![]()
1341/12/29
توطئههای استعمار بر ضد اسلام ـ مسئولیت سنگین عالمان دینی
بسم اللّه الرحمن الرحیم امسال[۱]ما عید نداریم و این عید را عزای ملی اعلام میکنیم، نه به خاطر اینکه مصادف است با شهادت حضرت صادق ـ سلاماللّه علیه؛ آن حضرت مقامش عالی و بلند است، ولادت و شهادتش موجب تحکیم و پیشرفت اسلام است. به قول سیدبن طاووس ـ علیه الرحمه ـ برای شهادت[مثل]امام صادق باید جشن گرفت.[۲] ما در این عید عزاداریم برای مصیبتها و لطمههایی که در این سال[۳]به اسلام وارد شد، این سال، سال خوشی برای مسلمین نبود، سال خوبی برای روحانیت نبود. در این سال به اسلام تجاوز شد. علمای دین و روحانیون مورد اهانت قرار گرفتند، هتک شدند. در این سال استعمار توطئههایی را علیه اسلام تدارک دید، عمال پلید استعمار به قرآن جسارت کردند، برای پایمال کردن احکام نورانی قرآن نقشهها کشیدند، برنامهها ریختند، طرحها دادند. اگر مسلمین بدانند که چه توطئهها و نقشههایی علیه عزت اسلام، سعادت ملتهای مسلمان و استقلال ممالک اسلامی در دست اقدام است، دیگر هیچ وقت عید نمیگیرند بلکه قیام میکنند به وظایف دینی که بر عهده دارند. وظیفۀ علمای دین، وظیفۀ ملتهای مسلمان سنگین است. همه وظیفه دارند که از اسلام دفاع کنند. در برابر توطئهها بایستند و با آن مقابله کنند. آنها که در برابر خطرهایی که متوجه اسلام شده است قیام نکنند، مقابله نکنند و به دفاع برنخیزند، آنها در عداد مردگانند. حوزههای علمیه، پایگاه دفاع از اسلام روحانیت اسلام تا این لحظه از تاریخ حیات درخشان خود در خدمت اسلام و مسلمانها بوده و در راه دفاع از دین خدا و حقوق ملتها مجاهده و مبارزه کرده است و در مواقع لزوم مردم را متوجه خطرهایی کرده که علیه اسلام و استقلال کشورهای اسلامی مطرح بوده است و در برابر فشارها، قلدریها و تهدیدهایی که از جانب ستمکاران و حاکمان جائر بر روحانیت وارد شده عقبنشینی نکرده و سکوت را جایز نشمرده است و با ارعاب و تهدید از وظایف خود دست نکشیده و تسلیم جباران نشده است. روحانیان را با تهدید و قلدری نمیتوان در برابر سلطه و قدرت ظَلمه و ستمکاران مرعوب کرد. روحانیان از سرنیزۀ جباران و جنایتکاران نمیترسند و از وظایف خود دست نمیکشند.إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنا اللّهُ ثُمَّ استَقاموُا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ اَلا تَخافُوا وَ لا تَحزَنوُا وَ أَبْشِروُا بِالْجَنَّةِ الَّتی کُنْتُمْ توُعَدوُنَ.[۴]آنها که گفتند مربی ما خداست و سپس استقامت ورزیدند، ملائکه بر آنها فرود میآید، قلبهایشان را تسکین میبخشد و آنها را دلداری میدهد که مترسید و اندوهگین نشوید و شادمان شوید به بهشتی که وعده داده میشدید. پس برای چه بترسیم برای چه اندوهگین باشیم، اینها که آدم نیستند که ما از آنها بترسیم. ما را به چه تهدید میکنند اینها؟ روحانیت نباید از چیزی بترسد، روحانیت نباید از عربدهکشیها، وحشیگریها و غوغای مشتی رجاله و اراذل وحشت کند. علما و روحانیان باید تا آخرین قطره خون خود را در راه اسلام، در راه قرآن و در راه اِعلای کلمة اللّه نثار کنند. اگر بناست ـ خدای نخواسته ـ اسلام نباشد، احکام قرآن نباشد، مذهب جعفری در کشور از رسمیت بیافتد، روحانیت اصلاً نمیخواهیم باشد، (در آن صورت) حوزههای علمیه نمیخواهیم وجود داشته باشد. ما حوزههای علمیه را میخواهیم برای حفظ اسلام، ترویج احکام الهی و قوانین قرآنی. اما اگر بنا باشد، دستگاه جبار، دین مقدس اسلام را از رسمیت بیندازد، احکام اسلام را از بین ببرد و قرآن را مهجور و منکوب کند، وجود حوزههای علمیه چه ثمرهای دارد و چه آثاری بر آن مترتب است؟[۵]آیا این حوزهها را میخواهیم که فقط از ترتب بحث کند؟[۶]حوزههای علمیه باید زنده باشد و در برابر دشمنان اسلام چون کوه محکم بایستد و بخروشد. این حکومت فاسد همه قوای خود را برای ضربه زدن به اسلام و مردم مسلمان به کار گرفته است و بساط ظلم و جنایت خود را هر روز بیشتر گسترش میدهد. ما وظیفه داریم که در برابر این جنایتکاران بایستیم و سکوت نکنیم. آیا در شرایطی که استعمار، قرآن مسلمانها را تحریف میکند ما ساکت باشیم؟! آیا در موقعی که دستگاه طاغی بر مدرسۀ علوم دینی هجوم میبرد و اهل مدرسه را مورد ضرب و شتم قرار میدهد و اموال طلاب را غارت میکند و علمای اعلام را به زندان میبرد، هتک میکند و مورد تهدید و تحقیر و اهانت قرار میدهد، ما ساکت باشیم؟ آیا ما ساکت باشیم در صورتی که علمای تهران حبس میشوند و هتک میشوند؟ آیا ما ساکت باشیم در حالی که علمای قم مورد شدیدترین اهانتها قرار میگیرند؟! به جرم اینکه میگویند «ربنا اللّه»، مربی ما امریکا نیست، مربی ما انگلیس نیست، مربی ما اسرائیل نیست، مربی ما خداست. جرم علما و روحانیون این است که از اسلام دفاع میکنند، از احکام قرآن دفاع میکنند و رودرروی جباران و ستمکاران میایستند و بر سرشان فریاد میزنند که تجاوز به احکام اللّه نکنید، سنن الهی را بازیچۀ دست خود قرار ندهید. شما هرگز نمیتوانید احکام خدا را تغییر دهید و چنین حقی ندارید. احکام الهی حق انبیا است که آن را از جانب خداوند متعال برای سعادت بشر آوردهاند و علمای اعلام وظیفه دارند آن را حفظ کنند و آن را برای ملت بیان کنند. ما قانون الهی داریم و نیازمند قانون ظلمه و دولتهای دستنشانده نیستیم. آنها میخواهند قوانین اسارتبار اربابان خود را در کشور ما اجرا کنند. ما میدانیم آنها چه نقشههای شومی در سر دارند. ما میدانیم دستهای خیانتکار عوامل استعمار میخواهند بر ضد قرآن قوانینی وضع کنند و اسلام را از رسمیت بیندازند و قرآن را در کنار کتابهای ضاله قرار دهند. ما میدانیمکه دستگاه جبار چهخوابهای خطرناکی برای اسلام دیدهاست که میآید شرط مسلمان بودن را از انتخاب کننده و انتخاب شونده حذف میکند، برای اینکه راه را برای نفوذ طایفۀ ضاله باز کند و آنها را بر مقدرات ملتهای مسلمان و کشورهای اسلامی مسلط سازد. ما صدای شیطانی آنها را در گوشه و کنار این مملکت بارها شنیدهایم که گاهی صراحتاً و گاهی تلویحاً مزمزه میکنند که ما اسلام را نمیخواهیم، اسلام مال عربهاست. این سخنان کینهتوزانۀ آنهاست نسبت به شریعت محمدی ـ صلیاللّه علیه و آله ـ و ما از اینگونه گفتار کفرآمیز و رسوا، به ماهیت ضد دینی آنها بهتر پی میبریم و بهتر آنها را میشناسیم. آنها عمال استعمارند، آنها ایادی بیگانگانند، آنها برای ریشهکن کردن اساس اسلام بر کشور ما مسلط شدهاند. ما سالیان درازی شاهد اعمال جنایتبار آنها بودهایم. ما وظیفه داریم ملت را بیدار کنیم واین نکات را به مردم برسانیم تا اتمام حجت شده باشد. انگیزۀ مخالفت با تصویبنامۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی ای مسلمانان عالم! بدانید در جریان تصویبنامۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی علت مخالفت علمای اسلام قضیۀ شرکت زنان در انتخابات نبود، این قضیه ناچیزتر از آن بود که آن قیام عمومی را به همراه داشته باشد. مسئله این بود که علما و روحانیون دیدند که دستگاه جبار میخواهد با کیْد شیطانی اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند. آیا در چنین شرایطی که آنها قوانین مقدس اسلامی را بازیچۀ دست خود قرار دادهاند ما ساکت بنشینیم و اعتراض نکنیم و نگوییم که چرا وعاظ و خطبای اسلام را تحت فشار قرار میدهند؟ چرا صدای مبلغین اسلام را خفه میکنند؟ چرا چاپخانهها را تحت سانسور قرار میدهند و از چاپ و نشر نوشتههای اسلامی جلوگیری میکنند؟ چرا آزادی مطبوعات را سلب میکنند؟ اینها به نام امام صادق ـ سلاماللّه علیه ـ میخواهند با مکتب آن حضرت مقابله کنند. به نام امام صادق میخواهند احکام مقدس قرآن را از بین ببرند و تعالیم درخشان آن را ریشهکن کنند. آنها در کنار شعار احترام به مقام حضرت صادق، از تساوی حقوق زن و مرد دم میزنند. تساوی حقوق زن و مرد یعنی قرآن را زیر پا گذاردن؛ یعنی مذهب جعفری را کنار زدن؛ یعنی قرآن را مهجور کردن و به جای آن کتابهای ضاله قرار دادن، یعنی دخترها را به سربازخانهها کشانیدن و سایر کارهایی که نوامیس اسلام و مسلمین را به خطر تهدید میکند. این تساوی حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بیست میلیون نفوس ایرانی مردود، و محکوم است. معذلک با زور و سرنیزه، با فشار و با آتش گلوله میخواهند آن را بر ملت ما تحمیل کنند. اگر این فشارها از ناحیۀ انگلیس یا امریکاست به ما بگویند تا ما خودمان با آنها برخورد کنیم. اگر الزامات بینالمللی است باز هم به ما بگویند تا فکر دیگری بکنیم. این دولتهای غیرقانونی از جان ما چه میخواهند؟ این نخستوزیر خبیث بیسواد[۷]از جان این مردم چه میخواهد؟ چرا نمیرود به دنبال کارش تا یک نفر فهمیده و باسواد که غمخوار این ملت باشد بر سر کار آید؟ آیا ما ساکت باشیم و حرفی نزنیم در حالی که آنها به مدرسۀ فیضیه میریزند، در و پنجرهها را میشکنند، طلاب را کتک میزنند و اموالشان را غارت میکنند[۸]علمای تهران را به زندان میبرند، در قم به مغازهها حمله میکنند، در مغازه را میشکنند و مال مردم را میبرند؟ این بدبختها خیال میکنند با زدن یک عده مردم بیسلاح و طلاب بیگناه فتح هندوستان کردهاند و مملکت را در سطح ممالک راقیۀ دنیا قرار دادهاند! دستگاه جبار بداند که اگر بخواهد به اسلام تجاوز کند و احکام کفر را در بلاد اسلامی جاری سازد، من در کمین آنها ایستادهام. من تا آخرین لحظههای زندگیام از نوامیس اسلام و مسلمین دفاع میکنم. من به حکم اسلام که به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خیانت به اسلام دست روی دست نمیگذارم و ساکت نمینشینم. اگر میخواهند راحت باشند بیایند مرا که مزاحم هستم از این کشور تبعید کنند. تا من هستم نمیگذارم قوانین مخالف اسلام تصویب و اجرا شود؛ تا من هستم نمیگذارم که دستگاه جبار استقلال این ملت را بر باد دهد. ملت اسلام نیز بیدار و نسبت به دین و آیین خود حساس و پایبندند. به علمای خود علاقهمندند؛ پشت سر علمای اسلام ایستادهاند و مسلماً در برابر خیانت به اسلام و قرآن ساکت نمینشینند و اجازه نمیدهند که جباران و ستمکاران هر چه میخواهند بر سر اسلام بیاورند و دستهایی را که به حریم قرآن دراز شود قطع میکنند.
شما آقایان روحانیون نیز باید هوشیار باشید. شما مسئولید که حقایق را با مردم در میان بگذارید و به اقشار مختلف ملت برسانید که چه نقشهای علیه اسلام و استقلال مملکت کشیدهاند و چه ضربههایی میخواهند بر اسلام وارد کنند. در برابر زور و فشار طاغیان خضوع نکنید، تسلیم نشوید، صفوف خود را فشردهتر کنید. مردم زندهای باشید. در برابر پیشینیان اسلام، زجرها و رنجهاکشیدند مگر من از حضرت امیر ـ علیهالسلام ـ بالاتر هستم؟ معاویه چند سال در بالای منبر به علی فحش داد و آن حضرت صبر کرد. مگر حضرت علی غیر از این حرفی میزد که ما میزنیم؟ ما میگوییم احکام قرآن باید در مملکت ما عمل شود. آن حضرت هم همین را میفرمود. مگر شما از اصحاب حضرت امیر بالاتر هستید که جان خود را در راه دین میدادند؟ پیشینیان ما، بزرگان دین ما و ائمۀ معصومین ـ علیهم السلام ـ در راه دفاع از اسلام هتک شدند، سیلی خوردند، به شهادت رسیدند؛ زندان رفتند، مسموم شدند. پیروان علی و فاطمه و اولاد روحانی و جسمانی آن بزرگواران همواره با حکام جائر مقابله کردند. عماریاسر، ...[۱۱]عمر مبارک خود را در مقابله گذراند تا سرانجام در سن نود سالگی به دست «فئۀ باغیه»[۱۲]به شهادت رسید. میثم تمار، این زبان گویای اسلام تا آنجا گفت و گفت که جلادان معاویه ـ علیهاللعنه ـ زبانش را بریدند، دستهایش را قطع کردند و بدترین شکنجهها را به او دادند. اولاد فاطمه ـ سلاماللّه علیها ـ در طول تاریخ اسلام همیشه در برابر دستگاههای ظالم و جائر ایستادند و از اسلام دفاع کردند؛ زجرها کشیدند؛ ناسزاها شنیدند؛ لای جرز قرار گرفتند؛ دستهجمعی سربریده شدند، قتل عام شدند، به شهادت رسیدند، معالوصف مقاومت کردند و نگذاشتند که بدخواهانْ اسلام را از بین ببرند و احکام خدا را محو و نابود کنند. اکنون بحمداللّه اولاد فاطمه زندهاند، در قم اولاد فاطمه هستند، در مشهد اولاد فاطمه هستند، در نجف اولاد فاطمه هستند، در سایر بلاد اولاد فاطمه هستند، اینها نمینشینند تا دولتها هر خیانتی که خواستند بکنند و احکام قرآن را پایمال کنند.تااولاد فاطمه زندهاند، اجازه نمیدهند که دشمنان به مقدسات اسلام تجاوز کنند و مقدرات مسلمین رابه دست یهود واسرائیل بسپرند. ای فاطمیین! به داد اسلام برسید.من امسال ۶۳ سالم تمام است. پیغمبر اکرم ـ صلیاللّه علیه و آله ـ ۶۳ سالش بود که وفات کرد، حضرت امیر ـ علیهالسلام ـ ۶۳ سالش بود که به شهادت رسید. ما از پیروان پیغمبر اکرم هستیم، ما از پیروان حضرت امیر هستیم، ما از پیروان حضرت ابا عبداللّه هستیم. کسانی که پیروان آن بزرگواران باشند هرگز نمیترسند، ترس برای کسانی است که اعتقاد به عالم آخرت ندارند. غم و غصه برای آنهایی است که فقط همین دنیا را دارند و آمالشان دنیا است، اما آنها که میدانند در جنت نعیم و مقام کریم جا دارند از چه میترسند؟ان الذین قالوا ربنااللّه ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألاّ تخافوا و لا تحزنوا و اَبشروا بالجنة التی کنتم توعدون. والسلام علیکم و رحمةاللّه.[۱۳]
![]() برگزیدهها
آخرینها
|
||||||||||||||||||||||||||








