|
جايگاه
كتاب در فرهنگ و حاكميت اسلامى
من
هر زمانى كه به ياد كتاب و وضع كتاب در جامعهى خودمان
مىافتم، قلباً غمگين و متأسف مىشوم. اين به خاطر آن است كه
در كشور ما به هر دليلى كه شما نگاه كنيد، بايد كتاب اقلاً ده
برابر اين ميزان، رواج و توسعه و حضور داشته باشد. اگر به دليل
پرچمدارى تفكر اسلامى و حاكميت اسلام به حساب بياوريد، اين
معنا صدق مىكند؛ چون اسلام به كتاب و خواندن و نوشتن، خيلى
اهميت مىدهد. اگر هر منصفى به بيانات نبىّ مكرم اسلام و ائمه
(عليهمالسّلام) و پيشوايان اسلام نگاه كند و ببيند كه اينها
در چه زمانى به كتاب و كتابخوانى دعوت مىكردند و فرا
مىخواندند، همهى افسانهها از ذهنش شسته خواهد شد و خواهد
فهميد كه دشمنان اسلام راهى جز اين نداشتند كه افسانههاى
كتابسوزى و كتابستيزى را بر سر زبانها بيندازند؛ چون اسلام
پرچمدار كتابخوانى است.
بيانات در ديدار
با دستاندركاران برگزارى هفتهى كتاب 30/7/1375
آن كسانى كه
منتقدانِ امروز جمهورى اسلامى خودشان را مقلدان آنها مىدانند،
كجا بودند كه ببينند كتابهاى اسلامى، اقطار جهان را در حد همت
ملتها گرفته بود؛ يعنى هر ملتى كه همت بيشترى داشت، از كتابهاى
اسلامى بهرهى بيشتر مىبرد. كشيشهاى نصرانى كه اهل كتاب و
كتابخوانى بودند - آن هم نه در كليساها، بلكه در ديرها كه مركز
تعليم و تعلم و تربيت علمى مسيحيت محسوب مىشد -
كتابخانههايشان مملو از آثار اسلام بود. البته آن روز اينها
ممنوع مىكردند كه كشيشهاى جوان اين كتابها را نخوانند. اينها
جزو مسائلى است كه آثار تاريخى به آن گواهى مىدهد و اگر كسى
مطالعه و تأمل كند، شواهدش را پيدا خواهد كرد.
بيانات در ديدار
با دستاندركاران برگزارى هفتهى كتاب 30/7/1375
ضرورت نقد و بررسى كتاب
وقتى كتاب زياد در اختيار همه قرار مىگيرد، يك نوع حيرتى براى
بعضى به وجود مىآيد كه آيا اين كتاب را بخوانيم، يا نخوانيم؟
مفيد است، يا مضر است، يا بىفايده است؟ كتاب بىفايده هم يعنى
مضر است؛ زيرا انسان وقتى را صرف خواهد كرد. البته كتابى كه
بكلى بىفايده باشد، خيلى بندرت مىشود پيدا كرد. بالاخره هر
كتابى يك نوع فايدهيى دارد؛ ليكن وقت انسان محدود است. كسانى
كه اهل مراجعهى به كتاب هستند، احتياج دارند كه اهل نظر و اهل
اطلاع، كتابها را به آنها معرفى كنند. متأسفانه مطبوعاتى كه از
لحاظ وسعت و كيفيت، مخصوص اين كار و شايستهى اين زمان باشد،
نداريم. البته در گذشته بود، اما خيلى نادر بود و سطح خيلى
بالايى هم نداشت. امروز هم در گوشه و كنار چيزهايى هست كه
البته كافى نيست. ... كتابهاى بسيارى نوشته مىشود كه اگر
خوانندهيى دربارهى اين كتابها آگاهى لازم را داشته باشد،
آنها را بسرعت خواهد خريد و خواهد خواند؛ بلكه دوبار خواهد
خواند. الان كه آگاهى ندارد، سراغ اين كتاب نمىرود. بسيارى از
كتابها بعكس هستند؛ يعنى اگر خوانندهى مشخصى آن آگاهى را
داشته باشد، به اين كتاب نگاه نخواهد كرد؛ چون مثلاً وقتش را
ندارد؛ چون احتياجى به اين مقوله ندارد؛ يا به خاطر اينكه
اشكالى در اين كتاب هست، سراغش نمىرود. پس، نقد كتاب جزو
كارهاى لازم است.
واقعاً ما چندين مجلهى مخصوص نقد، بعلاوهى مقالات نقدآميزى
كه مىتواند در همهى مطبوعات چاپ بشود، لازم داريم. چون
دايرهى كتاب و كتابخوانى دارد گسترش پيدا مىكند، پس مسألهى
نقد هم بايستى گسترش پيدا كند؛ علاوه بر اينكه بعضيها
مىتوانند يك سلسله كتاب را انتخاب كنند و اصلاً به صورت منظم
دربارهى آنها نقد بنويسند. مثلاً فرض بفرماييد كه سلسله
كتابهاى فلان نويسندهى معروف داخلى يا خارجى را بردارند و در
يك جلد، دو جلد، سه جلد نقد كنند؛ يا سلسله كتابهاى فلان گروه
از نويسندگان را در پنجاه جلد نقادى كنند و آن را در اختيار
بگذارند. اينطور كارها بسيار لازم است.
من مىخواهم از اهل فكر و نظر و قلم و كتاب و كسانى كه به كتاب
اهميت مىدهند، خواهش كنم كه به مسألهى «نقد كتاب» بپردازند.
مصاحبه پس از
بازديد از هفتمين نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران 20/2/1373
هفتهى كتاب و اهميت آن
برگزارى
هفتهى كتاب در كشور عزيز ما و اعلام آن به وسيلهى وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامى، براى اينجانب مژده و مايهى اميدوارى
است. امروز هر اقدامى كه به گسترش سطح آگاهى عمومى بينجامد و
نيروى تفكر و قدرت درك معارف را در مردم بااستعداد ما تقويت
كند، حسنهيى بزرگ است. كتاب، دروازهيى به سوى جهان گستردهى
دانش و معرفت است و كتاب خوب، يكى از بهترين ابزارهاى كمال
بشرى است. ... كسى كه با اين دنياى زيبا و زندگىبخش - دنياى
كتاب - ارتباط ندارد، بىشك از مهمترين دستاورد انسانى و نيز
از بيشترين معارف الهى و بشرى محروم است. براى يك ملت، خسارتى
بزرگ است كه افراد آن با كتاب سر و كار نداشته باشند؛ و براى
يك فرد، توفيق عظيمى است كه با كتاب مأنوس و همواره در حال
بهرهگيرى از آن - يعنى آموختن چيزهاى تازه - باشد. ...
اميدوارم مسؤولان عزيز در وزارت ارشاد و ديگر دستاندركاران
گرامىِ ترويج و تسهيل كتاب و كتابخوانى، با فرارسيدن اين هفته،
روزى نو و كارى نو و اميدى نو دربارهى اين موضوع مهم و حياتى
پديد آورند و ما در آيندهيى نزديك، نشانههاى اين همه را در
پيش روى خود ببينيم.
بيانات در ديدار
با دستاندركاران برگزارى هفتهى كتاب 19/8/1376
كتابخوانى و اهميت تبليغ
اين عادت هنوز در بين مردم ما جا نيفتاده كه بروند كتابى را
بخرند، بعد آن را بخوانند، بعد به دوستشان يا به فرزندشان
بدهند، تا آنها هم بخوانند؛ اينطورى نيست. اىبسا كتابى را
مىخرند، بعد آن را كنارى مىگذارند؛ يا مثلاً كتابى را دوستى
به دوستى هديه مىدهد، او هم كنارى مىگذارد! واقعاً كتاب
خواندن در مملكت ما جا نيفتاده است؛ و اين درد بزرگى است. ما
از اهميت و عظمت اين درد غافليم؛ در حالى كه اين همه مطلبى كه
در ذهنها هست، بر سر قلمها و بر روى كاغذها جارى مىشود و با
خرج زيادى چاپ مىگردد. اگر اين مطالب ... بين همهى مردم
تقسيم بشود، ببينيد چهقدر سطح فرهنگ جامعه بالا مىآيد و چه
منافعى از اين ناحيه عايد مىشود. بياييد شما هم به مجموعهى
كارهاى كم و بيش داراى تأثيرى بپيونديد كه حالا چند سالى است
براى وادار كردن مردم به كتاب خواندن شروع شده است؛ اينها را
در تبليغاتتان، در اظهاراتتان بيان كنيد. اصلاً كتاب بنويسيد،
مقاله بنويسيد، اعلان بكنيد. ... قصه ... نوشته بشود، كارهاى
هنرى بشود، تا مردم به خواندن كتاب وادار بشوند ... و كتاب جزو
لوازم زندگى بشود.
بيانات
در ديدار با اعضاى هيأت تحريريهى دفتر نشر فرهنگ اسلامى
18/2/1374
مطالعه بهعنوان يك عادت خانوادگى
من مىبينم كه متأسفانه در جامعهى ما، آن مقدارى كه شأن اين
جامعه اقتضاء مىكند، كتاب رواج ندارد. بله، اگر ما يك جامعهى
بىتاريخ بوديم، جامعهيى بوديم كه گذشتهيى ندارد، فرهنگى
ندارد، كسان بامعرفت و برجستهيى از لحاظ فرهنگى ندارد،
انسانهاى بااستعداد و فهيم و داراى بينش و طرز فكر بالا ندارد
- مثل بعضى از جوامع گوناگونى كه در گوشه و كنار دنيا هستند -
مىگفتيم كه بىرغبتى ما به كتاب قابل توجيه است؛ اما جامعهى
ما با اين همه انسانهاى فرهنگى برجسته، والا، اساتيد، مؤلفان،
آشنايان با كتاب، شعرا، نويسندگان، علماى بزرگ، دانشگاهيان
برجسته، چرا بايد در انس با كتاب اينطور باشد؟ سابقهى فرهنگى
و تاريخى ما خيلى زياد است. جامعهى ما اساساً يك جامعهى پخته
و بالغ شده است؛ يك جامعهى ابتدايى و بدوى نيست. مردم ما بايد
بيش از اين با كتاب آشنا باشند. ... همهى افراد خانهى ما
تقريباً - يعنى شايد بگويم هيچ استثنايى ندارد - شب هميشه در
حال مطالعه خوابشان مىبرد. خود من هم همينطورم؛ نه اين كه
وسط مطالعه خوابم ببرد؛ مطالعه مىكنم، تا خوابم مىآيد؛ كتاب
را مىگذارم و مىخوابم. همهى افراد خانهى ما همينطورند؛
يعنى وقتى كه مىخواهند بخوابند، حتماً يك كتاب پهلوى دستشان
است. من فكر مىكنم كه همهى خانوادههاى ايرانى بايد اينطورى
باشند؛ من توقعم اين است.
مصاحبه پس از
بازديد از هشتمين نمايشگاه بينالمللى كتاب تهران 26/2/74 |