|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- آب كر به حسب
كيلوى متعارف بنابر اقرب 419/377 كيلوگرم مىباشد. |
1- تقريباً 384
ليتر مىباشد. |
2- س: با
اهل كتاب، از نظر طهارت چگونه بايد برخورد كرد؟
ج) غير مسلمان از هر دين و مذهبى كه باشد محكوم به نجاست
است. |
2- س:
كتابى [اهل كتاب] محكوم به طهارت است يا نجاست؟
ج) نجاست ذاتى اهل كتاب معلوم نيست، به نظر ما آنان، محكوم
به طهارت ذاتى هستند.
اهل كتاب عبارتند از: يهود، نصارا، زرتشتىها، صابئين.
|
|
3- فضله پرندگان
حرام گوشت، نجس است. |
3- فضله پرندگان
حرام گوشت نجس نيست. |
|
4- خونى كه در تخم
مرغ مىباشد نجس نيست، ولى به احتياط
واجب بايد از خوردن آن اجتناب كنند، و اگر خون را با
زرده تخممرغ بههم بزنند كه از بينبرود، خوردن زرده هم مانعى
ندارد. |
4- خون در تخم مرغ
محكوم به طهارت است ولى خوردن آن حرام
است. |
5- س: آيا
پوستهايى كه از خارج وارد مى شود و در ساختن كفش و امثال آن به
كار مى رود پاك است يا نجس؟
ج) پوستى كه از بلاد اسلامى وارد مى شود محكوم به طهارت است
مگر آنكه ثابت شود ذبح به طريق غير شرعى بوده. و پوستى كه از
بلاد غير اسلامى وارد مىشود محكوم به نجاست است مگر احراز شود
كه ذبح به طريق شرعى بوده، يا احتمال داده شود كه وارد كننده
مسلمان، احراز تزكيه حيوان را نموده و پوست را در دسترس مسلمين
قرار داده است. |
5- س: در
مورد گوشت، چرم و اجزاء حيوانى كه از بلاد غير اسلامى تهيه شده
نظر مبارك را مرقوم فرمائيد.
ج) اگر احتمال دهد كه حيوان ذبح اسلامى شده، پاك است و اگر
يقين دارد ذبح اسلامى نشده، محكوم به نجاست است. |
|
6- شراب و هر چيزى
كه انسان را مست مى كند، چنانچه به خودى خود روان باشد نجس
است. |
6- مشروبات مست
كننده بنابر احتياط نجس
مىباشند.
|
|
7- چيزى كه با
برخورد نجاست نجس شده است اگر با چيز پاكى تماس پيدا كند آن را
نيز نجس مىكند و تا سه واسطه همچنان نجس كننده است ولى بيش از
آن نجس كننده نيست. |
7- چيزى كه با عين
نجس، تماس يافته و نجس شده است اگر باز با چيزى كه پاك است
تماس بيابد و يكى از آنها تر باشد، آن چيز پاك را نجس مىكند،
و باز اين چيزى كه بر اثر ملاقات با متنجس، نجس شده است اگر با
چيز پاكى تماس بيابد آن را (بنابراحوط) نجس مىكند، ولى اين
متنجس سوم هيچ چيز را با ملاقات خود،
نجس نمىكند. |
8- اگر بدن يا
لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او است
نجس شود و آن مسلمان غائب گردد اگر انسان احتمال بدهد كه آن
چيز را آب كشيده يا به واسطه آن كه مثلاً آن چيز در آب جارى
افتاده، پاك شده است، اجتناب از آن لازم نيست.
|
8- هرگاه يقين
داشته كه بدن يا لباس يا يكى از چيزهاى شخص مسلمانى نجس است و
آن مسلمان را مدتى نبيند و سپس ببيند كه او با آن چيزى كه نجس
بوده است رفتار چيز پاك را مىكند، آن چيز محكوم به پاكى است،
مشروط بر آنكه صاحب آن چيز از نجاست قبلى و از احكام طهارت و
نجاست باخبر باشد. |
|
9- مخرج بول با
غير آب پاك نمى شود و مردها اگر بعد از برطرف شدن بول يك مرتبه
بشويند كافى است، ولى زنها و همچنين كسانى كه بولشان از غير از
مجراى طبيعى مىآيد، احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند. |
9- س: در
هنگام تخلى، مخرج بول با چند مرتبه شستن پاك مىشود.
ج) محل دفع بول بنابر احتياط واجب با دو مرتبه شستن پاك
مىشود. |
|
10- پاك شدن مخرج
غائط با غير آب محل تأمل است ولى [پس از برطرف كردن نجاست و
قبل از تطهير با آب] مىتوان نماز خواند. |
10- مخرج مدفوع را
دو جور مىشود تطهير كرد: اوّل آنكه با آب شستشو كنند تا نجاست
زائل شود و پس از آن آب كشيدن لازم نيست، دوّم آنكه با سه قطعه
سنگ يا پارچه پاك و امثال آن، نجاست را پاك كنند و اگر با سه
قطعه، نجاست كاملا زائل نشد با قطعات ديگرى آن را كاملا پاك
كنند و به جاى سه قطعه مىتواند از سه جاى يك قطعه سنگ يا
پارچه استفاده كنند.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- [در وضو] بعد
از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از
سر يكى از انگشتها تا بر آمدگى روى پا
مسح كند و احتياط مستحب است تا مفصل ساق را مسح كند. |
1- مسح روى پاها
را تا مفصل ساق بكشد. |
|
2- بايد صورت را
بنابر احتياط واجب از بالا به
پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد وضو باطل است و دستها
را بايد از مرفق به طرف سرانگشتان بشويد. |
2- صورت و دستها
در وضو بايد از بالا به پايين شسته شود. و اگر از پايين به
بالا بشويد وضو باطل است. |
|
3- در وضو، شستن
صورت و دستها، مرتبه اوّل واجب و مرتبه دوّم جايز و مرتبه سوّم
و بيشتر از آن حرام مىباشد، و اگر با يك مشت آب تمام عضو شسته
شود و به قصد وضو بريزد يك مرتبه حساب مى شود چه قصد بكند يك
مرتبه را يا قصد نكند. |
3- شستن صورت و
دستها در وضو بار اوّل واجب و بار دوّم جايز و بيش از آن غير
مشروع است. تعيين كننده بار اوّل يا
دوّم يا بيشتر، قصد وضو گيرنده است، يعنى مى تواند به
قصد بار اوّل شستن، چند مرتبه آب به روى صورت بريزد. |
|
4- بعد از شستن هر
دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح
كند، و لازم نيست با دست راست باشد
يا از بالا به پايين مسح كند. |
4- مسح سر و پاها،
بايد با رطوبتى كه از آب وضو در دستها مانده، كشيده شود، و
احتياط آن است كه مسح سر با دست راست
كشيده شود، ولى كشيدن مسح از بالا به پايين لازم نيست.
|
|
5- اگر زخم يا دمل
يا شكستگى در صورت يا دستها باشد و بشود روى آن را باز كرد،
چنانچه ريختن آب روى آن ضرر دارد و كشيدن دستِ تر ضرر ندارد،
واجب است دستِ تر روى آن بكشد. |
5- اگر در اعضاى
وضو زخم يا شكستگى باشد و روى آن باز باشد و آب براى آن مضّر
نباشد بايد آن را بشويد و اگر شستن براى آن مضّر است بايد
اطراف آن را بشويد و احتياط آن است
كه اگر كشيدن دستِ تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بكشد. |
|
6- اگر زخم يا دمل
يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاهاست و روى آن باز است، چنانچه
نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى
پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و بنابر
احتياط مستحب تيمم هم بنمايد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد
بايد به جاى وضو تيمم كند و بهتر است يك وضوى بدون مسح هم
بگيرد. |
6- اگر محل مسح
زخم است و نمىتواند روى آن دستِ تر بكشد بايد به جاى وضو تيمم
كند ولى در صورتى كه مىتواند پارچهاى روى زخم قرار دهد و بر
آن دست بكشد احتياط آن است كه علاوه بر تيمم، وضو نيز با چنين
مسحى بگيرد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- در غسل ترتيبى
بايد به نيّت غسل، اوّل سرو گردن، بعد طرف راست بعد طرف چپ بدن
را بشويد. |
1- در غسل ترتيبى
تقديم نيمه راست بدن، مبنى بر احتياط
است. [يعنى بنابر احتياط واجب، بايد ابتدا نيمه راست بدن و سپس
نيمه چپ آن شسته شود]. |
|
2- از جمله
كارهايى كه بر جنب حرام است، خواندن
سورههايى از قرآن كه سجده واجب دارد، يعنى سوره 32
(الم تنزيل) سوره 41 (حم سجده) سوره 53 (والنجم) و سوره 96
(اقرء) و اگر يك حرف از اين چهار سوره را هم بخواند حرام است. |
2- از جمله
كارهايى كه بر جنب حرام است: خواندن
آيات سجده است. [بنابر اين خواندن ساير آيات از اين
سورهها اشكال ندارد].
|
|
3- اگر از بدن
زنده قسمتى كه داراى استخوان است جدا شود و پيش از آنكه قسمت
جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مَسّ نمايد، بايد غسل مسّ
ميت كند. ولى اگر قسمتى كه جدا شده استخوان نداشته باشد براى
مسّ آن غسل واجب نيست، و از بدن مردهاى كه غسلش ندادهاند اگر
چيزى جدا شود كه در حال اتصال، مسّ آن موجب غسل مىشد، بعد از
انفصال نيز، مسّ آن موجب غسل است. |
3- دست زدن به
عضوى كه از بدن مرده جدا شده - پس از سرد شدن و پيش از غسل
دادن - در حكم دست زدن به بدن مرده است. ولى دست زدن به عضوى
كه از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل
ندارد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
1- در تيمّم چهار
چيز واجب است: اوّل: نيّت. دوّم: زدن كف دو دست با هم بر چيزى
كه تيمم به آن صحيح است. سوّم: كشيدن كف هر دو دست به تمام
پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مىرويد، تا ابروها و
بالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم
كشيده شود. چهارم: كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد
از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ.
م ـ تيمم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقى ندارد. |
1- س:
كيفيت تيمم چگونه است. آيا فرقى بين تيمم بدل از وضو و غسل
هست؟
ج) تيمم بدين ترتيب است: نيّت مىكند و سپس كف هر دو دست را
برچيزى كه تيمم به آن درست است مىزند و آنگاه كف هر دو دست را
به تمام پيشانى و دوطرف آن، از جايى كه موى سر مى رويد تا
ابروها و بالاى بينى مىكشد و بالاخره كف دست چپ را بر تمام
پشت دست راست و كف دست راست را بر تمام پشت دست چپ مىكشد.
و احتياط واجب آن است كه پس از
اين، بار ديگر دستهاى خود را بر زمين بزند و كف دست چپ را بر
پشت دست راست و كف دست راست را بر پشت دست چپ بكشد، اين ترتيب
در تيمم بدل از وضو و غسل يكسان است. |
|
2- تيمم بر سنگِ
گچ و سنگِ مرمر سياه و ساير اقسام سنگها صحيح است ولى تيمم بر
جواهر، مثل سنگ عقيق و فيروزه باطل مى باشد و
احتياط واجب آن است كه با بودن
خاك يا چيز ديگرى كه تيمم بر آن صحيح است، به گچ و آهك پخته هم
تيمم نكند. |
2- س: تيمم
بر سنگ گچ و آهك و پخته شده آنها و آجر چه حكمى دارد؟
ج) تيمم بر هر آنچه از زمين محسوب شود؛ مانند سنگ گچ و سنگ
آهك صحيح است، بلكه صحت تيمم به گچ و آهك پخته و آجر و امثال
آن بعيد نيست [يعنى مى شود بر
اينها تيمم كرد].
س: سجده و تيمم بر سيمان و موزائيك چه حكمى دارد؟
ج) سجده و تيمم بر آن دو اشكال ندارد. اگر چه احوط ترك تيمم
بر آن دو مىباشد. |
|
3- در تيمم بايد
پيشانى و كف دستها و پشت دستها پاك باشد و اگر كف دست نجس است
و نتواند آن را آب بكشد، بايد با همان كف دست نجس تيمم كند. |
3- س:
فرموديد چيزى كه برآن تيممى شود بايد پاك باشد آيا اعضاء تيمم
- پيشانى و پشت دستها - هم بايد پاك باشد؟
ج) احتياط آن است كه در صورت امكان، پيشانى و پشت دستها پاك
باشد و اگر نتواند محل تيمم را تطهير كند، بدون آن تيمم كند،
گر چه شرط نبودن طهارت در هر صورت بعيد نيست. |
|
4- اگر بدل از غسل
تيمم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى كند براى او پيش آيد،
چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند، بايد وضو بگيرد، و
اگر نمىتواند وضو بگيرد، بايد بدل از وضو تيمم نمايد. |
4- كسى كه تيمم
بدل از غسل كرد اگر حدث اصغر از او سر زند؛ مثلا بول كند، براى
نمازهاى بعد در صورتى كه هنوز نمىتواند غسل كند، بنابر احتياط
واجب بايد بار ديگر تيمم بدل از غسل كند و وضو هم بگيرد. |
|
5- اگر انسان
نتواند براى نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممكن نباشد نماز ساقط
است، ولى احتياط مستحب است بدون
طهارت بخواند و بنابر احتياط واجب قضاى آن را نيز بجا آورد.
|
5- اگر انسان
نتواند براى نماز وضو بگيرد و تيمم هم ممكن نباشد، بنابر
احتياط بايد نماز را در وقت،
بدون وضو و تيمم بخواند و سپس با وضو يا تيمم قضا كند. |
|
6 - اگر بواسطه
يقين يا ترسِ ضرر، تيمم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش
ضرر ندارد، تيمم او باطل است. و اگر بعد از نماز بفهمد،
نمازش صحيح است. |
6 - اگر كسى به
تصور اينكه آب براى او ضرر دارد، تيمم كند و پيش از آنكه با
اين تيمم نماز بخواند بفهمد كه ضرر ندارد، تيمم او باطل است و
اگر بعد از آنكه با اين تيمم نماز خواند فهميد كه آب ضرر
نداشته است، بنابراحتياط واجب
بايد وضو بگيرد يا غسل كند و دوباره
نماز را به جا آورد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
1- س: رأى
مبارك كه درباره موضوع فجر صادق در شبهاى مهتابى بر اين است كه
قدرى تأمل شود تا سپيده فجر بر مهتاب غلبه نمايد، آيا باز
فتواى شريفه بر اين منوال است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، چند
دقيقه قابل تأمل است و شبهاى مهتابى چند شب در ماه قمرى
مىباشد؟
ج) ميزان، شبهايى است كه روشنايى ماه بر طلوع فجر غالب است
و بايد براى نماز صبر كند تا روشنايى طلوع فجر احراز شود. |
1- س: آيا
در شبهاى مهتابى براى خواندن نماز صبح، واجب است 15 تا 20
دقيقه صبر كرد با اينكه مطابق ساعت، وقت رسيده و امكان تحصيل
يقين به طلوع فجر وجود دارد؟
ج) در طلوع فجر و در تعيين ابتداى وقت نماز صبح و پايان
سحرى خوردن و آغاز روزه فرقى بين شبهاى مهتابى و غير مهتابى
نيست، گرچه احتياط در اين مورد خوب است.
س: با عرض سلام و تحيّت، در آستانه ماه شريف و مبارك
رمضان و با توجّه به توسعه شهرها و عدم امكان تشخيص دقيق لحظه
طلوع فجر خواهشمند است نظر شريف خود را در مورد زمان امساك
براى روزه و اقامه نماز صبح اعلام فرمايند.
ج) مقتضى است مؤمنين محترم ايدهمالله تعالى جهت رعايت
احتياط در مورد امساك روزه و وقت نماز صبح همزمان با شروع اذان
صبح از رسانهها براى روزه امساك نمايند و حدود پنج الى شش
دقيقه بعد از اذان شروع به اداى فريضه صبح نمايند. |
|
2- وقت مخصوص نماز
عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب
مانده باشد. |
2- س: وقت
نمازعصر تا اذان مغرب است يا تا هنگام غروب آفتاب؟
ج) آخر وقت نمازعصر تا غروب آفتاب است. |
|
3- وقتى انسان
مىتواند مشغول نماز شود، كه يقين كند وقت داخل شده است، يا دو
مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند. ولى اذان مؤذّن هر چند
عادل و موثّق باشد، بنابراحتياط واجب كفايت نمىكند. |
3- براى ورود در
نماز بايد انسان يقين كند كه وقت داخل شده است و يا دو مرد
عادل خبر دهند كه وقت داخل شده است و يا مؤذّن مورد وثوق و
وقتشناس، اذان بگويد. |
|
4- اگر پيش از
خواندن نماز ظهر، سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد
اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد بايد نيّت را به
نماز ظهر برگرداند؛ يعنى نيّت كند كه آنچه تا حال خواندهام و
آنچه را مشغولم و آنچه بعد مىخوانم همه نماز ظهر باشد و بعد
از آنكه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند و اگر در وقت
مخصوص به ظهر باشد بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند و نماز
را تمام كند و بعد نماز عصر را بخواند و احتياط آن است كه
دوباره نماز [ظهر و] عصر را هم بعد از آن بخواند و اين احتياط
خيلى خوب است. |
4- اگر به خيال
اينكه نماز ظهر را خوانده است به نيّت نماز عصر مشغول نماز شود
و در بين نماز بفهمد كه قبلاً نمازظهر را نخوانده است، در
صورتى كه در وقت مشترك نماز ظهر و عصر است، بايد بلا فصله نيّت
خود را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند و پس از آن،
نماز عصر را بهجا آورد. و اگر اين اتفاق در وقت مخصوص به نماز
ظهر افتاده باشد، احتياط واجب آن است كه نيّت را به نماز ظهر
برگرداند و نماز را تمام كند ولى بعدا هر دو نماز (ظهر و عصر)
را به ترتيب به جاى آورد. و همين تكليف در مورد نماز مغرب و
عشاء نيز هست. |
|
1- وقت مخصوص نماز ظهر، يعنىاز اوّل ظهر تا به قدر چهار ركعت
نماز خواندن براى غير مسافر و به قدر دو ركعت براى مسافر.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- زينت كردن به
طلا، مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست كردن و
بستن ساعت مچى طلا به دست، براى مرد حرام و نماز خواندن با
آنها باطل است. |
1- آويختن زنجير
طلا و دست كردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچى طلا براى مردان
حرام است و بنابر احتياط واجب نماز با آن باطل است. |
2- س: در
توضيح المسائل از مسأله 831 تا 883 در مورد لباس نمازگزار مرد،
توضيح داده شده كه از طلا نباشد؛ آيا منظور طلاى زرد است يا
طلاى سرخ و سفيد هم شاملش مىشود، (چون حضرتعالى زينت كردن به
پلاتين را اجازه دادهايد).لذا بفرماييد كه: آيا رنگ طلا شرط
است يا ذات طلا؟
ج) طلاى سفيد ـ (پلاتين) اشكال ندارد ولى اگر همان طلاى
متعارف باشد، جايز نيست، هر چند رنگ آن تغيير كرده باشد.
|
2- س: به
نظر حضرتعالى آيا استعمال طلاى سفيد براى مردان اشكال دارد؟
ج) اگر طلا است كه بر اثر مخلوط كردن مادهاى، رنگ آن سفيد
شده است حرام است ولى اگر پلاتين است يا عنصر طلا در آن به
قدرى كم است كه عرفاً به آن طلا نمىگويند مانع ندارد. |
|
3- لباس مرد
نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد ودر غير نماز هم پوشيدن آن
براى مرد حرام است و چيزى كه نماز در آن تمام نمىشود، مانند
بند شلوار و عرقچين نيز به احتياط واجب نبايد از حرير خالص
باشد. |
3- لباس مرد
نمازگزار حتى چيزهايى مانند عرقچين و جوراب و آستر لباس و
امثال آن بايد از ابريشم خالص نباشد. در غير نماز هم پوشيدن آن
براى مرد حرام است. |
4- در سه صورت كه
تفصيل آن بعداً گفته مىشود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس
باشد، نماز او صحيح است:
اول: آنكه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن اوست لباس
يا بدنش به خون آلوده شده باشد.
دوم: آنكه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم (كه تفريباً
به اندازه يك اشرفى مىشود) به خون آلوده باشد.
سوم: ... |
4- اگر بدن يا
لباس نمازگزار به خونى ـ غير از خون زخم و جراحت يا دمل ـ
آلوده باشد، در صورتى كه مقدار آن كمتر از بند انگشت سبّابه
باشد، نماز با آن اشكال ندارد ولى با بيش از آن اشكال دارد. |
|
5- اگر سر سوزنى
خون حيض يا نفاس در بدن يا لباس نمازگزار باشد نماز او باطل
است و بنابر احتياط واجب بايد خون استحاضه، در بدن يا لباس
نمازگزار نباشد، ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون
حيوان حلال گوشت و خون سگ و خوك و كافر و مردار و حيوان حرام
گوشت اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد در صورتى كه روى هم
كمتر از درهم باشد، (كه تقريباً به اندازه يك اشرفى مى
شود)
نماز خواندن با آن اشكال ندارد. ولى احتياط آن است كه از خون
سگ و كافر و مردار و حيوان حرام گوشت اجتناب كند. |
5- از حكم مسئله
قبل استثناء مى شود خون حيض، كه اگر اندكى هم از آن بر بدن يا
لباس نمازگزار باشد نمازش باطل است. و بنابر احتياط واجب، خون
نفاس و استحاضه و نيز خون حيوانهاى نجس العين و حرام گوشت و
مردار نيز همين حكم را دارد، بلكه حكم در غير از نفاس و
استحاضه، خالى از قوّت نيست.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- شرط پنجم [از
شرايط مكان نمازگزار] آنكه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى
او، بيش از چهار انگشت بسته، پستتر يا بلندتر نباشد و احتياط
واجب آن است كه از سر انگشتان پا هم بيشتر از اين پستتر و
بلندتر نباشد. |
1- لازم است كه
جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوها و سر انگشتان پاى او بيش از
چهار انگشت بسته، بلندتر يا پستتر نباشد. |
|
2- بنابر احتياط
مستحب بايد زن عقبتر از مرد بايستد و جاى سجده او از جاى
ايستادن مرد، كمى عقبتر باشد. |
2- لازم است ميان
زن و مرد در حال نماز حداقل يك وجب فاصله باشد و در اين صورت
اگر زن و مرد محاذى يكديگر بايستند يا زن جلوتر از مرد بايستد،
نماز هر دو صحيح است، اين حكم بنابر احتياط واجب است. |
|
3- در خانه كعبه و
بر بام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولى در حال ناچارى مانع
ندارد. |
3- بجا آوردن نماز
واجب در داخل خانه كعبه مكروه است ولى احتياط واجب آن است كه
بر بام كعبه نماز نخواند. |
|
4- انسان بايد
رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر (ص) و امام (ع) نماز
نخواند چنانچه نماز خواندن بىاحترامى باشد حرام است ولى نماز
باطل نيست. |
4- نمازگزار بايد
در هنگام نماز جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليهم السلام
نايستد، ولى مساوى قبر اشكال ندارد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- اگر انسان
احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند
مىتواند اول وقت نماز بخواند اگر چه احتياط آن است كه نماز را
تأخير بيندازد. |
1- كسى كه احتمال
مى دهد در آخر وقت بتواند نماز خود را ايستاده بخواند بنابر
احتياط بايد تا آن هنگام صبر كند، ولى اگر در اول وقت بخاطر
عذرى نماز خود را نشسته خواند و سپس تا آخر وقت عذر او بر طرف
نشد نمازى كه خوانده صحيح است و اعاده لازم نيست. و اگر در اول
وقت قادر بر نماز ايستاده نبود و يقين داشت كه ناتوانى او از
نماز ايستاده، تا آخر وقت ادامه خواهد يافت، ولى قبل از آخر
وقت توانست ايستاده نماز بخواند، بايد نماز را بطور ايستاده
اعاده كند |
|
2- كسى كه
نمىتواند نشسته نماز بخواند بايد در حال نماز به پهلوى راست
طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد، و اگر ممكن نيست
بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد
و اگر اين را هم نتواند بايد به پشت بخوابد بطورى كه كف پاى او
رو به قبله باشد. |
2- كسى كه قادر بر
نماز نشسته نيز نيست، بايد خوابيده نماز بخواند. و بنابر
احتياط واجب بايد اگر مىتواند به پهلوى راست بخوابد و صورت و
بدن او رو به قبله باشد. و گرنه به پهلوى چپ بخوابد، و اگر اين
گونه هم نميتواند، به پشت بخوابد بطوريكه كف پاهاى او رو به
قبله باشد. |
|
3- در ركعت اول و
دوم نمازهاى واجب يوميّه، انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك
سوره تمام بخواند. |
3- در ركعت اول و
دوم نمازهاى واجب يوميّه، انسان بايد سوره حمد را بخواند و پس
از آن بنابر احتياط واجب، يك سوره كامل قرائت كند. |
|
4- اگر اشتباهاً
مشغول خواندن سورهاى شود كه سجده واجب دارد، چنانچه پيش از
رسيدن به آيه سجده بفهمد، بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر
بخواند و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد بايد در بين نماز
با اشاره، سجده آن را به جا آورد و به همان سوره كه خوانده
اكتفا نمايد. |
4- در نماز واجب
خواندن سورههاى سجده جايز نيست و اگر عمداً يا سهواً يكى از
آن سورهها را بخواند تا به آيه سجده برسد بايد بنابر احتياط
واجب سجده تلاوت را بجا آورد و برخيزد و اگر سوره تمام نشده آن
را تمام كند و نماز را به آخر برساند و سپس نماز را اعاده كند.
و اگر قبل از رسيدن به آيه سجده ملتفت شد احتياط واجب آن است
كه سوره را رها كند و سوره ديگرى بخواند و نماز را تمام كند و
سپس نماز را اعاده نمايد. |
|
5- وقتى مىخواهد
براى خواندن سوره، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بگويد، بايد سوره
را معين كند و بسمالله را به قصد آن سوره بگويد و اگر سورهاى
را تعيين كرد. سپس آن سوره را رها كرد، بايد براى سوره ديگرى
كه مىخواهد بخواند، به قصد همان سوره مجددا «بسماللّه...» را
بگويد. |
5- س: كسى
كه از ابتدا قصد خواندن سوره حمد و اخلاص را دارد يا عادت او
هميشه همين است و بدون توجه و تعيين سوره بسم اللّه الرحمن
الرحيم را مىگويد آيا واجب است كه بار ديگر با تعيين سورهاى
معين «بسماللّه ...» را بگويد؟
ج) اعاده «بسم اللّه...» واجب نيست. بلكه مىتواند به همان
«بسم اللّه ...» اكتفا كند و هر سورهاى كه مىخواهد بخواند
[بدون اينكه بسم اللّه را تكرار كند.] |
|
6- زن مىتواند
حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند يا آهسته بخواند،
ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود بنابراحتياط واجب بايد آهسته
بخواند. |
6- زن مىتواند
حمد و سوره نمازهاى صبح و مغرب و عشاء را بلند يا آهسته
بخواند، ولى اگر نامحرم صداى او را مىشنود بهتر است آهسته
بخواند. |
|
7- اگر در ركعت
سوم و چهارم حمد بخواند، بنابراحتياط واجب بايد بسم اللّه آن
را هم آهسته بگويد. |
7- بر مرد و زن
واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نمازها، تسبيحات يا حمد را
آهسته بخواند، ولى در صورتى كه حمد بخواند مىتواند در نماز
فرادى بسم اللّه الرحمن الرحيم را در آن بلند بگويد. اگر چه
احتياط در آن است كه بسم اللّه را هم آهسته بگويد، و در نماز
جماعت اين احتياط، واجب است. |
|
8- اگر در ركوع
ركعت سوم يا چهارم يا در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد يا
تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند. |
8- اگر در ركوع
ركعت سوم و چهارم شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه،
بايد به شك خود اعتنا نكند. ولى اگر در هنگام رفتن به ركوع در
حالى كه هنوز به حدّ ركوع نرسيده است شك كند، بنابر احتياط
واجب بايد برگردد و حمد يا تسبيحات را بخواند. |
|
9- هر گاه شك كند
كه آيه يا كلمهاى را درست گفته يا نه اگر به چيزى كه بعد از
آن است مشغول نشده، بايد آن آيه يا كلمه را بطور صحيح بگويد و
اگر به چيزى كه بعد از آن است مشغول شده، چنانچه آن چيز ركن
باشد مثل آن كه در ركوع شك كند كه فلان كلمه از سوره را درست
گفته يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند، و اگر ركن نباشد،
مثلاً موقع گفتن (اللّه الصمد) شك كند كه (قل هو اللّه احد) را
درست گفته يا نه، باز هم مىتواند به شك خود اعتنا نكند، ولى
اگر احتياطاً آن آيه يا كلمه را بطور صحيح بگويد اشكال ندارد،
و اگر چند مرتبه هم شك كند، مىتواند چند بار بگويد اما اگر به
وسواس برسد و باز هم بگويد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را
دوباره بخواند. |
9- اگر پس از آنكه
آيهاى را تمام كرد شك كند كه آن را درست خوانده يا نه، بايد
به شك خود اعتنا نكند. و همينطور است اگر جملهاى از آيه را
تمام كرد و پس از آن شك در درست خواندن آن كرد، مثل اينكه پس
از «اِيّاكَ نَعْبُدُ» شك كرد كه آيا آن را درست ادا كرده است
يا نه.
البته در همه اين صورتها اگر آنچه را كه در صحيح ادا كردن آن
شك دارد، احتياطاً دوباره بخواند اشكال ندارد. |
|
10- اگر به اندازه
ركوع خم شود، ولى دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد. |
10- احتياط آن است
كه در حال ركوع دستها را بر زانو بگذارد. |
|
11- انسان هرذكرى
در ركوع بگويد كافىاست، ولى احتياط واجب آن است كه به قدر سه
مرتبه «سُبْحانَ اللّه» يا يك مرتبه «سُبْحانَ رَبّىَ العَظيمِ
وَ بِحَمْدِهِ» كمتر نباشد. |
11- ذكر واجب در
ركوع عبارت است از يكبار گفتن: «سُبْحانَ رَبّىَ العَظيمِ
وَبِحَمْدِهِ» يا سه بارگفتن: «سُبْحانَ اللّه». و اگر بجاى آن
ذكر ديگرى از قبيل «اَلحَمْدُلِلّه» و «اللّهُ اَكبَر» و غير
آن را بههمان مقدار بگويد نيز كافى است. |
|
12- در سجده هر
ذكرى بگويد كافى است ولى احتياط واجب آن است كه مقدار ذكر از
سه مرتبه «سبحان اللّه» يا يك مرتبه «سبحان ربّى الأعلى و
بحمده» كمتر نباشد. |
12- ذكر واجب در
سجده عبارت است از يك بار گفتن «سبحان ربّى الأعلى و بحمده» يا
سه مرتبه گفتن «سبحان اللّه» و اگر به جاى آن ذكرهاى ديگر
مانند «اَلحَمْدُلِلّه» «اللّهاكبر» و غير آن را به همان
مقدار بگويد كافى است. |
|
13- در سجود بايد
به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب هم،
اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور دادهاند بگويد،
آرام بودن بدن لازم است. |
13- در حال سجود
هنگامى كه ذكر واجب را مىگويد، بايد بدن آرام باشد، حتّى در
هنگامى كه ذكرى را به قصد استحباب آن در سجود مىگويد، مانند
تكرار «سبحان ربّى الأعلى و بحمده» و امثال آن، احتياط واجب آن
است كه بدن را آرام نگاه دارد. |
|
14- اگر بعد از آن
كه پيشانى به زمين برسد، يادش بيايد كه ركوع نكرده،
بنابراحتياط واجب بايد بايستد و ركوع را به جا آورد و نماز را
تمام كند و دوباره بخواند. |
14- اگر در حال
سجده اوّل يا بعد از آن و پيش از آنكه وارد سجده دوّم شود يادش
بيايد كه ركوع نكرده است، بايد برخيزد و بايستد و ركوع كند و
پس از آن دو سجده را بجا آورد و نماز را تمام كند و بعد از
نماز احتياطاً دو سجده سهو براى سجده زيادى بگزارد. |
|
2- گر چه طبق متن تحرير ص 155 مسأله 8 تفاوتى بين نظر امام(ره)
و آيةاللّه خامنهاى(مدظله) در اين مسأله نيست.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
1- مسافر بايد
نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط، شكسته بجا آورد يعنى دو
ركعت بخواند: ...
شرط هفتم: آنكه شغل او مسافرت نباشد، بنابراين شتردار و راننده
و چوبدار و كشتيبان و مانند اينها، اگر چه براى بردن اثاثيه
منزل خود مسافرت كنند، در غير سفر اوّل بايد نماز را تمام
بخوانند. ولى در سفر اوّل اگر چه طول بكشد، نمازشان شكسته است. |
1- س: با
چه شرايطى بر مسافر واجب است نمازهاى چهار ركعتى را شكسته
بخواند؟
ج) با هشت شرط ...
شرط هفتم: آنكه شغل او مسافرت نباشد مانند: چوبدار و راننده و
كشتيبان و امثال اينها و ملحق به چنين افرادى است كسى كه شغل
او در سفر است. |
2- س: شخصى
در يك شركت، ناظر خريد است چند سال است كه هر روز صبح از وطن
خود به محل كار كه بيش ازحدّ شرعى فاصله دارد مىرود و غروب بر
مىگردد و گاهى شخصا رانندگى مىكند، آيا اين شخص مسافر است يا
دائم السفر؟
ج) در محل كار و بين راه حكم مسافر دارد. |
2- س: حكم
نماز و روزه كسى كه شغل او در سفر است مانند: كارمندى كه به
محل خدمت خود مسافرت مىكند و كارگرى كه به محل كار خود سفر
مىكند و امثال اينها چيست؟
ج) اگر در بين هر ده روز حداقل يك مرتبه براى كارش به محل
شغل و كار مىرود حكم او، حكم كسى است كه سفر، شغل اوست و
روزهاش صحيح و نمازش تمام است. |
توضيح:
به فتواى حضرت امام خمينى(قدّس سرّه) تنها كسانى كه شغل آنها
مسافرت مىباشد، يعنى قوام كارشان به سفر است كه در غير سفر و
در محل ثابت انجام نمىپذيرد مانند: رانندههاى برون شهرى،
خلبانان وملوانان نمازشان در سفرهاى شغلى تمام و روزه صحيح
است. ولى كسانى كه شغل آنها مسافرت نيست، هر چند، هر روز براى
كارشان به مسافرت مىروند نمازشان در سفر شكسته است، مانند
معلّمى كه هر روز يا هر هفته براى تدريس به سفر مىرود.
به يك مسأله و يك استفتاء توجه كنيد:
مسأله: كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلا در شهرى يا
در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرتهاى پىدرپى مىكند،
بايد نماز را شكسته بخواند.
س: سپاه، عدهاى را براى امور روستاها استخدام مىكند و
مقر سپاه هم وطنشان نيست و هر روز يا هر سه روز به ناچار به
اطراف آن شهر مسافرت مىكنند تكليف نماز و روزه آنها چيست؟ و
خلاصه، لازمه كارشان مسافرتاست.
ج) در غير وطن بدون قصد اقامه ده روز در محل واحد نماز
شكسته و روزه صحيح نيست. |
توضيح:
به فتواى رهبر معظم انقلاب(دامظلّه)، كسانى كه شغلشان در سفر
است يا براى كارشان حداقل در كمتر از ده روز به محل كار سفر
مىكنند، مانند كسانى هستند كه شغلشان مسافرت است، يعنى بايد
نمازهاى چهار ركعتى را در اينگونه مسافرتها تمام بخوانند و
روزه صحيح است، مانند معلمانى كه براى تدريس يا كارمندانى كه
براى انجام وظيفه يا كارگرانى كه براى كار؛ مثلا هر هفته يكبار
به محل كارشان مىروند و برمىگردند، نمازشان در سفر براى كار
تمام است. ولى به نظر ايشان سفر براى تحصيل حكم سفر براى شغل
را ندارد. مگر آنكه تحصيل در حكم كار و شغل آنها باشد، مانند
افرادى كه در سپاه و ارتش براى تحصيل مأموريت دارند.
به دو استفتاء توجه كنيد:
س: دانشجويى كه هر هفته براى تحصيل به محل درس كه تا
وطن، چهار فرسخ يا بيشتر است مىرود و بر مىگردد نمازش در محل
درس، تمام است يا شكسته؟
ج) سفر براى درس خواندن حكم سفر براى شغل و كار را ندارد،
بلكه دانشجويى كه براى درس به سفر مىرود حكم ساير مسافرين را
دارد.
س: دبير شاغل در شهرستان رفسنجان مىباشم با توجه به
پذيرفته شدن در مركز عالى ضمن خدمت و مأموريت به تحصيلى آموزش
و پرورش، سه روز ابتداى هفته را در شهرستان كرمان اشتغال به
تحصيل دارم و بقيه ايام هفته را در شهرستان خود به خدمت
مشغولم، نظر حضرت عالى در مورد احكام نماز و روزه اينجانب چه
مىباشد آيا حكم دانشجو بودن به ما جارى است يا خير؟
ج) اگر مأمور به تحصيل هستيد نماز شما تمام است و مىتوانيد
روزه بگيريد. |
3- كسى كه به
مسافرت مىرود، زمانى بايد نماز را شكسته بخواند كه حداقل به
مقدارى دور شود كه ديوارهاى آنجا را نبيند و اذان آنجا را هم
نشنود و چنانچه قبل از آنكه به اين مقدار دور شود بخواهد نماز
بخواند بايد تمام بخواند.
ـ كسى كه به مسافرت مىرود اگر به جايى برسد كه اذان را نشنود
ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را
بشنود، چنانچه بخواهد در آن جا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب
بايد هم شكسته و هم تمام بخواند. |
3- احتياط مستحب
آن است كه هر دو علامت را رعايت كند، گرچه بعيد نيست اكتفا به
نشنيدن صداى اذان. [يعنى اگر به مقدارى دور شود كه اذان را
نمىشنود ولى ديوارها را مىبيند و بخواهد در آنجا نماز
بخواند، بايد شكسته بخواند، ولى احتياط مستحب است كه هم شكسته
و هم تمام بخواند يا صبر كند تا به مقدارى دور شود كه ديوارها
هم ديده نشود و اگر روزه دارد، احتياط مستحب است كه در آن محل
روزه را باطل نكند، بلكه صبر كند تا جايى كه ديوارها هم ناپديد
شود]. |
4- س:
فتواى حضرت امام را در مورد بلاد كبيره مفصلاً بيان نماييد.
ج) در شهرهاى بزرگ خارق العاده كه تشخيص آن موكول به نظر
عرف است، ميزان در مبدأ و منتهاى مسافت، منزل است و در قصد
اقامت ده روز بايد نيّت اقامت ده روز در يك محلّه را داشته
باشد.
[هم اكنون در ايران، شهر تهران از شهرهاى بزرگ خارق العاده
است] |
4- س: نظر
حضرتعالى نسبت به شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطّن و اقامه عشره
در آنها چيست؟
ج) در احكام مسافر و قصد توطن و قصد ده روز ماندن، بين
شهرهاى بزرگ و شهرهاى معمولى تفاوتى نيست، بلكه با قصد توطن در
شهر بزرگ بدون تعيين يك محلّه خاص و مدتى ماندن در آن شهر حكم
وطن جارى است، همچنانكه اگر قصد ماندن ده روز در تمام آن شهر،
بدون قصد ماندن در يك محله خاص را داشته باشد، روزه صحيح و
نماز تمام است. |
|
5- مسافرى كه
مىخواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد كه
در بين ده روز به اطراف آنجا برود، چنانچه جايى كه مىخواهد
برود از حصار و ديوار شهر بيرون نباشد، يا ازمزارع و باغات
اطراف آن باشد به مقدارى كه رفتن به آنجا منافى با صدق اقامه
در آن محل نباشد (يعنى عرفا بگويند كه ده روز در يك محل مانده
است) بايد نماز را تمام بخواند ولى چنانچه بخواهد [از حدّ
ترخّص بگذرد و] تا كمتر از چهار فرسخ برود، چنانچه در نيّت او
باشد كه در بين ده روز، فقط يك مرتبه برود و بيش از دو ساعت،
رفتن و برگشتن را طول ندهد، در همه ده روز بايد نمازش را تمام
بخواند. |
5- مسافرى كه
مىخواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اوّل قصد داشته باشد كه
در بين ده روز به اطراف آنجا ـ تا كمتر از چهار فرسخ ـ برود به
مقدارى كه عرفا بگويند ده روز در يك محل مانده است، مثل آنكه
بنا دارد در تمام ده روز چند ساعتى از يك روز يا يك شب يا بيش
از آن تا ثلث يك روز يا ثلث يك شب، براى يك مرتبه، يا چندبار
كه مجموع آن از ثلث يك روز يا يك شب بيشتر نباشد از آنجا خارج
شود به قصد اقامه ضررى نمىزند و نماز تمام است. ولى اگر هنگام
قصد ده روز در نيّتش باشد كه بيشتر از اين مقدار خارج شود، قصد
اقامهمحقق نمىشود و نماز در آنجا شكسته است. |
|
6- تخيير بين قصر
و اتمام در مكه و مدينه، اختصاص به مسجد الحرام و مسجد النبى
(ص) دارد و در تمام مكه و مدينه جارى نيست، بلى اختصاص به مسجد
اصلى ندارد و در جاهاى توسعه داده شده مسجد هم جارى است، هر
چند احتياط، اقتصار بر مسجد اصلى است، پس در تمام مسجد فعلى،
مسافر مىتواند نماز را تمام بخواند، همانطور كه مىتواند
شكسته بخواند. |
6- مسافر مىتواند
در تمام دو شهر مكه و مدينه نماز را تمام بخواند و اختصاص به
مسجد الحرام و مسجد النبى (ص) ندارد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- اگر
نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت شود،
چنانچه كارى كه روزه را باطل مىكند انجام نداده باشد، بايد
نيت كند و روزه او صحيح است. و اگر كارى كه روزه را باطل
مىكند انجام داده باشد، يا بعد ازظهر ملتفت شود كه ماه رمضان
است روزه او باطل مىباشد، ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را
باطل مىكند انجام ندهد و بعد از رمضان هم آن روزه را قضا
نمايد. |
1– كسى كه در ماه
رمضان از روى فراموشىيابى اطلاعى، نيت روزه نكرده و در اثناى
روزه ملتفت شود، در صورتيكه كارى كه روزه را باطل مىكند انجام
داده باشد، روزهى آن روز باطل است ولى تا غروب از كارهاى باطل
كننده ى روزه خوددارى كند. اما چنانچه تا هنگامى كه ملتفت روزه
مىشود، كارى كه روزه را باطل مىكند انجام نداده باشد اگر بعد
از ظهر است روزه باطل است، و اگر پيش از ظهر است، بنابر احتياط
واجب بايد نيت روزه كند و روزه بگيرد و بعدا نيز روزهى آن روز
را قضاء كند. |
|
2- كسىكه براى
بجا آوردن روزه ميتى اجير شده، اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال
ندارد. ولى كسى كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد،
نمىتواندروزه مستحبى بگيرد، وچنانچه فراموش كند و روزه
مستحب بگيرد، در صورتى كه پيش ازظهر يادش بيايد، روزه مستحبى
اوبه هم مىخورد و مىتواند نيت خود را به روزه واجب برگرداند
و اگر بعدازظهر ملتفت شود، روزه او باطل است واگر بعدازمغرب
يادش بيايد، روزهاش صحيح است گرچه بىاشكال نيست. |
2- كسى كه روزهى
قضاى ماه رمضان بر او واجب است، نمىتواند روزهى مستحبى
بگيرد. و چنانچه فراموش كند و روزهى مستحبى بگيرد در صورتيكه
در اثناى روز يادش بيايد روزهى مستحبى او باطل مىشود. حال
اگر پيشازظهر باشد مىتواند نيت روزهى قضاى ماه رمضان كند و
روزهاش درست است. |
|
3- اگر مريض پيش
از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه
روزه را باطل مىكند انجام نداده باشد، بايد نيت روزه كند و آن
روز را روزه بگيرد و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز
بر او واجب نيست. |
3- اگر مريض در
اثناى روز ماه رمضان خوب شود، واجب نيست كه نيت روزه كند و آن
روز را روزه بگيرد، ولى اگر پيش از ظهر باشد و كارى كه روزه را
باطل مىكند از او سر نزده باشد احتياط مستحب آن است كه نيت
روزه كند و روزه بگيرد و پس از ماه رمضان بايد آن روز را قضا
كند. |
|
4- اگر در روزه
واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد روزهاش
باطل است، ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل
مىكند بجا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد روزهاش باطل
نمىشود. |
4- در روزهى ماه
رمضان اگر در اثناى روز از نيت روزه گرفتن برگردد بطورى كه قصد
ادامهى روزه نداشته باشد، روزهاش باطل مىشود و قصد دوبارهى
او براى ادامهى روزه فايده ندارد. امّا اگر دچار ترديد شود به
اين معنى كه هنوز تصميم نگرفته است روزه را باطل كند، يا تصميم
بگيرد كارى را كه موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن
را انجام ندادهاست، در اين دو صورت، صحت روزهى اومحل اشكال
است. و احتياط واجب آن است كه روزه را تمام كند و بعدا هم آن
را قضاء نمايد. هر روزهى واجب معّين ديگر ـ مانند نذر معين
وامثال آن ـ نيز داراى همين حكم است.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- احتياط واجب آن
است كه روزهدار از استعمال آمپولى كه بجاى غذا به كار مىرود
خوددارى كند، ولى تزريق آمپولى كه عضو را بىحس مىكند يا به
جاى دوا استعمال مىشود اشكال ندارد. |
1- احتياط واجب آن
است كه روزهدار از استعمال آمپولهاى مقوّى يا مغذّى، يا
آمپولهايى كه به رگ تزريق مىشود و نيز انواع سرُمها خوددارى
كند. ولى تزريق آمپول براى بىحس كردن و نيز دارو گذاشتن در
زخمها و جراحتها اشكال ندارد. |
|
2- احتياط واجب آن
است كه روزهدار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به
حلق نرساند. ولى بخار غليظ، روزه را باطل نمىكند، مگر اين كه
در دهان به صورت آب درآيد و فرو دهد. |
2- احتياط واجب آن
است كه روزهدار از دودهاى انواع دخانيات و نيز مواد مخدرى كه
از راه بينى يا زير زبان جذب مىشود خوددارى كند. |
|
3- اگر روزهدار
به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها به خدا و
پيغمبر (ص) و جانشينان آن حضرت عمدا نسبت دروغ بدهد اگر چه
فورا بگويد دروغ گفتم يا توبه كند، روزه او باطل است و احتياط
واجب آن است كه حضرت زهرا (عليها السلام) و ساير پيغمبران و
جانشينان آنان هم در اين حكم فرقى ندارند. |
3- دروغ بستن به
خدا و پيامبران و معصومين: بنابر احتياط، موجب باطل شدن روزه
مىشود، هرچند بعدا توبه كند و بگويد كه دروغ بسته است. |
|
4- اگر بخواهد
خبرى را كه نمىداند راست است يا دروغ نقل كند بنابر احتياط
واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته، يا از كتابى كه آن خبر در
آن نوشته شده نقل نمايد لكن اگر خودش هم خبر بدهد روزهاش باطل
نمىشود. |
4- نقل رواياتى كه
در كتب آمده است و انسان نمىداند كه دروغ باشد، اشكال ندارد.
هرچند احتياط آن است كه آنها را با نسبت به آن كتاب نقل كند. |
|
5- رساندن غبار
غليظ به حلق روزه را باطل مىكند چه غبار چيزى باشد كه خوردن
آن حلال است مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است. |
5- روزهدار بنابر
احتياط واجب بايد غبار غليظ را - مانند غبارى كه از جارو كردنِ
زمين خاكى بر مىخيزد - فرو ندهد، همچنين دود سيگار و ديگر
دخانيات بنابر احتياط واجب روزه را باطل مىكند. |
6- هر گاه جنب در
شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود اگر احتمال بدهد كه اگر
دوباره بخوابد بيدار مىشود براى غسل، مىتواند بخوابد.
كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مىداند يا احتمال مىدهد كه
اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مىشود، چنانچه تصميم داشته
باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا
اذان خواب بماند روزهاش صحيح است. |
6- كسى كه در
بيدارى جنب شده يا پس از جنب شدن در حال خواب، بيدار شده، و
مىداند كه اگر بخواب رود، تا پيش از اذان صبح براى غسل بيدار
نخواهد شد، جايز نيست قبل از غسل كردن بخوابد، و اگر خوابيد و
پيش از اذان غسل نكرد، روزهاش باطل است ولى اگر احتمال مىدهد
كه پيش از اذان صبح براى غسل بيدار خواهد شد و تصميم بر غسل
داشته باشد ولى بيدار نشود بايد قضاى آن روز را بجا آورد. |
|
7- اگر جنب در شب
ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر
دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مىشود و تصميم هم داشته
باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد و تا
اذان بيدار نشود، و بايد روزه آن روز را قضا كند و همچنين است
اگر از خواب دوّم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد و كفاره
بر او واجب نمىشود. |
7- هرگاه كسى در
شب ماه رمضان جنب شود و پس از جنابت بگمان اينكه پيش از اذان
صبح بيدار مىشود و غسل مىكند، به خواب رود و تا هنگام اذان
بيدار نشود، قضاى آن روز بر او واجب است ولى كفّاره واجب نيست.
اگر چه احتياط آن است كه كفاره نيز داده شود. |
|
8- اگر بواسطه
ندانستن مسأله كارى انجام دهد كه روزه را باطل مىكند، چنانچه
مىتوانسته مسأله را ياد بگيرد بنا بر احتياط واجب كفاره بر او
ثابت مىشود و اگر نمىتوانسته مسأله ياد بگيرد يا اصلا ملتفت
مسأله نبوده يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نمىكند،
كفاره بر او واجب نيست. |
8- اگر به سبب
بى¬اطلاعى از حكم شرعى، كارى را انجام دهد كه روزه را باطل
مىكند ـ مثل اينكه نمىدانست سر زير آب كردن روزه را باطل
مىكند و سر زير آب كرد ـ روزهاش باطل است و بايد آن را قضاء
كند ولى كفّاره بر او واجب نيست.
اگر كارى را انجام مىدهد كه مىداند حرام است ولى نمى¬داند كه
روزه را نيز باطل مىكند، علاوه برقضاء، بنابر احتياط واجب
بايد كفّاره بدهد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
1- س: اگر
كسى خانهاش را بفروشد و خانهاى ديگر بخرد يا بسازد آيا پول
خانه فروخته شده خمس دارد، اگر چه بر آن پول، سال نگذرد؟
ج) اگر خانه فروخته شده از ارباح مكاسب و حقوق و در آمد
بدون دادن خمس تهيه شده، پول فروش آن فورا خمس دارد. |
1- س: اگر
كسى خانه مسكونى خود را بفروشد براى آنكه خانهاى ديگر بخرد يا
بسازد آيا پول خانه فروخته شده خمس دارد يا نه؟
ج) اگر بعد از سال فروخته و خانه چون از مؤونه بوده تخميس
نشده پول فروش آن خمس ندارد، هر چند تا سر سال باقى بماند. |
|
2- پولى كه براى
ثبت نام حج پرداخت شده، اگر در همان سال قرعه به نام او در آيد
خمس ندارد و اگر براى سالهاى بعد در آمد بايد حساب كند، مگر
اينكه قبلا استطاعت داشتهو نتواند به حج برود مگر آنكه اين
پول را بدهد. |
2- پولى كه براى
ثبت نام حج يا عمره پرداخت شده اگر به عنوان اجرت سفر مطابق
قراردادى كه بين شخص و سازمان حج و زيارت بسته شده ـ
پرداختهاند، خمس آن واجب نيست، مگر آنكه پول را پس بگيرند. |
3- س: اگر
مبلغى نزد شخصى بطور امانت و يا رهن براى اجاره منزل نزد صاحب
خانه بسپارد آيا با توجه به اينكه از اين پول به عنوان يك
وسيله استفاده مىشود وجوهات به اين پول تعلق مىگيرد؟
ج) خمس دارد و هر وقت امكان وصول آن باشد بايد خمس آن را
بدهد. |
3- س:
معمول است كه براى اجاره خانه مقدارى پول پيش پرداخت مىكنند،
اگر اين پول از منافع كسب باشد و چند سال در نزدصاحب خانه
بماند، آيا پس از دريافت بلافاصله بايد خمس آن پرداخت شود و يا
اينكه مؤونه شده خمس ندارد و در صورتى كه بخواهد با همان پول
در جاى ديگر منزل اجاره كند، چطور؟
ج) مادامى كه به اين پول براى اجاره منزل نياز دارد، خمس
ندارد. |
4- ... اگر پول را
چند سال نگاه دارد براى آنكه خانه بخرد، از مؤونه حساب نمىشود
و واجب است خمس آن را بپردازد.
س: به پولى كه انسان براى ازدواج يا تحصيل كنار
مىگذارد آيا خمس تعلق مىگيرد يا خير؟
ج) اگر از درآمد كسب باشد و سال بر آن بگذرد خمس دارد. |
4- س: كسى
كه نياز به تهيه يكى از لوازم خانگى؛ مانند يخچال دارد و
استطاعت خريد آن را يكجا ندارد و ماهيانه پولى پسانداز
مىنمايد تا وقتى كه پول به حدّ لازم رسيد آن را خريدارى
نمايد، و يا براى مخارج ازدواج پول پسانداز مىكند، اكنون كه
سال خمسى او رسيده به پولى كه به اين منظور كنار گذاشته شده،
خمس تعلق مىگيرد؟
ج) پول پسانداز شده از منفعت كسب اگر براى تأمين هزينههاى
زندگى در آينده نزديك (مثلاً تا دو سه ماه پس از سال خمسى)
باشد و با پرداخت خمس آن نتواند وسائل زندگى مورد حاجت را
تأمين نمايد، پرداخت خمس آن، واجب نيست. |
|
1ـ ، آنچه در زندگى مورد نياز است؛ مانند مسكن، پوشاك و لوازم
منزل.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- شرط است در
استطاعت، رجوع به كفايت، يعنى بعد از برگشت از حج، تجارت يا
زراعت يا صنعت يا منفعت ملك؛ مثل باغ و دكّان داشته باشد به
طورى كه براى زندگانى به شدّت و حَرَج نيفتد و اگر قدرت بركسب
لايق به حالش هم داشته باشد كافى است، و اگر بعد از مراجعت
نياز به مثل زكات و خمس و ساير وجوه شرعيّه داشته باشد، كفايت
نمىكند، بنابراين بر طلاّب و اهل علمى كه در بازگشت از حج
نياز به شهريه حوزههاى علميّه دارند، حج واجب نيست. |
1- اگر بعد از
مراجعت، زندگى آنها با شهريّه اداره مىشود كفايت مىكند و حج
واجب است.
|
|
2- كسى كه براى حج
نيابتى، اجير شده و بعد در همان سال استطاعت مالى پيدا كرده،
چنانچه براى حج در آن سال اجير شده باشد، بايد حج نيابتى را
بجا آورد و اگر استطاعت او باقى ماند، حج خودش را در سال بعد،
انجام دهد. |
2- اگر استطاعت به
سبب اجير شدن براى حج نيابتى پيدا كرد مطابق فتواى حضرت امام
خمينى(قدس سره) عمل مىكند ولى اگر از راه ديگر استطاعت پيدا
كرد، كشف از بطلان اجاره مىشود و بايد حج خود را بجا آورد. |
|
3- كسى كه نياز به
ازدواج دارد و براى آن پول لازم دارد، در صورتى مستطيع مىشود
كه علاوه بر مخارج حج، مصارف ازدواج را هم داشته باشد. |
3- علاوه بر مخارج
حج، مصارف ازدواج را هم داشته باشد در صورتى كه از ترك ازدواج
به حرج يا مرض و يا حرام دچار مىگردد و يا ترك ازدواج، موجب
وهن او شود. |
|
4- كسى كه از جهت
مالى مستطيع است و از جهت صحت بدن يا باز بودن راه مستطيع
نيست، مىتواند، در مال تصرف كند و خود را ازاستطاعت خارج كند،
ولى اگر از آن جهات هم استطاعت دارد و فقط وسائل رفتن را تهيه
نكرده يا وقت حج نرسيده، نمىتواند خود را از استطاعت خارج كند
و اگر كرد، حج بر او مستقر مىشود و بايد به هر نحو است، به حج
برود. |
4- پس از فرا
رسيدن زمانى كه صرف آن براى رسيدن به حج لازم است، شخص مستطيع
نمىتواند خود را از استطاعت بيندازد و پيش از فرا رسيدن اين
زمان نيز، احتياط واجب آن است كه خود را از استطاعت خارج
نسازد.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- اگر
مقدار واجب تلبيه را نداند و نتواند ياد بگيرد يا وقت ياد
گرفتن نباشد و با تلقين هم نتواند بگويد احتياط آن است كه به
هر نحو كه مىتواند بگويد و ترجمهاش را هم بگويد و بهتر آن
است كه علاوه بر آن نايب هم بگيرد. |
1- بايد به هر نحو
كه مىتواند بگويد و بنابراحتياط، نايب هم بگيرد. |
|
2- در پوشيدن دو
جامه احرام ترتيب خاص معتبر نيست، بلكه به هرترتيبى بپوشد مانع
ندارد، فقط بايد يكى را لنگ قرار دهد، به هر كيفيتى كه
مىخواهد و يكى را رداء قرار دهد، به هر كيفيتى كه مىخواهد و
احتياط مستحب آن است كه رداء، شانهها را بپوشاند. |
2- اگر به كيفيّت
متعارف باشد كفايت مىكند.
بايد رداء به قدرى باشد كه شانهها را بپوشاند.
|
|
3- اگر حائض
نتواند تا وقت پاك شدن صبر كند، احتياط آن است كه نزديك مسجد
[شجره] محرم شود و در جُحفه يا محاذى آن احرام را تجديد كند. |
3- زنانى كه عذر
دارند و به خاطر ازدحام و امثال آن نتوانند در حال عبور از
داخل مسجد محرم شوند، واجب است كه از جُحفه يا محاذى آن محرم
شوند، كما اينكه مىتوانند با نذر شرعى از منزل خود در مدينه
احرام ببندند. |
|
4- شخص مستطيع اگر
احرام را از ميقات تأخير بيندازد از روى علم وعمد و ممكن نشود
برگردد به ميقات به واسطه عذرى و ميقات ديگر در پيش نداشته
باشد، حج او باطل است و بايد سال ديگر حج بجا آورد. |
4- اگر مىتواند،
بايد به ميقات برگردد و اگر به خاطر ضيق وقت يا عذر ديگر
نمىتواند، بايد به خارج حرم برود و از آنجا محرم شود و اگر بر
اين، نيز قادر نيست در داخل حرم مُحرم شود و حج او صحيح است. |
|
5- كسى كه به
واسطه فراموشى يا نداشتن مسأله و عذر ديگر بدون احرام از ميقات
عبور كرد، پس اگر امكان داشت برگشتن به ميقات و به اعمال عمره
مىتوانست با برگشتن برسد، واجب است برگردد و از ميقات احرام
ببندد چه داخل حرم شده باشد يا نه و اگر ممكن نيست به نحوى كه
گفته شد، پس اگر داخل حرم نشده، از همانجا احرام ببندد، و
احتياط مستحب آن است كه هر مقدارى مىتواند به طرف ميقات
برگردد و آنجا محرم شود. |
5- بنابر احتياط
واجب بايد هر مقدارى كه مىتواند به طرف ميقات برگردد. |
6- س: كسى
كه عمره مفرده انجام داده است، آيا مىتواند در فاصله كمتر از
يك ماه، بدون احرام از ميقات تجاوز كند؟
ج) احتياط آن است كه به قصد رجاء براى عمره مفرده ديگر محرم
شود و بدون احرام تجاوز نكند. |
6- قبل از گذشتن
يك ماه از احرام سابقش مىتواند بدون احرام از ميقات عبور كند.
|
7- س: زن
بدون اذن شوهرش نذر مىكند و با نذر محرم مىشود، آيا احرامش
درست است و چنانچه با همان احرام اعمالش را بجا آورده باشد
چگونه است؟
ج) اگر قبل از ميقات محرم شده، احرام او صحيح نيست، اگر چه
در صورتى كه بعد از تمام شدن حج فهميد عملش صحيح است، ولى اگر
بعد از عمره متوجه شد، در صورتى صحيح است كه قابل جبران نباشد،
و در صورتى كه مىتواند بايد به ميقات برود و از آنجا محرم شود
و اگر نمىتواند به ميقات برود، از خارج حرم، احرام ببندد. |
7- نذر زن براى
احرام بستن قبل از ميقات در غياب شوهرش موقوف بر اذن او نيست،
ولى در صورت حضور شوهرش، احتياط آن است كه بدون اذن او نذر
نكند، پس اگر در اين صورت نذر كند، منعقد نمىشود.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- از گلها يا
سبزيهايى كه بوى خوش مىدهد بايد اجتناب كند، مگر بعضى انواع
كه صحرايى است؛ مثل «بومادرون» و «درمنه» و «خزامى» كه
مىگويند از خوشبوترين گلهاست. |
1- [بجز عطر كه
استعمال آن در حال احرام حرام است] احتياط واجب، نبوييدن هر
چيز معطرى است كه، به آن عطر گفته نمىشود. |
|
2- از ميوههاى
خوشبو، از قبيل سيب و بِه اجتناب لازم نيست و خوردن آنها و
بوئيدن آنها مانع ندارد، لكن احتياط آن است كه بوئيدن را ترك
كند. |
2- بنابراحتياط
واجب، از بوييدن، آنها اجتناب كند.
|
|
3- كفاره استعمال
بوى خوش، يك گوسفند است، بنابر احتياط واجب. |
3- وجوب كفّاره در
استعمال طيب [بوى خوش] ثابت نيست اگر چه احتياط مستحب آن است
كه يك گوسفند، كفاره بدهد. |
|
4- احتياط آن است
كه به آينه نگاه نكند، اگر چه براى زينت نباشد. |
4- نگاه به آينه
بدون قصد زينت اشكال ندارد. |
|
5- سيزدهم [از
محرمات احرام] انگشتر به دست كردن براى زينت [است] و اگر
براى استحباب باشد مانع ندارد. |
5- بنابر احتياط
واجب، محرم بايد از دست كردن انگشتر و به كار بردن حنا، اجتناب
كند، اگر اينها زينت محسوب شوند، گرچه قصد زينت نكند، بلكه از
هر كارى كه زينت حساب شود اجتناب كند. |
|
6- اگر سر را شست،
نبايد با حوله و دستمال خشك كند و بعض سرهم در حكم همه است. |
6- خشك كردن سر با
حوله اشكال ندارد، مگر در صورتى كه حوله را بر روى تمام سر
بيندازد و سر را با آن خشك كند. |
|
7- نشستن زير سقف
در حال طىّ منزل در شب خلاف احتياط است، گرچه جايز بودن آن به
نظر بعيد نيست بنابراين بعيد نيست جايز بودن نشستن محرم در
هواپيمايى كه شب حركت مىكند. |
7- ولى احتياط به
ترك تظليل در شبهاى بارانى و سرد ترك نشود، مگر اينكه اين
احتياط موجب حرج بشود. |
8- س: حمل
قمقمه آب كه در محفظه دوخته نگهدارى مىشود براى محرم چه صورت
دارد؟
ج) احتياط آن است كه آن را به دوش نيندازد و دست گرفتن آن
مانع ندارد. |
8- پوشيدن هميان و
كمربند و ديگر دوختههاى كوچك كه به آن لباس گفته نمىشود
اشكال ندارد. |
9- س: آيا
زن محرم مىتواند صورت خود را با حوله پاك كند، يا حكم سر مرد
را دارد كه نمىتواند روى آن را بپوشاند؟
ج) احتياط مراعات شود. |
9- اگر حوله را بر
روى همه صورت بيندازد اشكال دارد و در غير اين صورت مانع
ندارد.
|
10- س: در
شهر مكه تونلهايى احداث كردهاند، كه طولش بيش از 1500 قدم
مىباشد، آيا بعد از احرام حج، مىشود داخل آن با اتومبيل
سفركرد با علم به اينكه مُسقّف است؟
ج) مانع ندارد، بلى اگر خودش آن راه را اختيار كند و از زير
آن سقف برود اشكال دارد. |
10- اشكال ندارد. |
11- س: آيا
در حال احرام مىتواند دندانى را كه شديداً درد دارد و دكتر
سفارش مىكند كه آن را بكشد، كشيد، گرچه باعث خونريزى شود؟
ج) اگر ضرورت دارد مانع ندارد، ولى كفاره دارد، على الاحوط. |
11- پرداخت كفاره،
احتياط مستحب است. |
|
5- زيرسايه و سقف حركت كردن.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
1- پنجم از شرائط
طواف، بودن طواف است بين خانه كعبه و مقام ابراهيم (عليه
السلام) از همه اطراف.
|
1- براى مطاف حدّى
وجود ندارد و تا هر جاى مسجد الحرام كه طواف در آن، طواف كعبه
صدق كند، طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار وازدحام
نباشد، فيما بين كعبه و مقام ابراهيم7 انجام دهد. |
2- س: اگر
در اثناء طواف، نماز جماعت بر قرار شد و شخص از ادامه طواف
معذور شد، تكليف چيست، و اگر در اثناى سعى باشد وظيفه چيست؟
ج) اگر بعد از شوط چهارم طواف يا سعى قطع شده، از همان جايى
كه قطع شده، طواف يا سعى را تمام كند، و اگر قبل از شوط چهارم
طواف بوده و فصل طويل شده، طواف را از سر بگيرد، هر چند احتياط
آن است كه طواف را تمام و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده
كند و نماز طواف ديگرى بخواند و در سعى نيز احتياط در اتمام و
اعاده است. |
2- اگر طواف
را قطع كند، در صورتى كه نيمى از طواف، يعنى سه شوط و نيم را
انجام داده است، احتياط آن است كه از همانجا كه قطع شده طواف
را ادامه دهد هرچند مىتواند يك طواف كامل به قصد اعم از تمام
و اتمام بجا آورد و اگر كمتر از سه شوط و نيم طواف كرده است،
از سرگرفتن طواف اشكال ندارد. |
|
6- يعنى قصد كند اگر طواف قبل، صحيح بوده بخشى از اين طواف،
مكمّل آن باشد و اگر صحيح نبوده، اين طواف، طواف او محسوب شود.
بالای صفحه
|
|
فتاواى امام خمينى « قدّس سرّه» |
فتاواى آيت الله العظمى خامنهای « دام
ظله» |
|
1- از شرايط
قربانى، آن است كه خيلى پير نباشد. |
1- پير نبودن
قربانى شرط نيست. |
|
2- هفتم از شرايط
قربانى آن است كه بايد بيضه آن را نكوبيده باشند، به احتياط
واجب. |
2- كوبيده نبودن
بيضه شرط نيست، مگر اينكه به حدّ اخته شدن برسد. |
|
3- احتياط واجب آن
است كه ذابح مؤمن باشد، بلكه خالى از قوّت نيست، و همينطور در
ذبح كفارات. |
3- در صورتى كه
ذابح را در انجام قربانى نايب كرده باشد، [بنابر احتياط واجب
بايد مؤمن باشد] و اما اگر از او خصوص ذبح را خواسته باشد لازم
نيست مؤمن باشد و خودش بايد قصد قربانى و قربت را انجام دهد. |
4- س: آيا
ذبح با كاردهاى استيل كه معلوم نيست آهن است يا نه چگونه است؟
ج) صحيح نيست. |
4- وسيله ذبح بايد
آهن باشد، و استيل (فولاد همراه با مواد ضد زنگ) در حقيقت همان
آهن است و ذبح با آن مانع ندارد.
بالای صفحه
|