مطالبات رهبر انقلاب از قوهی قضاييه
بخشی از مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی از قوه قضائيه
قوهى قضائيه براى عدل است
در مورد قوهى قضائيه آنچه كه مهم است، اين است كه ما ببينيم قوهى قضائيه براى چيست؛ آن را تأمين كنيم. همهى كارها در اين جهت بايد باشد. قوهى قضائيه براى عدل است، براى عدالت است. معيار و شاخص عدل هم عمل به قانون است. اگر عمل فرد، جمع، منطبق به قانون شد، اين عدالت است؛ اگر از قانون انحراف پيدا كرد، اين بىعدالتى است. و قانون هم در نظام اسلامى، قانون اسلامى است. البته در مجموعهى قوانين ما ممكن است قوانينى باشند كه صددرصد با احكام اسلامى منطبق نباشند، يا قوانينى كه از قبل ماندهاند يا برخى قوانين ديگر، كه اينها بايست اصلاح بشود. معيار، اين است كه بر طبق قانون عمل بشود. عدل، اينجا تحقق پيدا ميكند.
بيانات در ديدار رئيس و مسئولان قوهى قضائيه 7/4/1388
مردم بايد لمس كنند كه قوه قضائيه ملجأ آنهاست
اگر در حل و فصل قضايائى كه به قوهى قضائيه مراجعه ميشود، مثلاً هشتاد درصد - ولو نه صد درصد - هم اينجور باشد كه با رسيدگى دقيق، قاطع و عادلانه كار انجام بگيرد، اين احساس تا حدود زيادى در مردم به وجود خواهد آمد كه احساس كنند قوه قضائيه ملجأ آنهاست. اين احساس بايد به مردم دست دهد؛ يعنى مردم بفهمند كه قوهى قضائيه متكفل استقرار عدالت است؛ اين بايد حاصل شود. همهى اين مقدمات براى اين است كه اين حالت در جامعه به وجود بيايد. اگر ما تدابيرى انديشيديم، زحمتى كشيديم، ليكن ديديم اين حالت ملجأ و پناه بودن در ذهنيت عمومى جامعهى ما به وجود نيامد، بايد بدانيم يك جاى كار عيب دارد، آن را بايد بگرديم پيداكنيم، مشكل را برطرف كنيم. اين آن چيزى است كه معيار و ملاك عمل بايد باشد و همه بايد تلاش كنند. اين البته به عناصر مؤمن و كارآمد و باسواد احتياج دارد كه بحمداللَّه در قوهى قضائيه، ما از اين قبيل عناصر بسيار داريم؛ انسانهاى دلسوز، مؤمن، عالم، علاقهمند به كار، وظيفهشناس در قوهى قضائيه بحمداللَّه در سطوح مختلف كم نيستند.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
رصدِ مسير طیشده
ما سياستهاى خوبى، سياستهاى كلى مناسبى براى قوهى قضائيه تصويب كرديم كه عمدتاً پيشنهادهاى خود قوهى قضائيه بود و براى مشورت به مجمع تشخيص مصلحت فرستاده شد و بعد هم ابلاغ و اعلام شد؛ سياستهاى خيلى خوبى است. ما دائم بايد رصد كنيم، ببينيم اين سياستها چقدر تحقق پيدا كرده است؛ اين معيار و شاخص حركت است. ببينيم از اين سياستهاى كلى كه اهداف مقطعىِ قوه قضائيه است، چه مقدار تحقق پيدا كرده است؟ ما كجا قرار داريم؟ اين ارزيابى و تقويم درستِ حركت به ما كمك ميكند. گاهى انسان خيال ميكند از اين راهى كه صد كيلومتر است، مثلاً شصت كيلومتر، هفتاد كيلومتر را طى كرده است، وقت هم كه هست، انسان ميگويد پس بنشينيم استراحت كنيم؛ چائىاى بخوريم. اگر كيلومترشمار درست كار كند، انسان نگاه ميكند، مىبيند نه، شصت كيلومتر نيامديم، مثلاً فرض كنيد بيست كيلومتر، پانزده كيلومتر آمدهايم. وقتى فهميديم كه اين مقدار راه را طى كرديم، بيشتر طى نكرديم، طبعاً سرعت را اضافه خواهيم كرد، از توقف در بين راه پرهيز ميكنيم. لذا اينى كه ما در كجاى بزرگراهِ رسيدن به اهداف آن سياستها قرار داريم، اين خيلى مهم است؛ اين را ما به عنوان يكى از اولويتها از قوهى قضائيه خواستهايم؛ بخصوص مسئله اطاله دادرسى، بخصوص در پروندههاى مهم و از جمله پروندههاى مهم مفاسد اقتصادى.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
سرعت غير از عجله است!
بنده در پروندههاى مفاسد اقتصادى معتقد به جنجال و هياهو نيستم، ليكن معتقد به سرعت و قاطعيت در كار هستم. سرعت غير از عجله است؛ سرعت عمل با شتابزدگى و عجله تفاوت ميكند. اين پروندههائى كه مورد توجه مردم است ... بالخصوص و در عموم پروندهها، مسئلهى اطالهى دادرسى بايستى مورد توجه قرار بگيرد. البته در گزارشهائى كه داده شده، خوشبختانه اين هم هست كه از طول مدت گردشكارِ پرونده مقدارى كم شده است، ليكن اين با آنچه كه «بايد» مقايسه شود، نه با آنچه كه «بوده»، تا ببينيم ما در كجا هستيم و چقدرِ ديگر بايد كار كنيم تا بتوانيم به آن نقطهى مطلوب برسيم.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
مسئلهى اتقان احكام و نقضهاى مكرر
يك نكته ديگرى كه از اولويتهاست، بنده سفارش كردم، يادداشت كردم و فرستادم، مسئلهى اتقان احكام و نقضهاى مكرر است كه من سال گذشته هم در اينجا، در همين جلسه اين را مطرح كردم. احكام دادگاههاى بدوى - چه در دادگاههاى تجديد نظر، چه در ديوان عالى - نقض شدنش بايد به حداقل برسد؛ يعنى اتقان احكام جورى باشد كه اين احكام كمتر قابل نقض باشد. اگر ما ديديم درصد غير قابل قبولى از اين احكام نقض ميشود، بايد بدانيم اينجا نقطهى اشكال است. اين هم جزو اولويتهاست.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
زندان بايد آموزشگاه نيكيها باشد
مسئلهى حل مشكلات زندانهاست. خيلى مسئله را بايد جدى گرفت. البته سياست حبسزدائى - كه جزو سياستهاى رئيس محترم قوه بوده است و جزو اين كارهائى است كه تصميمگيرى شده و اقدام شده است - بسيار كار خوبى است؛ ليكن به هر حال وجود حبس و وجود زندان يك واقعيتى است. بايستى مديريت ما در امر زندان جورى باشد كه زندان به معناى واقعى كلمه آموزشگاه نيكىها شود. اينها را بايد جزو كارهاى بزرگ شمرد؛ جزو مسائل مهم به حساب آورد. اينها چيزهائى است كه به خود قوهى قضائيه ارتباط پيدا ميكند. مديريتهاى مربوطه بايستى حداكثر تلاش را براى اين مسئله بكنند. البته در زمينهى كم كردن تعداد زندانىها با عفو و مرخصى، كه اين هم مباحث طولانىاى دارد، ما، موضوع را با مسئولين محترم قوه و با رئيس محترم قوه در ميان گذاشتيم، ميگذاريم، بحث ميشود؛ به هر حال بايست براى اين كارها راه علاج حقيقى پيدا كرد. اين جزو آن اولويتهائى است كه در زمينهى ارتقاء قوهى قضائيه به نظر رسيد و گفته شد.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
استفاده از ظرفيت وزارت دادگسترى
يكى هم مسئلهى ظرفيتهاى فعليت نيافته است، از جمله خود وزارت دادگسترى. خوشبختانه در قانون ظرفيتهاى خوبى براى وزارت دادگسترى گذاشته شده است؛ از اين ظرفيتها بايد استفاده شود.آنچه مهم است اين است كه ما بايست از همهى ظرفيت عظيم اين قوه استفاده كنيم؛ مثل ريهى سالمى كه انسان آن را از هواى پاك پر ميكند و سلامتى بدنش را تأمين ميكند، ما بايد از همهى اين ظرفيت استفاده كنيم. اين هم يكى از اولويتهاست.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
مفاسد اقتصادی مانند يك بيماری واگيردار است!
مفاسد اقتصادى را صرفاً به عنوان يك كار خلاف نبايد در كشور در نظر گرفت. اين كار اگر چنانچه دنبال نشود، تعقيب نشود، ريشهيابى نشود، قواى مختلف كشور دست به دست هم ندهند براى خشك كردن ريشهى اين كار، ضربه و خطرش براى كشور بسيار كلان و عظيم خواهد بود. مفاسد اقتصادى، مفاسد فرهنگى را هم با خود مىآورد، مفاسد اخلاقى را هم مىآورد. وجود و رواج مفاسد اقتصادى يكى از بزرگترين خطرهايش اين است كه عناصر خوب دستگاهها را متزلزل ميكند، زير پاى آنها را سست ميكند. بسيارى از اين موارد و قضاياى مفاسد اقتصادى كه به طور مشخص گزارش شده و براى ما گفته شده است، به اين ترتيب بوده است كه آن مفسد اقتصادى براى پيشبرد كار خود لازم دانسته در داخل فلان دستگاه نفوذ كند و تعدادى از عناصرى را كه در آنجا كار ميكنند، با خودش همراه كند. خوب، آن عناصرى كه آنجا كار ميكنند، مردمان مؤمنى هستند؛ اما شيطانِ هوس، زيادهطلبى و پول را به جان اينها مىاندازد، همه هم طاقت نمىآورند، مجذوب ميشوند، ميلغزند؛ اين يكى از بزرگترين خطرات مفاسد اقتصادى است.مفاسد اقتصادى در جامعه سرمايهگذارىهاى درست و سالم را معوق ميكند. ...مفاسد اقتصادى مانع فعاليت اقتصادى سالم است، نوميد كنندهى عناصر مؤمنى است كه ميخواهند فعاليت اقتصادىِ خوب داشته باشند، يك بلاست، يك بيمارى عظيم است؛ مثل وبائى كه در جامعه مىآيد، مثل بيمارىهاى واگيرى است كه تا مىآيد، همهى دستگاهها - قوهى مجريه، قوهى مقننه، قوهى قضائيه - به حركت مىافتند كه جلويش را بگيرند.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
پيشگيرى از وقوع مفسده برعهدهى قوه قضائيه است
به قانون اساسى مراجعه كنيد، ملاحظه كنيد، يكى از وظائف قوهى قضائيه در قانون اساسى همين پيشگيرى است. خوب، پيشگيرى ابزارهاى لازم خودش را دارد، دستگاههاى متناسب خودش را دارد. پيشگيرى با استفادهى از ضابطين قضائى هم احياناً خواهد بود؛ از جمله دستگاههاى امنيتى، از جمله دستگاههاى اطلاعاتى. از همهى اينها بايد در پيشگيرى استفاده شود. در داخل كشور اسلامى يك سوءاستفادهچى، يك مفسد، يك طماع، يك آدم زرنگ و ناقلا بيايد از منابع عمومى كشور كه متعلق به همهى قشرهاست - با وجود اين همه آدم فقير و ضعيفى كه در كشور هست - سوءاستفاده كند و بىحساب و كتاب ببرد. بايد با اين مقابله شود.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
فرمان هشت مادهای مبارزه با مفاسد اقتصادی
اين نامهى ما، مطالبهى ما، مال سال 1380 است؛ تاريخش آن وقت است، اما هميشه تاريخِ روز دارد. امروز هم اگر واقعيت جامعه را بخواهيد، همان مطالبه، همان حرفها، امروز از طرف ما نسبت به مسئولين قواى سه گانه وجود دارد، كه بايد انجام دهند. اين را دست كم نبايد گرفت. و بدتر از هر چيز اين است كه در داخل دستگاههاى مسئول، خداى نخواسته اين عوامل مفسد بتوانند نفوذ كنند و آدمهائى را به رنگ خودشان در بياورند يا همكار با خودشان كنند، كه اين از آن چيزهاى بسيار مهم و فاجعهآميز است كه بايد با قاطعيت و قدرت با آن - از هر نوعش - رو به رو شد و با آن برخورد كرد.
ديدار مسئولان قضائى كشور5/4/1387
تامين امنيت
دادن امنيت به مردم يك پايهى مهمش روى دوش قوهى قضائيه است. چه امنيت اجتماعى، چه امنيت اقتصادى، چه امنيت اخلاقى، چه امنيت حيثيتى. درست است كه دستگاههاى گوناگونِ اجرائى هركدام به نحوى در اين كارها با قوهى قضائيه شريكند - مثلاً در امنيت اجتماعى، دستگاههاى انتظامى با قوهى قضائيه شريكند و بايد استقرار امنيت كنند - اما نقش قوهى قضائيه در اينجا چيست؟ اين است كه آن كسى كه متجاوز است، از سوى قوهى قضائيه آنچنان با او برخورد شود كه مايهى عبرت شود. يا درست است كه مسئولان استقرار امنيت اقتصادى غالباً در دستگاههاى اجرائىاند - وزارتخانههاى اقتصادى و دستگاههاى پولى و بانكى - و اينها مسئولند؛ اما نقش قوهى قضائيه اين است كه اگر در مجموعهى اين عملكردها و تعامل اين دستگاهها با مردم، مفسد اقتصادى به وجود آمد، قوهى قضائيه آنچنان با او برخورد كند كه برخوردش موجب عبرت براى كسانى باشد كه دستگاه اقتصادى را به فساد ميكشانند. اين، خود يك عامل مهم در ايجاد امنيت اقتصادى است.
ديدار خانوادهى شهداى هفتم تير و مديران و مسئولان قوه قضائيه7/4/1386
بايد به خروجیها نگاه كنيد
نگاه كنيد به خروجى قوه. ممكن است ما كار زيادى هم انجام بدهيم، اما محصول زيادى به دست نيايد. اين معنايش چيست؟ معنايش اين است كه اين كارِ ما، با اينكه به لحاظ كميتِ مطلق زياد است، اما به لحاظ كميت نسبى كم است؛ بيشتر بايد كار كرد. اگر كسى بگويد كه من در هفته صد ساعت كار ميكنم، اين صد ساعت، نسبت به يك نفر خيلى زياد است؛ اما نسبت به بعضى از كارها و بعضى از افراد، صد ساعت، زمان كمى است. بايد كميت نسبى را نگاه كرد. راهش اين است كه به خروجيها نگاه كنيد. ببينيد آنچه انجام گرفته، مطلبى را كه من در سالهاى گذشته يكى دو مرتبه گفتهام، آن را تأمين كرده يا نه. و آن، اين است كه قوهى قضائيه از نظر مردم به عنوان يك ملجأ و پناه، احساس بشود و ديده بشود؛ دلِ مردم اينجورى گواهى بدهد. به هر كس ظلم شد، هر كس احساس كرد به او ظلم شده، به خودش، در دلش، به ديگران، بگويد ميروم قوهى قضائيه و مشكلم را حل ميكنم؛ يك چنين نگاه اميدوارانهاى به قوهى قضائيه بايد در كل جامعه شكل بگيرد. اين اگر شده باشد، شما به مقصودتان رسيدهايد؛ اگر نشده باشد، پس بايد هنوز كار كنيد. به خروجيها نگاه كنيد. بايد كارى كنيد كه قوهى قضائيه بشود ملجأ و پناه براى همه؛ از عالى و دانى.
ديدار خانوادهى شهداى هفتم تير و مديران و مسئولان قوه قضائيه7/4/1386
اطمينان بايد در دل افراد جامعه موج بزند
قوهى قضائيه يكى از آن مراكزى است كه مردم بشدت براى استقرار عدالت به آن چشم دارند. آنچه انجام گرفته است، ارزشمند - برنامههايى كه بيان شده است؛ و امروز هم فرمودند - و باارزش است؛ اما اينها بايد در مقام عمل خودش را نشان بدهد؛ بايد خروجى و نتيجهى قوهى قضائيه، احساس آرامش و امنيت براى مردم باشد. يك بار من در يكى از ديدارهاى گذشته به شما برادران و خواهرانى كه تشريف داشتيد، عرض كردم كه بايد جورى بشود كه هر مظلومى، هر صاحب حقى، هر كسى كه معتقد است حق او تضييع شده، به مجرد اين كه مورد ستم قرار گرفت، در دل خود بگويد كه من حالا به دستگاه قضايى مراجعه مىكنم و حق خودم را خواهم گرفت؛ اين اطمينان بايد در دل انسانها و افراد جامعه موج بزند؛ اين بايد به وجود بيايد؛ ما اين را احتياج داريم. دادگسترى جمهورى اسلامى بايد به معناى حقيقى، دادگستر باشد. اين كارها را در اين روند، جهتدهى كنيد و برنامهها را زود پيش ببريد. اين برنامهاى كه سال گذشته هم مطرح شد، ما هم مطرح كرديم، بعد هم تدوين شد، هر چه سريعتر پيش برود.
ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه و خانوادههاى شهداى فاجعه هفتم تير7/4/1384
گستردن دانش قضايى در همهی سطوح
مسئلهى پرورش عناصر فعال در قوهى قضائيه - به قول شما كادرسازى - بايد جدى گرفته بشود؛ گسترش علم و آگاهى هم در ميان تمام سطوح قوهى قضائيه بسيار مهم است. من به رئيس محترم قوه عرض كردم كه فاصلهى بين بعضى از آراى دادگاههاى بدوى يا تجديدنظر قبل از رفتن به ديوان عالى كشور، و آرايى كه نسبت به همين پرونده بعد از نقض در ديوان عالى كشور است، فاصلهى عجيبى است؛ گاهى بين اين، دو تا رأى هست! دو دادگاه كه هر دو وابسته به يك دستگاه هستند؛ يكى شديدترين حكم را داده و مجازات را معين كرده است، يكى تبرئه كرده! فاصلهى اينها خيلى زياد است. اين، ناشى از چيست؟ كى در اين بين اشتباه كرده؟ آن هم اشتباهى به اين فاحشى. بالأخره بعد از آن كه حكم نقض شد، ممكن است مقدارى بالا پايين برود، اما اين كه اين مقدار فاصله باشد، اين نشانهى اين است كه ما احتياج داريم به گستردن دانش قضايى در همهى سطوح.
ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه و خانوادههاى شهداى فاجعه هفتم تير7/4/1384
چالش قانونى و نظارتى، موجب ورزيدهتر شدن قوه قضائيه
قوهى قضائيه بايستى از نظارت قانون استقبال كند. قانون، يكى از ابزار نظارت است. خودِ قانون يك عامل نهاده شدهى در داخل قوهى قضائيه است كه براى نظارت بر قوهى قضائيه، عامل بسيار مهم و مؤثرى است. معيار، قانون باشد و قوانين نقض نشود؛ تخصيص نخورد؛ تقييد نخورد؛ از گسترهى قانون به دلايل گوناگون چيزى حذف نشود. به هر حال، قوهى قضائيه بايد هر گونه نظارتى را استقبال كند. خوشبختانه شما از مسئول عالم، دانا، هوشمند و مجموعهى بسيار خوبى از قضات شريف، پاكدامن، عناصر مؤمن در قوهى قضائيه برخوردار هستيد. هر چه كه نظارت بشود، هر چه كه اظهار نظر بشود، حتّى انتقاد منصفانه، بايد مورد استقبال قرار بگيرد. اين، خيلى خوب است. آن را كه حساب پاك است - چه در زمينههاى مالى، چه در زمينههاى غيرمالى - از محاسبه باكى نيست. بگذاريد عناصر مقرر براى اين كار؛ مثل سازمان بازرسى و سازمانهاى گوناگون نظارتى و همچنين عناصر بيرون از دستگاه قضايى؛ مثل صاحبنظران حوزه و دانشگاه، حقوقدانان كشور، اعلام نظر كنند، پيشنهاد كنند، انتقاد كنند؛ اينها قوهى قضائيه را تقويت مىكند و قوهى قضائيه را ورز مىدهد. بحمداللَّه اركان قوهى قضائيه اركان خوبى است؛ پايهى آن پايهى بسيار خوبى است و برخاسته و پديد آمده از ريشهى مقدس نظام جمهورى اسلامى و متكى به احكام اسلامى است و از چيزى باكى ندارد و قوهى مستحكمى است؛ هر چه بيشتر با آن چالش قانونى، چالش نظارتى انجام بگيرد، براى او بهتر است و موجب ورزيدهتر شدن آن خواهد شد.
ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه و خانوادههاى شهداى فاجعه هفتم تير7/4/1384
فروغ اميدى در دل مظلوم باشيد
اگر شما به ذهنيت عامهى مردم و به ذهنيت اسلامى نگاه كنيد، مىبينيد كه توقع از قوهى قضائيه اين است كه عدالت در زندگى مردم ملموس شود؛ عدالت را حس كنند و اين عموميت پيدا كند - همينطور كه من يك وقتى به شما عرض كردم - طورى شود كه هر كس كه مورد ستمى كوچك يا بزرگ قرار گرفت، فروغ اميدى در دل او باشد كه حالا مىروم به قوهى قضائيه مراجعه مىكنم و داد خود را مىستانم؛ اين بايد عمومى شود؛ ما هنوز به اينجا نرسيدهايم. البته همهى آنچه كه ما پيش رفتهايم و هر قدمى كه شما جلو رفتهايد، اجر و حسنهى الهى و تمجيد آگاهانِ از اين اقدام را با خود همراه دارد و يقيناً در ميزان الهى بسيار بسيار باارزش است، ولو كسى نفهمد؛ شكى در اين نيست؛ حاكى از ارزشهايى است كه در وجود شماست و همهى اين قدمها، قدمهاى ارزشمندى است كه انجام گرفته است؛ اما تا مادامى كه به اين نقطه - كه نقطهى آرزويى و آرمانى است - نرسيدهايم، همهى اين قدمها مقدمه است و اين مقدمهها نبايد هيچكس را راضى كند؛ اين حرف و توصيهى اصلى من به همهى مسؤولان قوهى قضائيه است.
ديدار مسؤولان قوه قضائيه و خانواده شهداى هفتم تير7/4/1383
جايگاه قاضی
محور در قوهى قضائيه، قاضى است. بقيهى تشكيلات همه تداركچىِ قاضىاند؛ همه در حكم نيروهاى ستادى براى صف هستند. صف، قاضى است. آنچه كه در عرصهى قضاوت و صحنهى دادگاه اتفاق مىافتد، آن چيزى است كه به ما نشان مىدهد كه: «الثمرة تنبأ عن الشجرة»؛ يعنى نشان مىدهد پشت سر اين صف و پشت سر اين جبههى مقدم، وضع چگونه است.
ديدار مسؤولان قوه قضائيه و خانواده شهداى هفتم تير7/4/1383
كادرسازى در دستگاه قضايى
يكى از دستگاههاى تداركاتچى، دستگاه نخبهشناسى و نخبهپرورى است؛ يعنى كادرسازى در دستگاه قضايى و راهاندازى تشكيلات علمى و آموزشى قوهى قضائيه كه بايستى بسيار پُركار و پُر تلاش عمل كند. بخش ديگر، دستگاههاى ارزيابى و نظارت است. بخش سوم، دستگاههاى مديريتى است، و بخش چهارم، دستگاههايى است كه حكم را مراقبت كنند كه بر خلاف نباشد؛ چه آنهايى كه قبل از حكم است، چه آنهايى كه بعد از حكم است. بخش پنجم، مربوط به محكومان است، تا دربارهى آنها عدالت اجرا شود. البته همهى اين بخشها در داخل دستگاه قضايى تعبيه شده و وجود دارد؛ با اين ديد بايستى به عدالت نگاه كرد.
ديدار مسؤولان قوه قضائيه و خانواده شهداى هفتم تير7/4/1383
زندان او را فاسد يا فاسدتر نكند
دربارهى محكومان بايد گفت كه ما نبايد خيال كنيم كه عدالت دربارهى كسى كه محكوم به زندان شده، اين است كه او را به زندان بيندازيم و سر موعد هم آزادش كنيم. اين، فقط بخشى از عدالت است. بخش ديگر اين است كه زندان براى او جايى نباشد كه او را فاسد يا فاسدتر كند يا شخصيت او را از بين ببرد يا خانوادهى او را بيچاره كند. اين گرايشى كه امروز در قوهى قضائيه براى زندانزدايى هست، بسيار نقطهى مثبت و خوبى است. البته بدون ترديد كار بايستى با نظم، با ترتيب، با انضباط، با فكر درست و با برنامهريزى انجام بگيرد، ليكن جهت درست، همين جهت است و ما نبايد يك گوشهيى را كه خود موجب نابودسازى اصالتها و شرافتها و ارزشهاست، درست كنيم.
ديدار مسؤولان قوه قضائيه و خانواده شهداى هفتم تير7/4/1383
اگر اسلامی نباشد، مايه افتخار و ثواب و كارگشا نيست
قوّه قضاييّه ما براساس شرع است. اگر براساس شرع نباشد، غلط است؛ چون نظام، نظام اسلامى است. هر بخشى از اين قوّه كه شرعى نباشد، موافق با مقرّرات اسلامىِ قضا نباشد، آن بخش نه مايه افتخار است، نه موجب ثواب است و نه كارگشاست. قضاى اسلامى است كه كارگشاست. قضاى اسلامى است كه در آن، از همه مفاسد مىشود جلوگيرى كرد. اين مشكل قضاى غربى - كه غربيها در فيلمهاى تبليغاتى هم آن را زر و زيور مىدهند و آرايش مىكنند - نشان داده است كه كارايى ندارد. هركس كه اطّلاع داشته باشد، مىبيند كه آن دستگاه قضايى لَنگ مىماند و در خدمت ظلم قرار مىگيرد. آن دستگاه قضايى كه اين استعداد را دارد تا در همه شرايط با ظلم مقابله كند، دستگاه قضاى اسلامى است. هرچه ممكن است، سعى كنيد دستگاه قضا را اسلامىتر كنيد. اميدواريم انشاءاللَّه خداى متعال به شما توفيق دهد و قلب مقدّس ولىّعصر ارواحنا فداه از همه خشنود و راضى باشد.
ديدار مسؤولان قوه قضاييّه و خانوادههاى معظّم شهداى هفتم تير7/4/1378
مهمترين اولويتها
كوتاه كردن فرايند دادرسى، گسترش كمى و كيفى محاكم دادگسترى، پياده كردن كامل مقررات قضاء اسلامى، تأكيد و مبالغه در سلامت همهجانبه قوهى قضائيه، آشنا كردن مردم به حقوق و مقررات و جرائم و مجازاتهاى قضايى، روزآمد كردن پروندههاى در حال رسيدگى و استفاده از فناورى نو براى آن، از جمله اولويتهاى نخستين است.
حكم انتصاب آيةاللَّه حاج سيّدمحمود هاشمى شاهرودى به رياست قوهى قضاييه23/5/1378
تضعيف قوهى قضائيه از سوى هيچكس پسنديده و پذيرفته نيست
صلابت و اقتدار قوهى قضائيه، مهمترين خصوصيتى است كه ميتواند اين ركن اساسى نظام اسلامى را بر اداى وظيفهى اصلى آن يعنى احقاق و احياى حق مظلومان و مقابله با متجاوزان به حقوق افراد و جماعات، قادر سازد. تضعيف قوهى قضائيه از سوى هيچكس پسنديده و پذيرفته نيست و قوهى قضائيه تنها با حفظ استقلال و قاطعيّت و اعتماد به نفس و وارد نشدن در دسته بنديهاى اجتماعى و برتر از همه، به ياد داشتن مسؤوليت عظيم خود در برابر خداوند عليم و قدير و حفظ صلاح و سلامت دينى و اخلاقى خود ميتواند بدان دست يابد.
حكم انتصاب آيةاللَّه حاج سيّدمحمود هاشمى شاهرودى به رياست قوهى قضاييه23/5/1378
لوازم اصلى براى تحقق عدالت
براى دستگاه قضايى مهمتر از همه چيز، اجراى عدالت و قانون است و نظام قضايى اسلام كارآمدترين وسيلهى تحقق اين هدف متعالى است. تقويت دانش قضايى و گزينش اشخاص صالح در مجموعههاى قضايى و ادارى، و برنامه ريزى دقيق همراه با نظارت مستمرّ بر اجزاء اين دستگاه بزرگ، و نيز حفظ عزت و حرمت قضات، لوازم اصلى براى تحقق آن مقصود به حساب مىآيند.
حكم انتصاب آيةاللَّه حاج سيّدمحمود هاشمى شاهرودى به رياست قوهى قضاييه23/5/1378