news/content
1392/02/11

دیدار مداحان اهل بیت در سالروز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید:
شأن مداح برانگیختن و به اندیشه بردن عواطف است - 00:05:57
لزوم توجه مداحان اهل بیت به نیازهای روز جامعه در اشعار - 00:03:31
مداحان مراقب باشند قریحه خدادادشان را در خدمت اختلاف‌افكنی قرار ندهند - 00:02:28
حماسه دستورى و بخشنامه‌اى نيست - 00:03:23
مداحی، معرفت‌افزایی است - 00:01:15
لزوم تهذیب اخلاقی مداحان برای اثرگذاری مضاعف در مخاطبان - 00:02:43
نباید سینه‌زنی و عزاداری را با مولودی‌خوانی و شادی مخلوط كرد - 00:01:45
تمدن غرب در مسئله زن محكوم به سقوط است - 00:05:17
در طی مراتب الهی هیچ تفاوتی میان زن و مرد نیست - 00:01:23
لزوم برنامه‌ریزی برای بالا رفتن سطح ایمان، سواد و هوش بانوان - 00:02:18
خانه داری و فرزندآوری از مهم‌ترین مجاهدت‌ها و هنرهای زنان است - 00:02:40
لزوم توجه به رفتار با زنان در محیط‌های گوناگون - 00:01:11
اگر در زمینه زن و خانواده درست عمل كنیم، آینده كشور تضمین است - 00:00:43
دعا - 00:00:04
مداحی آقای سید علی سادات رضوی در حضور رهبر انقلاب - 00:13:39
مداحی آقای حمید منتظر در حضور رهبر انقلاب - 00:07:50
مداحی آقای رضا قانع در حضور رهبر انقلاب - 00:09:44
مداحی آقای سید مجید بنی‌فاطمه در حضور رهبر انقلاب - 00:08:51
شعرخوانی آقای سید حمیدرضا برقعی در حضور رهبر انقلاب - 00:07:49
مداحی آقای غلامرضا عینی فرد در حضور رهبر انقلاب - 00:10:27
مداحی آقای محمدجواد احمدی در حضور رهبر انقلاب - 00:06:19
مداحی آقای محمود کریمی در حضور رهبر انقلاب - 00:12:38
همخوانی سرود درباره ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در حضور رهبر انقلاب - 00:11:08


تو ناسروده‌ترین شعر خلقتی بانو/ سید علی سادات رضوی
قلم کجا و قدم در حریم حرمت تو
کلام را نبود جوهر قداست تو
سخن به حسرت مدح تو از نفس افتاد
کدام حرف که باشد حریف مدحت تو
چه هیجده غزلی داشت دفتر عمرت
قد کدام قصیده رسید به رأفت تو
تو ناسروده‌ترین شعر خلقتی بانو
که شاعر تو همانا خدای خلقت تو
مگر به شأن تو جبریل آورد کوثر
مگر به قدر تو قرآن کند تلاوت تو
مگر که خطبه حیدر شود به تفسیرت
مگر که منطق احمد کند روایت تو
وگرنه وصف تو از ما و من نمی‌آید
کجا مدیحه ما و کجا مدیحت تو
تراوشد یم عصمت ز رشحه اسمت  
طلوع نور حیا از نگاه عفت تو
سزد که شیعه کند با وضو نگاه به آب
که این زلال بود مهریه به حضرت تو
چهل حضور، چهل خلوت و چهل معراج
چه چلچراغ شگفتی‌ست در ولادت تو
ندیده‌ایم و نبینیم مثل تو خاتون
نیامده‌ست و نیاید زنی به رتبت تو
محبت تو و اولاد توست خیر عمل
ولای عترت تو لازم و ولایت تو
چه حس و حال عجیبی‌ست زائران تو را
چه اشک و آه غریبی‌ست در زیارت تو
طواف خاک تو بیت‌الحرام چون نکند
که بود زاده کعبه به طوف تربت تو


چادر عصمت تو بافته از نور خدا/ حمید منتظر
یک
دانشگاه ما خداشناسی است
قانون مقدس اساسی است
هر سال جهاد اقتصادی است
هر روز حماسه سیاسی است

دو            
شعر از میرزا محمود قمی

ای مهین بانوی بیت‌الحرم غیب قِدَم
سرّ ناموس رسول مدنی خاتم  
ای تو خاتون همه کشور ملک و ملکوت
وی تو بانوی همه ملک عرب تا به عجم
تویی آن گوهر زیبا که به یکتایی تو
مادر دهر نیاورد و نیارد به شکم
هم تو خاتون بهشتی و همی بانوی غیب
هم شفاعتگر حشر و دو سرا را به کرم
مطلع شمس جمال و افق ماه‌جلال
مشرق سرّ وجود و فلک خلق‌شِیَم
کی خَشیجان تو از جنس خَشیجان بشر
کی در آب و گل تو کیف و در ارکان تو کم
فخر جاروکشی حرمت با حوا
شرف بندگی خاک درت با آدم
چادر عصمت تو بافته از نور خدا
پرده عفت تو اَقمَشِه شهر قِدَم
پدران تو همه یکه‌سواران وجود
مادران تو همه صاحب اعزاز و کرم
پسران تو نیاکان همه کون و مکان
ابن در ابن همه شمس ضحی بدر ظُلم
صلب در صلب همه بارقه نور جمال
بطن در بطن همه قبله حاجات اُمم
دوده در دوده همه مظهر آیات خدا
پشت در پشت همه چشمه اسرار نِعم
ای که خاک قدمت آینه اسکندر
وی ز کان کرمت جام جهان‌بینی جم
پاکی از پاکی تو دست قضابین بر سر
عفت از عفت تو می‌گزد انگشت نِدم
روحت از روح رسول و تنت از جوهر قدس
در سراپای تو پا تا سر احمد مُدغَم  
همسرت حیدر و زو فخر کنی بر حورا
پدرت احمد و زو فخر کنی بر عالم
عرش تا بوسه زند خاک درت را به خشوع
پی تعظیم درت پشت کند گردون خم
شمس از جلوه تو نورده کون و مکان
ماه از پرتو تو بر سر چرخش پرچم
عقل از خاک‌نشینان سر کوی شماست
روح اندر حرم محترمت نامحرم
دوستان تو ز آسیب قیامت آزاد
دوستی تو جراحات گنه را مرهم
عهد، عهد تو و پیمان متین، پیمانت
کار، سست است اگر عهد، نباشد محکم
شمه فضل تو را ناطقه‌ام باشد لال
پاره حمد تو را نطق مجلل الکم



هر کجا یاد شما هست همان جاست بهشت/ رضا قانع
یک
شعر از صائب تبریزی

گرچه گویند که در عالم بالاست بهشت
هرکجا محفل انسی است همان جاست بهشت
هر کجا اشک بُود چشمه کوثر نقد است
هر کجا یاد شما هست همان جاست بهشت

دو
زهرا که جلالتی اساسی دارد
آیینه‌ای از ولی‌شناسی دارد
با آن که جهاد اقتصادی می‌کرد
یک عمر حماسه سیاسی دارد

 سه
ای وجودی که در کمال شهود
هستی‌ات نور عالم غیب است
نام پاک تو بی وضو بردن
نزد هر باغ معرفت عیب است
 
با علی نه بهار پیوستی
در خواهش به روی خود بستی
 
به خدا خانه گلین تو را
اشتیاق حبیب پر کرده‌ست
عطر ناب لِیذهبَ عنکم
بوی أمن یجیب پر کرده‌ست
 
حلقه زد گرد چهره‌ات چون ماه
هاله إنّما یرید الله
 
لطف سرشارت ای عصاره وحی
خستگان را ز مهر تسکین داد
تا سه شب قوت کودکانش را
به یتیم و اسیر و مسکین داد
 
در شگفت از تو قدسیان ماندند
سوره نور و هل أتی خواندند
 
چه کسی می‌برد گمان که خدا
به کنیز تو رتبه‌ای کم داد
فضه شد میهمان مائده‌ای
که خدا پیش از این به مریم داد
 
می‌توان با محبت تو رسید
به رهایی، به روشنی، به امید
 
صلح سبز حسن که جاری شد
چشمه در چشمه از پیامت بود
نهضت سرخ روز عاشورا
شعله در شعله از قیامت بود
 
خطبه را زینب تو چون آموخت
سخنش ریشه ستم را سوخت



ای مهربان‌تر از همه شهر با علی/ مجید بنی‌فاطمه
کو آن که طی کند شب عرفانی تو را
شاعر شود حقیقت نورانی تو را
این رودها که همسفر بی‌قراری‌اند
تحسین نموده‌اند خروشانی تو را
با صد هزار شاخه گل یاس، هر بهار
هم‌پای نیست عطر گلستانی تو را
وقت عبادت آیه‌ای از نور می‌شوی
تا عرش می‌برند چراغانی تو را
تسبیح کرده‌اند خدا را فرشتگان
تا دیده‌اند جلوه سبحانی تو را
باید فرشتگان پی درک فصاحتت
از بر کنند متن سخنرانی تو را
اندوه رنج‌های تو با آن مساحتش
پُرچین نکرد صفحه پیشانی تو را
 
هجده گل از حیات جهان چید دست تو
ای باغ‌های خرم توحید، مست تو
 
این چشمه‌ها بدون تو آب روان نداشت
این دشت‌ها بدون تو طبع جوان نداشت
بهتر ز یاس‌های تو نُه‌چرخ گل ندید
بهتر ز دودمان تو هفت‌آسمان نداشت
ای مهربان‌تر از همه شهر با علی
ای آن که چون تو شهر علی مهربان نداشت
نُه سال با تو چشم علی روی غم ندید
نُه سال جز تو قلب علی همزبان نداشت
نُه سال جز تو مادر گل‌ها کسی نبود
نُه سال جز تو باغ علی باغبان نداشت
نُه سال سفره‌های فقیران شهرتان
جز با تنور بخشش این خانه نان نداشت
بانو! مدینه عطر شما را گرفته بود
اما چرا کسی خبر از قبرتان نداشت
 
باشد ولی ز خاک بهار تو جاری است
در باغ یاس عطر مزار تو باقی است
 
عزم شما مبارزه از سر گرفته بود
تصمیم بر جهاد مکرر گرفته بود
لشکر شد اشک‌های شما در مصاف خصم
وقتی شرار فتنه‌گری در گرفته بود
آن روز تیغ خطبه تو آبدیده بود
حال و هوای حمله به خیبر گرفته بود
آن روز واژه‌های شجاع تو در نبرد
جان از جوان و دل ز دلاور گرفته بود
زینب که خطبه‌های سراسر حماسه خواند
این درس را ز مکتب مادر گرفته بود
ای مادر شلمچه! امید شهادتم
در پشت روضه‌های تو سنگر گرفته بود
 
دلخسته‌ام، طراوت کارونم آرزوست
لیلای جان! جزیره مجنونم آرزوست
 
برداشت دست حق ز رخ شب نقاب را
حس کرد باز پنجره‌ها آفتاب را
بیدار گشته‌ایم و دل‌آشفته دشمنان
دیگر مگر به خواب ببینند خواب را
باید امید داشت به فردای پرغرور
باید فزون نمود در این ره شتاب را
گفتا به حق تجلی نور خمینی است
هر کس که دید رهبر این انقلاب را

فریاد می‌زنیم در این شور بی‌کران
عجّل علی ظهورکَ یا صاحب الزمان



تو ملک بودی و فردوس برین جایت بود/ سید حمیدرضا برقعی
یک

دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم عتباتی دیگر
بر بانوی باکرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر
 

دو

چشم وا کن احد آیینه عبرت شد و رفت
 دشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت
 آن که انگیزه‌اش از جنگ غنیمت باشد
 باخبر نیست که طاعت به اطاعت باشد
داد و بیداد که در قلب طلا آهن بود
چه بگویم که غنیمت رکب دشمن بود
داد و بیداد برادر که برادر تنهاست
جنگ را وا مگذارید پیمبر تنهاست
 یک به یک در ملأ عام و نهانی رفتند
چه بگویم که بدون نگرانی رفتند
همه رفتند، غمی نیست، علی می‌ماند
جای سالم به تنش نیست ولی می‌ماند
مرد، مولاست که تا لحظه آخر مانده
دشمن از کشتن او خسته شده، در مانده
مرد، مولاست که تا لحظه آخر مانده
در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده
در دل جنگ نه هر خار و خسی می‌ماند
جگر حمزه اگر داشت کسی می‌ماند
مرد آن است که سر تا به قدم غرقِ به خون
آن‌چنانی که علی از احد آمد بیرون
راز خلقت همه پنهان‌شده در عین علی‌ست
کهکشان‌ها نخی از وصله نعلین علی‌ست
روز و شب از تو قضا، از تو قدر می‌گوید
ها علیٌ بشرٌ کیفَ بشر می‌گوید
می رود قصه ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام
می رسد قصه به آن جا که علی دل‌تنگ است
می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است
چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد
إن یکاد از نفس فاطمه بر تن دارد
فاطمه فاطمه با رایحه گل آمد
ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد
آمدی تا ببری از دل مردم غم را
عطر توحید تو پر کرده همه عالم را
تو ملک بودی و فردوس برین جایت بود
تو رها کرده‌ای آن منظره خرم را
تا قدم‌رنجه کنی چند صباحی به زمین
تا که روشن بکنی چشم بنی‌آدم را
تا که گل را به تماشای تجرد ببری
تا که مدهوش کنی با نفست مریم را
آمدی تا که علی این همه تنها نشود
تا که پیدا بکند روی زمین همدم را
پدرت آمده دل‌تنگ بهشت است، بخند
ببر از چهره آیینه غبار غم را
خسته از جنگ احد آمده لبخند بزن
روی زخم پدر خود بنشان مرهم را
گفتم ای ماه بگو باغ فدک تا به کجاست
خنده‌ای کرد و نشان داد همه عالم را
نه فقط این که ندیده‌ست تو را نامحرم
که ندیده‌ست دمی چشم تو نامحرم را
ولی آن روز که در کوچه کسی مرد نبود
به سر دوش گرفتی علم و پرچم را
همه دیدند شکوه تو به مسجد می‌رفت
عاجزم وصف کنم آن قدم محکم را
غرق غم، غرق عزا، بی تو چنین است دلم
چند وقتی‌ست که دل‌تنگ مدینه‌ست دلم
ما یتیمیم و فقیریم و اسیر ای مادر!
دست خالی مرا نیز بگیر ای مادر!
می رود قصه ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام
می‌نویسم که "شب تار سحر می‌گردد"
یک نفر مانده از این قوم که برمی گردد



فاطمه سرداستان خلقت اهل کساست/ غلامرضا عینی فرد
اشعار از غلامرضا عینی فرد

یک

ای یوسف زهرا تو، غایب ز نظرهایی
در قلب صدف چون دُر، آن هم دل دریایی
در پیش همه هستی، تنهاتر ناگاهی
ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی
 
مولا تو کجا هستی، من دور سرت گردم
زیر قدمت آقا، در کوی وفا گردم
بگذر ز من نادان، زین گونه زدم گر دم
دیشب گله زلفت، با باد صبا کردم
گفتا غلطی، بگذر، زین فکرت سودایی

 
دو

فاطمه ز اندیشه اندیشمندان اکبر است
فاطمه مافوق حرف و جمله‌های برتر است
با قلم وصفش نمی‌گنجد به اوراق کتاب
این همه گفتار هم یک نکته‌ای زان دفتر است
فاطمه سرداستان خلقت اهل کساست
پنج تن که هر یکی رد جای خود یک لنگر است
فاطمه سرمطلع تعریف عالم در سماست
چون مقام و رتبه‌اش در پیش رحمان کوثر است
فاطمه در اوج تنهایی صاحب‌ذوالفقار
در کنارش بود او را همسر و همسنگر است
کوکب رخشنده برج حیای فاطمه
یک نمونه در جهان آقای ما این رهبر است



نام تو فاطمه یا فاطمه تسبیح علی‌ست/ محمدجواد احمدی
ای که از روز ازل گرم سجودی زهرا
اولین فاطمه صبح وجودی زهرا
آسمان با تو و تسبیح لبت مأنوس است
روشنی‌بخش دل و جان تو یاقدوس است
همه عصمت حق شد متجلی در تو
و خدایی‌ست فرستاده تحیت بر تو
آمدی آینه رحمت ایزد باشی
آمدی روشنی چشم محمد باشی
قلب پرمهر تو گنجینه اسرار نبی‌ست
کوثری سهم جهان در طلبت تشنه‌لبی‌ست
نام تو فاطمه یا فاطمه تسبیح علی‌ست
یاد تو لحظه اعجاز، مفاتیح علی‌ست
لحظه‌هایت همه ایثار، صداقت، تقوا
راضیه، مرضیه، صدیقه، زکیه، زهرا
به شکوهت نرسد انسیه و حورایی
چهره پوشانده‌ای از سائل نابینایی
چه بگویم که بود فاطمه جان درخور تو؟
عالمی گشته مسلمان تو و چادر تو
چادرت مظهر حجب است، تجلی عفاف
گرد تو عصمت و ایثار و حیا گرم طواف
خانه ساده‌ات از صدق و صفا لبریز است
باغ سجاده‌ات از عطر دعا لبریز است
رحمت و جود و سخا جلوه‌ای از آیه توست
در دعاهات مقدم به تو همسایه توست
این تویی که همه جا اذن شفاعت داری
تو که در هر نفست صبح هدایت داری
خانه را سنگر اسلام و امامت کردی
در وفاداری و ایثار قیامت کردی
با قیامت به همه درس بصیرت دادی
تو به دین بار دگر شوکت و عزت دادی
مکتب سرخ تو الحق که حسینی‌ها داشت
نسل نورانی‌ات ای عشق! خمینی‌ها داشت



از چه شدی خاک‌نشین فاطمه/ محمود کریمی
ای به فدایت همه جان جهان
خاک رهت سرمه افلاکیان
دور فلک حلقه خلخال توست
حور و ملک زیر پر و بال توست
وصله بر جامه تو جان من
بخیه آن رشته ایمان من
لطف تو کز عالم بالا رسید
مائده بر مادر عیسی رسید
پاسخ أنّا لکِ هذا تویی
نزد خداوند تعالی تویی
خانه تو حسرت جنت شده
مائده از مطبخ تو آمده
مائده از عالم بالا رسید
خوشه‌ای از گندم احساس تو
آرد شده در دل دستاس تو
خرده نانی که ز دستت فتاد
نان وسط سفره هستی نهاد
شمس بود ذره در کوی تو
بال گرفت از پر جاروی تو
عرش خدا را که تویی قائمه
از چه شدی خاک‌نشین فاطمه
منت حق بود که بر ما رسید
روح تو را در همه عالم دمید
تا که نماز تو رقم می‌خورد
حرکت افلاک به هم می‌خورد
خیل ملک کرده فلک را رها
تا که ببینند نماز تو را
ای دم تکبیر تو تکبیر عشق
عشق شده پیر تو ای پیر عشق
کوثر عظمایی اگر بنده‌ای
خیر کثیری و فزاینده‌ای
تو أمَة‌الله در این عالمی
پس تو به حق با خود حق محرمی
عرش به درگاه تو آرد نیاز
خانه تو فرش ندارد نیاز
شهپر جبریل امین فرش توست
بودن همراه علی عرش توست
جان جهان گفته که جانم فدات
پهن نموده‌ست عبایش برات
دیدن تو حسرت خورشید شد
سایه تو مایه امید شد
لیله اسرار نبی فاطمه
نوبر طوبای نبی فاطمه
سیب که شد هدیه به احمد تویی
چله‌نشینی محمد تویی
دیدن خالق بود امری محال
خواست خدا جلوه کند چند سال
آینه‌ای در بر هستی گشود
چهره در آینه روی تو بود
ای که تویی مادر خیرالانام
مام امامی و امام امام
وصف تو این سان که امامت کند
روز قیامت چه قیامت کند
خستگی‌ات حضرت بانوی آب!
ماتم دریا شده، یک دم بخواب
جام ملک پر ز می ناب کن
وقت اذان لطف به محراب کن
گردش دستاس به دستان کیست؟
جنبش گهواره نوزاد چیست؟
حضرت میکال شده یار تو
جای تو در خانه کند کار تو
روح‌الامین ساکنِ در خانه‌ات
خادم گهواره دردانه‌ات
باز خمارم که خمیرم کنی
شیعه تنّور غدیرم کنی
پخته شود در تب احسان تو
روح مسلمانی سلمان تو
هر که نکوشیده به احقاق حق
ظلم نموده‌ست به مصداق حق
گریه اگر قدر عوالم کند
جان خودش رد مظالم کند
گر که رضای تو نیارد به دست
توبه بی حبّ تو بی‌فایده‌ست
عدل تو مهدوم کند ارگ ظلم
توبه ظلم است فقط مرگ ظلم
روز جزا محکمه با مرتضاست
حق رضای تو رضای خداست
راه تو گر راه هدایت بود
دین به ترازوی ولایت بود
قدر ولی را که تو معنا کنی
جان خودت فدیه مولا کنی
روح تو آرامش کل جهان
خلق نگشته شده‌ای امتحان
گرچه بدم بسته به پای توام
ردشده از درس وفای توام
از تو کشم منت تجدید را
تا بزنی خاتم تأیید را
تا که ببینی که چه‌ها می‌کنم
در ره تو روح فدا می‌کنم
تا گذرد آب بلا از سرم
گر بشوم آب شوی مادرم
مهر تو چون مهر امان می‌شود
هرچه علی خواست همان می‌شود
عفو کن مادر مهر و وفا
بچگی‌ام گفت نگویم شما
روز جزا محشر و این زمزمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه



مصطفی را حسن کامل/ همخوانی سرود به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها
شعر از غلامرضا سازگار
 
آفرینش آفرینش، جلوه حق‌تعالی مبارک
یا محمد یا محمد، عید میلاد زهرا مبارک
 
انبیا را مادر آمد
دخت زینب‌پرور آمد
روح ایمان، قلب قرآن
کوثر آمد، کوثر آمد
 
جشن اهل تولا مبارک
عید میلاد زهرا مبارک
 
دخت احمد، کفو حیدر، روح بین دو پهلوی احمد
روی دست و بازوی او، جای گل‌بوسه‌های محمد
 
عصمت کبرا خوش آمد
بضعه طاها خوش آمد
مادر سادات عالم
زهرة‌الزهرا خوش آمد
 
لیلة‌القدر طاها مبارک
عید میلاد زهرا مبارک
 
جلوه‌گر دل هستی، نور منصوره آسمان‌هاست
مام قدر و مادر نور، دخت یاسین و ام ابیهاست
 
انبیا را شمع محفل
مصطفی را حسن کامل
هم جلالش هم جمالش
از محمد می‌برد دل
 
نور ام ابیها مبارک
عید میلاد زهرا مبارک
 
در دو میلاد آمده شاد، قلب آزادگان حسینی
روز مادر جلوه‌گر شد، آفتاب جمال خمینی
 
بر همه نعمت تمام است
شادی خیرالانام است
در چنین روز مبارک
روز میلاد امام است
 
این جلال این تجلا مبارک
عید میلاد زهرا مبارک
 
شیعه در راه ولایت، بر سر دست خود سر نهاده
رهبر فرزانه ما، چون خمینی مقاوم ستاده
 
کشور ایران درخشید
پا فشرد و نور بخشید
کهنه شد از کار افتاد
حربه تحریم و تهدید
 
جشن پیروزی ما مبارک
عید میلاد زهرا مبارک
 
فاطمه یار ولایت، پیرو مکتب او ولایی است
لاله‌زار سرخ ایران، عطر و بویش همه کربلایی است
 
این ندای رهبر ماست
دست مهدی بر سر ماست
پرچم نصر من الله
بر فراز کشور ماست
 
فتح پیوسته بادا مبارک
عید میلاد زهرا مبارک
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی