|
توليد و نشر كتاب
دقت و نظارت بر چاپ كتاب
الان همين كتابهايى كه جامعهى مدرّسين منتشر مىكند، با
اينكه كتابهاى مهم و باارزش هم است و ظاهراً هم خوب چاپ
مىشود، ليكن باز در آن استاندارد انتشار بينالمللى نيست؛ در
حالى كه ما ديگر بالاخره «سرائر» ابنادريس را ده بار كه چاپ
نمىكنيم؛ يك بار صد سال پيش چاپ شده بوده، حالا هم يك بار
ديگر چاپ شده است. همين «سرائر» ابنادريس، با اين همه مطلب،
با اين همه لطافت، حقش است كه واقعاً ما يك فهرست كامل و قوى
از آن داشته باشيم، تا هر كلمهيى كه بخواهيم، بتوانيم در
آنجا پيدا كنيم؛ همينطور كتابهاى ديگر و كتابهاى قدما كه
دارد درمىآيد. همين كتاب «الينابيعالفقهية» كه آقاى مرواريد
چاپ كرده، مجموعهى ده، پانزده جلد است. وقتى اين كار انجام
شد، من خيلى خوشحال شدم؛ اما هر دفعه كه مراجعه مىكنم، از بس
اين كتاب غلط دارد، غصهيى در دل من مىنشيند! آدم غصه مىخورد
وقتى كه اين كتاب را با اين چاپ فاخر، با اين كاغذ به اين خوبى
مىبيند؛ ولى اين همه غلط را هم مشاهده مىكند! گاهى يك سطر از
متن افتاده؛ اصلاً كار فنى نشده است. اينها انسان را متأثر
مىكند. اگر قرار است كتابى چاپ بشود، اينها را آقايان نظارت
كنند؛ اصلاً مشاور كتابسازى داشته باشند. الان كتابسازى و
اينكه چگونه مىشود يك كتاب را از اول تا آخر درآورد، يك فن
است؛ متخصص دارد، دكتر دارد، كتابهايى دربارهاش نوشتهاند. من
خودم يكى، دو جلد كتاب دربارهى فن كتابسازى در كتابخانهام
دارم. اصلاً مىگويد كتابسازى چگونه است و آدم چهطور بايستى
كتاب را از آب دربياورد. كسانى هستند كه متخصص اين كارند؛ شما
بايد آنها را در اينجا داشته باشيد، از آنها مشورت بخواهيد و
به آن مشورت بدهيد. آدم نگاه مىكند، مىبيند كه برادران اهل
سنت از ما خيلى جلو هستند. همين كتابهايى كه چاپ كردهاند، آدم
مىبيند واقعاً و انصافاً همه چيزش خيلى خوب است. البته آنها
هم متأسفانه از غلط مصون نيستند؛ اما كتابهايشان كمغلط است؛
تصحيحِ خوب شده، تحقيق شده و از اين قبيل. ... كتابهايى كه از
فقه مذاهب ديگر براى ما مىآورند، من گاهى در بين آنها بعضى
چيزهاى خيلى سطحى و خيلى كمارزش را از لحاظ علمى مىبينم، كه
تحقيق شده، تصحيح شده، فهرستبندى شده، كار شده و ارائه شده
است؛ در حالى كه فقه ما اينطور نيست. ما مثلاً «مبسوط» شيخ
طوسى با اين عظمت را - كه چاپ تهران است، ولى ظاهراً چاپ ديگرى
هم دارد، اما من نديدهام - كه نه يك غلطنامهى درست و حسابى
دارد، نه يك فهرست دقيق دارد، در اختيار چه كسى بگذاريم؟ اين،
ارزان فروختنِ آن سرمايهيى است كه ما داريم. اگر ما بخواهيم
اين كتاب را همينطور به يك فقيه سنى يا يك حقوقدان سنى كه با
مسائل فقهى آشنايى دارد، ارائه بدهيم، واقعاً كتاب خودمان را
كوچك كردهايم. اين كتاب بايد تصحيح بشود، فهرستبندى بشود و
به طور فنى رويش كار بشود. اينها عرضهى فقه اهلبيت است.
بيانات در ديدار با اعضاى شوراى عالى مجمع جهانى اهلبيت(ع) 4/7/1370

تحقيقها و
ناگفتههاى تاريخى به واجبترين و اساسىترين كارها
بپردازيد و كار را هم متقن - يعنى دقيق - انجام بدهيد. حقيقتاً
واقعيت حس بشود، درك بشود؛ يعنى آن شخصى كه مىخواهد سراغ اين
كار برود، زكام فكرى نباشد كه نتواند اين بو را استشمام كند.
ببينيد در تاريخ چه گذشته است. كتابهاى دورهى مشروطيت را كه
من غالباً نگاه و مطالعه كردهام، نشاندهندهى واقعياتى است كه
همواره پوشيده نگهداشته شده است؛ لذا به نظر من يكى از
اساسىترين كارها، تدوين «تاريخ مشروطه» است. ما هنوز يك تاريخ
مشروطهى سالمِ جامعى كه حقيقتاً نقشها را درست و برطبق واقع
ترسيم كرده باشد، نداريم! ... بهترين تاريخهاى ما از لحاظ نظم
و ترتيب تاريخى، تقريباً تاريخ كسروى است. البته جهتگيرى
كسروى، جهتگيرى ضد دينى و ضد علمايى و ضد روحانى است. او
بهطور محسوس در تاريخ اثر گذاشته است. وقتى انسان نگاه
مىكند، تأثير عقايد او كاملاً مشهود است. بعلاوه، او تنها
خودش يك نفر نشسته و يك تاريخ نوشته است؛ اينكه فايدهيى
ندارد و نمىتواند تاريخ به معناى واقعى محسوب بشود.
بيانات در ديدار با پژوهشگران «مؤسسهى پژوهشهاى تاريخى» 3/10/1375
نشر كتاب ارزان
سفارشى هم به ناشران مىكنم. اگرچه خوب است كه كتاب را در
كاغذها و جلدهاى اعلا چاپ كنند، اما بعضى از كتابهايى كه مشترى
زيادى دارد، چاپ عمومى و مردمى هم برايش داشته باشند؛ يعنى با
كاغذ كاهى و البته با چاپ خوانا منتشر كنند. چاپ بايد خوب
باشد؛ اما روى كاغذ كاهى بزنند و به ميزان زيادى توزيع كنند،
تا ارزانتر تمام بشود و افراد متعدد و زيادترى بتوانند از آنها
استفاده كنند.
مصاحبه پس از
بازديد از سومين نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران 19/2/1369
گسترش
شمارگان نشر
تكليف بعدى اين است كه كتابخوانى به عنوان يك سنت رايج دربيايد
و همه در كشور كتابخوان بشوند ... و كتاب به يك عده از افراد
جامعه اختصاص پيدا نكند. ... بعضى از ناشران به من مىگفتند كه
ما تشكر مىكنيم از اينكه مىبينيم فرهنگ كتابخوانى توسعه
پيدا كرده است و مردم به كتاب تمايل بيشترى نشان مىدهند. ...
البته اگر ما به آن حدى برسيم كه مورد نظر من است، آن وقت
بايستى تعداد كتابهايى كه هر بار چاپ مىشود، از دو هزار و پنج
هزار و ده هزار، به دويستهزار و سيصدهزار برسد؛ يعنى اينگونه
بايستى كتاب در جامعه پخش بشود. ... از اين شصت ميليون جمعيتى
كه امروز هستيم، تعداد كثيرى هستند كه اينها اهل كتابند، اهل
سوادند و بيشتر هم خواهند شد؛ رو به تزايد است. اگر همه
كتابخوان بشوند، ما بايستى كتاب زيادى در دسترس اينها داشته
باشيم.
مصاحبه پس از
بازديد ازهفتمين نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران 20/2/1373

توليدات
هدفمند
... هستند كسانى كه كتاب فيزيك و طبيعى و امثال اينها بنويسند
و براى دبيرستانها چاپ كنند. حالا اگر شما يك وقت از اين طريق
پولى به دست مىآوريد و آن را لازم داريد، بحث ديگرى است؛ اما
به عنوان اينكه اين كار جزو برنامههاى شما باشد كه كتاب علمى
منتشر كنيد، نه، كتاب علمى را منتشر نكنيد؛ شما كتاب فرهنگى
منتشر كنيد؛ كتابهايى كه براى پيام شما مؤثر باشد.
بيانات در ديدار
با اعضاى هيأت تحريريهى دفتر نشر فرهنگ اسلامى 18/2/1374
مشكلات توليد كتاب
يمن مىبينم كتابى را به قيمت گزافى مىفروشند؛ در حالى كه
خريدار نمىتواند بخرد. من به مواردى برخورد كردم كه قيمتها به
نظر من زياد بود؛ بيش از اندازهيى كه امروز مقتضى است. اين به
خاطر آن است كه ما از لحاظ كاغذ مشكل داريم. بايستى روى
بازيافت و صرفهجويى در كاغذ و توليد كاغذ داخلى كار بشود. ...
امروز با اينكه آدم گاهى فكر مىكند كه حالا ديگر دوران
«ادّقوا اقلامكم و قاربوا بين سطوركم» نيست، بعد مىبينيم كه
نه، اتفاقاً باز هم دوران همينهاست؛ باز هم بايد قلمها را ريز
تراشيد، تا كاغذ كمتر مصرف بشود؛ باز هم بايد درباب كاغذ
صرفهجويى كرد.
.. كاغذ در جامعهى ما نبايد يك كالاى تزيينى و تجملا تى به
حساب بيايد؛ يك كالاى اصلى بايد به حساب بيايد؛ كمااينكه دولت
هم براى كاغذ واقعاً دارد يارانه مىدهد. ... الان دولت به
روزنامهها و مجلات و به ناشران كمك مىكند. اين كارها مىشود،
ليكن درعينحال مشكلات دارند.
بيانات در ديدار
با برگزيدگان مراسم انتخاب كتاب سال 7/10/1372
|