|

شهید مطهری
... بايد كارى را كه مرحوم شهيد مطهرى در سالهاى دههى 40 و 50
در محيط فكرى اين كشور انجام داد، شناخت. ايشان با قوّت فكرى و
انديشهى قوى و صائب خود وارد ميدانهايى شد كه تا آنوقت
هيچكس در زمينهى مسائل اسلامى وارد اين ميدانها نشده بود؛ و
با تفكراتى كه آن روز در كشور رايج شده بود - افكار وارداتىِ
ترجمهيىِ غربى و شرقى - يا مىرفت رايج شود، خود را وارد يك
چالش علمىِ عميق و وسيع و تمام نشدنى كرد. ايشان، هم در جبههى
مقابلهى با ماركسيستها به يك جهاد بسيار هوشمندانه دست زد، و
هم در جبههى مقابلهى با تفكرات غربى و ليبراليستها وارد
ميدان شد. اين نقش، بسيار مهم است؛ هم جرأت و اعتماد به نفسِ
لازم مىخواهد، هم قدرت فكرى و اجتهاد در زمينههاى گوناگون را
لازم دارد، هم يقين و ايمان قاطع مىخواهد؛ اين مرد بزرگ همهى
اينها را با هم داشت؛ هم عالم بود، هم بسيار مؤمن بود، هم به
ايمانِ خود يقين داشت، و هم اعتماد به نفس داشت؛ اينها لازم
است...
...هنر شهيد مطهرى در آن دوران اين بود كه با قدرتِ اجتهاد و
باانصاف و ادب علمى - چه در زمينهى علوم نقلى، چه در زمينهى
علوم عقلى - وسط ميدان ايستاد و با اين افكار گلاويز شد و آنچه
را كه تفكر اسلامى بود، روشن، ناب و بىشائبه وسط گذاشت. عليه
او خيلى هم حرف زدند و خيلى هم كار كردند؛ اما ايشان اين كار
را انجام داد. در جريان روشنفكرى، اين نقش بسيار مهمى است؛ و
اين شد پايهى تفكرات بعدى جامعهى ما. بنده اعتقاد راسخ دارم
و بارها هم گفتهام كه جريان فكرى اسلامى انقلاب و نظام اسلامى
ما در بخش عمدهيى متكى به تفكرات شهيد مطهرى است؛ يعنى آنها
پايهها و مايههاى اسلامىيى است كه ما در تفكرات اسلامى از
آنها بهره برديم و به نظام اسلامى منتهى شد؛ لذا در همان
روزگار هم افكار شهيد مطهرى جايگاه امنى بود براى جوانهاى طالب
و عاشق فكر اسلامى كه در زير بمباران شديد تفكرات بيگانه قرار
مىگرفتند؛ ماركسيستها يكطور، غربگراها يكطور؛ هم در
دانشگاهها وجود داشت، هم در محيط بيرون از دانشگاهها، و هم
حتّى در حوزههاى علميه. شهيد مطهرى يك سنگر و يك مأمن براى
اين افراد شد تا بتوانند خود را زير سايهى اين تفكر عميق و
مستحكم حفظ كنند؛ هم دين خود را حفظ كنند، هم بتوانند دفاع
كنند و حرف نو داشته باشند. البته مرحوم مطهرى دايرهى كارش به
حسب ظاهر كوچك بود. همين جلساتى كه آقاى لاريجانى اشاره كردند،
جلسات كوچكى بود؛ اين گوشه، آن گوشه، كلاس درسِ فلان دانشكده
بود؛ حداكثرش مثلاً جلسهيى بود در فلانجا با چند صد نفر آدم؛
اما خود ايشان هم يقيناً پيشبينى نمىكرد كه اين جلسات كوچك
چه آثار بزرگى باقى خواهد گذاشت. اين، جايگاه شهيد مطهرى است؛
اين جايگاه بايد درست شناخته و تعريف شود و موارد و مصاديق آن
روشن گردد؛ اينها بايد بيان شود...
بیانات در دیدار اعضای کنگره حکمت مطهر 18/12/82
|