروش این زمین جایز است، یا آنکه وقف محسوب می‏شود؟

ج: تا زمانی که از شواهد و قرائن فهميده نشود که منظورش اين بوده که زمين به حال خود باقی بماند تا درآمدهای آن برای او مصرف شود، بلکه فقط وصيّت کرده که زمين برای خود او مصرف گردد، اين وصيّت در حکم وقف زمين نيست، درنتيجه اگر پول آن زائد بر ثلث نباشد، فروش و صرف پول آن برای خود او اشکال ندارد.

س 1838: آیا جایز است مالی به عنوان ثلث ترکه کنار گذاشته شود و یا نزد شخصی به ودیعه گذاشته شود تا بعد از وفات او به مصرف خودش برسد؟

ج: اين کار اشکال ندارد به شرط اينکه بعد از وفات او دو برابر آن مال برای ورثه باقی بماند.

س 1839: شخصی به پدرش وصیّت کرده که برای قضای چند ماه نماز و روزه‏ای که بر عهده‏اش است، اجیر بگیرد و درحال حاضر آن شخص مفقود شده است، آیا بر پدر او واجب است کسی را برای قضای نماز و روزه او اجیر کند؟

ج: تا زمانی که موت موصی با دليل شرعی و يا از طريق علم وصی ثابت نشده، استيجار از طرف او برای قضای نماز و روزه وی صحيح نيست.

س 1840: پدرم ثلث زمین خود را برای ساخت مسجد وصیّت کرده است، ولی با توجه به وجود دو مسجد در مجاورت این زمین و نیاز مبرم به ساخت مدرسه، آیا جایز است به جای مسجد، مدرسه در آن بسازیم؟

ج: تبديل وصيّت با ساخت مدرسه به جای مسجد جايز نيست، ولی اگر قصدايجاد مسجد در همان زمين نبوده، فروش و مصرف پول آن برای ساخت مسجد در مکانی که نيازمند مسجد است مانعی ندارد.

س 1841: آیا جایز است شخصی وصیّت کند که جسد او بعد از مردن در اختیار دانشجویان دانشکده پزشکی قرار گیرد تا برای تشریح و تعلیم و تعلّم مورد استفاده واقع شود یااین عمل به این جهت که موجب مثله شدن جسد میّت مسلمان می‏شود حرام است؟

ج: به نظر می‏رسد ادله تحريم مثله و امثال آن ناظر به امر ديگری است و از امثال مورد سؤال که مصلحت مهمی در تشريح جنازه ميّت وجود دارد منصرف است. اگر شرط احترام جسد ميّت مسلمان که بايد اصل مسلّم در نظائر اين مسأله قرار داده شود حاصل باشد ظاهراً کالبد شکافی اشکال نخواهد داشت.

س 1842: اگر فردی وصیّت نماید که بعضی از اعضای بدن او بعد از مردن به بیمارستان یا شخص دیگری هدیه شود، آیا این وصیّت صحیح و اجرای آن واجب است؟

ج: صحّت‏ و نفوذ اين قبيل وصايا نسبت به اعضايی که جداکردن آنها از جسد ميت هتک حرمت او محسوب نمی‏شود، بعيد نيست و عمل به وصيّت در اين موارد مانعی ندارد.

س 1843: آیا اگر ورثه در زمان حیات موصی، وصیّت او را نسبت به بیشتر از ثلث اجازه بدهند، برای نفوذ آن کافی است؟ و بر فرض کفایت، آیا جایز است بعد از مردن موصی از اجازه خود عدول کنند؟

ج: اجازه ورثه در زمان حيات موصی نسبت به زائد بر ثلث، برای نفوذ و صحّت‏ وصيّت کافی است و بعد از وفات موصی، حق رجوع از آن را ندارند و رجوع آنان هم اثری ندارد.

س 1844: یکی از شهدای عزیز در مورد قضای نماز و روزه‌هایش وصیّت کرده است، ولی ترکه‏ای ندارد و یا ترکه او فقط خانه و لوازم آن است که فروش آنها موجب عسر و حرج فرزندان صغیر او می‏شود، ورثه او در رابطه با این وصیّت چه تکلیفی دارند؟

ج: اگر آن شهيد عزيز ترکه‌ای ندارد، عمل به وصيّت او واجب نيست، ولی بر پسر بزرگ او واجب است که بعد از رسيدن به سن بلوغ، نماز و روزه‏هايی را که از پدرش فوت شده قضا نمايد، ولی اگر ترکه‏ای دارد، واجب است ثلث آن در مورد وصيّت او مصرف شود و مجرّد نياز ورثه و صغير بودن آنان عذر شرعی برای عمل نکردن به وصيّت محسوب نمی‏شود.

س 1845: آیا وجود موصی‏له در هنگام وصیّت در صحّت‏ و نفوذ وصیّت به مال شرط است؟

ج: وجود موصی‏له هنگام وصيّت در وصيّت تمليکی شرط است، هرچند به‌صورت جنين در رحم مادرش باشد و يا حتّی جنينی باشد که هنوز روح در آن دميده نشده است، به شرط اينکه زنده به دنيا بيايد.

س 1846: موصی در وصیّت مکتوب خود علاوه بر نصب وصی برای اجرای وصیّت‏هایش، فردی را هم به عنوان ناظر تعیین کرده، ولی تصریح به اختیارات او نکرده است یعنی مشخص نیست که آیا نظارت او بر کار وصی فقط برای اطلاع از کارهای اوست تا بر خلاف آنچه موصی مقرّر کرده عمل نکند یا آنکه نسبت به اعمال وصی دارای رای و نظر است و کارهای او باید طبق نظر و صلاحدید ناظر صورت بگیرد، اختیارات ناظر در این صورت چگونه است؟

ج: با فرض اطلاق وصيّت، بر وصی واجب نيست درکارهايش با ناظر مشورت کند، هرچند احوط انجام آن است و وظيفه ناظر، نظارت بر وصی جهت اطلاع يافتن از کارهای اوست.

س 1847: فردی پسر بزرگ خود را وصی و مرا ناظر بر او قرار داده و از دنیا رفته است، سپس فرزند او نیز وفات یافته و من تنها فردمسئول اجرای وصیّت او شده‏ام، ولی درحال حاضر به علت وضعیت خاصی که دارم، اجرای اموری که به آنها وصیّت شده برای من مشکل می‏باشد، آیا تبدیل مورد وصیّت با پرداخت منافع حاصل از ثلث به اداره بهداشت جهت مصرف در امور خیریه و برای افراد نیازمندی که تحت تکفل آن اداره هستند ومستحق کمک و مساعدت می‌باشند، جایز است؟

ج: ناظر نمی‏تواند به‌طور مستقل به اجرای وصايای ميّت بپردازد هرچند بعد از موت وصی باشد، مگر آنکه موصی بعد از موت وصی او را وصیّ قرار داده باشد و در غير اين صورت، بايد بعد از فوت وصی به حاکم شرع مراجعه کند تا فرد ديگری را به جای او تعيين نمايد و به هر حال تعدّی از وصيّت ميّت و تغيير و تبديل آن جايز نيست.

س 1848: اگر شخصی وصیّت کند که مقداری از اموال او برای تلاوت قرآن کریم در نجف اشرف مصرف شود و یا مالی را برای این کار وقف نماید وبرای وصی یا متولی وقف ارسال مال به نجف اشرف جهت اجیر کردن کسی برای قرائت قرآن ممکن نباشد، تکلیف او دراین مورد چیست؟

ج: اگر مصرف آن مال حتّی در آينده برای تلاوت قرآن کريم در نجف اشرف ممکن باشد، واجب است به وصيّت عمل شود.

س 1849: مادرم قبل از وفاتش وصیّت نمود که طلاهای او را شب‏های جمعه در کارهای خیر مصرف کنم و من تاکنون این کار را برای او انجام داده‏ام، ولی در صورت مسافرت به کشورهای خارجی که ساکنین آنها به احتمال زیاد مسلمان نیستند، تکلیف من چیست؟

ج: تا زمانی که احراز نشود که مقصود او انفاق به عموم مردم اعم از مسلمان و غيرمسلمان بوده، واجب است آن مال فقط در امور خيريه مربوط به مسلمانان مصرف شود، هرچند با قرار دادن آن مال نزد فردی امين در سرزمين اسلامی باشد تا به مصرف مسلمانان برسد.

س 1850: شخصی وصیّت کرده که مقداری از زمین‌هایش برای مصرف پول آن در مراسم عزاداری و امور خیریه به فروش برسد، ولی فروش آن به غیر از ورثه موجب بروز مشکل و مشقت برای آنان می‏شود زیرا تفکیک زمین مزبور و زمین‌های دیگر مشکلات زیادی ایجاد می‏کند، آیا جایز است که ورثه، این زمین را به‌طور قسطی برای خودشان بخرند به این صورت که هر سال مبلغی از آن را بپردازند تا با نظارت وصی وناظر درمورد وصیّت به مصرف برسد؟

ج: اصل خريد زمين توسط ورثه برای خودشان اشکال ندارد، و خريد آن به‌طور قسطی به قيمت عادلانه نيز، در صورتی که احراز نشود که قصد موصی فروش نقدی زمين و مصرف پول آن در همان سال اول درمورد وصيّت بوده، اشکال ندارد به شرط آنکه وصی و ناظر اين کار را به مصلحت ببينند و اقساط هم به گونه‏ای نباشد که منجر به اهمال و عدم اجرای وصيّت شود.

س 1851: شخصی در بیماری منجر به موت، به دو نفر به عنوان وصی و نائب وصی وصیّت کرده و بعد از آن نظرش تغییر نموده و وصیّت را باطل کرده و وصی و نائب را از آن مطلع نموده است و وصیّت‌نامه دیگری نوشته و در آن یکی از نزدیکان خود را که غائب می‏باشد، وصی خود قرار داده است، آیا وصیّت اول بعد از عدول و تغییر آن به حال خود باقی می‏ماند و اعتبار دارد؟ و اگر وصیّت دوم صحیح و شخص غائب وصی باشد در صورتی که وصی اوّل و نائب او که عزل شده اند به وصیّتی که موصی آن را باطل نموده استناد کنند و اقدام به اجرای آن نمایند، آیا تصرّفات آنان عدوانی محسوب می‏شود و واجب است آنچه را از مال میّت انفاق کرده‏اند به وصی دوم برگردانند؟

ج: بعد از آنکه ميّت در زمان حيات خود از وصيّت اول عدول نمود و وصیّ اول را عزل کرد، وصی معزول بعد از آگاهی از عزل خود حق ندارد به آن وصيّت استناد و عمل نمايد و تصرّفات او در مال مورد وصيّت، فضولی و متوقف بر اجازه وصیّ می‏باشد، درنتيجه اگر آن را اجازه نکند، وصی معزول ضامن اموالی است که مصرف کرده است.

س 1852: شخصی وصیّت کرده‏است که یکی از املاک او متعلّق به یکی از فرزندانش باشد، سپس بعد از دو سال، وصیّت خود را به‌طور کامل تغییر داده است، آیا عدول او از وصیّت قبلی به وصیّت بعدی شرعاً صحیح است؟ و در صورتی که این شخص بیمار و محتاج خدمت و مراقبت باشد، آیا این وظیفه فقط بر عهده وصی معیّن او یعنی پسر بزرگش است یا آنکه همه فرزندان او به‌طور مساوی دارای این مسئولیت هستند؟

ج: عدول موصی از وصيّت تا زمانی که زنده است و از سلامت عقلی برخوردار است شرعاً اشکال ندارد و وصيّت صحيح و معتبر از نظر شرعی، وصيّت بعدی می‏باشد و مسئوليت مراقبت از شخص بيمار در صورتی که قادر به استخدام پرستار از مال خودش نباشد، به‌طور مساوی بر عهده همه فرزندان اوست که توانايی مراقبت از او را دارند و وصی به تنهايی مسئول آن نيست.

س 1853: پدری ثلث اموالش را برای خودش وصیّت کرده و مرا وصیّ خود قرار داده است، بعد از تقسیم ترکه، ثلث آن کنار گذاشته شده، آیا جایز است برای اجرای وصایای او قسمتی از ثلث مال او را بفروشم؟

ج: اگر وصيّت کرده باشد که ثلث اموالش برای اجرای وصايای او مصرف شود، فروش آن بعد از جدا کردن از ترکه و مصرف آن در مواردی که در وصيّت‌نامه ذکر شده است، اشکال ندارد. ولی اگر وصيّت کرده که درآمدهای ثلث برای اجرای وصايای او مصرف شود، در اين صورت فروش عين ثلث جايز نيست هرچند برای مصرف در موارد وصيّت باشد.

س 1854: اگر موصی، وصیّ و ناظر را تعیین کند، ولی وظایف و اختیارات آنان را ذکر ننماید و همچنین متعرض ثلث اموال خود و مصارف آن نیز نشود، در این صورت وظیفه وصیّ چیست؟ آیا جایز است ثلث اموال موصی را از ترکه او جدا کند و در امور خیر مصرف نماید؟ و آیا مجرّد وصیّت و تعیین وصیّ برای استحقاق او نسبت به ثلث ترکه‏اش کافی است تا در نتیجه بر وصی، جدا کردن ثلث از ترکه و مصرف آن برای موصی واجب باشد؟

ج: اگر مقصود موصی از طريق قرائن و شواهد و يا عرف محلی خاص، فهميده شود، واجب است وصیّ به فهم خود نسبت به تشخيص مورد وصيّت و مقصود موصی که از اين طريق بدست آمده عمل کند و در غير اين صورت وصيّت به خاطر ابهام و عدم ذکر متعلّق آن، باطل و لغو است.

س 1855: شخصی اینگونه وصیّت کرده است : «همه پارچه‌های دوخته شده و دوخته نشده و غیره متعلّق به همسرم باشد» آیا مقصود از کلمه «غیره» اموال منقول اوست یا اینکه منظور چیزهایی است که کمتر از پارچه و لباس هستند مانند کفش و امثال آن؟

ج: تا زمانی که منظور از کلمه «غيره» که در وصيّت‌نامه آمده است معلوم نشود و از خارج هم مقصود موصی از آن فهميده نشود، اين جمله از وصيّت‌نامه با توجه به اجمال و ابهام آن قابل عمل و اجرا نيست و تطبيق آن بر يکی از احتمالاتی که در سؤال آمده، متوقف بر موافقت و رضايت ورثه است.

س 1856: زنی وصیّت کرده که از ثلث ترکه‏اش هشت سال نماز قضا برای او خوانده شود و بقیه آن برای ردّ مظالم و خمس و کارهای خیر مصرف گردد. باتوجه به اینکه زمان عمل به این وصیّت مصادف با دوران دفاع مقدس بوده که کمک به جبهه ضرورت بیشتری داشته و وصی هم یقین دارد که حتّی یک نماز قضا بر عهده آن زن نیست، ولی درعین حال شخصی را اجیر کرده که به مدت دو سال برای او نماز بخواند و مقداری از ثلث را به جبهه کمک کرده و باقی‌مانده را برای پرداخت خمس و ردّ مظالم مصرف نموده، آیا در مورد عمل به وصیّت، چیزی بر عهده وصی هست؟

ج: واجب است به وصيّت همانگونه که ميّت وصيّت کرده، عمل شود و جايز نيست وصی، عمل به آن را حتّی در بعضی از موارد ترک کند، بنا بر اين اگر حتّی مقداری از آن مال را در غير مورد وصيّت مصرف نمايد، به همان مقدار ضامن است.

س 1857: شخصی به دو نفر وصیّت کرده که بعد از وفات او طبق آنچه که در وصیّت‌نامه آمده است عمل کنند، در ماده سه آن مقرّر شده که همه ترکه موصی اعم از منقول و غیرمنقول و نقد و طلب‏هایی که از مردم دارد جمع شده و بعد از پرداخت بدهی‏های او از اصل ترکه، ثلث آن از همه ترکه جدا شود و طبق مواد 4 و 5 و 6 که در وصیّت‌نامه آمده است مصرف گردد و بعد از گذشت هفده سال باقی‌مانده ثلث، خرج ورثه فقیر شود. ولی دو وصی از زمان فوت موصی تا پایان این مدت موفق به جدا کردن ثلث نشده‏اند و عمل به مواد مذکور برای آنان امکان ندارد و ورثه هم مدّعی هستند که وصیّت‌نامه بعد از انقضای مدت مزبور باطل است و آن دو وصی هم حق دخالت در اموال موصی را ندارند، حکم این مسأله چیست؟ و این دو وصی چه وظیفه‌ای دارند؟

ج: وصيّت و وصايت وصی با تأخير در اجرا باطل نمی‏شود، بلکه بر آن دو وصی واجب است به وصيّت عمل کنند هرچند مدت آن طولانی شود و تا زمانی که وصايت آنان مقيد به مهلت خاصی که به پايان رسيده است نباشد، ورثه حق ندارند مزاحم آن دو در اجرای وصيّت شوند.

س 1858: بعد از تقسیم ترکه میّت بین ورثه و صدور اسناد مالکیت به نامهای آنان و گذشت شش سال از آن، یکی از ورثه ادعا می‏کند که متوفّی‏ به‌طور شفاهی به او وصیّت کرده است که قسمتی از خانه به یکی از پسران او داده شود و بعضی از زنان هم به این امر شهادت می‏دهند، آیا بعد از گذشت مدت مزبور، ادعای او پذیرفته می‏شود؟

ج: مرور زمان و اتمام مراحل قانونی تقسيم ارث مانع از قبول وصيّت، در صورتی که مستند به دليل شرعی باشد نيست، در نتيجه اگر مدّعی وصيّت، ادعای خود را از طريق شرعی ثابت کند، بر همه واجب است که طبق آن عمل نمايند و در غير اين صورت هر کسی که اقرار به صحّت‏ ادعای او کرده، واجب است به مضمون آن ملتزم باشد و به مقدار سهم خود از ارث بر طبق آن عمل نمايد.

س 1859: شخصی به دو نفر وصیّت کرده است که قطعه‏ای از زمین‌های او را بفروشند و به نیابت از او به حج بروند و در وصیّت‌نامه خود یکی از آن دو را به عنوان وصی و دیگری را ناظر بر او قرار داده است، سپس شخص سومی پیدا شده است که ادعا می‏کند که مناسک حج را بدون کسب اجازه از وصی و ناظر به نیابت از او بجا آورده است و درحال حاضر وصی هم از دنیا رفته و فقط ناظر زنده است، آیا ناظر باید دوباره با پول آن زمین از طرف میّت فریضه حج انجام دهد؟ یا آنکه واجب است پول زمین را به عنوان اجرت به کسی بدهد که ادعا می‏کند از طرف میّت حج را بجا آورده است؟ و یا چیزی در این رابطه بر او واجب نیست؟

ج: در صورتی که حج بر عهده ميّت باشد و بخواهد با وصيّت به انجام حج توسط نائب، برئ‏الذمّه شود اگر شخص سومی به نيابت از ميّت حج بجا آورد، برای او کافی است ولی آن شخص حق مطالبه اجرت از هيچکس را ندارد و در غير اين صورت، ناظر و وصی بايد به وصيّت ميّت عمل کنند و با پول زمين از طرف او فريضه حج را بجا آورند و اگر وصی قبل از عمل به وصيّت بميرد، بر ناظر واجب است که برای عمل به وصيّت به حاکم شرع مراجعه کند.

س 1860: آیا جایز است ورثه، وصی را وادار به پرداخت مبلغ معیّنی برای قضای نماز و روزه از طرف میّت نمایند؟ و وصیّ در این مورد چه تکلیفی دارد؟

ج: عمل به وصايای ميّت جزء مسئوليت‏های وصی و بر عهده اوست و بايد براساس مصلحتی که تشخيص می‏دهد به آن عمل کند و ورثه حق دخالت در آن را ندارند.

س 1861: سند وصیّت هنگام شهادت موصی در بمباران مخازن نفتی همراه او بوده و در نتیجه در آن حادثه سوخته و یا مفقود شده و کسی هم از مضمون آن آگاه نیست و در حال حاضر وصی نمی‏داند که آیا فقط او به تنهایی وصیّ است یا آنکه وصیّ دیگری نیز وجود دارد، وظیفه او چیست؟

ج: بعد از ثبوت اصل وصيّت، بر وصی واجب است در مواردی که يقين به حصول تغيير و تبديل در آنها ندارد، به وصيّت عمل نمايد و بر اين احتمال که ممکن است وصی ديگری نيز باشد اعتنا نکند.

س 1862: آیا جایز است موصی فردی غیر از ورثه‏اش را به عنوان وصی خود برگزیند؟ و آیا کسی حق دارد با این کار او مخالفت نماید؟

ج: انتخاب و تعيين وصی از بين کسانی که موصی، آنان را شايسته اين کار می‏داند، منوط به نظر خود او است و اشکال ندارد که فردی غير از ورثه را به عنوان وصی خود تعين کند و ورثه حق اعتراض به او را ندارند.

س 1863: آیا جایز است بعضی از ورثه بدون مشورت با دیگران و یا جلب موافقت وصی، از اموال میّت تحت عنوان ضیافت برای او انفاق کنند؟

ج: اگرقصد آنان از اين کار، عمل به وصيّت است، انجام آن بر عهده وصی ميّت است و آنان حق ندارند بدون موافقت وصی، خودسرانه اقدام به اين کار کنند و اگر قصد دارند که از ترکه ميّت به حساب ارث ورثه انفاق کنند، انجام آن منوط به اذن ساير ورثه است و اگر آنان راضی نباشند، نسبت به سهم ورثه ديگر اين کار حکم غصب را دارد.

س 1864: موصی در وصیّت‌نامه‌اش ذکرکرده است که فلانی وصی اول و زید وصی دوم او و عمرو وصیّ سوّم اوست، آیا هر سه نفر با هم وصیّ او هستند یا آنکه فقط نفر اول وصی اوست؟

ج: اين موضوع تابع قصد و نظر موصی است و تا از شواهد و قرائن بدست نيايد که مقصود او وصايت آن سه نفر به نحو اجتماعی است و يا وصايت آنان به نحو ترتيبی و تعاقبی است، بايد توافق کنند که در عمل به وصيّت به نحو اجتماعی عمل نمايند.

س 1865: اگر موصی سه نفر را به نحو اجتماعی وصی خود قرار دهد، ولی آنان در مورد روش عمل به وصیّت، به توافق نرسند، نزاع بین آنان چگونه باید از بین برود؟

ج: در موارد تعدّد وصیّ، در صورتی که راجع به چگونگی عمل به وصيّت اختلاف بروز کند، واجب است به حاکم شرع مراجعه نمايند.

س 1866: با توجه به اینکه من پسر بزرگ پدرم هستم و شرعاً باید قضای نماز و روزه‏های او را بجا بیاورم، در موردی که قضای نماز و روزه چند سال بر عهده پدرم باشد، ولی وصیّت کرده باشد که فقط قضای نماز و روزه یک سال برای او بجا آورده شود، تکلیف من چیست؟

ج: اگر ميّت وصيّت کرده باشد که قضای نماز و روزه‏های او از ثلث ترکه بجا آورده شود، جايز است از ثلث ترکه، شخصی را برای انجام آن اجير نماييد و اگر نماز و روزه‏ای که بر ذمّه اوست بيشتر از مقداری باشد که وصيّت کرده است، بر شما واجب است که آنها را برای او قضا کنيد، هرچند با اجير کردن شخصی از مال خودتان برای انجام آن باشد.

س 1867: شخصی به پسر بزرگ خود وصیّت کرده است که قطعه معیّنی از زمین‌های او را بفروشد و با پول آن از طرف او حج بجا بیاورد و او هم متعهد شده که این کار را برای پدرش انجام دهد، ولی با توجه به اینکه نتوانسته به موقع، مجوّز سفر حج را از سازمان حج و زیارت بگیرد و اخیراً هزینه‏های آن هم افزایش یافته است، به‌طوری که پول آن زمین برای انجام سفر حج کفایت نمی‏کند، عمل به وصیّت توسط خود او غیر ممکن شده است، در نتیجه مجبور شده جهت انجام حج برای پدرش کسی را نائب بگیرد، ولی پول زمین برای اجرت نیابت کافی نیست، آیا بر بقیه ورثه واجب است که برای عمل به وصیّت پدر با او همکاری کنند یا آنکه انجام آن فقط وظیفه پسر بزرگتر است زیرا به هر حال او باید از طرف پدرش فریضه حج را انجام دهد؟

ج: در فرض مورد سؤال، پرداخت هيچ‌يک از هزينه‏های حج بر ساير ورثه واجب نيست، ولی اگر حج بر ذمّه موصی مستقر شده باشد و پول زمينی که جهت انجام حج به نيابت از او معيّن کرده برای پرداخت هزينه‏های حج نيابتی هرچند از ميقات کافی نباشد، در اين صورت واجب است هزينه‏های حج ميقاتی از اصل ترکه تکميل شود.

س 1868: اگر قبضی وجود داشته باشد که نشان دهد میّت مبالغی را به عنوان حقوق شرعی خود پرداخته و یا عده‏ای شهادت دهند که او حقوق خود را می‏پرداخته است، آیا بر ورثه پرداخت حقوق شرعی او از ترکه واجب است؟

ج: مجرّد وجود قبض پرداخت مبالغی به حساب حقوق شرعی توسط ميّت و يا شهادت شهود به اينکه او حقوق شرعی خود را می‏پرداخته است، حجت شرعی بر برائت ذمّه او از آن حقوق و همچنين عدم تعلّق حقوق شرعی به اموال او محسوب نمی‏شود، در نتيجه اگر او در زمان حيات يا در وصيّت‌نامه اعتراف کرده باشد که مقداری به عنوان حقوق شرعی بدهکار است و يا در ترکه او وجود دارد و يا ورثه يقين به آن پيدا کنند، بر آنان واجب است آن مقدار را که ميّت به آن اقرار کرده و يا يقين به وجود آن دارند، از اصل ترکه ميّت بپردازند و در غير اين موارد چيزی بر آنان واجب نيست.

س 1869: شخصی ثلث اموالش را برای خودش وصیّت کرده و در حاشیه وصیّت‌نامه خود قید کرده است که خانه موجود در باغ برای تأمین مخارج ثلث است و وصی باید بعد از گذشت بیست سال از وفات او، آن را بفروشد و پول آن را برای او مصرف نماید. آیا ثلث باید از همه ترکه اعم از خانه و اموال دیگر محاسبه شود تا در صورتی که قیمت خانه کمتر از مقدار ثلث باشد، از سایر اموال میّت تکمیل شود، یا آنکه ثلث، فقط خانه است و اموال دیگری از ورثه به عنوان ثلث گرفته نمی‏شود؟

ج: اگر بخواهد با وصيّت و آنچه در حاشيه وصيّت‌نامه ذکر کرده، فقط خانه را به عنوان ثلث برای خودش تعيين کند و آن خانه هم از ثلث مجموع ترکه بعد از پرداخت بدهی‏های ميّت بيشتر نباشد، در اين صورت فقط خانه ثلث است و اختصاص به ميّت دارد و همينطور است اگر قصد او بعد از وصيّت به ثلث ترکه برای خودش، تعيين خانه برای مصارف ثلث باشد و قيمت آن هم به مقدار ثلث مجموع ترکه بعد از پرداخت ديون باشد و درغير اين صورت بايد اموال ديگری از ترکه به خانه ضميمه شود، به مقداری که مجموع آنها به اندازه ثلث ترکه برسد.

س 1870: بعد از گذشت بیست سال از تقسیم ارث و گذشت چهار سال از اینکه دختر میّت سهم خود را فروخته است، مادر وصیّت‌نامه‏ای را آشکار کرد که بر اساس آن همه اموال شوهر متعلّق به همسر اوست و همچنین اعتراف نمود که این وصیّت‌نامه از زمان فوت شوهرش نزد او بوده ولی تا کنون کسی را از وجود آن آگاه نکرده است، آیا با وجود آن حکم به بطلان تقسیم ارث و فروش سهم الارث توسط دختر میّت می‏شود؟ و بر فرض بطلان، آیا ابطال سند رسمی ملکی که شخص سومی آن را از دختر خریده، براثر اختلاف بین دختر و مادر در مورد آن صحیح است؟

ج: بر فرض صحّت‏ وصيّت مزبور و ثبوت آن با دليل معتبر، چون مادر از زمان وفات شوهرش تا هنگام تقسيم ترکه علم به آن وصيّت داشته و هنگام دادن سهم دختر و فروش آن به ديگری توسط او، وصيّت‌نامه در دست مادر بوده و در عين حال نسبت به وصيّت سکوت کرده و از اعتراض نسبت به دادن سهم به دختر با فرض اين که محذوری از اعلام نداشته خودداری نموده و همچنين هنگامی که آن دختر سهم خود را فروخته، به فروش آن هم اعتراضی نکرده است، همه اينها رضايت او به گرفتن سهم الارث توسط دختر و فروش آن محسوب می‏شود و بعد از آن حق ندارد آنچه را به دخترش داده از او مطالبه کند و همچنين حق مطالبه چيزی را هم از مشتری ندارد و معامله‏ای که دختر او انجام داده محکوم به صحّت‏ است و مبيع نيز مال مشتری است.

س 1871: یکی از شهدا به پدرش وصیّت کرده که اگر با حفظ خانه مسکونی او قادر به پرداخت بدهی‏های او نیست، آن را بفروشد و با پول آن دیون او را ادا کند و همچنین وصیّت کرده که مبلغی در کارهای خیر مصرف شود و پول زمین هم به دایی او داده شود و مادرش را هم به حج بفرستد و قضای چند سال نماز و روزه از طرف او بجا آورده شود. سپس برادر وی با همسرش ازدواج نمود و با آگاهی از خرید قسمتی از خانه توسط همسر شهید درخانه او ساکن شد و مبلغی را برای تعمیر خانه پرداخت کرد و یک سکّه طلا هم از فرزند شهید گرفت تا برای تعمیر خانه مصرف کند، تصرّفات او در خانه شهید و اموال فرزند او چه حکمی دارد؟ با توجه به اینکه اقدام به تربیت و پرداخت نفقه فرزند شهید نموده، استفاده او از حقوق ماهانه‏ای که مخصوص فرزند شهید است چه حکمی دارد؟

ج: واجب است همه اموال آن شهيد عزيز محاسبه شود و بعد از پرداخت همه ديون مالی او از آن، ثلث باقی‌مانده آن برای اجرای وصيّت‏های او مانند قضای نماز و روزه از طرف او و پرداخت هزينه سفر حج به مادر و امثال آنها، مصرف شود، سپس دو ثلث ديگر و باقی‌مانده ثلث قبلی بين ورثه شهيد که عبارتند از پدر و مادر و فرزند و همسر او، طبق کتاب و سنت تقسيم شود و همه تصرّفات در خانه و وسايلی که مال آن شهيد هستند بايد با اذن ورثه و ولیّ شرعی صغير صورت بگيرد و برادر شهيد هم حق ندارد هزينه تعميراتی را که بدون اذن و اجازه ولیّ شرعی صغير در خانه انجام داده، از مال صغير بردارد و همچنين جايز نيست سکّه طلا و حقوق ماهانه صغير را برای تعمير خانه و مخارج خودش مصرف نمايد و حتّی نمی‏تواند آنها را برای انفاق بر خود صغير هم استفاده کند مگر با اذن و اجازه ولیّ شرعی او و در غير اين صورت ضامن آن مال است و بايد آن را به صغير بپردازد و همچنين خريد خانه هم بايد با اذن و اجازه ورثه و ولیّ شرعی صغير صورت بگيرد.

س 1872: موصی در وصیّت‌نامه خود نوشته است که همه اموال او که شامل سه هکتار باغ میوه است به این صورت مصالحه شده‏اند که دو هکتار آن بعد از وفات او مال جمعی از فرزندانش باشد و هکتار سوم برای خودش باشد تا در وصایای او مصرف شود و بعد از فوت او معلوم شده که مجموع مساحت باغهای او کمتر از دو هکتار است، بنا بر این اولاً: آیا مطلبی که در وصیّت‌نامه نوشته، مصالحه بر اموال به آن صورت که او نوشته محسوب می‏شود یا آنکه وصیّت بر اموالش بعد از وفات اوست؟ و ثانیاً: بعد از آنکه معلوم شد که مساحت باغهای او کمتر از دو هکتار است، آیا همه آن اختصاص به فرزندان او دارد و موضوع یک هکتاری که اختصاص به خودش داده بود منتفی می‏شود یا آنکه به‌گونه دیگری باید عمل شود؟

ج: تا زمانی که تحقّق صلح توسط او در زمان حياتش بر وجه صحيح شرعی که متوقف بر قبول مصالح له در زمان حيات مصالح است، احراز نشده باشد آنچه که او ذکر کرده بر وصيّت حمل می‏شود، در نتيجه وصيّت او راجع به اينکه باغهای ميوه برای جمعی از فرزندان او و خودش باشد در ثلث مجموع ترکه، نافذ است و در زائد بر ثلث متوقف بر اجازه ورثه است و در صورت عدم اجازه آنان، مقدار زائد بر ثلث، ارث آنان است.

س 1873: فردی همه اموال خود را به نام پسر خود نموده است به این شرط که بعد از وفات پدر، مقدار معیّنی پول نقد به هر یک از خواهرانش به جای سهم آنان از ارث بپردازد، ولی یکی از خواهران او هنگام فوت پدر حضور نداشت و در نتیجه نتوانست در آن زمان حق خود را بگیرد و هنگامی که به آن شهر مراجعت نمود، حق خود را از برادرش مطالبه کرد. ولی برادرش در آن زمان چیزی به او نپرداخت و در حال حاضر که چندین سال از آن می‏گذرد و قدرت خرید مبلغ مورد وصیّت بسیار کاهش پیدا کرده، اعلام نموده که حاضر است آن مبلغ را به او بپردازد، ولی خواهر او آن پول را با همان قدرت خریدش در آن زمان، مطالبه می‏کند و برادر او از پرداخت آن خودداری می‏کند و خواهرش را متّهم به مطالبه ربا می‏نماید. این مسأله چه حکمی دارد؟

ج: اگر اصل تحويل ترکه به فرزند مذکر و وصيّت به پرداخت مبالغی پول به فرزندان مونث بر وجه صحيح شرعی محقّق شده باشد، هر يک از خواهران فقط استحقاق دريافت مبلغ مورد وصيّت را دارند، ولی در صورتی که قدرت خريد هنگام پرداخت، از قدرت خريد در وقت فوت موصی کمتر شده باشد، احوط اين است که دو طرف در مورد مقدار تفاوت با هم مصالحه کنند و اين در حکم ربا نيست.

س 1874: پدر و مادرم در زمان حیاتشان و در حضور سایر فرزندان یک قطعه زمین کشاورزی را به عنوان ثلث اموالشان اختصاص دادند تا بعد از وفات برای پرداخت هزینه‏های کفن و دفن و روزه و نماز و غیره، مورد استفاده قرار گیرد و راجع به آن به من که تنها پسرشان هستم وصیّت کردند و با توجه به اینکه آنان بعد از وفات، پول نقدی نداشتند، هزینه همه آن امور را از پول خودم پرداخت کردم، آیا اکنون جایز است مقداری را که خرج کرده‏ام از ثلث مذکور بردارم؟

ج: اگر آنچه را که برای ميّت خرج کرده‏ايد به حساب وصيّت و به قصد برداشتن آن از ثلث پرداخته باشيد، جايز است آن را از ثلث اموال ميّت برداريد و در غير اين‏صورت جايز نيست.

س 1875: مردی وصیّت کرده که اگر همسرش بعد از وفات او ازدواج نکرد، ثلث خانه‏ای که در آن سکونت دارد مال او باشد و با توجه به اینکه او بعد از انقضای عدّه، ازدواج نکرده و نشانه‏ای هم مبنی بر قصد ازدواج او در آینده وجود ندارد، تکلیف وصی و سایر ورثه در مورد اجرای وصیّت موصی چیست؟

ج: بر آنان واجب است فعلاً ملک مورد وصيّت را به زوجه بدهند، ولی اين انتقال مشروط به عدم ازدواج است، در نتيجه اگر بعد از آن، ازدواج کند، ورثه حق فسخ و پس گرفتن ملک را دارند.

س 1876: هنگامی که می‏خواستیم ارثیه پدرمان را که او نیز از پدرش به ارث برده بود و بین ما و عمو و مادربزرگ ما مشترک بود و آنان نیز آن اموال را از جدّ ما، به ارث برده بودند، تقسیم کنیم آنان وصیّت‌نامه جدّم مربوط به سی سال قبل را ارائه دادند، که در آن به هر کدام از مادربزرگ و عمویم علاوه بر سهمشان از ترکه، مبلغ معیّنی پول نقد هم وصیّت کرده بود، ولی آن دو این مبلغ را به قیمت فعلی آن تبدیل نموده و در نتیجه چندین برابر مبلغ مورد وصیّت را از اموال مشترک به خود تخصیص دادند، آیا این کار آنان شرعاً صحیح است؟

ج: احتياط اين است که نسبت به تفاوت قدرت خريد پول، با هم مصالحه کنيد، و اگر در اين زمينه قانونی وجود داشته باشد بايد مراعات گردد.

س 1877: یکی از شهدای عزیز وصیّت کرده که فرشی را که برای خانه‏اش خریده است به حرم ابی عبدالله الحسین(علیه‌السلام) در کربلای معلّی‏ هدیه شود و در حال حاضر اگر بخواهیم آن را در خانه نگه داریم تا عمل به وصیّت ممکن شود، خوف این را داریم که فرش تلف شود، آیا جایز است برای جلوگیری از ضرر و خسارات، از آن در مسجد یا حسینیه محله استفاده کنیم؟

ج: اگر حفظ فرش تا زمانی که امکان عمل به وصيّت را پيدا کنيد، متوقف بر استفاده از آن به‌طور موقت در مسجد يا حسينيه باشد، اشکال ندارد.

س 1878: شخصی وصیّت کرده که مقداری از درآمدهای بعضی از املاکش به مصرف مسجد و حسینیه و مجالس دینی و امور خیریه و مانند آن برسد، ولی ملک مذکور و املاک دیگر او غصب شده‏اند و گرفتن آن از دست غاصب هزینه‏هایی را در بردارد، آیا جایز است که آن هزینه‏ها از موصی‏ به برداشت شود؟ و آیا مجرّد امکان آزاد کردن ملک از غصب برای صحّت‏ وصیّت کافی است؟

ج: برداشتن هزينه‏های گرفتن املاک از دست غاصب از درآمدهای ملک مورد وصيّت، به همان مقدار اشکال ندارد و برای صحّت‏ وصيّت به ملک، قابليت آن برای استفاده در مورد وصيّت کافی است هرچند بعد از گرفتن آن از دست غاصب باشد و اين کار هم نيازمند صرف مال باشد.

س 1879: شخصی همه اموال منقول و غیر منقول خود را برای پسرش وصیّت کرده و با این کار شش دختر خود را از ارث محروم نموده است، آیا این وصیّت نافذ است؟ و در صورتی که نافذ نباشد، چگونه آن اموال بین شش دختر و یک پسر تقسیم می‏شود؟

ج: صحّت‏ وصيّت مزبور فی‏الجمله مانعی ندارد، ولی فقط به مقدار ثلث مجموع ترکه نافذ است و در مقدار زائد بر آن، متوقف بر اجازه جميع ورثه است، در نتيجه اگر دخترها از اجازه آن خودداری کردند، هر يک از آنان سهم‏الارث خود را از دو سوم ترکه می‏برند، بنا بر اين دارايی پدر به بيست‌وچهار قسمت تقسيم می‏شود و سهم پسر از آن به عنوان ثلث موصی‏ به هشت بيست‌وچهارم و سهم او از دو سوّم باقی‌مانده چهار بيست‌وچهارم می‏شود و سهم هر يک از دخترها هم دو بيست‌وچهارم است و به عبارت ديگر نصف مجموع ترکه متعلّق به پسر است و نصف ديگر بين آن شش دختر تقسيم می‏شود.


وصیت‏

استفتائات جدید

س: اگر كه مادرى بميرد و وصيت كرده باشد كه سه سال نماز و روزه او را به جا آورند آيا عمل به آن وصيت بر پسر بزرگتر واجب است يا بر تمام فرزندان؟

ج) بر تمام فرزندان واجب است به وصيّت عمل نمايند، و اگر مال‌الإجاره به مقدار ثلث تمامى اموال ميّت باشد، اجازه ورثه لازم نيست ولى اگر زايد بر آن باشد، نسبت به مازاد بايد تمامى ورثه اجازه بدهند.

س: پدر و مادر از حقوق فرزند پسرشان كه فوت كرده ارث مى‌برند يا نه؟

ج) مبلغ مذکور اگر به عنوان ترکه محسوب شود، بر اساس قانون ارث، والدين نيز از آن ارث مى‌برند ولى اگر از نظر قانون و مقررات اين مبالغ پس از فوت به شخص يا اشخاص خاصى متعلق مى‌باشد در اين صورت به آنها اختصاص داشته و ديگران از آن سهمى ندارند.

س: پدر من در سال 71 فوت نموده و ثلث مالش را براى خودش وصيّت کرده بود. و منزلى که از او باقى مانده بود سال81 فروخته شد. آيا ما بايد ثلث مال را از قيمت منزل سال 71 حساب کنيم يا به قيمت منزل سال 81؟

ج) ثلث مال او به طور مشاع مربوط به وصيّت مى‌شود و مى‌بايست فوراً انجام داده باشيد و چون تأخير انداخته‌ايد موقع فروش منزل ثلث قيمت آن را به قيمت روز فروش بايد به مصرف وصيّت برسانيد.

س: برادر بزرگ به وصيّت پدر عمل نكرده است. برادرها و يا خواهرهاى كوچكتر چه وظيفه‌اى دارند؟

ج) در وصيّت تمليکيّه (اگر وصيت کرده باشد که ثلث مالش را مثلاً صَرف کار خير کنند يا به افرادى بدهند) تا به وصيّت عمل نشود نمى‌توان در ارث تصرف کرد و در وصيّت عهديّه هم بايد وصىّ را وادار کرد به آن عمل کند.

س: وصيّت کردن واجب است؟

ج) وصيّت به واجباتى که برگردن انسان است و ورّاث نمى‌دانند، واجب است.

س: مى‌خواستم بدانم متن وصيت نامه بايد شامل چه موضوعاتى باشد؟

ج) وصيّت يا تمليکيّه است و يا عهديّه، در تمليکيّه موصى (وصيت کننده) قسمتى از اموال خود را به ديگرى تميلک مى‌کند که پس از مرگ او مال آن شخص باشد که چنانچه موصى‌له (کسى که به نفع او وصيّت مى‌شود) قبول کرد پس از مرگ موصى مالک مى‌شود، و اين وصيت تا ثلث اموال موصى نافذ و بيش از آن را بايد ورثه اجازه بدهند. وصيت عهديّه هم يعنى موصى توصيه مى‌کند بعد از مرگ او کارى انجام دهند مثلاًً راجع به دفن و محل آن و يا راجع به نماز و روزه استيجارى و يا چيزهاى ديگر. بر انسان لازم است واجبات و ديون خود را وصيّت کند و براى اجراى آن وصىّ بگيرد.

س: آيا وصى در انجام كارها، به منزله ولى ورثه محسوب مى‌شود و درباره ورثه و ارثيه و صغار همان اختيارات ولىّ را دارد؟

ج) وصىِّ شرعى فقط در محدوده مفاد صريح وصيت، حق دخل و تصرف دارد.

س: پدرمان قبل از فوتش وصيّت كرده كه سهم دختران و پسرانش از ارث مساوى باشد آيا اين وصيّت نافذ است؟

ج) وصيت به پرداخت سهم دختر به مقدار سهم يك پسر از تركه نافذ نيست و باطل است، مگر آن كه مقدار زياده سهم دختر را از ثلث، وصيّت نمايد.

س: آيا مى‌توانيم در صورت صلاحديد سهم خود را به صورت هديه به خواهر خود بدهيم؟

ج) اگر پسران بخواهند از سهم خود به خواهر به صورت هديه مبلغى را بپردازند تا مساوى با سهم پسر شود، اشكال ندارد.

س: ميّتى هزار متر زمين را ثلث خود قرار داده است ولى مشخص نكرده‌ است كه آن زمين صرف چه مصارفى شود، حال فرزندان تصميم دارند كه اين هزار متر را خود خريدارى نمايند، آيا اين امكان براى فرزندان وجود دارد كه بتوانند اين پول در چند قسط و در طى چند سال، پرداخت نمايند، آيا اين كار از نظر شرعى اشكال دارد؟

ج) زمين مورد وصيت اگر براى او مصرف معيّنى از طرف ميّت تعيين نشده ليكن در عرف محل مال مورد وصيّت ميّت صَرف در قضاى نماز و روزه او و خيرات براى او مى‌شود بايد آن زمين را صَرف در همين جهت كند و مانع ندارد كه ورثه خودشان آن زمين را به قيمت عادله بخرند ولى پول آن را بايد نقداً در مصارفى كه ذكر شده است، صرف كنند و حق تقسيط تا چند سال و چند ماه را ندارند.

س: پدر اينجانب در سال 1379 فوت نموده‌اند و كل هزينه‌هاى مربوط به كفن و دفن و تشييع جنازه و مراسمات تا سالگرد مجموعاً چهل ميليون ريال شده است، كه طبق وصيت پدرم بايد از ثلث مالش كه عبارت از يك منزل مسكونى است، برداشته شود. در حال حاضر هشت سال از فوت ايشان مى‌گذرد و مى‌خواهيم منزل را فروخته و هزينه‌هاى صرف شده‌ى مورد اشاره را از ثلث مال ميّت برداريم، با توجه به اينكه قيمت منزل نسبت به سال 1379 افزايش داشته است، مبلغ خرج شده را به چه نحوى بايد محاسبه كرد؟

ج) همان مبلغ هزينه شده از ثلث وجه فروش منزل ماترك ميّت برداشته مى‌شود، حق برداشت زائد را ندارند.

س: اگر خود متوفّی وصيّت نموده باشد كه اموالش بعد از فوت بين ورثه تقسيم نشود تا همه ورثه به حدّ رشد برسند چه حكمى دارد؟

ج) چنين وصيّتی نافذ نيست.

س: شخصى سالها پيش فوت شده و وصيت كرده كه جسدش به كربلا منتقل گردد اما تاكنون امكان انتقال نبوده است و جسد ميّت در جعبه‌اى روى خاك به امانت مى‌باشد آيا اكنون كه امكان سفر به كربلا فراهم شده با فرض اينكه وصى نيز در قيد حيات نمى‌باشد بر ديگران فرض است كه او را منتقل كنند؟

ج) اگر جسد ميت خاک نشده و بحال خود باقى است با فرض اينکه دفن شرعى نشده بلکه در جعبه‌اى روى خاک به امانت گذاشته شده است، دفن شرعى آن بر مؤمنين واجب مى‌باشد، و اما بردن جسد به کربلا براى عمل به وصيت با فرض اينکه وصى فوت کرده، بر ديگران واجب نيست، گرچه اگر ديگران خواستند اشكال ندارد جسد ميت را به کربلا منتقل کنند.


پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان
استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی