|
اعتماد به خداو احکام الهی
يقيناً يكى از عناصرى كه عامل پيشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و احكام الهى بود:
«امن الرسول بما انزل اليه من ربه و المؤمنون كل امن باللَّه و ملائكته و كتبه و
رسله» (بقره.285 ) خود پيامبر و مؤمنينِ صدر اوّل، از اعماق دل به پيام اسلام و
شعارهاى اسلامى، حقايق اسلامى و كافى بودن اسلام را براى نجات بشريت، حقيقتاً از بن
دندان قبول داشتند. اين ايمان، عامل بسيار مهمّى است.
فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار
کارگزاران نظام 15/8/1378
اعتقاد، ايمان، اخلاص، مجاهدت براى اداى تكليف، مجاهدت براى خدا، مجاهدت منهاى
درآمد مادّىِ آن مجاهدت و تلاش. اينها مهمّ است؛ اينهاست که یک مجموعه ویک نظام را
حفظ می کند. در اصل انقلاب هم همين معنا بود و امروز هم هست. نبايد به بعضى از
ظواهرى كه مخالفان اصل نظام سعى مىكنند آنها را درشت و پر رنگ و رنگآميزى كنند و
نسبت به آنها مبالغه نمايند، فريب خورد. حقيقت قضيه، وجود ايمان است.
امروز ايمان در دل جوانان ما، در دل مردم و در سرتاسر كشور ما گسترده است. البته
عدّهاى اين را نمىفهمند. هم آن روزى كه معنويت در غربت بود - مثل دوران امام
سجّاد عليهالسّلام - و هم آنروزى كه معنويت در قدرت بود - مثل زمان پيامبر - در
هر دو حال كسانى بودند كه نمىتوانستند درك كنند كه هدف از اين تلاش، از اين مجاهدت
و از اين حركت معنوى چيست؛....:
.... جهت گيرىِ آن قدرت چيست؟ صلاح و فلاح انسان؛ نجات انسان از مصائب مادّى و
معنوى؛ نجات انسان از بىعدالتى؛ نجات انسان از دشمنيها و بغض جاهلانه ميان دلهاى
انسانها؛ نجات انسان از چنگال قدرتِ جمعى غافل و كور و مستى كه جز منيّت چيز ديگرى
نمىفهمند. گرفتارى بزرگ بشر هميشه اين بوده است. بشر در بيشتر دوران عمر خود،
گرفتار قدرتهايى بوده است كه مستِ منيّت و خودخواهى بودهاند و چيزى كه برايشان
اهميت نداشته و ندارد، سرنوشت انسانهاست.
فرازی ازبيانات مقام معظم رهبرى و فرمانده كلّ قوا در ديدار فرماندهان و گروه كثيرى
از پاسداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به مناسبت «روز پاسدار» 22/8/1378
عدالت ـ تأمین آزادی
در زمينه اقتصادى، چيزهايى كه ما به آنها اهميت مىدهيم، رونق اقتصادى و اشتغال و
كاهش تورّم و خودكفايى در مواد اساسى كشاورزى است؛ يعنى امنيت غذايى كشور. اينها
مسائل بسيار مهم و اساسى است و بايد در اين دوره، ما به حدّ مطلوب به اين اهداف
نائل شويم. ما بايد تورّم را يكرقمى كنيم. البته در بعضى از كشورهايى كه اسم
بردند، آن طور كه آمار نشان مىدهد، تورّم خيلى بالاست. البته پيشرفتها و رشدهايى
داشتهاند، اما سطح تورّم خيلى بالاست؛ اصلاً غيرقابل تحمّل است و زندگى خيلى سخت
است، كه من نمىخواهم اسم اين كشورها را بياورم.
در عرصه اجتماعى، توسعه بايد با مردم گره بخورد؛ مردم بايد محور توسعه باشند. عدالت
حتماً يكى از شاخصهاى اصلى است. برنامهريزى و سياستگذارىاى كه عدالت و توزيع
عادلانه ثروت را در جامعه نديده بگيرد، نمىتواند چشمانداز مورد نظر ما را تأمين
كند....: توجّه كنيد حتماً عنصر عدالت اجتماعى و اقتصادى و توزيع عادلانه ثروت
رعايت شود. نمىگوييم همه درآمد برابر داشته باشند - اينكه مورد بحث نيست - اما
نمىتوانيم از عنصر عدالت كه يكى از اساسىترين عناصر در نظام جمهورى اسلامى است،
صرفنظر كنيم؛ بايد حتماً رعايت شود.
رفع فقر و ايجاد امنيت مدنى و قضايى هم بسيار مهمّ است و بايد حتماً ملاحظه شود.
آزادى بايد به شكل منطقى و صحيح در جامعه تأمين شود؛ همان آزادىاى كه انقلاب
اسلامى و نظام اسلامى پرچمش را در دنياى اسلام بلند كرد؛ نه آزادى به شكل افراطى،
تقليدى و مندرآوردى. كجا بحث آزادى در اين منطقه از دنيا مطرح بود؟ در دنياى
اسلام، پرچم آزادى را نظام جمهورى اسلامى بلند كرد؛ در شعارهايش «استقلال» و
«آزادى» طنينانداز بود. البته خيلى از كشورها ادّعاى آزادى دارند و شعارش را هم
مىدهند؛ اما آزادى مدنى در بخشهايى بهشدّت نقض مىشود. هم در اروپا و هم در خودِ
ايالات متّحده امريكا اينگونه است. در امريكا آزادى تا آنجايى است كه به منافع
اساسى سرمايهداران - كه صحنهگردانهاى پشت صحنه نظام امريكاي هستند - لطمه نخورد.
هرجا مختصر خدشهاى وارد آيد، آزادى بهشدّت سركوب مىشود؛ از هيچكس هم ملاحظه و
تقيّه نمىكنند. ما به آزادى معتقديم. اعتقاد ما به آزادى و تأمين حقوق شهروندى در
مسائل اجتماعى هم، ريشهدار و داراى مبناى دينى است.
فرازی ازبيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى
اسلامى ايران 1382/5/15
استقلال ملت
شعار استقلال، يكى از مهمترين شعارهاست. اگر استقلال نباشد، يك ملت به آزادى خود و
به شعار آزادى خود هم نمىتواند خوشبين باشد. استقلال را بعضى عمداً، بعضى سهواً،
بعضى از روى غفلت و بعضى از روى خباثت، مىخواهند به دست فراموشى بسپارند. من امروز
دربارهى مسئله استقلال - در وقتى كه گنجايش اين سخن را داشته باشد - در برابر شما
برادران و خواهران عزيز مطالبى را عرض مىكنم.
معنى استقلال چيست؟ براى يك ملت، استقلال چه مفهوم و چه ارزشى دارد؟ استقلال، يعنى
اينكه يك ملت بتواند بر سرنوشت خود مسلّط باشد؛ بيگانگان دست دراز نكنند و سرنوشت
او را خائنانه و مغرضانه رقم نزنند. اين معناى استقلال است. اگر از ملتى استقلال او
گرفته شد؛ يعنى اگر بيگانگان - كه يقيناً دلسوز او نيستند - بر سرنوشت او مسلّط
شدند، دو چيز را از دست مىدهد: اوّل، عزّت نفس خود را، افتخارات خود را، احساس
هويّت خود را؛ دوم، منافع خود را. دشمنى كه بر سرنوشت يك ملت مسلّط شود، دلسوز آن
ملت نيست و منافع آن ملت براى او اهميت ندارد. آنكه مىآيد يك ملت را مسخّر سرپنجه
قدرت خود مىكند، در درجه اوّل - در حقيقت، در اوّل و آخر- به فكر منافع خود است.
آنچه براى او كمترين اهميتى ندارد، منافع آن ملتى است كه استقلال خود را از دست
داده است. ما در اين زمينه نمونههاى فراوانى در قرن نوزدهم و سپس به دنبال آن در
قرن بيستم، داريم......
. عزيزان من! برادران و خواهران من! نبودن استقلال، با يك كشور اينطور
عمل مىكند. هويّت ملى را از مردم آن كشور مىگيرد؛ افتخارات را از
آنها مىگيرد؛ سابقه تاريخى را از آنها مىگيرد؛ منافع مادّى آنها را
چپاول مىكند؛ هويّت فرهنگى و زبان آنها را هم مىگيرد. اين وضع تسلّطِ
يك قدرت بر يك كشور است. در دوران استعمار اينگونه بود. در دوران بعد
از استعمار - كه معروف به دوران استثمار است - طور ديگرى بود. البته
كشور ما هرگز استعمار نشد؛ يعنى بيگانگان نتوانستند به اين كشور بيايند
و يك حكومت غير ايرانى - حكومت مثلاً انگليسى؛ چون انگليسيها اينجا
مسلّط بودند - تشكيل دهند. ملت ايران اين را اجازه نداد؛ ....
فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم قم 1379/7/14
دفاع از سرافرازی و عزت
.... انقلاب اسلامى نشان داد كه اسلام مىتواند به يك ملت، سرافرازى و عزّت دهد؛
يك ملت را از زيربار فشار و تحميل بيگانگان نجات دهد و از حالت تحقيرى كه بر آن ملت
تحميل كردهاند، بيرون بكشد. مىتواند استعدادهاى يك ملت را در همه ميدانها بروز و
ظهور بخشد؛ مىتواند به يك ملت، قدرت دفاع از خود، قدرت دفاع از عقايد و از هويت و
شخصيت خود بدهد. انقلاب اسلامى اين را نشان داد. لذا آن وقتى كه انقلاب اسلامى
پيروز شد و وقتى امام بزرگ ما - آن شخصيت عظيم، آن شخصيت بىنظير در زمان ما -
توانست از زبان اين ملت، سخن بگويد، همه مسلمانان عالم احساس افتخار و حيات كردند؛
احساس كردند كه زنده شدهاند. اين خون تازهاى كه در رگهاى امّت اسلامى دويد،
دشمنان را بسيار دستپاچه و سراسيمه كرد. آنها نيروهايشان را روى هم گذاشتند تا با
اين پديده عظيم - يعنى اسلام انقلابى كه امروز آن را يك ملت فرياد مىكند - مبارزه
كنند. از روزِ اوّل تا امروز - در طول اين بيست سال - مبارزه كردند! مبارزه با
چيست؟ مبارزه با عزّت و استقلال ملت ايران و مبارزه با هويت ملت ايران است؛ اما چون
اسلام است كه اين عزّت را داده و به ملت ايران، هويت بخشيده است؛ چون اسلام است كه
به ملت ايران قدرت بخشيده است تا بتواند آرمانها، آرزوها و خواستهاى خود را علناً
بر زبان آورد و آن را دنبال كند و از اخم قدرتها و دست نشاندگان آنها و حكومتهاى
فاسد نترسد؛ چون اسلام است كه اين امتياز را به ملت ايران بخشيده است، با اسلام
دشمنند. دشمنى با اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگىبخش، اسلامى كه وقتى
پرچمش برافراشته مىشود، همه دنيا را به خود متوجّه مىكند؛ همچنانى كه امروز هم
همينطور است. دشمنى با اين اسلام بهخاطر اين است كه اسلام، دست بيگانگان را از
اين جا كوتاه كرد و منابع اين كشور را از دست بيگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به
ايران و خدمت به ملت ايران، عبارت از خدمت به اسلام است. هركس كه امروز اسلام
انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامى بدارد
- نه آن چيزى كه به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظيم مىكند! آن اسلام نيست،
فريب است - هركس كه امروز اسلام حقيقى و به تعبير امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدى
را تأييد و حمايت كند، اوست كه براى ايران و ملت ايران، براى تاريخ ايران و آينده
ايران و يكايك آحاد اين ملت خدمت مىكند. ....
فرازی ازبيانات مقام معظم رهبرى در جشن بزرگ منتظران ظهور همزمان با هفته بسيج و
روز ولادت حضرت مهدى(عج) 3/9/1378
عدم سازش وتسلیم در برابرظلم و زور گویی
امروز هم ملت ايران، يك ملت آرمانگراست و با ظلم و زورگويى و تحميل و تبعيض مخالف
است. همه كسانى كه اهل ظلمند، همه كسانى كه اهل تبعيضند، همه كسانى كه اهل زورگويى
هستند و همه كسانى كه اهل چپاولگری اند، طبعاً با اين ملت ميانه خوبى ندارند. البته
بعضی ها مىگويند و ترويج مىكنند كه ما توهّم مىكنيم كه عليه مان توطئه هست و
دشمنى وجود دارد! خيلى خوب؛ كسانى كه دلشان مىخواهد چشم خودشان را روى هم بگذارند
و بگويند انشاءاللَّه گربه است، بگذارند؛ اما واقعيت كه عوض نمىشود. وجود دشمن،
با به خواب رفتن من و شما كه از بين نمىرود. اگر دشمن، كمين گرفته و منتظر فرصت
است كه ضربه وارد كند، چه من و شما بدانيم، چه ندانيم؛ اگر به فرض خود را به
ندانستن هم بزنيم، بالاخره دشمنى خودش را مىكند، چون دشمن است. با ندانستن ما، يا
خود را به ندانستن زدن، دشمن از دشمنىِ خود دست برنمىدارد. افرادى مايلند اثبات
كنند كه نخير؛ ملت ايران هيچ دشمنى ندارد! كنار خانه خودتان بنشينيد و به كار
خودتان سرگرم باشيد؛ خاطرتان هم جمع باشد كه همه جا امن و امان است! نه؛ اين حرفها
واقعيت ندارد. يك ملت زنده نمىتواند اينگونه فكر كند. حتّى ما بعضى از ملتها و
دولتها را سراغ داريم كه در دورانى، كه يا دشمنانشان آنقدر هم خطرناك نبودند، يا
دشمنانشان آنقدر به آنها نزديك نبودند، اينطور وانمود مىكردند كه دشمن در خانه
آنهاست؛ براى اينكه بتوانند از خودشان درست دفاع كنند! در همين سالهاى طولانى جنگ
سرد بين شرق و غرب، غالباً در كشورهاى غربى و عمدتاً در امريكا اينطور بود. حتّى
دشمن موهوم درست مىكردند؛ دشمنى كه شايد آنقدرها هم دشمنى او نزديك نبود؛ اما
آنچنان دشمن را به افكار عمومىشان نزديك جلوه مىدادند كه بتوانند كارهاى بزرگ و
اقدامات مورد نظر خودشان را انجام دهند! اين مربوط به كسانى است كه دشمن اينقدر
نزديك به آنها هم نيست. آنوقت در كشورى مثل ايران، با اين دشمنيها و توطئههاى
آشكار، با آنچه كه در داخل كشور مىبينيم، با آنچه كه از اطراف و اكناف عليه ما
بهطور دائم توطئه و دشمنى انجام مىگيرد، عاقلانه نيست كه بگوييم: «نه آقا، ما
دشمنى نداريم. دشمنمان، دشمن نيست و در فكر توطئه نيست.» اين حرف قابل اعتنايى
نيست. پس، آن كسانىكه نمىخواهند خودشان را به حماقت بزنند و بگويند دشمن نداريم،
ناچارند در هر مرحلهاى هدفهاى دشمنشان را بشناسند و بدانند كه دشمن در فكر چيست.
فرازی از خطبههاى نماز جمعهى تهران به امامت حضرت آيةاللَّه خامنهاى 1378/9/26
مجهز شدن به قدرت
درس ديگرى كه اعتقاد به مهدويّت و جشنهاى نيمه شعبان بايد به ما بدهد، اين است:
عدالتى كه ما در انتظار آن هستيم - عدالت حضرت مهدى عليهالسّلام كه مربوط به سطح
جهان است - با موعظه و نصيحت به دست نمىآيد؛ يعنى مهدى موعودِ ملتها نمىآيد
ستمگران عالم را نصيحت كند كه ظلم و زيادهطلبى و سلطهگرى و استثمار نكنند. با
زبان نصيحت، عدالت در هيچ نقطه عالم مستقر نمىشود. استقرار عدالت، چه در سطح جهانى
- آن طور كه آن وارث انبيا انجام خواهد داد - و چه در همه بخشهاى دنيا، احتياج به
اين دارد كه مردمان عادل و انسانهاى صالح و عدالتطلب، قدرت را در دست داشته باشند
و با زبان قدرت با زورگويان حرف بزنند. با كسانى كه سرمست قدرت ظالمانه هستند،
نمىشود با زبان نصيحت حرف زد؛ با آنها بايد با زبان اقتدار صحبت كرد. آغاز دعوت
پيغمبران الهى با زبان نصيحت است؛ اما بعد از آنكه توانستند طرفداران خود را گرد
آورند و تجهيز كنند، آنگاه با دشمنان توحيد و دشمنان بشريت، با زبان قدرت حرف
مىزدند.
طرفداران عدالت بايد خود را به قدرت مجهّز كنند
شما ببينيد در همين آيه كريمه قرآن كه راجع به قسط صحبت مىكند و مىگويد خداى
متعال همه پيغمبران را فرستاد، «ليقوم النّاس بالقسط»؛ براى اينكه قسط و عدالت را
در جامعه مستقر كنند، بلافاصله مىفرمايد: «و انزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع
للنّاس»؛ (حديد: 25) يعنى پيغمبران علاوه بر اينكه با زبان دعوت سخن مىگويند، با
بازوان و سرپنجگان قدرتى كه مجهّز به سلاح هستند و با زورگويان و قدرتطلبان فاسد،
معارضه و مبارزه مىكنند. پيغمبر اكرم وقتى به مدينه آمد و نظام اسلامى را تشكيل
داد، آيات قرآن را بر مردم مىخواند، به گوش دشمنان هم مىرسانيد؛ اما به اين اكتفا
نمىكرد. كسانى كه طرفدار عدالت هستند، در مقابل زورگويان و زيادهطلبان و متجاوزان
به حقوق انسانها بايد خود را به قدرت مجهّز كنند. لذا شما مىبينيد از روزى كه نظام
اسلامى به وجود آمد - يعنى اسلام مجهّز به قدرتِ يك ملت بزرگ و امكانات يك كشور و
دولت بزرگ شد - دشمنان اسلام حركت اسلام را جدّى گرفتند و علاقهمندان و طرفداران
اسلام هم در اطراف و اكناف عالم اميدوار شدند. بسيارى از پيغمبران در ميدان مبارزه
و جهاد مقدّس و قتال قدم مىگذاشتند: «و كأيّن من نبىٍّ قاتل معه ربّيون كثيرٌ».(
آل عمران: 146)
فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه
شعبان در مصلّاى تهران 1381/7/30
تأمین آرمانهای انقلاب
اميدوارم خداي متعال توفيق دهد، تا بتوانيم در همين خط صحيح و درستي كه
به اعتقاد ما همهي آرمانهاي انقلاب: رفع محروميت و فقر، كمك به مستضعفان،
زنده كردن و احياي ارزشهاي اصيل اسلام ناب و ... با تداوم اين خط تأمين
ميشود، حركت كنيم و انشاءالله با تقويت و ترويج و توسعهي آن، به طرف
اهداف مقدسمان پيش برويم.
فرازی از بيانات در مراسم بيعت اعضاي جامعهي مدرسين حوزهي علميهي
قم 24/3/1368
ساختن کشوری نمونه
هدف عمده عبارت است از ساختن كشوري نمونه كه در آن، رفاه مادي همراه با
عدالت اجتماعي و توأم با روحيه و آرمان انقلابي، با برخورداري از ارزشهاي
اخلاقي اسلام تأمين شود. هريك از اين چهار ركن اصلي، ضعيف يا مورد غفلت
باشد، بقاي انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون ممكن نخواهد شد.
رفاه مصرفگرايي نيست ـ كه خود، يكي از سوغاتهاي شوم فرهنگ غرب است ـ
بلكه بدين معني است كه كشور از نظر آبادي و عمران، استخراج معادن و
استفاده از منابع طبيعي، تأمين سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادي و
رواج توليد و تجارت، با تكيه بر استعدادهاي ذاتي نيروهاي انساني خودي، به
حد قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقيق و تجربه همگاني شود و نشانههاي
فقر و عقبافتادگي رخت بربندد.
عدالت اجتماعي، بدين معني است كه فاصلهي ژرف ميان طبقات و برخورداريهاي
نابحق و محروميتها از ميان برود و مستضعفان و پابرهنگان كه همواره مطمئن
ترين و وفادارترين مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده كنند كه به سمت رفع
محروميت، حركتي جدي و صادقانه انجام ميگيرد. با قوانين لازم و تأمين
امنيت قضايي در كشور، بساط تجاوز و تعدي به حقوق مظلومان و دستاندازي به
حيطهي مشروع زندگي مردم جمع شود. همهكس احساس كند كه در برابر ظلم و
تعدي ميتواند به ملجأ مطمئن پناه برد، و همه كس بداند كه با كار و تلاش
خود خواهد توانست زندگي مطلوبي فراهم آورد.
روحيه و آرمان انقلابي، بدين معني است كه ميل به زندگي راحت و مرفه،
جامعه و مسئولان را به سازشكاري و تسليم در برابر زورگويي قدرتهاي جهاني و
غفلت از توطئهي استكبار و بياعتنايي به پيام جهاني انقلاب نكشاند. آن
روزي كه خداي نخواسته جمهوري اسلامي، رفاه و آبادي را هدف عمدهي خويش
قرار داده و در اين راه حاضر به چشمپوشي از آرمانهاي انقلابي و جهاني و
فراموشي از پيام جهاني انقلاب شود، روز انحطاط و زوال همهي اميدها خواهد
بود; و خدا چنين روزي را انشاءالله هرگز نخواهد آورد. بيشك، ملت ايران
براي دفاع از اسلام عزيز و استقلال ملي آماده است كه همه چيز خود را فدا
كند.
برخورداري از ارزشهاي اخلاقي اسلام بدين معني است كه روح فضيلت و
پرهيزكاري و وارستگي و بردباري و اجتناب از شهوات ممنوع و دوري از حرص و آز
و دنياطلبي و حقكشي و نامردمي و مالاندوزي و رويآوردن به خلوص و پاكي و
پارسايي و ديگر خصلتهاي اخلاقي در جامعه رواج يابد و به صورت ارزشهاي اصلي
به حساب آيد.
بر اين چهار ستون اصلي است كه جامعهي رو به رشد اسلامي شكل ميگيرد و
قوام و استحكام مييابد و استعدادها شكوفا و سرچشمههاي نيكي و بهروزي جوشان
ميشود و جامعهي اسلامي الگوي جذابي براي همهي ملتها ميگردد
فرازی از پيام به ملت شريف ايران، در پايان چهلمين روز ارتحال حضرت امام
خميني(ره)23/4/1368
استقرار امنیت
امنيت، يكى از اساسىترين و اصلىترين نيازهاى يك ملت و يك كشور است. مهمترين مشكل
براى يك كشور وقتى به وجود مىآيد كه در محيط كار، در محيط زندگى، در محيط تحصيل و
در فضاى عمومى جامعه، مردم احساس امنيت نكنند. اينجاست كه مغزهاى فعّال،
دستهاى توانا و سرانگشتان ماهر، هيچيك نخواهند توانست مسئوليت مهمّى را
كه هر كدام بر دوش دارند، به انجام برسانند. در فضاى امنيت است كه هم
تلاش علمى، هم تلاش اقتصادى، هم روحيه و نشاط و هم همه فعاليتهاى يك
كشور مىتواند بهدرستى برنامهريزى شود و با دقّت دنبال گردد و به
نتايج خود برسد....
جوانان ايرانى در دوران مبارك انقلاب اسلامى به اثبات رساندند كه كار ناممكن براى
آنها وجود ندارد. نشان دادند كه اراده و همت آنان مىتواند بر همه مشكلات فائق آيد.
همت كنيد، اراده كنيد، سعى كنيد، خود را آماده كنيد؛ براى اينكه بتوانيد آنچه را
كه اين ملت بزرگ و شجاع از شما انتظار دارد - يعنى استقرار امنيت كامل - به او هديه
كنيد. اين يك وظيفه بزرگ است و بازوان توانايى كه اين كار را متعهّد است، نيروى
انتظامى است.....
امنيت، يك مقوله اساسى است. امنيت اجتماعى، امنيت فردى، امنيت در همه محيطهاى
زندگى، امنيت فكرى و معنوى و روانى، همه اينها جزو انتظارات مردم است. بخش مهمى از
اين وظيفه بر دوش نيروى انتظامى است. جوانهاى بااستعداد، جوانهاى مؤمن، بحمداللَّه
در اين نيرو خود را آماده مىكنند كه به اين وظايف بزرگ برسند.
فرازهایی از بيانات رهبر انقلاب و فرماندهى معظّم كلّ قوا در مراسم فارغالتحصيلى
جمعى از پرسنل نيروى انتظامى 1379/7/18
جلوگیری از اختلاف
تقواى خدا به اين است كه فريب دشمن را نخوريم و تسليم تحميل دشمن نشويم. دشمن
مىخواهد بين ما اختلاف بيندازد. دشمن آرزو مىكند كه بين مسئولان اختلاف باشد.
دشمن آرزو مىكند كه در ايران جنگ داخلى باشد. دشمن نمىتواند ببيند كه جمهورى
اسلامى توانسته است اين كشور را امن و آرام نگه دارد. در هرجايى و به هر بهانهاى،
چه جهالت كسى يا كسانى، چه غرضورزى كسى يا كسانى، اگر ماجرايى درست كند كه امنيت
را به هم بزند، دشمن خوشحال مىشود.
فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در خطبههاى نماز جمعه تهران 1379/1/26
اقتدار ملی
اقتدار ملى براى يك كشور، حفظ كننده هويت او، مايه عزّت او و وسيله رسيدن او به
آرمانهاست. تلاشى كه براى نابودى ملتها و به زنجير كشيدن آنها - از دورانهاى گذشته
تا امروز - مىشود، هميشه در جهت نابود كردن يا ضعيف كردن اقتدار ملى آنها بوده
است؛ و بعكس، ملتهايى كه در راه تعالى و كمال قدم برمىدارند، بايد در اقتدار ملىِ
خودشان بكوشند. اقتدار ملى، فقط به معناى توانايي هاى نظامى نيست؛ اقتدار ملى يك
مسئله همه جانبه است و بر دوش همه دستگاههاست و به عنوان يك وظيفه اصلى، بر دوش هر
سه قوّه اساسى كشور نهاده شده است. اقتدار ملى به معناى اين است كه يك ملت، در
مسئولان كشور جلوههاى قدرت و توانايى و عزّت خود را مشاهده كند و كارها با سياست
هاى درست، با برنامهريزى صحيح، با جدّيت و پشتكار و با هماهنگى و انسجامِ كامل پيش
برود. در سايه اقتدار ملى است كه مردم مىتوانند به قدر استعدادشان و با شكوفايى
اين استعدادها، تلاش خودشان را مبذول كنند. هر سه قوّه بايد تلاش كنند تا با جدّيت
و پشتكار و توكّل به خدا و اعتماد به مردم و همكارى با يكديگر، اقتدار ملى را تجلّى
بخشند و مظهر اقتدار ملى شوند.
فرازی از پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت حلول سال 1380
|