00/ 11/ 5

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 

حج

از دیدگاه مقام معظم رهبری ( مدظله العالی )

  1) معرفت، نخستین هدیه حج

اگرچه بركات حج، همه‏ى جنبه‏هاى حيات بشرى را فرا مى‏گيرد و اين باران رحمت بى‏دريغ، از خلوت دل و انديشه‏ى آدمى تا عرصه‏ى سياست و اجتماع و قدرت ملّى مسلمانان و تعاون ميان ملتهاى مسلمان را، بارور و سرزنده و برخوردار از شور زندگى مى‏سازد، ليكن شايد بتوان گفت كه كليد اين همه، «معرفت» است؛ و نخستين هديه‏ى حج به كسى كه مايل است چشم خود را به حقايق بگشايد و از نيروى خداداده‏ى «فهم پديده‏ها» بهره بگيرد، همان معرفت و شناخت منحصر بفردى است كه عادتاً جز در حج، در اختيار خيل عظيم مسلمانان قرار نمى‏گيرد، و هيچ پديده‏ى دينى ديگرى نمى‏تواند مجموعه‏ى شناختهايى را كه در مراسم حج، قابل وصول است، يكجا در اختيار امت اسلامى قرار دهد.

اين معرفت، عبارت است از مجموعه‏يى از شناختها كه از جمله‏ى آنهاست: شناخت خود به عنوان يك فرد، شناخت خود به عنوان جزيى از مجموعه‏ى عظيم امت اسلامى، شناختِ نمونه و نمايى از آن امت واحدة، شناخت عظمت و رحمت خدا، و شناخت دشمن.

شناخت خود به عنوان يك فرد، به معنى تأمل در وجود خويش و شناخت ضعفها و تواناييهاى آن است.

آن‏جا كه تعيّنات مادى و تشخصّ به مال و مقام و نژاد و عنوان و زيور و لباس، رنگ مى‏بازد و آدمى جدا از آن مايه‏هاى تمايز، در كنار صدها هزار انسان ديگر به‏طواف و سعى و نماز و افاضه و وقوف مى‏رود، و فقير و غنى، و حاكم و محكوم، و تحصيلكرده و امّى، و سياه و سفيد، همه با يك لباس و در يك جايگاه، رو به سوى خدا مى‏كنند و دست نياز به سوى او مى‏گشايند و خود را در برابر مركز جمال و عظمت و قدرت و رحمت مى‏يابند، هر انسان با تدبّرى مى‏تواند ضعف و تهيدستىخود را در برابر خدا، و علوّ و اقتدار و عزت خود را در اتصال به خدا، بخوبى بشناسد، توهّم باطل و غرورانگيز درباره‏ى هستى ضعيف خود را به دور افكند، و شيشه‏ى كبر و خودپسندى را كه مايه‏ى زشت‏ترين خُلقيات و رفتارهاى او است، به خاك بكوبد، و از سوى ديگر حلاوت ارتباط با معدن عظمت و به او پيوستن و از بتهاى درونى خويش گسستن را بيازمايد و بچشد. اين شناخت اساسى كه جوهر همه‏ى عبادات و مضمون همه‏ى مناجاتها و راز و نيازهاى اولياى خداست، آدمى را صيقل و صفا مى‏بخشد و او را براى ديگر شناختها، مستعد و بر پيمودن همه‏ى راههاى كمال، توانا مى‏سازد. در زندگى عادى، گرفتاريهاى دنيوى و سرگرمى افراطى به تكاپوى مادّى و درگيريها و جدالهاى تمام‏نشدنى در زندگى روزمرّه‏ى انسانها، دل را غافل و مشغول مى‏سازد و او را از اين معرفت روشن بازداشته، دچار تار عنكبوت توهّم و گمانهاى باطل مى‏سازد و دل را به تكدّر و تيرگى مى‏كشاند؛ و حج علاج قاطع اين گرفتارى است.

شناخت خود به عنوان جزيى از مجموعه‏ى امت اسلامى، به معنى نگرش به مجموعه‏ى حاجيان و به همه‏ى ملتها و سرزمينهايى است كه مردم خود را به‏طواف خانه‏ى خدا فرستاده‏اند. نگرش به كلّ حجاج و در آئينه‏ى اين جمع متراكم، نگرش به امت بزرگ اسلامى است كه امروزه از دهها ملت و صدها ميليون انسان در سراسر جهان تشكيل شده، و از مهمترين امكانات مادى و معنوى براى حيات و رفاه اجتماعى برخوردار است و همه‏ى بشريت و تمدن صنعتى با همه‏ى حجم مادّيش، به آن و منابع عظيم آن و بازارهاى رايج آن و ميراث فرهنگى و علمى آن، محتاج و از آن بهره‏مندند.

شناخت خود به مثابه‏ى جزيى از اين واقعيت عظيم، حجگزار را با پيوندى عاطفى و واقعى با برادران و خويشاوندانش متصل مى‏كند؛ و افسون جدايى را كه سالهاست دستهاى استعمار ديروز و استكبار امروز، به نام نژاد و زبان و مذهب و ملى‏گرايى مى‏دمند، باطل مى‏سازد.

پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى (‏1377/01/12)

  2) شکرگزاری نعمت حج

اكنون كه موسم حج فرا رسيده و نغمه لبيك بر آمده از دلهاى مشتاق، فضاى حريم امن الهى را انباشته است و ملتهاى مسلمان، از آفاق گسترده‏ى جهان، به ميعاد ذكر و استغفار و قيام و اتحاد شتافته، و برادران مهجور، به يكديگر رسيده‏اند، جبهه‏ى سپاس و خضوع به ساحت خداى عزيز و حكيم سوده، حمدى به عظمت صفات حسنى‏ و شكرى به وسعت درياى رحمت حق، نثار حريم حضرت احديت مى‏كنم، كه يكبار ديگر به مسلمين مشتاق، توفيق اين فريضه را عطا فرمود، و يكبار ديگر پرچم عزت و عظمت را بر فراز سر مسلمانان در خانه‏ى امن خود برافراشت و يكبار ديگر حجاج ايرانى را بر اين سفره‏ى رحمت و عظمت نشانيد. زبان و قلم از توصيف و تقدير اين نعمت بزرگ، قاصر است، خدا كند كه نور معرفت بر دلهاى روشن شما حج‏گزاران بتابد و حقيقت، بى‏واسطه‏ى حرف و گفت، در جان مشتاق شما متجلى گردد.

نكته‏ى مهمى كه اين‏جانب مى‏خواهم به شما برادران و خواهران از هر كشور و ملت كه هستيد بگويم اين است كه حج، نعمتى الهى است كه بر نسلهاى مسلمان ارزانى شده است. قدردانى و شكرگزارى، آن را زياد مى‏كند و ناسپاسى و قدرناشناسى، آن را از مسلمين مى‏گيرد كه اين همان عذاب شديد الهى است كه: «و لئن كفرتم ان عذابى لشديد».

گرفته شدنِ حج به اين نيست كه از مسلمانان كسى به حج نرود، بل به اين است كه مسلمانان از منافع بى‏شمار آن محروم بمانند و زياد شدن آن به اين نيست كه هر سال گروههاى بيشترى حج كنند، بل به اين است كه از منافع آن بهره‏مند شوند كه: «ليشهدوا منافع لهم». خوب است به درستى بينديشيم.

پيام به حجاج بيت ‏اللَّه الحرام(13/03/1371)

  3) مرهم دلهای خسته و مجروح

حج‌بايد بر دلهاي‌خسته‌و مجروح‌مسلمين‌مرهم‌نهاده‌و راه‌رشد و صلاح‌را ـ كه‌ همانا اتحاد و همبستگي‌ملتهاي‌مسلمان‌و عزم‌راسخ‌آنان‌بر مقابله‌و مبارزه‌با اردوگاه‌استكبار و جهانخواران‌و غارتگران‌ ثروتهاي‌مادي‌و معنوي‌مسلمين‌است‌ـ به‌آنان‌نشان‌دهد.

حكم‌انتصاب‌حجه‌الاسلام‌والمسلمين‌حاج‌سيد احمد خميني‌به‌سمت‌ نمايندگي‌ولي‌فقيه‌و سرپرست‌حجاج‌ايراني(‌17/01/1370)

  4) جوهر و ذات حج

حج در جوهر و ذات خود داراى دو عنصر اصلى است: تقرب به خدا در انديشه و عمل، و اجتناب از طاغوت و شيطان با جسم و جان.. همه‏ى اعمال و تروك حج، براى ايندو و در جهت آن و تامين ابزارها و مقدمات آن است، و اين در حقيقت خلاصه‏يى از اسلام و همه‏ى دعوتهاى الهى نيز هست كه: «ولقد بعثنافى كلّ امّةٍ رّسولاً ان‏اعبدوااللَّه واجتنبواالطاغوت..» در آيات حج تعبيرات: «حنفاءللَّه غيرمشركين به..»، يا «..فإلَهكم إلَه واحد فَلَه أسلموا..، يا: فَاذَا قَضَيتم مّنا سَكَكم‏فاذ كرواللَّه كذكركم ءاباءكم أوأشدّ ذكرا» وامثال آن ناظر به همين دو عنصر اصلى است. تقرّب به خدا، ذكر ونماز وتسليم واحرام وبه خود وخدا انديشيدن وسعى و صفا را مى‏طلبد ودرنهايت زاد وتوشه‏ى تقوا را دركوله‏بار حاجى مى‏گذارد: «و تزوّدو افإنّ خيرالزّادالتّقوى و اتّقون يأاولى الالباب» و اجتناب ازشيطان وطاغوت، دل كندن ازشهوات و هوسهاى خواركننده وكمك گرفتن ازنيروى صبر واراده‏ى خود ونيز نيروى عظيم امت اسلامى را لازم دارد كه همانادرحركت دستجمعى وهمراهى وهمدلى و همگامى و هم‏زبانى همگان در طواف وسعى، و وقوف در عرفات و مشعر ومنى، وهدف گرفتن دستجمعى جمرات شيطان و رمى از همه جا و همه سو به آن و ابراز برائت عمومی از آن، حاصل مى‏شود، و درنهايت، گره خوردن دستها و دلها وعزم‏هاى‏مسلمين از همه جاى امت اسلامى به يكديگر واحساس قدرت وامنيت در سايه‏ى وحدت را پديد مى‏آورد كه: واذجعلناالبيت مثابةًللناس و أمنًا اگر حج، چنانكه قرآن خواسته وپيامبر(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) فرموده وعمل كرده به جاى آورده شود و چنانكه فرموده: خذوا عنى مناسككم، مناسك آن از عمل او گرفته شود، تأمين كننده‏ى كمال فرد و عزت امت است.

هركس باچنين حجّى مخالفت كند وحج را جدا ازاين خطوط و نشانهاى اصلى آن بخواهد، باكمال جويى فرد مسلم و عزت امت اسلامى مخالفت كرده است.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام (‏1374/02/14)

  5) نزدیک سازی حج به روح و حقیقت آن

حج‌ را هرچه ‌بتوانيد، به ‌معني‌ و روح‌و حقيقت ‌آن‌ نزديك ‌كنيد و بدانيد كه‌ هر كس‌ حج ‌را از هويت‌ سياسي‌ آن ‌جدا كند، يا جاهل ‌است‌ و يا مغرض‌; و خداوند نخواهد گذشت‌ ازآنان ‌كه ‌براي ‌رسيدن ‌به ‌هدفهاي‌ نا پاك ‌و حقيرخود، آماده‌اند كه ‌بزرگترين‌ حربه‌ي ‌امت‌اسلامي‌ در برابر جهان‌ كفر و استكبار را از او بگيرند و حج‌ زندگي‌ساز و شورآفرين‌ را، به‌ عبادتي‌ فردي‌ و سطحي‌ همراه ‌با سياحت‌ و تجارت‌ بدل ‌كنند.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام(‌14/04/1368)

  6) زنده سازی روح توحید

حج‌مي‌تواند روح‌توحيد را در دلها زنده‌كند، تكه‌پاره‌هاي‌امت‌بزرگ‌اسلامي‌را به‌هم‌وصل‌كند، عظمت‌مسلمين‌را به‌آنان‌برگرداند و آنان‌را از حقارت‌و احساس‌ذلتي‌كه‌بر ايشان‌تحميل‌كرده‌اند، نجات‌دهد. حج‌مي‌تواند دردهاي‌مسلمين‌را به‌علاج‌نزديك‌كند و بزرگترين‌درد آنان‌را ـ كه‌سلطه‌ي‌فرهنگي‌و اقتصادي‌و سياسي‌كفر و استكبار است‌ـ درمان‌نمايد.

حج‌مي‌تواند دلبستگيهاي‌اسارت‌آفرين‌را از دلها بشويد و در مقابل‌، ارتباط با خدا و با بندگان‌خدا را در فرد و جمع‌مسلمانان‌تقويت‌نمايند.

پیام به حجاج بیت الله الحرام(7/4/1369)

  7) فرصتی برای تزکیه و دیدن قدرت الهی امت اسلام

انتظار مي‌رود كه ‌حجاج‌ محترم ‌‌فرصت‌ يابند به ‌بركت‌ مناسك ‌و شعاير حج‌، دلهاي ‌خود را در زلال ‌ذكر خدا تزكيه ‌و تطهير كرده‌، در كنار آن‌، با مشاهده‌ي ‌شكوه ‌جماعت ‌مسلمين ‌كه ‌از اقطار ميهن‌ بزرگ‌ اسلامي‌ به ‌طواف‌ كعبه ‌آمده‌اند، فكر و ذهن‌خود را به‌ عظمت‌ اسلام ‌و مسلمين‌متوجه ‌سازند و قدرتي ‌را كه‌خداوند در يد واحده‌ي‌ امت‌اسلامي‌ به ‌وديعه ‌نهاده ‌است‌، به ‌چشم ‌ببينند.
غفلت‌ مسلمانان ‌از اين‌نيروي‌ لايزال‌، همواره ‌موجب‌ آن ‌شده ‌است‌ كه ‌دشمنان ‌اسلام‌ و غارتگران‌ ثروتهاي ‌مسلمين ‌بتوانند حيله‌گرانه‌ بر سرنوشت‌ ملتهاي ‌اسلامي ‌تسلط يابند و در اين‌ مقطع ‌زمان‌، دست‌ پليد اردوگاه ‌كفر و استكبار و در رأس‌ آن ‌رژيم ‌جبار و عنود امريكا، در سرزمينهاي ‌اسلامي ‌با همين ‌وسيله ‌به ‌هر تصرف‌ دلخواه‌ خود دست‌زده‌، در جان ‌و مال‌ مسلمين‌ دست ‌تطاول ‌گشوده‌ است‌.
در حج‌ بايد تا سرحد توان‌ و امكان‌، پيوند برادري‌ با مسلمين ‌ديگر كشورها استحكام‌ يابد و ضمن‌ استفسار از مسايل ‌و حوادث‌ آنان‌، حقايق ‌مسلم ‌سياسي‌ كه ‌امروز در فضاي‌ جمهوري‌ اسلامي ‌بر اكثر يا همه‌ي ‌مردم‌ آشكار است‌، به ‌آنان‌ انتقال ‌يابد و آيه‌ي‌ كريمه‌ي‌ "ليشهدوا منافع‌ لهم‌" تحقق‌ پذيرد; مسلمين‌ به ‌اتحاد كلمه‌ ترغيب‌ و از كيد دشمنان‌ بر حذر داشته‌ شوند و تجارب‌ ملت‌ انقلابي‌ و فداكار ما براي‌ آنان‌ تشريح‌ گردد.

حكم‌انتصاب‌حجه‌الاسلام‌والمسلمين‌محمد محمدي‌ري‌شهري ‌به‌سمت‌نمايندگي‌ولي‌فقيه‌و سرپرست‌حجاج‌ايراني‌(6/2/1370)

  8) مرکز اصلی توجه ، اندیشه و احساس

موسم حج با مژده‏ى بزرگترين ديدار ساليانه‏ى مسلمانان، از راه رسيده است، و بجاست اگر صدها هزار دل مشتاق كه در اين موسم، مجال بهره‏مندى از فيض لقاء خواهند داشت، پيوسته در جوش و شور و هيجان آماده‏سازى خويش باشند، و ميليونها مسلمان آرزومند كه امسال در فهرست بهره‏مندان نهاده نشده‏اند، به ياد لحظه لحظه‏ى ايّام سعادتمندان و دعا براى خود و آنان، دل و ذهن خويش را رنگين و معطر سازند، و همه‏ى مسلمانان صاحبدل به گونه‏يى در ايام حج، با حج و شعائر و آيات جلال و جمال آن سپرى كنند.

مراسم حج در هر سال، يك حادثه‏ى بزرگ است كه رواست اگر در آن ايام معلومات، مركز اصلىِ فكر و توجه و انديشه و احساس مردم در سراسر جهان اسلام باشد؛ و هركس بسته به جايگاه روحى و فكرى و سياسيش، به نوعى بدان بينديشد و با آن بسر برد. و بديهى است كه بهره‏مندان از فيض حج، در مركز اين تكليف و توقعند؛ و چون جسم و جان و انديشه و تلاش آنان آميخته به حج و بركات و آثار آن است، شايسته است كه بيشترين بهره‏ى معنوى و روحى و فردى و اجتماعى را از آن به دست آورند، و ان‏شاءاللَّه چنين خواهد بود.

پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى(22/11/1377)

  9) تجلی غنا و عظمت سرمایه امت اسلام

بار ديگر روزهاى خاطره ساز حج فرا رسيده و منادى پروردگار، دلهاى پُرشوق و التهابِ مؤمنان را بدان كعبه‏ى اميد فرا خوانده، و از هر سوى جهان گروهى سعادتمند را در پايگاه دعوت ابراهيمى و خاستگاه دين محمدى (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) گرد آورده است.

اكنون فرصت مغتنمى است كه اين نمونه‏ى منتخب امت بزرگ اسلام، خود را و امت واحده و آئين صلاح و فلاح آن را با نگاهى ژرف بنگرد و حقيقتى را كه در حصارهاى قوميت و نژاد و زبان، كمتر مى‏توان بدان پرداخت، در گستره‏ى اين ميعادگاه جهانى به چشم آورد.

در ميان واقعيتهاى بزرگى كه در اين تدبر و خودنگرى جلوه مى‏كند دو چيز از همه برجسته‏تر است؛ نخست: غنا و عظمت سرمايه‏يى كه امت اسلامى از آن برخوردار است. و ديگر: سهمگين بودن خطرى كه دركمين‏اين سرمايه‏ى بزرگ است.

سرمايه‏ى بزرگ امت اسلامى، آئين اسلام و معارف رسا و روشن و مقررات متين و دستور جامع آن براى زندگى انسان است.

اسلام با ارائه‏ى بينشى خردمندانه و عميق در باره‏ى جهان و انسان و با توحيد ناب و دستورالعمل اخلاقى و معنوىِ حكمت‏آميز و ارائه‏ى مقررات و نظامات سياسى و اجتماعى مستحكم و فراگير و اعمال و وظائف عبادى و فردى، همه‏ى آحاد بشر را دعوت مى‏كند تا: هم درون خود را از زشتيها و ضعفها و پستيها و آلودگيها برهانند و در باطن خود فروغ ايمان، و خلوص، و وارستگى، وصميميت، و محبت، و اميد، و نشاط را بيفروزند، و هم دنياى خود را از فقر و جهل و ظلم و تبعيض و عقب‏ماندگى و ايستايى و زورگويى و تحميل و تحقير و تحميق رها سازند.

براى فراهم شدن زندگى سعادتمندانه و مطلوب انسان، هم تزكيه‏ى اخلاقىِ فرد كه گوهر او را از زشتى‏ها و آلودگيها برهاند، و هم حركت و تلاش جمعى كه ميدانهاى زندگى را بروى او بگشايد و او را در چالشِ ناگزيرش با طبيعت و با نگهبانان رژيم‏هاى ستم و استكبار يارى دهد، ضرورى و حتمى است.

اسلام با معنا كردن زندگى و هستى و با نشان دادن راه درست آن، انسان را در فراهم آوردن زندگى حقيقتاً سعادتمندانه يارى

مى‏دهد و صراط مستقيم الهى را به او معرفى مى‏كند. همه‏ى احكام و دستورهاى اسلامى، و همه‏ى خطوط اصلى در شيوه‏هاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى اسلام، و همه‏ى عبادات و مقررات فردى و جمعى اسلام، اجزاء درهم تنيده‏ى اين نسخه‏ى زندگى بخش و سعادت‏آفرين است.

همين مراسم جاودانه‏يى كه حجگزاران در آستانه‏ى آنند، خود مجموعه‏ى گويا و پرنكته‏يى است از ذكر و شور و حال معنوى و درونى، در ضمنِ حركت و تلاش و هماهنگى سازنده‏ى جمعى.

حج، در آئينى پُر راز و رمز، و در آميزه‏ى شگفت‏آورى از شُكوه و خاكسارى، و اقتدار و فروتنى، و حركت وَ تلاش درونى و بُرونى، نمادى از مبارزه و جهاد نفسانى و جهانى انسانِ مسلمان، در راه تحقق حيات طيبه‏ى انسانى را در برابر چشم آدمی مى‏گذارد و حجگزار را به تمرين عملىِ وظائف بزرگ خود وادار مى‏سازد.

امروزه جوامع گوناگون بشرى، در خلاء معنويت و در سرگردانى و حيرت و گرفتاريهاى بزرگ اجتماعى و فردى كه بدست زر و زورسالاران جهانى بدان دچار شده‏اند، به اسلام و رهنمودها و درسهاى بزرگ آن نيازمندند، و دعوت اسلامى نه فقط براى ملتهايى كه در آتش فقر و استضعاف مى‏سوزند، بلكه به همان اندازه براى مردمى كه در مردابهاى پوچى و سرگردانى و فقر معنوى در كشورهاى ثروتمند و پيشرفته دست و پا مى‏زنند، جذاب و نافذ و اميدبخش است. گرايش روزافزون به اسلام در ميان قشرهاى جوان و آزرده از پوچىِ دنياى مادى در كشورهاى پيشرفته‏ى غربى، كه آمارها و تحقيقها بدان گواهى مى‏دهد، نشانه‏ى اين جذابيت و نفوذ است.

مسلمانان جهان با درست شناختن و براستى قدر دانستن اين سرمايه‏ى بزرگ، قادر خواهند بود كه تحولى حقيقى در زندگى خود پديد آورند و كشورهاى اسلامى را از ضعف و وابستگى و عقب ماندگى و انحطاطى كه امروزه بدان دچارند، نجات بخشند.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام(‏1377/12/28)

  10) مظهر معنویت ،وحدت و برائت

حج از يك طرف مظهر معنويت است - ارتباط با خدا، آشنا شدن دل با آيات الهى و نزديك شدن هرچه بيشتر انسان به خدا - از يك طرف مظهر وحدت است - يكپارچگى امّت اسلام، برداشتن ديوارها و حجابها و پُر كردن درّه‏ها و شكافهايى كه يا به‏دست دشمن، يا به‏وسيله تعصّبات و اوهام به‏وجود آمده است، و نيز ايجاد قدمى به سوى امّت واحده اسلامى است - و از طرف ديگر مظهر برائت از دشمنان خدا، برائت از مشركين و ايادى شرك و كفر است. اگر ان‏شاءاللَّه اين سه جهت در حج متجسّد و مجسّم شود، حج فايده خود را بخشيده است. اوّل، شما و حاجى هستيد كه از حج بهره مى‏بريد. در مرتبه دوم، دنياى اسلام و جامعه اسلامى و امّت اسلامى است كه اين بهره را مى‏برد. يكى از خصوصيات حج اين است كه فضا را معنوى مى‏كند. الان فضاى كشور به بركت نزديكى ايام حج و با رفتن حُجّاج، در شرف معنويتر شدن است. وقتى حُجّاج برمى‏گردند، باز بارى از معنويت با خود مى‏آورند؛ يعنى سوغات روحيه و معنويت. هر وقت سخن از حجّ است، معنويت پراكنده مى‏شود. بايد اين‏طور باشد.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج(‏1378/11/26)

  11) شناخت عناصر شکوفا ئی ، سربلندی و کامیابی در پرتو توحید و وحدت

موسم حج بار ديگر نمايشگاه عظيم خود را در پايگاه وحى و نبوت بر سر پا كرده و صحنه‏ى شگفت‏آور و شورانگيزى پديد آورده است. رودهاى خروشان ملتهاى مسلمان از همه سوى جهان در اين اقيانوس فرو مى‏ريزند و همزيستى امت واحده را زير لواى توحيد مجسم مى‏كنند. احساسات در هم تنيده‏ى اين مجموعه‏ى بشرى، نمايشگر آرزوها و نيازها و دردها و توانائيهاى امت عظيم اسلامى است. سرزمينهاى حج، اكنون ميزبان مردمى از ايران و عراق، از فلسطين و لبنان، از شبه قاره و شمال آفريقا، از تركيه و بوسنى و از سراسر آسيا و اروپاست. اين دلهاى پراشتياق، مى‏توانند ترجمان سخن دل امت اسلامى باشند. حج براى همين نزديكى و صدا به صدا رساندن مسلمانان سراسر جهان است. رشته‏اى كه اين همه دل را به هم پيوند مى‏دهد همان پيامى است كه نخستين‏بار از اين سرزمين، صلا زده شد و طول و عرض جهان و تاريخ را در نورديد: پيام توحيد و وحدت؛ توحيدِ خدا و وحدتِ امت. توحيد، نفى خداوندگارى طواغيت و مستكبران و زر و زور سالاران است، و وحدت، مظهر عزت و اقتدار مسلمانان. حج، فراتر از هر نوشته و گفتارى، اين پيام ماندگار را هر ساله در قالب اجتماع عظيم خود، بازپردازى مى‏كند و به سراسر جهان اسلام مى‏فرستد. هر مسلمانى در هر بخشى از عالم اسلام، در موسم حج، يك بار ديگر بايد اين حقيقت را بشناسد كه شكوفائى و سربلندى و كاميابى همه جانبه‏ى كشورهاى اسلامى تنها در سايه‏ى اين دو به دست خواهد آمد: توحيد با همه‏ى ابعاد فردى و اجتماعى و سياسى آن، و وحدت با مفهوم درست و قابل تحقق آن در دنياى امروز.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام در موسم حج‏ (1379/12/12)

  12) طواف،مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود

در تعاليم اسلام نكته‏اى وجود دارد كه خوب است برادران و خواهران به آن توجّه كنند. اسلام با سنّتهايى كه از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مى‏كند. اوّلاً بعضى سنّتهاى غلط را به‏كلّى از بين مى‏برد و نابود مى‏كند؛ چون سنّتهاى درستى نيست. مثل اين كه عربها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمى‏داشتند، يا بيشترِ ملتهاى غيرمسلمان، جنس زن را تحقير و اهانت مى‏كردند! اسلام اين سنّت را به‏كلّى از بين برد؛ چون به‏كلّى غلط بود.

ثانياً اسلام بعضى از سنّتها را از بين نبرده است. كالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض كرده است؛ مثل بسيارى از اعمال و مراسم حج. اين طوافى را كه ملاحظه مى‏كنيد، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرك بود! اسلام آمد و اين عمل را از محتواى شرك آلود، خالى و از محتواى توحيد پُر كرد. طواف در آن زمان، مظهر گرايش انسان به آلهه و اربابِ ادّعايى و پندارى بود؛ آن را تغيير داد و مظهر ارادت انسان به مركز عالم وجود - يعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار - قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض كرد.

بيانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) (01/01/1377)

  13) حضور مؤمنانه و پرهیز کارانه

كسانى كه به مكه مى‏روند، مكه را فداى بازارگردى و دكان‏گردى نكنند. مكه بالاتر از اين حرفهاست. مى‏توانند بعداً يك سفر هم براى تجارت بروند و هر جا مى‏خواهند بگردند. اما در حج، اين «ايام معلومات» را براى خودشان و براى زيارت و توجّه و تذكّر نگه دارند و آن را فداى كارهاى بى‏ارزش نكنند.

در نمازهاى جماعت، شركت كنيد. در اجتماعات، شركت كنيد. نماز اوّل وقت را به جماعت در حرمهاى عالى‏مقام حتماً درك كنيد. بگذاريد حضور شما، حضور مؤمنانه و پرهيزكارانه‏اى باشد كه از ملت ايران انتظار مى‏رود.

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و دست ‏اندركاران «حج» (31/01/1373)

  14) اتحاد دلها ، جانها و حرکت بر گِرد محورتوحید

حقيقت اين است كه حج يك واجب استثنايى و يك مراسم عجيب و پُر رمز و راز است. اگرچه در باب حج بسيار گفته‏اند و همه گفته‏اند و مطالب شيوا و زيبايى هم بيان كرده‏اند؛ اما مسأله حج خيلى عميقتر از چيزى است كه ما تا امروز فهميده‏ايم. حج، يك حركت عبادى خالصِ عميق - خضوع، خشوع، ذكر، عبادت، تضرّع و توسّل - و با حالت اجتماع است. دركنار هم قرار دادن اين دو ويژگى، مسأله را خيلى پُرمعنا مى‏كند. اگرچه در اسلام عبادات اجتماعى، مثل نماز جماعت و نماز جمعه و نماز عيد وجود دارد؛ اما اين اجتماع عظيم و اين مركزيّت دادن به ذكر و توحيد و كشاندن همه مسلمانان از آفاق عالم اسلامى به يك نقطه واحد، خيلى معنا دارد. اين‏كه همه ملت مسلمان و امّت اسلامى با وجود اختلاف لهجه‏ها و نژادها و عادات و سنن و سلايق و اختلاف مذاهب موظّفند در يك نقطه جمع شوند و اعمال ويژه‏اى را با هم انجام دهند و اين اعمال هم صرفاً عبادت و تضرّع و ذكر و توجّه است، خيلى پُرمعناست. معلوم مى‏شود بنا بر نظر اسلام و ديد اسلامى، اتّحاد دلها و جانها فقط در ميدان سياست و در جهاد نيست؛ حتّى رفتن به درِ خانه خدا و كنار هم قرار گرفتن دلها و با هم بودن تن‏ها و جانها نيز داراى اهميت است. لذا ملاحظه بفرماييد در قرآن كريم مى‏فرمايد: «واعتصموا بحبل‏اللَّه جميعاً». اعتصام به حبل‏اللَّه، تنها فايده‏اى ندارد؛ «جميعاً» مهم است. با هم اعتصام به حبل‏اللَّه كنيد؛ با هم به نقطه اطمينان‏بخش تعليم و تربيت و هدايت الهى چنگ بزنيد. با هم بودن مهمّ است؛ دلها با هم، جانها با هم، فكرها با هم، تن‏ها در كنار هم. طوافى كه مى‏كنيد - اين حركت دايره‏وار بر گرد يك مركز - نماد حركت مسلمانان بر گرد محور توحيد است. همه كارها و اقدامات و همّتهاى ما بايد بر گردِ محور وحدانيّت الهى و توجّه به ذات اقدس ربوبى باشد. اين درس، مربوط به همه زندگى است. كسانى كه مى‏خواهند احكام اسلامى را به كنج خانه‏ها و عبادتگاهها و دلها منحصر كنند و فعّاليت عرصه اجتماع را از دين عارى كنند، به اين نكات اسلامى توجّه ندارند.

سعى بين صفا و مروه‏اى هم كه همه آحاد مسلمان بايد آن را طى كنند، همين‏طور است. سعى، حركت با همّت، با شدّت، با توجّه، با ارادهو آگاهانه است و همه بايد با هم حركت كنند؛ بروند و بيايند. اجتماع عظيم در عرفات و مشعر و منا هم همين‏طور است.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار كارگزاران مراسم حج (‏1381/10/25)

  15) ضرورت درس گیری از الگوی حج

گردهمائى ميليونى مسلمانان در حج، پديده‏ئى بى‏نظير و شگفت‏انگيز است. همه‏ى ملتهاى مسلمان از همه‏جاى جهان و از همه‏ى قشرهاى اجتماعى، در اين چند روز در خانه‏ى خدا، زادگاه اسلام و پيامبر عظيم‏الشأن آن گرد مى‏آيند و آئينهاى پررمز و راز حج را برپا مى‏دارند. در اين شعائر پرشكوه و پرمعنى، پيوند دلها با خداى بزرگ، پيوند دلها با يكديگر، حركت برمحور توحيد، سعى و تلاش همگانى، رمى شيطان و برائت از طاغوت، ذكر و تضرّع و خشوع در برابر خدا، و احساس عزت و عظمت در پرتو اسلام، همه در عمل و بگونه‏ئى نمادين به ملتهاى مسلمان، آموزش داده مى‏شود؛ و مهربانى و همزيستى با برادران و استحكام و سرسختى با دشمنان، و رها شدن از پيرايه‏هاى خودپرستى و پيوستن به درياى عزت و عظمت الهى در قالب مناسك حج تجسّم مى‏يابد.

حج، نِماد امت اسلامى و آموزنده‏ى نوع رفتارى است كه اين امت بزرگ براى تأمين سعادت خود بايد در پيش گيرد. مى‏توان حج را در حركت هدفمند و آگاهانه و متنوّع همگان در جهتى واحد خلاصه كرد. تار و پود اين حركت، ياد خدا و همدلى بندگان خدا است، و هدف آن ايجاد پايگاه مستحكم معنوى براى زندگى سعادتمندانه‏ى انسان: جعل اللَّه الكعبة البيت الحرام قياماً للناس و الشهر الحرام و الهدى و القلائد.

امت اسلامى اكنون برابر الگوى حج، به حركت بزرگ و هدفدارى در زندگى واقعى خود نيازمند است و همه، چه دولتها و چه ملّتهاى مسلمان، در اين مسئوليّت سهيمند.

استكبار مى‏داند كه سرچشمه‏ى مقاومت ملتها و دولتهاى مسلمان، اسلام و تعاليم رهائى‏بخش آن است. از اين رو جنگ روانى گسترده‏ئى را بر ضد اسلام و مسلمانان آغاز كرده است. پس از حادثه‏ى 20 شهريور كه قرائن بيشمارى انگشت اتهام را به سوى شبكه‏هاى پنهان و نفوذىِ صهيونيست دراز مى‏كرد، با شتابزدگى نام مسلمانان و اسلام را در ستون اتهام گنجاندند و ب و روز تكرار كردند. جمعى مسلمان را نيز از آمريكا و افغانستان و نقاطى ديگر اسير كرده به زندانها و شكنجه‏هاى مخوف پردند. نه هرگز اتهام اين افراد ثابت شد و نه متهمان نام و نشان‏دار به چنگ آمريكائيان افتادند. اما جنگ روانى بر ضدمسلمين و اسلام متوقف نشد و گويا به اين زوديها هم نخواهد شد.

اسلام دين آزادى و عدالت و حقجوئى است. مردمسالارى حقيقى همان مردمسالارى دينى است كه با پشتوانه‏ى ايمان و مسئوليت دينى مطرح مى‏شود و همانطور كه در ايران اسلامى مشهود است بسيار مطمئنتر و صادقانه‏تر و مردمى‏تر از دموكراسى امثال آمريكا عمل مى‏كند. دموكراسى‏ئى كه آمريكائيها ادعا مى‏كنند به مردم كشورهاى اسلامى و عربى خواهند داد به اندازه‏ى گلوله و بمب و موشكشان خسارتبار است. دشمن حتى اگر دانه‏ى خرمائى هم به ما بدهد نمى‏توان مطمئن بود كه آن را انباشته از زهرى كشنده نكرده باشد. امت اسلامى در آفريقا و خاور ميانه و غرب آسيا اين را بارها و حتى در همين سالهاى اخير آزموده‏اند.

امت اسلامى در چنين اوضاع حساس و خطيرى بيش از هميشه به درس‏گيرى از الگوى حج نياز دارد: حركت ونهضت هدفمند، و آگاهانه، و متنوع، و همگانى، در سمت هدفهاى قرآنى و بر صراط مستقيم اسلام.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام در موسم حج (12/12/1379)

  16) توحید در مقابل شرک

اين‏جا چون مركز اسلام است و لُبّ روح و حقيقت اسلام، توحيد است و خانه خدا، مركز اقامه و مظهر و نماد و رمز توحيد است، لذا شعار، شعار توحيدى است و برائت هم برائت از شرك است. اين امر واضحى است. حالا مى‏گويند: آقا! در كتاب مسأله، كجا نوشته‏اند كه برائت از مشركين، جزو واجبات حج است؟ خوب؛ كجا نوشته‏اند كه حفظ نظام اسلامى، از اوجب واجبات است و اگر كسى اين را منكر باشد، اسلام را نفهميده است؟

چيزهايى هست كه نوشتن ندارد. هر جا كه شما به اثرى از دين نگاه كنيد، اين را به‏وضوح مى‏بينيد. البته انسان بايد بصيرت، فهم، معرفت و قدرت درك داشته باشد. كيست كه، توحيد - شعار معنويت و وحدت مسلمين - را در حج ببيند و نفهمد كه اين اجتماع عظيم، براى اين است كه اسلام و توحيد به رخ كفر كشيده شود؟! به‏خلاف آنچه امروز دشمنان مى‏خواهند، در حج، توحيد در مقابل شرك سينه سپر مى‏كند.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج (16/01/1374)

  17) دو خاصه برای شناخت حج

عزيزان من! حج را با اين دو خاصّه بشناسيد. خاصّه تأثير شخصى، فردى و معنوى. ايجاد انقلابى در هر دل؛ اين هزاران دلى كه از اين‏جا احرام مى‏بندند و به خانه خدا، به ميعاد و ميقات الهى مى‏روند، تا منقلب، الهى و معنوى شوند و برگردند. دلها از خانه خودشان احرام مى‏بندند. دلهاى ذاكر و خاشع. در واقع قبل از ميقات، دلها مُحرِمند. اين، يك ويژگى بود كه قابل اغماض نيست. دومى هم معنا و مفهوم جمعى، اسلامى، امّتى و فرامليتىِ مربوط به امّت اسلام، و عبارت است از اثبات عزّت توحيد، نفى شرك، برائت از شرك و مشركين و داعيان الى الشّرك و مخالفان توحيد، به هر شكل و گونه‏اى كه بتوانند. مثل خود حج؛ كه «من استطاع اليه سبيلاً.» متوقّف بر استطاعت است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج (16/01/1374)

  18) جستجوی دلهای آشن

البته دلهاى مؤمنِ‏ پيروان آل محمّد صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در آن سرزمينها به دنبال يادگارهاى عزيز خودشان هم مى‏گردند. دنبال ياد ائمّه مظلوم خودشان كه آن‏جا، پايگاه اشعاع و نورانيّت و درس آنها بوده است. ائمّه در طول دويست و پنجاه سال امامت شيعه، در آن شهرها و در همان كوچه‏ها، خيابانها و خانه‏ها؛ در همان سرزمين، در همان بقاع متبّركه، نشستند و اسلام را به مردم تشنه، مشتاق و با معرفتْ تعليم و تدريس كردند و ياد، ذكر، آثار، قبور مطّهره و يادگارهاى آنها، آن‏جاست. امروز هم بازمانده عزيز و دردانه قيمتى اين عالمِ وجود در روى زمين، در ايام حج، در همان جاست.

سيّد و مولاى آفرينش و محبوب دلهاى مشتاقان، در عرفات، منى‏، مشعر الحرام و طواف، آن‏جاست. دلهاى آشنا سراغ بگيرند و خودشان را با كانون معنويت مرتبط كنند.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج (‏1374/01/16)

  19) حکمتی بدیع برای یکپارچگی پیکر اسلام

حكمت بديع اسلام، اين آزمايش شگفت آور و پر از رمز و راز را چنان ترتيب داده است كه همين يك واجب بتواند در همه‏ى قرون و اعصار، و با هراندازه گسترشى كه دامنه‏ى اسلام در شرق و غرب گيتى به دست آورده است، يكپارچگى و اتصال اجزاء اين پيكر عظيم را تامين كند... همه در يكجا و هميشه در يك فصل،... چه آن هنگام كه سفر كعبه‏ى مشتاقان بيت از برخى نقاط عالم يكسال به طول مى‏انجاميد و چه امروز كه دشمنان امت اسلامى براى پوشش تبليغات زهرآگين خود به سراسر كره‏ى زمين به بيش از يكساعت نيازندارند، هميشه اجزاء اين پيكر عظيم و پراكنده، به اين مركز وحدت و قدرت كه براى آنان كانون صفا و برادرى و معنويت و توحيد و معرفت واطلاع است نياز داشته‏اند.. و اسلام اگر از حج خالى مى‏بود ركنى اصلى و جزيى جوهرى را فاقد بود.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام (‏1374/02/14)

  20) تدبّردر حج

تدبّر درحجّ، عامل معجزه‏آسايى درگسترش اين انديشه درميان همه‏ى مسلمانان است، بعلاوه چهارراه عظيمى براى تبادل اطلاعات ملتها از شرق وغرب وشمال وجنوب جهان اسلام است. من به همه‏ى برادران وخواهران مسلمان كه درمحشر عظيم حج گردآمده‏اند متواضعانه توصيه مى‏كنم كه درحج تدبر كنند وآن دونكته‏ى اصلى رايعنى دل سپردن به خدا و نزديك كردن خود به ذات مقدس الهى درانديشه وعمل با عبوديت خالص وحقيقى ازيكسو واجتناب وبرحذر بودن از شيطانها ودشمنان راه وجهت الهى ازسوى ديگر، براى خود تأمين كنند وباروحى مجهّز به تقوا و دلى سرشاراز اعتماد به خداو روحى لبريز از اميد به آينده‏ى امت اسلامى وتصميمى راسخ درپيگيرى هدف‏هاى اسلام و به قصد حاكميت يافتن معارف وقوانين و فرهنگ اسلامى برجوامع مسلمان، به‏ديار خود بازگردند.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام (‏1374/02/14)

  21) اغتنام از فرصت

همه‏ى حجاج عزيز را به اغتنام فرصت اين ايام بزرگ فراخوانده، همگان را به تدبر در حج و توشه بردارى معنوى و روحى براى بقيه‏ى عمر دعوت مى‏كنم. از آقايان روحانيون محترم مى‏خواهم كه اين مضامين را در جمع كاروانهاى ايرانى و غير ايرانى به گونه‏هاى مناسب مطرح فرمايند و دلها و جانها را به معنويت حج و نيز به مضمون سياسى آن متوجه سازند.

پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج (04/02/1375)

  22) پشتوانه تمام نشدنی

تعاليم سياسى و اجتماعى اسلام، همه در جهت آن است كه ملل اسلامى به اقتدار و سيادت علمى و اخلاقى و سياسى و روحى و مادى دست يابند. و امروز همه‏ى رهبران هوشيار ملتهاى جهان در صددند كه از هر امكان و ذخيره‏يى كه مى‏تواند آنان را قدرتمند كند، بهره گيرند. امت بزرگ اسلامى با وجود عِده و عُده‏ى خود، فاقد عزت و قدرت در سطح بين‏المللى است؛ چگونه بايد عزت و قدرت غفلت و احياناً خيانت خوديها و استكبار و خباثت بيگانگان و دشمنان، چيزى نيست كه در اين گفتار مختصر بگنجد؛ آنچه اين جانب مى‏گويم، آن است كه جفاى دشمن به خاطر آن است كه جبهه‏ى خودى نخواسته است از همه‏ى نيرو و امكان خود استفاده كند و عِده و عُده‏ى خود را به مصاف دشمن بياورد. بزرگترين پشتوانه‏ى جهان اسلام، امت بزرگ اسلامى است؛ يعنى ملتهاى مسلمان كه وحدت و اتفاق و تفاهم آنها و غريو رعد آساى اعتراض آنها و قدرت انديشه و بازوى كار و ثروت طبيعى و خداداده‏ى آنها، مى‏تواند دل هر دولت مستكبر راآب،و گوش او را كر، و پشت او را خم كند.

حج، مظهرى و نمونه‏يى از اين پشتوانه‏ى عظيم و تمام ناشدنى و غير قابل شكست را در برابر چشم ما مى‏گذارد.

اين جاست كه معناى حقيقى فرياد برائت در حج آشكار مى‏گردد؛ و چنين است كه غريو دستجمعى مسلمانان در برائت از مشركين، در حج روح مى‏دمد و مضمون مى‏بخشد.

پيام به مناسبت برگزارى مراسم حج (‏1376/01/21)

  23) نقطه ی آغاز یک مجاهدت عظیم

ملت و دولت ايران، ملتهاى برادر را به اتحاد فرا ميخوانند و دست برادرى به‏سوى آنان دراز ميكنند؛ علماء و روشنفكران و سياستمداران و دنياى اسلام درس وحدت و استقامت و معرفت را براى ملتهاى خود تكرار كنند و جوانان بالنده‏ى اين نسل را براى روياروئى با حوادث بزرگ و به دوش گرفتن بار امانتى سنگين و شالوده‏ريزى امت متحد و يكپارچه‏ى اسلام آماده سازند.

حج، نقطه‏ى آغاز و منبع لايزالى براى اين مجاهدت عظيم و مبارك است.

پيام رهبر معظم انقلاب اسلامى به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام (01/12/1380)

  24) شناخت عظمت و رحمت خداوند در حج

شناخت عظمت و رحمت خداوند در حج، به معنى تأمل در پايه‏گذارى اين خانه است كه درعين‏حال، هم خانه‏ى خداست و هم خانه‏ى مردم؛ إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَ هُدًى لِّلْعَلَمِينَ.

هم جايى است كه انسان نيازمند، بدان روى مى‏كند و هم نقطه‏يى است كه عظمت آيين الهى در آن جلوه‏گر مى‏شود. آميزه‏يى از شكوه و عظمت و صفا و سادگى، يادگارى از نخستين نداى توحيد، و جايگاهى براى تحقق وحدت كلمه. هم نشاندار جاى پاى مجاهدان صدر اسلام، كه غريبانه در آن مبارزه كردند و مظلومانه از آن هجرت نمودند و فاتحانه و مقتدرانه بدان بازگشتند و آن را از نشانه‏هاى جاهليت عرب پيراستند؛ و هم معطّر به نَفَس نيايشگران و جاى سجده‏ى متعبدان و دست نياز ثناگويان. هم مَطلَع خورشيد اسلام در آغاز و هم مشرق طلوع مهدى موعود در انجام. هم پناهگاه دلهاى رميده و هم اميد بخش جانهاى به ستوه آمده!

تشريع فريضه‏ى حج و ترتيب مناسك آن، هم نشانه‏ى عظمت است و هم آيت رحمت. با اين شناخت است كه دلها به مشاهده‏ى كعبه‏ى شريف در مسجدالحرام منقلب مى‏شود و بيراهه‏ها به صراط مستقيم مى‏پيوندد و انسانها دگرگونه مى‏شوند.

شناخت دشمن، محصول همه‏ى آن شناختها و متمم و مكمّل آنهاست. بدون آن، دل و ذهن مسلمان، مخزنى بى‏حصار است كه از دستبرد راهزن و خائن و غارتگر، مصون نيست. در خودِ اعمال حج، رَمى جمرات، نماد دشمن‏شناسى و دشمن‏ستيزى است؛ و پيامبر مكرّم اسلام(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله)، اذان برائت را در حج سر داد و آيات برائت را از حنجره‏ى امير مؤمنان (عليه‏السّلام) در مراسم حج تلاوت فرمود. اگر جهان اسلام و امت اسلامى، روزى از وجود دشمنان جرّار فارغ گردد و چنين چيزى ممكن شود، برائت نيز بى‏فلسفه خواهد بود. ولى با وجود دشمنها و ستيزه‏گريهاى كنونى، غفلت از دشمن و بى‏مبالاتى به برائت، خطايى بزرگ و پُرخسارت است. اگر آن شناختهاى پيشين به دست آيد، دشمن جهان اسلام نيز شناخته مى‏شود. هر پديده، يا شخص، يا حكومتى و نظامى كه مسلمانان را از هويت اسلاميشان بيگانه كند، يا به تفرّق و پراكندگى بكشاند، يا به كسب عزت و عظمت اسلامى بى‏اعتنا، يا از آن مأيوس سازد، كارى دشمنانه مى‏كند؛ و اگر خود، دشمن نيست، سرانگشت دشمن است!

شيطان درقرآن، تعبيرى ازنيروهاى شرآفرين و فساد آفرين و انحطاط آفرين است كه در صف مقابل انبيا قرارمى‏گيرد؛ وَكَذلِكجَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الاِْنسِ وَالْجِنِّ. و در سراسر قرآن، ياد و نشان شيطان تكرار شده و در تمام طول مدت نزول وحى، از آن نام برده شده است. اين بدان معناست كه ياد و نشان دشمن، هرگز نبايد مورد غفلت جوامع مسلمان قرار گيرد.

امروز بيشترين تلاش شيطان كه همان جبهه‏ى سياسى استكبار است، مصروف آن مى‏شود كه مسلمانان را از آينده‏ى خود، نوميد و به ذخيره‏ى گرانبهاى فرهنگ و دانش خود، بى‏اعتنا سازد. هر پديده‏يى كه به مسلمانان جهان، اميد ببخشد و آنان را به فكر بناى آينده بر پايه‏ى اسلام بيفكند، در چشم استكبار، بشدت منفور و مبغوض است. دشمنى شيطان بزرگ با ايران اسلامى، از آن است كه تشكيل جمهورى اسلامى و اداره‏ى كشورى پهناور، با جمعيتى انبوه و با ثروت مادى و معنوى بى‏پايان، به مسلمانان، نويد عزت و عظمت اسلامى مى‏دهد و فروغ اميد را در دلهاى آنان زنده مى‏كند.

پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى (‏1377/01/12)

  25) برکات حج

تقويت اين احساس در فرد، كه وى عضوى از پيكر بزرگ امت است و هدايت درست آن، بايد بتواند بر همه‏ى آن ترفندهاى تفرقه‏ساز، غلبه كند؛ و ضمن اين‏كه هويت ملّى و فرقه‏يى را در بخشهاى گوناگون امت اسلامى پاس مى‏دارد، از فوايدى كه دريكدلى و اتحاد است، همه‏ى اين مجموعه‏ى بزرگ را بهره‏مند سازد و عزّت و اقتدار و خير كثيرى را كه در يكپارچگى امت اسلامى نهفته است، شامل همه‏ى اجزا و اعضاى آن كند.

طواف و سعى و نمازهاى جماعت و همه‏ى حركات و سكنات دستجمعى در حج، اين درس را به حجگزار مى‏رساند و آن را در اعماق وجود او نفوذ مى‏دهد.

شناخت نمونه و نمايى از آن امّت واحدة، به معنى گامى عملى در راه تحقق آن آرزوى بزرگ - يعنى اتحاد اسلامى - و در نهايت سر بركشيدن قدرت واحده‏ى اسلامى در ميدان سياست جهانى است. ديدن توده‏هاى عظيم حجگزار از نقاط گوناگون عالم، و با زبانها و رنگها و نژادهاى گوناگون، افق ديد مسلمان را گسترش مى‏دهد و از مرزهاى شخصى و قومى و ملّى فراتر مى‏برد، و وظيفه‏ى اسلامىِ رفتار برادرانه، وى را با آنان به تعارف و همزبانى و همدلى مى‏كشاند، خبرهاى اختصاصى ملتها را به سراسر جهان اسلام مى‏بَرَد و توطئه‏ى تبليغاتى دشمن را كه هميشه، و امروز بيش از هر زمان، دست اندركار قلب حقيقت و دروغ‏سازى و شايعه‏پراكنى است، خنثى مى‏كند و فاصله‏هاى مكانى و زبانى و پندارى را از ميان برمى‏دارد. با تبيين موفقيت يك ملت، در دل ملتهاى ديگر، اميد مى‏دمد و با تشريح تجربه‏ى يك كشور، كشورى ديگر را مجرّب مى‏سازد. احساس انزوا و تنهايى را از افراد و ملتها مى‏زدايد و ابّهت دشمن را در چشم آنان مى‏شكند، مصيبتهاى بزرگ يك كشور را براى ديگران شرح مى‏دهد و آنان را به فكر علاج آن مى‏افكند.

توقف حجگزاران در موسم حج در يك نقطه، و بخصوص وقوف در عرفات و مشعر و مَبيت در منى‏، همگى، زمينه‏هاى مستعد اين شناختِ كارساز و كارآمدند.

پيام به ملت ايران به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى (‏1377/01/12)

  26) منافع حج

آيا جهان اسلام توانسته است از منافع حج برخوردار شود؟ و اساساً اين نافع چيست؟

حج درست مى‏تواند تحولى درونى در يكايك مسلمين پديد آورد و روح توحيد و ارتباط با خدا و اعتماد به او و رد همه‏ى بتهاى درون و برون وجود آدمى كه همان هواها و هوسهاى پست‏كننده و قدرتهاى اسيركننده‏ى آدمى‏اند، و نيز احساس قدرت و اعتماد به نفس و رستگارى و فداكارى در آنان پديد آورد، و چنين تحولى است كه از هر انسانى، موجودى شكست ناشناس و تهديد و تطميع‏ناپذير مى‏سازد.

و نيز حج درست مى‏تواند از اعضاى جدا افتاده‏ى امت اسلامى، پيكره‏يى واحد و كارآمد و نيرومند بسازد، آنان را با هم آشنا و از حرفها و دردها و پيشرفتها و نيازهاى يكديگر، آگاهشان كند و تجربه‏هاى آنان را متبادل سازد. اگر حج با توجه به اين هدفها و نتايج برنامه‏ريزى مى‏شد،و در اين برنامه‏ريزى دولتها و علماء و صاحبنظران و روشنفكران جهان اسلام، همكارى مى‏كردند، ثمرات گرانبهايى نصيب امت اسلامى مى‏گشت كه با هيچ دستاورد ديگرى در دنياى اسلام قابل مقايسه نبود. به جرأت مى‏توان گفت همين يك تكليف اسلامى اگر درست و چنانكه شريعت اسلام، خواسته است مورد بهره‏بردارى قرار گيرد، پس از زمانى نه چندان بلند، امت اسلامى را به عزت و قدرتى كه در خور آن است خواهد رسانيد.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام (‏1371/03/13)

  27) مضمون سیاسی حج

كدامين‌جان‌تشنه‌است‌كه‌از فيض‌كوثر محمدي‌(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) و جوشش‌زمزم‌حسيني‌، اين‌جرعه‌ها را بنوشد و هنوز در مضمون‌سياسي‌حج‌دچار ترديد و ابهام‌باشد؟ حج‌بي‌برائت‌، حج‌بي‌وحدت‌، حج‌بي‌تحرك‌وقيام‌، حجي‌كه‌از آن‌تهديد كفر و شرك‌برنخيزد، حج‌نيست‌و روح‌ومعناي‌حج‌را فاقد است‌.

بتهاي‌بزهكار استبداد و استعمار، حكمرانان‌از خدا بي‌خبر و قدرتهاي‌سلطه‌گر جهاني‌، در گذشته‌و حال‌، همواره‌از حج‌بامضمون‌سازنده‌و روشن‌و الهامبخش‌، بشدت‌ترسيده‌و با آن‌به‌مقابله‌برخاسته‌اند. آنها تبليغات‌دامنه‌دار و خصمانه‌يي‌را به‌وسيله‌ي‌آخوندهاي‌درباري‌و ريزه‌خواران‌سفره‌ي‌عشرت‌خود بر ضد مضمون‌سياسي‌حج‌به‌راه‌انداخته‌و باهياهو و جنجال‌خواسته‌اند بقبولانند كه‌حج‌از سياست‌جداست‌و جز عبادتي‌به‌مثابه‌ي‌عبادات‌فردي‌نيست‌; غافل‌از آن‌كه‌هر انسان‌اندكي‌هوشمند هم‌بوضوح‌درمي‌يابد كه‌اگر درس‌وحدت‌مسلمين‌و عظمت‌امت‌اسلامي‌و تعارف‌برادران‌جداافتاده‌و همصدايي‌صاحبان‌زبانها و نژادها و مليتها و مناطق‌جغرافيايي‌گوناگون‌و اعتصام‌به‌حبل‌الله‌با حالت‌طبيعي‌در حج‌منظور نمي‌بود و فقط عبادت‌و رابطه‌ي‌جداگانه‌ي‌انسانها با خداي‌خود مطلوب‌بود، آمدن‌از "كل‌فج‌عميق‌" و پياده‌و سواره‌، آن‌هم‌در يك‌موسم‌خاص‌، چه‌معني‌داشت‌؟ رنج‌پيمودن‌اين‌راه‌، چرا؟ و حضور در مكه‌وسپس‌در عرفات‌و مشعر و مني‌، آن‌هم‌در ايام‌معدودات‌و روزها و ساعات‌معين‌براي‌همه‌ي‌مسلمين‌جهان‌، چرا؟

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام (14/04/‌1368)

  28) شوق دلهای شیفته

فرارسيدن‌ايام‌حج‌، همه‌ساله‌، همراه‌با شوق‌و حنين‌دلهاي‌شيفته‌و جانهاي‌آرزومندي‌از سراسر جهان‌اسلام‌است‌كه‌در جوار خانه‌ي‌معبود و ديار محبوب‌، سر بر آستان‌عشق‌و تقديس‌گذارند و جبهه‌ي‌تعبد و تقرب‌بر خاك‌آن‌مقام‌بسايند. ايام‌معلومات‌را در سايه‌ي‌ذكر و نيايش‌بگذرانند و در پناه‌رحمت‌و مغفرت‌حق‌بيارمند. برادران‌دور افتاده‌ي‌خود از چهارگوشه‌ي‌ عالم‌را ببينند و شكوه‌امت‌اسلامي‌را درنمونه‌يي‌زنده‌و مجسم‌، حس‌كنند.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام (07/04/‌1369)

  29) عبادتی در جهت ایجاد حیات طیبه امت اسلامی  

آري‌، حج‌عبادت‌است‌و ذكر و دعا و استغفار; اما عبادتي‌و ذكر و استغفاري‌در جهت‌ايجاد حيات‌طيبه‌ي‌امت‌اسلامي‌ونجات‌ آن‌از زنجيرها وغلهاي‌استعباد و استبداد و خداوندان‌زر و زور و تزريق‌روح‌عزت‌و عظمت‌به‌آن‌و زدودن‌كسالت‌و ملالت‌از آن‌. اين‌است‌حجي‌كه‌از پايه‌هاي‌دين‌به‌شمار رفته‌و اميرالمؤمنين‌علي‌(عليه‌السلام‌) درنهج‌البلاغه‌آن‌را علم‌اسلام‌و جهاد هر ناتوان‌و برطرف‌كننده‌ي‌فقر وتنگدستي‌و مايه‌ي‌تقرب‌و نزديكي‌اهل‌دين‌به‌يكديگر شمرده‌است‌;اين‌است‌آن‌حجي‌كه‌بندگان‌مجاهد خدا همه‌ساله‌از ايران‌با شوق‌و شور بدان‌روي‌مي‌آورند و برائت‌از امريكا و صهيونيسم‌و نفي‌ولايت استكبار وشعار براي‌تعميم‌ولايت‌الهي‌را شرط اصلي‌آن‌مي‌شمرند;

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام (14/04/‌1368)

  30) نکته اول حج : معنویت

دو نكته مهم در باب حج وجود دارد كه هميشگى و فراموش نشدنى است. يكى موضوع «معنويت» در حجّ است.

در خلال اين واجب، از اوّل تا آخر، روحى وجود دارد كه عبارت است از توجّه و اخلاص به ذات مقدّس احديّت و اظهار عبوديّت در مقابل پروردگار. در فرايض و واجبات ديگر، به اين حجم و كيفيّت، اين ويژگى را نمى‏شود مشاهده كرد؛ اگر چه قوام هر واجب و عبادتى، به توجّه و ذكر حضرت پروردگار جلّ و علاست. وقتى انسانها به مركز اقامه فريضه الهى حج جذب مى‏شوند، از محدوده زندگى مادّى خارج و به فضايى كاملاً معنوى وارد مى‏شوند. در اين فضاى معنوى، انسان به‏طور حقيقى، شستشويى مى‏كند و برمى‏گردد. فرض بر اين است كه اگر انسان، يك بار در مدت عمر خويش چنين شستشويى بكند، براى او كافى است.

چون حج يك بار واجب شده است و واجبات بر اساس نيازها و حاجات بشر است. اگر ما براى سير تكامل و عروج الى‏اللَّه، به بيش از هفده ركعت نماز در روز احتياج داشتيم، خداى متعال آن‏را واجب مى‏كرد. حداقلِ واجب، آن چيزى است كه براى ما به صورت حكم واجب درآمده است. حج، براى هر كس كه بتواند - «من استطاع»، كه نبايد خيال كرد «من استطاع»، واجب را محدود مى‏كند؛ نه. اين واجب را توسعه مى‏دهد، بدون استثناء - يك‏بار در عمر واجب است و اگر كسى نتوانست، خوب؛ نمى‏تواند. بر او چيزى واجب نيست؛ چون قدرت وجود ندارد. پس، يك بار رفتن در آن مخزن و چشمه جوشان معنويت براى شستشو و پاكيزه شدن كافى است. البته اگر بيشتر بشود، بهتر و بيشتر شستشو خواهد شد. امّا حدّاقلِ لازم، همان يك بار است.

ببينيد چقدر جنبه معنويت حج بايد قوى باشد! ...حجْ اوّل با «لبيّك» يعنى پاسخگويى و اجابت دعوت الهى شروع مى‏شود. تمام مناسك و كارهاى حج از قبيل حالت احرام، لباس و محرّمات احرام، طواف، سعى، نماز و وقوفين، هر كدام به نحوى، گوشه‏اى از وجود ما را به معنويت و خداى متعال جذب مى‏كند. اين مجموعه مركّب، در واقع چشمه زلالى است كه بايد خود را در آن شستشو دهيم. مراقب باشيد كه حج، اين جهت را از دست ندهد

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج (‏1374/01/16)

  31) نکته دوم حج :مسائل اجتماعی

نكته دوم، همان نكته اجتماعى است. خداى متعال اين واجب را به نحوى انجام داده است كه مسلمانان، چشم در چشم يكديگر قرار گيرند. اگر حج نبود، يك فرد مسلمان ممكن بود تا آخر عمر، بسيارى از اين مليّتها را نه تنها نبيند، بلكه اسم آنها را هم نشنود. حج، ملتها، رسوم، زبانهاى مختلف و افراد ناآشنا را كه اگر دونفرشان، روزهاى متمادى در نقطه‏اى با هم باشند، معلوم نيست يك ذرّه با يكديگر اُنس پيدا كنند، در يك نقطه جمع مى‏كند و به همه آنها عمل، ذكر، عشق و هدف واحد مى‏بخشد. خوب؛ توقّع چيست؟ توقّع اين است كه دستاورد واحدى پيدا كنند. آن دستاورد واحد چيست؟ چيزى كه فضلاً از شخص واحد به همه ملتها ارتباط پيدا مى‏كند، نه به يك ملت واحد، چيست؟ آن، عبارت است از چيزى كه بين ملتهاست؛ كه همان اسلام است. بين ملتهاى صاحب نژادهاى مختلف، كه همه مسلمانند، آنچه مشترك است، چيست؟ آن، آرمانها، آرزوها، اهداف و عشقهاى اسلامى است، كه اسلام براى آنها معيّن كرده است. پس، حج مى‏خواهد اين را تأمين كند. چرا عدّه‏اى اين نكته واضح را نمى‏فهمند و بايد برايشان تشريح كرد؟! بعضى با وجود تشريح كردن هم نمى‏فهمند و شقاوت را به حد اعلى‏ رسانده، با اين امر واضح و حقِّ صريح، مبارزه هم مى‏كنند!

شرقى، غربى، سياه، سفيد و صاحبان زبانهاى گوناگون كه اين‏جا جمع شده‏اند، چند روز عمل واحدى انجام مى‏دهند: در يك نقطه عبادت مى‏كنند، مى‏خوابند و مى‏نشينند. اين كارها براى يك امر فرا مليّتى و فراشخصيتى است. و الّا ممكن بود اين اعمال را هر كس در مسجد جامع شهر خودش هم انجام بدهد. چرا مردم را به يك نطقه خاص كشاندند؟ براى اين‏كه با هم باشند و با هم بودن را حس كنند و آن چيزى را كه فراتر از مجموعه‏هاى ملّى است؛ يعنى مسلمان بودن و وحدت اسلامى را به اينها بفهمانند. آن، همان چيزى است كه انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى، از روز اوّل تا به حال روى آن تأكيد مى‏كند و مى‏گويد حج، براى آشنايى مسلمانان بايكديگر، اتّحاد و تأمين منافع مشترك مسلمانان و احتراز از دشمنان مشترك، يعنى «برائت از مشركين» است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج  (16/01/1374)

  32) ابعاد متعدد و متنوع حج

بر آشنايان‌معارف‌اسلامي‌پوشيده‌نيست‌كه‌فريضه‌ي‌حج‌بيت‌الله‌از جمله‌ي‌تكاليف‌نادري‌است‌كه‌در آن‌ابعاد متعدد و متنوع‌مربوط به‌زندگي‌فردي‌و سلوك‌جمعي‌، به‌شكلي‌باشكوه‌و داراي‌تأثير عميق‌در تن‌و جان‌و انديشه‌و نيز در منش‌و روش‌ آدمي‌گنجانيده‌شده‌و درست‌گزاردن‌آن‌مي‌تواند او را به‌توفيقات‌بزرگي‌در همه‌ي‌عرصه‌هاي‌مادي‌و معنوي‌نايل‌سازد.

در اين‌فريضه‌ي‌بزرگ‌، سير آفاق‌با سير انفس‌، ذكر و خشوع‌و انابه‌و استغفار با سعي‌و حركت‌و وقوف‌و برائت‌، اتحاد و رفق‌و تراحم‌مؤمنان‌با هشدار و بيزاري‌و پرهيز از كافران‌، "از سراب‌خود رو برتافتن‌" با "در اقيانوس‌جمع‌فرو رفتن‌"، "درد خود را با طبيب‌القلوب‌گفتن‌" با "طبيبانه‌از درد مسلمين‌جهان‌پرسيدن‌" و خلاصه‌، سياست‌با ديانت‌و دنيا با آخرت‌،همسنگ‌ و همعنان‌گرديده‌اند. اين‌تنوع‌و پيچيدگي‌، همواره‌ايجاب‌كرده‌است‌كه‌به‌منظور هرچه‌بهتر و كاملتر برگزار شدن‌حج‌، همه‌ساله‌هدايت‌و زعامتي‌، خيل‌حاجيان‌بيت‌الله‌را سرپرستي‌كند و به‌آنان‌در سيراب‌گشتن‌از اين‌سرچشمه‌ي‌فيض‌الهي‌ياري‌رساند.

حكم‌انتصاب‌حجه‌الاسلام‌والمسلمين‌محمد محمدي‌ري‌شهري‌به‌سمت‌ نمايندگي‌ولي‌فقيه‌و سرپرست‌حجاج‌ايراني (06/02/‌1370)

  33) باطل السحر همه ابتلائات

«و اذن‌في‌الناس‌بالحج‌ياتوك‌رجالا و علي‌كل‌ضامر يأتين‌من‌كل‌فج‌عميق‌. ليشهدوا منافع‌لهم‌و يذكروا اسم‌الله‌في‌ايام‌ معلومات‌علي‌ما رزقهم‌من‌بهيمه‌الانعام‌فكلوا منها واطعموا البائس‌الفقير»

خداوند حكيم‌عزيز را حمد و سپاس‌كه‌بر بندگان‌منت‌نهاد و آنان‌را به‌گردآمدن‌در خانه‌ي‌خود فراخواند و پيامبر بزرگ‌خود را به‌سردادن‌بانگ‌اذان‌حج‌بر گلدسته‌ي‌تاريخ‌مأمور ساخت‌; ساحت‌خانه‌را امن‌و امان‌كرد و از بتهاي‌جاهليت‌پيراست‌ و مطاف‌مؤمنان‌و ميعاد دورافتادگان‌و مظهر جماعت‌و جلوه‌گاه‌شوكت‌و مجمع‌امت‌قرار داد; بيت‌الله‌را كه‌سدنه‌ي‌كعبه‌و خدمه‌ي‌مطاف‌و مسعي‌در عهد جاهليت‌اولي‌، بازار تجارت‌و دكان‌رياست‌و سيادت‌خود كرده‌بودند، از آن‌مردم‌و منبع‌بهره‌ و سود آنان‌دانست‌و به‌رغم‌انحصارطلبان‌، از راه‌رسيدگان‌را با ساكنان‌داراي‌حقي‌برابر ساخت‌; حج‌را رمز وحدت‌و عظمت‌ مسلمين‌و هماهنگي‌و پيوند ميان‌آنان‌قرار داد و باطل‌السحر بسياري‌از ابتلائاتي‌كه‌افراد و جوامع‌مسلمين‌بر اثر جداماندگي‌از اصل‌و ريشه‌ي‌خود به‌آن‌دچار مي‌شوند; مانند: بيگانه‌گرايي‌و خودفراموشي‌و ترفندپذيري‌و غفلت‌از خدا و اسارت‌در دست‌اهل‌دنيا و بدبيني‌به‌برادران‌و شنودن‌سخن‌دشمن‌درباره‌ي‌آنان‌و عدم‌حساسيت‌به‌سرنوشت‌امت‌اسلامي‌، بلكه‌ نشناختن‌كليتي‌به‌نام‌امت‌اسلامي‌، و بي‌خبري‌از حوادث‌ديگر بلاد اسلامي‌و ناهشياري‌در برابر نقشه‌هاي‌دشمنان‌دوباره‌ي‌اسلام‌و مسلمين‌، و بسي‌بيماريهاي‌مهلك‌ديگر كه‌در طول‌تاريخ‌اسلام‌بر اثر تسلط نااهلان‌و ازخدابي‌خبران‌بر زندگي‌سياسي‌ و سرنوشت‌مسلمين‌، همواره‌مسلمانان‌را تهديد كرده‌و در قرنهاي‌اخير، با حضور قدرتهاي‌استعماري‌بيگانه‌در منطقه‌يا دست‌نشاندگان‌فاسد و دنياپرستشان‌، شكلي‌بحراني‌و ويرانگر به‌خود گرفته‌است‌.

خدا را سپاس ‌كه ‌حج‌ را همچون ‌ذخيره‌يي ‌تمام‌ نشدني‌ و چشمه‌يي‌ هميشه‌ جوشان ‌و چون‌ جويباري ‌زلال و مستمر براي‌ امت‌ خالده ‌قرارداد كه ‌در هرحال‌ آن‌ كه‌ بشناسد و قدرداند، توان‌ استفاده‌ از آن‌ را خواهد داشت ‌و آن‌ را داروي اين ‌بيماريهاي‌ مهلك‌ خواهد ساخت‌. و خدا را سپاس ‌كه ‌بر ملت ‌شايسته‌ي ‌ايران‌ رحمت ‌آورد و شوق ‌كعبه‌ي‌ مقصود را پس‌ از سرزنش ‌خارهاي‌ مغيلان‌ بيابان ‌طلب‌، به‌ جام‌ وصلي‌ كه ‌شيريني‌ عزت‌ و كاميابي‌ هر دو را داشت‌، برآورده‌ ساخت‌; حقي‌ را كه ‌سالي‌ چند به‌ ناروا از آنان ‌بازداشته ‌شده ‌بود، كريمانه‌ به‌ آنان‌ برگرداند و جاي ‌خالي ‌ملتي ‌را كه‌ حج‌ ابراهيمي ‌و محمدي‌ (صلي‌ الله‌ عليهما و الهما) را جايگزين‌ حج ‌بوجهلي كرده‌ بود، به ‌نيكو وجهي ‌پر كرد; دل ‌تفتيده‌ي‌ مشتاقان‌ مهجور و مصدود و محصور را با جرعه‌ي‌ وصال ‌آرامش‌ بخشيد و جان‌ مبتهج ‌از انوار معرفت و لبريز از شوق ‌زيارت‌ را لبيك‌ اجابت‌ گفت‌; بندگان‌ مخلص ‌را به ‌لطفي‌ ويژه‌ نواخت ‌و وعده‌ي ‌نصرت‌ مؤمنان‌ را انجاز كرد و خانه‌ي‌ خود را جايگاه‌ طائفين ‌و عاكفين ‌قرار داد.
پروردگارا! به‌اين‌حاجيان‌مشتاق‌و سرازپانشناخته‌و پس‌از انتظاري‌جانگزا به‌خلوت‌دوست‌باريافته‌، و به‌همه‌ي‌برادران‌و خواهراني‌كه‌از اقطار عالم‌به‌بارگاه‌عام‌رحمت‌و غفران‌شتافته‌اند، نظري‌به‌لطف‌و رأفت‌بيفكن‌و دلهاشان‌را از انوار معرفت‌و بصيرت‌روشن‌فرما و هدايت‌و كمك‌خود را شامل‌حال‌آنان‌كن‌و آنان‌را به‌عزمي‌راسخ‌بر اصلاح‌حال‌امت‌مسلح‌ساز و بر دشمنانشان‌پيروز فرما; آمين‌رب‌العالمين‌.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام (26/03/1370)

  34) هدیه ای تمام نشدنی و سرچشمه ای همیشه جوشان

ذى حجةالحرام با ذخيره‏ى ابدى‏اش براى امّت اسلامى از راه رسيده است. خدا را سپاس، بر اين هديه‏ى تمام نشدنى و سرچشمه‏ى هميشه جوشان كه مسلمانان جهان به قدر همت و معرفت خود، مى‏توانند هر ساله از آن بهره‏مند گردند و توشه بردارند. گستردگى و تنوع مصالح و منافعى كه دست علم و حكمت الهى در فريضه‏ى حج گنجانده، به قدرى است كه در هيچ فريضه‏ى ديگر اسلامى شبيه آن ديده نمى‏شود، از ذكر و حضور معنوى و خويشتن‏يابى انسان مسلمان در خلوت خود با خدا و شستشوى دل از زنگارهاى گناه و غفلت، تا احساس حضور فرد در جمع و احساس وحدت هر مسلمان با همه‏ى امت اسلامى و احساس اقتدار ناشى از عظمت جماعت مسلمين. و از تلاش هر فرد براى شفا يافتن از زخم‏ها و بيمارى‏هاى معنوى يعنى گناهان، تا كنجكاوى و تلاش براى شناختن و درمان كردن دردها و جراحتهاى عميق پيكره‏ى امّت، و همدردى با ملتهاى مسلمان، يعنى اندامهاى اين پيكره‏ى عظيم، همه و همه در حج و در كالبد اعمال و مناسك گوناگون آن گنجانيده شده است. قرآن اعمال حج را«شعائر» مى‏نامد. اين بدان معنى است كه اينها فقط عملى فردى و براى اداى تكليفى شخصى نيست، بلكه نشانه‏يى است تا برانگيزاننده‏ى شعور و معرفت انسان به چيزى باشد كه اين عمل، علامت و نشانه‏ى آن است. در وراى اين نشانه‏ها، توحيد قرار دارد يعنى نفى همه‏ى قدرتهايى كه به نحوى جسم و جان آدمى را در قبضه‏ى اقتدار خويش گرفته‏اند، و اثبات حاكميت مطلق الهى بر همه‏ى وجود و به عبارت روشن و آشنا: حاكميت نظام اسلامى و مقررات اسلامى بر زندگى فردى و اجتماعىِ مسلمين.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام (‏1368/04/14)

  35) واجب بی نظیر

واجبِ حج، حقيقتاً يك واجب بى‏نظير است. چنان كه اگر ما در همه تعاليم اسلامى غور كنيم، شبيه آن را نخواهيم يافت. حج وضع مخصوصى دارد و جنبه معنوى در آن فوق‏العاده است. مثلاً، يك نوبت نماز را كه شما ملاحظه كنيد، چند دقيقه ذكر خداست. اما حج، از آغاز پرداختن به اعمال مربوطه كه طى چند روز انجام مى‏گيرد - چه در داخل خانه خدا، چه در مسعاى شريف، چه در عرفات، چه در مشعر، چه در منى‏، چه در اعمال گوناگون، چه در طوافهاى مختلف، چه در نشست و برخاستها و چه در افاضه از نقطه‏اى به نقطه ديگر - همه‏اش ذكر خداست. اين از جنبه معنوى كه معلوم مى‏كند ذكر الهى در حج، يك قلمِ بسيار درشت است.

از طرف ديگر جنبه دنيايى و مربوط به زندگىِ حج هم بى‏نظير است. يعنى واجبى است كه فقط مربوط به يك فرد يا يك ملت نيست؛ بلكه مربوط به همه دنياى اسلام است. خداى متعال نقطه‏اى را معين فرموده و در زمانى معلوم - ايّام معلومات - همه مسلمانان را به آن نقطه دعوت كرده است. آيا مى‏شد كه همه مسلمانان، نه يكپارچه كه در گروههاى مجزّا، و نه در ايامى معلوم كه در طول سال، در اين نقطه جمع شوند؟ اين نكته از حج بايد مورد اهتمام بيشترى قرار گيرد كه خداى متعال فقط اراده نفرمود كه همه در مكه و منى‏ و مشعر و عرفات، جمع شوند. چون اگر حركت مردم به اين مناطق اصل قضايا بود، مى‏شد همه را در طول يك سال در آن‏جا جمع كنند. اين‏كه خداى متعال امر به تجمّع همه مسلمانان در اين نقطه، آن هم دريك مجموعه از روزها داده است، براى چيست؟ نكته اساسى و مهم همين است.

بديهى است تجمّعى با اين كيفيّت، به خاطر آن است كه آحاد مردم مسلمان، خود را در كنار يكديگر بيابند. يعنى احساس وحدت و جماعت كنند و در بعدى وسيعتر، احساس عظمت ناشى از اجتماعِ ملتها و شعوب، بر همه حاكم گردد.  اگر اين احساس مورد توجّه نبود، لزومى نداشت كه ايام معلومات و معدودات در حج مقرّر شود. و اما اين‏كه امّت اسلام - هر ملتى از ملتهاى مسلمان - كسانى از خودشان را در يك روز به يك نقطه مى‏فرستند تا آنها با هم اجتماع كنند، اين اجتماع براى چيست؟ اينها نكات و دقايقى است كه به تعبير امام صادق عليه‏الصّلاةوالسلام: «يعرف هذا و اشباهه من كتاب اللَّه؛» بايد هر مسلمانى از مفاهيم قرآنى و اسلامى بداند.

خداى متعال، از همه ملل مسلمان، جماعتى را دعوت مى‏كند و به آنها مى‏گويد: بياييد در اين ايام معلوم، دور هم و با هم باشيد. «ثم افيضوا من حيث افاض النّاس؛» همه با هم حركت كنيد. همه با هم افاضه كنيد، و همه با هم طواف بپردازيد. اين اجتماع همگانى براى چيست؟ مسلمان نقاط مختلف دنيا، در يك نقطه گرد هم بيايند كه چه كنند؟ دور هم جمع شوند و در سكوت، به صورت همديگر نگاه كنند و بعد از چند روز هم به اوطان خود برگردند؟! چرا دور هم جمع مى‏شوند؟ جمع شوند تا اختلافات خود را با هم مطرح كنند؟ اين جمع شدن به چه معنى است؟ جواب اين است كه جمع شدن افرادى از همه ملتها در يك نقطه، آن هم يك نقطه مقدّس، فقط مى‏تواند يك فايده و يك معنا داشته باشد. آن فايده و معنا اين است كه دور هم جمع شوند تا درباره سرنوشت امّت اسلامى تصميم‏گيرى كنند و در اين مجمع، به حيث امّت، يك قدم خوب برداشته شود و كارى سازنده و مثبت صورت گيرد. اين كارِ سازنده و مثبت، به چه كيفيّتى مى‏تواند باشد؟ به اين كيفيّت كه يك وقت است ملتهاى اسلامى آن قدر پيشرفته‏اند - اميدواريم آن روز برسد - كه وقتى در حج جمع شدند، در خلال اين كنگره عظيم مردمى، از برگزيدگان ملتها، مجلسِ مفصّلِ چند هزار نفره‏اى تشكيل گردد و اين مجلس مصوّباتى داشته باشد و آن مصوّبات در همان كنگره عظيم به تصويب آحاد حجّاجِ آمده از كشورها برسد و بعد براى اجرا به دولتها و ملتها ابلاغ گردد.

اين، بهترين كار است؛ كه، متأسفانه امروز عملى نيست. زيرا ملتها هنوز در اين زمينه، آن قدر پيش نرفته‏اند؛ بخصوص كه دولتها هم به آنها كمكى نمى‏كنند. اما تا وقتى كه چنان تصميم‏گيرىِ عملى در موسم حج امكان ندارد، كارِ واجب در آن‏جا چيست؟ اين است كه ملتها به هر نحو كه بتوانند نسبت به مصالح دنياى اسلام دلبستگى نشان دهند و ضمن تأكيد بر وحدت بين خود، به اظهار برائت از دشمنانِ دنياىِ اسلام بپردازند. اين كمترين كارى است كه مى‏شود در حجّى كه اسلام معيّن كرده است، انجام داد و از آن متوقّع بود.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار مسؤولان و دست‏اندركاران «حج» 31/01/1373

  36) فصل رویش و پیدایش روح زندگی توحیدی

چون بهار طبيعت كه همواره در ميعاد هميشگى خود، لبريز از نشاط زندگى فرا مى‏رسد، موسم حج، نوبهار جان و دل، و فصل رويش و پيدايش روح زندگى توحيدى در دل هر مسلمانى كه خود را به ميقات رسانده باشد، همه ساله در موعدخدايى و هميشگى باز مى‏گردد تاچون چشمه‏سار مباركى رشحات حيات طيّبه‏ى اسلامى را بر سراسر جهان اسلام بپاشد و كسانى را كه توفيق يافته‏اند كه تن به اين سرچشمه‏ى مبارك بزنند، از غبار و كدورت گناه و شرك و ماده‏گرايى و ميل به پستى و بدكردارى، پاك كند و در آنان اگر اهل توجّه وتذكر باشند، مايه‏ى صلاح وفلاح يك عمر راذخيره سازد.

اكنون بيش ازچهارده‏قرن است كه نداى‏ابراهيم خليل ازحلقوم محمّدمصطفى(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم)، همه ساله ميهمانان بيت را در اين موسم به پايگاه معنويت و وحدت مى‏كشاند تا گرد مركز توحيد، همراه با آن جريان ابدى عروج، طواف كنند، و در پشت مقام ابراهيم به سمت كعبه‏ى محمدى(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم)، نماز گزارند، و ميان صفا و مروه، سعى ابدى مؤمن از منشاء صفا را مجسّم سازند. و معرفت به حقارت خويش و عظمت و عزت حق تعالى را در عرفات، و زمزمه‏ى ذكر و انس و عشق به حضرت احديت و درك نور تابان آن بى‏همتارا در صحراى ظلمانى وجود خود در مشعر بياموزند، و در منى شيطان بزرگ و شيطانهاى ديگر را هدف رمى خود سازند، و به نشانه‏ى قربانى كردن هواها و تمايلات منحرف ساز، ذبيحه‏يى قربانى كنند - و اين همه را در حال احرام كه حريم جان و دل حاجى در برابر ميوه‏هاى ممنوع اين بهشت است و در كنار ديگر مسلمانان از هرجا و هر نژاد و باهر رتبه‏ى مادى يا معنوى و داراى هر زبان و فرهنگ به جاى آورند و آنگاه به نشان زدودن همه‏ى چركها و پليدى‏هايى كه در فضاى آلوده‏ى زندگى مادّى برجان و دل آنان نشسته است، حلق وتقصير كنند وسپس بار ديگر با طراوتى كه از زدودن گناه و تجلّى معرفت و محبت خداوند، در جان و دل آنان پديد آمده‏است، به خانه‏ى خدا برگردند وطواف ونماز و سعى را اينبار در آفاقى برتر از پيش به جاى آورند و با ذخيره‏يى سرشار از توحيد ومعنويت و صفا، و عزمى راسخ در مبارزه با شيطانها، و قدرتى فائق بر نفس خويشتن، آماده‏ى برگشتن به ديار خود و پراكندن عطر حج در اقطار گيتى باشند.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام ‏1374/02/14

  37) حج و مقابله با دو تهدید

حج، سرچشمه‏ى جوشان تقوى و معنويت و خير و بركت، همه ساله تا ابد، فيضان خود را بر جهان اسلام و بر يكايك مسلمانانِ موفق جارى مى‏سازد تا هر كس و هر مجموعه، به اندازه‏ى ظرفيت و قابليت خود از آن بهره بگيرد.

حجاج بيت‏اللَّه الحرام، تنها بهره‏مندان از اين سرچشمه‏ى فياض نيستند. اگر اين فريضه‏ى عظيم به درستى شناخته و عمل شود ملتها و آحاد مسلمان در همه جاى جهان، مشمول بركات آن خواهند شد.

افراد و مجموعه‏هاى بشرى همواره از دو سو آسيب مى‏بينند، اول از درون خود كه منشاء آن ضعفهاى بشرى و هوسهاى مهار گسيخته و ترديدها و بى ايمانى‏ها و خصلتهاى منهدم كننده است، و دوم از دشمنان بيرونى كه بر اثر طغيان و افزون طلبى و تجاوز و ددمنشى، محيط زندگى را بر انسانها و ملتها تنگ و فشار آلود مى‏سازند و با جنگ و ظلم و تحميل و زورگويى، بلاى جان آنان مى‏شوند. محيط اسلامى - چه افراد و چه ملتها - همواره در معرض اين دو گونه تهديد قرار داشته و امروز بيش از هميشه قرار دارد.

ترويج متعمدانه‏ى فساد در كشورهاى اسلامى و تحميل فرهنگ غربى كه از سوى برخى رژيم‏هاى وابسته نيز به آن كمك ‏شود و از رفتار فردى تا شكل شهرسازى و محيط عمومى زندگى و مطبوعات و غيره را در بر مى‏گيرد، از يكسو وفشارهاى نظامى وسياسى و اقتصادى بر بعض ملتهاى مسلمان و كشتارهاى لبنان و فلسطين و بوسنى و كشمير و چچنستان و افغانستان و غيره از سوى ديگر، شاهد بارز وجود اين دو گونه تهديد در محيطهاى اسلامى است. حج، آن شط هميشه جارى و آن آيه‏ى بى‏زوال الهى است كه مسلمانان تا ابد مى‏توانند غبار رنج و مرارت و آلودگى و بيمارى خود را در آن بسترند، و به كمك اين ذخيره‏ى ابدى، هر دو نوع آسيب پذيری را در همه‏ى زمانها از خود دور سازند.

در حج، عنصر تقوا و ذكر و حضور و خشوع و توجه به حق متعال، متكفل مقابله با تهديد اول است و عنصر تجمع و وحدت و احساس عظمت و قدرت در امت بزرگ اسلامى كه حج مظهر آن است، عهده دار مقابله با تهديد دوم.

هر چه اين دو جنبه در حج تقويت شود، مصونيت و مقاومت افراد و جامعه‏هاى اسلامى در مقابل آن دو گونه تهديد، بيشتر خواهد شد. و هر گاه يكى از اين دو جنبه يا هر دو، ضعيف يا منتفى گردد، به همان نسبت امت اسلامى - چه افرادش و چه ملتها و كشورهايش - آسيب‏پذيرتر مى‏گردند.

در متون شرع مقدس اسلام و در نص قرآن كريم، به هر دو جنبه‏ى حج تصريح شده و براى چشم‏هاى بينا و دلهاى با انصاف، جاى ترديد گذاشته نشده است. در كنار فرمان: «فاذكروا اللَّه كذكركم آباءكم او اشد ذكراً»، دستور: «و اذان من اللَّه و رسوله الى الناس يوم الحج الاكبر ان اللَّه برى من المشركين و رسوله» آمده، و هماهنگ با كريمه‏ى حكمت‏آميز «لن ينال اللَّه لحومها و لادماؤها و لكن يناله التقوى منكم كذالك سخرها لكم لتكبروا اللَّه على ماهداكم و بشرالمحسنين» آهنگ اميد بخش: ليشهدوا منافع لهم نازل گرديده است.

هر توصيه و تبليغ و كوشش براى كمرنگ كردن يا كنار گذاشتن هر يك از اين دو جنبه، مقابله با آيات و فرامين قرآن كريم است.

پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج 04/02/1375

  38) مجموعه ای از فرصتها

‏ اين روزها بار ديگر خانه‏ى خدا ميزبان خيل عظيم دلهاى پر شور و شوقى است كه از سراسر جهان در آن كعبه‏ى اميد گرد آمده‏اند؛ ميليونهايى كه در سايه‏ى عبوديت خالص حضرت احديت، احساس وحدت و جمعيت مى‏كنند؛ چشمهايى كه با گلاب اشك خود، قدمگاه پيامبر عظيم‏الشأن (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) و اولياء خدا (عليهم السّلام) و مجاهدان و بزرگان اسلام را شستشو مى‏دهند؛ جانهايى كه در پرتو معنويت بيت‏اللَّه الحرام و حريم تربت مصطفوى (عليه‏واله‏الاف‏السّلام)، نورانيت و صفا مى‏يابند؛ دستهاى به دعا برافراشته‏يى كه قافله‏ى نياز و حاجت را روانه‏ى درگاه بى‏نياز مى‏كنند؛ دردمندانى كه بر در سراى طبيب، علاج درهاى مزمن جهان اسلام را مى‏جويند و در آن، همدردانى از هر نژاد و زبان و رنگ و از هر گوشه‏ى عالم مى‏يابند؛ ضعيفان تنها مانده‏يى كه در آن‏جا احساس قدرت و عظمت مى‏كنند. اين روزها بار ديگر پيكره‏ى عظيم امت اسلام، نمايى از ابهت و شكوه خود را در برابر چشم كسانى كه دچار غفلت از آنند، مى‏گذارد؛ دوستان را اميدوار و دشمنان را بيمناك مى‏سازد.

ابر رحمت و حكمت بر تشنگان مى‏بارد، دلهاى افسرده‏يى را طراوت مى‏بخشد، و مغزهاى راكدى را به شكفتن و انديشيدن وا مى‏دارد.

آرى، اين روزها براى جهان اسلام و امت اسلامى روزهاى عيد و روزهاى ميعاد است و بجاست كه مسلمين در همه جاى گيتى و به ويژه حجاج بيت‏اللَّه الحرام، ساعتها و لحظه‏هاى آن را براى تعبد و تعقل، مغتنم بشمارند و آنان كه به فرصت گرانبهاى حج و زيارت دست يافته‏اند، با دستانى پر از رحمت و حكمت الهى، و با تصميم و اراده‏يى تازه براى آينده‏ى خود و امت اسلامى، به ديار خويش باز گردند.

در ميان فرايض دينى، حج، بزرگترين فريضه‏يى است كه در آن هر دو جنبه‏ى فردى و اجتماعى به شكلى نمايان، گنجانيده شده است.

در جنبه‏ى فردى، هدف، تزكيه و رسيدن به صفا و نورانيت و پيراستگى از زخارف بى‏ارزش مادى و فراغت با خويشتن معنوى و انس با خداى متعال و ذكر و تضرع و توسل به حضرت حق است، تا آدمى به عبوديت - كه صراط مستقيم الهى به سوى كمال است - راه يابد و در آن گام بردارد.

در اين بخش، تنوع فرصتها و آزمايشگاهها به حدى است كه هر گاه كسى با توجه و تدبر از آن عبور كند، بى‏گمان دستاوردى گرانبها خواهد داشت؛ فرصت احرام و تلبيه، فرصت طواف و نماز، فرصت سعى و هروله، فرصت وقوف در عرفات و مشعر، فرصت رمى و قربانى و فرصت ذكراللَّه كه همچون فضاى سرشار از روح و حيات، در همه‏ى اين مراحل، گسترده شده است.

مجموعه‏ى اين فرصتها مى‏تواند براى هر فرد، دوره‏ى كوتاهى از رياضت شرعى و تمرين زهد و سِلم و حلم و برخى خلقيات پسنديده‏ى ديگر نيز باشد.

در جنبه‏ى اجتماعى، حج در ميان همه‏ى فرايض اسلامى بى‏همتا است؛ زيرا مظهرى از قدرت و عزت و اتحاد امت اسلامى است. هيچ فريضه‏ى ديگرى بدين‏سان به آحاد مسلمان، درباره‏ى مسايل امت اسلامى و جهان اسلام، درس و عبرت نمى‏آموزد و آنان را در روحيه و واقعيت، به قدرت و عزت و وحدت نزديك نمى‏كند. تعطيل اين بخش از حج، بستن سرچشمه‏يى از خيرات به روى مسلمين است كه از هيچ رهگذر ديگرى نمى‏توانند بدان دست يابند.

 پيام به مناسبت برگزارى مراسم حج‏ 1376/01/21

  39) نعمتی برای اقامه و صلاح دین و دنی

اينك حجّ، نعمت بزرگ خدا در برابر شما است، بايد آحاد مسلمين و امّت اسلامى از آن سود ببرند و چنانكه فرموده است: «جعل اللَّه الكعبة البيت الحرام قياماً للنّاس». از آن براى اقامه و صلاح دين و دنياى خود بهره گيرند. امروز دين مسلمانان به وسيله‏ى تهاجم فرهنگى دشمن و ترويج فساد و ظلم و بى‏ايمانى و بى‏بندوبارى در ميان جوامع اسلامى كه غالباً با ابتكار قدرتهاى ضدّ اسلامى و به كمك تبليغات و رسانه‏هاى آنان و غير آن انجام مى‏گيرد در خطر است، و دنياى آنان به وسيله‏ى سلطه‏ى روز افزون استكبار بر امور كشورهاى اسلامى و فشار و دشمنى مضاعف بر هر دولت يا گروهى كه بخواهد افكار را به سوى حاكميّت واقعى اسلام و استقلال و اقتدار ملتهاى مسلمان متوجه كند. و البته جلودار اين تهاجم همه جانبه به اسلام، شيطان بزرگ يعنى دولت ايالت متحده‏ى امريكا است. هر چشم دقيقى مى‏تواند دست يا اراده‏ى آن دولت ضدّ اسلام را در پشت سرِ مصائبى كه بر اسلام و مسلمين وارد مى‏شود، ببيند.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام ‏1373/02/25

40) قابلیت حل مهمترین گرفتاریهای سیاسی 

یقيناً بى‏دليل نبوده است كه پيامبر عظيم‏الشأن (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) براى اعلام برائت از مشركين كه يك عمل كاملاً سياسى و در چهار چوب سياست كلّى نظام و دولت اسلامىِ اوّل بود ايّام حجّ را انتخاب فرمود و دستور الهى و قرآنى، اعلام كرد كه: «و اذانٌ من اللَّه و رسوله الى النّاس يوم الحجّ الاكبر انّ اللَّه برىٌ من المشركين و رسوله فان تبتم فهو خيرلكم و ان تولّيتم فاعلموا انّكم غير معجزى اللَّه و بشّرالذين كفروا بعذاب اليم».

آرى، حج فريضه‏يى است كه مهمترين گرفتاريهاى سياسى امت اسلامى در آن و با آن قابل حلّ است. بدين معنى، حج، فريضه‏يى سياسى است و طبيعت و خصوصيات آن، اين را به روشنى نشان مى‏دهد. كسانى كه اين را انكار و بر ضدّ آن تبليغات مى‏كنند در واقع با حلّ آن گرفتاريها مخالف‏اند. بطور خلاصه، حج، فريضه‏ى امت، فريضه‏ى وحدت، فريضه‏ى اقتدار مسلمين، فريضه‏ى اصلاح فرد و جمع و در يك كلمه: فريضه‏ى دنيا و آخرت است. آنان كه نمى‏خواهند مضمون سياسى حج را بپذيرند، در واقع اسلام را دور از سياست، و دين را از سياست جدا مى‏خواهند، شعار جدايى دين از سياست از همان چيزى است كه دشمنان حاكميت اسلام بر جوامع اسلامى، دهها سال است آن را مطرح كرده‏اند

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام 25/02/1373

  41) معنای برائت

برائت يعنى مردم در آن‏جا جمع شوند و عليه دژخيمهايى كه با كراوات و لباس اتو كشيده و ادكلن زده مى‏آيند و مثل وحشى‏ترينِ وحشيها، انسانها را مى‏كشند، و نيز عليه كسانى كه از اينها حمايت مى‏كنند و عليه كسانى كه به نفع اينها در مجامع جهانى تصميم مى‏گيرند، فرياد سردهند. اين معناى برائت است. مى‏شود كه حج خالى از اين باشد؟! آيا حجِ‏ّ خالى از برائت، حجّ است؟! كسانىكه با قرآن و اسلام آشنا هستند، جواب بدهند! منصفانه هم جواب بدهند! معناى آن حرف امام كه فرمود «حجِ‏ّ بى‏برائت حج نيست»، يعنى اين. برائت جزو حج و تنيده در ذات حجّ است.

حضور مسلمانان در حج بايد يك حضور معنى‏دار باشد. والّا اگر فقط جنبه معنوى و ذكر خدا منظور بود، انسان مى‏توانست در خانه خودش بنشيند و ذكر خدا كند. ديگر «يأتوك رجالاً و على كل ضامر يأتين من كل فجّ عميق» لازم نبود. اگر اجتماع معنا نداشت، ديگر «ايام معلومات» لازم نبود. مى‏گفتند: «هر كس، در هر وقت از سال توانست به مكه برود.»

مگر نمى‏شد؟! اين‏كه گفتند «يك جا جمع شويد»، براى همين چيزهاست. براى اين است كه ذكر خدا هم دستجمعى گفته شود.

اعتصام به حبل پروردگار هم دستجمعى صورت گيرد. مى‏فرمايد: «واعتصموا بحبل‏اللَّه جميعا» و نه «فرادا». مسأله اين است!

 بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار مسؤولان و دست‏اندركاران «حج» 31/01/1373

  42) برائت،روح و معنای واقعی حج

برائت را ما از بيرون نياورده‏ايم وارد حج كنيم. جزو حج، روح حج و معناى واقعى اجتماع عظيم حجّ است. بعضى اشخاص دوست مى‏دارند كه در مطبوعات و در اظهارات و نيش زدنهاى خود در اطراف دنيا، مرتب بگويند: «شما حج را سياسى كرده‏ايد.» «حج را سياسى كرده‏ايد» يعنى چه؟! اگر منظور اين است كه ما يك مفهوم سياسى را در حج داخل كرده‏ايم، بايد

گفت: حج، هيچ‏گاه عارى از مفهوم سياسى نبوده است. اگر كسى مفهوم سياسى را در حج نبيند، بايد دعا كرد كه خدا او را شفا دهد تا بتواند ببيند! كسى كه با اسلام و آيات حج در قرآن آشناست و هم از اين طريق به اهميت وحدت پى‏برده است، چطور ممكن است نفهمد اين اجتماع عظيم، براى مقاصد و مفاهيم عالى سياسى و الهى - سياسى است كه مربوط به همه مسلمين و براى وحدت و براى حلّ مشكلات دنياى اسلام و براى اجتماعِ دلها و نزديك شدن آنها به يكديگر است؟! اگر مراد اين است كه «حج وسيله‏اى براى پيشبرد سياستهاى ظالمانه قدرتهاى بزرگ نشود»، درست است و ما قبول داريم. كسانى كه به نحوى با حج ارتباط دارند، نبايد اين فريضه الهى و اين واجب مورد عشق و محبت مسلمين را با سياستهاى جهانى مصالحه كنند. ما اين را قبول نداريم. هر كس حج را به اين معنا سياسى كند، نسبت به حج خيانت كرده است. اما مسائل دنياى اسلام مسائل مهمّى است. اين مسائل كجا بايد مطرح شود؟ مسلمين جز در مراسم حج، در كجا مى‏توانند صداىِ واحدِ خود را در اعتراض به اين همه نامردمى كه در سرتاسر دنيا نسبت به آنها صورت مى‏گيرد، به گوش دنيا و سياستهاى خائن برسانند؟

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار مسؤولان و دست‏اندركاران «حج» 31/01/1373

  43) برائت از بتهای مشرکین

در خلال آيات حج، قرآن همه را به برائت از بتهاى مشركين فرا مى‏خواند «فاجتنبوا الرّجس من الاوثان». اين بتها ممكن است يك روز همان بتهاى آويخته بر كعبه باشد، اما بى‏شك امروز و هميشه، همان قدرتهايى است كه حاكميت بر نظام زندگى آدمى را بناحق در دست گرفته‏اند و امروز واضحتر از همه - قدرت استكبار و قدرت شيطانى امريكا و قدرت فرهنگ غرب و فساد و ابتذالى است كه بر كشورها و ملتهاى مسلمان تحميل مى‏كنند. البته عالم نمايان وابسته و مزدور حكومتهاى پوشالى اصرار خواهند كرد كه خير، بتها همان منات و لات و هبل‏اند. همانها كه در روز فتح مكه زير پاى سپاهيان پيروزمند پيامبر بزرگ (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) خرد و نابود شدند! مقصود اين آخوند السّطنه‏ها آن است كه حج را به زعم خود از هرگونه مضمون سياسى، تهى سازند! غافل از آن‏كه همين اجتماع ميليونى مسلمانان از هر گوشه‏ى جهان، در يك نقطه، در يك زمان، خود داراى بزرگترينمضمون سياسى است. اين نمايش امت اسلامى است كه در آن اختلافات نژادى و زبانى و جغرافيايى و تاريخى همه رنگ باخته و از همه، يك «كلّ» پديد آمده است. آنان و اربابانشان براى اين‏كه مسلمين از اين واحد بزرگ چيزى نفهمند و فردها احساس «جمع» نكنند، همه گونه دروغ و فريب و سخن باطل به ميان آورده‏اند و مى‏آورند تا عرصه را بر دعوت كنندگان به وحدت و مناديان برائت از سردمداران شرك، تنگ كنند.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام 25/02/1373

  44) مظهر وحدت مسلمانان

حج ‌همچنين ‌مظهر وحدت ‌و اتحاد مسلمانان ‌است‌. اين ‌كه‌ خداوند متعال‌ همه‌ي‌ مسلمانان ‌و هر كه ‌از ايشان ‌را كه ‌بتواند، به ‌نقطه‌يي ‌خاص ‌و در زماني‌ خاص فرا مي‌خواند و در اعمال‌و حركاتي ‌كه ‌مظهر همزيستي‌و نظم و هماهنگي‌است‌، آنان‌ را روزها و شبهايي ‌در كنار يكديگر مجتمع‌مي‌سازد، نخستين‌اثر نمايانش‌، تزريق‌احساس‌وحدت‌و جماعت‌در يكايك‌آنان‌ و نشان‌ دادن‌ شكوه ‌و شوكت‌اجتماع‌ مسلمين‌به‌آنان‌و سيراب‌كردن‌ذهن‌هر يك‌تن‌آنان‌از احساس‌عظمت‌است‌. با احساس‌ اين ‌عظمت ‌است‌ كه‌ مسلمان ‌اگر تنها در شكاف‌ كوهي‌هم‌زندگي‌كند، خود را تنها حس‌نمي‌كند. با احساس‌اين‌حقيقت‌است‌كه‌مسلمين‌درهر يك‌ از كشورهاي ‌اسلامي‌، شجاعت‌برخورد با اردوگاه‌ضديت‌با اسلام‌، يعني‌همين‌سلطه‌ي‌سياسي‌، اقتصادي‌ دنياي ‌سرمايه‌ سالاري ‌و عوامل ‌و ايادي ‌آن‌ و نيرنگ‌و فتنه‌گري‌آن‌را مي‌يابند و افسون‌تحقير ـ كه‌اولين‌سلاح‌استعمارگران‌غربي‌در برابر ملل‌مورد تهاجمشان‌بوده‌و هست‌ـ در آنان‌نمي‌گيرد. با احساس ‌اين ‌عظمت ‌است ‌كه ‌دولتهاي ‌مسلمان‌با تكيه‌به‌مردم‌خود، از تكيه ‌به ‌قدرتهاي ‌بيگانه‌ خود را بي‌نياز حس‌مي‌كنند و اين‌فاصله‌ي‌مصيبت‌بار ميان‌ملتهاي‌مسلمان‌با دستگاههاي‌حاكم‌بر آنان‌ پديد نمي‌آيد. با احساس‌ اين‌وحدت‌و جماعت‌است‌كه‌نيرنگ‌استعماري‌ديروز و امروز ـ يعني‌احياي‌احساسات‌افراطآميز ملي‌گرايي‌ـ اين‌فاصله‌ي‌ وسيع ‌و عميق‌ميان‌ملتهاي‌مسلمان‌را پديد نمي‌آورد و قوميت‌عربي‌و فارسي‌و تركي‌و آفريقايي‌و آسيايي‌، به‌ جاي‌ آن‌كه‌رقيب‌و معارض‌هويت‌واحده‌ي‌اسلامي‌آنها باشد، بخشي‌از آن‌و حاكي‌از سعه‌ي‌وجودي‌آن‌مي‌گردد; و به‌ جاي ‌آن ‌كه‌ هر قوميتي‌، وسيله‌ و بهانه‌ي‌ نفي‌ و تحقير قوميتهاي‌ديگر شود، وسيله‌يي‌براي‌نقل‌و انتقال ‌خصوصيات ‌مثبت‌ تاريخي ‌و نژادي‌ و جغرافيايي‌هر قوم‌به‌ساير اقوام‌اسلامي‌مي‌گردد.

 حج‌با مشاهد و مناسك‌و شعاير خود، بايد اين‌روح‌وحدت‌و ملائمت‌و جماعت‌و عظمت‌را در مسلمانان‌همه‌ي‌اقطار عالم‌ زنده‌كند و از شعوب‌و قبايل‌مختلفه‌، امت‌واحده‌پديد آورد و آن‌امت‌واحده‌را به ‌وادي ‌امن ‌عبوديت ‌مطلق‌خداوند هدايت‌نمايد و مقدمات‌تحقق‌گفته‌ي‌خداي‌بزرگ‌را كه‌: "ان‌هذه‌امتكم‌امه‌واحده‌و انا ربكم‌فاعبدون‌" فراهم‌آورد.

تشكيل‌امت‌واحده‌يي‌كه‌ناصيه‌ي‌عبوديت‌بر درگاه‌ربوبيت‌و وحدانيت‌مي‌سايد، همان‌آرزوي‌بزرگ‌اسلام‌است‌و همان‌است‌كه‌در سايه‌ي‌آن‌، نيل‌به‌همه‌ي‌كمالات‌فردي‌و جمعي‌مسلمين‌ميسر مي‌گردد و همان‌هدفي‌است‌كه‌جهاد اسلامي‌براي‌تحقق‌ آن‌تشريع‌شده‌و هر يك‌از عبادات‌و فرايض‌اسلامي‌، بخشي‌از آن‌را زمينه‌سازي‌و تأمين‌مي‌كند.

حج‌ابراهيمي‌و محمدي‌(صلي‌الله‌عليهماوالهما)، بي‌گمان‌يكي‌از بزرگترين‌مقدمات‌و اركان‌اين‌دو هدف‌بزرگ‌است‌.

بدين‌جهت‌در اين‌عرصه‌ي‌عظيم‌، در همان‌حال‌كه‌ذكر خدا: "فاذكروا الله‌كذكركم‌ابائكم‌او اشد ذكرا" و اعلام‌برائت‌از مشركان‌: "و اذان‌من‌الله‌و رسوله‌الي‌الناس‌يوم‌الحج‌الاكبر أن‌الله‌بري‌من‌المشركين‌و رسوله‌" ركن‌حج‌محسوب‌مي‌شود، حساسيت‌در برابر هر حركتي‌كه‌ميان‌برادران‌ـ يعني‌اجزاي‌اين‌امت‌واحده‌ـ جدايي‌و دشمني‌بيافريند، نيز در حد اعلاست‌; تا آن‌جا كه‌حتي‌بگومگوي‌دو برادر مسلمان ‌نيز كه ‌در زندگي‌عادي‌چندان‌مهم‌نمي‌نمايد، در حج‌ممنوع‌و حرام‌است‌; "فلا رفث‌و لافسوق‌و لاجدال‌في‌الحج‌". آري‌، همان‌صحنه‌كه‌در آن‌برائت‌از مشركان‌ـ يعني‌ دشمنان ‌بنياني ‌امت ‌واحده‌ي ‌توحيدي‌ـ لازم‌مي‌شود، جدال‌با برادران‌مسلمان‌ـ يعني‌اجزاي‌بنياني‌امت‌واحده‌ي‌توحيدي‌ـ ممنوع‌و حرام‌مي‌گردد، و بدين‌گونه‌پيام‌وحدت‌و جماعت‌در حج‌، راحت‌بيشتري‌مي‌يابد.

رازها و رمزهاي‌حج‌، بسي‌بيش‌از آن‌است‌كه‌در اين‌جا بدان‌اشاره‌شد، و تدبر در اين‌رازها ـ كه‌همه‌در جهت‌احياي‌شخصيت‌فرد و جامعه‌ي‌مسلمان‌و مبارزه‌با عوامل‌نابودي‌آن‌است‌ـ افقي‌جديد در برابر حاجي‌مي‌گشايد و او رابه‌عالمي‌پرتلاش‌و پرحركت‌و تمام‌نشدني‌مي‌كشد. اولين‌وظيفه‌ي‌هر يك‌از حجاج‌، تأمل‌در اين‌راز و رمزها و تبادل‌نظر و جستجوي‌ سررشته‌ي‌كار از اين‌همه‌است‌، و نيز تأمل‌در اين‌كه‌چرا دستها و دستگاههايي‌سعي‌مي‌كنند حج‌را برون‌از همه‌ي‌مفاهيم‌سياسي‌و جمعيش‌و تنها به‌عنوان‌عبادتي‌يك‌بعدي‌كه‌فقط داراي‌خواص‌فردي‌است‌، مطرح‌نمايند، و چرا روحاني‌نمايان‌دين‌به‌دنيافروش‌كه‌نام‌و شأن‌ديني‌آنان‌حكم‌مي‌كند كه‌مردم‌را به‌اين‌اسرار آشنا و جسم‌و جان‌آنان‌را به‌سمت‌هدفهاي‌آن‌به‌حركت‌درآورند، بعكس‌، با هرگونه‌روشنگري‌دراين‌باره‌مخالفت‌و عناد ورزيده‌، اصرار بر كتمان‌حقايق‌دارند؟ و چرا بارها و بارها در لندگوهايي‌اعلام‌مي‌شود كه‌سياست‌در حج‌نبايد دخالت‌كند؟ مگر اسلام‌و احكام‌نوراني‌آن‌، براي‌اداره‌و هدايت‌زندگي‌مادي‌و معنوي‌انسانها نيست‌؟ و مگر ديانت‌در اسلام‌با سياست‌آميخته‌نيست‌؟ اين‌از جمله‌ي‌دردهاي‌بزرگ‌عالم‌اسلام‌است‌كه‌تحجر و كوته‌بيني‌و دنياطلبي‌جمعي‌، همواره‌در خدمت‌غرض‌ورزي‌و حسابگريهاي‌خباثت‌آلود جمعي‌ديگر قرارگيرد و قلمها و زبانهايي‌كه‌بايد در خدمت‌اسلام‌و در جهت‌تبيين‌حقايق‌آن‌به‌كار مي‌افتاد، ابزاري‌در دست‌دشمنان‌هوشيار و توطئه‌گر اسلام‌گردد. اين‌همان‌مصيبتي‌است‌كه‌امام‌راحل‌(رضوان‌الله‌عليه‌) بارها به‌تلخي‌از آن‌سخن‌گفته‌و ناليده‌اند، و جاي‌آن‌است‌كه‌هوشمندان‌امت‌، عامه‌ي‌مردم‌را با آن‌آشنا ساخته‌، مرز ميان‌علماي‌صادق‌و دين‌به‌دنيافروشان‌مزدور را براي‌آنان‌مشخص‌سازند.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام 26/03/1370

  45) مرکز معنوی جهان اسلام

روزى كه منادى بزرگ توحيد ابراهيم و فرزندش اسمعيل پايه‏هاى كعبه را در ميان درهّ‏ها و كوههاى دور افتاده و خشك بن مينهادند، دوربين‏ترين چشمهاى بشرى نيز نميتوانست آينده‏ى آن را همچون كانون گرم ايمان و اميد و قبله‏ى دلها و جسمها درگمان آورد. امروز كعبه، مركز معنوى جهان اسلام و بزرگترين مجمع هرساله‏ى امّت اسلامى است. سرچشمه‏ى جوشان عشق و اميد، و درياى خروشان عظمت و اعتماد، و محل التقاء رودهاى بزرگ قوميت‏ها و ملتها است. اخلاص بنيانگذاران و قبول خداى سميع و عليم، آن بذر را به چنين درخت پربار و شاخه گسترى بدل كرده است.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام ‏1378/12/23

  46) فرصتی برای بیداری

شما ببينيد مستكبران و فراعنه عالم، امروز در منطقه خاورميانه با مسلمانان و كسانى كه اين گوهر عظيم را در بغل خود دارند كه متأسّفانه درست استفاده نمى‏كنند - چه مى‏كنند! ببينيد با ملت فلسطين چه مى‏كنند! ببينيد براى عراق چه نقشه‏هايى مى‏ريزند! ببينيد براى تصرّف منابع مادّى و معنوى و ثروتهاى اين منطقه چه خوابهاى خوشى ديده‏اند! امت اسلاممى‏تواند جلوِ اينها بايستد و اين حركات سُبعانه را خنثى كند؛ به شرط اين‏كه به ريسمان مستحكم و عروةالوثقاى الهى توجّهكند. شرط دشوارى است؛ اما ممكن است. همه آرمانها - از جمله اين آرمان - با گفتن و شنيدن و فهميدن و پاى‏فشردن، تحقّق پيدا مى‏كند.

يك روز بود كه در كشورهاى عربى و ميان ملتهاى مسلمان هيچ نامى از عظمت و شوكت اسلام نبود؛ اما امروز به بركت پافشارى ملت ايران بر روى آرمان اسلام و فداكارى و قبول مجاهدت، وجود دارد. ملت ايران به نفع امّت اسلامى بار سنگينى را بر دوش گرفت. البته بزرگترين بهره را خودِ ملت ايران و مجاهدان فى‏سبيل‏اللَّه مى‏برند؛ اما دنياى اسلام هم از مجاهدت آنها بهره‏مند مى‏شوند. نظام مقدّس جمهورى اسلامى كه خود را زير پرچم برافراشته اسلام قرار داده است، به همه موازين اسلام پايبند است. ما همه مسائل جهانى را با معيار اسلام مى‏سنجيم و اين دقيقترين معيار و بهترين ملاك مصلحت است.

نبايد خيال كرد چون ما از ديد اسلامى به حوادث نگاه مى‏كنيم، نمى‏توانيم حوادث را تحليل كنيم يا در حوادث، راهبردِ درست بيابيم؛ بعكس، اسلام به دست ما مشعلى مى‏دهد كه جلوِ راهمان را ببينيم. كسانى كه در مقابل زورگويى امريكا و سُبعيّت و وحشيگرى بى‏نظير صهيونيستها خود را باخته‏اند، تسليم شده‏اند و حتّى به آنها كمك كرده‏اند، به خاطر اين‏كه ملاحظه اسلام را نكرده‏اند، به اين بليّه بزرگ دچار شده‏اند؛ نه دنيايشان درست شد و نه توانستند براى خود شرف و عزّت انسانى درست كنند؛ پيش خداى متعال هم مؤاخذند. دولتها و كشورهايى كه حاضر نشدند از مظلوميت ملت فلسطين دم بزنند و به‏طور جدّى از آن ملت مظلوم دفاع كنند و الان هم حاضر نيستند در مقابل زياده‏خواهى و زياده‏خوارى امريكا در اين منطقه انتقاد كنند و جلوِ او بايستند، دنيايشان هم دنياى خوبى نيست. ساده‏لوحى است اگر خيال كنيم اينها چهار قدم با امريكا راه مى‏آيند، اما عوضش راحت زندگى مى‏كنند. كدام زندگى راحت؟! تجربه‏هاى حول و حوش ما در دنياى اسلام، پُر از ناكامى كسانى است كه نوكر و معاون و همراه شيطان شدند. اينها تا وقتى براى آنها و سرمايه‏داران و شركتهايى كه پشتوانه آن سياستها هستند، مفيدند، مورد استفاده قرار مى‏گيرند؛ بعد مثل سنگ استنجاى شيطان - به قول مولوى - دورشان مى‏اندازند. اين تجربه موجود ماست. اسلام به امّت اسلامى و حكّام اسلامى عزّت و قدرت و شجاعت مى‏بخشد تا بتوانند اقدام كنند، بفهمند و راهشان را ببينند. حج فرصت بزرگى است كه اين حقايق و حقايق فراوانى از اين قبيل - كه به بركت معرفت اسلامى و هدايت اسلامى در اختيار ما ملت مسلمان ايران است - در اختيار افكار عمومى مردم دنيا گذاشته شود و آنها بيدار شوند. خيلى از دلهاى دنياى اسلام بيدارند؛ بايد احساس كنند كه در سرتاسر جهان اسلام، فكرِ آنها طرفدار دارد تا جرأت و شهامت و شجاعت لازم را پيدا كنند. همه اينها در سايه معنويت حجّ است؛ از معنويت حج و بهره‏بردارى از مفاهيم عالى ادعيّه و زيارات و آيات كريمه قرآن غفلت نكنيد. هرچه مى‏توانيد، از اين ذخيره عظمى‏ استفاده كنيد. ان‏شاءاللَّه با دست پُر از اين سفر برگرديد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار كارگزاران مراسم حج ‏1381/10/25

47) پیوند امت اسلامی با تاریخ و با سرنوشت خود 

مساله‌يي‌ كه‌ شايسته‌ است‌ بخصوص‌ در اين‌ زمان‌ و مكان‌ به‌ آن‌ انديشيده‌ شود، مسأله‌ي‌ پيوند امت‌ اسلامي‌ است‌ باتاريخ‌ خود و نيز با سرنوشتي‌ كه‌ بايد براي‌ خود رقم‌ زند. گذشته‌ي‌ امت‌ اسلامي‌ چيزي‌ است‌ كه‌ استعمار از هنگام‌ ورود به‌ آسيا و آفريقا، همت‌ بر مخدوش‌ ساختن‌ و به‌ فراموشي‌ سپردن‌ آن‌ داشته‌ است‌. تسلط بر ذخاير مادي‌ و انساني‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ و به‌ دست‌ گرفتن‌ سرنوشت‌ ملتهاي‌ مسلمان‌ ـ كه‌ هدف‌ استعمارگران‌، مستقيم‌ و غيرمستقيم‌، از اواخر قرن‌ هجدهم‌ ميلادي‌ به‌ اين‌طرف‌ بوده‌ ـ به‌ طور طبيعي‌ ايجاب‌ مي‌كرد كه‌ احساس‌ غرور و شخصيت‌ ملل‌ مسلمان‌ شكسته‌ شود و آنها از گذشته‌ي‌ پرشكوه‌ كاملا منقطع‌ شوند و بدين‌گونه‌ فرهنگ‌ و اخلاق‌ خود را رها كرده‌، آماده‌ي‌ پذيرش‌ فرهنگ‌ غرب‌ و تعاليم‌ استعماري‌ شوند. و اين‌ حيله‌، در زمينه‌ي‌ كاملا مساعدي‌ كه‌ تسلط حكومتهاي‌ فاسد و مستبد در كشورهاي‌ اسلامي‌ فراهم‌ آورده‌ بود، كارگر افتاد و سيل‌ فرهنگ‌ مهاجم‌ غربي‌ و همه‌ي‌ مفاهيمي‌ كه‌ استعمار رواج‌ آن‌ را در ميان‌ ملل‌ مسلمان‌ براي‌ تأمين‌ سلطه‌ي‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ خود بر آن‌ ملتها ضروري‌ مي‌شمرد، به‌ راه‌ افتاد و نتيجه‌ آن‌ شد كه‌ در طول‌ دويست‌ سال‌، كشورهاي‌ اسلامي‌ يكسره‌ به‌ سفره‌ي‌ گسترده‌ و بي‌مانع‌ و رادعي‌ براي‌ غارتگران‌ غربي‌ تبديل‌ شد و آنان‌ از حاكميت‌ مستقيم‌ گرفته‌، تا مالكيت‌ ثروتهاي‌ زيرزميني‌ و تغيير خط يا زبان‌ و حتي‌ تصرف‌ كامل‌ يك‌ كشور اسلامي‌ مانند فلسطين‌ و تحقير مقدسات‌ اسلامي‌ و غيره‌، در اين‌ كشورها پيش‌ رفتند و مسلمين‌ را از همه‌ي‌ بركات‌ استقلال‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ و فرهنگي‌ ـ كه‌ از جمله‌ي‌ آن‌، رشد علمي‌ و فرهنگي‌ است‌ ـ باز داشتند. يك‌ نگاه‌ به‌ وضعيت‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ و اقتصادي‌ و نظامي‌ كشورهاي‌ مسلمان‌ امروز و مشاهده‌ي‌ ضعف‌ روحي‌ و مادي‌ آن‌ و مداقه‌ در نظامهاي‌ سياسي‌ و وضع‌ دولتهاي‌ اغلب‌ اين‌ كشورها كه‌ در آن‌ همه‌ چيز حاكي‌ از احساس‌ حقارت‌ و ناتواني‌ است‌، روشن‌ مي‌سازد كه‌ از مهمترين‌ علتهاي‌ اين‌ وضع‌، بيگانگي‌ و بريدگي‌ اين‌ كشورها و ملتها از گذشته‌هاي‌ تاريخي‌ خود و مجد و عظمتي‌ است‌ كه‌ از وراي‌ قرنها مي‌تواند هر انسان‌ ضعيف‌ و نوميد را به‌ حركت‌ و تلاش‌ اميدوارانه‌ سوق‌ دهد. آن‌ مجد و شكوه‌ تاريخي‌، در آغاز با قيام‌ لله‌ و جهاد مخلصانه‌ براي‌ خدا و عمل‌ به‌ احكام‌ آزاديبخش‌ و زندگيساز اسلام‌ و به‌ بركت‌ حركت‌ مسلمين‌ در صدر اسلام‌ و در غربت‌ روزهاي‌ مكه‌ و جهاد دوران‌ مدينه‌، پايه‌گذاري‌ شد. مولود مباركي‌ كه‌ "جامعه‌ي‌ اسلامي‌" ناميده‌ مي‌شود، به‌ بركت‌ جهاد و مبارزه‌ي حجاز توانست‌ به‌ جواني‌ نيرومند و هوشمند بدل‌ شود و سپس‌ در طول‌ قرنها توانست‌ مشعل‌ علم‌ و معرفت‌ و درفش‌ قدرت‌ و سياست‌ را بر سر جهانيان‌ بگسترداند. آن‌ عظمت‌، از عظمت‌ مبارزه‌ي‌ مكه‌ و مدينه‌ سرچشمه‌ گرفت‌.

اكنون‌ اين‌جا ـ مكه‌ و مدينه‌ ـ پايگاه‌ وحي‌ و محل‌ نزول‌ بركات‌ الهي‌ است‌ بر جماعتي‌ مؤمن‌ و مقاوم‌، كه‌ به‌ بركت‌ ايمان‌ و عمل‌ به‌ آيات‌ الهي‌، توانستند از خاك‌ مذلتي‌ كه‌ بر آن‌ آراميده‌ بودند، برخاسته‌ و قد علم‌ كرده‌ و آزادي‌ شايسته‌ي‌ انسان‌ را براي‌ خود تدارك‌ ديده‌ و پرچم‌ آزادي‌ بشريت‌ و نجات‌ انسان‌ از سلطه‌ي‌ امپراتوريهاي‌ زر و زور آن‌ دوران‌ را برافرازند و با نور معرفتي‌ كه‌ از قرآن‌ سرچشمه‌ مي‌گرفت‌، پايگاه‌ عظيم‌ دانش‌ بشري‌ را پديد آورند و خود قرنها بر منبر بلند علم‌ و معرفت‌ بشري‌ قرارگيرند و سخاوتمندانه‌ به‌ همه‌ي‌ بشريت‌ بياموزند و گرانبهاترين‌ آثار علمي‌ را طي‌ قرنهاي‌ متمادي‌ پديد آورند و سرنوشت‌ جهان‌ بشريت‌ را با علم‌ و سياست‌ و فرهنگ‌ خود رقم‌ بزنند.

اينها همه‌ از بركات‌ تعاليم‌ خالص‌ اسلام‌ و حكومت‌ الهي‌ در عهد پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) و برهه‌يي‌ از صدر اسلام‌ بود كه‌ علي‌رغم‌ تسلط و رشد شجره‌ي‌ خبيثه‌ي‌ حكومتهاي‌ سلطنتي‌ و رجعت‌ از دوران‌ توحيدي‌، باز تا قرنها ثمرات‌ خود را به‌ مسلمين‌ مي‌چشانيد و آنان‌ و همه‌ي‌ بشريت‌ را كامياب‌ مي‌كرد. هر وجب‌ از اين‌ خاك‌ و اين‌ سرزمين‌، يادآور خاطره‌يي‌ از دوران‌ پيامبر خدا(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) و ياران‌ فداكار و نوراني‌ اوست‌. در اين‌ سرزمين‌ بود كه‌ اسلام‌ طلوع‌ كرد و پرچم‌ جهاد برافراشته‌ شد و آزادي‌ بشريت‌ از همه‌ي‌ غل‌ و زنجيرهاي‌ جاهليت‌ رقم‌ خورد. امروز كه‌ ملتهاي‌ مسلمان‌، پس‌ از چند قرن‌ انحطاط و ركود و ذلت‌، در چهارگوشه‌ي‌ جهان‌ اسلام‌، به‌ بيداري‌ و قيام‌ لله‌ گراييده‌اند و عطر آزادي‌ و استقلال‌ و بازگشت‌ به‌ اسلام‌ و قرآن‌، در فضاي‌ بسياري‌ از كشورهاي‌ اسلامي‌ منتشر گشته‌ است‌، بيش‌ از هميشه‌ مسلمانان‌ نياز دارند كه‌ پيوند خود را با آن‌ گذشته‌ي‌ نوراني‌ و معجزنشان‌، با دوران‌ قيام‌ لله‌ و مبارزه‌ي‌ اسلامي‌ دوران‌ نخستين‌ اسلام‌ مستحكم‌ كنند. خاطرات‌ اسلامي‌ در اين‌ سرزمين‌، براي‌ هر مسلمان‌ متدبر، در حكم‌ داروي‌ شفابخشي‌ است‌ كه‌ او را از ضعف‌ و زبوني‌ و يأس‌ و بدبيني‌ نجات‌ مي‌دهد و راه‌ دستيابي‌ به‌ هدفهاي‌ اسلام‌ را ـ كه‌ هميشه‌ براي‌ هر انسان‌ برخوردار از عمق‌ و حكمت‌، هدف‌ زندگي‌ و تلاش‌ است‌ ـ نشان‌ مي‌دهد. در اين‌جا بود كه‌ پيامبر عظيم‌الشأن‌ با ياران‌ مخلص‌ خود، سيزده‌ سال‌ همه‌ي‌ سختيها را به‌ جان‌ خريدند و مرارتها را تحمل‌ كردند، تا نهال‌ اسلام‌ ريشه‌ دوانيد. و در اين‌جا بود كه‌ پس‌ از سالهاي‌ مصيبت‌بار زندگي‌ در شعب‌ ابي‌طالب‌، پس‌ از شكنجه‌ي‌ ياراني‌ چون‌ بلال‌ و عمار و ياسر و سميه‌ و عبدالله‌بن‌مسعود و ديگران‌، پس‌ از راهپيمايي‌ طولاني‌ و پرمشقت‌ و بي‌حاصل‌ رسول‌ خدا(صلي‌الله‌عليه‌واله‌) در ميان‌ قبايل‌ مكه‌ و طائف‌، بيعت‌ عقبه‌ با اهل‌ يثرب‌ واقع‌ شد و هجرت‌ پربركت‌ به‌ مدينه‌الرسول‌(صلي‌الله‌عليه‌واله‌) پيش‌ آمد و دولت‌ اسلامي‌ تشكيل‌ شد. در اين‌جا بود كه‌ پيروزي‌ بدر و شكست‌ احد و محنت‌ خندق‌ و آزمايش‌ حديبيه‌ اتفاق‌ افتاد. اين‌جا بود كه‌ اخلاص‌ و جهاد پيروزي‌ آفريد، و مالدوستي‌ و غنيمت‌طلبي‌ ناكامي‌ آورد. اين‌جا آيه‌آيه‌ي‌ قرآن‌ نازل‌ شد و خشت‌خشت‌ بناي‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ و حيات‌ طيبه‌ي‌ اسلامي‌، كار گذاشته‌ شد. مسلمان‌ با تدبر در اين‌ گذشته‌ و زيستن‌ در لحظه‌لحظه‌ي‌ آن‌، با آينده‌ نيز پيوندي‌ سازنده‌ مي‌يابد، راه‌ زندگي‌ و هدف‌ آن‌ را مي‌شناسد، به‌ خطرات‌ راه‌ پي‌ مي‌برد، فرداي‌ اين‌ حركت‌ را بالمعاينه‌ مي‌بيند و خود را براي‌ پيمودن‌ آن‌ آماده‌ مي‌سازد و بر ترديد ناشي‌ از احساس‌ ضعف‌ و حقارت‌ و ترس‌ از دشمن‌ فايق‌ مي‌آيد; و اين‌ همه‌، از بركات‌ حج‌ است‌.

از آنچه‌ گفتيم‌، مي‌شود فهميد كه‌ چرا استعمارگران‌ ديروز و سردمداران‌ سلطه‌ي‌ استكبار جهاني‌ امروز، اين‌ همه‌ از پيوند فكري‌ و عاطفي‌ مسلمين‌ با گذشته‌ي‌ خود بيمناك‌ و با آن‌ در ستيزند. آري‌، اين‌ پيوند با گذشته‌ است‌ كه‌ حال‌ و آينده‌ را رقم‌ مي‌زند.

پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و تشكيل‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در ايران‌ و اعلام‌ اين‌كه‌ ملت‌ ايران‌ درصدد است‌ جامعه‌يي‌ بر اساس‌ ارزشهاي‌ اسلامي‌ بسازد و در آن‌ مقررات‌ اسلامي‌ را تحقق‌ بخشد، موج‌ تبليغات‌ بوقهاي‌ تبليغاتي‌ شرق‌ و غرب‌ و وابستگانشان‌، جمهوري‌ اسلامي‌ را به‌ نام‌ بنيادگرا و كهنه‌پرست‌ و روبه‌گذشته‌ و عناويني‌ از اين‌ قبيل‌، بشدت‌ مورد حمله‌ قرار داد و به‌ نام‌ نوگرايي‌، از اين‌كه‌ ايران‌ اسلامي‌ مي‌خواهد پايبند به‌ سنتهاي‌ گذشته‌ باشد، انتقاد كرد; و اين‌ در حالي‌ بود و هست‌ كه‌ نظامهاي‌ مرتجع‌ و مستبد و پايبند سنتهاي‌ پوسيده‌ كه‌ هرگز بويي‌ از مفاهيم‌ نوين‌ عالم‌ مانند آزادي‌ و دمكراسي‌ و حقوق‌ بشر استشمام‌ نكرده‌ و در شرق‌ و غرب‌ جهان‌ كم‌ نيستند، هيچگاه‌ به‌ آن‌ نامها مورد تعرض‌ تبليغاتي‌ قرار نگرفتند! و عبرت‌انگيز آن‌كه‌ راديوهاي‌ رژيمهايي‌ كه در آن‌ از ابتداييترين‌ رسوم‌ نوگرايي‌ سياسي‌ خبري‌ نيست‌ و چيزي‌ به‌ نام‌ مجلس‌ ملي‌ و انتخابات‌ آزاد و نشريه‌ي‌ غيردولتي‌ در آن‌ در حكم‌ افسانه‌ است‌ نيز به‌ كشوري‌ كه‌ در آن‌ به‌ حكم‌ اسلام‌، حكومتي‌ مردمي‌ بر سر كار است‌ و قانون‌ اسلامي‌ در مجلسي‌ مركب‌ از نمايندگان‌ مردم‌ تصويب‌ و به‌ دست‌ دولتي‌ منتخب‌ مردم‌ اجرا مي‌شود و مردم‌ در حساسترين‌ مسايل‌ آن‌ داراي‌ حضور فعالند، نام‌ مرتجع‌ دادند و هوشمندان‌ عالم‌ را از تقليد مسخره‌آميز خود به‌ خنده‌ انداختند!

آري‌، استكبار و دارودسته‌ي‌ خبري‌ و تبليغاتي‌ و قلمها و بوقهاي‌ مزدورش‌، از اين‌كه‌ كشوري‌ در اعماق‌ كهنه‌پرستي‌، و ملتي‌ در حال‌ و هواي‌ سنتهاي‌ جاهلي‌ خود سر كند، ولي‌ درهاي‌ خزاين‌ مادي‌ خود را به‌ روي‌ آنان‌ بگشايد و تسليم‌ فزونخواهي‌ و سلطه‌طلبي‌ آنان‌ شود و فرهنگ‌ فساد و فحشا و مصرف‌زدگي‌ و ميخوارگي‌ و شهوتراني‌ را از آنان‌ بپذيرد، نه‌ تنها نگران‌ نيستند، بلكه‌ بسي‌ خشنودند! آنان‌ از بازگشت‌ ملتها به‌ گذشته‌يي‌ كه‌ به‌ آنان‌ عزت‌ و عظمت‌ را يادآوري‌ كند، راه‌ جهاد و شهادت‌ را به‌ روي‌ آنان‌ باز كند، كرامت‌ انساني‌ را به‌ آنان‌ برگرداند، دست‌ سلطه‌گران‌ را از غارت‌ و چپاول‌ به‌ مال‌ و ناموس‌ آنان‌ قطع‌ كند، آيه‌ي‌ "ولن‌ يجعل‌الله‌ للكافرين‌ علي‌المؤمنين‌ سبيلا" را به‌ آنان‌ بياموزد، كريمه‌ي‌ "ولله‌ العزه‌ ولرسوله‌ وللمؤمنين‌" را بر آنان‌ فرو خواند، خطاب "و ما لكم‌ لاتقاتلون‌ في‌سبيل‌الله‌ والمستضعفين‌" را به‌ گوش‌ و دل‌ آنان‌ برساند، فرمان‌ "ان‌ الحكم‌ الا لله‌" را در زندگي‌ آنان‌ اجرا كند و خلاصه‌، خدا و دين‌ و قرآن‌ را محور زندگي‌ آنان‌ سازد و دست‌ طواغيت‌ مستكبر و مستبد و سلطه‌طلب‌ را از زندگي‌ آنان‌ قطع‌ كند، از بازگشت‌ به‌ چنين‌ گذشته‌يي‌ و پيوند با چنين‌ تاريخي‌، ناخشنود و سراسيمه‌ و بيمناكند و لذا با هر بهايي‌ مي‌خواهند از آن‌ مانع‌ شوند.

مسلمين‌، بخصوص‌ جوامعي‌ كه‌ نسيم‌ آزادي‌ و قيام‌ لله‌ بر آن‌ وزيده‌، و بالاخص‌ علما و روشنفكران‌ و پيشگامان‌ آنان‌، بايد مراقب‌ باشند كه‌ در اين‌ دام‌ نيفتند; از عنوان‌ بنيادگرايي‌ نترسند; از تهمت‌ ارتجاع‌ و سنت‌گرايي‌ آشفته‌ نشوند; براي‌ راضي‌ كردن‌ دشمنان‌ خبيث‌ و حسابگر، از اصل‌ اسلامي‌ خود، از احكام‌ نوراني‌ اسلام‌، از تصريح‌ به‌ هدفهاي‌ جامعه‌ي‌ ديني‌ و نظام‌ توحيدي‌، تبري‌ نجويند و به‌ سخن‌ خدا گوش‌ فرا دهند كه‌: "ولن‌ ترضي‌ عنك‌ اليهود و لاالنصاري‌ حتي‌ تتبع‌ ملتهم‌ "و "قل‌ يا اهل‌الكتاب‌ هل‌ تنقمون‌ منا الا ان‌ امنا بالله‌ و ما انزل‌ الينا و ما انزل‌ من‌ قبل‌ و ان‌ اكثركم‌ فاسقون‌" و "فلعلك‌ تارك‌ بعض‌ ما يوحي‌ اليك‌ و ضائق‌ به‌ صدرك‌ ان‌ يقولوا لولا انزل‌ عليه‌ كنز اوجاء معه‌ ملك‌" و "ما نقموا منهم‌ الا ان‌ يؤمنوا بالله‌ العزيز الحميد".

در حج‌، در مدينه‌ و مكه‌، در احد و مني‌ و حرا، در اين‌ سرزمين‌ كه‌ قدم‌ مبارك‌ رسول‌ اكرم‌(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) و اصحاب‌ كرامش‌ بر آن‌ نهاده‌ شده‌ و شاهد آن‌ رنجها و دربه‌دريها و مبارزات‌ و خون‌ دلها بوده‌ و در قدم‌به‌قدم‌ سرزمين‌ وحي‌ و جهاد و قرآن‌ و سنت‌، در آن‌ گذشته‌ها به‌ تدبر بپردازيد; خود را با آن‌ پيوند دهيد; در پرتو آن‌، راه‌ و جهت‌ را بيابيد; با تجربه‌ي‌ آن‌، نتيجه‌ و سرانجام‌ راه‌ را ببينيد; و به‌ حول‌ و قوه‌ي‌ خدا و با توكل‌ به‌ او و اميد به‌ نصرت‌ او و اعتماد به‌ توانايي‌ خود، در آن‌ راه‌ و به‌ سمت‌ آن‌ هدف‌ قدم‌ گذاريد; "والله‌ معكم‌ و لن‌يتركم‌ اعمالكم‌".

پیام به حجاج بیت الله الحرام 26/3/1370

  48) ضرورت استفاده از ذخیره الهی حج

اين كارهاى دستجمعىِ عظيم كه نظير آن رإ؛ّ در هيچ مذهب و مكتبى و در هيچيك از احكام ديگر اسلامى نمى‏شود پيدا كرد، نشان‏دهنده عظمت اين واجب است. اين‏جا يك ذخيره الهى گذاشته شده است كه هركس توفيق پيدا مى‏كند دستى به سمت اين ذخيره دراز كند، بايد حدّاكثر استفاده را بكند. هرچه مى‏توانيد، در ايّام حج از اين ذخيره استفاده كنيد. اين اوقات، هم روزها و زمان، متبرّك است و هم مكان، متبرّك است. هم از لحاظ زمان، در اوج حرمت ماههاى حرام قرار دارد؛ هم از لحاظ مكان، در نقطه اعلاى مناطق متبرّك -كه خانه خدا و مركز توحيد و توجّه نفوس همه مسلمانان در همه شبانه‏روزهاست - قرار دارد. حاجى در آن‏جا بايد رابطه خود را با خدا قوى و مستحكم كند؛ با قرآن اُنس پيدا كند و تضرّع و ذكر و حضور را وظيفه دائمى خود بداند. انسان گاهى خيلى متأسّف مى‏شود كه بعضى به آن‏جا بروند و دنبال كالاهايى بگردند كه اين كالاها را همه‏جا مى‏شود پيدا كرد! بعضى، عمر و پول و آبرو و وقت عزيزشان را صرف مى‏كنند تا به بازارهاى گوناگون بروند و اين كالاها را بياورند؛ اينها كالاهاى معمولى زندگى است و همه‏جا وجود دارد. در آن‏جا كالايى هست كه در هيچ‏جاى ديگر نيست: كالاى رضاى الهى، زيارت خانه خدا، زيارت قبر مطهّر پيغمبر؛ اين كجا ديگر پيدا مى‏شود؟ اين مكان و اين زمان را ديگر كجا مى‏شود پيدا كرد؟ از اين فرصت بايد همه استفاده كنند. شما كه ميزبانان و ميهمانداران و خدمتگزاران حُجّاج هستيد، اين نكات را بايد دائم به يكايك آنها يادآور شويد. زلال معنويت و هدايت به‏وسيله اين مجموعه‏هاى مؤمن و علاقه‏مند، بايد دائماً به سوى دلهاى تشنه حُجّاج روانه شود. خيلى از اين فرصتها در اختيارات امّت اسلامى هست كه اگر از آنها استفاده شود، امّت اسلامى همان چيزى خواهد بود كه قرآن براى او خواسته است: «فلا تهنوا و تدعوا الى السّلم و انتم الاعلون» يا «ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون»؛ شما برترين هستيد. البته نه برترين به خاطر نژاد، نه برترين به خاطر اين‏كه با خدا خويشاوندى‏اى‏ داريد - هيچ‏كس از آحاد آفرينش، نسبتِ ويژه‏اى با خدا ندارد - اما شما برترين هستيد، به خاطر انتساب به مكتبى كه مى‏تواند بشريت را در عصر حيرتش نجات دهد؛ مى‏تواند در طول قرون، مشعل هدايت را به دست انسانها بدهد و آنها را خوشبخت كند و به نقطه امن و امان و تكامل برساند؛ اين امتياز شماست.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار كارگزاران مراسم حج ‏1381/10/25

  49) تهاجم به ذخیره الهی حج

قرآن مى‏تواند انسان را هدايت كند؛ از انسانِ «لفى خسر» برساند به انسانى كه «انّك كادحٌ الى ربّك كدحاً فملاقيه»؛ به سوى خدا حركت و صيرورت پيدا كند و با او ملاقات نمايد. اين حج، مظهر اين قرآن است. ايمان خالصانه مؤمنين طول تاريخ اسلام، از اين قرآن ناشى شده‏است؛ اين را بايد قدر دانست. مثل همه ذخاير ديگر ما، اين ذخيره هم مورد تهاجم است. اينهايى كه مى‏بينيد در مراسم حج دنبال اختلاف‏افكنى، فتنه‏انگيزى و ترويج افكار موهوم و خرافى و متحجّر خود هستند، همان سرانگشتهاى دانسته يا نادانسته‏اى هستند كه اين ذخيره را نابود مى‏كنند و از بين مى‏برند. كسانى كه نمى‏گذارند شوكت و شكوه و عزّت و عظمت اين وحدت به چشم امّت بزرگ اسلامى منعكس شود و بازتاب پيدا كند، جزو كسانى هستند كه اين ذخيره را نابود و ضايع مى‏كنند. كسانى كه نمى‏گذارند وحدت و شكوه عظيم امّت اسلامى، آن هم در راه خدا - نه عظمت به عنوان تفاخر، نه عظمت به عنوان استعمار و تحقير ديگر ملتها، نه عظمت به عنوان جنگ‏افروزى عليه ضعفاى عالم؛ بلكه عظمت در جهت ارزشهاى الهى و در راه توحيد - به دنياى اسلام منعكس شود، به بشريت ظلم مى‏كنند. امروز دنياى اسلام براثر ناديده گرفتن اين ذخيره عظيم الهى ضربه مى‏خورد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار كارگزاران مراسم حج 25/10/1381

  50) قدر شناسی از حج

اولين‌مطلب‌، قدرشناسي‌واجب‌بزرگ‌و پر رمز و راز حج‌بيت‌الله‌است‌. حج‌مظهر توحيد، و كعبه‌خانه‌ي‌توحيد است‌.

اين‌كه‌در آيات‌كريمه‌ي‌مربوط به‌حج‌، بارها از ذكرالله‌سخن‌رفته‌، نشانه‌ي‌آن‌است‌كه‌در اين‌خانه‌و به‌بركت‌آن‌، بايد هر عامل‌غيرخدا از صحنه‌ي‌ذهن‌و عمل‌مسلمين‌زدوده‌شود و بساط انواع‌شرك‌از زندگي‌آنان‌برچيده‌شود. در اين‌محيط، محور و مركز هر حركتي‌خداست‌و طواف‌و سعي‌و رمي‌و وقوف‌و ديگر شعائرالله‌حج‌، هر يك‌به‌نحوي‌نمايش‌انجذاب‌به‌"الله‌" و طرد و نفي‌و برائت‌از "اندادالله‌" است‌. اين‌است‌آن‌"ملت‌حنيف‌"ابراهيم‌(عليه‌السلام‌); بت‌شكن‌بزرگ‌و منادي‌توحيد بر فراز قله‌ي‌تاريخ‌.

 پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام 26/03/1370

  51) خط کلی حج

حج‌ابراهيمي‌ومحمدي‌(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) و حج‌علوي‌و حسيني‌(عليهماالسلام‌) آن‌است‌كه‌در آن‌توجه‌به‌خدا و پناه‌بردن‌به‌حكومت‌و قدرت‌او، با پشت‌كردن‌به‌قدرت‌طواغيت‌و جباران‌همراه‌باشد. زمزمه‌ي‌مناجات‌سالار شهيدان‌و سيد شباب‌اهل‌الجنه‌در عرفات‌، چه‌زيبا اين‌هر دو را در يك‌سخن‌مي‌سرايد: "الهي‌انت‌كهفي‌حين‌تعييني‌المذاهب‌في‌سعتها... وانت‌مؤيدي‌بالنصر علي‌اعدائي‌و لولا نصرك‌اياي‌لكنت‌من‌المغلوبين‌... يا من‌جعلت‌له‌الملوك‌نيرالمذله‌علي‌اعناقهم‌فهم‌من‌سطواته‌خائفون‌". و خطبه‌ي‌رسول‌خدا (صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم‌) در يوم‌الترويه‌كه‌در آن‌نسخ‌مقررات‌جاهليت‌وتحذيراز فريب‌شيطان‌براي‌وادار كردن‌بني‌آدم‌به‌عبادت‌خود و حكم‌قاطع‌به‌پيوند برادري‌ميان‌همه‌ي‌مسلمين‌را اعلام‌فرمود، خط كلي‌حج را معين‌مي‌كند.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام 14/04/‌1368

  52) دردهای جهان اسلام و نقش حج

آيا امّت اسلامى از اين منبع پرفيض بهره‏ى شايسته را ميبرد؟ پاسخ اين سؤال، دردناك و تكان دهنده است.

امروز جهان اسلام دچار دردهاى مزمنى است. شايد مهمترين آنها اين دردهاى دهگانه است : منازعات سياسى و مذهبى، سست شدن رشته‏هاى اخلاق و ايمان، عقب‏ماندگى علمى و صنعتى، وابستگى سياسى و اقتصادى، اسراف و اشرافيگرى و غرور دركنار فقر وگرسنگى و ذلّت، ضعيف شدن اعتماد به نفس واميد به آينده در سران، منزوى كردن دين و گسستن آن از سياست و زندگى، بى‏ابتكارى در آفرينش مفاهيم نو كه قرآن منبع بيزوال آن است، تسليم در برابر تهاجم فرهنگ تحميلى غرب، و بالاخره : پايمال شدن عزّت ملتهاى مسلمان با ذلّت‏پذيرى و طمعكارى برخى سران سياسى.

اين بيماريها كه برخى از برخى ديگر و همه در طول زمان‏اند در خيانت و بى‏ارادگى و جهالت و استبداد عناصرداخلى يا از دشمنى و شيطنت و ظلم بيگانگان پديد آمده، بزرگترين ضربه‏ها را بر امّت اسلامى وارد آورده است.

ناكاميهاى جهان اسلام، نتيجه‏ى اين بيماريها و تنها راه خوشبختى و كاميابى، نجات از آن‏ها است.

امروز ثروتهاى طبيعى جهان اسلام بتاراج ميرود، ذخيره‏ى فرهنگى و فكرى گرانبهاى آن در زير حجابى از پوشالهاى تبليغاتى غليظى از تبليغات خصمانه پوشيده است و صدها رسانه‏ى صوتى و تصويرى و نوشتارى و هزاران مغز و قلم مزدور هر روز در كار وارونه نشان دادن حقايق آن، درشت كردن ضعفها و ناكاميهاى آن و انكار كردن موفقيتها و پيشرفتهاى آنند.

اگر مسلمانان قدر حج را بشناسند و از اين نقطه‏ى التقا و مركز اجتماعِ همه‏ساله، بدرستى بهره ببرند بخش مهمّى از اين حصار نوميدى و تلقين ضعف كه بر گرد ملتها كشيده شده است ويران خواهد شد. موسم حج، ميتواند عظمت و تنوع و اقتدار معنوى و انسانىِ دنياى اسلام را هرساله بطور محسوس در برابر چشم مردمى از همه‏ى كشورهاى مسلمان بگذارد و ارتباط و شناسائى و تبادل نظر را در ميان برگزيدگان هر ملت برقرار سازد. در حج همه‏ى ملتها ميتوانند خبرهاى حقيقى از حال برادران را به دست آورند و حجاب تبليغات خصمانه‏ى دشمنان جهان اسلامى را درنوردند، و با بهره گيرى از فضاى معنوى بيت‏اللَّه‏الحرام، خود را براى حركتى هماهنگ و مخلصانه در راهِ بازگشت به حاكميت اسلام و كسب عزّت و استقلال و تلاش براى تحولى اساسى در كشورهاى خود آماده سازند.

 پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام ‏1378/12/23

  53) داروی شفا بخش همه بیماریهای اصلی جهان اسلام

سخن آن است كه حج اگر درست و كما فرض اللَّه اقامه شود قادر است همچون دارويى شفابخش، همه‏ى اين بيماريهاى اصلى و علتهاى ناكامى را درمان كند. اين كار يكباره اتفاق نمى‏افتد، ولى در طول سالهاى دراز، اجتماع ميليونى برادران و خواهران از چهار گوشه‏ى جهان اسلام در يك نقطه، آنهم در عرصه‏ى اعمالى هماهنگ و پر معنى، و در زير لواى با عظمت توحيد، و همراه با تجديد خاطره‏هاى صدر اسلام و ياد آورى بدر و احد، و زيارت مسجدى كه نغمه‏ى روح بخش آيات قرآن از حنجره‏ى مبارك رسول‏اللَّه (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) هنوز از در و ديوار آن به گوش مى‏رسد، و نواى پر قدرت اللَّه اكبر مجاهدان صدر اسلام در آن موج مى‏زند، و در فضايى لبريز از ذكر و حضور و مناجات خداى عزوجل، كه انسانها را از نفس ضعيف و خود خواه و كج انديش جدا كرده، به معدن مجد و عظمت و قدرت ربوبى متصل مى‏سازد سرچشمه‏ى شفابخشى است كه دلها را قوى، و همتها را بلند، و اراده‏ها را استوار، و جانها را سرشار از اعتماد، و ديدها را وسيع، و آرمانها را نزديك، و برادران را متحد، و شيطان را خوار، و كيد او را ضعيف مى‏سازد.

آرى، حج درست و كامل، حج توحيدى، حجى كه منبع عشق به خدا و مؤمنين و برائت از شيطانها و بتها و مشركين باشد،

رشد همه‏ى مشكلات امت اسلامى را ابتدا متوقف و سپس آن را مرتفع مى‏سازد و منشأ عزت اسلام و شكوفايى زندگى مسلمين و استقلال و آزادى كشورهاى اسلامى از شر اجانب مى‏شود.

پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج 04/02/1375

  54) بیان کننده سیاست کلی اسلام

حج‌، كانون‌معارف‌اسلام‌و بيان‌كننده‌ي‌سياست‌كلي‌اسلام‌براي‌اداره‌ي‌زندگي‌انسان‌است‌. حج‌، مظهر توحيد و نفي‌و رمي‌شيطان‌و تكرار شعار ابراهيم‌(عليه‌السلام‌) است‌كه‌گفت‌: "اني‌بري‌ء من‌المشركين‌"; صحنه‌ي‌اتحاد عظيم‌امت‌اسلامي‌برگرد محور توحيد وبرائت‌از مشركين‌و نفي‌و طرد همه‌ي‌بتهاست‌. وبت‌، هر آن‌چيزي‌است‌كه‌به‌جاي‌خدا قرار گيرد و ولايت‌الهي‌را به‌ولايت‌خود تبديل‌كند ونيرو واراده‌ي‌افراد بشر را در اختيار بگيرد; حال‌چه‌سنگ‌و چوب‌، و چه‌قدرتهاي‌شيطاني سلطه‌گر و جبار، و چه‌عصبيتهاي‌جاهلي‌و ناحق‌كه‌: "فماذا بعدالحق‌الاالضلال‌".

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام ‌ 14/04/1368

  55) نفی همه مظاهر شرک

شرك‌همواره‌به‌يك‌گونه‌نيست‌، و بت‌هميشه‌به‌شكل‌هياكل‌چوب‌و سنگ‌و فلز ظاهر نمي‌شود. خانه‌ي‌خدا و حج‌بايد در همه‌ي‌زمانها شرك‌را در لباس‌خاص‌آن‌زمان‌، و بت‌شريك‌خدا را با جلوه‌ي ‌مخصوص ‌آن‌بشناساند و نفي‌و طرد كند.

امروز البته‌از "لات‌" و "منات‌" و "عزي‌" خبري‌نيست‌، اما به‌جاي‌آن‌و خطرناكتر از آن‌، بتهاي‌زر و زور استكبار و نظامهاي‌جاهلي‌ و استكباري‌است‌كه‌همه‌ي‌فضاي‌زندگي‌مسلمين‌را در كشورهاي ‌اسلامي‌ فرا گرفته‌است‌.

بتي‌كه‌بسياري‌از مردم‌جهان‌و از جمله‌بسياري‌از مسلمين‌، امروز به‌جبر و تحميل‌، به‌عبادت‌و اطاعت‌از آن‌وادار مي‌شوند، بت‌قدرت‌امريكا است‌كه‌همه‌ي‌شؤون‌فرهنگي‌و سياسي‌و اقتصادي ‌مسلمين‌ را در قبضه‌گرفته‌و ملتها را خواه‌و ناخواه‌در جهت‌منافع‌و اغراض‌خود ـ كه‌نقطه‌ي‌مقابل‌مصالح‌مسلمين‌است‌ـ حركت‌مي‌دهد. عبادت‌، همين‌اطاعت‌بي‌چون‌وچراست‌كه‌امروز در برابر خواست‌استكبار و در رأس‌آن‌امريكا، بر ملتها تحميل‌مي‌شود و آنان‌با شيوه‌هاي‌گوناگون‌، به‌سمت‌آن‌سوق‌ داده‌مي‌شوند.

فرهنگ‌فساد و فحشا كه‌به‌وسيله‌ي‌دستهاي‌استعماري‌در ميان‌ملتها ترويج‌مي‌شود، فرهنگ‌مصرف‌زدگي‌كه‌روزبه‌روز زندگي‌ملتهاي‌ما را بيشتر در لجنزار خود فرو مي‌برد، تا كمپانيهاي‌غربي‌ـ كه‌مغز و قلب‌اردوگاه‌استكبارند ـ بيشتر سود ببرند، سلطه‌ي‌سياسي‌غرب‌استكباري‌كه‌پايه‌هاي‌آن‌به‌وسيله‌ي‌حكومتهاي‌دست‌نشانده‌و ضدمردمي‌كار گذاشته‌شده‌است‌، حضور نظامي‌كه‌با هر بهانه‌يي ‌شكل ‌آشكارتري ‌به ‌خود مي‌گيرد، اينها و امثال‌آن‌، همه‌مظاهر همان‌شرك‌و بت‌پرستي‌است‌كه‌درضديت‌كامل‌بانظام‌توحيدي‌و حيات‌توحيدي‌است‌كه‌اسلام‌براي‌مسلمانان‌مقرر داشته‌است‌. حج‌و اجتماع‌عظيم‌بر گرد خانه‌ي‌توحيد، بايد آن‌مظاهر شرك‌را نفي‌كند و مسلمانان‌را از آن‌برحذر دارد. حج‌با اين‌مفهوم‌روشن‌و جلي‌است‌كه‌برترين‌جايگاه‌برائت‌از مشركين‌شناخته‌شده‌و خداي‌متعال‌از زبان‌خود و نبي‌مكرمش‌(ص‌)، اعلام‌برائت‌از مشركين‌را به‌روز حج‌اكبر موكول‌ساخته‌است‌; "و اذان‌من‌الله‌و رسوله‌الي‌الناس‌يوم‌الحج‌الاكبر ان‌الله‌بري‌من‌المشركين‌و رسوله‌فان‌تبتم‌فهو خيرلكم‌و ان ‌توليتم ‌فاعلموا انكم‌غير معجزي‌الله‌و بشرالذين‌كفروا بعذاب‌اليم‌".

فرياد برائت‌كه‌امروز مسلمان‌در حج‌سر مي‌دهد، فرياد برائت‌از استكبار و ايادي‌آن‌است‌كه‌مع‌الاسف‌در كشورهاي‌اسلامي‌قدرتمندانه‌اعمال‌نفوذ مي‌كنند و با تحميل‌فرهنگ‌و سياست‌و نظام‌زندگي‌شرك‌آلود بر جوامع‌اسلامي‌، پايه‌هاي‌توحيد عملي‌را در زندگي‌مسلمانان‌منهدم‌ساخته‌و آنان‌را دچار عبادت‌غيرخدا كرده‌اند، و توحيد آنان‌فقط لقلقه‌ي‌زبان‌و نام‌توحيد است‌و از معناي‌توحيد در زندگي‌آنان‌اثري‌باقي‌نمانده‌است‌.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام 26/03/1370

  56) وظایف حجاج

حجاج‌بيت‌الله‌الحرام‌و برادران‌و خواهراني‌كه‌امسال‌از سراسر عالم‌درخانه‌ي‌خدا گرد مي‌آيند، بكوشند تا با طرح‌مصايب‌و مشكلات‌مسلمين‌و تلاش‌براي‌ايجاد وحدت‌و همدلي‌مسلمانان‌ـ كه‌شرط اصلي‌نجات‌مسلمين‌از چنگال‌امپراتوري‌زر و زورو سلطه‌ي‌جهاني‌است‌ـ و نشر معارف‌اساسي‌اسلام‌و تبادل‌نظر در وظايف‌بزرگ‌مسلمين‌در دوران‌معاصر، حج‌را ابراهيمي‌و محمدي‌(صلي‌الله‌عليه‌واله‌) سازند.

شعار محو غده‌ي‌سرطاني‌اسرائيل‌كه‌از سوي‌امام‌عظيم‌الشأن‌و قائد كبير اسلام‌، امام‌خميني‌(رضوان‌الله‌عليه‌) مطرح‌شد، علي‌رغم‌ميل‌سازشكاران‌سياستباز، بايد با قوت‌و شدت‌مطرح‌شود و به‌صداي‌عمومي‌مسلمين‌در حج‌تبديل‌گردد.

جدايي‌دين‌از سياست‌كه‌توطئه‌ي‌ديرين‌دشمنان‌براي‌منزوي‌كردن‌اسلام‌و قرآن‌است‌، بايد با شدت‌محكوم‌شود و به‌ميدان‌آمدن‌دين‌در همه‌ي‌كشورهاي‌اسلامي‌در مقابله‌با سياستهاي‌استعماري‌و استكباري‌، بايد درس‌عمومي‌ملتهاي‌مسلمان‌شمرده‌شود.

پیام به حجاج بیت الله الحرام 7/4/1369

  57) وجوب شناخت حج

هيچ خسارتى براى امت اسلامى، سنگين‏تر از آن نيست كه تعاليم و رهنمودهاى اسلام كه ذخيره‏هاى حياتى ابدى براى مسلمانان و همه‏ى بشريت است، دستخوش غفلت و جهالت رهبران دينى و سياسى آنان گردد و مجال بهره‏مندى مردم از آن، سلب شود.

حج يكى از اين ذخيره‏هاى ابدى است، و بر همه‏ى مسلمين واجب است كه آن را بهتر شناخته و بيشتر مورد به بردارى امت اسلامى قرار دهند.

پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج 04/02/1375

  58) توصیه به حجاج (1)

1 - اين فرصت را براى خودسازى و انابه و تضرّع، مغتنم بشماريد و توشه‏يى معنوى براى همه‏ى عمر خود از آن برگيريد.

2 - رفع گرفتاريهاى بزرگ مسلمين را از خداوند متعال بخواهيد و بارها و بارها اين خواسته را در دعا و مناجات خود بگنجانيد.

3 - از هر فرصتى براى آشنا شدن با مسلمين كشورهاى ديگر و نقاط مثبت و منفى زندگى جارى آنان استفاده كنيد. و مسلمانان غير ايرانى بخصوص حقايق و قضاياى ايران اسلامى را از زبان برادران ايرانى خود بشنوند و درست و نادرستِ تبليغات جهانى را كشف كنند. همچنين امروز و هميشه تلاش كنند تعاليم امام عظيم‏الشأن راحل حضرت امام خمينى (قدس‏نفسه‏الشريفه) را درباره‏ى مسائل مسلمين فرا گيرند و آن مصلح بزرگ تاريخ اسلام را بهتر و از نزديك بشناسند.

4 - هر اطّلاع و معرفت درستى از وضع امت اسلامى يا خصوص كشور خود را كه در اختيار داريد، به مسلمين كشورهاى ديگر منتقل كنيد.

5 - در گفتگو با برادران مسلمان خود از هر جاى جهان اسلام، مسأله‏ى «امت اسلامى» و نگرش يكپارچه به جهان اسلام را مورد توجّه قرار دهيد. انديشه‏ى خود و ديگران را از چهارچوب مرزهاى جغرافيايى، نژادى، عقايدى، حزبى و امثال آن فراتر ببريد و به اسلام و مسلمانان بينديشيد.

6 - اقتدار خداداده‏ى بيش از يك ميليارد مسلمان و دهها كشور اسلامى با اين همه ثروت مادّى و معنوى و با ميراث عظيمى از فرهنگ و تمدن و دين و اخلاق، را همواره به ياد مخاطبان خود بياوريد.

7 - افسانه‏ى قدرت لايزال غرب و خصوص امريكا را كه استكبار همواره سعى كرده است آن را چندين برابر بزرگ كرده و بى‏وقفه به ذهن مسلمانان القاء كند، بشكنيد. به ياد خود و ديگران بياوريد كه قدرتِ ظاهراً تسخيرناپذير كمونيسم، در همين نزديكيها در برابر چشم همين نسل، شكست و فرو ريخت و از آن هيچ باقى نماند. قدرتهاى بزرگنماى كنونى و از جمله قدرت امريكا هم ممكن است به همان آسانى نيست و نابود شوند.

8 - مسؤوليت علماى دين و روشنفكران كشورهاى مسلمان را كه بسى بزرگ و سنگين است همواره به ياد خود آنان و ديگران بياوريد.

9 - وظيفه‏ى رؤساى كشورهاى اسلامى را در قبال امت اسلامى و ايجاد وحدت مسلمين و دورى از قدرتهاى استكبارى و گرايش و تكيه به ملتهاى خود و ايجاد حسن رابطه ميان مردم و حكّام، را به عنوان «النّصيحة لائمّة المسلمين» به آنان يادآور شويد و اصلاح اين امر را از خداوند متعال بخواهيد.

10 - همواره به ياد داشته باشيد كه مسؤوليت رؤسا، به معناى رفع مسؤوليت از آحاد ملت نيست و آنان در همه‏ى اين هدفهاى بزرگ مى‏توانند نقش تعيين كننده‏يى ايفاء كنند

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام 25/02/1373

  59) توصیه به حجاج(2)

برادران و خواهران عزيز در همه جاى جهان! ميعاد بزرگ حج را مغتنم بشماريد؛ آشنايى و الفت ميان خود را در آن تحكيم بخشيد؛ از سرنوشت يكديگر با خبر شويد؛ از تجربه‏هاى يكديگر درس بگيريد؛ راز ايستادگى و ثبات جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ايران را از آنان بشنويد. در حج به صداى بلند اعلام اتحاد كنيد؛ به صداى بلند بيزارى خود را از جبهه‏ى استكبار و ظلم و نفاق فرياد كنيد؛ علما و روشنفكران و شخصيتهاى سياسى و علمى خود را به تبادل نظر با يكديگر فراخوانيد؛ حمايت عمومى خود را از ملت مظلوم فلسطين و طلبگارى خود را نسبت به مسأله‏ى فلسطين، به گوش دشمن برسانيد. برخلاف تبليغات مغرضانه‏ى دشمنان، ملت ايران حج را جايگاه رفيعى براى رشد آگاهى امت اسلام مى‏شمارد و از حضور خود به نفع همه‏ى جهان اسلام - و نه فقط منافع خود - بهره مى‏طلبد.

پيام به مناسبت برگزارى مراسم حج ‏1376/01/21

60) رفتارهای ضد معنوی در حج 

اگر ما ديديم كه حج، جنبه مادّى و ظاهرسازى و دورى از معنويت پيدا كرد و در سفر حجْ رفتارهايى كه براى خودمان انتخاب مى‏كنيم يا بر ما تحميل مى‏كنند، ضد معنويت است، بايد بدانيم از فلسفه حج دور افتاده‏ايم. كسانى كه حج و ايام حج را به ميزان زيادى صرف كارهايى مى‏كنند كه در جهت مقابل معنويت، يعنى غرق شدن در ماديّت و دورى از خداست، در حقيقت، بدون اين كه خودشان بدانند، از آن سرمايه‏اى كه خداى متعال در حج به آنها هديه كرده است، كم مى‏كنند. آنها خيال مى‏كنند چيزى به‏دست مى‏آورند؛ در حالى‏كه چيزى از دست مى‏دهند و با غرق شدن در مادّيات، هديه معنوى را ناقص مى‏كنند.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج 16/01/1374

  61) مهمترین مسایل حج

آنچه كه در حج به نظر مى‏رسد از همه چيزها مهمتر است، سه مطلب است: يكى اين‏كه ما بتوانيم به مخاطبان خودمان - هركه هستند - عظمت و كارآمد بودن و گسترش دامنه عظيم امّت اسلامى از جهات مختلف را تفهيم كنيم. اين، وظيفه اوّل است. در دنياى اسلام، بحث هزار و ميليون نيست؛ شايد صدها ميليون يا بيش از اينها آدم وجود دارد كه عظمت و شكوه و كارايى و حجم غير قابل محاسبه دنياى اسلام را نمى‏داند؛ لذا خود را ضعيف مى‏پندارد و در مقابل همه استكبار، خويش را تنها و ناتوان احساس مى‏كند. بايد تفهيم كرد كه دنياى اسلام و امّت اسلام يعنى چه.

اگر كسى بخواهد عظمت امّت اسلام را بفهمد - كه واقعاً نمى‏شود با اين توصيفهاى ساده تفهيم كرد - به جزء كوچكى از امّت اسلام كه ملت ايران است نگاه كند. مگر ما چقدر از امت اسلاميم؟ شما ببينيد اين بخش از امّت اسلام، آن زمان كه اراده كرد، تصميم گرفت و پاى تصميم خود ايستاد، تمام قدرتهاى جهانى - اين كه ديگر شوخى نيست، اين مبالغه كه نيست؛ شما كه خوب مى‏دانيد - در جنگ نظامى با او مجبور شدند عقب‏نشينى كنند؛ در جنگ سياسى با او مجبور شدند احساس شكست را بپذيرند؛ در جنگ اقتصادى با او مجبور شدند ناكامى خودشان را تحمّل كنند. مگر غير از اين است؟

ببينيد؛ ايران جزئى از دنياى اسلام است. همين كه اين جزء، به هويّت خود، به شأن خود و به توانايى خود پى‏برد و تصميم گرفت اراده و عزم خود را در ميان بگذارد و آن را هم به حساب آورد و پاى آن بايستد، موجب شد كه دنياى دوقطبى آن روز - حالا كه شكل ديگرى دارد - و آن كسانى كه در رأس كار بودند، متوجّه شوند كه مشتركاً و متّفقاً هم نمى‏توانند با آن دربيفتند و كار خودشان را پيش ببرند؛ در حالى كه همين جزء هم نمى‏تواند ادّعا كند كه به بهترين وجهى ايستادگى كرده است؛ نه، حتّى از اين هم بهتر هم مى‏شد. از اين‏جا مى‏شود عظمت امّت اسلامى را فهميد.

اگر همه دولتهاى اسلامى فقط يك كلمه حرف را با هم بزنند، هيچ قدرتى در دنيا نيست كه بتواند برخلاف آن يك كلمه كار كند. همين حالا، هر يك از قضاياى دنيا را كه شما بخواهيد حساب كنيد، همين‏طور است. اگر رؤساى همين دولتهاى فعلى اسلامى، بر سر يك قضيه اقتصادى يا سياسى، يك «نه» بگويند، هيچ قدرتى در دنيا نمى‏تواند در مقابل آن «نه»، يك كار اثباتى بكند. اگر بخواهند كارى انجام گيرد، هيچ چيز نمى‏تواند مانع آنها شود.

نكته دوم، مسأله اتحاد است. اتّحاد را تبليغ كنيد. البته نمى‏گوييم الان اتّحاد تحقّق پيدا كند. طبيعى است كه از حرف و عقيده و اعتقاد تا عمل فاصله ژرفى است؛ ليكن امروز اعتقاداً ترويج تفّرق و تشتّت مى‏شود كه نمونه‏هايش را مى‏بينيد.

بايستى با اين مبارزه و مقابله كرد. بايستى تفهيم كرد كه وحدت بين مسلمين، به صد دليل واجب، و به صد دليل ممكن است.

بايستى دنبال كرد كه اين نكته در تبليغات زبان‏دانها و مبلّغان و گويندگان و حتّى حجاج معمولى كه ممكن است رفيقى از يك كشور پيدا كنند و با او دو كلمه حرف بزنند، رعايت شود. دشمنان وحدت چه كسانى هستند كه مى‏شود در دنيا يكى يكى آنها را با انگشت نشان داد؟ طرفداران وحدت چه كسانى هستند؟ آيا خدا و ملائكه و انبيا و اوليا از وحدت خرسند مى‏شوند، يا ناراضى؟ اينها را مى‏شود كاملاً با وجدان معمولى دينى و اسلامىِ مشترك بين همه مسلمين فهميد.

مسأله ديگرى كه توجّه به آن خيلى لازم است، مسأله دين و سياست است. جدا كردن دين از سياست كه شايد ازقريب دويست سال قبل در برنامه دشمنان دنياى اسلام بوده است، نكته بسيار مهمّى است. ولو خود اين كلمه را تكرار كنيد كه «سياست اسلام از ديانت آن جدا نيست، ديانت اسلام از سياست آن جدا نيست». اين تكرار شود، گفته شود و به گوش همه برسد.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار با حجّةالاسلام والمسلمين محمّدى رى‏شهرى و دست‏اندركاران امور حج ‏1376/12/13

  62) ویژگیهای حج در روزگار

حج كه آرزوى دينداران و بهشت ذاكران و فرصت صالحان است، بار ديگر فرارسيده‏است. از سراسر جهان، امسال نيز جمعى به اين ميهمانى عمومى راه يافته‏اند. غرقه‏شدن در فضاى نورانى عبادت و خشوع و يادآورى خاطرات صدر اسلام و جستجو از نشانه‏هاى فلاح و عزت كه اين قطعه از زمين را در آسمانهاى دور دست تاريخ، چون خورشيدى تابناك نشان ميدهد، نخستين بهره‏هاى دل و ذهنِ مسافر تشنه و هوشيار است.

در اينجا تار و پود تعلّقات و آلودگيها و غفلتها، همراه با لباس و زيور جسمانى، هرچند بطور موقّت از آدمى جدا مى‏شود و سپيد جامه‏ى احرام، صفا و پاكى و يكرنگى را بر جسمها و دلها چيره ميسازد. راه براى ديدن و شنيدن و فهميدنى كه مايه‏ى رستگارى ابدى است گشوده ميگردد؛ جوانه‏هاى صلاح و معرفت و برادرى اسلامى، سرسبز ميشود، و دست هدايت الهى نمايان ميگردد.

اينجا اردوگاه بزرگ امت اسلامى، است؛ جايگاه تمرين خدائى و مردمى شدن، از «خود»هاى دروغين و شرك آلود بيرون جستن، و به «خود» حقيقى و ا لهى پيوستن. اينجا جايگاه برائت از ديو و دَد و شيطان و پيوستن به جنود رحمان است. جايگاه تجديد عهدِ: ان لا تعبدواالشيطان و پاسخ به: ان اللَّه برىٌ من المشركين و رسولُه است. اينجا محلّ تجلى امت واحده‏ى اسلامى و مظهر عزّت معنوى و قدرت بشرى مسلمانان است.

اين ويژگيها در روزگار ما كه تقابل حق و باطل و نيروهاى خير و شر، در مرحله‏ى خطير و حسّاسى است، معناى بارزترى يافته است.

امروز نداى پيامبر رحمت، رساتر از هميشه به گوش ميرسد، و دعوت اسلام كه دعوت به عدالت و آزادگى و رستگارى است، با طَنين بيشترى شنيده ميشود. پاره‏هاى شب سياه استكبار و ظلم و خودكامگى از سوئى و جهل و خرافه و فريب ازسوى ديگر، بشر را بيش از گذشته، نيازمندِ نور رستگارى و تشنه‏ى عدل و صلح و برادرى كرده است. امروز نداى ملكوتى: تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الاّ نعبد الاّاللَّه.. كه ردِّ خداوندان زور و زر و صف آرائى در برابر ستم و ستمگر است، گوش و دل اسيران و ستمديدگان را بيش از هميشه مينوازد، و مژده‏ى: انّ‏اللَّه على نصرهم لقدير، به آنان دلگرمى و اميد مى‏بخشد.

پيام رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام 01/12/1380

  63) اهمیت حج برای جمهوری اسلامی

بر پايه‏ى درك درست از اهميت حج بود كه پس از پيروزى انقلاب كبير اسلامى در ايران، مسأله‏ى حج در صدر اقدامات بين‏المللى حكومت جمهورى اسلامى قرار گرفت و دولت كريمه، جنبه‏ى سياستُ‏اللهى اين فريضه را كه مظهر عزت و قدرت حضرت حق است با جنبه‏ى عبادتُ‏اللهى آن‏كه جلوه گاه غفران و رحمت ربوبى است، به هم آميخته، حج امروز را به حج صدر اسلام نزديك ساخت، و به عنوان نمادى از اين همه، مراسم برائت از مشركين را در حج، بار ديگر زنده كرد و تاكنون با وجود همه‏ى سختگيرى‏هاى سياسى و شدت عملهاى ناشى از انگيزه‏هاى غير اسلامى، اين وظيفه‏ى اسلامى را دنبال كرده است.

جمهورى اسلامى به عنوان نظامى كه عليرغم تبليغات و تلاشهاى ضد اسلامى صد سال اخير، حيات و پويايى و قدرت اسلام را در اداره‏ى جوامع عظيم بشرى، ثابت كرده است، به حج نه همچون وسيله‏يى براى خود، بلكه همچون عرصه‏يى براى بيدارى مسلمين و دميدن روح تقوا و ايمان به اجراى شريعت اسلام و عزت و استقلال مسلمانان جهان، نظر افكنده است.

آنان كه تحرك و جامعيت حج را نفى و رد مى‏كنند، در واقع عزت و استقلال مسلمانان و نجات آنان از پنجه‏ى خونين استكبار و صهيونيسم را رد مى‏كنند. هر گونه فتوى و نظريه‏ى دينى در اين باره، حكم به غير ما انزل اللَّه است كه به گمان زياد، از روى جهل به حقايق جهان و محيط و نداشتن چشم باز و بصيرت لازم در امور مسلمين صادر مى‏شود.

امروز هر كس وضع دشوار ملتهاى مسلمان و تسلط دولت جبار ايالات متحده بر آنان را بداند، هر كس از جنايات صهيونيستها و توطئه‏هاى پنهان آنان عليه كشورهاى مسلمان آگاه باشد، هر كس از پيشرفت اين غده‏ى بدخيم سرطانى در اركان اقتصادى و سياسى دولتهاى منطقه احساس خطر كند، هر كس وضع تيره‏ى ملت فلسطين را ببيند كه در اردوگاههاى غربت، رنج مى‏برند و خانه و كاشانه‏ى خود را در تصرف جلادان خويش مى‏بينند، هر كس از وضع جنوب لبنان و منطقه‏ى اشغالى آن به دست صهيونيستها و مناطق دائماً در معرض تهاجم آن با خبر باشد ؛ ...

هر كس از بوسنى و افغانستان و كشميرو تاجيكستان و چچنستان مطلع باشد، هر كس توطئه‏هاى پى در پى و اقدامات خصمانه‏ى امريكاى طغيانگر و صهيونيسم ضد بشر را بر ضد جمهورى اسلامى كه امروز مظهر حاكميت قرآن و اسلام است، بداند، آرى هر كس اين حقايق را دانسته و از غيرت اسلامى و احساس وظيفه‏ى دينى برخوردار باشد، ترديد نخواهد كرد كه از دست دادن ذخيره‏ى عظيم حج و ضايع كردن اين پشتوانه‏ى مستحكم الهى براى اسلام و مسلمين، خسارتى بى‏جبران و گناهى بى‏غفران است.

پيام به مناسبت برگزارى كنگره عظيم عبادى سياسى حج 04/02/1375

  64) خواسته ایران اسلامی

ايران اسلامى خواسته است اگر نه بيشتر، كمترين كارى را كه با مضمون حج مناسب است انجام دهد، و آن دعوت مسلمين به اتحاد، و كسب خبرهاى راستِ ملتها از يكديگر، و ابراز نفرت و بيزارى از سردمداران شرك و فساد است، هر كس با اين هدفهاى ارزشمند و والا مقابله كند هر چه بگويد ناحق گفته است: كه قرآن درباره‏ى آن مى‏فرمايد: «واجتنبوا قول الزّور». قول زور، سخن باطل كسانى است كه بد جمهورى اسلامى را مى‏گويند، زيرا: جمهورى اسلامى حاكميت دولت صهيونيست بر فلسطين اسلامى را ردّ مى‏كند و سازش چند فرد فاسد و مطرود با غاصبان را فاقد ارزش مى‏شمارد، دخالت مالكانه‏ى امريكا بر كشورهاى عربى را محكوم مى‏كند، خيانت بعضى از سران اسلامى به ملتهاى مسلمان خود را براى خوشامد امريكا و صهيونيستها، زشت مى‏دارد، مسلمانان را به شناختن قدرت عظيم خود كه امروز هيچ ابرقدرتى تاب مقابله با آن ندارد، فرا مى‏خواند، معرفت اسلامى و مقررات شريعت را قادر بر اداره‏ى كشورهاى اسلامى مى‏داند، فرهنگ تحميلى غرب را كه مظهر آن برهنگى و مستى و بى‏ايمانى است، براى كشورهاى اسلامى زيانبخش مى‏شمارد، و كوته‏سخن، بر پيروى از قرآن و اسلام پاى مى‏فشارد. امروز هر يك از كشورهاى اسلامى كه آشكارا همين سخن را بگويد و همين مواضع را اتخاذ كند، يعنى اسرائيل غاصب را نفى كند، دخالتهاى قلدرانه‏ى امريكا را نفى كند، ميگسارى و بى‏بند و بارى و فساد جنسى و آميختگى زن و مرد را نفى كند، خيانت سازشكاران با صهيونيستها را نفى كند، مسلمانان را به وحدت و مقاومت در برابر ابرقدرتها فرا بخواند، احكام اسلامى را در حكومت و اقتصاد و سياست و غيره عملى كند، همين تبليغاتى كه امروز بر ضدّ ايران اسلامى همه جا مى‏پراكنند، بر ضدّ آن كشور و سران آن عيناً همه‏ى اين تهمتها و دشنامها و نارواها را خواهند گفت و خبرگزاريهاى استكبارى و صهيونيستى و راديوهاى امريكا و انگليس و پيروان آنها همين بددهنى و ياوه‏پردازيها را درباره‏ى آن خواهند كرد. اين است قول زور كه خداوند آن را همتاى شرك و در كنار آن آورده است.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام‏ 1373/02/25

  65) ضرورت مجاهدت علمای دین و روشن بینی دولتمردان

بايد با تلخى اذعان كرد كه شكل كنونى انجام اين فريضه‏ى الهى، با وضعيت مطلوب آن فاصله‏ى زيادى دارد. امام راحل عظيم، تلاش مؤثرى در اين جهت مبذول داشت و تصوير روشنى از حج ابراهيمى، حج عظمت و عزت‏آفرين، حج سازنده و تحول دهنده، در برابر چشم امت اسلامى قرار داد و همين اندازه تاكنون منشأ بركات فراوانى در جهان اسلام شده است،

ليكن با اين همه گسترش اين انديشه و اين نحوه‏ى عمل بر همه‏ى ملتهاى مسلمان نياز به مجاهدت مخلصانه‏ى علماى دينى و روشن‏بينى و مساعدت دولتمردان همه‏ى كشورهاى اسلامى دارد، و اميد است كه اين وظيفه‏ى بسيار اساسى مورد توجه و عمل آنان قرار گيرد.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه الحرام ‏1371/03/13

  66) جهت تلاشهای دست اندر کاران حج

من از همه آقايان محترم، مسؤولين، برادران و خواهران و هر كس كه به نحوى با حاجى‏اى ارتباط دارد، خواهش مى‏كنم كه يكى از كارها و كوششهايشان اين باشد كه اين حاجى را به روح و معنويت حج نزديك كنند و مردم را با تأثيراتى كه حج، منهاى مسائل اجتماعى، براى تكامل فرد انسانى دارد - از قبيل اين‏كه فرد را كامل و پاك مى‏كند، پالايش، تزكيه و مزيّن به زينت معنويت مى‏كند، سرمايه‏اى به او مى‏دهد، مشت او را پر مى‏كند و برمى‏گرداند - آشنا كنند. همه‏اش هم با بيان و گفتن نيست؛ بلكه با عمل، حضور، توجّه و رفتار، بايد مردم را به معنويت سوق داد.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار كارگزاران حج 16/01/1374

  67) فوری ترین دستور کنگره حج

موضوع‌ مهم‌ ديگري‌ كه‌ حجاج‌ بيت‌الله‌ به‌ عنوان‌ بخشي‌ از هدف‌ حج‌ بايد به‌ آن‌ بپردازند، مسايل‌ مهم‌ و جاري‌ جهان‌اسلام‌ است‌. اگر حج‌ كنگره‌ي‌ عظيم‌ ساليانه‌ي‌ مسلمانان‌ سراسر جهان‌ است‌، بي‌گمان‌ فوريترين‌ دستور اين‌ كنگره‌، مسايل‌ روز سلمانان‌ در هر نقطه‌ از جهان‌ است‌. اين‌ مسايل‌، در تبليغات‌ استكباري‌ به‌ گونه‌يي‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ از آن‌، نه‌ درس‌ و تجربه‌ و اميدي‌ به‌ مسلمين‌ سراسر عالم‌ منتقل‌ شود، و نه‌ اگر در آن‌ حادثه‌ سوء نيت‌ و سوء عمل‌ استكبار مؤثر بوده‌، مجرمي‌ رسوا و حقيقتي‌ افشا گردد، و يا به‌ طور كلي‌ مطرح‌ نمي‌شود. حج‌ جايي‌ است‌ كه‌ بايد اين‌ خيانت‌ تبليغاتي‌ افشا، و حقيقت‌ آشكار شود و زمينه‌ي‌ آگاهي‌ عمومي‌ مسلمانان‌ فراهم‌ آيد

پیام به حجاج بیت الله الحرام 26/3/1370

  68) بهره گیری از حج برای مقابله با دشمن

امروز استكبار جهانى باپرچمدارى امريكا و با طرّاحى صهيونيسم به مبارزه‏يى آشكار با اسلام ومسلمين سرگرم‏اند. اين البته دنباله‏ى خصومتهاى ديرين دشمنان اسلام است، ليكن با شيوه‏هاى تازه و انگيزه‏هاى تازه وابزارهاى تازه. وامت اسلامى از چنين كانون مقاومت ونيرو و وحدتى برخورداراست. آيا سزاواراست كه مسلمين از حج براى مقابله بادشمن ستيزه جو و تفرقه ساز و توطئه‏گر بهره نگيرند وخود را بيدفاع در برابر دشمن قراردهند؟

حجّ درست وكامل، مى‏تواند بوسيله‏ى نزديك كردن دلها و تبادل آگاهيها و افشاى توطئه ها، خطرناكترين توطئه هاى دشمن عليه اسلام ومسلمين را خنثى كند.

پيام به حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام‏ 1374/02/14

  69) بررسی مسائل جهان اسلام

در حج‌بايد مسايل‌جهان‌اسلام‌بررسي‌شود. بزرگترين‌مسأله‌ي‌عمومي‌مسلمين‌پس‌از لزوم‌آمادگي‌براي‌دفاع‌از اسلام‌و هويت‌جمعي‌مسلمين‌، مسأله‌ي‌ملتهاي‌زيرستم‌و مبارزي‌است‌كه‌دست‌طغيان‌و كفر و استكبار، آنان‌را مقهور و مظلوم‌ساخته‌و سخت‌ترين‌شرايط زندگي‌را برآنان‌تحميل‌كرده‌است‌.

پيام‌به‌حجاج‌بيت‌الله‌الحرام 14/04/‌1368

  70) ظرفیت عظیم حج برای حل مشکل فلسطین

مسأله حج از اين جهت يك مسأله حسّاس و مهم و باعظمت است كه كمك مى‏كند تا مردم بتوانند از اين واجب عظيم الهى به معناى حقيقى كلمه استفاده كنند. از ظرفيّت عظيمى كه حج براى مردم دارد - كه خداى متعال مى‏فرمايد: «ليشهدوا منافع لهم» - آنها را برخوردار كنيد. خدمت در اين راه، حقيقتاً باارزش است. اگر حج، به‏گونه‏اى‏ كه طبيعتِ اين واجب اقتضا مى‏كند، تحقّق پيدا كند، بسيارى از مشكلات مسلمانها حل خواهد شد. حج، حامل معنويت و وحدت و آگاهى و معرفت است. اينها براى ملتهاى اسلامى چيز كمى نيست.

امروز شما ببينيد از تفرّق دنياى اسلام و همدل نبودن دست‏اندركاران كشورهاى اسلامى، بخشى از دنياى اسلام چه مى‏كشد.

امروز فلسطين با سبعانه‏ترين روشها لگدكوب مى‏شود و مردم فلسطين در سخت‏ترين روزهاى ممكن براى يك ملت، روزگار مى‏گذرانند. با همه امكاناتى كه دنياى اسلام دارد و با وجود ميل و علاقه‏اى كه بسيارى از مردم جهان اسلام براى كمك دارند، عملاً كمكى به اين قضيه نمى‏شود. اين بسيار دردناك است. با نصيحت نمى‏شود رژيم صهيونيستى را وادار كرد تا ظلم نكند.

پنجاه سال است كه اين ظلم ادامه دارد و اين روزها به اوج خود رسيده است. جوانها و نوجوانها و زنها و فرزندها و خانه‏ها و خانواده‏ها در كوچه‏ها و خيابانها با تانكها و اسلحه‏هاى مرگبار روبه‏رو شوند و بى هيچ ملاحظه‏اى اين‏طور سركوب شوند؛ اينها چيز كمى است؟! آن هم نه يك روز و پنج روز و يك ماه؛ بيش از يك سال است اين وضعيت كم و بيش ادامه دارد. حج مى‏تواند دنياى اسلام را متوجّه مسؤوليت سنگين خود كند. حج مى‏تواند اين معرفت را به ملتهاى اسلامى بدهد كه حضور در صحنه و داشتن موضع قاطع در اين قضيه، با منافع خود آنها پيوستگى دارد. بعضى خيال مى‏كنند حمايت از مردم فلسطين، خارج از منافع ملى كشورهاست. اين اشتباه بسيار بزرگى است. وقتى يك ملت مسلمان به ملتهاى ديگر متّكى نباشد واز طرف آنها حمايت نشود، اين‏گونه راحت در معرض تطاول دشمن قرار مى‏گيرد. اگر دنياى اسلام متحّد بود، يك ملت اين‏طور مظلوم نمى‏شد. اين قضيه ممكن است براى ملتهاى مسلمان ديگر هم پيش بيايد؛ كمااين‏كه ديديد در مواردى براى ملتهاپيش آمده است. همبستگى اسلامى، براى دشمنان جهان اسلام و دشمنان ملتهاى اين منطقه و غارتگران بين‏المللى، كار را مشكل مى‏كند و اجازه نمى‏دهد آنها طبق ميل خود، هرطور خواستند و انتخاب كردند و مصلحت ديدند، به يك كشور و ملت اسلامى تعرّض كنند. پس حمايت عمومى دنياى اسلام از ملت فلسطين، در حقيقت حمايت دنياى اسلام از يك يك كشورهاى مسلمان است؛ اين ضامن و حامل منفعت همه‏ى آنهاست؛ اين چيز كمى نيست. حج، اين معرفت و وحدت و عزم و تصميم را به آنها مى‏دهد.

بنابراين مسأله حج و استفاده از همه ظرفيتهاى اين واجب عظيم الهى، براى بهبود حال مسلمين جهان و همه كشورهاى اسلامى، بسيار مهم است. هرچه بتوان در اين زمينه، كار و تلاش و خدمت كرد، باارزش است.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران حج و مسؤولان برگزاركننده مراسم دهه فجر 19/10/1382

 




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)