کشاورزی / باغبانی/گندم/خودکفایی / زراعت/دهقانی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
بازده کار تحقیقاتی مانند بازده کاشتن یک بذر است

بازده کار تحقیقاتی و پژوهشی به چشم نمی‌آید، اما بازده آن حقیقتاً از قبیل همان چیزی است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است: «انبتت سبع سنابل فی کلّ سنبلة مئة حبّة»؛(1) یک دانه‌ای است که وقتی شما کاشتید، هفتصد برابر به شما عوض خواهد داد. کار تحقیقات، اینجور است. وقتی شما بذر سالم را، یا شیوه‌ی خوب کشاورزی را تحقیق میکنید، یا در زمینه‌ی یک ماده‌ی مؤثر در امر صنعت یا کشاورزی یا خدمات و غیره تحقیق میکنید، این موجب میشود که ناگهان یک سود بزرگ و همگانی برای کشور، بعد از مدتی صبر و تحمل، به دست آید.1391/07/25

1 ) سوره مبارکه البقرة آیه 261
مَثَلُ الَّذينَ يُنفِقونَ أَموالَهُم في سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ في كُلِّ سُنبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضاعِفُ لِمَن يَشاءُ ۗ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
ترجمه:
کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.
لینک ثابت
جوان, اخلاص, توکل به خدا, اعتماد به جوانان, کشاورزی, کشاورزان

اعتماد به جوانان و افراد با تجربه به همراه توکل به خدای متعال و اخلاص نیت برای خدا، اساس کار است.1384/10/14
لینک ثابت
کشاورزی, کشاورزان, استفاده از جوانان

به همه‌ی روستاییان و همه‌ی کشاورزان و کسانی که دست‌اندرکار کشاورزی‌اند، توصیه می‌شود که از این جوانان مطلع و خبره در کار کشاورزی استقبال کنند.1384/10/14
لینک ثابت
کشاورزان، درو کنندگان گنجینه‌های خدا در زمین

دستگاه کشاورزی برای کشور ما بسیار مهمّ است؛ چون امنیت غذایی برای کشوری بزرگ، پُرجمعیت و دارای هدفهای بلند، بسیار مهم است؛ لذا بخش کشاورزی و دامداریِ ما یک بخش ویژه و استثنایی است و همه باید برای آن تلاش کنند. در اسلام هم آگاهانه و با توجّه، نسبت به کشاورزی تأکید شده است. حدیث بسیار پُرمعنا و پُرمضمونی درباره‌ی کشاورزان نقل شده است: «الزّارعون کنوز اللَّه فی ارضه»؛(1) یعنی کشاورزان کسانی هستند که گنجینه‌های خدا در زیر زمین را می‌دِروند و استخراج می‌کنند. مهمترین گنجینه‌ی خدا در زمین و خاک عبارت است از موادی که مایه‌ی ادامه‌ی حیات بشر و حیوانات است. این از طلا و نفت مهمتر است. طلا و نفت وسیله‌ی به‌دست آوردن مایحتاج زندگی است؛ اما محصول غذایی، مهمترین مایحتاج زندگی است. این را برای این عرض می‌کنیم که همه‌ی دست‌اندرکاران کشور و بخصوص مسؤولان وزارت جهاد کشاورزی توجّه کنند - همان‌طور که از اوّلِ انقلاب بارها تکرار شده است - که کشاورزی یکی از اساسی‌ترین محورهای توسعه در کشور ماست؛ یک امر حاشیه‌ای نیست. توجه به صنعت - که لازم است - نباید موجب عطف توجّه از کشاورزی شود. کشاورزی، پایه و زیربنا و اساس است.1382/10/14

1 )
تهذيب الأحكام، شیخ طوسی، ج 6، ص 384؛ عوالی اللآلی، ابن ابی جمهور احسایی، ج 3، ص 204 ؛ وسائل الشيعة، شیخ حر عاملی، ج 17، ص 42.

سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الْفَلَّاحِينَ فَقَالَ هُمُ الزَّارِعُونَ كُنُوزُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ مَا فِی الْأَعْمَالِ شَيْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الزِّرَاعَةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا زَارِعاً إِلَّا إِدْرِيسَ ع فَإِنَّهُ كَانَ خَيَّاطاً».
ترجمه:
از حضرت صادق عليه السلام درباره كشاورزان پرسيدم . فرمود: «آنان كشت كنندگان و گنج هاى خدا در زمينش هستند ؛ و نزد خدا كارى دوست داشتنى تر از كشاورزى نيست ؛ و خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت جز آن كه كشاورز بود ، مگر حضرت ادريس عليه السلام كه خيّاط بود».
لینک ثابت
ظرفیت کشاورزی در سیستان وبلوچستان در بیان رهبری

از این یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع زمینى که در کشور ما وجود دارد، به احتمال زیاد بخش عمده‌اش قابل کشت است. ما هنوز استفاده از آب کویر را تجربه نکرده‌ایم. کسى نمى‌تواند بگوید که در کویر امکان کشت نیست. مثلاً بلوچستان یک قلم است. بلوچستان از لحاظ مساحت، بعد از خراسان، دومین استان کشور است. تصور عمومى هم این است که بلوچستان یک منطقه‌ى خشک و بى‌آب و علف است؛ و حال آن‌که منطقه‌ى خشک و بى‌آب و علفى نیست. البته بى‌علف است، اما بى‌آب نیست. در بلوچستان، آبهاى نزدیک به سطح زمین بسیار است و قاعدتاً اگر چاههاى عمیق بزنند، ممکن است آبهاى تحت‌الارضى خیلى زیادى هم داشته باشد، که من از آن اطلاعى ندارم؛ اما آن‌که من اطلاع دارم، آن‌جا آبهاى نزدیک به سطح زمین فراوان است؛ یعنى مثلاً در مناطقى یک متر، و در مناطقى سه متر که زمین را بکنند، آب فراوانى پیدا خواهد شد.
من یادم نمى‌رود که در خاش یک وقت بالاى سر چاهى رفتیم؛ آب آن چاه واقعاً مثل یک رودخانه‌ى عظیم مى‌جوشید. سه متر کنده بودند و با موتور آب مى‌کشیدند؛ یک رودخانه راه انداخته بود. در منطقه‌ى ایرانشهر هم که ما رفتیم، این‌طور بود. متأسفانه کار لازم در آن‌جا نشده است. البته خیلى کار شده است؛ چه دستگاههاى رسمى دولت، چه جهاد سازندگى، و چه گروههاى کوچکى که اول انقلاب خود ما در جریانش بودیم، مى‌رفتند و کار مى‌کردند؛ من کارهاى آنها را منکر نیستم و مى‌دانم که خیلى کار انجام شده؛ اما آن کارى که باید بشود، نشده است.
من فراموش نمى‌کنم وقتى که ایرانشهر بودم، یک بار با لباس بلوچى با ماشین به طور قاچاق از ایرانشهر به زاهدان مى‌رفتم، تا مسافرى را که از خانواده‌ى ما به زاهدان آمده بود، بیاورم. من به طور قاچاق تردد مى‌کردم؛ زیرا مجاز نبودم که این راه را بروم. یک تبعیدى دیگر هم از اهل نقده پهلوى من سوار بود؛ او را هم با خودم مى‌بردم. وقتى که مى‌رفتیم، من در راه همین‌طور به این دشتهاى افتاده و بدون استفاده نگاه مى‌کردم. مى‌دانید که آن منطقه، یک مقدار کوهستانى و یک مقدار هم دشتهاى بازى است که کمتر دشتى به آن خوبى هست؛ دشتهاى صاف و مسطح، که واقعاً براى زراعت خیلى خیلى مناسب و مساعد است. این دشتها پُر از بوته‌هاى علف است؛ یعنى کاملاً حاکى از وجود رطوبت در زمینهاست که بوته‌هاى علف زیادى را ایجاد کرده است. در آن وقتها با این‌که واقعاً هیچ امید نقدى هم در دل نداشتیم، اما درعین‌حال همین‌طورى در حال تبعید، به شوخى - که در آن ایام از این شوخیها با دوستان و رفقا مى‌کردیم - به همراهم گفتم: ان‌شاءاللَّه در تشکیلات آینده، تو را استاندار بلوچستان مى‌کنیم؛ به شرط این‌که این زمینها را مثل «ریکه پوت» بکنى! «ریکه پوت»، باغى در نزدیک ایرانشهر است که یک‌وقت ایتالیاییها - حدود سى، چهل سال قبل از این - آمدند آن‌جا را سرسبز کردند؛ که وقتى انسان وارد «ریکه پوت» مى‌شود، خیال مى‌کند مازندران است. واقعاً «ریکه پوت» مثل مازندران است. درخت اکالیپتوس آن‌جا، بیست متر ارتفاع دارد! ما همیشه اکالیپتوس را دو متر، سه متر، چهار متر دیده بودیم؛ اما در آن‌جا این درخت بیست متر ارتفاع داشت! آن منطقه از لحاظ عظمت استعداد، چیز عجیبى است. یا مثلاً در آن‌جا گوجه‌فرنگى به‌قدر یک گرمک یا طالبى مى‌رویید! البته چون نمى‌توانستند استحصال کنند، آن را دور مى‌ریختند. یک مقدارش را آب مى‌گرفت، و یک مقدار دیگر را بزور به ماها و به دوست و آشناها و به مردم شیعه‌ى آن‌جا مى‌دادند؛ غالبش را هم دور مى‌ریختند. یا مثلاً پیازهاى محصول آن‌جا را براى ما مى‌آوردند، که به قدر یک طالبى بود؛ مبالغه نیست! غرض، من به همراهم گفتم که وقتى استاندار این منطقه شدى، باید این‌جا را مثل «ریکه پوت» بکنى؛ و این مى‌شود. متأسفانه نه او - که البته توان این کارها را نداشت - بلکه آن استاندارهایى هم که بعد از تشکیلات جدید گذاشتیم، واقعاً هیچکدام نتوانستند یک «ریکه پوت» دیگر در آن‌جاها درست کنند.1370/08/06

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی