news/content
پیوندهای مرتبطخبرخبرخاطراتخاطرات
1369/03/01

بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری مراسم اولین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

بسم‌‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

در ابتدا، از همه‌ی برادران عزیزی که در این کار بزرگ - که برای ما، هم جنبه‌ی عاطفی، هم جنبه‌ی اعتقادی و ایمانی، هم جنبه‌ی انقلابی و هم جنبه‌ی ملی دارد، - شرکت داشتند و زحمت کشیدند و خدماتی را عرضه کردند، مخصوصاً از برادر عزیزمان جناب آقای انصاری که عمده‌ی زحمات بر دوش ایشان است، صمیمانه تشکر میکنم. ان‌شاءاللَّه که حرکات شما، مورد رضای آن روح مطهر و مجرد قرار بگیرد و مورد توجه ولىّ‌عصر(ارواحنافداه) باشد. هرچه شما در این کار زحمت بکشید، حقاً و انصافاً زیادی نیست.

سالگرد و یادبود امام، چیز عجیبی است. آدم نمیداند سالگرد امام را چگونه هضم کند. با این‌که یک سال از قضایا میگذرد، واقعاً برای من همچنان یک چیز غیرقابل هضم و یک واقعیت غیرقابل قبول به‌حساب می‌آید. فقدان امام، حقاً غم بیتسلّایی است که هیچ تسلّایی در مقابل این غم نیست. وقتی فرزند انسان شهید بشود، با این‌که این‌طور مسایل، با مصیبت امام قابل مقایسه نیست، ولی انسان تسلّایی دارد. ما حقیقتاً در مقابل از دست دادن امام، هیچ‌چیزی که برای انسان تسلّایی باشد و بگوییم لااقل این را در مقابل این حادثه داریم، نداریم. البته شوکت و عظمت اسلام در قضایای رحلت ایشان، چیز بزرگ و دستاوردی بود؛ اما آن دستاورد در زمان حیات ایشان، هر روز برای اسلام و مسلمین واقعاً وجود داشت. آن مرد، نفس که میکشید، دنیایی را گرم میکرد و جهت میداد.

واقعاً امام(ره) انسان عجیبی بود. اصلاً پیدایش و وجود این انسان با آن ابعاد، هیچ قابل تحلیل نیست؛ جز این‌که بگوییم تفضل الهی بود. خدای متعال، برای این‌که چرخشی در تاریخ و در حرکت قافله‌ی عظیم بشری به وجود بیاورد، دستی باید از غیب ظاهر میشد؛ این دست را ظاهر کرد. اگر کسی در ابعاد شخصیت و وجود امام(ره) درست دقت کند، حقیقتاً جز این، هیچ توجیهی ندارد.

برگزاری سالگرد، بایستی از ابعاد ممکن - آنهایی که ممکن نیست، هیچ - نمایشگری از شخصیت و عظمت امام باشد و ظاهراً همین‌طور هم خواهد بود. تلاش شما، انجام وظیفه‌یی است که میکنید، باید هم بکنید؛ هرچه هم بکنید، واقعاً کم است؛ اما اعتقادم این است که خدای متعال، خودش سالگرد را اداره میکند و اداره خواهد کرد. این کارهای مربوط به امام، دست خود خداست. با ذهن بشر، اصلاً نمیشود آنها را محاسبه کرد. من که در تمام دوران زندگی ایشان و بعد هم در این حوادث بعد از فوتشان، این‌طور فهمیدم.

قطعاً شما با این تدارکات عظیمی که فراهم کردید - که من میبینم همه‌ی ارگانهای کشور هستند؛ از آقای میرزاده (1) و ریاست جمهوری گرفته، تا همه‌ی دستگاههای گوناگون کشور، در این‌جا حضور دارند - خیلی کمتر از آن چیزی است که تحقق خواهد یافت. یعنی هشتصد هزار و هفتصد هزار و امثال اینها، اصلاً مقیاسهای امام نیست. واقعاً خدا خودش اداره خواهد کرد و ان‌شاءاللَّه به شما هم کمک خواهد نمود. شما در اداره‌ی این تشکیلات کمک میکنید ان‌شاءاللَّه خداوند به شما اجر بدهد.

من این نکته را یک بار دیگر عرض بکنم که باید کوشش بشود جامع‌الاطرافی این مراسم، ان‌شاءاللَّه لمحه و برق و تصویری از امام باشد؛ چون امام واقعاً ابعاد خیلی گوناگونی داشت و جامع‌الاطراف و جامع‌الجهات بود. در این یک سال هم، ما واقعاً همیشه امام را در بین خودمان داشتیم. من در طول این یک سال، یک روز را سراغ ندارم که امام در جامعه‌ی ما، حاضر نبوده باشد. من امیدوارم که صدها سال در کشور ما، همین‌طور باشد. سعی همه‌ی ما باید این باشد، حالا که جسم امام نیست - «اعیانهم مفقودة»(2) - اما هویت و فکر و راه و حرف دل امام که با صد زبان، آن را گفته و فقط با فریاد سیاسی آن را نگفته است؛ بلکه در آن، فریاد سیاسی و شعر عرفانی و لبخند و اخم و گریه برای یک حادثه‌ی کوچک هست، در جامعه بماند.

مادر اسیری - نمیدانم در تبریز بود، یا در جای دیگر - به من گفت که بچه‌ام اسیر بود، امروز خبر آمد که شهید شده است. شما برو به امام بگو که فدای سرتان، من ناراحت نیستم. این زن، وضع خیلی عجیبی داشت. دیدم جمعیت را میشکافد و می‌آید. نمیگذاشتند بیاید؛ من گفتم بگذارید بیاید، ببینم چه میگوید. آمد این حرف را زد. از این حرف، من خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. وقتی که خدمت امام آمدم، یادم هم رفت اول بگویم؛ بعد که بیرون آمدم، یادم آمد. به یکی از آقایانی که در آن‌جا بود، گفتم به امام عرض بکنید، یک جمله ماند. ایشان، پشت درِ حیاط اندرونی آمدند، من هم به آن‌جا رفتم. وقتی حرف آن زن را گفتم، امام آن‌چنان چهره‌یی نشان دادند و آن‌چنان رقتی پیدا کردند و گریه‌شان گرفت که من از گفتنش پشیمان شدم. این، واقعاً خیلی عجیب است. ما این‌همه شهید دادیم، مگر شوخی است؟ هفتادودو تن از یلان انقلاب قربانی شدند، ولی او مثل کوه ایستاد و اصلاً انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است؛ حالا در مقابل این‌که یک اسیر را کشتند، چهره‌اش گریان میشود. اینها چیست؟ من نمیفهمم. آدم اصلاً نمیتواند این شخصیت و این هویت را توصیف کند. غرض، کار شما باید همه‌ی این جوانب را نشان بدهد.

حرف دل امام، آن چیزی بود که با همین صد زبان بیان شده؛ با این یک زبان بیان نشده است. غلط است اگر کسی خیال کند که میتوان در رؤیت سیاسی امام، هویت و حرف و مرام امام را دید؛ خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست. یکی دیگر هم برود به شعر عرفانی امام بچسبد و خیال کند که آن‌جا امام را میشود پیدا کرد. نخیر، مجموعه‌ی اینها امام است.

اگر هرکدام از ما بخواهیم در هر کار و نوشته و گفته و سخنرانییی و از جمله در این مراسم و در آینده‌ی نظام کوشش کنیم، باید بتوانیم مجموعه را کامل کنیم؛ چون هرکدام از ما در این مجموعه، یک قطره و یک جزء به حساب میآییم. مجموعه‌ی ما، شکل هندسی پیچیده‌یی با هزاران خط موازی و عمود بر هم و متمایل با هم را تشکیل میدهد. هرکدام از ما، یکی از این خطوطیم. من یک خطم، شما یک خطید، دیگران یک خطند. مجموع ما باید بتواند آن شکل هندسی را به‌طور کامل حفظ کند؛ عمده این است. در تمام این جهات، باید آن کمال و تمام امام و آن حالت جمعی او، مورد توجه قرار بگیرد.

ان‌شاءاللَّه که موفق و مأجور باشید و روح مبارک امام از شماها راضی باشد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

 

 


 

1) v معاون اجرایی رئیس جمهور وقت‌

2) نهج‌البلاغه، کلمات قصار، ش 147

 

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی