news/content
1368/03/18

بیانات در مراسم بیعت جمعی از نیروهای نظامی

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

حقیقتاً برای انسان بزرگ و شخصیت بی‌نظیری مثل امام عزیز و بزرگوارمان، جا دارد که برگزیده‌ترین انسانها و هوشمندترین ذهنها و صافترین و پاکترین دلها و جانها، از احساس تعظیم و تکریم سرشار شوند. فرق است میان شخصیتی که به خاطر مقام و سمت ظاهریش مورد احترام و تجلیل واقع میشود، و کسی که شخصیت و عظمت و عمق وجود و آراستگیهای گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوی و هوشمندی را به تعظیم و تجلیل و ستایش و تکریم وادار میکند. امام عزیز ما، از این نوع انسانها بود.

امام(ره)، خصلتهای گوناگونی داشت: بسیار خردمند و عاقل و متواضع و هوشیار و زیرک و بیدار و قاطع و رئوف و خویشتندار و متقی بود. نمیشد حقیقتی را در چشم او واژگونه جلوه داد. دارای اراده‌یی پولادین بود و هیچ مانعی نمیتوانست او را از حرکت باز دارد. انسانی بسیار دلرحم و رقیق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا که از خود بیخود میشد، و چه در هنگام برخورد با نقطه‌هایی از زندگی انسانها که به‌طور طبیعی دلها را به عطوفت و رأفت وادار میکند. انگیزه‌های نفسانی، جاذبه‌های مادّی، هویها و هوسها، نمیتوانست به قله‌ی رفیع وجود باتقوای او دست‌اندازی کند. او امیر هویها و خواهشهای خود بود؛ ولی خواهشها بر او حکومت نمیکردند. صبور و بردبار بود و سخت‌ترین حوادث در اقیانوس عظیم وجود او، تلاطم ایجاد نمیکرد.

نوع دشمنیهایی که علیه نظام ما میشد، در تاریخ نظامهای انقلابی دنیا بیسابقه است. در کجا سراغ دارید که بلوک شرق و غرب متفقاً با همدیگر تصمیم بگیرند به دولتی کمک نکنند و به دشمن او کمک برسانند؟! معمولاً این‌گونه است که اگر به کشوری توسط قدرتی فشار وارد شد، بلوک دیگر با کمکهای خود سعی میکند فشار وارد شده را خنثی کند. کشور ما در دوران سختیهای خود، از هر دو بلوک تحت فشار بود. هشت سال جنگ تحمیلی، مصداق بارز این‌گونه فشارهاست.

در چنین شرایط سخت و دشواری، ما که مسؤولیت اداره‌ی کشور را برعهده داشتیم، به او پناه می‌بردیم. آن بزرگوار مثل اقیانوسی عمیق و آرام بود و هیچ تلاطمی در او تأثیر نداشت. با نگاه به او، به آرامش میرسیدیم و مشکلات بزرگ را کوچک مییافتیم. هر کدام از این خصوصیات مهم، به تنهایی کافی بود که از دارنده‌ی آن، یک انسان بزرگ بسازد. امام عزیز ما تمام این خصلتهای ارزنده را یکجا در خود داشت.

من قادر نیستم خصلتهای انسانی و والای این مرد بزرگ را که مثل خورشید در تاریخ ایران درخشید، توصیف کنم. سالهای متمادی خدمت امام بودم. از سال 37 با ایشان آشنا شدم و به درس او میرفتم. در دوره‌های مختلف زندگی و در بحرانهایی که پیش میآمد، رفتار حساب‌شده‌ی آن مرد را دیده بودم. این انسان استثنایی، اصلاً از نوع مردم زمان ما نبود. واقعاً نمیتوانم خصلتها و خصوصیات این مرد بزرگ را توصیف کنم.

حالا که خورشید فروزان وجود او به افول گراییده و دیگر در این دنیای ظلمانی نیست، کسانی که تا دیروز به چشم انکار و عناد نگاهش میکردند، اکنون به ذکر فضایل و مناقب او زبان باز کرده‌اند! حرفهایی که در این چند روز توسط خبرگزاریها و شخصیتهای سیاسی جهان زده شد، واقعاً عبرت‌انگیز است. اینها تا یک هفته پیش حاضر نبودند درباره‌ی امام این حرفها را بزنند؛ اما امروز این حقایق را میگویند و اعتراف میکنند!

من دوران بعد از پیروزی انقلاب تاکنون را به خاطر حضور امام(ره) در این ده سال، یک دوران استثنایی میدانم. انقلاب و مردم و هدفها و دشمنیهایی که با ما میشد، نیز استثنایی است؛ ولی از همه استثناییتر، امام(ره) است که متأسفانه امروز از وجود او محروم هستیم. او نعمت بسیار بزرگی بود و افسوس که از دست ما رفت؛ آن هم در حالی که دنیای اسلام هنوز به رهبریها و هدایتها و شخصیتی که او در انسانهای مظلوم و مستضعف و ملتهای تحقیرشده‌ی دنیا میدمید، احتیاج داشتند.

امروز جمعی از رهبران نهضتهای بزرگ و معروف اسلامی دنیا برای ابراز همدردی خود، با من ملاقات داشتند. ای کاش حرفهای آنها عیناً ضبط شده بود و به گوش مردم ما میرسید، تا میدیدند که چگونه امواج ساطع‌شده از آن کانون جوشان و خروشان و آن مرکز بی‌نظیر نور و حرارت، به مسلمانان و انسانهای مظلوم و مستضعف و تحقیرشده‌ی دنیا جان و روح و قدرت داده است و توانسته‌اند در برابر سیل تهاجمها و دشمنیها ایستادگی کنند. همین چهره‌های معروف نهضتهای اسلامی لبنان، فلسطین، افغانستان و کشورهای دیگر که اسم آنها را شنیده‌اید، به من میگفتند: ما یتیم شدیم. حقیقتاً هم همه‌ی ما یتیم شده‌ایم و ثقل عظیمی را از دست داده‌ایم.

برادران عزیز ارتشی و نظامی! شخصیت هر انسانی، غیر از عوامل و عناصری که وجود خارجی و ظاهری او را تشکیل میدهد - مثل جسم و ذهن و روحیات و خصلتها و خلقیات - مقوّمات دیگری نیز دارد که گاهی نسبت به آن عناصر و عوامل، جنبه‌ی زیربنایی دارد؛ مانند افکار و جهان‌بینی و دیدگاهها. همه‌ی جهان‌بینیها نمیتوانند انسانی مثل امام(ره) تربیت کنند. آن کسی که به خدا، قیامت، حضور در برابر پروردگار، زندگی پس از مرگ، شهادت و توکل معتقد است، در دنیا به گونه‌یی عمل میکند، و کسی که فاقد این جهان‌بینی است، طور دیگر رفتار میکند. پس، جهان‌بینی هر انسانی، در تشکیل شخصیت او تأثیر اساسی دارد.

یکی از این مقوّمات، تعیین محدوده‌ی هدفهاست. عمل و شعاع حرکت و کشش ادامه‌ی راه، بسته به نوع هدف و محدوده‌ی آن، متفاوت است. هدفهای بزرگ، به خودی خود، حرکتها و شخصیتهای بزرگ را تولید میکند. هدفها و آرمانها و افکار و تأملات انسان درباره‌ی زندگی و جامعه و آینده و وظایف بشر، عناصر سازنده‌ی شخصیت انسان است.

اگرچه امام(ره) عوامل و عناصر و مقوّماتی که وجود ظاهری او را به وجود میآورد و تشکیل میداد، با خود برد، اما افکار، آرمانها، جهان‌بینی، هدفها، توصیه‌ها، راهها و ابزارها را در اختیار ما گذاشت. هم‌اکنون بخش عظیمی از شخصیت امام در اختیار ماست. آرمانهای اعلام‌شده به وسیله‌ی او، برترین و بالاترین آرمانهاست. ما باید اینها را دنبال کنیم. ملتی که این‌طور بر سر و سینه میزنند و اشک میریزند و دل در سینه‌هاشان تاب ماندن ندارد و هرکدام اگر میتوانستند، همه‌ی دنیا را میدادند، تا امام را یک لحظه‌ی دیگر به حیات برگردانند، اینها دنبال افکار امام(ره) هستند و او را به خاطر فکر و ایده و آرمان و راه و مجاهدت و مقاومتش دوست میدارند. ما باید آرمانهای این مردم و شما رزمندگان را نگهداریم.

آن افسر جوانی که صاحب زن و دو بچه است و پدر و مادر آرزومندی دارد که دوست میداشتند بچه‌ی آنها لباس افسری بپوشد و به او نگاه کنند و لذت ببرند، همچنین وسیله‌ی آسایش و رفاه او در حد معقولی فراهم بوده است، به جبهه‌ی جنگ میرود و فرمانده‌ی گردان میشود؛ گذشتِ شب و روز و هفته و ماه را نمیشناسد و به گرد و غبار و گرسنگی و تشنگی و جیره‌ی جنگی فکر نمیکند و همه‌ی اینها را با آغوش باز میپذیرد. صدبار گلوله‌ی توپ جلوی پایش، پشت سرش، پشت چادرش و پشت سنگرش منفجر میشود، ولی از حضور در جبهه پشیمان نمیشود و حتّی به زندگی راحت در تهران یا شهرستان هم متمایل نمیگردد. بعد هم در یک عملیات که احساس میکند نیروهای او احتیاج به تقویت روحی دارند، بلند میشود و تفنگش را برمیدارد و راه میافتد و در کنار نیروهایش، علیه دشمن میجنگد و همان‌جا هم به شهادت میرسد.

اگر این شخص، آن جهان‌بینی و آرمان را نداشته باشد، این کار را نمیکند. پدر و مادر او، به جای این‌که گریه کنند و اشک بریزند و پیش من و یا دیگران بروند و گله و شکوه کنند و نوازش بطلبند، مقاوم میایستند و سینه‌ی خود را سپر میکنند و در شهادت پسر رشید و جوان و امید زندگیشان، شیرینی پخش میکنند؛ بعد هم میگویند اگر پسرهای دیگری هم داشته باشند، به جبهه میفرستند!

فقط با آرمانهای امام(رضوان‌اللَّه‌تعالیعلیه) است که چنین افرادی با این‌گونه جهان‌بینی و عمل پیدا میشوند و بدون آن اصلاً امکان ندارد. امروز آرمانها و آرزوهای امام، از هر چیز دیگر زنده‌تر است؛ دنیا هم از آنها میترسد. خبرگزاریهای جهان و محافل تحلیل‌گر سیاسی، ایران را زیر ذره‌بین گذاشته‌اند و لحظه‌به‌لحظه تحلیلی را منتشر میکنند. آنها بدروغ میگویند رهبر جدید چنین و چنان خواهد کرد؛ بعد که دیدند آن‌گونه نشد و راه و هدف ما، راه و هدف امام است و توصیه‌های او را به کار میبندیم و همواره او را معلم خود میدانیم، لحن گفتارشان عوض شد! آنها از شخص امام، به خاطر آن آرمانها میترسند. ما همان راهی را که آن بزرگوار رفت، ادامه خواهیم داد؛ زیرا برتر و والاتر و شیرینتر و مقدستر و شایسته‌تر از آرمانهای او سراغ نداریم.

برادران ارتشی و سپاهی و بسیجی و نیروی انتظامی، با بقیه‌ی ملت ایران از یک نظر تفاوت دارند، و به تعبیر بهتر، از یک امتیاز برخوردارند. امیتازشان این است که امام(ره) با این‌که رهبر همه بود، ولی مستقیماً فرمانده‌ی آنها بود. من بارها به ارتشیها گفته‌ام که غیر از دوران پیامبران، فرمانده‌ی کل قوای عارف و حکیم و عاشق و الهی در دنیا سراغ نداریم.

امروز در جهان، فرماندهان نیروهای مسلح، غالباً خشنتر و متقلبتر از دیگران هستند و بِزور و یا از طریق غصب و وراثت، در مرکز فرماندهی قرار گرفته‌اند. آن‌جا هم که رؤسای کشورها فرضاً با انتخابات و شیوه‌ی دمکراسی سر کار آمده‌اند، آدمهای معمولییی هستند با همان احساسات و هویها و هوسها و ضعفهای بیشمار، که ما زندگی و روحیاتِ بسیاری از آنها را از نزدیک دیده‌ایم و میشناسیم.

ما در هیچ جای دنیا - نه امروز و نه در گذشته - نیروهای نظامییی را سراغ نداریم که تحت فرماندهی انسانی معنوی و الهی و عارف و دارای رقیقترین احساسات بشری و در عین حال با قاطعیت و صلابتی که هیچ فرماندهی در دنیا از آن برخوردار نیست، به حراست و دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه‌ی ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد.

برادران عزیز، ارتشیان و نیروهای مسلح! شما باید در راه هدفهای الهی، معنویتر و پاکتر و بیآلایش‌تر و مصممتر از مردم عادی باشید؛ چون تحت فرماندهی انسان والایی قرار دارید. این فرمانده‌ی بزرگ، بیشتر از هر کسی به گردن ارتش حق دارد. البته کشورهایی در دنیا وجود دارند که ارتش آنها برای مردم محبوبند، اما چنین چیزی در گذشته‌ی ایران سابقه نداشته است. امام ارتش را محبوب مردم کرد، و الان شما ارتشیها مورد محبت مردم هستید و مردم از صمیم دل شما را دوست دارند.

او تا لحظه‌ی آخر از ارتش دفاع کرد. بعد از آتش‌بس تا همین اواخر، بارها بر سر قضایای مختلف و طرحهای گوناگون که از سطوح متوسط پیشنهاد میشد و گاهی هم جنجال‌برانگیز بود و اگر اجرا میشد، هویت ارتش را به خطر میانداخت، ایستادگی کرد و با یک سخن و حرکت قاطع، همه را نفی کرد.

سعی کنیم تا آن‌جا که ممکن است، با استفاده از عناصر معنوی و بهره‌گیری از افکار و رهنمودهای او، شخصیت این بزرگمرد کم‌نظیر تاریخ را ارج نهیم و از زحماتش قدرشناسی کنیم. خوشبختانه او در زمان ما حضور داشت؛ توانستیم او را ببینیم و سخنش را بشنویم. حرکات و وجنات و نگاه پُرمعنا و چهره‌ی نورانیش را - که در تاریخ، نقلِ مانند او را شنیده بودیم - در این زمان به چشم خود دیدیم و لمس کردیم.

انصافاً ارتش ما، ارتش بسیار والایی است. امتیازهای زیادی در شما وجود دارد که در دیگران نیست. شما ارتشی هستید که ده سال برای کشور و ملت خود جنگیده‌اید. کمتر ارتشی در دنیا این‌گونه است. خیلی از ارتشهای دنیا، در متن بحرانها قرار نگرفته‌اند و یا لااقل شرایط دشواری نداشته‌اند و امتحانی این‌چنین به مردمشان نداده‌اند. شما با وجود شرایط دشوار، ده سال جنگیدید. جنگ تحمیلی، هشت سال طول کشید؛ اما شما با دشمن ده سال جنگیدید؛ زیرا قبل از شروع جنگ تحمیلی، ارتش در جبهه‌ها بود.

از هفته‌ی اول پیروزی انقلاب و از ماجرای پادگان مهاباد، ارتش فعالیت داشت. من از نزدیک شاهد حضور نیرومند ارتش بوده‌ام و پادگانها و خطوط و قرارگاههاتان را دیده‌ام. انسانهای وارسته‌یی وجود داشتند که هفت سال خانه‌ی آنها سنگر، و ویلایشان چادر بیابان بود. خلبانهای شجاع، کادرهای پروازی و غیرپروازی نیروی هوایی، عناصر نیروی دریایی در شرایط سخت دریا، جبهه‌های زمینی، بخشهای پشتیبانی، مثل دستگاههای صنایع و آموزشگاهها و امثال آنها، حقاً و انصافاً امتحان خوبی دادند. من این نکته را با قوّت و قدرت میگویم و به خاطر ملاحظه‌ی حال و دل کسی آن را مطرح نمیکنم.

کمتر دستگاهی مثل ارتش، مورد توجه دشمن بود. رادیوهای بیگانه، شایعات گوناگون، سازمانهای پلید و خبیث و مأیوس، مزدورهای امریکا و بعضی کشورهای دیگر، ارتش را هدف گرفتند، تا در آن نفوذ و رخنه کنند و به اهداف خود برسند. بنابراین، کمتر جایی تاکنون هدف این‌همه خباثت و بدجنسی دشمن قرار گرفته است. با وجود همه‌ی اینها، شما محکم ایستادید و حرکت خود را ادامه دادید و عناصر ناباب را مثل دندان فاسد دور انداختید و پشت سرتان را هم نگاه نکردید. اینها امتحانات بسیار خوبی بوده است که شما داده‌اید.

ارتش، محبوب مردم و ماست. من ارتش را از صمیم قلب دوست میدارم؛ چون آن را تجربه کرده‌ام و تواناییهای او را دیده‌ام. آن‌جا که از او توقعی میرود و باید خودش را نشان دهد، فداکاری میکند و وظیفه‌اش را انجام میدهد. خوشبختانه امام عزیز(ره) جانشینی فرماندهی کل قوا را برعهده‌ی انسان خوبی گذاشتند؛ من هم تأیید خواهم کرد. برادر عزیزمان جناب آقای رفسنجانی، حقیقتاً از چهره‌های مغتنم و ارزنده و ممتاز ما هستند. در آن روز که این مسؤولیت به ایشان سپرده شد، خوشحال شدم؛ امروز هم از این‌که همان مسؤولیت را داشته باشند، خوشحالم.

آنچه را که امروز میخواهم بر آن تأکید کنم، این است که تا آن‌جا که میتوانید، آمادگیهای خود را زیاد کنید. البته منظور این نیست که در آینده جنگی رخ خواهد داد؛ خیر، وقوع این مسأله را خیلی بعید میدانیم و معتقدیم که دشمنان تجربه‌ی ناکام گذشته‌ی خود را تکرار نخواهند کرد. ایجاد آمادگی، همچنین به معنای آن نیست که ما آتش‌بس را متزلزل میبینیم. البته طرف مقابل شرارتهایی میکند، لیکن آتش‌بس همچنان ادامه خواهد داشت.

ان‌شاءاللَّه مذاکرات هم به نتایج خوبی خواهد رسید. ما تصمیم داریم که مذاکرات مربوط به قطعنامه‌ی 598 را پیش ببریم؛ باید هم پیش برود و به نقطه‌ی درستی برسد؛ اینها همه به جای خود محفوظ است. ارتش نباید نگاه کند که مذاکره در چه وضعیتی است. مذاکره و قطعنامه هرچه باشد و طرف مقابل هر کاری میخواهد بکند، ارتش باید هر روز آماده‌تر از دیروز باشد.

باید در همت خود تسریع کنید، تا واحدهایی که در جبهه هستند، کیفیت عالی پیدا کنند. ارتش مناسب شأن جمهوری اسلامی، باید از نظر آمادگی و انضباط و روحیه، عالی باشد و به تجهیزات در حد توان دست یابد. تجهیزات را در حد عالی نگفتم؛ چون ممکن است کشور نتواند تجهیزاتی را که شما امروز لازم دارید، برایتان فراهم کند؛ اما آمادگی و پرداختن به تعمیر و نگهداری و پشتیبانی و اهتمام به خودکفایی و تولید و ابتکار، باید در حد عالی باشد. من به درجه‌ی خوب و بسیار خوب قانع نمیشوم؛ باید همت کنید و تا درجه‌ی عالی کارتان را به پیش ببرید، و اعتقاد دارم که به نتیجه هم میرسد.

این‌که امام(ره) در وصیت‌نامه‌ی سیاسی، الهی خویش به خودکفایی ارتش اشاره کرده بودند و مرقوم فرموده بودند: «امروز چیزهایی را با قیمت ارزانتر میسازند»، در واقع همان گزارشی بود که در آن سال به ایشان دادم و گفتم در زمان طاغوت وقتی میخواستند قطعه‌یی از تجهیزات ارتش را تعمیر کنند، با هواپیما آن را به کشور سازنده می‌بردند و پس از تعمیر، به کشور برمیگرداندند؛ ولی امروز همین قطعات داخل ایران ساخته و تعمیر میشود. این گزارش، امام(ره) را تحت تأثیر قرار داد و ایشان این موضوع را در وصیت‌نامه‌ی سیاسی، الهی خود آوردند. گزارشی که من به امام دادم، براساس شایعات و گفته‌ها نبود؛ بلکه از روی اطلاع و براساس واقعیات ارتش بود که در جریان عمل، به آن رسیده بودم.

این روند را ادامه دهید و تلاش خود را بیشتر کنید. هر کس بگوید این کار شدنی نیست، او را به کوتاهی همت متهم میکنم. هیچ کاری نیست که از انسان ساخته نباشد. انسان نیرومندتر از این حرفهاست و میتواند کارهای نشدنی را شدنی کند. تا آن‌جا که میتوانید، باید با قوّت اراده و تصمیم، نظم و انضباط و آموزش و پشتیبانی و کیفیت تجهیزات و ابزارتان را بالا ببرید؛ مخصوصاً واحدهای مناطق مرزی که باید مسؤولان ارتش و نیروی زمینی، به صورت ویژه به آنها بپردازند و هرگونه ساییدگی را از بین ببرند و آنها را قابل عرضه کنند، تا هر کس آرایش واحد و کیفیت استقرار یگانها و افراد و ابزارها را دید، بفهمد که فرماندهی قوی و با کیفیت بالایی بر این واحد حکمفرماست. عین همین مسأله، در تجهیزات هوایی و دریایی مطرح است و البته وزارت دفاع و سازمان صنایع، خوب میتوانند در این زمینه مؤثر باشند.

در پایان، نکته‌یی را هم به برادران عزیز عقیدتی، سیاسی متذکر شوم؛ نقش شما برادران در رساندن ارتش به نقطه‌ی مطلوب (حد بالای خوب بودن) نقش بسیار مؤثری است؛ زیرا ایمان قلبی و دینی، تأثیر بسیار فراوانی در حرکتهای سازنده دارد. برعکس ِآنچه که سالهای سال تبلیغات غربی و استکباری وانمود میکرد که دین مایه‌ی تخدیر و انزوا و دنیاگریزی افراد جامعه است، امام(ره) که متدین واقعی بود، با دنیا و سیاست و حوادث و سازندگی، برخورد برجسته و متفاوتی داشت و بطلان ادعای آنها را ثابت کرد.

آنها که میگفتند دین، تریاک و افیون ملتهاست، در حقیقت دین را نشناخته بودند؛ شاید هم سوءنیتی نداشتند؛ چون در دسترسشان، یک چیز بیربط و تخدیرکننده به نام دین دیده بودند و فکر کرده بودند که دین تخدیرکننده است. خیر، دین تخدیرکننده نیست؛ دین اسلام، برانگیزاننده و احیاکننده است. این نکته را برادران عقیدتی، سیاسی خوب میتوانند تأمین کنند.

امیدوارم خداوند متعال به این برادران عزیز هم توفیق کامل بدهد، تا ان‌شاءاللَّه با سازماندهی قوی و خوب و به‌کارگیری روشهای ابتکاری و استفاده از حداکثر خلقیات و خصلتها و خصوصیات جاذبه‌آفرین و کششدار،این مقصود را عملی کنند. ان‌شاءاللَّه موفق باشید. خداوند به شما کمک کند و توفیق بدهد، تا بتوانید راه امام عزیز و فقید بزرگوار را ادامه دهید.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

آخرین‌ها
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی