فرازی از پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال امام
خمینی (ره) 10/3/1369
عناصر
اصلی در پایهگذاری جمهوری اسلامی
نکته اول –که اصلی ترین عنصر تشکیل دهنده ی نظام است
–عبارت است از اسلام گرایی وتکیه برمبانی مستحکم اسلامی
وقرآنی....
امام بر روى اسلام تكيه كرد؛ به اسم اسلام قانع نشد؛
بر اين اصرار ورزيد كه بايد قوانين اسلامى در تمام
گوشه و كنار دستگاههاى دولتى و حكومتى حاكم شود. البته
اين كار، يك كار بلندمدّت بود. امام هم اين را مىدانست
كه در كوتاهمدّت، اين مقصود تحقّق پيدا نمىكند؛
اما راه را باز كرد و حركت را شروع نمود و جهت را
نشان داد و همه فهميدند كه بايد به معناى حقيقى كلمه
به سمت احكام و تعاليم اسلام و ساخت اسلامى براى نظام
و جامعه حركت كنند تا بتوانند عدالت را تأمين، فقر
را برطرف و فساد را ريشهكن كنند؛ تا بتوانند دردهاى
مزمنى را كه بر اين ملت تحميل شده است، جبران كنند...
عنصر دومى كه امام به آن حدّاكثر توجّه را كرد، عنصر
«مردم» بود...
به معنای حقیقی کلمه به اصالت عنصر مردمدر نظام اسلامی
معتقد بود و مردم را در چند عرصه مورد توجه دقیق ...قرار
داد0
عرصه اول عرصه اول عرصه تکیه ی نظام به ارای مردم
است ....
عرصه دوم عرصه تکلیف مسئولان در قبال مردم است ...
عرصه سوم - كه باز بر محور مردم حركت مىكند - عبارت
است از بهرهبردارى از فكر و عمل مردم در راه اعتلاى
كشور؛ يعنى استعدادها را شكوفا كردن و معطل نگذاشتن...
عرصه چهارم درخصوص توجه امام به مردم عبارت است از
لزوم آگاه سازی دائمی مردم...
عنصر سومى كه براى امام اهميت داشت، نظم و قانون بود.
لذا حتّى قبل از آنكه انقلاب به پيروزى برسد، امام
دولت معيّن كرد.
عنصر اساسى چهارم كه امام آن را در پايههاى نظام
جمهورى اسلامى كار گذاشت - و بحمداللَّه مايه ماندگارى
نظام شد - مسأله دشمنستيزى و سلطهستيزى است. امام
يك لحظه نه خود از كيد و مكر و حيله دشمن غفلت كرد
و نه گذاشت كه مسؤولان غفلت كنند.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع
زائران مرقد امام خمینی(ره) 14/3/1380
هنر
بزرگ امام(ره)
آن نظام سياسىاى كه امام بزرگوار ما با نهضت خود
و به كمك اين ملت از بين برد - يعنى نظام فاسد و وابسته
پادشاهى - نظامى بود كه سردمداران و مسؤولان و رؤساى
آن، به سرنوشت ملت ايران و جوانان اين كشور اهميتى
نمىدادند و كشور و ملت را به سمت وابستگى هر چه بيشتر
سوق مىدادند. سعادت مردم به عنوان يك هدف، براى آنها
مطلقاً مطرح نبود. اداره كشور، با الگوهاى غلط و نامتناسبى
انجام مىشد، كه از كشورهاى بيگانه به طور ناقص گرفته
شده بود و تازه همان هم اجرا نمىشد؛ يعنى يك نظام
استبدادى و ديكتاتورى محض، تحت نامهاى گوناگون و با
روشهايى كه هيچكدام از آن روشها، برخاسته از اراده
و خواست ملت و متوجّه به مصالح آنها نبود.
در نظام وابسته منسوخ و برافتاده قبل از انقلاب، مردم
دچار فساد و بىبند و بارى بودند، يا به تعبير درستتر،
به سمت فساد و بىبند و بارى و خودباختگى و بىايمانى
سوق داده مىشدند. يعنى حركت ملت را اين طور تنظيم
كرده بودند كه روز به روز در كشور، بىايمانى همهگيرتر
شود و مردم از ايمان معنوىِ درست محروم بمانند و به
فساد و بىبند و بارى كشانده شوند و خودباختگى در
مقابل بيگانگان در آنها تقويت گردد و استقلال اقتصادى
و فرهنگى در كشور، مفهومى نداشته باشد. جهت كلّىِ
حركت در آن نظام منسوخ و فاسد، اين بود.
در اين مرحله، هنر بزرگ امام بزرگوار در اين بود
كه به جاى آن نظام فاسد، يك نظام سياسى در اين كشور
برقرار كرد كه به جاى بىاعتنايى به مردم، عشق به
مردم بر آن حاكم است. به جاى بىتوجّهى به سرنوشت
ملت، بخصوص سرنوشت جوانان، عشق به سرنوشت ملت و عشق
به سرنوشت جوانان و اهميت فوقالعاده به آنها در آن
مطرح است. به جاى خودباختگى در مقابل بيگانگان، خودباورى
در ميان مردم روز به روز توسعه پيدا مىكند. به جاى
وابستگى سياسى و اقتصادى و فرهنگى به بيگانگان، استقلال
سياسى و اقتصادى و فرهنگى هدف قرار گرفته است... .
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع
با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره) 14/3/1376
امام(ره)
شاگرد مکتب قرآن
امام بزرگوار در طرّاحى اين انقلاب و در تنظيم نظام
سياسى بر اساس اين انقلاب - يعنى تشكيل حكومت و نظام
جمهورى اسلامى - به فضل پروردگار و به هدايت الهى،
روشى را برگزيد كه روش پيامبران و بندگان متّصل به
منبع غيب است. اين، به خاطر آن است كه امام، قرآن
را دوست مىداشت، خود شاگرد مكتب قرآن بود، با قرآن
مأنوس بود، از قرآن استمداد مىكرد و قرآن براى او
برنامه زندگى به حساب مىآمد. اين، يكى از نتايج و
آثار بزرگ و شكوهمند آن حقيقت است.
مطلب دومى كه درباره امام است و من آن مطلب را امروز
مىخواستم عرض كنم و به اختصار در ميان مىگذارم،
اين است كه چنين حركت عظيمى، معمولاً و عادتاً
با يكى از دو آفتِ «تحجّر» يا «انفعال» مواجه مىشود.
چنين كار بزرگى، آفاتى دارد و آفت بزرگ چنين حركت
عظيمى با اين ابعاد وسيع - همانطور كه گفتم - يكى
از دو آفت «تحجّر» يا «انفعال» است....
معناى تحجّر آن است كه، كسى كه مىخواهد از مبانى
اسلام و فقه اسلام، براى بناى جامعه استفاده كند،
به ظواهر احكام اكتفا نمايد و نتواند كشش طبيعى احكام
و معارف اسلامى را، در آن جايى كه قابل كشش است، درك
كند و براى نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور - كه
نياز لحظه به لحظه است - نتواند علاج و دستور روز
را نسخه كند و ارائه دهد. اين، بلاى بزرگى است.
اگر در رأس نظامهاى سياسىاى كه براساس اسلام، يا
تشكيل شده است، يا در آينده تشكيل خواهد شد، چنين
روحيهاى وجود داشته باشد، يقيناً اسلام بدنام خواهد
شد و منبع لايزال معارف و احكام اسلامى نخواهند توانست
جامعه را پيش ببرند. امام، خود را از اين آفت مبّرا
كرد.....
آفت دومى كه در چنين مواردى، مسؤولان و رهبران
و گردانندگان اجتماعات را تهديد مىكند، اين است كه
آنها را دچار انفعال و خودباختگى كنند و و در موضع
تأثيرپذيرىِ ناخواسته از اراده ديگران قرار دهند.
امام بزرگوار، در مقابل اين آفت دوم هم مثل كوه ايستاد....
خطر بزرگى كه انقلابها و اصالت ملتها را تهديد مىكند،
اين خطر است. خطر بزرگى كه صاحبان فكر و انديشه را
در كشورها تهديد مىكند، اين خطر است. امام، در مقابل
اين خطر، مثل كوه استوار ايستاد؛ «كالجبل لا تحركهالعواصف».
از ساعت اوّل، از نام نظام جمهورى اسلامى بگيريد،
تا بقيه قضايا.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع
با شکوه زائران مرقد مطهر امام خمینی (ره)14/3/1376
مستضعفان
و محرومان، لشکر انقلاب اسلامی
دو نكته اساسى در حركت امام بزرگوار بود كه همين
دو نكته، سرمايه ارزشمند اين انقلاب بود و هست: يكى
اين است كه هدف اين انقلاب، اسلام است. دوم اين كه
سربازان اين انقلاب و لشكر اين انقلاب، مستضعفان و
پابرهنگان و همچنين قشر جوانند. اين انقلاب را،
پابرهنگان به پيروزى رساندند. اين جنگ طولانىِ تحميلىِ
هشت ساله را جوانان اين مملكت به نتيجه رساندند. امروز
هم جوانان، در راه خدا و در راه اسلامند. امروز هم
اگر خطرى اين انقلاب را تهديد كند، اوّلين كسانى كه
به ميدان خواهند آمد، همين جوانانند؛ جوانان حوزهها،
دانشگاهها و جوانان سراسر كشور و قشرهاى مختلف.
امام بزرگوار، با همه وجود، از اسلام دم زد. امروز
همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. كلمات
امام، كلمات واضحى است؛ محكمات و بيّنات است. فرمايشات
امام، هنوز در فضا طنينافكن است. وصيتنامه امام،
ميثاق هميشگى امام با امّت است. همه بايد اين كلمات
را درست بفهميم و بر آن تدبّر كنيم، تا راه امام را
اشتباه نكنيم. كسانى كه دم از امام مىزنند، اما حاضر
نيستند فكر امام و راه امام را بپذيرند و به آن تن
بدهند، اشتباه مىكنند
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع
با شکوه عزاداران مراسم نهمین سالگرد ارتحال امام
خمینی (ره) 14/3/1377
عدالت
اجتماعی و تکیه به مردم
من چند مشخّصه مهم را از مجموعهاى كه ما آن را راه
امام و خطّ امام به حساب مىآوريم، عرض مىكنم.
چند مطلب از نظر امام، در درجه اوّل بود؛ اوّل، اسلام
و دين بود. امام، هيچ ارزشى را بالاتر از ارزش
اسلام به حساب نمىآورد. انقلاب و نهضت امام، براى
حاكميت اسلام بود. مردم هم كه اين نظام را قبول كردند،
اين انقلاب را به پا كردند و امام را پذيرفتند، براى
انگيزه اسلامى بود....
پس اوّل چيزى كه در خطّ امام، مهم است، تعقيب هدف
اسلامى و حاكميت اسلامى در صحنه ايمان و در صحنه عمل
است.
دومين مطلب، تكيه به مردم است - همانطور كه
عرض كردم - هيچ كس در نظام اسلامى نبايد مردم، رأى
مردم و خواست مردم را انكار كند. حالا بعضى، رأى مردم
را پايه مشروعيت مىدانند؛ لااقل پايه اِعمال مشروعيت
است. بدون آراءِ مردم، بدون حضور مردم و بدون تحقّق
خواست مردم، خيمه نظام اسلامى، سرِ پا نمىشود و نمىماند.
البته مردم، مسلمانند و اين اراده و خواست مردم، در
چارچوپ قوانين و احكام اسلامى است....
سوم از مشخصههاى خطّ امام، عدالت اجتماعى و كمك
به طبقات مستضعف و محروم است كه امام آنها را صاحب
انقلاب و صاحب كشور مىدانست. امام، پابرهنگان را
مهمترين عنصر در پيروزيهاى اين ملت مىدانست...؛
يك عنصر ديگر، دشمنشناسى و فريب نخوردن از دشمن است.
اوّلين كار دشمن اين است كه تبليغ مىكند هيچ دشمنى
وجود ندارد! چطور نظام اسلامى دشمن ندارد؟! جهانخواران
را از اين سفره به يغما رفته سالهاى متمادى، محروم
كرده است؛ معلوم است كه دشمنند، مىبينيم كه دشمنى
مىكنند - در تبليغات، در محاصره اقتصادى - هركارى
كه مىتوانند در تقويت دشمن عليه نظام، مىكنند؛ صريح
هم مىگويند!...
فرازی از خطبههای نماز جمعه 14/3/1378
اسلام
و مردم محور همه اصول
محور همه اصول و قواعد كار امام بزرگوار ما در دو
چيز خلاصه مىشد: اسلام و مردم. اعتقاد به مردم را
هم امام بزرگوار ما از اسلام گرفت. اسلام است كه روى
حقّ ملتها، اهميت رأى ملتها و تأثير جهاد و حضور آنها
تأكيد مىكند؛ لذا امام بزرگوار محور كار را اسلام
و مردم قرار داد؛ عظمت اسلام، عظمت مردم؛ اقتدار اسلام،
اقتدار مردم؛ شكستناپذيرى اسلام، شكستناپذيرى مردم
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جهاردهمین
سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران 14/3/1382
شاخصهای
مکتب سیاسی امام(ره)
من مىخواهم روى مكتب سياسى امام تكيه كنم. مكتب سياسى
امام نمىتواند از شخصيت پُرجاذبهى امام جدا شود.
راز موفقيت امام در مكتبى است كه عرضه كرد و توانست
آن را بهطور مجسم و بهصورت يك نظام، در مقابل چشم
مردم جهان قرار دهد. البته انقلاب عظيم اسلامى ما
بهدست مردم به پيروزى رسيد و ملت ايران عمق توانايىها
و ظرفيت فراوان خود را نشان داد؛ اما اين ملت بدون
امام و مكتب سياسى او قادر به چنين كار بزرگى نبود.
مكتب سياسى امام ميدانى را باز مىكند كه گسترهى
آن حتّى از تشكيل نظام اسلامى هم وسيعتر است. مكتب
سياسىيى كه امام آن را مطرح و براى آن مجاهدت كرد
و آن را تجسم و عينيت بخشيد، براى بشريت و براى دنيا
حرف تازه دارد و راه تازه پيشنهاد مىكند. چيزهايى
در اين مكتب وجود دارد كه بشريت تشنهى آنهاست؛ لذا
كهنه نمىشود. كسانى كه سعى مىكنند امام بزرگوار
ما را به عنوان يك شخصيت متعلق به تاريخ و متعلق به
گذشته معرفى كنند، در تلاشِ خود موفق نخواهند شد.
امام در مكتب سياسى خود زنده است، و تا اين مكتب سياسى
زنده است، حضور و وجود امام در ميان امت اسلامى، بلكه
در ميان بشريت، منشأ آثار بزرگ و ماندگار است.
مكتب سياسى امام داراى شاخصهايى است. من امروز چند
خط از خطوط برجستهى اين مكتب را در اينجا بيان مىكنم.
يكى از اين خطوط اين است كه در مكتب سياسى امام،
معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسى امام،
معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست
و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسىِ خود بود، سياست
و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مىكرد؛ حتّى
در مبارزات سياسى، كانون اصلى در رفتار امام، معنويت
او بود. همهى رفتارها و همهى مواضع امام حول محور
خدا و معنويت دور مىزد. امام به ارادهى تشريعى پروردگار
اعتقاد و به ارادهى تكوينىِ او اعتماد داشت و مىدانست
كسى كه در راه تحقق شريعت الهى حركت مىكند، قوانين
و سنتهاى آفرينش كمك گار اوست. او معتقد بود كه:
«وللَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عزيزاً
حكيما». امام قوانين شريعت را بستر حركت خود مىدانست
و علائم راهنماى حركت خود بهشمار مىآورد. حركت امام
براى سعادت كشور و ملت، بر مبناى هدايت شريعت اسلامى
بود؛ لذا «تكليف الهى» براى امام كليد سعادت بهحساب
مىآمد و او را به هدفهاى بزرگِ آرمانى خود مىرساند...
شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛
هم كرامت انسان، هم تعيينكننده بودن ارادهى انسان.
در مكتب سياسى امام، هويت انسانى، هم ارزشمند و داراى
كرامت است، هم قدرتمند و كارساز است. نتيجهى ارزشمندى
و كرامت داشتن اين است كه در ادارهى سرنوشت بشر و
يك جامعه، آراء مردم بايد نقش اساسى ايفا كند. لذا
مردمسالارى در مكتب سياسى امام بزرگوار ما - كه از
متن اسلام گرفته شده است - مردمسالارىِ حقيقى است؛
مثل مردمسالارى امريكايى و امثال آن، شعار و فريب
و اغواگرىِ ذهنهاى مردم نيست
شاخص سوم از شاخصهاى مكتب سياسى امام، نگاه بينالمللى
و جهانىِ اين مكتب است. مخاطب امام در سخن و ايدهى
سياسى خود، بشريت است؛ نه فقط ملت ايران. ملت
ايران اين پيام را به گوش جان شنيد، پايش ايستاد،
برايش مبارزه كرد و توانست عزت و استقلال خود را بهدست
آورد؛ اما مخاطب اين پيام، همهى بشريت است. مكتب
سياسى امام اين خير و استقلال و عزت و ايمان را براى
همهى امت اسلامى و همهى بشريت مىخواهد؛ اين رسالتى
است بر دوش يك انسان مسلمان. البته تفاوت امام با
كسانى كه براى خود رسالت جهانى قائلند، اين است كه
مكتب سياسى امام با توپ و تانك و اسلحه و شكنجه نمىخواهد
ملتى را به فكر و به راه خود معتقد كند. امريكايىها
هم مىگويند ما رسالت داريم در دنيا حقوق بشر و دمكراسى
را توسعه دهيم. راه گسترش دمكراسى، كاربرد بمب اتم
در هيروشيماست؟! توپ و تانك و جنگافروزى و كودتاگرى
در امريكاى لاتين و آفريقاست؟! امروز هم در خاورميانه
اين همه دغل بازى و فريبگرى و ظلم و جنايت به چشم
مىخورد. با اين وسايل مىخواهند حقوق بشر و رسالت
جهانىشان را گسترش دهند! مكتب سياسى اسلام فكر درست
و سخن نوى خود را با تبيين در فضاى ذهن بشريت رها
مىكند و مثل نسيم بهارى و عطر گلها در همهجا مىپيچد...
شاخص مهم ديگر مكتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى
از ارزشهاست، كه مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين
مسألهى ولايتفقيه روشن كردند. از اول انقلاب
اسلامى و پيروزى انقلاب و تشكيل نظام اسلامى، بسيارى
سعى كردهاند مسألهى ولايتفقيه را نادرست، بد و
برخلاف واقع معرفى كنند؛ برداشتهاى خلاف واقع و دروغ
و خواستهها و توقعات غيرمنطبق با متن نظام سياسى
اسلام و فكر سياسى امام بزرگوار. اينكه گاهى مىشنويد
تبليغاتچىهاى مجذوب دشمنان اين حرفها را مىپراكنند،
مربوط به امروز نيست؛ از اول، همين جريانات و دستآموزها
و تبليغاتِ ديگران اين حرفها را مطرح مىكردند....
آخرین نکته ای که به عنوان شاخصه ی مکتب سیاسی
امام عرض می کنم مسئله عدالت اجتماعی است 0عدالت اجتماعی
یکی از مهمترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام
بزرگوار ماست. در همه ی برنامههای حکومت –در
قانونگذاری و در اجرا و در قضا-باید عدالت اجتماعی
وپرکردن شکافهای طبقاتی- مورد نظر و هدف باشد.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم
پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) 14/3/1383
راه
خوشبختی ملت ایران
راه ما - همانطور كه اين مرد بزرگ برايمان ترسيم
كرده است - راه استقامت و پيگيرى هدفهاى نظام اسلامى
است. طبق درسهاى امام بزرگوارمان و طبق وصيّت او،
راه اين ملت همين است. برادران و خواهران عزيز
من در سراسر كشور توجّه كنند كه راه خوشبختى ملت ايران،
تمسّك به احكام اسلامى و الهى است. راه خوشبختى ملت
ايران، تكيه به خود و تواناييهاو استعدادهاى خود است.
راه خوشبختى اين ملت، قطع اميد از قدرتهاى مسلّط جهانى
و نيز نترسيدن از آنهاست. نه از آنها اندكى بترسيد
و نه به آنها سرِسوزنى اميد بورزيد.
عزيزان من! بزرگترين هديهاى كه انقلاب اسلامى
به اين ملت داده است، اين است كه شرِّ حكومتهاى فاسد
و وابسته را كه ساليان و ساليان بر اين كشور و ملت
و اين مواهب الهى مسلّط شده بودند، از سراسر اين ملت
واين كشور كم كرده است. امروز به فضل پروردگار،
اداره كنندگانِ كشور، از خود اين مردمند. امروز به
همّت و هوشيارى اين ملت، بهترين شكلِ حكومتِ مردمى
و دخالت آراء مردم در اين كشور است.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم
پنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)14/3/1373