1392/08/22

ملت حماسه | درس آزادگی

برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید:
برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید:


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24436/smpl.jpgپایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR برای چهارمین سال پیاپی، به مناسبت فرارسیدن ایام عزاداری شهادت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام، مجموعه صوتی «بعثت خون» را منتشر میکند.
بعثت خون از سال ۸۹ در هر سال با یک نگاه به یکی از ابعاد واقعه عاشورا پرداخته و امسال از دریچه نگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه به واکاوای قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و آثار آن بر انقلاب اسلامی ملت ایران می‌پردازد.
به همین جهت، عنوان مجموعه صوتی بعثت خون در سال ۹۲، «ملت حماسه» است؛ آنجا که حضرت امام خمینی میفرمایند: «این مجالس عزای سیدالشهداست و مجالس دعا و دعای کمیل و سایر ادعیه است که می‌سازد این جمعیت را اینطور، و اساس را اسلام از اول بنا کرده است به طوری که با همین ایده و با همین برنامه به پیش برود. و چنانچه، واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسئله چه هست و این عزاداری برای چه هست و این گریه برای چه اینقدر ارج پیدا کرده و اجر پیش خدا دارد، آن وقت ما را «ملت گریه» نمی‌گویند، ما را ملت حماسه می‌خوانند.» صحیفه امام رحمه‌الله ج۱۲ ص۳۴۶
سومین قسمت از این مجموعه «درس آزادگی» نام دارد. شما میتوانید از همین صفحه آن را دریافت کنید.
قسمتهای اول و دوم این مجموعه با نامهای «برکت اشک» و «سرمشق خونین»  پیش از این منتشر شده بود.

*
بیانات حضرت امام خمینی رحمه‌الله که در این قطعه صوتی می‌شنوید:
شما یک قدری به فکر باشید، یک قدر توجه داشته باشید. هی ننشینید تکلیف شرعی برای خودتان درست کنید: کار تنبلها! تکلیف شرعی‌ام این نیست؛ تکلیف شرعی آنی است که پیغمبر ... شما قوه‌تان بیشتر از قوای سید الشهداء است. قوایی نداشت در مقابل آن قوه [ولی‌] پاشد قیام کرد، مخالفت کرد، چه کرد، تا کشته شد. آن هم می‌توانست اگر تنبل بود - نعوذبالله؛ می‌توانست بگوید که تکلیف شرعی من نیست. از خدا می‌خواستند آنها که سید الشهداء ساکت باشد و آنها به خرسواری خودشان سوار باشند. از قیام اومی‌ترسند. او «مُسْلم» را فرستاده که مردم را دعوت کند به بیعت تا حکومت اسلامی تشکیل بدهد؛ این حکومت فاسد را از بین ببرد. اگر او هم سر جای خودش می‌نشست و در مدینه وقتی که مردک (۱) می‌آمد می‌گفت که بیعت کن، می‌گفت بسیار خوب سلّمه الله تعالی! نعوذبالله اگر یک همچو چیزی می‌گفت، از خدا می‌خواستند؛ خیلی هم احترامش می‌کردند، دستش را هم می‌بوسیدند، روی سرشان هم می‌گذاشتند؛ پسر پیغمبر بود.
صحیفه امام رحمه‌الله ج۲ ص۳۷۲

(۱) ولید، حاکم وقت مدینه.
لطفاً نظر خود را بنویسید:

*
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی