پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى
(1377/01/12)
اكنون كه موسم حج فرا رسيده و نغمه لبيك بر آمده از دلهاى مشتاق، فضاى حريم امن
الهى را انباشته است و ملتهاى مسلمان، از آفاق گستردهى جهان، به ميعاد ذكر و
استغفار و قيام و اتحاد شتافته، و برادران مهجور، به يكديگر رسيدهاند، جبههى سپاس
و خضوع به ساحت خداى عزيز و حكيم سوده، حمدى به عظمت صفات حسنى و شكرى به وسعت
درياى رحمت حق، نثار حريم حضرت احديت مىكنم، كه يكبار ديگر به مسلمين مشتاق، توفيق
اين فريضه را عطا فرمود، و يكبار ديگر پرچم عزت و عظمت را بر فراز سر مسلمانان در
خانهى امن خود برافراشت و يكبار ديگر حجاج ايرانى را بر اين سفرهى رحمت و عظمت
نشانيد. زبان و قلم از توصيف و تقدير اين نعمت بزرگ، قاصر است، خدا كند كه نور
معرفت بر دلهاى روشن شما حجگزاران بتابد و حقيقت، بىواسطهى حرف و گفت، در جان
مشتاق شما متجلى گردد.
نكتهى مهمى كه اينجانب مىخواهم به شما برادران و خواهران از هر كشور و ملت كه
هستيد بگويم اين است كه حج، نعمتى الهى است كه بر نسلهاى مسلمان ارزانى شده است.
قدردانى و شكرگزارى، آن را زياد مىكند و ناسپاسى و قدرناشناسى، آن را از مسلمين
مىگيرد كه اين همان عذاب شديد الهى است كه: «و لئن كفرتم ان عذابى لشديد».
گرفته شدنِ حج به اين نيست كه از مسلمانان كسى به حج نرود، بل به اين است كه
مسلمانان از منافع بىشمار آن محروم بمانند و زياد شدن آن به اين نيست كه هر سال گروههاى بيشترى حج كنند، بل به اين است
كه از منافع آن بهرهمند شوند كه: «ليشهدوا منافع لهم». خوب است به درستى بينديشيم.
پيام به حجاج بيت اللَّه الحرام(13/03/1371)
|
3) مرهم دلهای خسته و مجروح |
حجبايد بر دلهايخستهو مجروحمسلمينمرهمنهادهو راهرشد و صلاحرا ـ كه همانا
اتحاد و همبستگيملتهايمسلمانو عزمراسخآنانبر مقابلهو مبارزهبا
اردوگاهاستكبار و جهانخوارانو غارتگران ثروتهايماديو معنويمسلميناستـ
بهآناننشاندهد.
حكمانتصابحجهالاسلاموالمسلمينحاجسيد احمد خمينيبهسمت
نمايندگيوليفقيهو سرپرستحجاجايراني(17/01/1370)
حج در جوهر و ذات خود داراى دو عنصر اصلى است: تقرب به خدا در انديشه و عمل، و
اجتناب از طاغوت و شيطان با جسم و جان.. همهى اعمال و تروك حج، براى ايندو و در
جهت آن و تامين ابزارها و مقدمات آن است، و اين در حقيقت خلاصهيى از اسلام و همهى
دعوتهاى الهى نيز هست كه: «ولقد بعثنافى كلّ امّةٍ رّسولاً اناعبدوااللَّه
واجتنبواالطاغوت..» در آيات حج تعبيرات: «حنفاءللَّه غيرمشركين به..»، يا
«..فإلَهكم إلَه واحد فَلَه أسلموا..، يا: فَاذَا قَضَيتم مّنا سَكَكمفاذ
كرواللَّه كذكركم ءاباءكم أوأشدّ ذكرا» وامثال آن ناظر به همين دو عنصر اصلى است.
تقرّب به خدا، ذكر ونماز وتسليم واحرام وبه خود وخدا انديشيدن وسعى و صفا را
مىطلبد ودرنهايت زاد وتوشهى تقوا را دركولهبار حاجى مىگذارد: «و تزوّدو افإنّ
خيرالزّادالتّقوى و اتّقون يأاولى الالباب» و اجتناب ازشيطان وطاغوت، دل كندن
ازشهوات و هوسهاى خواركننده وكمك گرفتن ازنيروى صبر وارادهى خود ونيز نيروى عظيم
امت اسلامى را لازم دارد كه همانادرحركت دستجمعى وهمراهى وهمدلى و همگامى و
همزبانى همگان در طواف وسعى، و وقوف در عرفات و مشعر ومنى، وهدف گرفتن دستجمعى
جمرات شيطان و رمى از همه جا و همه سو به آن و ابراز برائت عمومی از آن، حاصل
مىشود، و درنهايت، گره خوردن دستها و دلها وعزمهاىمسلمين از همه جاى امت اسلامى
به يكديگر واحساس قدرت وامنيت در سايهى وحدت را پديد مىآورد كه: واذجعلناالبيت
مثابةًللناس و أمنًا اگر حج، چنانكه قرآن خواسته
وپيامبر(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) فرموده وعمل كرده به جاى آورده شود و چنانكه
فرموده: خذوا عنى مناسككم، مناسك آن از عمل او گرفته شود، تأمين كنندهى كمال فرد و
عزت امت است.
هركس باچنين حجّى مخالفت كند وحج را جدا ازاين خطوط و نشانهاى اصلى آن بخواهد،
باكمال جويى فرد مسلم و عزت امت اسلامى مخالفت كرده است.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام
(1374/02/14)
|
5) نزدیک سازی حج به روح و حقیقت آن |
حج را هرچه بتوانيد، به معني و روحو
حقيقت آن نزديك كنيد و بدانيد كه هر كس حج را از هويت سياسي آن جدا كند،
يا جاهل است و يا مغرض; و خداوند نخواهد گذشت ازآنان كه براي رسيدن به
هدفهاي نا پاك و حقيرخود، آمادهاند كه بزرگترين حربهي امتاسلامي در برابر
جهان كفر و استكبار را از او بگيرند و حج زندگيساز و شورآفرين را، به عبادتي
فردي و سطحي همراه با سياحت و تجارت بدل كنند.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام(14/04/1368)
حجميتواند روحتوحيد را در دلها زندهكند، تكهپارههايامتبزرگاسلاميرا
بههموصلكند، عظمتمسلمينرا بهآنانبرگرداند و آنانرا از حقارتو
احساسذلتيكهبر ايشانتحميلكردهاند، نجاتدهد. حجميتواند دردهايمسلمينرا
بهعلاجنزديككند و بزرگتريندرد آنانرا ـ كهسلطهيفرهنگيو اقتصاديو
سياسيكفر و استكبار استـ درماننمايد.
حجميتواند دلبستگيهاياسارتآفرينرا از دلها بشويد و در مقابل، ارتباط با خدا و
با بندگانخدا را در فرد و جمعمسلمانانتقويتنمايند.
پیام به حجاج بیت الله الحرام(7/4/1369)
|
7) فرصتی برای تزکیه و دیدن قدرت الهی امت اسلام |
انتظار ميرود كه حجاج محترم فرصت
يابند به بركت مناسك و شعاير حج، دلهاي خود را در زلال ذكر خدا تزكيه و
تطهير كرده، در كنار آن، با مشاهدهي شكوه جماعت مسلمين كه از اقطار ميهن
بزرگ اسلامي به طواف كعبه آمدهاند، فكر و ذهنخود را به عظمت اسلام و
مسلمينمتوجه سازند و قدرتي را كهخداوند در يد واحدهي امتاسلامي به وديعه
نهاده است، به چشم ببينند.
غفلت مسلمانان از ايننيروي لايزال، همواره موجب آن شده است كه دشمنان
اسلام و غارتگران ثروتهاي مسلمين بتوانند حيلهگرانه بر سرنوشت ملتهاي
اسلامي تسلط يابند و در اين مقطع زمان، دست پليد اردوگاه كفر و استكبار و در
رأس آن رژيم جبار و عنود امريكا، در سرزمينهاي اسلامي با همين وسيله به هر
تصرف دلخواه خود دستزده، در جان و مال مسلمين دست تطاول گشوده است.
در حج بايد تا سرحد توان و امكان، پيوند برادري با مسلمين ديگر كشورها استحكام
يابد و ضمن استفسار از مسايل و حوادث آنان، حقايق مسلم سياسي كه امروز در
فضاي جمهوري اسلامي بر اكثر يا همهي مردم آشكار است، به آنان انتقال يابد
و آيهي كريمهي "ليشهدوا منافع لهم" تحقق پذيرد; مسلمين به اتحاد كلمه
ترغيب و از كيد دشمنان بر حذر داشته شوند و تجارب ملت انقلابي و فداكار ما
براي آنان تشريح گردد.
حكمانتصابحجهالاسلاموالمسلمينمحمد محمديريشهري
بهسمتنمايندگيوليفقيهو سرپرستحجاجايراني(6/2/1370)
|
8) مرکز اصلی توجه ، اندیشه و احساس |
موسم حج با مژدهى بزرگترين ديدار ساليانهى مسلمانان، از راه رسيده است، و بجاست
اگر صدها هزار دل مشتاق كه در اين موسم، مجال بهرهمندى از فيض لقاء خواهند داشت،
پيوسته در جوش و شور و هيجان آمادهسازى خويش باشند، و ميليونها مسلمان آرزومند كه
امسال در فهرست بهرهمندان نهاده نشدهاند، به ياد لحظه لحظهى ايّام سعادتمندان و
دعا براى خود و آنان، دل و ذهن خويش را رنگين و معطر سازند، و همهى مسلمانان
صاحبدل به گونهيى در ايام حج، با حج و شعائر و آيات جلال و جمال آن سپرى كنند.
مراسم حج در هر سال، يك حادثهى بزرگ است كه رواست اگر در آن ايام معلومات، مركز
اصلىِ فكر و توجه و انديشه و احساس مردم در سراسر جهان اسلام باشد؛ و هركس بسته به
جايگاه روحى و فكرى و سياسيش، به نوعى بدان بينديشد و با آن بسر برد. و بديهى است
كه بهرهمندان از فيض حج، در مركز اين تكليف و توقعند؛ و چون جسم و جان و انديشه و
تلاش آنان آميخته به حج و بركات و آثار آن است، شايسته است كه بيشترين بهرهى معنوى
و روحى و فردى و اجتماعى را از آن به دست آورند، و انشاءاللَّه چنين خواهد بود.
پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى(22/11/1377)
|
9) تجلی غنا و عظمت سرمایه امت اسلام |
بار ديگر روزهاى خاطره ساز حج فرا رسيده و منادى پروردگار، دلهاى پُرشوق و التهابِ
مؤمنان را بدان كعبهى اميد فرا خوانده، و از هر سوى جهان گروهى سعادتمند را در
پايگاه دعوت ابراهيمى و خاستگاه دين محمدى (صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) گرد آورده
است.
اكنون فرصت مغتنمى است كه اين نمونهى منتخب امت بزرگ اسلام، خود را و امت واحده و
آئين صلاح و فلاح آن را با نگاهى ژرف بنگرد و حقيقتى را كه در حصارهاى قوميت و نژاد
و زبان، كمتر مىتوان بدان پرداخت، در گسترهى اين ميعادگاه جهانى به چشم آورد.
در ميان واقعيتهاى بزرگى كه در اين تدبر و خودنگرى جلوه مىكند دو چيز از همه
برجستهتر است؛ نخست: غنا و عظمت سرمايهيى كه امت اسلامى از آن برخوردار است. و
ديگر: سهمگين بودن خطرى كه دركميناين سرمايهى بزرگ است.
سرمايهى بزرگ امت اسلامى، آئين اسلام و معارف رسا و روشن و مقررات متين و دستور
جامع آن براى زندگى انسان است.
اسلام با ارائهى بينشى خردمندانه و عميق در بارهى جهان و انسان و با توحيد ناب و
دستورالعمل اخلاقى و معنوىِ حكمتآميز و ارائهى مقررات و نظامات سياسى و اجتماعى
مستحكم و فراگير و اعمال و وظائف عبادى و فردى، همهى آحاد بشر را دعوت مىكند تا:
هم درون خود را از زشتيها و ضعفها و پستيها و آلودگيها برهانند و در باطن خود فروغ
ايمان، و خلوص، و وارستگى، وصميميت، و محبت، و اميد، و نشاط را بيفروزند، و هم
دنياى خود را از فقر و جهل و ظلم و تبعيض و عقبماندگى و ايستايى و زورگويى و تحميل
و تحقير و تحميق رها سازند.
براى فراهم شدن زندگى سعادتمندانه و مطلوب انسان، هم تزكيهى اخلاقىِ فرد كه گوهر
او را از زشتىها و آلودگيها برهاند، و هم حركت و تلاش جمعى كه ميدانهاى زندگى را
بروى او بگشايد و او را در چالشِ ناگزيرش با طبيعت و با نگهبانان رژيمهاى ستم و
استكبار يارى دهد، ضرورى و حتمى است.
اسلام با معنا كردن زندگى و هستى و با نشان دادن راه درست آن، انسان را در فراهم
آوردن زندگى حقيقتاً سعادتمندانه يارى
مىدهد و صراط مستقيم الهى را به او معرفى مىكند. همهى احكام و دستورهاى اسلامى،
و همهى خطوط اصلى در شيوههاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى اسلام، و همهى عبادات و
مقررات فردى و جمعى اسلام، اجزاء درهم تنيدهى اين نسخهى زندگى بخش و سعادتآفرين
است.
همين مراسم جاودانهيى كه حجگزاران در آستانهى آنند، خود مجموعهى گويا و
پرنكتهيى است از ذكر و شور و حال معنوى و درونى، در ضمنِ حركت و تلاش و هماهنگى
سازندهى جمعى.
حج، در آئينى پُر راز و رمز، و در آميزهى شگفتآورى از شُكوه و خاكسارى، و اقتدار
و فروتنى، و حركت وَ تلاش درونى و بُرونى، نمادى از مبارزه و جهاد نفسانى و جهانى
انسانِ مسلمان، در راه تحقق حيات طيبهى انسانى را در برابر چشم آدمی مىگذارد و حجگزار را به تمرين عملىِ وظائف بزرگ خود وادار مىسازد.
امروزه جوامع گوناگون بشرى، در خلاء معنويت و در سرگردانى و حيرت و گرفتاريهاى بزرگ
اجتماعى و فردى كه بدست زر و زورسالاران جهانى بدان دچار شدهاند، به اسلام و
رهنمودها و درسهاى بزرگ آن نيازمندند، و دعوت اسلامى نه فقط براى ملتهايى كه در آتش
فقر و استضعاف مىسوزند، بلكه به همان اندازه براى مردمى كه در مردابهاى پوچى و
سرگردانى و فقر معنوى در كشورهاى ثروتمند و پيشرفته دست و پا مىزنند، جذاب و نافذ
و اميدبخش است. گرايش روزافزون به اسلام در ميان قشرهاى جوان و آزرده از پوچىِ
دنياى مادى در كشورهاى پيشرفتهى غربى، كه آمارها و تحقيقها بدان گواهى مىدهد،
نشانهى اين جذابيت و نفوذ است.
مسلمانان جهان با درست شناختن و براستى قدر دانستن اين سرمايهى بزرگ، قادر خواهند
بود كه تحولى حقيقى در زندگى خود پديد آورند و كشورهاى اسلامى را از ضعف و وابستگى و عقب ماندگى و انحطاطى كه
امروزه بدان دچارند، نجات بخشند.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام(1377/12/28)
|
10) مظهر معنویت ،وحدت و برائت |
حج از يك طرف مظهر معنويت است - ارتباط با خدا، آشنا شدن دل با آيات الهى و نزديك
شدن هرچه بيشتر انسان به خدا - از يك طرف مظهر وحدت است - يكپارچگى امّت اسلام،
برداشتن ديوارها و حجابها و پُر كردن درّهها و شكافهايى كه يا بهدست دشمن، يا بهوسيله تعصّبات و اوهام بهوجود آمده است، و نيز ايجاد قدمى به
سوى امّت واحده اسلامى است - و از طرف ديگر مظهر برائت از دشمنان خدا، برائت از مشركين و ايادى شرك و كفر است. اگر
انشاءاللَّه اين سه جهت در حج متجسّد و مجسّم شود، حج فايده خود را بخشيده است. اوّل، شما و حاجى هستيد كه از حج
بهره مىبريد. در مرتبه دوم، دنياى اسلام و جامعه اسلامى و امّت اسلامى است كه اين
بهره را مىبرد. يكى از خصوصيات حج اين است كه فضا را معنوى مىكند. الان فضاى كشور
به بركت نزديكى ايام حج و با رفتن حُجّاج، در شرف معنويتر شدن است. وقتى حُجّاج برمىگردند، باز بارى از معنويت با خود مىآورند؛ يعنى سوغات روحيه و معنويت. هر
وقت سخن از حجّ است، معنويت پراكنده مىشود. بايد اينطور باشد.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج(1378/11/26)
|
11) شناخت عناصر شکوفا ئی ، سربلندی و کامیابی در پرتو توحید و وحدت
|
موسم حج بار ديگر نمايشگاه عظيم خود را در پايگاه وحى و نبوت بر سر پا كرده و
صحنهى شگفتآور و شورانگيزى پديد آورده است. رودهاى خروشان ملتهاى مسلمان از همه سوى جهان در اين اقيانوس فرو
مىريزند و همزيستى امت واحده را زير لواى توحيد مجسم مىكنند. احساسات در هم تنيدهى اين مجموعهى بشرى، نمايشگر
آرزوها و نيازها و دردها و توانائيهاى امت عظيم اسلامى است. سرزمينهاى حج، اكنون
ميزبان مردمى از ايران و عراق، از فلسطين و لبنان، از شبه قاره و شمال آفريقا، از تركيه و بوسنى و از سراسر آسيا و اروپاست. اين دلهاى پراشتياق،
مىتوانند ترجمان سخن دل امت اسلامى باشند. حج براى همين نزديكى و صدا به صدا رساندن مسلمانان سراسر جهان است. رشتهاى
كه اين همه دل را به هم پيوند مىدهد همان پيامى است كه نخستينبار از اين سرزمين،
صلا زده شد و طول و عرض جهان و تاريخ را در نورديد: پيام توحيد و وحدت؛ توحيدِ خدا
و وحدتِ امت. توحيد، نفى خداوندگارى طواغيت و مستكبران و زر و زور سالاران است، و
وحدت، مظهر عزت و اقتدار مسلمانان. حج، فراتر از هر نوشته و گفتارى، اين پيام
ماندگار را هر ساله در قالب اجتماع عظيم خود، بازپردازى مىكند و به سراسر جهان
اسلام مىفرستد. هر مسلمانى در هر بخشى از عالم اسلام، در موسم حج، يك بار ديگر
بايد اين حقيقت را بشناسد كه شكوفائى و سربلندى و كاميابى همه جانبهى كشورهاى
اسلامى تنها در سايهى اين دو به دست خواهد آمد: توحيد با همهى ابعاد فردى و
اجتماعى و سياسى آن، و وحدت با مفهوم درست و قابل تحقق آن در دنياى امروز.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام در موسم حج
(1379/12/12)
|
12) طواف،مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود |
در تعاليم اسلام نكتهاى وجود دارد كه خوب است برادران و خواهران به آن توجّه كنند.
اسلام با سنّتهايى كه از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مىكند. اوّلاً بعضى سنّتهاى غلط را بهكلّى از بين
مىبرد و نابود مىكند؛ چون سنّتهاى درستى نيست. مثل اين كه عربها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمىداشتند، يا بيشترِ
ملتهاى غيرمسلمان، جنس زن را تحقير و اهانت مىكردند! اسلام اين سنّت را بهكلّى از بين برد؛ چون بهكلّى غلط بود.
ثانياً اسلام بعضى از سنّتها را از بين نبرده است. كالبد سنّت را نگه داشته و محتوا
و روح آن را عوض كرده است؛ مثل بسيارى از اعمال و مراسم حج. اين طوافى را كه ملاحظه
مىكنيد، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرك بود! اسلام آمد و اين
عمل را از محتواى شرك آلود، خالى و از محتواى توحيد پُر كرد. طواف در آن زمان، مظهر
گرايش انسان به آلهه و اربابِ ادّعايى و پندارى بود؛ آن را تغيير داد و مظهر ارادت
انسان به مركز عالم وجود - يعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد.
ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض كرد.
بيانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع)
(01/01/1377)
|
13) حضور مؤمنانه و پرهیز کارانه |
كسانى كه به مكه مىروند، مكه را فداى بازارگردى و دكانگردى نكنند. مكه بالاتر از
اين حرفهاست. مىتوانند بعداً يك سفر هم براى تجارت بروند و هر جا مىخواهند
بگردند. اما در حج، اين «ايام معلومات» را براى خودشان و براى زيارت و توجّه و
تذكّر نگه دارند و آن را فداى كارهاى بىارزش نكنند.
در نمازهاى جماعت، شركت كنيد. در اجتماعات، شركت كنيد. نماز اوّل وقت را به جماعت
در حرمهاى عالىمقام حتماً درك كنيد. بگذاريد حضور شما، حضور مؤمنانه و
پرهيزكارانهاى باشد كه از ملت ايران انتظار مىرود.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و دست
اندركاران «حج» (31/01/1373)
|
14) اتحاد دلها ، جانها و حرکت بر گِرد محورتوحید |
حقيقت اين است كه حج يك واجب استثنايى و يك مراسم عجيب و پُر رمز و راز است. اگرچه
در باب حج بسيار گفتهاند و همه گفتهاند و مطالب شيوا و زيبايى هم بيان كردهاند؛
اما مسأله حج خيلى عميقتر از چيزى است كه ما تا امروز فهميدهايم. حج، يك حركت
عبادى خالصِ عميق - خضوع، خشوع، ذكر، عبادت، تضرّع و توسّل - و با حالت اجتماع است.
دركنار هم قرار دادن اين دو ويژگى، مسأله را خيلى پُرمعنا مىكند. اگرچه در اسلام
عبادات اجتماعى، مثل نماز جماعت و نماز جمعه و نماز عيد وجود دارد؛ اما اين اجتماع
عظيم و اين مركزيّت دادن به ذكر و توحيد و كشاندن همه مسلمانان از آفاق عالم اسلامى
به يك نقطه واحد، خيلى معنا دارد. اينكه همه ملت مسلمان و امّت اسلامى با وجود
اختلاف لهجهها و نژادها و عادات و سنن و سلايق و اختلاف مذاهب موظّفند در يك نقطه
جمع شوند و اعمال ويژهاى را با هم انجام دهند و اين اعمال هم صرفاً عبادت و تضرّع
و ذكر و توجّه است، خيلى پُرمعناست. معلوم مىشود بنا بر نظر اسلام و ديد اسلامى،
اتّحاد دلها و جانها فقط در ميدان سياست و در جهاد نيست؛ حتّى رفتن به درِ خانه خدا
و كنار هم قرار گرفتن دلها و با هم بودن تنها و جانها نيز داراى اهميت است. لذا
ملاحظه بفرماييد در قرآن كريم مىفرمايد: «واعتصموا بحبلاللَّه جميعاً». اعتصام به
حبلاللَّه، تنها فايدهاى ندارد؛ «جميعاً» مهم است. با هم اعتصام به حبلاللَّه
كنيد؛ با هم به نقطه اطمينانبخش تعليم و تربيت و هدايت الهى چنگ بزنيد. با هم بودن
مهمّ است؛ دلها با هم، جانها با هم، فكرها با هم، تنها در كنار هم. طوافى كه
مىكنيد - اين حركت دايرهوار بر گرد يك مركز - نماد حركت مسلمانان بر گرد محور
توحيد است. همه كارها و اقدامات و همّتهاى ما بايد بر گردِ محور وحدانيّت الهى و
توجّه به ذات اقدس ربوبى باشد. اين درس، مربوط به همه زندگى است. كسانى كه
مىخواهند احكام اسلامى را به كنج خانهها و عبادتگاهها و دلها منحصر كنند و
فعّاليت عرصه اجتماع را از دين عارى كنند، به اين نكات اسلامى توجّه ندارند.
سعى بين صفا و مروهاى هم كه همه آحاد مسلمان بايد آن را طى كنند، همينطور است.
سعى، حركت با همّت، با شدّت، با توجّه، با ارادهو آگاهانه است و همه بايد با هم حركت كنند؛ بروند و بيايند. اجتماع
عظيم در عرفات و مشعر و منا هم همينطور است.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران مراسم حج
(1381/10/25)
|
15) ضرورت درس گیری از الگوی حج |
گردهمائى ميليونى مسلمانان در حج، پديدهئى بىنظير و شگفتانگيز است. همهى ملتهاى
مسلمان از همهجاى جهان و از همهى قشرهاى اجتماعى، در اين چند روز در خانهى خدا،
زادگاه اسلام و پيامبر عظيمالشأن آن گرد مىآيند و آئينهاى پررمز و راز حج را برپا
مىدارند. در اين شعائر پرشكوه و پرمعنى، پيوند دلها با خداى بزرگ، پيوند دلها با
يكديگر، حركت برمحور توحيد، سعى و تلاش همگانى، رمى شيطان و برائت از طاغوت، ذكر و
تضرّع و خشوع در برابر خدا، و احساس عزت و عظمت در پرتو اسلام، همه در عمل و
بگونهئى نمادين به ملتهاى مسلمان، آموزش داده مىشود؛ و مهربانى و همزيستى با
برادران و استحكام و سرسختى با دشمنان، و رها شدن از پيرايههاى خودپرستى و پيوستن
به درياى عزت و عظمت الهى در قالب مناسك حج تجسّم مىيابد.
حج، نِماد امت اسلامى و آموزندهى نوع رفتارى است كه اين امت بزرگ براى تأمين سعادت
خود بايد در پيش گيرد. مىتوان حج را در حركت هدفمند و آگاهانه و متنوّع همگان در
جهتى واحد خلاصه كرد. تار و پود اين حركت، ياد خدا و همدلى بندگان خدا است، و هدف آن ايجاد پايگاه مستحكم معنوى براى زندگى
سعادتمندانهى انسان: جعل اللَّه الكعبة البيت الحرام قياماً للناس و الشهر الحرام
و الهدى و القلائد.
امت اسلامى اكنون برابر الگوى حج، به حركت بزرگ و هدفدارى در زندگى واقعى خود
نيازمند است و همه، چه دولتها و چه ملّتهاى مسلمان، در اين مسئوليّت سهيمند.
استكبار مىداند كه سرچشمهى مقاومت ملتها و دولتهاى مسلمان، اسلام و تعاليم
رهائىبخش آن است. از اين رو جنگ روانى گستردهئى را بر ضد اسلام و مسلمانان آغاز
كرده است. پس از حادثهى 20 شهريور كه قرائن بيشمارى انگشت اتهام را به سوى
شبكههاى پنهان و نفوذىِ صهيونيست دراز مىكرد، با شتابزدگى نام مسلمانان و اسلام
را در ستون اتهام گنجاندند و ب و روز تكرار كردند. جمعى مسلمان را نيز از آمريكا و
افغانستان و نقاطى ديگر اسير كرده به زندانها و شكنجههاى مخوف پردند. نه هرگز
اتهام اين افراد ثابت شد و نه متهمان نام و نشاندار به چنگ آمريكائيان افتادند.
اما جنگ روانى بر ضدمسلمين و اسلام متوقف نشد و گويا به اين زوديها هم نخواهد شد.
اسلام دين آزادى و عدالت و حقجوئى است. مردمسالارى حقيقى همان مردمسالارى دينى است
كه با پشتوانهى ايمان و مسئوليت دينى مطرح مىشود و همانطور كه در ايران اسلامى
مشهود است بسيار مطمئنتر و صادقانهتر و مردمىتر از دموكراسى امثال آمريكا عمل
مىكند. دموكراسىئى كه آمريكائيها ادعا مىكنند به مردم كشورهاى اسلامى و عربى
خواهند داد به اندازهى گلوله و بمب و موشكشان خسارتبار است. دشمن حتى اگر دانهى خرمائى
هم به ما بدهد نمىتوان مطمئن بود كه آن را انباشته از زهرى كشنده نكرده باشد. امت
اسلامى در آفريقا و خاور ميانه و غرب آسيا اين را بارها و حتى در همين سالهاى اخير
آزمودهاند.
امت اسلامى در چنين اوضاع حساس و خطيرى بيش از هميشه به درسگيرى از الگوى حج نياز
دارد: حركت ونهضت هدفمند، و آگاهانه، و متنوع، و همگانى، در سمت هدفهاى قرآنى و بر
صراط مستقيم اسلام.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام در موسم حج
(12/12/1379)
اينجا چون مركز اسلام است و لُبّ روح و حقيقت اسلام، توحيد است و خانه خدا، مركز
اقامه و مظهر و نماد و رمز توحيد است، لذا شعار، شعار توحيدى است و برائت هم برائت
از شرك است. اين امر واضحى است. حالا مىگويند: آقا! در كتاب مسأله، كجا نوشتهاند كه برائت از مشركين، جزو واجبات حج است؟ خوب؛ كجا
نوشتهاند كه حفظ نظام اسلامى، از اوجب واجبات است و اگر كسى اين را منكر باشد، اسلام را نفهميده است؟
چيزهايى هست كه نوشتن ندارد. هر جا كه شما به اثرى از دين نگاه كنيد، اين را
بهوضوح مىبينيد. البته انسان بايد بصيرت، فهم، معرفت و قدرت درك داشته باشد. كيست
كه، توحيد - شعار معنويت و وحدت مسلمين - را در حج ببيند و نفهمد كه اين اجتماع عظيم، براى اين است كه اسلام و توحيد به رخ كفر كشيده شود؟! بهخلاف
آنچه امروز دشمنان مىخواهند، در حج، توحيد در مقابل شرك سينه سپر مىكند.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
(16/01/1374)
|
17) دو خاصه برای شناخت حج |
عزيزان من! حج را با اين دو خاصّه بشناسيد. خاصّه تأثير شخصى، فردى و معنوى. ايجاد
انقلابى در هر دل؛ اين هزاران دلى كه از اينجا احرام مىبندند و به خانه خدا، به
ميعاد و ميقات الهى مىروند، تا منقلب، الهى و معنوى شوند و برگردند. دلها از خانه
خودشان احرام مىبندند. دلهاى ذاكر و خاشع. در واقع قبل از ميقات، دلها مُحرِمند.
اين، يك ويژگى بود كه قابل اغماض نيست. دومى هم معنا و مفهوم جمعى، اسلامى، امّتى و
فرامليتىِ مربوط به امّت اسلام، و عبارت است از اثبات عزّت توحيد، نفى شرك، برائت
از شرك و مشركين و داعيان الى الشّرك و مخالفان توحيد، به هر شكل و گونهاى كه
بتوانند. مثل خود حج؛ كه «من استطاع اليه سبيلاً.» متوقّف بر استطاعت است.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
(16/01/1374)
البته دلهاى مؤمنِ پيروان آل محمّد صلىاللَّهعليهوآله، در آن سرزمينها به دنبال
يادگارهاى عزيز خودشان هم مىگردند. دنبال ياد ائمّه مظلوم خودشان كه آنجا، پايگاه
اشعاع و نورانيّت و درس آنها بوده است. ائمّه در طول دويست و پنجاه سال امامت شيعه،
در آن شهرها و در همان كوچهها، خيابانها و خانهها؛ در همان سرزمين، در همان بقاع
متبّركه، نشستند و اسلام را به مردم تشنه، مشتاق و با معرفتْ تعليم و تدريس كردند و
ياد، ذكر، آثار، قبور مطّهره و يادگارهاى آنها، آنجاست. امروز هم بازمانده عزيز و
دردانه قيمتى اين عالمِ وجود در روى زمين، در ايام حج، در همان جاست.
سيّد و مولاى آفرينش و محبوب دلهاى مشتاقان، در عرفات، منى، مشعر الحرام و طواف،
آنجاست. دلهاى آشنا سراغ بگيرند و خودشان را با كانون معنويت مرتبط كنند.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
(1374/01/16)
|
19) حکمتی بدیع برای یکپارچگی پیکر اسلام |
حكمت بديع اسلام، اين آزمايش شگفت آور و پر از رمز و راز را چنان ترتيب داده است كه
همين يك واجب بتواند در همهى قرون و اعصار، و با هراندازه گسترشى كه دامنهى اسلام
در شرق و غرب گيتى به دست آورده است، يكپارچگى و اتصال اجزاء اين پيكر عظيم را
تامين كند... همه در يكجا و هميشه در يك فصل،... چه آن هنگام كه سفر كعبهى مشتاقان
بيت از برخى نقاط عالم يكسال به طول مىانجاميد و چه امروز كه دشمنان امت اسلامى
براى پوشش تبليغات زهرآگين خود به سراسر كرهى زمين به بيش از يكساعت نيازندارند،
هميشه اجزاء اين پيكر عظيم و پراكنده، به اين مركز وحدت و قدرت كه براى آنان كانون
صفا و برادرى و معنويت و توحيد و معرفت واطلاع است نياز داشتهاند.. و اسلام اگر از
حج خالى مىبود ركنى اصلى و جزيى جوهرى را فاقد بود.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام
(1374/02/14)
تدبّر درحجّ، عامل معجزهآسايى درگسترش اين انديشه درميان همهى مسلمانان است،
بعلاوه چهارراه عظيمى براى تبادل اطلاعات ملتها از شرق وغرب وشمال وجنوب جهان اسلام
است. من به همهى برادران وخواهران مسلمان كه درمحشر عظيم حج گردآمدهاند متواضعانه
توصيه مىكنم كه درحج تدبر كنند وآن دونكتهى اصلى رايعنى دل سپردن به خدا و نزديك
كردن خود به ذات مقدس الهى درانديشه وعمل با عبوديت خالص وحقيقى ازيكسو واجتناب
وبرحذر بودن از شيطانها ودشمنان راه وجهت الهى ازسوى ديگر، براى خود تأمين كنند
وباروحى مجهّز به تقوا و دلى سرشاراز اعتماد به خداو روحى لبريز از اميد به آيندهى
امت اسلامى وتصميمى راسخ درپيگيرى هدفهاى اسلام و به قصد حاكميت يافتن معارف
وقوانين و فرهنگ اسلامى برجوامع مسلمان، بهديار خود بازگردند.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام
(1374/02/14)
همهى حجاج عزيز را به اغتنام فرصت اين ايام بزرگ فراخوانده، همگان را به تدبر در
حج و توشه بردارى معنوى و روحى براى بقيهى عمر دعوت مىكنم. از آقايان روحانيون
محترم مىخواهم كه اين مضامين را در جمع كاروانهاى ايرانى و غير ايرانى به گونههاى
مناسب مطرح فرمايند و دلها و جانها را به معنويت حج و نيز به مضمون سياسى آن متوجه
سازند.
پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج
(04/02/1375)
تعاليم سياسى و اجتماعى اسلام، همه در جهت آن است كه ملل اسلامى به اقتدار و سيادت
علمى و اخلاقى و سياسى و روحى و مادى دست يابند. و امروز همهى رهبران هوشيار
ملتهاى جهان در صددند كه از هر امكان و ذخيرهيى كه مىتواند آنان را قدرتمند كند،
بهره گيرند. امت بزرگ اسلامى با وجود عِده و عُدهى خود، فاقد عزت و قدرت در سطح
بينالمللى است؛ چگونه بايد عزت و قدرت غفلت و احياناً خيانت خوديها و استكبار و
خباثت بيگانگان و دشمنان، چيزى نيست كه در اين گفتار مختصر بگنجد؛ آنچه اين جانب
مىگويم، آن است كه جفاى دشمن به خاطر آن است كه جبههى خودى نخواسته است از همهى
نيرو و امكان خود استفاده كند و عِده و عُدهى خود را به مصاف دشمن بياورد.
بزرگترين پشتوانهى جهان اسلام، امت بزرگ اسلامى است؛ يعنى ملتهاى مسلمان كه وحدت و
اتفاق و تفاهم آنها و غريو رعد آساى اعتراض آنها و قدرت انديشه و بازوى كار و ثروت
طبيعى و خدادادهى آنها، مىتواند دل هر دولت مستكبر راآب،و گوش او را كر، و پشت او
را خم كند.
حج، مظهرى و نمونهيى از اين پشتوانهى عظيم و تمام ناشدنى و غير قابل شكست را در
برابر چشم ما مىگذارد.
اين جاست كه معناى حقيقى فرياد برائت در حج آشكار مىگردد؛ و چنين است كه غريو
دستجمعى مسلمانان در برائت از مشركين، در حج روح مىدمد و مضمون مىبخشد.
پيام به مناسبت برگزارى مراسم حج
(1376/01/21)
|
23) نقطه ی آغاز یک مجاهدت عظیم |
ملت و دولت ايران، ملتهاى برادر را به اتحاد فرا ميخوانند و دست برادرى بهسوى آنان
دراز ميكنند؛ علماء و روشنفكران و سياستمداران و دنياى اسلام درس وحدت و استقامت و
معرفت را براى ملتهاى خود تكرار كنند و جوانان بالندهى اين نسل را براى روياروئى
با حوادث بزرگ و به دوش گرفتن بار امانتى سنگين و شالودهريزى امت متحد و يكپارچهى
اسلام آماده سازند.
حج، نقطهى آغاز و منبع لايزالى براى اين مجاهدت عظيم و مبارك است.
پيام رهبر معظم انقلاب اسلامى به حجاج بيتاللَّهالحرام
(01/12/1380)
|
24) شناخت عظمت و رحمت خداوند در حج |
شناخت عظمت و رحمت خداوند در حج، به معنى تأمل در پايهگذارى اين خانه است كه
درعينحال، هم خانهى خداست و هم خانهى مردم؛ إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ
لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَ هُدًى لِّلْعَلَمِينَ.
هم جايى است كه انسان نيازمند، بدان روى مىكند و هم نقطهيى است كه عظمت آيين الهى
در آن جلوهگر مىشود. آميزهيى از شكوه و عظمت و صفا و سادگى، يادگارى از نخستين
نداى توحيد، و جايگاهى براى تحقق وحدت كلمه. هم نشاندار جاى پاى مجاهدان صدر اسلام،
كه غريبانه در آن مبارزه كردند و مظلومانه از آن هجرت نمودند و فاتحانه و مقتدرانه
بدان بازگشتند و آن را از نشانههاى جاهليت عرب پيراستند؛ و هم معطّر به نَفَس نيايشگران
و جاى سجدهى متعبدان و دست نياز ثناگويان. هم مَطلَع خورشيد اسلام در آغاز و هم مشرق طلوع مهدى موعود در انجام. هم
پناهگاه دلهاى رميده و هم اميد بخش جانهاى به ستوه آمده!
تشريع فريضهى حج و ترتيب مناسك آن، هم نشانهى عظمت است و هم آيت رحمت. با اين
شناخت است كه دلها به مشاهدهى كعبهى شريف در مسجدالحرام منقلب مىشود و بيراههها
به صراط مستقيم مىپيوندد و انسانها دگرگونه مىشوند.
شناخت دشمن، محصول همهى آن شناختها و متمم و مكمّل آنهاست. بدون آن، دل و ذهن
مسلمان، مخزنى بىحصار است كه از دستبرد راهزن و خائن و غارتگر، مصون نيست. در خودِ
اعمال حج، رَمى جمرات، نماد دشمنشناسى و دشمنستيزى است؛ و پيامبر مكرّم اسلام(صلّىاللَّهعليهواله)، اذان برائت را در حج
سر داد و آيات برائت را از حنجرهى امير مؤمنان (عليهالسّلام) در مراسم حج تلاوت
فرمود. اگر جهان اسلام و امت اسلامى، روزى از وجود دشمنان جرّار فارغ گردد و چنين
چيزى ممكن شود، برائت نيز بىفلسفه خواهد بود. ولى با وجود دشمنها و ستيزهگريهاى
كنونى، غفلت از دشمن و بىمبالاتى به برائت، خطايى بزرگ و پُرخسارت است. اگر آن
شناختهاى پيشين به دست آيد، دشمن جهان اسلام نيز شناخته مىشود. هر پديده، يا شخص،
يا حكومتى و نظامى كه مسلمانان را از هويت اسلاميشان بيگانه كند، يا به تفرّق و
پراكندگى بكشاند، يا به كسب عزت و عظمت اسلامى بىاعتنا، يا از آن مأيوس سازد، كارى
دشمنانه مىكند؛ و اگر خود، دشمن نيست، سرانگشت دشمن است!
شيطان درقرآن، تعبيرى ازنيروهاى شرآفرين و فساد آفرين و انحطاط آفرين است كه در صف
مقابل انبيا قرارمىگيرد؛ وَكَذلِكجَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ
الاِْنسِ وَالْجِنِّ. و در سراسر قرآن، ياد و نشان شيطان تكرار شده و در تمام طول
مدت نزول وحى، از آن نام برده شده است. اين بدان معناست كه ياد و نشان دشمن، هرگز
نبايد مورد غفلت جوامع مسلمان قرار گيرد.
امروز بيشترين تلاش شيطان كه همان جبههى سياسى استكبار است، مصروف آن مىشود كه
مسلمانان را از آيندهى خود، نوميد و به ذخيرهى گرانبهاى فرهنگ و دانش خود،
بىاعتنا سازد. هر پديدهيى كه به مسلمانان جهان، اميد ببخشد و آنان را به فكر بناى آينده بر پايهى اسلام بيفكند، در چشم استكبار، بشدت منفور و مبغوض است.
دشمنى شيطان بزرگ با ايران اسلامى، از آن است كه تشكيل جمهورى اسلامى و ادارهى
كشورى پهناور، با جمعيتى انبوه و با ثروت مادى و معنوى بىپايان، به مسلمانان، نويد عزت و عظمت اسلامى مىدهد و فروغ اميد را در دلهاى
آنان زنده مىكند.
پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى
(1377/01/12)
تقويت اين احساس در فرد، كه وى عضوى از پيكر بزرگ امت است و هدايت درست آن، بايد
بتواند بر همهى آن ترفندهاى تفرقهساز، غلبه كند؛ و ضمن اينكه هويت ملّى و
فرقهيى را در بخشهاى گوناگون امت اسلامى پاس مىدارد، از فوايدى كه دريكدلى و
اتحاد است، همهى اين مجموعهى بزرگ را بهرهمند سازد و عزّت و اقتدار و خير كثيرى
را كه در يكپارچگى امت اسلامى نهفته است، شامل همهى اجزا و اعضاى آن كند.
طواف و سعى و نمازهاى جماعت و همهى حركات و سكنات دستجمعى در حج، اين درس را به
حجگزار مىرساند و آن را در اعماق وجود او نفوذ مىدهد.
شناخت نمونه و نمايى از آن امّت واحدة، به معنى گامى عملى در راه تحقق آن آرزوى
بزرگ - يعنى اتحاد اسلامى - و در نهايت سر بركشيدن قدرت واحدهى اسلامى در ميدان
سياست جهانى است. ديدن تودههاى عظيم حجگزار از نقاط گوناگون عالم، و با زبانها و
رنگها و نژادهاى گوناگون، افق ديد مسلمان را گسترش مىدهد و از مرزهاى شخصى و قومى
و ملّى فراتر مىبرد، و وظيفهى اسلامىِ رفتار برادرانه، وى را با آنان به تعارف و همزبانى و
همدلى مىكشاند، خبرهاى اختصاصى ملتها را به سراسر جهان اسلام مىبَرَد و توطئهى
تبليغاتى دشمن را كه هميشه، و امروز بيش از هر زمان، دست اندركار قلب حقيقت و
دروغسازى و شايعهپراكنى است، خنثى مىكند و فاصلههاى مكانى و زبانى و پندارى را
از ميان برمىدارد. با تبيين موفقيت يك ملت، در دل ملتهاى ديگر، اميد مىدمد و با
تشريح تجربهى يك كشور، كشورى ديگر را مجرّب مىسازد. احساس انزوا و تنهايى را از
افراد و ملتها مىزدايد و ابّهت دشمن را در چشم آنان مىشكند، مصيبتهاى بزرگ يك
كشور را براى ديگران شرح مىدهد و آنان را به فكر علاج آن مىافكند.
توقف حجگزاران در موسم حج در يك نقطه، و بخصوص وقوف در عرفات و مشعر و مَبيت در
منى، همگى، زمينههاى مستعد اين شناختِ كارساز و كارآمدند.
پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى
(1377/01/12)
آيا جهان اسلام توانسته است از منافع حج برخوردار شود؟ و اساساً اين نافع چيست؟
حج درست مىتواند تحولى درونى در يكايك مسلمين پديد آورد و روح توحيد و ارتباط با
خدا و اعتماد به او و رد همهى بتهاى درون و برون وجود آدمى كه همان هواها و هوسهاى
پستكننده و قدرتهاى اسيركنندهى آدمىاند، و نيز احساس قدرت و اعتماد به نفس و
رستگارى و فداكارى در آنان پديد آورد، و چنين تحولى است كه از هر انسانى، موجودى
شكست ناشناس و تهديد و تطميعناپذير مىسازد.
و نيز حج درست مىتواند از اعضاى جدا افتادهى امت اسلامى، پيكرهيى واحد و كارآمد
و نيرومند بسازد، آنان را با هم آشنا و از حرفها و دردها و پيشرفتها و نيازهاى
يكديگر، آگاهشان كند و تجربههاى آنان را متبادل سازد. اگر حج با توجه به اين هدفها
و نتايج برنامهريزى مىشد،و در اين برنامهريزى دولتها و علماء و صاحبنظران و
روشنفكران جهان اسلام، همكارى مىكردند، ثمرات گرانبهايى نصيب امت اسلامى مىگشت كه
با هيچ دستاورد ديگرى در دنياى اسلام قابل مقايسه نبود. به جرأت مىتوان گفت همين
يك تكليف اسلامى اگر درست و چنانكه شريعت اسلام، خواسته است مورد بهرهبردارى قرار
گيرد، پس از زمانى نه چندان بلند، امت اسلامى را به عزت و قدرتى كه در خور آن است
خواهد رسانيد.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام
(1371/03/13)
كدامينجانتشنهاستكهاز فيضكوثر محمدي(صلياللهعليهوالهوسلم) و
جوششزمزمحسيني، اينجرعهها را بنوشد و هنوز در مضمونسياسيحجدچار ترديد و
ابهامباشد؟ حجبيبرائت، حجبيوحدت، حجبيتحركوقيام، حجيكهاز آنتهديد كفر
و شركبرنخيزد، حجنيستو روحومعنايحجرا فاقد است.
بتهايبزهكار استبداد و استعمار، حكمراناناز خدا بيخبر و قدرتهايسلطهگر جهاني،
در گذشتهو حال، هموارهاز حجبامضمونسازندهو روشنو الهامبخش، بشدتترسيدهو
با آنبهمقابلهبرخاستهاند. آنها تبليغاتدامنهدار و خصمانهييرا
بهوسيلهيآخوندهايدرباريو ريزهخوارانسفرهيعشرتخود بر ضد
مضمونسياسيحجبهراهانداختهو باهياهو و جنجالخواستهاند بقبولانند كهحجاز
سياستجداستو جز عبادتيبهمثابهيعباداتفردينيست; غافلاز آنكههر
انساناندكيهوشمند همبوضوحدرمييابد كهاگر درسوحدتمسلمينو عظمتامتاسلاميو
تعارفبرادرانجداافتادهو همصداييصاحبانزبانها و نژادها و مليتها و
مناطقجغرافياييگوناگونو اعتصامبهحبلاللهبا حالتطبيعيدر حجمنظور نميبود و
فقط عبادتو رابطهيجداگانهيانسانها با خدايخود مطلوببود، آمدناز
"كلفجعميق" و پيادهو سواره، آنهمدر يكموسمخاص، چهمعنيداشت؟
رنجپيمودناينراه، چرا؟ و حضور در مكهوسپسدر عرفاتو مشعر و مني، آنهمدر
اياممعدوداتو روزها و ساعاتمعينبرايهمهيمسلمينجهان، چرا؟
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
(14/04/1368)
فرارسيدنايامحج، همهساله، همراهبا شوقو حنيندلهايشيفتهو
جانهايآرزومندياز سراسر جهاناسلاماستكهدر جوار خانهيمعبود و ديار محبوب،
سر بر آستانعشقو تقديسگذارند و جبههيتعبد و تقرببر خاكآنمقامبسايند.
اياممعلوماترا در سايهيذكر و نيايشبگذرانند و در پناهرحمتو
مغفرتحقبيارمند. برادراندور افتادهيخود از چهارگوشهي عالمرا ببينند و
شكوهامتاسلاميرا درنمونهييزندهو مجسم، حسكنند.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
(07/04/1369)
|
29) عبادتی در جهت ایجاد حیات طیبه امت اسلامی
|
آري، حجعبادتاستو ذكر و دعا و استغفار; اما عبادتيو ذكر و استغفاريدر
جهتايجاد حياتطيبهيامتاسلاميونجات آناز زنجيرها وغلهاياستعباد و استبداد و
خداوندانزر و زور و تزريقروحعزتو عظمتبهآنو زدودنكسالتو ملالتاز آن.
ايناستحجيكهاز پايههايدينبهشمار رفتهو اميرالمؤمنينعلي(عليهالسلام)
درنهجالبلاغهآنرا علماسلامو جهاد هر ناتوانو برطرفكنندهيفقر وتنگدستيو
مايهيتقربو نزديكياهلدينبهيكديگر شمردهاست;ايناستآنحجيكهبندگانمجاهد
خدا همهسالهاز ايرانبا شوقو شور بدانرويميآورند و برائتاز امريكا و
صهيونيسمو نفيولايت استكبار وشعار برايتعميمولايتالهيرا شرط
اصليآنميشمرند;
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
(14/04/1368)
دو نكته مهم در باب حج وجود دارد كه هميشگى و فراموش نشدنى است. يكى موضوع «معنويت»
در حجّ است.
در خلال اين واجب، از اوّل تا آخر، روحى وجود دارد كه عبارت است از توجّه و اخلاص
به ذات مقدّس احديّت و اظهار عبوديّت در مقابل پروردگار. در فرايض و واجبات ديگر، به اين حجم و كيفيّت، اين
ويژگى را نمىشود مشاهده كرد؛ اگر چه قوام هر واجب و عبادتى، به توجّه و ذكر حضرت
پروردگار جلّ و علاست. وقتى انسانها به مركز اقامه فريضه الهى حج جذب مىشوند، از
محدوده زندگى مادّى خارج و به فضايى كاملاً معنوى وارد مىشوند. در اين فضاى معنوى،
انسان بهطور حقيقى، شستشويى مىكند و برمىگردد. فرض بر اين است كه اگر انسان، يك
بار در مدت عمر خويش چنين شستشويى بكند، براى او كافى است.
چون حج يك بار واجب شده است و واجبات بر اساس نيازها و حاجات بشر است. اگر ما براى
سير تكامل و عروج الىاللَّه، به بيش از هفده ركعت نماز در روز احتياج داشتيم، خداى متعال آنرا واجب مىكرد.
حداقلِ واجب، آن چيزى است كه براى ما به صورت حكم واجب درآمده است. حج، براى هر كس
كه بتواند - «من استطاع»، كه نبايد خيال كرد «من استطاع»، واجب را محدود مىكند؛
نه. اين واجب را توسعه مىدهد، بدون استثناء - يكبار در عمر واجب است و اگر كسى نتوانست، خوب؛ نمىتواند. بر او چيزى واجب نيست؛ چون قدرت وجود ندارد. پس، يك بار
رفتن در آن مخزن و چشمه جوشان معنويت براى شستشو و پاكيزه شدن كافى است. البته اگر
بيشتر بشود، بهتر و بيشتر شستشو خواهد شد. امّا حدّاقلِ لازم، همان يك بار است.
ببينيد چقدر جنبه معنويت حج بايد قوى باشد! ...حجْ اوّل با «لبيّك» يعنى پاسخگويى و اجابت دعوت الهى شروع مىشود. تمام مناسك و
كارهاى حج از قبيل حالت احرام، لباس و محرّمات احرام، طواف، سعى، نماز و وقوفين، هر كدام به نحوى، گوشهاى از وجود
ما را به معنويت و خداى متعال جذب مىكند. اين مجموعه مركّب، در واقع چشمه زلالى است كه بايد خود را در آن شستشو
دهيم. مراقب باشيد كه حج، اين جهت را از دست ندهد
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
(1374/01/16)
|
31) نکته دوم حج :مسائل اجتماعی |
نكته دوم، همان نكته اجتماعى است. خداى متعال اين واجب را به نحوى انجام داده است
كه مسلمانان، چشم در چشم يكديگر قرار گيرند. اگر حج نبود، يك فرد مسلمان ممكن بود
تا آخر عمر، بسيارى از اين مليّتها را نه تنها نبيند، بلكه اسم آنها را هم نشنود.
حج، ملتها، رسوم، زبانهاى مختلف و افراد ناآشنا را كه اگر دونفرشان، روزهاى متمادى
در نقطهاى با هم باشند، معلوم نيست يك ذرّه با يكديگر اُنس پيدا كنند، در يك نقطه
جمع مىكند و به همه آنها عمل، ذكر، عشق و هدف واحد مىبخشد. خوب؛ توقّع چيست؟
توقّع اين است كه دستاورد واحدى پيدا كنند. آن دستاورد واحد چيست؟ چيزى كه فضلاً از
شخص واحد به همه ملتها ارتباط پيدا مىكند، نه به يك ملت واحد، چيست؟ آن، عبارت است
از چيزى كه بين ملتهاست؛ كه همان اسلام است. بين ملتهاى صاحب نژادهاى مختلف، كه همه مسلمانند، آنچه مشترك
است، چيست؟ آن، آرمانها، آرزوها، اهداف و عشقهاى اسلامى است، كه اسلام براى آنها
معيّن كرده است. پس، حج مىخواهد اين را تأمين كند. چرا عدّهاى اين نكته واضح را
نمىفهمند و بايد برايشان تشريح كرد؟! بعضى با وجود تشريح كردن هم نمىفهمند و
شقاوت را به حد اعلى رسانده، با اين امر واضح و حقِّ صريح، مبارزه هم مىكنند!
شرقى، غربى، سياه، سفيد و صاحبان زبانهاى گوناگون كه اينجا جمع شدهاند، چند روز
عمل واحدى انجام مىدهند: در يك نقطه عبادت مىكنند، مىخوابند و مىنشينند. اين
كارها براى يك امر فرا مليّتى و فراشخصيتى است. و الّا ممكن بود اين اعمال را هر كس
در مسجد جامع شهر خودش هم انجام بدهد. چرا مردم را به يك نطقه خاص كشاندند؟ براى
اينكه با هم باشند و با هم بودن را حس كنند و آن چيزى را كه فراتر از مجموعههاى ملّى است؛
يعنى مسلمان بودن و وحدت اسلامى را به اينها بفهمانند. آن، همان چيزى است كه انقلاب
اسلامى و جمهورى اسلامى، از روز اوّل تا به حال روى آن تأكيد مىكند و مىگويد حج،
براى آشنايى مسلمانان بايكديگر، اتّحاد و تأمين منافع مشترك مسلمانان و احتراز از
دشمنان مشترك، يعنى «برائت از مشركين» است.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
(16/01/1374)
|
32) ابعاد متعدد و متنوع حج |
بر آشنايانمعارفاسلاميپوشيدهنيستكهفريضهيحجبيتاللهاز
جملهيتكاليفنادرياستكهدر آنابعاد متعدد و متنوعمربوط بهزندگيفرديو
سلوكجمعي، بهشكليباشكوهو دارايتأثير عميقدر تنو جانو انديشهو نيز در
منشو روش آدميگنجانيدهشدهو درستگزاردنآنميتواند او را بهتوفيقاتبزرگيدر
همهيعرصههايماديو معنوينايلسازد.
در اينفريضهيبزرگ، سير آفاقبا سير انفس، ذكر و خشوعو انابهو استغفار با
سعيو حركتو وقوفو برائت، اتحاد و رفقو تراحممؤمنانبا هشدار و بيزاريو پرهيز
از كافران، "از سرابخود رو برتافتن" با "در اقيانوسجمعفرو رفتن"، "درد خود را
با طبيبالقلوبگفتن" با "طبيبانهاز درد مسلمينجهانپرسيدن" و خلاصه، سياستبا
ديانتو دنيا با آخرت،همسنگ و همعنانگرديدهاند. اينتنوعو پيچيدگي،
هموارهايجابكردهاستكهبهمنظور هرچهبهتر و كاملتر برگزار شدنحج،
همهسالههدايتو زعامتي، خيلحاجيانبيتاللهرا سرپرستيكند و بهآناندر
سيرابگشتناز اينسرچشمهيفيضالهيياريرساند.
حكمانتصابحجهالاسلاموالمسلمينمحمد محمديريشهريبهسمت
نمايندگيوليفقيهو سرپرستحجاجايراني
(06/02/1370)
|
33) باطل السحر همه ابتلائات |
«و اذنفيالناسبالحجياتوكرجالا و عليكلضامر يأتينمنكلفجعميق. ليشهدوا
منافعلهمو يذكروا اسماللهفيايام معلوماتعليما رزقهممنبهيمهالانعامفكلوا
منها واطعموا البائسالفقير»
خداوند حكيمعزيز را حمد و سپاسكهبر بندگانمنتنهاد و آنانرا بهگردآمدندر
خانهيخود فراخواند و پيامبر بزرگخود را بهسردادنبانگاذانحجبر
گلدستهيتاريخمأمور ساخت; ساحتخانهرا امنو امانكرد و از
بتهايجاهليتپيراست و مطافمؤمنانو ميعاد دورافتادگانو مظهر جماعتو
جلوهگاهشوكتو مجمعامتقرار داد; بيتاللهرا كهسدنهيكعبهو خدمهيمطافو
مسعيدر عهد جاهليتاولي، بازار تجارتو دكانرياستو سيادتخود كردهبودند، از
آنمردمو منبعبهره و سود آناندانستو بهرغمانحصارطلبان، از راهرسيدگانرا
با ساكناندارايحقيبرابر ساخت; حجرا رمز وحدتو عظمت مسلمينو هماهنگيو پيوند
ميانآنانقرار داد و باطلالسحر بسيارياز ابتلائاتيكهافراد و جوامعمسلمينبر
اثر جداماندگياز اصلو ريشهيخود بهآندچار ميشوند; مانند: بيگانهگراييو
خودفراموشيو ترفندپذيريو غفلتاز خدا و اسارتدر دستاهلدنيا و
بدبينيبهبرادرانو شنودنسخندشمندربارهيآنانو
عدمحساسيتبهسرنوشتامتاسلامي، بلكه نشناختنكليتيبهنامامتاسلامي، و
بيخبرياز حوادثديگر بلاد اسلاميو ناهشياريدر برابر
نقشههايدشمناندوبارهياسلامو مسلمين، و بسيبيماريهايمهلكديگر كهدر
طولتاريخاسلامبر اثر تسلط نااهلانو ازخدابيخبرانبر زندگيسياسي و
سرنوشتمسلمين، هموارهمسلمانانرا تهديد كردهو در قرنهاياخير، با حضور
قدرتهاياستعماريبيگانهدر منطقهيا دستنشاندگانفاسد و دنياپرستشان،
شكليبحرانيو ويرانگر بهخود گرفتهاست.
خدا را سپاس كه حج را همچون
ذخيرهيي تمام نشدني و چشمهيي هميشه جوشان و چون جويباري زلال و مستمر
براي امت خالده قرارداد كه در هرحال آن كه بشناسد و قدرداند، توان استفاده
از آن را خواهد داشت و آن را داروي اين بيماريهاي مهلك خواهد ساخت. و خدا را
سپاس كه بر ملت شايستهي ايران رحمت آورد و شوق كعبهي مقصود را پس از
سرزنش خارهاي مغيلان بيابان طلب، به جام وصلي كه شيريني عزت و كاميابي
هر دو را داشت، برآورده ساخت; حقي را كه سالي چند به ناروا از آنان
بازداشته شده بود، كريمانه به آنان برگرداند و جاي خالي ملتي را كه حج
ابراهيمي و محمدي (صلي الله عليهما و الهما) را جايگزين حج بوجهلي كرده بود،
به نيكو وجهي پر كرد; دل تفتيدهي مشتاقان مهجور و مصدود و محصور را با جرعهي
وصال آرامش بخشيد و جان مبتهج از انوار معرفت و لبريز از شوق زيارت را لبيك
اجابت گفت; بندگان مخلص را به لطفي ويژه نواخت و وعدهي نصرت مؤمنان را
انجاز كرد و خانهي خود را جايگاه طائفين و عاكفين قرار داد.
پروردگارا! بهاينحاجيانمشتاقو سرازپانشناختهو پساز انتظاريجانگزا
بهخلوتدوستباريافته، و بههمهيبرادرانو خواهرانيكهاز اقطار
عالمبهبارگاهعامرحمتو غفرانشتافتهاند، نظريبهلطفو رأفتبيفكنو
دلهاشانرا از انوار معرفتو بصيرتروشنفرما و هدايتو كمكخود را
شاملحالآنانكنو آنانرا بهعزميراسخبر اصلاححالامتمسلحساز و بر
دشمنانشانپيروز فرما; آمينربالعالمين.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
(26/03/1370)
|
34) هدیه ای تمام نشدنی و سرچشمه ای همیشه جوشان
|
ذى حجةالحرام با ذخيرهى ابدىاش براى امّت اسلامى از راه رسيده است. خدا را سپاس،
بر اين هديهى تمام نشدنى و سرچشمهى هميشه جوشان كه مسلمانان جهان به قدر همت و
معرفت خود، مىتوانند هر ساله از آن بهرهمند گردند و توشه بردارند. گستردگى و تنوع مصالح و منافعى كه دست علم و حكمت الهى در فريضهى حج
گنجانده، به قدرى است كه در هيچ فريضهى ديگر اسلامى شبيه آن ديده نمىشود، از ذكر
و حضور معنوى و خويشتنيابى انسان مسلمان در خلوت خود با خدا و شستشوى دل از
زنگارهاى گناه و غفلت، تا احساس حضور فرد در جمع و احساس وحدت هر مسلمان با همهى
امت اسلامى و احساس اقتدار ناشى از عظمت جماعت مسلمين. و از تلاش هر فرد براى شفا
يافتن از زخمها و بيمارىهاى معنوى يعنى گناهان، تا كنجكاوى و تلاش براى شناختن و
درمان كردن دردها و جراحتهاى عميق پيكرهى امّت، و همدردى با ملتهاى مسلمان، يعنى
اندامهاى اين پيكرهى عظيم، همه و همه در حج و در كالبد اعمال و مناسك گوناگون آن
گنجانيده شده است. قرآن اعمال حج را«شعائر» مىنامد. اين بدان معنى است كه اينها
فقط عملى فردى و براى اداى تكليفى شخصى نيست، بلكه نشانهيى است تا برانگيزانندهى
شعور و معرفت انسان به چيزى باشد كه اين عمل، علامت و نشانهى آن است. در وراى اين
نشانهها، توحيد قرار دارد يعنى نفى همهى قدرتهايى كه به نحوى جسم و جان آدمى را
در قبضهى اقتدار خويش گرفتهاند، و اثبات حاكميت مطلق الهى بر همهى وجود و به
عبارت روشن و آشنا: حاكميت نظام اسلامى و مقررات اسلامى بر زندگى فردى و اجتماعىِ
مسلمين.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام
(1368/04/14)
واجبِ حج، حقيقتاً يك واجب بىنظير است. چنان كه اگر ما در همه تعاليم اسلامى غور
كنيم، شبيه آن را نخواهيم يافت. حج وضع مخصوصى دارد و جنبه معنوى در آن فوقالعاده
است. مثلاً، يك نوبت نماز را كه شما ملاحظه كنيد، چند دقيقه ذكر خداست. اما حج، از
آغاز پرداختن به اعمال مربوطه كه طى چند روز انجام مىگيرد - چه در داخل خانه خدا،
چه در مسعاى شريف، چه در عرفات، چه در مشعر، چه در منى، چه در اعمال گوناگون، چه
در طوافهاى مختلف، چه در نشست و برخاستها و چه در افاضه از نقطهاى به نقطه ديگر - همهاش ذكر خداست. اين از جنبه
معنوى كه معلوم مىكند ذكر الهى در حج، يك قلمِ بسيار درشت است.
از طرف ديگر جنبه دنيايى و مربوط به زندگىِ حج هم بىنظير است. يعنى واجبى است كه
فقط مربوط به يك فرد يا يك ملت نيست؛ بلكه مربوط به همه دنياى اسلام است. خداى
متعال نقطهاى را معين فرموده و در زمانى معلوم - ايّام معلومات - همه مسلمانان را
به آن نقطه دعوت كرده است. آيا مىشد كه همه مسلمانان، نه يكپارچه كه در گروههاى
مجزّا، و نه در ايامى معلوم كه در طول سال، در اين نقطه جمع شوند؟ اين نكته از حج
بايد مورد اهتمام بيشترى قرار گيرد كه خداى متعال فقط اراده نفرمود كه همه در مكه و
منى و مشعر و عرفات، جمع شوند. چون اگر حركت مردم به اين مناطق اصل قضايا بود،
مىشد همه را در طول يك سال در آنجا جمع كنند. اينكه خداى متعال امر به تجمّع همه
مسلمانان در اين نقطه، آن هم دريك مجموعه از روزها داده است، براى چيست؟ نكته اساسى
و مهم همين است.
بديهى است تجمّعى با اين كيفيّت، به خاطر آن است كه آحاد مردم مسلمان، خود را در
كنار يكديگر بيابند. يعنى احساس وحدت و جماعت كنند و در بعدى وسيعتر، احساس عظمت ناشى از اجتماعِ ملتها و شعوب، بر
همه حاكم گردد. اگر اين احساس مورد توجّه نبود، لزومى نداشت كه ايام معلومات و معدودات در حج مقرّر
شود. و اما اينكه امّت اسلام - هر ملتى از ملتهاى مسلمان - كسانى از خودشان را در يك
روز به يك نقطه مىفرستند تا آنها با هم اجتماع كنند، اين اجتماع براى چيست؟ اينها نكات و دقايقى است كه به تعبير امام صادق
عليهالصّلاةوالسلام: «يعرف هذا و اشباهه من كتاب اللَّه؛» بايد هر مسلمانى از
مفاهيم قرآنى و اسلامى بداند.
خداى متعال، از همه ملل مسلمان، جماعتى را دعوت مىكند و به آنها مىگويد: بياييد
در اين ايام معلوم، دور هم و با هم باشيد. «ثم افيضوا من حيث افاض النّاس؛» همه با
هم حركت كنيد. همه با هم افاضه كنيد، و همه با هم طواف بپردازيد. اين اجتماع همگانى
براى چيست؟ مسلمان نقاط مختلف دنيا، در يك نقطه گرد هم بيايند كه چه كنند؟ دور هم
جمع شوند و در سكوت، به صورت همديگر نگاه كنند و بعد از چند روز هم به اوطان خود
برگردند؟! چرا دور هم جمع مىشوند؟ جمع شوند تا اختلافات خود را با هم مطرح كنند؟
اين جمع شدن به چه معنى است؟ جواب اين است كه جمع شدن افرادى از همه ملتها در يك
نقطه، آن هم يك نقطه مقدّس، فقط مىتواند يك فايده و يك معنا داشته باشد. آن فايده
و معنا اين است كه دور هم جمع شوند تا درباره سرنوشت امّت اسلامى تصميمگيرى كنند و
در اين مجمع، به حيث امّت، يك قدم خوب برداشته شود و كارى سازنده و مثبت صورت گيرد.
اين كارِ سازنده و مثبت، به چه كيفيّتى مىتواند باشد؟ به اين كيفيّت كه يك وقت است
ملتهاى اسلامى آن قدر پيشرفتهاند - اميدواريم آن روز برسد - كه وقتى در حج جمع
شدند، در خلال اين كنگره عظيم مردمى، از برگزيدگان ملتها، مجلسِ مفصّلِ چند هزار
نفرهاى تشكيل گردد و اين مجلس مصوّباتى داشته باشد و آن مصوّبات در همان كنگره
عظيم به تصويب آحاد حجّاجِ آمده از كشورها برسد و بعد براى اجرا به دولتها و ملتها
ابلاغ گردد.
اين، بهترين كار است؛ كه، متأسفانه امروز عملى نيست. زيرا ملتها هنوز در اين زمينه،
آن قدر پيش نرفتهاند؛ بخصوص كه دولتها هم به آنها كمكى نمىكنند. اما تا وقتى كه
چنان تصميمگيرىِ عملى در موسم حج امكان ندارد، كارِ واجب در آنجا چيست؟ اين است
كه ملتها به هر نحو كه بتوانند نسبت به مصالح دنياى اسلام دلبستگى نشان دهند و ضمن
تأكيد بر وحدت بين خود، به اظهار برائت از دشمنانِ دنياىِ اسلام بپردازند. اين
كمترين كارى است كه مىشود در حجّى كه اسلام معيّن كرده است، انجام داد و از آن
متوقّع بود.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و دستاندركاران «حج»
31/01/1373
|
36) فصل رویش و پیدایش روح زندگی
توحیدی |
چون بهار طبيعت كه همواره در ميعاد هميشگى خود، لبريز از نشاط زندگى فرا مىرسد،
موسم حج، نوبهار جان و دل، و فصل رويش و پيدايش روح زندگى توحيدى در دل هر مسلمانى
كه خود را به ميقات رسانده باشد، همه ساله در موعدخدايى و هميشگى باز مىگردد تاچون
چشمهسار مباركى رشحات حيات طيّبهى اسلامى را بر سراسر جهان اسلام بپاشد و كسانى را كه توفيق يافتهاند كه تن به اين سرچشمهى مبارك بزنند، از غبار و كدورت
گناه و شرك و مادهگرايى و ميل به پستى و بدكردارى، پاك كند و در آنان اگر اهل
توجّه وتذكر باشند، مايهى صلاح وفلاح يك عمر راذخيره سازد.
اكنون بيش ازچهاردهقرن است كه نداىابراهيم خليل ازحلقوم
محمّدمصطفى(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم)، همه ساله ميهمانان بيت را در اين موسم به
پايگاه معنويت و وحدت مىكشاند تا گرد مركز توحيد، همراه با آن جريان ابدى عروج،
طواف كنند، و در پشت مقام ابراهيم به سمت كعبهى
محمدى(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم)، نماز گزارند، و ميان صفا و مروه، سعى ابدى
مؤمن از منشاء صفا را مجسّم سازند. و معرفت به حقارت خويش و عظمت و عزت حق تعالى را
در عرفات، و زمزمهى ذكر و انس و عشق به حضرت احديت و درك نور تابان آن بىهمتارا
در صحراى ظلمانى وجود خود در مشعر بياموزند، و در منى شيطان بزرگ و شيطانهاى ديگر
را هدف رمى خود سازند، و به نشانهى قربانى كردن هواها و تمايلات منحرف ساز،
ذبيحهيى قربانى كنند - و اين همه را در حال احرام كه حريم جان و دل حاجى در برابر
ميوههاى ممنوع اين بهشت است و در كنار ديگر مسلمانان از هرجا و هر نژاد و باهر
رتبهى مادى يا معنوى و داراى هر زبان و فرهنگ به جاى آورند و آنگاه به نشان زدودن
همهى چركها و پليدىهايى كه در فضاى آلودهى زندگى مادّى برجان و دل آنان نشسته
است، حلق وتقصير كنند وسپس بار ديگر با طراوتى كه از زدودن گناه و تجلّى معرفت و
محبت خداوند، در جان و دل آنان پديد آمدهاست، به خانهى خدا برگردند وطواف ونماز و
سعى را اينبار در آفاقى برتر از پيش به جاى آورند و با ذخيرهيى سرشار از توحيد
ومعنويت و صفا، و عزمى راسخ در مبارزه با شيطانها، و قدرتى فائق بر نفس خويشتن،
آمادهى برگشتن به ديار خود و پراكندن عطر حج در اقطار گيتى باشند.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام 1374/02/14
|
37) حج و مقابله با دو تهدید |
حج، سرچشمهى جوشان تقوى و معنويت و خير و بركت، همه ساله تا ابد، فيضان خود را بر
جهان اسلام و بر يكايك مسلمانانِ موفق جارى مىسازد تا هر كس و هر مجموعه، به
اندازهى ظرفيت و قابليت خود از آن بهره بگيرد.
حجاج بيتاللَّه الحرام، تنها بهرهمندان از اين سرچشمهى فياض نيستند. اگر اين
فريضهى عظيم به درستى شناخته و عمل شود ملتها و آحاد مسلمان در همه جاى جهان،
مشمول بركات آن خواهند شد.
افراد و مجموعههاى بشرى همواره از دو سو آسيب مىبينند، اول از درون خود كه منشاء
آن ضعفهاى بشرى و هوسهاى مهار گسيخته و ترديدها و بى ايمانىها و خصلتهاى منهدم
كننده است، و دوم از دشمنان بيرونى كه بر اثر طغيان و افزون طلبى و تجاوز و ددمنشى،
محيط زندگى را بر انسانها و ملتها تنگ و فشار آلود مىسازند و با جنگ و ظلم و تحميل
و زورگويى، بلاى جان آنان مىشوند. محيط اسلامى - چه افراد و چه ملتها - همواره در
معرض اين دو گونه تهديد قرار داشته و امروز بيش از هميشه قرار دارد.
ترويج متعمدانهى فساد در كشورهاى اسلامى و تحميل فرهنگ غربى كه از سوى برخى
رژيمهاى وابسته نيز به آن كمك شود و از رفتار فردى تا شكل شهرسازى و محيط عمومى
زندگى و مطبوعات و غيره را در بر مىگيرد، از يكسو وفشارهاى نظامى وسياسى و اقتصادى
بر بعض ملتهاى مسلمان و كشتارهاى لبنان و فلسطين و بوسنى و كشمير و چچنستان و
افغانستان و غيره از سوى ديگر، شاهد بارز وجود اين دو گونه تهديد در محيطهاى اسلامى
است. حج، آن شط هميشه جارى و آن آيهى بىزوال الهى است كه مسلمانان تا ابد
مىتوانند غبار رنج و مرارت و آلودگى و بيمارى خود را در آن بسترند، و به كمك اين
ذخيرهى ابدى، هر دو نوع آسيب پذيری را در همهى زمانها از خود دور سازند.
در حج، عنصر تقوا و ذكر و حضور و خشوع و توجه به حق متعال، متكفل مقابله با تهديد
اول است و عنصر تجمع و وحدت و احساس عظمت و قدرت در امت بزرگ اسلامى كه حج مظهر آن
است، عهده دار مقابله با تهديد دوم.
هر چه اين دو جنبه در حج تقويت شود، مصونيت و مقاومت افراد و جامعههاى اسلامى در
مقابل آن دو گونه تهديد، بيشتر خواهد شد. و هر گاه يكى از اين دو جنبه يا هر دو، ضعيف يا منتفى گردد، به همان نسبت
امت اسلامى - چه افرادش و چه ملتها و كشورهايش - آسيبپذيرتر مىگردند.
در متون شرع مقدس اسلام و در نص قرآن كريم، به هر دو جنبهى حج تصريح شده و براى
چشمهاى بينا و دلهاى با انصاف، جاى ترديد گذاشته نشده است. در كنار فرمان:
«فاذكروا اللَّه كذكركم آباءكم او اشد ذكراً»، دستور: «و اذان من اللَّه و رسوله
الى الناس يوم الحج الاكبر ان اللَّه برى من المشركين و رسوله» آمده، و هماهنگ با
كريمهى حكمتآميز «لن ينال اللَّه لحومها و لادماؤها و لكن يناله التقوى منكم
كذالك سخرها لكم لتكبروا اللَّه على ماهداكم و بشرالمحسنين» آهنگ اميد بخش: ليشهدوا
منافع لهم نازل گرديده است.
هر توصيه و تبليغ و كوشش براى كمرنگ كردن يا كنار گذاشتن هر يك از اين دو جنبه،
مقابله با آيات و فرامين قرآن كريم است.
پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج
04/02/1375
اين روزها بار ديگر خانهى خدا ميزبان خيل عظيم دلهاى پر شور و شوقى است كه از
سراسر جهان در آن كعبهى اميد گرد آمدهاند؛ ميليونهايى كه در سايهى عبوديت خالص
حضرت احديت، احساس وحدت و جمعيت مىكنند؛ چشمهايى كه با گلاب اشك خود، قدمگاه پيامبر عظيمالشأن (صلّىاللَّهعليهواله) و
اولياء خدا (عليهم السّلام) و مجاهدان و بزرگان اسلام را شستشو مىدهند؛ جانهايى كه
در پرتو معنويت بيتاللَّه الحرام و حريم تربت مصطفوى (عليهوالهالافالسّلام)،
نورانيت و صفا مىيابند؛ دستهاى به دعا برافراشتهيى كه قافلهى نياز و حاجت را
روانهى درگاه بىنياز مىكنند؛ دردمندانى كه بر در سراى طبيب، علاج درهاى مزمن
جهان اسلام را مىجويند و در آن، همدردانى از هر نژاد و زبان و رنگ و از هر گوشهى
عالم مىيابند؛ ضعيفان تنها ماندهيى كه در آنجا احساس قدرت و عظمت مىكنند. اين
روزها بار ديگر پيكرهى عظيم امت اسلام، نمايى از ابهت و شكوه خود را در برابر چشم
كسانى كه دچار غفلت از آنند، مىگذارد؛ دوستان را اميدوار و دشمنان را بيمناك
مىسازد.
ابر رحمت و حكمت بر تشنگان مىبارد، دلهاى افسردهيى را طراوت مىبخشد، و مغزهاى
راكدى را به شكفتن و انديشيدن وا مىدارد.
آرى، اين روزها براى جهان اسلام و امت اسلامى روزهاى عيد و روزهاى ميعاد است و
بجاست كه مسلمين در همه جاى گيتى و به ويژه حجاج بيتاللَّه الحرام، ساعتها و
لحظههاى آن را براى تعبد و تعقل، مغتنم بشمارند و آنان كه به فرصت گرانبهاى حج و
زيارت دست يافتهاند، با دستانى پر از رحمت و حكمت الهى، و با تصميم و ارادهيى
تازه براى آيندهى خود و امت اسلامى، به ديار خويش باز گردند.
در ميان فرايض دينى، حج، بزرگترين فريضهيى است كه در آن هر دو جنبهى فردى و
اجتماعى به شكلى نمايان، گنجانيده شده است.
در جنبهى فردى، هدف، تزكيه و رسيدن به صفا و نورانيت و پيراستگى از زخارف بىارزش
مادى و فراغت با خويشتن معنوى و انس با خداى متعال و ذكر و تضرع و توسل به حضرت حق
است، تا آدمى به عبوديت - كه صراط مستقيم الهى به سوى كمال است - راه يابد و در آن گام بردارد.
در اين بخش، تنوع فرصتها و آزمايشگاهها به حدى است كه هر گاه كسى با توجه و تدبر از
آن عبور كند، بىگمان دستاوردى گرانبها خواهد داشت؛ فرصت احرام و تلبيه، فرصت طواف
و نماز، فرصت سعى و هروله، فرصت وقوف در عرفات و مشعر، فرصت رمى و قربانى و فرصت
ذكراللَّه كه همچون فضاى سرشار از روح و حيات، در همهى اين مراحل، گسترده شده است.
مجموعهى اين فرصتها مىتواند براى هر فرد، دورهى كوتاهى از رياضت شرعى و تمرين
زهد و سِلم و حلم و برخى خلقيات پسنديدهى ديگر نيز باشد.
در جنبهى اجتماعى، حج در ميان همهى فرايض اسلامى بىهمتا است؛ زيرا مظهرى از قدرت
و عزت و اتحاد امت اسلامى است. هيچ فريضهى ديگرى بدينسان به آحاد مسلمان،
دربارهى مسايل امت اسلامى و جهان اسلام، درس و عبرت نمىآموزد و آنان را در روحيه
و واقعيت، به قدرت و عزت و وحدت نزديك نمىكند. تعطيل اين بخش از حج، بستن
سرچشمهيى از خيرات به روى مسلمين است كه از هيچ رهگذر ديگرى نمىتوانند بدان دست
يابند.
پيام به مناسبت برگزارى مراسم حج 1376/01/21
|
39) نعمتی برای اقامه و صلاح دین و
دنی |
اينك حجّ، نعمت بزرگ خدا در برابر شما است، بايد آحاد مسلمين و امّت اسلامى از آن
سود ببرند و چنانكه فرموده است: «جعل اللَّه الكعبة البيت الحرام قياماً للنّاس».
از آن براى اقامه و صلاح دين و دنياى خود بهره گيرند. امروز دين مسلمانان به
وسيلهى تهاجم فرهنگى دشمن و ترويج فساد و ظلم و بىايمانى و بىبندوبارى در ميان
جوامع اسلامى كه غالباً با ابتكار قدرتهاى ضدّ اسلامى و به كمك تبليغات و رسانههاى
آنان و غير آن انجام مىگيرد در خطر است، و دنياى آنان به وسيلهى سلطهى روز افزون
استكبار بر امور كشورهاى اسلامى و فشار و دشمنى مضاعف بر هر دولت يا گروهى كه
بخواهد افكار را به سوى حاكميّت واقعى اسلام و استقلال و اقتدار ملتهاى مسلمان
متوجه كند. و البته جلودار اين تهاجم همه جانبه به اسلام، شيطان بزرگ يعنى دولت
ايالت متحدهى امريكا است. هر چشم دقيقى مىتواند دست يا ارادهى آن دولت ضدّ اسلام
را در پشت سرِ مصائبى كه بر اسلام و مسلمين وارد مىشود، ببيند.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام 1373/02/25
|
40) قابلیت حل مهمترین گرفتاریهای سیاسی |
یقيناً بىدليل نبوده است كه پيامبر عظيمالشأن (صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) براى
اعلام برائت از مشركين كه يك عمل كاملاً سياسى و در چهار چوب سياست كلّى نظام و
دولت اسلامىِ اوّل بود ايّام حجّ را انتخاب فرمود و دستور الهى و قرآنى، اعلام كرد
كه: «و اذانٌ من اللَّه و رسوله الى النّاس يوم الحجّ الاكبر انّ اللَّه برىٌ من
المشركين و رسوله فان تبتم فهو خيرلكم و ان تولّيتم فاعلموا انّكم غير معجزى اللَّه
و بشّرالذين كفروا بعذاب اليم».
آرى، حج فريضهيى است كه مهمترين گرفتاريهاى سياسى امت اسلامى در آن و با آن قابل
حلّ است. بدين معنى، حج، فريضهيى سياسى است و طبيعت و خصوصيات آن، اين را به روشنى
نشان مىدهد. كسانى كه اين را انكار و بر ضدّ آن تبليغات مىكنند در واقع با حلّ آن
گرفتاريها مخالفاند. بطور خلاصه، حج، فريضهى امت، فريضهى وحدت، فريضهى اقتدار
مسلمين، فريضهى اصلاح فرد و جمع و در يك كلمه: فريضهى دنيا و آخرت است. آنان كه
نمىخواهند مضمون سياسى حج را بپذيرند، در واقع اسلام را دور از سياست، و دين را از
سياست جدا مىخواهند، شعار جدايى دين از سياست از همان چيزى است كه دشمنان حاكميت
اسلام بر جوامع اسلامى، دهها سال است آن را مطرح كردهاند
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام
25/02/1373
برائت يعنى مردم در آنجا جمع شوند و عليه دژخيمهايى كه با كراوات و لباس اتو كشيده
و ادكلن زده مىآيند و مثل وحشىترينِ وحشيها، انسانها را مىكشند، و نيز عليه
كسانى كه از اينها حمايت مىكنند و عليه كسانى كه به نفع اينها در مجامع جهانى
تصميم مىگيرند، فرياد سردهند. اين معناى برائت است. مىشود كه حج خالى از اين
باشد؟! آيا حجِّ خالى از برائت، حجّ است؟! كسانىكه با قرآن و اسلام آشنا هستند،
جواب بدهند! منصفانه هم جواب بدهند! معناى آن حرف امام كه فرمود «حجِّ بىبرائت حج
نيست»، يعنى اين. برائت جزو حج و تنيده در ذات حجّ است.
حضور مسلمانان در حج بايد يك حضور معنىدار باشد. والّا اگر فقط جنبه معنوى و ذكر
خدا منظور بود، انسان مىتوانست در خانه خودش بنشيند و ذكر خدا كند. ديگر «يأتوك
رجالاً و على كل ضامر يأتين من كل فجّ عميق» لازم نبود. اگر اجتماع معنا نداشت،
ديگر «ايام معلومات» لازم نبود. مىگفتند: «هر كس، در هر وقت از سال توانست به مكه
برود.»
مگر نمىشد؟! اينكه گفتند «يك جا جمع شويد»، براى همين چيزهاست. براى اين است كه
ذكر خدا هم دستجمعى گفته شود.
اعتصام به حبل پروردگار هم دستجمعى صورت گيرد. مىفرمايد: «واعتصموا بحبلاللَّه
جميعا» و نه «فرادا». مسأله اين است!
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و
دستاندركاران «حج» 31/01/1373
|
42) برائت،روح و معنای واقعی حج |
برائت را ما از بيرون نياوردهايم وارد حج كنيم. جزو حج، روح حج و معناى واقعى
اجتماع عظيم حجّ است. بعضى اشخاص دوست مىدارند كه در مطبوعات و در اظهارات و نيش زدنهاى خود در اطراف دنيا، مرتب
بگويند: «شما حج را سياسى كردهايد.» «حج را سياسى كردهايد» يعنى چه؟! اگر منظور اين است كه ما يك مفهوم
سياسى را در حج داخل كردهايم، بايد
گفت: حج، هيچگاه عارى از مفهوم سياسى نبوده است. اگر كسى مفهوم سياسى را در حج
نبيند، بايد دعا كرد كه خدا او را شفا دهد تا بتواند ببيند! كسى كه با اسلام و آيات
حج در قرآن آشناست و هم از اين طريق به اهميت وحدت پىبرده است، چطور ممكن است نفهمد اين اجتماع عظيم، براى مقاصد و مفاهيم عالى سياسى و الهى
- سياسى است كه مربوط به همه مسلمين و براى وحدت و براى حلّ مشكلات دنياى اسلام و
براى اجتماعِ دلها و نزديك شدن آنها به يكديگر است؟! اگر مراد اين است كه «حج
وسيلهاى براى پيشبرد سياستهاى ظالمانه قدرتهاى بزرگ نشود»، درست است و ما قبول
داريم. كسانى كه به نحوى با حج ارتباط دارند، نبايد اين فريضه الهى و اين واجب مورد
عشق و محبت مسلمين را با سياستهاى جهانى مصالحه كنند. ما اين را قبول نداريم. هر كس
حج را به اين معنا سياسى كند، نسبت به حج خيانت كرده است. اما مسائل دنياى اسلام
مسائل مهمّى است. اين مسائل كجا بايد مطرح شود؟ مسلمين جز در مراسم حج، در كجا
مىتوانند صداىِ واحدِ خود را در اعتراض به اين همه نامردمى كه در سرتاسر دنيا نسبت
به آنها صورت مىگيرد، به گوش دنيا و سياستهاى خائن برسانند؟
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و دستاندركاران «حج»
31/01/1373
|
43) برائت از بتهای مشرکین |
در خلال آيات حج، قرآن همه را به برائت از بتهاى مشركين فرا مىخواند «فاجتنبوا
الرّجس من الاوثان». اين بتها ممكن است يك روز همان بتهاى آويخته بر كعبه باشد، اما
بىشك امروز و هميشه، همان قدرتهايى است كه حاكميت بر نظام زندگى آدمى را بناحق در
دست گرفتهاند و امروز واضحتر از همه - قدرت استكبار و قدرت شيطانى امريكا و قدرت
فرهنگ غرب و فساد و ابتذالى است كه بر كشورها و ملتهاى مسلمان تحميل مىكنند. البته
عالم نمايان وابسته و مزدور حكومتهاى پوشالى اصرار خواهند كرد كه خير، بتها همان
منات و لات و هبلاند. همانها كه در روز فتح مكه زير پاى سپاهيان پيروزمند پيامبر بزرگ (صلّىاللَّهعليهواله) خرد و نابود شدند! مقصود اين آخوند السّطنهها
آن است كه حج را به زعم خود از هرگونه مضمون سياسى، تهى سازند! غافل از آنكه همين اجتماع ميليونى مسلمانان از هر گوشهى
جهان، در يك نقطه، در يك زمان، خود داراى بزرگترينمضمون سياسى است. اين نمايش امت
اسلامى است كه در آن اختلافات نژادى و زبانى و جغرافيايى و تاريخى همه رنگ باخته و
از همه، يك «كلّ» پديد آمده است. آنان و اربابانشان براى اينكه مسلمين از اين واحد
بزرگ چيزى نفهمند و فردها احساس «جمع» نكنند، همه گونه دروغ و فريب و سخن باطل به
ميان آوردهاند و مىآورند تا عرصه را بر دعوت كنندگان به وحدت و مناديان برائت از
سردمداران شرك، تنگ كنند.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام
25/02/1373
حج همچنين مظهر وحدت و اتحاد
مسلمانان است. اين كه خداوند متعال همهي مسلمانان و هر كه از ايشان را كه
بتواند، به نقطهيي خاص و در زماني خاص فرا ميخواند و در اعمالو حركاتي كه
مظهر همزيستيو نظم و هماهنگياست، آنان را روزها و شبهايي در كنار يكديگر
مجتمعميسازد، نخستيناثر نمايانش، تزريقاحساسوحدتو جماعتدر يكايكآنان و
نشان دادن شكوه و شوكتاجتماع مسلمينبهآنانو سيرابكردنذهنهر يكتنآناناز
احساسعظمتاست. با احساس اين عظمت است كه مسلمان اگر تنها در شكاف كوهيهمزندگيكند،
خود را تنها حسنميكند. با احساساينحقيقتاستكهمسلميندرهر يك از كشورهاي
اسلامي، شجاعتبرخورد با اردوگاهضديتبا اسلام، يعنيهمينسلطهيسياسي،
اقتصادي دنياي سرمايه سالاري و عوامل و ايادي آن و نيرنگو فتنهگريآنرا
مييابند و افسونتحقير ـ كهاولينسلاحاستعمارگرانغربيدر برابر مللمورد
تهاجمشانبودهو هستـ در آناننميگيرد. با احساس اين عظمت است كه دولتهاي
مسلمانبا تكيهبهمردمخود، از تكيه به قدرتهاي بيگانه خود را بينياز حسميكنند
و اينفاصلهيمصيبتبار ميانملتهايمسلمانبا دستگاههايحاكمبر آنان پديد نميآيد.
با احساس اينوحدتو جماعتاستكهنيرنگاستعماريديروز و امروز ـ يعنياحياياحساساتافراطآميز
مليگراييـ اينفاصلهي وسيع و عميقميانملتهايمسلمانرا پديد نميآورد و
قوميتعربيو فارسيو تركيو آفريقاييو آسيايي، به جاي آنكهرقيبو معارضهويتواحدهياسلاميآنها
باشد، بخشياز آنو حاكياز سعهيوجوديآنميگردد; و به جاي آن كه هر قوميتي،
وسيله و بهانهي نفي و تحقير قوميتهايديگر شود، وسيلهييبراينقلو انتقال
خصوصيات مثبت تاريخي و نژادي و جغرافياييهر قومبهساير
اقواماسلاميميگردد.
حجبا مشاهد و مناسكو شعاير خود، بايد اينروحوحدتو ملائمتو جماعتو عظمترا در
مسلمانانهمهياقطار عالم زندهكند و از شعوبو قبايلمختلفه، امتواحدهپديد آورد و آنامتواحدهرا
به وادي امن عبوديت مطلقخداوند هدايتنمايد و مقدماتتحققگفتهيخدايبزرگرا
كه: "انهذهامتكمامهواحدهو انا ربكمفاعبدون" فراهمآورد.
تشكيلامتواحدهييكهناصيهيعبوديتبر درگاهربوبيتو وحدانيتميسايد،
همانآرزويبزرگاسلاماستو هماناستكهدر سايهيآن،
نيلبههمهيكمالاتفرديو جمعيمسلمينميسر ميگردد و همانهدفياستكهجهاد اسلاميبرايتحقق آنتشريعشدهو هر يكاز عباداتو فرايضاسلامي، بخشياز آنرا
زمينهسازيو تأمينميكند.
حجابراهيميو محمدي(صلياللهعليهماوالهما)، بيگمانيكياز بزرگترينمقدماتو
اركانايندو هدفبزرگاست.
بدينجهتدر اينعرصهيعظيم، در همانحالكهذكر خدا: "فاذكروا
اللهكذكركمابائكماو اشد ذكرا" و اعلامبرائتاز مشركان: "و اذانمناللهو
رسولهاليالناسيومالحجالاكبر أناللهبريمنالمشركينو رسوله"
ركنحجمحسوبميشود، حساسيتدر برابر هر حركتيكهميانبرادرانـ
يعنياجزاياينامتواحدهـ جداييو دشمنيبيافريند، نيز در حد اعلاست; تا آنجا
كهحتيبگومگويدو برادر مسلمان نيز كه در زندگيعاديچندانمهمنمينمايد، در
حجممنوعو حراماست; "فلا رفثو لافسوقو لاجدالفيالحج". آري،
همانصحنهكهدر آنبرائتاز مشركانـ يعني دشمنان بنياني امت واحدهي توحيديـ
لازمميشود، جدالبا برادرانمسلمانـ يعنياجزايبنيانيامتواحدهيتوحيديـ
ممنوعو حرامميگردد، و بدينگونهپياموحدتو جماعتدر حج، راحتبيشتريمييابد.
رازها و رمزهايحج، بسيبيشاز آناستكهدر اينجا بداناشارهشد، و تدبر در
اينرازها ـ كههمهدر جهتاحيايشخصيتفرد و جامعهيمسلمانو مبارزهبا
عواملنابوديآناستـ افقيجديد در برابر حاجيميگشايد و او رابهعالميپرتلاشو
پرحركتو تمامنشدنيميكشد. اولينوظيفهيهر يكاز حجاج، تأملدر اينراز و
رمزها و تبادلنظر و جستجوي سررشتهيكار از اينهمهاست، و نيز تأملدر
اينكهچرا دستها و دستگاههاييسعيميكنند حجرا بروناز همهيمفاهيمسياسيو
جمعيشو تنها بهعنوانعبادتييكبعديكهفقط دارايخواصفردياست، مطرحنمايند، و
چرا روحانينماياندينبهدنيافروشكهنامو شأندينيآنانحكمميكند كهمردمرا
بهايناسرار آشنا و جسمو جانآنانرا بهسمتهدفهايآنبهحركتدرآورند، بعكس،
با هرگونهروشنگريدراينبارهمخالفتو عناد ورزيده، اصرار بر كتمانحقايقدارند؟
و چرا بارها و بارها در لندگوهايياعلامميشود كهسياستدر حجنبايد دخالتكند؟
مگر اسلامو احكامنورانيآن، برايادارهو هدايتزندگيماديو معنويانسانها
نيست؟ و مگر ديانتدر اسلامبا سياستآميختهنيست؟ ايناز
جملهيدردهايبزرگعالماسلاماستكهتحجر و كوتهبينيو دنياطلبيجمعي،
هموارهدر خدمتغرضورزيو حسابگريهايخباثتآلود جمعيديگر قرارگيرد و قلمها و
زبانهاييكهبايد در خدمتاسلامو در جهتتبيينحقايقآنبهكار ميافتاد،
ابزاريدر دستدشمنانهوشيار و توطئهگر اسلامگردد.
اينهمانمصيبتياستكهامامراحل(رضواناللهعليه) بارها بهتلخياز
آنسخنگفتهو ناليدهاند، و جايآناستكههوشمندانامت، عامهيمردمرا با
آنآشنا ساخته، مرز ميانعلمايصادقو دينبهدنيافروشانمزدور را
برايآنانمشخصسازند.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
26/03/1370
|
45) مرکز معنوی جهان اسلام |
روزى كه منادى بزرگ توحيد ابراهيم و فرزندش اسمعيل پايههاى كعبه را در ميان
درهّها و كوههاى دور افتاده و خشك بن مينهادند، دوربينترين چشمهاى بشرى نيز نميتوانست آيندهى آن را همچون كانون گرم
ايمان و اميد و قبلهى دلها و جسمها درگمان آورد. امروز كعبه، مركز معنوى جهان اسلام و بزرگترين مجمع هرسالهى امّت
اسلامى است. سرچشمهى جوشان عشق و اميد، و درياى خروشان عظمت و اعتماد، و محل
التقاء رودهاى بزرگ قوميتها و ملتها است. اخلاص بنيانگذاران و قبول خداى سميع و عليم، آن بذر را به چنين درخت پربار و شاخه گسترى بدل كرده است.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام 1378/12/23
شما ببينيد مستكبران و فراعنه عالم، امروز در منطقه خاورميانه با مسلمانان و كسانى
كه اين گوهر عظيم را در بغل خود دارند كه متأسّفانه درست استفاده نمىكنند - چه
مىكنند! ببينيد با ملت فلسطين چه مىكنند! ببينيد براى عراق چه نقشههايى
مىريزند! ببينيد براى تصرّف منابع مادّى و معنوى و ثروتهاى اين منطقه چه خوابهاى
خوشى ديدهاند! امت اسلاممىتواند جلوِ اينها بايستد و اين حركات سُبعانه را خنثى
كند؛ به شرط اينكه به ريسمان مستحكم و عروةالوثقاى الهى توجّهكند. شرط دشوارى است؛
اما ممكن است. همه آرمانها - از جمله اين آرمان - با گفتن و شنيدن و فهميدن و
پاىفشردن، تحقّق پيدا مىكند.
يك روز بود كه در كشورهاى عربى و ميان ملتهاى مسلمان هيچ نامى از عظمت و شوكت اسلام
نبود؛ اما امروز به بركت پافشارى ملت ايران بر روى آرمان اسلام و فداكارى و قبول
مجاهدت، وجود دارد. ملت ايران به نفع امّت اسلامى بار سنگينى را بر دوش گرفت. البته
بزرگترين بهره را خودِ ملت ايران و مجاهدان فىسبيلاللَّه مىبرند؛ اما دنياى
اسلام هم از مجاهدت آنها بهرهمند مىشوند. نظام مقدّس جمهورى اسلامى كه خود را زير پرچم
برافراشته اسلام قرار داده است، به همه موازين اسلام پايبند است. ما همه مسائل جهانى را با معيار اسلام مىسنجيم و اين
دقيقترين معيار و بهترين ملاك مصلحت است.
نبايد خيال كرد چون ما از ديد اسلامى به حوادث نگاه مىكنيم، نمىتوانيم حوادث را
تحليل كنيم يا در حوادث، راهبردِ درست بيابيم؛ بعكس، اسلام به دست ما مشعلى مىدهد كه جلوِ راهمان را ببينيم. كسانى
كه در مقابل زورگويى امريكا و سُبعيّت و وحشيگرى بىنظير صهيونيستها خود را
باختهاند، تسليم شدهاند و حتّى به آنها كمك كردهاند، به خاطر اينكه ملاحظه
اسلام را نكردهاند، به اين بليّه بزرگ دچار شدهاند؛ نه دنيايشان درست شد و نه
توانستند براى خود شرف و عزّت انسانى درست كنند؛ پيش خداى متعال هم مؤاخذند. دولتها
و كشورهايى كه حاضر نشدند از مظلوميت ملت فلسطين دم بزنند و بهطور جدّى از آن ملت
مظلوم دفاع كنند و الان هم حاضر نيستند در مقابل زيادهخواهى و زيادهخوارى امريكا
در اين منطقه انتقاد كنند و جلوِ او بايستند، دنيايشان هم دنياى خوبى نيست.
سادهلوحى است اگر خيال كنيم اينها چهار قدم با امريكا راه مىآيند، اما عوضش راحت
زندگى مىكنند. كدام زندگى راحت؟! تجربههاى حول و حوش ما در دنياى اسلام، پُر از
ناكامى كسانى است كه نوكر و معاون و همراه شيطان شدند. اينها تا وقتى براى آنها و
سرمايهداران و شركتهايى كه پشتوانه آن سياستها هستند، مفيدند، مورد استفاده قرار
مىگيرند؛ بعد مثل سنگ استنجاى شيطان - به قول مولوى - دورشان مىاندازند. اين
تجربه موجود ماست. اسلام به امّت اسلامى و حكّام اسلامى عزّت و قدرت و شجاعت
مىبخشد تا بتوانند اقدام كنند، بفهمند و راهشان را ببينند. حج فرصت بزرگى است كه
اين حقايق و حقايق فراوانى از اين قبيل - كه به بركت معرفت اسلامى و هدايت اسلامى
در اختيار ما ملت مسلمان ايران است - در اختيار افكار عمومى مردم دنيا گذاشته شود و
آنها بيدار شوند. خيلى از دلهاى دنياى اسلام بيدارند؛ بايد احساس كنند كه در سرتاسر
جهان اسلام، فكرِ آنها طرفدار دارد تا جرأت و شهامت و شجاعت لازم را پيدا كنند. همه
اينها در سايه معنويت حجّ است؛ از معنويت حج و بهرهبردارى از مفاهيم عالى ادعيّه و
زيارات و آيات كريمه قرآن غفلت نكنيد. هرچه مىتوانيد، از اين ذخيره عظمى استفاده
كنيد. انشاءاللَّه با دست پُر از اين سفر برگرديد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران مراسم حج 1381/10/25
|
47) پیوند امت اسلامی با تاریخ و با سرنوشت
خود |
مسالهيي كه شايسته است بخصوص در اين زمان و مكان به آن انديشيده شود،
مسألهي پيوند امت اسلامي است باتاريخ خود و نيز با سرنوشتي كه بايد براي
خود رقم زند. گذشتهي امت اسلامي چيزي است كه استعمار از هنگام ورود به
آسيا و آفريقا، همت بر مخدوش ساختن و به فراموشي سپردن آن داشته است. تسلط
بر ذخاير مادي و انساني در كشورهاي اسلامي و به دست گرفتن سرنوشت ملتهاي
مسلمان ـ كه هدف استعمارگران، مستقيم و غيرمستقيم، از اواخر قرن هجدهم
ميلادي به اينطرف بوده ـ به طور طبيعي ايجاب ميكرد كه احساس غرور و
شخصيت ملل مسلمان شكسته شود و آنها از گذشتهي پرشكوه كاملا منقطع شوند و
بدينگونه فرهنگ و اخلاق خود را رها كرده، آمادهي پذيرش فرهنگ غرب و
تعاليم استعماري شوند. و اين حيله، در زمينهي كاملا مساعدي كه تسلط
حكومتهاي فاسد و مستبد در كشورهاي اسلامي فراهم آورده بود، كارگر افتاد و سيل
فرهنگ مهاجم غربي و همهي مفاهيمي كه استعمار رواج آن را در ميان ملل
مسلمان براي تأمين سلطهي سياسي و اقتصادي خود بر آن ملتها ضروري ميشمرد،
به راه افتاد و نتيجه آن شد كه در طول دويست سال، كشورهاي اسلامي يكسره
به سفرهي گسترده و بيمانع و رادعي براي غارتگران غربي تبديل شد و آنان
از حاكميت مستقيم گرفته، تا مالكيت ثروتهاي زيرزميني و تغيير خط يا زبان و
حتي تصرف كامل يك كشور اسلامي مانند فلسطين و تحقير مقدسات اسلامي و غيره،
در اين كشورها پيش رفتند و مسلمين را از همهي بركات استقلال سياسي و
اقتصادي و فرهنگي ـ كه از جملهي آن، رشد علمي و فرهنگي است ـ باز داشتند.
يك نگاه به وضعيت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و نظامي كشورهاي مسلمان
امروز و مشاهدهي ضعف روحي و مادي آن و مداقه در نظامهاي سياسي و وضع
دولتهاي اغلب اين كشورها كه در آن همه چيز حاكي از احساس حقارت و ناتواني
است، روشن ميسازد كه از مهمترين علتهاي اين وضع، بيگانگي و بريدگي اين
كشورها و ملتها از گذشتههاي تاريخي خود و مجد و عظمتي است كه از وراي قرنها
ميتواند هر انسان ضعيف و نوميد را به حركت و تلاش اميدوارانه سوق دهد. آن
مجد و شكوه تاريخي، در آغاز با قيام لله و جهاد مخلصانه براي خدا و عمل به
احكام آزاديبخش و زندگيساز اسلام و به بركت حركت مسلمين در صدر اسلام و در
غربت روزهاي مكه و جهاد دوران مدينه، پايهگذاري شد. مولود مباركي كه
"جامعهي اسلامي" ناميده ميشود، به بركت جهاد و مبارزهي حجاز توانست به
جواني نيرومند و هوشمند بدل شود و سپس در طول قرنها توانست مشعل علم و
معرفت و درفش قدرت و سياست را بر سر جهانيان بگسترداند. آن عظمت، از عظمت
مبارزهي مكه و مدينه سرچشمه گرفت.
اكنون اينجا ـ مكه و مدينه ـ پايگاه وحي و محل نزول بركات الهي است بر
جماعتي مؤمن و مقاوم، كه به بركت ايمان و عمل به آيات الهي، توانستند از
خاك مذلتي كه بر آن آراميده بودند، برخاسته و قد علم كرده و آزادي
شايستهي انسان را براي خود تدارك ديده و پرچم آزادي بشريت و نجات انسان
از سلطهي امپراتوريهاي زر و زور آن دوران را برافرازند و با نور معرفتي كه
از قرآن سرچشمه ميگرفت، پايگاه عظيم دانش بشري را پديد آورند و خود قرنها
بر منبر بلند علم و معرفت بشري قرارگيرند و سخاوتمندانه به همهي بشريت
بياموزند و گرانبهاترين آثار علمي را طي قرنهاي متمادي پديد آورند و سرنوشت
جهان بشريت را با علم و سياست و فرهنگ خود رقم بزنند.
اينها همه از بركات تعاليم خالص اسلام و حكومت الهي در عهد
پيامبر(صلياللهعليهوالهوسلم) و برههيي از صدر اسلام بود كه عليرغم تسلط
و رشد شجرهي خبيثهي حكومتهاي سلطنتي و رجعت از دوران توحيدي، باز تا قرنها
ثمرات خود را به مسلمين ميچشانيد و آنان و همهي بشريت را كامياب ميكرد.
هر وجب از اين خاك و اين سرزمين، يادآور خاطرهيي از دوران پيامبر
خدا(صلياللهعليهوالهوسلم) و ياران فداكار و نوراني اوست. در اين سرزمين
بود كه اسلام طلوع كرد و پرچم جهاد برافراشته شد و آزادي بشريت از همهي
غل و زنجيرهاي جاهليت رقم خورد. امروز كه ملتهاي مسلمان، پس از چند قرن
انحطاط و ركود و ذلت، در چهارگوشهي جهان اسلام، به بيداري و قيام لله
گراييدهاند و عطر آزادي و استقلال و بازگشت به اسلام و قرآن، در فضاي
بسياري از كشورهاي اسلامي منتشر گشته است، بيش از هميشه مسلمانان نياز
دارند كه پيوند خود را با آن گذشتهي نوراني و معجزنشان، با دوران قيام لله
و مبارزهي اسلامي دوران نخستين اسلام مستحكم كنند. خاطرات اسلامي در اين
سرزمين، براي هر مسلمان متدبر، در حكم داروي شفابخشي است كه او را از ضعف
و زبوني و يأس و بدبيني نجات ميدهد و راه دستيابي به هدفهاي اسلام را ـ
كه هميشه براي هر انسان برخوردار از عمق و حكمت، هدف زندگي و تلاش است ـ
نشان ميدهد. در اينجا بود كه پيامبر عظيمالشأن با ياران مخلص خود، سيزده
سال همهي سختيها را به جان خريدند و مرارتها را تحمل كردند، تا نهال اسلام
ريشه دوانيد. و در اينجا بود كه پس از سالهاي مصيبتبار زندگي در شعب
ابيطالب، پس از شكنجهي ياراني چون بلال و عمار و ياسر و سميه و
عبداللهبنمسعود و ديگران، پس از راهپيمايي طولاني و پرمشقت و بيحاصل رسول
خدا(صلياللهعليهواله) در ميان قبايل مكه و طائف، بيعت عقبه با اهل يثرب
واقع شد و هجرت پربركت به مدينهالرسول(صلياللهعليهواله) پيش آمد و دولت اسلامي
تشكيل شد. در اينجا بود كه پيروزي بدر و شكست احد و محنت خندق و آزمايش
حديبيه اتفاق افتاد. اينجا بود كه اخلاص و جهاد پيروزي آفريد، و مالدوستي و
غنيمتطلبي ناكامي آورد. اينجا آيهآيهي قرآن نازل شد و خشتخشت بناي
فرهنگ و تمدن و حيات طيبهي اسلامي، كار گذاشته شد. مسلمان با تدبر در اين
گذشته و زيستن در لحظهلحظهي آن، با آينده نيز پيوندي سازنده مييابد، راه
زندگي و هدف آن را ميشناسد، به خطرات راه پي ميبرد، فرداي اين حركت را
بالمعاينه ميبيند و خود را براي پيمودن آن آماده ميسازد و بر ترديد ناشي از
احساس ضعف و حقارت و ترس از دشمن فايق ميآيد; و اين همه، از بركات حج
است.
از آنچه گفتيم، ميشود فهميد كه چرا استعمارگران ديروز و سردمداران سلطهي
استكبار جهاني امروز، اين همه از پيوند فكري و عاطفي مسلمين با گذشتهي خود
بيمناك و با آن در ستيزند. آري، اين پيوند با گذشته است كه حال و آينده را
رقم ميزند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي در ايران و اعلام
اينكه ملت ايران درصدد است جامعهيي بر اساس ارزشهاي اسلامي بسازد و در
آن مقررات اسلامي را تحقق بخشد، موج تبليغات بوقهاي تبليغاتي شرق و غرب و
وابستگانشان، جمهوري اسلامي را به نام بنيادگرا و كهنهپرست و روبهگذشته و
عناويني از اين قبيل، بشدت مورد حمله قرار داد و به نام نوگرايي، از
اينكه ايران اسلامي ميخواهد پايبند به سنتهاي گذشته باشد، انتقاد كرد; و
اين در حالي بود و هست كه نظامهاي مرتجع و مستبد و پايبند سنتهاي پوسيده
كه هرگز بويي از مفاهيم نوين عالم مانند آزادي و دمكراسي و حقوق بشر
استشمام نكرده و در شرق و غرب جهان كم نيستند، هيچگاه به آن نامها مورد
تعرض تبليغاتي قرار نگرفتند! و عبرتانگيز آنكه راديوهاي رژيمهايي كه در آن
از ابتداييترين رسوم نوگرايي سياسي خبري نيست و چيزي به نام مجلس ملي و
انتخابات آزاد و نشريهي غيردولتي در آن در حكم افسانه است نيز به كشوري
كه در آن به حكم اسلام، حكومتي مردمي بر سر كار است و قانون اسلامي در
مجلسي مركب از نمايندگان مردم تصويب و به دست دولتي منتخب مردم اجرا
ميشود و مردم در حساسترين مسايل آن داراي حضور فعالند، نام مرتجع دادند و
هوشمندان عالم را از تقليد مسخرهآميز خود به خنده انداختند!
آري، استكبار و دارودستهي خبري و تبليغاتي و قلمها و بوقهاي مزدورش، از
اينكه كشوري در اعماق كهنهپرستي، و ملتي در حال و هواي سنتهاي جاهلي خود
سر كند، ولي درهاي خزاين مادي خود را به روي آنان بگشايد و تسليم
فزونخواهي و سلطهطلبي آنان شود و فرهنگ فساد و فحشا و مصرفزدگي و ميخوارگي
و شهوتراني را از آنان بپذيرد، نه تنها نگران نيستند، بلكه بسي خشنودند!
آنان از بازگشت ملتها به گذشتهيي كه به آنان عزت و عظمت را يادآوري كند،
راه جهاد و شهادت را به روي آنان باز كند، كرامت انساني را به آنان
برگرداند، دست سلطهگران را از غارت و چپاول به مال و ناموس آنان قطع كند،
آيهي "ولن يجعلالله للكافرين عليالمؤمنين سبيلا" را به آنان بياموزد،
كريمهي "ولله العزه ولرسوله وللمؤمنين" را بر آنان فرو خواند، خطاب "و ما
لكم لاتقاتلون فيسبيلالله والمستضعفين" را به گوش و دل آنان برساند،
فرمان "ان الحكم الا لله" را در زندگي آنان اجرا كند و خلاصه، خدا و دين و
قرآن را محور زندگي آنان سازد و دست طواغيت مستكبر و مستبد و سلطهطلب را از
زندگي آنان قطع كند، از بازگشت به چنين گذشتهيي و پيوند با چنين تاريخي،
ناخشنود و سراسيمه و بيمناكند و لذا با هر بهايي ميخواهند از آن مانع شوند.
مسلمين، بخصوص جوامعي كه نسيم آزادي و قيام لله بر آن وزيده، و بالاخص
علما و روشنفكران و پيشگامان آنان، بايد مراقب باشند كه در اين دام نيفتند;
از عنوان بنيادگرايي نترسند; از تهمت ارتجاع و سنتگرايي آشفته نشوند; براي
راضي كردن دشمنان خبيث و حسابگر، از اصل اسلامي خود، از احكام نوراني
اسلام، از تصريح به هدفهاي جامعهي ديني و نظام توحيدي، تبري نجويند و به
سخن خدا گوش فرا دهند كه: "ولن ترضي عنك اليهود و لاالنصاري حتي تتبع
ملتهم "و "قل يا اهلالكتاب هل تنقمون منا الا ان امنا بالله و ما انزل
الينا و ما انزل من قبل و ان اكثركم فاسقون" و "فلعلك تارك بعض ما يوحي
اليك و ضائق به صدرك ان يقولوا لولا انزل عليه كنز اوجاء معه ملك" و "ما
نقموا منهم الا ان يؤمنوا بالله العزيز الحميد".
در حج، در مدينه و مكه، در احد و مني و حرا، در اين سرزمين كه قدم مبارك
رسول اكرم(صلياللهعليهوالهوسلم) و اصحاب كرامش بر آن نهاده شده و شاهد
آن رنجها و دربهدريها و مبارزات و خون دلها بوده و در قدمبهقدم سرزمين
وحي و جهاد و قرآن و سنت، در آن گذشتهها به تدبر بپردازيد; خود را با آن
پيوند دهيد; در پرتو آن، راه و جهت را بيابيد; با تجربهي آن، نتيجه و
سرانجام راه را ببينيد; و به حول و قوهي خدا و با توكل به او و اميد به
نصرت او و اعتماد به توانايي خود، در آن راه و به سمت آن هدف قدم گذاريد;
"والله معكم و لنيتركم اعمالكم".
پیام به حجاج بیت الله الحرام
26/3/1370
|
48) ضرورت استفاده از ذخیره الهی حج |
اين كارهاى دستجمعىِ عظيم كه نظير آن رإ؛ّ در هيچ مذهب و مكتبى و در هيچيك از احكام
ديگر اسلامى نمىشود پيدا كرد، نشاندهنده عظمت اين واجب است. اينجا يك ذخيره الهى گذاشته شده است كه هركس
توفيق پيدا مىكند دستى به سمت اين ذخيره دراز كند، بايد حدّاكثر استفاده را بكند.
هرچه مىتوانيد، در ايّام حج از اين ذخيره استفاده كنيد. اين اوقات، هم روزها و
زمان، متبرّك است و هم مكان، متبرّك است. هم از لحاظ زمان، در اوج حرمت ماههاى حرام
قرار دارد؛ هم از لحاظ مكان، در نقطه اعلاى مناطق متبرّك -كه خانه خدا و مركز توحيد
و توجّه نفوس همه مسلمانان در همه شبانهروزهاست - قرار دارد. حاجى در آنجا بايد
رابطه خود را با خدا قوى و مستحكم كند؛ با قرآن اُنس پيدا كند و تضرّع و ذكر و حضور
را وظيفه دائمى خود بداند. انسان گاهى خيلى متأسّف مىشود كه بعضى به آنجا بروند و
دنبال كالاهايى بگردند كه اين كالاها را همهجا مىشود پيدا كرد! بعضى، عمر و پول و
آبرو و وقت عزيزشان را صرف مىكنند تا به بازارهاى گوناگون بروند و اين كالاها را
بياورند؛ اينها كالاهاى معمولى زندگى است و همهجا وجود دارد. در آنجا كالايى هست
كه در هيچجاى ديگر نيست: كالاى رضاى الهى، زيارت خانه خدا، زيارت قبر مطهّر
پيغمبر؛ اين كجا ديگر پيدا مىشود؟ اين مكان و اين زمان را ديگر كجا مىشود پيدا
كرد؟ از اين فرصت بايد همه استفاده كنند. شما كه ميزبانان و ميهمانداران و
خدمتگزاران حُجّاج هستيد، اين نكات را بايد دائم به يكايك آنها يادآور شويد. زلال
معنويت و هدايت بهوسيله اين مجموعههاى مؤمن و علاقهمند، بايد دائماً به سوى
دلهاى تشنه حُجّاج روانه شود. خيلى از اين فرصتها در اختيارات امّت اسلامى هست كه
اگر از آنها استفاده شود، امّت اسلامى همان چيزى خواهد بود كه قرآن براى او خواسته
است: «فلا تهنوا و تدعوا الى السّلم و انتم الاعلون» يا «ولا تهنوا ولا تحزنوا و
انتم الاعلون»؛ شما برترين هستيد. البته نه برترين به خاطر نژاد، نه برترين به خاطر
اينكه با خدا خويشاوندىاى داريد - هيچكس از آحاد آفرينش، نسبتِ ويژهاى با خدا
ندارد - اما شما برترين هستيد، به خاطر انتساب به مكتبى كه مىتواند بشريت را در
عصر حيرتش نجات دهد؛ مىتواند در طول قرون، مشعل هدايت را به دست انسانها بدهد و
آنها را خوشبخت كند و به نقطه امن و امان و تكامل برساند؛ اين امتياز شماست.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران مراسم حج 1381/10/25
|
49) تهاجم به ذخیره الهی حج |
قرآن مىتواند انسان را هدايت كند؛ از انسانِ «لفى خسر» برساند به انسانى كه «انّك
كادحٌ الى ربّك كدحاً فملاقيه»؛ به سوى خدا حركت و صيرورت پيدا كند و با او ملاقات
نمايد. اين حج، مظهر اين قرآن است. ايمان خالصانه مؤمنين طول تاريخ اسلام، از اين
قرآن ناشى شدهاست؛ اين را بايد قدر دانست. مثل همه ذخاير ديگر ما، اين ذخيره هم
مورد تهاجم است. اينهايى كه مىبينيد در مراسم حج دنبال اختلافافكنى، فتنهانگيزى
و ترويج افكار موهوم و خرافى و متحجّر خود هستند، همان سرانگشتهاى دانسته يا
نادانستهاى هستند كه اين ذخيره را نابود مىكنند و از بين مىبرند. كسانى كه
نمىگذارند شوكت و شكوه و عزّت و عظمت اين وحدت به چشم امّت بزرگ اسلامى منعكس شود
و بازتاب پيدا كند، جزو كسانى هستند كه اين ذخيره را نابود و ضايع مىكنند. كسانى
كه نمىگذارند وحدت و شكوه عظيم امّت اسلامى، آن هم در راه خدا - نه عظمت به عنوان
تفاخر، نه عظمت به عنوان استعمار و تحقير ديگر ملتها، نه عظمت به عنوان جنگافروزى
عليه ضعفاى عالم؛ بلكه عظمت در جهت ارزشهاى الهى و در راه توحيد - به دنياى اسلام
منعكس شود، به بشريت ظلم مىكنند. امروز دنياى اسلام براثر ناديده گرفتن اين ذخيره
عظيم الهى ضربه مىخورد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران مراسم حج
25/10/1381
اولينمطلب، قدرشناسيواجببزرگو پر رمز و راز حجبيتاللهاست. حجمظهر توحيد،
و كعبهخانهيتوحيد است.
اينكهدر آياتكريمهيمربوط بهحج، بارها از ذكراللهسخنرفته،
نشانهيآناستكهدر اينخانهو بهبركتآن، بايد هر عاملغيرخدا از صحنهيذهنو
عملمسلمينزدودهشود و بساط انواعشركاز زندگيآنانبرچيدهشود. در اينمحيط،
محور و مركز هر حركتيخداستو طوافو سعيو رميو وقوفو ديگر شعائراللهحج، هر
يكبهنحوينمايشانجذاببه"الله" و طرد و نفيو برائتاز "اندادالله" است.
ايناستآن"ملتحنيف"ابراهيم(عليهالسلام); بتشكنبزرگو مناديتوحيد بر فراز
قلهيتاريخ.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
26/03/1370
حجابراهيميومحمدي(صلياللهعليهوالهوسلم) و حجعلويو حسيني(عليهماالسلام)
آناستكهدر آنتوجهبهخدا و پناهبردنبهحكومتو قدرتاو، با
پشتكردنبهقدرتطواغيتو جبارانهمراهباشد. زمزمهيمناجاتسالار شهيدانو سيد
شباباهلالجنهدر عرفات، چهزيبا اينهر دو را در يكسخنميسرايد:
"الهيانتكهفيحينتعيينيالمذاهبفيسعتها... وانتمؤيديبالنصر علياعدائيو
لولا نصركايايلكنتمنالمغلوبين... يا
منجعلتلهالملوكنيرالمذلهعلياعناقهمفهممنسطواتهخائفون". و
خطبهيرسولخدا (صلياللهعليهوالهوسلم) در يومالترويهكهدر
آننسخمقرراتجاهليتوتحذيراز فريبشيطانبرايوادار كردنبنيآدمبهعبادتخود و
حكمقاطعبهپيوند برادريميانهمهيمسلمينرا اعلامفرمود، خط كليحج را
معينميكند.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
14/04/1368
|
52) دردهای جهان اسلام و نقش حج |
آيا امّت اسلامى از اين منبع پرفيض بهرهى شايسته را ميبرد؟ پاسخ اين سؤال، دردناك
و تكان دهنده است.
امروز جهان اسلام دچار دردهاى مزمنى است. شايد مهمترين آنها اين دردهاى دهگانه است
: منازعات سياسى و مذهبى، سست شدن رشتههاى اخلاق و ايمان، عقبماندگى علمى و
صنعتى، وابستگى سياسى و اقتصادى، اسراف و اشرافيگرى و غرور دركنار فقر وگرسنگى و
ذلّت، ضعيف شدن اعتماد به نفس واميد به آينده در سران، منزوى كردن دين و گسستن آن
از سياست و زندگى، بىابتكارى در آفرينش مفاهيم نو كه قرآن منبع بيزوال آن است،
تسليم در برابر تهاجم فرهنگ تحميلى غرب، و بالاخره : پايمال شدن عزّت ملتهاى مسلمان
با ذلّتپذيرى و طمعكارى برخى سران سياسى.
اين بيماريها كه برخى از برخى ديگر و همه در طول زماناند در خيانت و بىارادگى و
جهالت و استبداد عناصرداخلى يا از دشمنى و شيطنت و ظلم بيگانگان پديد آمده، بزرگترين ضربهها را بر امّت اسلامى وارد
آورده است.
ناكاميهاى جهان اسلام، نتيجهى اين بيماريها و تنها راه خوشبختى و كاميابى، نجات از
آنها است.
امروز ثروتهاى طبيعى جهان اسلام بتاراج ميرود، ذخيرهى فرهنگى و فكرى گرانبهاى آن
در زير حجابى از پوشالهاى تبليغاتى غليظى از تبليغات خصمانه پوشيده است و صدها رسانهى صوتى و تصويرى و نوشتارى و
هزاران مغز و قلم مزدور هر روز در كار وارونه نشان دادن حقايق آن، درشت كردن ضعفها
و ناكاميهاى آن و انكار كردن موفقيتها و پيشرفتهاى آنند.
اگر مسلمانان قدر حج را بشناسند و از اين نقطهى التقا و مركز اجتماعِ همهساله،
بدرستى بهره ببرند بخش مهمّى از اين حصار نوميدى و تلقين ضعف كه بر گرد ملتها كشيده
شده است ويران خواهد شد. موسم حج، ميتواند عظمت و تنوع و اقتدار معنوى و انسانىِ
دنياى اسلام را هرساله بطور محسوس در برابر چشم مردمى از همهى كشورهاى مسلمان
بگذارد و ارتباط و شناسائى و تبادل نظر را در ميان برگزيدگان هر ملت برقرار سازد.
در حج همهى ملتها ميتوانند خبرهاى حقيقى از حال برادران را به دست آورند و حجاب
تبليغات خصمانهى دشمنان جهان اسلامى را درنوردند، و با بهره گيرى از فضاى معنوى
بيتاللَّهالحرام، خود را براى حركتى هماهنگ و مخلصانه در راهِ بازگشت به حاكميت
اسلام و كسب عزّت و استقلال و تلاش براى تحولى اساسى در كشورهاى خود آماده سازند.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام 1378/12/23
|
53) داروی شفا بخش همه بیماریهای
اصلی جهان اسلام |
سخن آن است كه حج اگر درست و كما فرض اللَّه اقامه شود قادر است همچون دارويى
شفابخش، همهى اين بيماريهاى اصلى و علتهاى ناكامى را درمان كند. اين كار يكباره
اتفاق نمىافتد، ولى در طول سالهاى دراز، اجتماع ميليونى برادران و خواهران از چهار
گوشهى جهان اسلام در يك نقطه، آنهم در عرصهى اعمالى هماهنگ و پر معنى، و در زير
لواى با عظمت توحيد، و همراه با تجديد خاطرههاى صدر اسلام و ياد آورى بدر و احد، و
زيارت مسجدى كه نغمهى روح بخش آيات قرآن از حنجرهى مبارك رسولاللَّه
(صلّىاللَّهعليهواله) هنوز از در و ديوار آن به گوش مىرسد، و نواى پر قدرت
اللَّه اكبر مجاهدان صدر اسلام در آن موج مىزند، و در فضايى لبريز از ذكر و حضور و
مناجات خداى عزوجل، كه انسانها را از نفس ضعيف و خود خواه و كج انديش جدا كرده، به
معدن مجد و عظمت و قدرت ربوبى متصل مىسازد سرچشمهى شفابخشى است كه دلها را قوى، و
همتها را بلند، و ارادهها را استوار، و جانها را سرشار از اعتماد، و ديدها را
وسيع، و آرمانها را نزديك، و برادران را متحد، و شيطان را خوار، و كيد او را ضعيف
مىسازد.
آرى، حج درست و كامل، حج توحيدى، حجى كه منبع عشق به خدا و مؤمنين و برائت از
شيطانها و بتها و مشركين باشد،
رشد همهى مشكلات امت اسلامى را ابتدا متوقف و سپس آن را مرتفع مىسازد و منشأ عزت
اسلام و شكوفايى زندگى مسلمين و استقلال و آزادى كشورهاى اسلامى از شر اجانب
مىشود.
پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج
04/02/1375
|
54) بیان کننده سیاست کلی اسلام |
حج، كانونمعارفاسلامو
بيانكنندهيسياستكلياسلامبرايادارهيزندگيانساناست. حج، مظهر توحيد و
نفيو رميشيطانو تكرار شعار ابراهيم(عليهالسلام) استكهگفت: "انيبريء
منالمشركين"; صحنهياتحاد عظيمامتاسلاميبرگرد محور توحيد وبرائتاز مشركينو
نفيو طرد همهيبتهاست. وبت، هر آنچيزياستكهبهجايخدا قرار گيرد و
ولايتالهيرا بهولايتخود تبديلكند ونيرو وارادهيافراد بشر را در اختيار
بگيرد; حالچهسنگو چوب، و چهقدرتهايشيطاني سلطهگر و جبار، و
چهعصبيتهايجاهليو ناحقكه: "فماذا بعدالحقالاالضلال".
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
14/04/1368
شركهموارهبهيكگونهنيست، و بتهميشهبهشكلهياكلچوبو سنگو فلز ظاهر
نميشود. خانهيخدا و حجبايد در همهيزمانها شركرا در لباسخاصآنزمان، و
بتشريكخدا را با جلوهي مخصوص آنبشناساند و نفيو طرد كند.
امروز البتهاز "لات" و "منات" و "عزي" خبرينيست، اما بهجايآنو خطرناكتر از
آن، بتهايزر و زور استكبار و نظامهايجاهلي و
استكبارياستكههمهيفضايزندگيمسلمينرا در كشورهاي اسلامي فرا گرفتهاست.
بتيكهبسيارياز مردمجهانو از جملهبسيارياز مسلمين، امروز بهجبر و تحميل،
بهعبادتو اطاعتاز آنوادار ميشوند، بتقدرتامريكا استكههمهيشؤونفرهنگيو
سياسيو اقتصادي مسلمين را در قبضهگرفتهو ملتها را خواهو ناخواهدر جهتمنافعو
اغراضخود ـ كهنقطهيمقابلمصالحمسلميناستـ حركتميدهد. عبادت،
هميناطاعتبيچونوچراستكهامروز در برابر خواستاستكبار و در رأسآنامريكا، بر
ملتها تحميلميشود و آنانبا شيوههايگوناگون، بهسمتآنسوق دادهميشوند.
فرهنگفساد و فحشا كهبهوسيلهيدستهاياستعماريدر ميانملتها ترويجميشود،
فرهنگمصرفزدگيكهروزبهروز زندگيملتهايما را بيشتر در لجنزار خود فرو ميبرد،
تا كمپانيهايغربيـ كهمغز و قلباردوگاهاستكبارند ـ بيشتر سود ببرند، سلطهيسياسيغرباستكباريكهپايههايآنبهوسيلهيحكومتهايدستنشاندهو
ضدمردميكار گذاشتهشدهاست، حضور نظاميكهبا هر بهانهيي شكل آشكارتري به خود
ميگيرد، اينها و امثالآن، همهمظاهر همانشركو
بتپرستياستكهدرضديتكاملبانظامتوحيديو
حياتتوحيدياستكهاسلامبرايمسلمانانمقرر داشتهاست. حجو اجتماععظيمبر گرد
خانهيتوحيد، بايد آنمظاهر شركرا نفيكند و مسلمانانرا از آنبرحذر دارد. حجبا
اينمفهومروشنو جلياستكهبرترينجايگاهبرائتاز مشركينشناختهشدهو
خدايمتعالاز زبانخود و نبيمكرمش(ص)، اعلامبرائتاز مشركينرا بهروز حجاكبر موكولساختهاست; "و اذانمناللهو
رسولهاليالناسيومالحجالاكبر اناللهبريمنالمشركينو رسولهفانتبتمفهو
خيرلكمو ان توليتم فاعلموا انكمغير معجزياللهو بشرالذينكفروا بعذاباليم".
فرياد برائتكهامروز مسلماندر حجسر ميدهد، فرياد برائتاز استكبار و
اياديآناستكهمعالاسفدر كشورهاياسلاميقدرتمندانهاعمالنفوذ ميكنند و با
تحميلفرهنگو سياستو نظامزندگيشركآلود بر جوامعاسلامي، پايههايتوحيد
عمليرا در زندگيمسلمانانمنهدمساختهو آنانرا دچار عبادتغيرخدا كردهاند، و
توحيد آنانفقط لقلقهيزبانو نامتوحيد استو از معنايتوحيد در
زندگيآناناثريباقينماندهاست.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
26/03/1370
حجاجبيتاللهالحرامو برادرانو خواهرانيكهامسالاز سراسر عالمدرخانهيخدا
گرد ميآيند، بكوشند تا با طرحمصايبو مشكلاتمسلمينو تلاشبرايايجاد وحدتو
همدليمسلمانانـ كهشرط اصلينجاتمسلميناز چنگالامپراتوريزر و زورو
سلطهيجهانياستـ و نشر معارفاساسياسلامو تبادلنظر در وظايفبزرگمسلميندر
دورانمعاصر، حجرا ابراهيميو محمدي(صلياللهعليهواله) سازند.
شعار محو غدهيسرطانياسرائيلكهاز سويامامعظيمالشأنو قائد كبير اسلام،
امامخميني(رضواناللهعليه) مطرحشد، عليرغمميلسازشكارانسياستباز، بايد با
قوتو شدتمطرحشود و بهصدايعموميمسلميندر حجتبديلگردد.
جداييديناز سياستكهتوطئهيديريندشمنانبرايمنزويكردناسلامو قرآناست،
بايد با شدتمحكومشود و بهميدانآمدنديندر همهيكشورهاياسلاميدر مقابلهبا
سياستهاياستعماريو استكباري، بايد درسعموميملتهايمسلمانشمردهشود.
پیام به حجاج بیت الله الحرام
7/4/1369
هيچ خسارتى براى امت اسلامى، سنگينتر از آن نيست كه تعاليم و رهنمودهاى اسلام كه
ذخيرههاى حياتى ابدى براى مسلمانان و همهى بشريت است، دستخوش غفلت و جهالت رهبران
دينى و سياسى آنان گردد و مجال بهرهمندى مردم از آن، سلب شود.
حج يكى از اين ذخيرههاى ابدى است، و بر همهى مسلمين واجب است كه آن را بهتر
شناخته و بيشتر مورد به بردارى امت اسلامى قرار دهند.
پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج
04/02/1375
1 - اين فرصت را براى خودسازى و انابه و تضرّع، مغتنم بشماريد و توشهيى معنوى براى
همهى عمر خود از آن برگيريد.
2 - رفع گرفتاريهاى بزرگ مسلمين را از خداوند متعال بخواهيد و بارها و بارها اين
خواسته را در دعا و مناجات خود بگنجانيد.
3 - از هر فرصتى براى آشنا شدن با مسلمين كشورهاى ديگر و نقاط مثبت و منفى زندگى
جارى آنان استفاده كنيد. و مسلمانان غير ايرانى بخصوص حقايق و قضاياى ايران اسلامى
را از زبان برادران ايرانى خود بشنوند و درست و نادرستِ تبليغات جهانى را كشف كنند.
همچنين امروز و هميشه تلاش كنند تعاليم امام عظيمالشأن راحل حضرت امام خمينى
(قدسنفسهالشريفه) را دربارهى مسائل مسلمين فرا گيرند و آن مصلح بزرگ تاريخ اسلام
را بهتر و از نزديك بشناسند.
4 - هر اطّلاع و معرفت درستى از وضع امت اسلامى يا خصوص كشور خود را كه در اختيار
داريد، به مسلمين كشورهاى ديگر منتقل كنيد.
5 - در گفتگو با برادران مسلمان خود از هر جاى جهان اسلام، مسألهى «امت اسلامى» و
نگرش يكپارچه به جهان اسلام را مورد توجّه قرار دهيد. انديشهى خود و ديگران را از
چهارچوب مرزهاى جغرافيايى، نژادى، عقايدى، حزبى و امثال آن فراتر ببريد و به اسلام و مسلمانان بينديشيد.
6 - اقتدار خدادادهى بيش از يك ميليارد مسلمان و دهها كشور اسلامى با اين همه ثروت
مادّى و معنوى و با ميراث عظيمى از فرهنگ و تمدن و دين و اخلاق، را همواره به ياد
مخاطبان خود بياوريد.
7 - افسانهى قدرت لايزال غرب و خصوص امريكا را كه استكبار همواره سعى كرده است آن
را چندين برابر بزرگ كرده و بىوقفه به ذهن مسلمانان القاء كند، بشكنيد. به ياد خود
و ديگران بياوريد كه قدرتِ ظاهراً تسخيرناپذير كمونيسم، در همين نزديكيها در برابر
چشم همين نسل، شكست و فرو ريخت و از آن هيچ باقى نماند. قدرتهاى بزرگنماى كنونى و
از جمله قدرت امريكا هم ممكن است به همان آسانى نيست و نابود شوند.
8 - مسؤوليت علماى دين و روشنفكران كشورهاى مسلمان را كه بسى بزرگ و سنگين است
همواره به ياد خود آنان و ديگران بياوريد.
9 - وظيفهى رؤساى كشورهاى اسلامى را در قبال امت اسلامى و ايجاد وحدت مسلمين و
دورى از قدرتهاى استكبارى و گرايش و تكيه به ملتهاى خود و ايجاد حسن رابطه ميان
مردم و حكّام، را به عنوان «النّصيحة لائمّة المسلمين» به آنان يادآور شويد و اصلاح
اين امر را از خداوند متعال بخواهيد.
10 - همواره به ياد داشته باشيد كه مسؤوليت رؤسا، به معناى رفع مسؤوليت از آحاد ملت
نيست و آنان در همهى اين هدفهاى بزرگ مىتوانند نقش تعيين كنندهيى ايفاء كنند
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام
25/02/1373
برادران و خواهران عزيز در همه جاى جهان! ميعاد بزرگ حج را مغتنم بشماريد؛ آشنايى و
الفت ميان خود را در آن تحكيم بخشيد؛ از سرنوشت يكديگر با خبر شويد؛ از تجربههاى
يكديگر درس بگيريد؛ راز ايستادگى و ثبات جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ايران را از آنان
بشنويد. در حج به صداى بلند اعلام اتحاد كنيد؛ به صداى بلند بيزارى خود را از
جبههى استكبار و ظلم و نفاق فرياد كنيد؛ علما و روشنفكران و شخصيتهاى سياسى و علمى
خود را به تبادل نظر با يكديگر فراخوانيد؛ حمايت عمومى خود را از ملت مظلوم فلسطين
و طلبگارى خود را نسبت به مسألهى فلسطين، به گوش دشمن برسانيد. برخلاف تبليغات
مغرضانهى دشمنان، ملت ايران حج را جايگاه رفيعى براى رشد آگاهى امت اسلام مىشمارد
و از حضور خود به نفع همهى جهان اسلام - و نه فقط منافع خود - بهره مىطلبد.
پيام به مناسبت برگزارى مراسم حج 1376/01/21
|
60) رفتارهای ضد معنوی در حج |
اگر ما ديديم كه حج، جنبه مادّى و ظاهرسازى و دورى از معنويت پيدا كرد و در سفر حجْ
رفتارهايى كه براى خودمان انتخاب مىكنيم يا بر ما تحميل مىكنند، ضد معنويت است،
بايد بدانيم از فلسفه حج دور افتادهايم. كسانى كه حج و ايام حج را به ميزان زيادى
صرف كارهايى مىكنند كه در جهت مقابل معنويت، يعنى غرق شدن در ماديّت و دورى از
خداست، در حقيقت، بدون اين كه خودشان بدانند، از آن سرمايهاى كه خداى متعال در حج
به آنها هديه كرده است، كم مىكنند. آنها خيال مىكنند چيزى بهدست مىآورند؛ در
حالىكه چيزى از دست مىدهند و با غرق شدن در مادّيات، هديه معنوى را ناقص مىكنند.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
16/01/1374
آنچه كه در حج به نظر مىرسد از همه چيزها مهمتر است، سه مطلب است: يكى اينكه ما
بتوانيم به مخاطبان خودمان - هركه هستند - عظمت و كارآمد بودن و گسترش دامنه عظيم
امّت اسلامى از جهات مختلف را تفهيم كنيم. اين، وظيفه اوّل است. در دنياى اسلام،
بحث هزار و ميليون نيست؛ شايد صدها ميليون يا بيش از اينها آدم وجود دارد كه عظمت و
شكوه و كارايى و حجم غير قابل محاسبه دنياى اسلام را نمىداند؛ لذا خود را ضعيف
مىپندارد و در مقابل همه استكبار، خويش را تنها و ناتوان احساس مىكند. بايد تفهيم
كرد كه دنياى اسلام و امّت اسلام يعنى چه.
اگر كسى بخواهد عظمت امّت اسلام را بفهمد - كه واقعاً نمىشود با اين توصيفهاى ساده
تفهيم كرد - به جزء كوچكى از امّت اسلام كه ملت ايران است نگاه كند. مگر ما چقدر از
امت اسلاميم؟ شما ببينيد اين بخش از امّت اسلام، آن زمان كه اراده كرد، تصميم گرفت
و پاى تصميم خود ايستاد، تمام قدرتهاى جهانى - اين كه ديگر شوخى نيست، اين مبالغه
كه نيست؛ شما كه خوب مىدانيد - در جنگ نظامى با او مجبور شدند عقبنشينى كنند؛ در
جنگ سياسى با او مجبور شدند احساس شكست را بپذيرند؛ در جنگ اقتصادى با او مجبور
شدند ناكامى خودشان را تحمّل كنند. مگر غير از اين است؟
ببينيد؛ ايران جزئى از دنياى اسلام است. همين كه اين جزء، به هويّت خود، به شأن خود
و به توانايى خود پىبرد و تصميم گرفت اراده و عزم خود را در ميان بگذارد و آن را
هم به حساب آورد و پاى آن بايستد، موجب شد كه دنياى دوقطبى آن روز - حالا كه شكل
ديگرى دارد - و آن كسانى كه در رأس كار بودند، متوجّه شوند كه مشتركاً و متّفقاً هم
نمىتوانند با آن دربيفتند و كار خودشان را پيش ببرند؛ در حالى كه همين جزء هم
نمىتواند ادّعا كند كه به بهترين وجهى ايستادگى كرده است؛ نه، حتّى از اين هم بهتر
هم مىشد. از اينجا مىشود عظمت امّت اسلامى را فهميد.
اگر همه دولتهاى اسلامى فقط يك كلمه حرف را با هم بزنند، هيچ قدرتى در دنيا نيست كه
بتواند برخلاف آن يك كلمه كار كند. همين حالا، هر يك از قضاياى دنيا را كه شما
بخواهيد حساب كنيد، همينطور است. اگر رؤساى همين دولتهاى فعلى اسلامى، بر سر يك
قضيه اقتصادى يا سياسى، يك «نه» بگويند، هيچ قدرتى در دنيا نمىتواند در مقابل آن
«نه»، يك كار اثباتى بكند. اگر بخواهند كارى انجام گيرد، هيچ چيز نمىتواند مانع
آنها شود.
نكته دوم، مسأله اتحاد است. اتّحاد را تبليغ كنيد. البته نمىگوييم الان اتّحاد
تحقّق پيدا كند. طبيعى است كه از حرف و عقيده و اعتقاد تا عمل فاصله ژرفى است؛ ليكن
امروز اعتقاداً ترويج تفّرق و تشتّت مىشود كه نمونههايش را مىبينيد.
بايستى با اين مبارزه و مقابله كرد. بايستى تفهيم كرد كه وحدت بين مسلمين، به صد
دليل واجب، و به صد دليل ممكن است.
بايستى دنبال كرد كه اين نكته در تبليغات زباندانها و مبلّغان و گويندگان و حتّى
حجاج معمولى كه ممكن است رفيقى از يك كشور پيدا كنند و با او دو كلمه حرف بزنند، رعايت شود. دشمنان وحدت چه كسانى هستند
كه مىشود در دنيا يكى يكى آنها را با انگشت نشان داد؟ طرفداران وحدت چه كسانى
هستند؟ آيا خدا و ملائكه و انبيا و اوليا از وحدت خرسند مىشوند، يا ناراضى؟ اينها
را مىشود كاملاً با وجدان معمولى دينى و اسلامىِ مشترك بين همه مسلمين فهميد.
مسأله ديگرى كه توجّه به آن خيلى لازم است، مسأله دين و سياست است. جدا كردن دين از
سياست كه شايد ازقريب دويست سال قبل در برنامه دشمنان دنياى اسلام بوده است، نكته
بسيار مهمّى است. ولو خود اين كلمه را تكرار كنيد كه «سياست اسلام از ديانت آن جدا
نيست، ديانت اسلام از سياست آن جدا نيست». اين تكرار شود، گفته شود و به گوش همه
برسد.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با حجّةالاسلام والمسلمين محمّدى رىشهرى و دستاندركاران امور حج 1376/12/13
|
62) ویژگیهای حج در روزگار |
حج كه آرزوى دينداران و بهشت ذاكران و فرصت صالحان است، بار ديگر فرارسيدهاست. از
سراسر جهان، امسال نيز جمعى به اين ميهمانى عمومى راه يافتهاند. غرقهشدن در فضاى نورانى عبادت و خشوع و
يادآورى خاطرات صدر اسلام و جستجو از نشانههاى فلاح و عزت كه اين قطعه از زمين را
در آسمانهاى دور دست تاريخ، چون خورشيدى تابناك نشان ميدهد، نخستين بهرههاى دل و
ذهنِ مسافر تشنه و هوشيار است.
در اينجا تار و پود تعلّقات و آلودگيها و غفلتها، همراه با لباس و زيور جسمانى،
هرچند بطور موقّت از آدمى جدا مىشود و سپيد جامهى احرام، صفا و پاكى و يكرنگى را بر جسمها و دلها چيره ميسازد. راه براى
ديدن و شنيدن و فهميدنى كه مايهى رستگارى ابدى است گشوده ميگردد؛ جوانههاى صلاح و معرفت و برادرى اسلامى، سرسبز
ميشود، و دست هدايت الهى نمايان ميگردد.
اينجا اردوگاه بزرگ امت اسلامى، است؛ جايگاه تمرين خدائى و مردمى شدن، از «خود»هاى
دروغين و شرك آلود بيرون جستن، و به «خود» حقيقى و ا لهى پيوستن. اينجا جايگاه برائت از ديو و دَد و شيطان و
پيوستن به جنود رحمان است. جايگاه تجديد عهدِ: ان لا تعبدواالشيطان و پاسخ به: ان
اللَّه برىٌ من المشركين و رسولُه است. اينجا محلّ تجلى امت واحدهى اسلامى و مظهر
عزّت معنوى و قدرت بشرى مسلمانان است.
اين ويژگيها در روزگار ما كه تقابل حق و باطل و نيروهاى خير و شر، در مرحلهى خطير
و حسّاسى است، معناى بارزترى يافته است.
امروز نداى پيامبر رحمت، رساتر از هميشه به گوش ميرسد، و دعوت اسلام كه دعوت به
عدالت و آزادگى و رستگارى است، با طَنين بيشترى شنيده ميشود. پارههاى شب سياه
استكبار و ظلم و خودكامگى از سوئى و جهل و خرافه و فريب ازسوى ديگر، بشر را بيش از
گذشته، نيازمندِ نور رستگارى و تشنهى عدل و صلح و برادرى كرده است. امروز نداى
ملكوتى: تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الاّ نعبد الاّاللَّه.. كه ردِّ خداوندان زور و
زر و صف آرائى در برابر ستم و ستمگر است، گوش و دل اسيران و ستمديدگان را بيش از
هميشه مينوازد، و مژدهى: انّاللَّه على نصرهم لقدير، به آنان دلگرمى و اميد
مىبخشد.
پيام رهبر معظم انقلاب اسلامى به حجاج بيتاللَّهالحرام
01/12/1380
|
63) اهمیت حج برای جمهوری اسلامی |
بر پايهى درك درست از اهميت حج بود كه پس از پيروزى انقلاب كبير اسلامى در ايران،
مسألهى حج در صدر اقدامات بينالمللى حكومت جمهورى اسلامى قرار گرفت و دولت كريمه،
جنبهى سياستُاللهى اين فريضه را كه مظهر عزت و قدرت حضرت حق است با جنبهى
عبادتُاللهى آنكه جلوه گاه غفران و رحمت ربوبى است، به هم آميخته، حج امروز را به
حج صدر اسلام نزديك ساخت، و به عنوان نمادى از اين همه، مراسم برائت از مشركين را
در حج، بار ديگر زنده كرد و تاكنون با وجود همهى سختگيرىهاى سياسى و شدت عملهاى
ناشى از انگيزههاى غير اسلامى، اين وظيفهى اسلامى را دنبال كرده است.
جمهورى اسلامى به عنوان نظامى كه عليرغم تبليغات و تلاشهاى ضد اسلامى صد سال اخير،
حيات و پويايى و قدرت اسلام را در ادارهى جوامع عظيم بشرى، ثابت كرده است، به حج
نه همچون وسيلهيى براى خود، بلكه همچون عرصهيى براى بيدارى مسلمين و دميدن روح تقوا و ايمان به اجراى شريعت اسلام و عزت و استقلال
مسلمانان جهان، نظر افكنده است.
آنان كه تحرك و جامعيت حج را نفى و رد مىكنند، در واقع عزت و استقلال مسلمانان و
نجات آنان از پنجهى خونين استكبار و صهيونيسم را رد مىكنند. هر گونه فتوى و
نظريهى دينى در اين باره، حكم به غير ما انزل اللَّه است كه به گمان زياد، از روى جهل به حقايق جهان و محيط و نداشتن چشم باز و بصيرت لازم در امور
مسلمين صادر مىشود.
امروز هر كس وضع دشوار ملتهاى مسلمان و تسلط دولت جبار ايالات متحده بر آنان را
بداند، هر كس از جنايات صهيونيستها و توطئههاى پنهان آنان عليه كشورهاى مسلمان
آگاه باشد، هر كس از پيشرفت اين غدهى بدخيم سرطانى در اركان اقتصادى و سياسى
دولتهاى منطقه احساس خطر كند، هر كس وضع تيرهى ملت فلسطين را ببيند كه در
اردوگاههاى غربت، رنج مىبرند و خانه و كاشانهى خود را در تصرف جلادان خويش
مىبينند، هر كس از وضع جنوب لبنان و منطقهى اشغالى آن به دست صهيونيستها و مناطق
دائماً در معرض تهاجم آن با خبر باشد ؛ ...
هر كس از بوسنى و افغانستان و كشميرو تاجيكستان و چچنستان مطلع باشد، هر كس
توطئههاى پى در پى و اقدامات خصمانهى امريكاى طغيانگر و صهيونيسم ضد بشر را بر ضد
جمهورى اسلامى كه امروز مظهر حاكميت قرآن و اسلام است، بداند، آرى هر كس اين حقايق
را دانسته و از غيرت اسلامى و احساس وظيفهى دينى برخوردار باشد، ترديد نخواهد كرد
كه از دست دادن ذخيرهى عظيم حج و ضايع كردن اين پشتوانهى مستحكم الهى براى اسلام
و مسلمين، خسارتى بىجبران و گناهى بىغفران است.
پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج
04/02/1375
ايران اسلامى خواسته است اگر نه بيشتر، كمترين كارى را كه با مضمون حج مناسب است
انجام دهد، و آن دعوت مسلمين به اتحاد، و كسب خبرهاى راستِ ملتها از يكديگر، و
ابراز نفرت و بيزارى از سردمداران شرك و فساد است، هر كس با اين هدفهاى ارزشمند و
والا مقابله كند هر چه بگويد ناحق گفته است: كه قرآن دربارهى آن مىفرمايد: «واجتنبوا قول الزّور». قول زور، سخن باطل كسانى
است كه بد جمهورى اسلامى را مىگويند، زيرا: جمهورى اسلامى حاكميت دولت صهيونيست بر فلسطين اسلامى را ردّ مىكند و سازش چند فرد
فاسد و مطرود با غاصبان را فاقد ارزش مىشمارد، دخالت مالكانهى امريكا بر كشورهاى
عربى را محكوم مىكند، خيانت بعضى از سران اسلامى به ملتهاى مسلمان خود را براى
خوشامد امريكا و صهيونيستها، زشت مىدارد، مسلمانان را به شناختن قدرت عظيم خود كه امروز هيچ ابرقدرتى تاب مقابله با آن ندارد، فرا مىخواند، معرفت اسلامى و مقررات
شريعت را قادر بر ادارهى كشورهاى اسلامى مىداند، فرهنگ تحميلى غرب را كه مظهر آن برهنگى و مستى و بىايمانى است،
براى كشورهاى اسلامى زيانبخش مىشمارد، و كوتهسخن، بر پيروى از قرآن و اسلام پاى
مىفشارد. امروز هر يك از كشورهاى اسلامى كه آشكارا همين سخن را بگويد و همين مواضع
را اتخاذ كند، يعنى اسرائيل غاصب را نفى كند، دخالتهاى قلدرانهى امريكا را نفى
كند، ميگسارى و بىبند و بارى و فساد جنسى و آميختگى زن و مرد را نفى كند، خيانت سازشكاران با
صهيونيستها را نفى كند، مسلمانان را به وحدت و مقاومت در برابر ابرقدرتها فرا بخواند، احكام اسلامى را در حكومت و اقتصاد و
سياست و غيره عملى كند، همين تبليغاتى كه امروز بر ضدّ ايران اسلامى همه جا مىپراكنند، بر ضدّ آن كشور و سران
آن عيناً همهى اين تهمتها و دشنامها و نارواها را خواهند گفت و خبرگزاريهاى استكبارى و صهيونيستى و راديوهاى امريكا و
انگليس و پيروان آنها همين بددهنى و ياوهپردازيها را دربارهى آن خواهند كرد. اين است قول زور كه خداوند آن را همتاى
شرك و در كنار آن آورده است.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام 1373/02/25
|
65) ضرورت مجاهدت علمای دین و روشن
بینی دولتمردان |
بايد با تلخى اذعان كرد كه شكل كنونى انجام اين فريضهى الهى، با وضعيت مطلوب آن
فاصلهى زيادى دارد. امام راحل عظيم، تلاش مؤثرى در اين جهت مبذول داشت و تصوير
روشنى از حج ابراهيمى، حج عظمت و عزتآفرين، حج سازنده و تحول دهنده، در برابر چشم
امت اسلامى قرار داد و همين اندازه تاكنون منشأ بركات فراوانى در جهان اسلام شده
است،
ليكن با اين همه گسترش اين انديشه و اين نحوهى عمل بر همهى ملتهاى مسلمان نياز به
مجاهدت مخلصانهى علماى دينى و روشنبينى و مساعدت دولتمردان همهى كشورهاى اسلامى
دارد، و اميد است كه اين وظيفهى بسيار اساسى مورد توجه و عمل آنان قرار گيرد.
پيام به حجاج بيتاللَّه الحرام 1371/03/13
|
66) جهت تلاشهای دست اندر کاران حج |
من از همه آقايان محترم، مسؤولين، برادران و خواهران و هر كس كه به نحوى با حاجىاى
ارتباط دارد، خواهش مىكنم كه يكى از كارها و كوششهايشان اين باشد كه اين حاجى را
به روح و معنويت حج نزديك كنند و مردم را با تأثيراتى كه حج، منهاى مسائل اجتماعى،
براى تكامل فرد انسانى دارد - از قبيل اينكه فرد را كامل و پاك مىكند، پالايش،
تزكيه و مزيّن به زينت معنويت مىكند، سرمايهاى به او مىدهد، مشت او را پر مىكند
و برمىگرداند - آشنا كنند. همهاش هم با بيان و گفتن نيست؛ بلكه با عمل، حضور،
توجّه و رفتار، بايد مردم را به معنويت سوق داد.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران حج
16/01/1374
|
67) فوری ترین دستور کنگره حج |
موضوع مهم ديگري كه حجاج بيتالله به عنوان بخشي از هدف حج بايد به آن
بپردازند، مسايل مهم و جاري جهاناسلام است. اگر حج كنگرهي عظيم
ساليانهي مسلمانان سراسر جهان است، بيگمان فوريترين دستور اين كنگره،
مسايل روز سلمانان در هر نقطه از جهان است. اين مسايل، در تبليغات
استكباري به گونهيي مطرح ميشود كه از آن، نه درس و تجربه و اميدي به
مسلمين سراسر عالم منتقل شود، و نه اگر در آن حادثه سوء نيت و سوء عمل
استكبار مؤثر بوده، مجرمي رسوا و حقيقتي افشا گردد، و يا به طور كلي مطرح
نميشود. حج جايي است كه بايد اين خيانت تبليغاتي افشا، و حقيقت آشكار شود
و زمينهي آگاهي عمومي مسلمانان فراهم آيد
پیام به حجاج بیت الله الحرام
26/3/1370
|
68) بهره گیری از حج برای مقابله با
دشمن |
امروز استكبار جهانى باپرچمدارى امريكا و با طرّاحى صهيونيسم به مبارزهيى آشكار با
اسلام ومسلمين سرگرماند. اين البته دنبالهى خصومتهاى ديرين دشمنان اسلام است، ليكن با شيوههاى تازه و
انگيزههاى تازه وابزارهاى تازه. وامت اسلامى از چنين كانون مقاومت ونيرو و وحدتى
برخورداراست. آيا سزاواراست كه مسلمين از حج براى مقابله بادشمن ستيزه جو و تفرقه
ساز و توطئهگر بهره نگيرند وخود را بيدفاع در برابر دشمن قراردهند؟
حجّ درست وكامل، مىتواند بوسيلهى نزديك كردن دلها و تبادل آگاهيها و افشاى توطئه
ها، خطرناكترين توطئه هاى دشمن عليه اسلام ومسلمين را خنثى كند.
پيام به حجاج بيتاللَّهالحرام 1374/02/14
|
69) بررسی مسائل جهان اسلام |
در حجبايد مسايلجهاناسلامبررسيشود. بزرگترينمسألهيعموميمسلمينپساز
لزومآمادگيبرايدفاعاز اسلامو هويتجمعيمسلمين، مسألهيملتهايزيرستمو
مبارزياستكهدستطغيانو كفر و استكبار، آنانرا مقهور و مظلومساختهو
سختترينشرايط زندگيرا برآنانتحميلكردهاست.
پيامبهحجاجبيتاللهالحرام
14/04/1368
|
70) ظرفیت عظیم حج برای حل مشکل
فلسطین |
مسأله حج از اين جهت يك مسأله حسّاس و مهم و باعظمت است كه كمك مىكند تا مردم
بتوانند از اين واجب عظيم الهى به معناى حقيقى كلمه استفاده كنند. از ظرفيّت عظيمى كه حج براى مردم دارد - كه خداى
متعال مىفرمايد: «ليشهدوا منافع لهم» - آنها را برخوردار كنيد. خدمت در اين راه، حقيقتاً باارزش
است. اگر حج، بهگونهاى كه طبيعتِ اين واجب اقتضا مىكند، تحقّق پيدا كند، بسيارى
از مشكلات مسلمانها حل خواهد شد. حج، حامل معنويت و وحدت و آگاهى و معرفت است.
اينها براى ملتهاى اسلامى چيز كمى نيست.
امروز شما ببينيد از تفرّق دنياى اسلام و همدل نبودن دستاندركاران كشورهاى اسلامى،
بخشى از دنياى اسلام چه مىكشد.
امروز فلسطين با سبعانهترين روشها لگدكوب مىشود و مردم فلسطين در سختترين روزهاى
ممكن براى يك ملت، روزگار مىگذرانند. با همه امكاناتى كه دنياى اسلام دارد و با وجود ميل و علاقهاى كه
بسيارى از مردم جهان اسلام براى كمك دارند، عملاً كمكى به اين قضيه نمىشود. اين بسيار دردناك است. با نصيحت نمىشود رژيم
صهيونيستى را وادار كرد تا ظلم نكند.
پنجاه سال است كه اين ظلم ادامه دارد و اين روزها به اوج خود رسيده است. جوانها و
نوجوانها و زنها و فرزندها و خانهها و خانوادهها در كوچهها و خيابانها با تانكها
و اسلحههاى مرگبار روبهرو شوند و بى هيچ ملاحظهاى اينطور سركوب شوند؛ اينها چيز
كمى است؟! آن هم نه يك روز و پنج روز و يك ماه؛ بيش از يك سال است اين وضعيت كم و
بيش ادامه دارد. حج مىتواند دنياى اسلام را متوجّه مسؤوليت سنگين خود كند. حج مىتواند اين معرفت را
به ملتهاى اسلامى بدهد كه حضور در صحنه و داشتن موضع قاطع در اين قضيه، با منافع خود آنها پيوستگى دارد. بعضى خيال
مىكنند حمايت از مردم فلسطين، خارج از منافع ملى كشورهاست. اين اشتباه بسيار بزرگى
است. وقتى يك ملت مسلمان به ملتهاى ديگر متّكى نباشد واز طرف آنها حمايت نشود،
اينگونه راحت در معرض تطاول دشمن قرار مىگيرد. اگر دنياى اسلام متحّد بود، يك ملت
اينطور مظلوم نمىشد. اين قضيه ممكن است براى ملتهاى مسلمان ديگر هم پيش بيايد؛
كمااينكه ديديد در مواردى براى ملتهاپيش آمده است. همبستگى اسلامى، براى دشمنان
جهان اسلام و دشمنان ملتهاى اين منطقه و غارتگران بينالمللى، كار را مشكل مىكند و
اجازه نمىدهد آنها طبق ميل خود، هرطور خواستند و انتخاب كردند و مصلحت ديدند، به
يك كشور و ملت اسلامى تعرّض كنند. پس حمايت عمومى دنياى اسلام از ملت فلسطين، در
حقيقت حمايت دنياى اسلام از يك يك كشورهاى مسلمان است؛ اين ضامن و حامل منفعت همهى
آنهاست؛ اين چيز كمى نيست. حج، اين معرفت و وحدت و عزم و تصميم را به آنها مىدهد.
بنابراين مسأله حج و استفاده از همه ظرفيتهاى اين واجب عظيم الهى، براى بهبود حال
مسلمين جهان و همه كشورهاى اسلامى، بسيار مهم است. هرچه بتوان در اين زمينه، كار و
تلاش و خدمت كرد، باارزش است.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران حج و مسؤولان برگزاركننده مراسم دهه فجر 19/10/1382