![]()
1357/09/25
منطق حقوق بشر کارتر ـ سرپوشی بر ادامۀ جنایات شاه ـ لزوم اعتصاب کارکنان شرکت نفت
اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم منطق کارتر همان منطق معاویه است در جنگ صفین وقتی که عمار یاسر برای خاطر جنگ با معاویه در رکاب امیرالمؤمنین کشته شد، بین لشکر معاویه حرف واقع شد که پیغمبر به عمار فرمودند که تو را فرقۀ یاغی و باغی شهید میکنند[۱]و حالا لشکر معاویه شهید کرده است عمار یاسر را، پس باید فرقۀ یاغی و طاغی همین معاویه و لشکر او باشند. معاویه گفت که نه، این را امیرالمؤمنین کشته برای اینکه او فرستاده او را به جنگ، و وقتی که او فرستاد به جنگ پس امیرالمؤمنین او را کشته است؛ پس فرقۀ باغیه عبارت از آن دسته هستند! منطق کارتر همین منطق معاویه است که گفته است به اینکه اینها مردم را به کشتن میدهند ـ یعنی علمای اسلام مردم را به کشتن میدهند. حالا باید ما حساب این را با ایشان بکنیم ببینیم که آیا این منطق ایشان همان منطق معاویه است یا یک قدری هم بدتر، یا یک منطق صحیحی است. در ایران از اول محرّم مردم شروع کردند به ـ ضمن عزاداریهایی که کردند ـ اظهار انزجار از حکومت شاه؛ و در تاسوعا و عاشورا با کمال آرامش مردم پیادهروی کردند و سلطنت محمدرضا شاه را نفی کردند. ایشان میگوید که مردم همچو اختیاری نداشتند؛ این اسباب این شده است که شاه امر کرده است که روز بعدش مردم را بکشند! این تظاهرات آرام که مردم کردند و سرنوشت خودشان را در این روز تعیین کردند، این آیا مطابق منطق آقای کارتر نیست؟ و این را یک امر انحرافی ایشان تلقی میکنند که مردم یک مملکتی ـ تمام مردم یک مملکتی ـ نسبت به سرنوشت خودشان حق ندارند؟! آن «اعلامیۀ حقوق بشر» در منطق آقای کارتر این است که بشر همچو حقی ندارد که سرنوشت خودش را تعیین کند؟ ایشان از اعلامیۀ حقوق بشر که خودشان هم امضا کردند اینطور فهمیدند که آزادند مردم؛ اول چیزی که برای انسان هست آزادی در بیان است، آزادی در تعیین سرنوشت خودش است؛ آیا ایشان از اعلامیۀ حقوق بشر این را فهمیدهاند که نه، هیچ کس آزاد نیست در این معنا؟! یا در خصوص ایران ایشان این نظر را دارند که هرکس هم که آزاد باشد لکن ایران دیگر آزاد نیست؟! چنانچه در بعضی از حرفها میگویند گفته است که آنجا که پای منافع ماها در کار است، دیگر صحبت از آزادی و حقوق بشر نیست! دیگر آنجا نباید ما از حقوق بشر بحث بکنیم؛ ایران یک جایی است که سوقالجیشی است، وضع سوقالجیشی نسبت به مملکت ما دارد، دیگر اینجا جای این نیست که ما صحبت آزادی بشر را بکنیم و حقوق بشر را بکنیم! این منطق صحیح هست در نظر دنیا؟ در نظر عُقلای دنیا که یک مملکتی چون منفعت به ایشان میرساند، چون مملکت امریکا از این منفعت میبرد، پس اینها دیگر آزاد نیستند؟ اینها باید دستشان را روی هم بگذارند تا هرچه منافع دارند، هرچه ذخایر دارند، امریکا و امثال امریکا ببرند؟! کارتر، مدافع کشتارها و غارتها
آیا اینکه ایشان میگوید که اینها مردم را به کشتن دادند، آیا این تظاهر آرامی که مردم در این دو روز کردند یعنی هیچ شلوغی نکردند و به دنیا ثابت کردند که ایران میتواند کنترل خودش را در اختیار بگیرد و سرنوشت خودش را به طور عُقَلایی به طور صحیح تعیین کند، خوب این موجب این شد که فردا شبِ یازدهم ـ از شب یازدهم شروع شد ـ
ایشان[۳]میفرمایند که این تظاهرات آرامی که کردند که ما شاه را نمیخواهیم، این است که اینها را به کشتن دادند؟! اینها حتماً باید بگویند شاه را میخواهیم تا نکشندشان؟! ایشان میگوید که حرفهایی که میزنند میزانی ندارد و کنترل ندارد! خوب حرف ما این است. ما در مجمع عمومی دنیا حرف خودمان را میگذاریم، حرف ایشان را هم میگذاریم ببینیم کدام اینها میزان ندارد. حرف ما این است که این آدم خودش و پدرش، این سلسله به ما خیانت کرده است، جنایت کرده است، هر روز دارد جنایت میکند. الآن که ما اینجا نشستیم اینها مشغول جنایت هستند، همین الآن، همین الآن مشغولند، همین دیشب و دیروز قم را به آتش کشیدند، همین دو روز، خراسان را، تبریز را، یزد را ـ هر شهری را که شما اسم ببرید ـ اینها یک دستهای آوردند خرابکاری کردند، این آدمی که اینطوری هست، این آدمی که میآید توبه میکند و توبهاش این است، آدمی که میآید به مردم میگوید که نه، کار نداشته باشید، من دیگر اشتباه کردم، اشتباههایم را برمیگردانم، همچو اشتباهی نمیکنم، این کارش این است که دارید میبینید. ایشان نمیداند، آقای کارتر نمیداند کارهای اینها را یا میداند و خودش را به نادانی میزند؟! ما منطق و میزان داریم نه کارتر! اگر ما گفتیم این نفتها، این نفتهایی را که اینها دارند بیرون میدهند از این مملکت، اینها منفعتش به خود ملت نمیرسد، پس اعتصاب کنید نگذارید این نفتها برود، اگر ما گفتیم نفتها را نگذارید، یعنی تأیید کردیم اعتصاب آنها را، خودشان اعتصاب کردند ما هم تأیید کردیم، حالا هم تأیید میکنیم، اگر ما شرکت نفت را و کارمندان نفت را تأیید کردیم به اینکه این نفتی که ذخیره است برای نسلهای آتیه و ذخیرهای است و مالی است برای این مملکت، برای حالش، برای آیندهاش، نگذارید این بیخود از دست برود و هیچی دستتان نیاید ـ خوب چند سال میخواهید نفت ایران را بخورید و هیچی ندهید، بس نشده؟ ـ اگر ما یک همچو حرفی بزنیم که مردم اعتصاب کنند، که شرکت نفت اعتصاب کند، کارمندان شرکت نفت اعتصاب کنند، به اعتصابشان ادامه بدهند که این ثروت خداداد ملت از دست ملت نرود و هیچی به جیبش نیاید، این یک حرف غیرمنطقی است؟! چون به شما میرسد از این جهت دیگر حقوق بشر معنا ندارد؟! چون نفت به شماها میرسد و عوضش هم نمیدهید، به جای اینکه بدهید عوضش را در مملکت ما پایگاه درست میکنید در مقابل شوروی؛ اگر ما بگوییم این اعتصاب صحیح است، مقدس است این اعتصاب، واجب است این اعتصاب، این حرف غیر منطقی است یا شمایی که میگویید که نگویید این حرفها را؟! مبادا یک حرفی بزنید که نفتها نیاید توی جیب ما! شما میزان دارد حرفتان یا ما میزان دارد حرفمان؟ ما یک حرف صحیحی[میزنیم]که همۀ عقلا قبول میکنند، که یک ثروتی است مال خودمان و شما دارید مجان میبرید؛ پولْ شما نمیدهید به ما. شما میبرید این را، اسلحه میدهید که برای خودتان پایگاه درست کند اینجا! یک نوکر اینجا گذاشتید برای این کار. این بیمیزان است این حرف؟! دعوت از کارکنان شرکت نفت برای اعتصاب از قراری که بعض علمای قم رفتند به آبادان و آنجا بررسی کردند، این ششصدهزار بشکهای که خارج میشود، آنطور گفته شده است که اینها به اسرائیل فرستاده میشود. یک مقدار از اینها اعتصاب نکردند، و ششصدهزار بشکه در مقابل ده میلیونی ـ که پیشتر میگویند ـ یا نه میلیونی که خارج میشده، این خارج میشود. آنها را بازی دادند به اینکه این برای ادارۀ خود مملکت است! این برای خودمان است! آن بیچارهها هم مشغول شدهاند. حالا معلوم شده است ـ از قراری که میگویند ـ معلوم شده است که این به اسرائیل میرود. اگر ما بگوییم که جایز نیست بر این مردمی که اعتصاب دیگران را به آن اعتنا نکردند، و گول خوردند از دولت به اینکه نفت را برای داخله میخواهیم، اگر اینها فهمیدند که این نفت را برای اسرائیل ـ دشمن قرآن و اسلام ـ میخواهند حرام است که اینها اعتصاب نکنند. پیش خدا مؤاخذند، پیش ملت مؤاخذند اینها. تمامشان باید اعتصاب کنند تا یک قطره نفت بیرون نیاید. ملت ایران حاضر است که سرما بخورد و نفتش را اسرائیل نبرد که دارد اسلام را به هم میزند، دارد مسلمین را اینقدر میکشد، امریکا نَبرد که همۀ جنایاتی که ما داریم از دست امریکا هست؛ دیگران هم نبرند. من حالا دارم پیام میدهم به کارکنهای شرکت نفت که بر شما واجب شرعی است، واجب الهی است، به اینکه اعتصابتان را عام کنید، عمومی کنید و نگذارید نفت خارج بشود. و به شما میگویم که اگر چنانچه شما را ترساندند ـ چنانچه دیروز اینها را ترساندند و «اعلیحضرت» فرمودند که اینها را باید محاکمه کرد! مردکه تو چه کارهای که اینها را میگویی[باید]محاکمه کرد؟! تو که حالا دیگر شاه نیستی، تو یک آدم یاغی هستی! کی محاکمه کند اینها را؟ تو که شاه نیستی که دستور بدهی، شاه هم بودی معنا نداشت که تو دستور بدهی؛ تو اگر شاه هم باشی، شاه مشروطه هستی نباید دستور بدهی اینها را باید محاکمه کرد و بعد به جزای خودشان! ـ نترسید از این مرد. یک مردی که به خوابنامه توسل پیدا کرده![خندۀ حضار]یک وقت هم به ـ عرض میکنم... از این نترسید. این رفتنی است آقا. این شرکت نفت، این عمال شرکت نفت نترسند از این، از این هیاهویی که اینها میکنند. نه اعتنایی به التماسشان بکنند و نه ترس از این حرفهایشان بکنند. هیچ ترس نداشته باشید. به اعتصاب خودتان ادامه بدهید. ملت ایران شما را، بر ملت ایران هم لازم است که این کسانی که در شرکت نفت اعتصاب کردند و فقیر هستند، آنها را همانطوری که آنها به ایشان چیز میدهند، اینها به ایشان بدهند. واجب است این. من سهم امام را اجازه دادم که بدهند. سهم سادات هم من سیدم اجازه میدهم. هم سادات راضیاند هم غیر سادات. و فقرا راضیاند که اینها را سیر کنند که دارند خدمت به اسلام میکنند، خدمت به وطن خودشان میکنند. بدهند سهم امام را به اینها. خود مردم هم مکلفند که اینها را اداره کنند. نترسید از این حرفها، ما شما را چه میکنیم و فلان! فردا این میرود و شما سر و کارتان با یک حکومت عادل است که به شما همه چیز همراهی خواهد کرد. حالا هم ما به شما همراهی میکنیم. دست بردارید از حرفهای اینها. اگر ما یک همچو حرفی بزنیم که اعتصاب کنید، الزام کنیم اینها را، یک الزام شرعی بکنیم به اعتصاب، حکم به اعتصاب بکنیم، این برای مصلحت یک مملکتی است، برای مصلحت یک ملتی است، ما بیمیزان میگوییم؟! شما که میگویید که اعتصاب نکنید، خوب اعتصاب نکنیم چه کنیم؟ نفتها را... بدهیم؟ «اعتصاب نکنید» ایشان این است که نفتها هرچه هست درآورید از این مخازنتان و بدهید به ما! نسل بعد هرچه شد جهنم! شما هم هرچه فقیر هستید جهنم! اخطار به اسرائیل و تأمین به یهودیان و دیگر اقلیتها کدام میزان دارد؟ حرف شما میزان دارد یا حرف ما میزان دارد؟ ما که میگوییم که اگر از اسرائیل... اینها ترساندند باز اینها را که ما از اسرائیل ـ گاهی میگویند از حجاز میآوریم متخصص. امیر حجاز گفته است که ما متخصص میفرستیم. امیر حجاز همچو حرفی چطور میزند؟! مگر مسلمان نیست امیر حجاز؟ امیر حجاز که میگوید من مسلمانم. مگر مسلمان نیست که میخواهد مال مردم را غارت کند به غیر بدهد؟ نمیکند همچو کاری را. غلط میکند! گاهی هم میگویند از اسرائیل ما میآوریم. اگر از اسرائیل آوردند، ما تکلیفمان را با آنها میدانیم چیست. یک دانه اسرائیلی ـ نه یهودی، به این یهودیها که در ایران هستند کسی حق ندارد تعرض بکند، اینها در پناه اسلام و مسلمین هستند، نه به یهودیها و نه به نصارا، اینهایی که مذهب رسمی دارند، حق ندارند و اخیراً به بهاییها تعرض کردند و دولت تعرض کرده؛ اینها یک نظر شیطنت دارند، به این نظر شیطنت اینها اعتنا نکنند مسلمین؛ اینها میخواهند سایر طبقات را به مسلمین بشورانند؛ شما اعتنا نکنید؛ از هر راه دیدید که سازمان «دولتی» دخالت میکند در یک امری، شما مخالفت کنید برای اینکه اینها نظر سوء دارند به شما ـ اسرائیلی اگر آمد در ایران و خواست نفت را[صادر]کند، بر همۀ مسلمانها واجب است که اینها را بیرون کنند و بکشند همهشان را. اینها با اسلام در جنگند، با مسلمین در جنگند، در حال جنگند؛ ما اگر دستمان برسد تا آخرشان را قطع میکنیم. اگر در ایران پایشان را بگذارند، یک اسرائیلی پایش را بگذارد ایران، بر مردم ایران واجب است که اینها را از بین ببرند. اسرائیلی میآید! غلط میکند اسرائیلی که میآید! اینها میترسانند شما را. به اعتصابتان ادامه بدهید و مردم هم به اینها همراهی بکنند. لازم است همراهی بکنند. و من هم از سهم امام اجازه دادم که همراهی بکنند با اینها و اداره کنند اینها را. بهتر اداره کنند از آن وقتی که آنها را دولت اداره میکرد. حقوق ندهند آنها جهنم! اگر ما بگوییم که اعتصاب را ادامه بدهید و نفت یک ملت را به طور هرج و مرج ندهید به خارج، ما حرف خلاف زدهایم؟! و شما که میگویید که کتک را بخورید و منافعتان را هم بدهید و صدایتان هم درنیاید... شما حرفتان این است که این همه کشتار که میشود، صحبت نکنید اصلش! اگر الآن که در مشهد و در سایر جاها اعتصاب کردند و در مریضخانه رفتند[۶]و آنها هم آنقدر شرارت کردند، و علما هم رفتند در مریضخانه، در یکی از بیمارستان ها تحصن کردند و از قراری که گفتند حدود صدهزار نفر مردم هم رفتند اطراف آنجا تحصن کردند برای این شرارتهایی که اینها کردند، اگر اینها فریاد میزنند که چرا میزنی ما را، چرا میکشی اولاد ما را، چرا در خانههای ما حمله میکنید، چرا بازارها را غارت میکنید ـ قوای «انتظامیه» بازار غارت میکند؟! قوای «امنیه»[۷]مردم میکشد؟! خوب این قوای شماست که اسمش را «انتظامی» گذاشتید و اسمش را «امنی» گذاشتید! همین «امنیه» و همین «انتظامی» دارد مردم را میکشد، دارد مردم را همۀ جهاتش را به باد میدهد، بازارها را دارد... ـ اگر آقایان مشهد یا سایر جاها اعتصاب کردند و رفتند آنجا نشستند و گفتند تا این بساط از بین نرود ما از اینجا پا نمیشویم، این حرف غیرمنطقی است؟! شما میگویید که نخیر، شما بروید همه سر جای خودتان بنشینید و تماشا کنید و چماق بهدستان بیایند و بزنند و بکشند و چه، و شما هیچ حرف نزنید! اینها هم که رفتند اعتصاب کردند همه باید... این چماق بهدستان واجبالقتلند؛ همهشان را باید کشت. هرکس پیدا کند این چماق بهدستهایی که مفسد فیالارض هستند و در زمین دارند فساد میکنند، هر که یکی از اینها را پیدا کرد بکشد او را. ما که میگوییم دفاع از مملکتمان میخواهیم بکنیم، دفاع از خودمان میخواهیم بکنیم، ما میزان ندارد حرفمان، اما شما که میگویید که چماق بهدستها هر کاری کردند شما حرف نزنید، میزان دارد حرفت؟! همزمانی حمایت کارتر و کشتار شاه بعضی از آقایان بررسی کرده بود ـ برای من هم نوشته بود ـ همین جا بررسی کرده بود که هر دفعه که کارتر پشتیبانی اعلام کرده، فردایش کتک بوده! فردایش کشتار بوده! نوشته است در تاریخ کذا پشتیبانی اعلام کرد، قتل کذا واقع شد. در همین تاریخ هم بعد از عاشورا پشتیبانی اعلام کرد، قتل عام محمدرضا برپا شد! شمایی که با کشتار، با پشتیبانی خودت قتل عامها را فراهم میکنی، دلگرمی به یک قاتل جانی بِالذات میدهی، پشتیبانی از یک آدم جانی میکنی، تو بیمیزان نیست کارهایت اما ما که میگوییم چرا، بیمیزان است؟! عوض کنید خودتان را. در هر صورت، گرفتاری ما یکی و دوتا نیست. خوب الآن مملکت ما گرفتار به دست این آدم است و گرفتار به پشتیبانی این دولتها، لکن اطمینان داشته باشید که دیگر تمام شده این حرفها، گسیخته شده همۀ این حرفها[ان شاءاللّه حضار]. ان شاءاللّه. امید است خدای تبارک و تعالی به همهتان توفیق عنایت کند و به ملت ایران سلامت و توفیق عنایت کند، به اسلام و مسلمین نصرت عنایت کند.[آمین حضار].
![]() برگزیدهها
آخرینها
|
||||||||||||||||||||








