![]()
1359/04/10
تعلیم و تربیت از دیدگاه قرآن، وضعیت فرهنگ در رژیم پهلوی و لزوم تحولات اساسی در آن
بسم اللّه الرحمن الرحیم وضعیّت آموزش و پرورش در رژیم سابق
بعد از تشکر از آقایان که تشریف آوردهاند در جای تنگی و با زحمت تشریف دارند، چند کلمه عرض میکنم. بسیاری از اوقات الفاظ خیلی الفاظ جالبی است و سرپوش از برای چیزهایی است که جالب نیستند. آموزش و پرورش، هر دو لفظ از الفاظ جالب است و در زمان طاغوت هم وزارت آموزش و پرورش داشتیم. انجمن اسلامی که الآن در تمام ایران هست، این هم لفظ جالبی است که همه میدانید که این لفظ نمایش این است که اسلام را ما میخواهیم پیش ببریم. لکن ما، هم در آموزش و پرورش گرفتار الفاظ بودیم و هم در انجمنهای اسلامی گرفتار الفاظ. در زمان طاغوت آموزش میگفتند و پرورش، لکن شما ملاحظه کنید آموزشها چه بود و پرورشها چه. انسان خیال میکرد که آموزش صحیح هست. آموزش چیزهایی است که ملت ما به آن احتیاج دارند. آموزش علومی است که ملت ما را بعد از چندی خودکفا کند. و پرورش هم به نظر میآمد برای آدم غافل که یک پرورش صحیحی است، که انسانهایی که در آنجا آموزش میبینند پرورش هم میبینند، و وقتی که از این مدارس، دانشگاهها و غیر دانشگاهها بیرون آمدند یک اشخاصی هستند که در جهت آموزش برای وطن خودشان مفید، و در جهت پرورش صاحب اخلاق کریمه، آداب صحیح، عقاید صحیح و اینطور چیزها. لکن شما خدای تبارک و تعالی در یک سطر آموزش و پرورش را ذکر میفرماید. و در هیچ چیز از امور دنیایی خدا نفرموده است که من منت بر مردم گذاشتم، لکن در قضیۀ آموزش و پرورش میفرماید کهلَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ اِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ اَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِم آیاتِهِ و یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ.[۱]
خدای تبارک و تعالی در مورد تزکیه، در مورد تعلیم، تربیت، آموزش و پرورش با تعبیر منت گذاشتن بر مردم میفرماید. منت گذاشته، و پیغمبر را برای آموزش و پرورش فرستاده، و پرورش را قبل از آموزش ذکر میفرماید:یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَاول تزکیه است. البته آیۀ شریفه آیهای است که اگر بخواهد در اطرافش بحث بشود، طولانی باید باشد. لکن من یک کلمه را عرض میکنم که وضع آموزش و پرورش را این آیۀ شریفه به ما میفرماید و محتاج به شرح و تفصیل است. با آن تعبیرمَنَّ اللّهُ عَلَی الْمؤمِنینَفرستادن پیغمبر، از این آیۀ شریفه استفاده میشود که اصل آمدن پیغمبر برای آموزش و پرورش بوده است. آیات را تلاوت کند، آیات را، علومی که از آن علوم به همه[چیز]به طور آیه نظر بشود. آیات را تلاوت کند بر ایشان و تزکیه کند آنها را. آنها را تطهیر کند. نفوس را تطهیر کند، بعد از اینکه تطهیر کردیُعَلّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ.پرورش قبل از آموزش است. اگر هم قبل نباشد، همراه باید باشند و رتبۀ او مقدم است. اگر نفوس تزکیه نشوند، تطهیر نشوند، از آن اوصاف فاسد بیرون نروند، علم اثر سوء در آنها میکند. تمام ادیان باطله را علما اختراع کردند. دانشمندها اختراع کردند. برای اینکه علم وارد شده بود در یک جایی که پرورش نداشته، تزکیه نشده. وقتی که علم آمد در جایی که تزکیه نشده، این عالِم که حامل این علم است و مُزکّی هم نیست، خطرناک میشود. برای جامعه فرقی نیست ما بین علمای روحانی و علمای دانشگاهی و غیره. اگر در حوزههای علمیه و همین طور در دانشگاهها تزکیه نباشد، این علمهایی که در آنجا انباشته میشود، یک انباری است که خدای تعالی این تعبیر را در آن فرموده:مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْریةَ ثُمَّ لَمْیَحْمِلوُها کَمَثَلِ تحوّلات لازم در دانشگاهها و آموزش و پرورش
شما حالا اشخاصی هستید که در آموزش و پرورش هستید، تا چه آموزشی باشد و چه پرورشی باشد. با الفاظ نباید گول بخورید. خودتان را گول نزنید که ما در آموزش و پرورش هستیم. آقایان هم به اینکه ما انجمن اسلامی هستیم، با لفظ اسلامی خودشان را گول نزنند. خودشان ببینند که چه کارهایی دارند میکنند و چه کارهایی بنا دارند بکنند که آن کارها به نفع کشور است و به نفع اسلام. اگر آموزش و پرورش به نفع کشور و به نفع اسلام باشد، و انجمنهای اسلامی که در همۀ ادارات الآن هست و صحبتش هست، به نفع کشور و به نفع اسلام باشد، آثارش بعد از چند سال بعد بر همه معلوم میشود. اینهایی که مخالفند با اینکه دانشگاه درست بشود، دانشگاه و فرهنگ صحیح بشود، اسلامی بشود، گرفتاری زیاد است و باید رفع بشوند این گرفتاریها. خودتان باید رفع بکنید. منتظر نباشید که یکی بیاید از خارج رفع بکند. اگر کسی از خارج بیاید برای شما، نمیخواهد شما را تعلیم و تربیت کند. میخواهد همان جا، همانها باشد که در زمان رژیم سابق بود. همان آموزش و همان پرورش. باید محتوا را درست بکنید. باید کوشش کنید به اینکه آموزش، آموزش صحیح باشد. آموزش صحیح باید باشد. آموزش وقتی مفید خواهد شد که تزکیه باشد، که تربیت روحی و اخلاقی در آن باشد. در دانشگاهها و در سایر مراکز علم، چه در آنجاهایی که علمای روحانی هستند، و چه در آنجاهایی که دانشمندهای غیر روحانی هستند، اینها باید اشخاصی باشند در آنها که این طلاب را در آنجا، و این دانشجوها را در اینجا تربیت اخلاقی بکنند. تزکیه بکنند نفوس اینها را. همان طوری که دارند تحصیل میکنند تزکیۀ نفس هم داشته باشند. اگر یک عالِم مُزکّایِ به همه معنا، در یک جامعه باشد، ممکن است یکوقتی جامعه را این ور و آن ور کند. من در جوانی در بعضی وقتها که در بعضی از این شهرها میرفتم میدیدم بعضی از این شهرها خیلی مردمش مؤدّب به دیانت هستند. دنبال این شدم که چطور شده است که اینجا اینطوری است و آن شهر دیگر اینطور نیست؛ میدیدم که اینجا آن عالِمی که در اینجا هست یک عالِمی است که خودش را تزکیه کرده. یک عالِمی است که خودش اصلاح شده است. مردم را او اصلاح کرده. باید عالِم وقتی که در یک جامعهای میرود، در یک محلی میرود، در یک دهی میرود، در یک شهری میرود، دنبال این باشد که تزکیه کند آنها را، قبل از اینکه تعلیم کند آنها را. باید معلمینی که در دانشگاه میآیند و میخواهند تربیت کنند و تعلیم بدهند به دانشجوها، همراه آنها یک عالمی باشد که تزکیه کند این جوانها را. از آن افرادی که کوشش دارند که این جوانهای ما را به انحراف بکشند، باید تزکیه بشود این دانشگاه ما از اینطور افراد. باید ادارات ما از این چیزهایی که جوانهای ما را به فساد میکشند، جوانهای ما را به تباهی میکشند، باید اینها تزکیه بشود، تا اینکه افراد تزکیه بشود. اگر یک معلمی میرود در آنجا و به این بچههای کوچک حرفهایی را میزند که اینها را منحرف کند، اینها را باید شماها ببینید و توجه کنید آن را. معرفی کنید و کسانی که تصفیه میخواهند بکنند تصفیه کنند؛ این شیاطین هستند باز. این قشرهای فاسد هستند باز در همه جاها. چه در دانشگاهها، چه در جاهای دیگر. اینهایی که اصرار دارند که در این محلهایی که هستند یک اشخاصی باشند که آنها جوانها را به انحراف میکشانند، اینها دشمن ما هستند. دشمن اسلام هستند. چه وزیر اسمش باشد و چه معلم اسمش باشد. آن وزیری که بعد از یک سال و نیم یا بعد از چندین ماه وزارت نتوانسته ... یا خودش را از آنجایی که، از آن اشخاصی که بچهها را به فساد میکشانند ـ نمیآیند کار بکنند، میآیند آدامس میجوند و بچهها را به فساد میکشانند، من فرستادم دیدند ـ اگر اینها تصفیه نکنند، من لازم میدانم که معرفیشان بکنم با اسم. من در بعد از حبس، در آن حصری که بودم و منصور[۶]شده بود نخست وزیر، وزیر کشور را فرستاد پیش من. مثل اینکه صدر[۷]وزیر کشور بود؛ صدر پسر صدر الاشراف.[۸]فرستاد آنجا پیش من که بله، حکومت سابق چه بوده و چه بود و ما میخواهیم چه باشیم و چه باشیم و از این حرفها. گفتم به ایشان که ما نه با حکومت سابق دشمنی داشتیم و نه با شما برادری. ما باید ببینیم شما چه میکنید و بیخود من هم از اینجا که الآن محصورم ـ آمده بودند که من دیگر بروم ـ حالا که محصورم بیخود من را رها نکنید. برای اینکه، من وقتی رها بشوم باز همان حرفهاست. من با شما هیچ قوم و خویشی ندارم. و من اگر یک چیزی را دیدم، میگویم. حالا هم من اعلام میکنم به همۀ کسانی که دستاندرکارند، من با هیچ کدامتان عقد اخوت نبستم. و اگر عقد اخوت هم بسته بودم، خلاف میکردید، میگفتم. اصلاح بکنید خودتان را. وزارتخانهها را. هر یک از وزرا که در یک وزارتخانهای هستند آنجا را تصفیه کنند، هم از اشخاصی که منحرف هستند به حَسَب عقاید، و هم از اشخاصی که منحرف هستند به حَسَب عمل، و هم از اشخاصی که به انحراف میکشند جوانهای ما را در عمل و در عقاید. وظائف انجمنهای اسلامی در مراکز و ادارات انجمنهای اسلامی سرتاسر کشور که الآن در همه جا هست، و من امیدوارم که با تأیید خدا اینها اسلامی باشند. این انجمنهای اسلامی هم باید درست توجه به این داشته باشند که در آن وزارتخانهای که هستند، در آن ادارهای که هستند، در آن کارخانهای که هستند، هر جا که هستند اول متوجه باشند که خودشان اسلامی هستند یا نه. انسان اگر خودش منحرف باشد نمیتواند دیگران را مستقیم کند. این شکی نیست که آدمی که خودش ـ فرض کنید ـ خدای نخواسته شرابخوار باشد، نمیتواند دیگران را از شرابخواری بازدارد. او دعوت میکند دیگران را به آن. اگر شما خودتان، خودتان را اصلاح نکنید و خودتان همان طوری که اسم انجمن اسلامی روی خودتان گذاشتید اسلامی نباشید و خودتان را اسلامی نکنید، نمیتوانید دیگران را به اسلام دعوت کنید. خدای تبارک و تعالی که برای مردم هادی میفرستد و پیغمبران را انتخاب میکند، کسی که خودش از اول عمر تا آخر عمرش یک لغزش نداشته، معصوم بوده، یک همچو موجودی را انتخاب میکند. برای اینکه تربیت کنند مردم را. تزکیه کنند و تعلیم کنند. اگر آن کسی که میخواهد مربی یک جامعهای باشد، مربی یک دستگاهی باشد، اینها را به اسلام دعوت کند، اولش باید خودش را اسلامی کند و خودش را، باطن خودش را دعوت به اسلام بکند. اسلامی بکند تا دیگران را بتواند اسلامی کند. اگر خودش را اسلامی نکند نمیتواند دیگران را اسلامی کند. معلمین آموزش و پرورش اگر خودشان یک پرورش صحیح نداشته باشند و یک تعلیم صحیح، نمیتوانند جوانها را تعلیم کنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند. مبدأ هر امری از خود آدم شروع میشود. پیغمبر هم وقتی که تشریف آوردند، از خودشان، خودشان کامل بودند، از منزل خودشان شروع کردند. حضرت خدیجه را دعوت کردند، او هم قبول کرد. امیر المؤمنین ـ سلام اللّه علیه ـ بچه بود آن وقت، دعوت را قبول کرد. قوم و خویشهای خودشان را جمع کردند و فرمودند که یک همچو مسئلهای است. یک دستهای قبول کردند، یک دستهای قبول نکردند. از خودش انسان باید شروع کند. منی که میخواهم بگویم شما فلان کار را نکنید، فلان کار را نکنید، اگر خودم فاسد باشم، این حرفم هیچ تأثیری هم ندارد. شمایی که انجمن اسلامی دارید، و هرکس که انجمنهای اسلامی را تأسیس کرده است، انشاءاللّه خداوند همه را حفظ کند، لکن توجه داشته باشید که از خودتان شروع کنید. و این انجمن یک انجمنی باشد به همه معنا اسلامی، اخلاقْ اسلامی، عقایدْ اسلامی، اعمالْ اسلامی، یعنی تزکیه شده باشد و کتاب و حکمت را هم تعلیم دیده باشد نه به آن معنای مرتبۀ عالیاش، به همان مقداری که کتاب دعوت میکند که آنچه صلاح شماست، و منع میکند از آنچه بر خلاف مصلحت شماست. شما آقایان اول باید خودتان را اصلاح کنید، و امید است که اصلاح بکنید. و همهمان در این صدد باشیم تا بتوانید جامعه را اصلاح بکنید. شروع اصلاح از محیطهای دانشگاهی دانشگاه که میخواهد از آن، دانشمندها بیرون بیاید باید اول داخل دانشگاه اصلاح بشود، نه اینکه سنگربندی بشود توی دانشگاه و زد و خورد و آن بساط. اصلاح بشود دانشگاه. باید آن اشخاصی که متعهد هستند کوشش کنند به اینکه، یک دانشگاهِ محلِ تربیت و تزکیه و محل علم به آن معنایی که برای کشور ما لازم است[به وجود بیاید]، نه آن چیزی که لازم نیست و نه آن چیزی که کشور ما را به فساد و جوانهای ما را به فساد میکشد. بسیاری از این چیزهایی که در دانشگاهها برای جوانها به عنوان تعلیم هست اینها فاسد میکنند جوانهای ما را. باید اشخاصی باشند و انشاءاللّه هستند و برنامه بریزند. برنامهای که تعلیمات به مقدار احتیاج و به آن اندازهای که ما محتاج به آن هستیم. و آن چیزهایی که برای اصلاح کشور ما هست آنها را در برنامهها بگذارند. و آن چیزی که برخلاف صلاح ما بوده است در آن زمان، آن را حذف بکنند تا انشاءاللّه یک دانشگاهی بشود از حیث علم، دانشگاه خوب. و همین طور باید در دانشگاه اشخاصی را بیاورند که تهذیب کنند این افراد را. این جوانها از ابتدا خوبند، مربیها ضایع میکنند انسان را. والاّ اول که بچهای متولد میشودکلُّ مولودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرة[۹]به فطرت انسانیت و به فطرت خوب تولد پیدا میکند، بعدش مربیها هستند که این را میکشانند به فساد. محیط است که اگر فاسد باشد اینها را میکشد به فساد. باید محیط دانشگاه یک محیطی باشد که اگر انسان رفت توی آن ببیند محیطی است که همۀ اینها متعهدند، و همۀ اینها خدمتگزار کشور هستند، و همه برای اسلام و کشور دارند خدمت میکنند. این آدمی هم که از خارج رفت توی آن طبعاً اینطوری بار میآید. وقتی در یک جامعهای سلامت حکمفرما باشد افراد خود به خود سالم بار میآیند. یک خانوادهای که همهشان اشخاص خوب هستند بچههاشان سالم بار میآیند، مگر باز وارد بشوند در یک جامعۀ فاسد که آنها فاسدشان بکنند، و الاّ طبعاً این طوری است. بچههای کوچک نفْسشان مستعد از برای این است که، نقش بگیرد یا از طرف فساد یا از طرف صلاح. اگر یک جامعه صالح بود، بچههایش هم صالح بار میآیند. اگر فاسد بود، بچهها هم فاسد بار میآیند. شما آقایان و همۀ اشخاصی که میخواهید آموزش و پرورش بدهید، یا در بنگاههای آموزش و پرورش هستید، همۀ دانشگاهها، همۀ مراکز تربیت، همۀ مدارس قدیمی باید در آن اشخاصی باشند که آن اشخاصی که در آنجا هستند تربیت بکنند، تربیت اخلاقی بکنند. علمای اخلاق لازم است، هم در دانشگاه و هم در مدارس و هم در همه جا. این مساجد باید مرکز تربیت صحیح باشد، و مساجد بحمداللّه اکثراً اینطوری است. اشخاصی که در مسجد میروند باید تربیت بشوند به تربیتهای اسلامی. مساجد را خالی نگذارید. آنهایی که میخواهند نقشه بکشند و شما را دور کنند از مساجد، دور کنند از مراکز تعلیم و تربیت، آنها دشمنهای شما هستند. ماه مبارک نزدیک است. در ماه مبارک باید به قدر چندین ماه تربیت بشود:لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ.[۱۰] باید در ماه مبارک تربیت و تعلیم به تمام معنا در همۀ بُعدهایش در مساجد باشد؛ در محافل دیگر باشد. مساجد را خالی نگذارید. اینهایی که هی صحبت این را میکنند که حالا ما انقلاب کردیم برویم سراغ کارهای دیگر، خیر؛ انقلاب از مساجد پیدا میشود. از مساجد اینطور امور تحقق پیدا میکند. هم دانشگاهها را حفظ کنید، هم مساجد را حفظ کنید، منافات با هم ندارد. دانشگاهی باشید، مسجد هم بروید. مساجد را هم تعمیر کنید. مساجد را هم آباد کنید با رفتن خودتان. انجمنهای اسلامی و شما که در آموزش و پرورش هستید، البته خیلی شغل گرانبهایی دارید و مسئولیت زیاد هم دارید. و من امیدوارم که همۀ شما و همۀ ملت ما راه سعادت را به پیش گیرند. و همه سعادتمند بشوند. و جوانهای ما از گرفتاریهایی که برایشان دارند منحرفین پیش میآورند نجات بدهد خدای تبارک و تعالی. خداوند همۀ شما را حفظ کند. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته
![]() برگزیدهها
آخرینها
|
|||||||||||||||||||||||








