|
یك جمله در باب حادثهى هفت تير و شهداى گرانقدر آن
و مخصوصاً شخصيت ممتاز و برجستهى مرحوم آيتاللَّه بهشتى
(رضواناللَّهتعالىعليه) عرض كنيم. اين حادثه از سويى حقيقتاً سند
مظلوميت ملت ايران و جمهورى اسلامى بود، و از سوى ديگر نشانهى اقتدار
و استحكام اين نظام.
● حادثهی هفتم تیر، سند مظلومیت
جمهورى اسلامى هنوز هم سند مظلوميت است؛ زيرا كسانى كه امروز پرچم
مبارزه با تروريسم را سر دست گرفتهاند، اما بهدنبال جهانگشايى و
كشورگشايى و دنبالهگيرى مقاصد مادى و سياسى خود هستند، با تروريستهاى
جرارِ پديدآورندهى حادثهى هفتم تير مثل دوست و برادر و خويشاوند
رفتار مىكنند؛ از آنها حمايت مىكنند؛ با آنها همكارى مىكنند و با
يكديگر توطئه مىكنند؛ همدلى به هم نشان مىدهند، در حالىكه اينها
خودشان اقرار و بلكه افتخار كردند كه چنين حركت تروريستى فجيعى را در
كشور ما بهوجود آوردند؛ اين است مظلوميت ملت ايران.
● حادثهی هفتم تیر، نشانهی اقتدار و استحکام نظام
حادثهى هفتم تير همچنين نشانهى اقتدار و استحكام هم است؛ چون اگر كسى
شهيد بهشتى را مىشناخت و قوّت فكر و اراده و ابتكار در تصميم و اقدام
را در اين شخصيت ممتاز مىدانست، خوب مىفهميد كه حذف يك چنين شخصيتى
از مجموعهى مديريتى كشور چه معنايى مىدهد. شهيد بهشتى حقيقتاً مثل
سنگ آسياى گرانى بود كه با گردش خود، دهها كار انجام مىداد؛ توليد
انرژى مىكرد، كار راه مىانداخت، پيش مىرفت و فكر توليد مىكرد. وقتى
كسى مثل اين شخصيت را كه در مديريت، در اجرا، در اقدام، در فكر، در
مبانى فقهى و فلسفى، در تجربه و جهانديدگى و روشنفكرى و وسعتنظر در
آن پايه و رتبه بود، از دل مديريت نظامى نوپا بيرون بكشند و آن را از
بين ببرند، بايد نظام فلج مىشد؛ اما نظام نه تنها با رفتن بهشتى و با
رفتن شخصيتهاى برجستهى ديگرى كه چه با او، چه قبل از او و چه بعد از
او به شهادت رسيدند، فلج و زمينگير نشد، بلكه هر كدام از اين شهادتها
مثل خون تازهيى در رگ كالبد زنده و پُرطراوت اين نظام جوان دوانده شد
و او را سرحالتر، بانشاطتر و پُرانگيزهتر كرد؛ اين، همان استحكام
نظام است، كه تا الان هم همينطور است.
به همين دليل، مردم ما براى شهادت شهدا مثل بقيهى متوفىها، به همديگر
تسليت نمىگويند؛ تبريك مىگويند. وقتى بهشتى شهيد شد، مردم مىگفتند:
«تبريك و تسليت»؛ غم در كنار فتح؛ اين، هويت اين نظام و انقلاب را روشن
مىكند.
امروز هم حادثهى هفت تير زنده است؛ ... و هم شهید بهشتی زنده است؛
پايهگذار و معمار نوين قضايى كشور
فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان قوه قضائيه
و خانواده شهداى هفتم تير
07/ 04/ 83
●
ایمان و صبر و هوشیاری مردم، ذخیرهی ارزشمند این انقلاب
يك جمله درباره هفتم تير عرض كنم. مهمترين چيزى كه در اين حادثه همه
دلها و چشمها را به خود مشغول كرد، اين بود كه ضربههاى خصمانهی دشمن
بر پيكرهی انقلاب هرچه سنگينتر باشد، جوشش ايمان و صلابت صبر و
استقامت در مردم بيشتر خواهد شد. هفتاد و چند نفر از مديران برجستهاى
كه در ميان آنها شخصيتى مثل شهيد بهشتى حضور داشت، يكجا بهوسيله دشمن
از نظام اسلامى گرفته شدند؛ آن هم با آن وضع فاجعهآميز و حزنانگيز.
عكسالعمل اين انقلاب و اين ملت چه بود؟ مردم، با ايمان و با صلابت صبر
و استقامت خودشان و آن خانوادههاى معظّم با شكيبايى و بردبارىِ
مؤمنانهشان، توانستند چنان پاسخى به دشمن بدهند كه در محاسبات مادّى و
در هيچ وضعيتى قابل گنجانيدن نبود و نيست. انقلاب را بيمه كردند، دشمن
را مطرود كردند و نام ملت ايران را بلند آوازه كردند. هميشه همينطور
است. تا وقتى كه ايمان و صبر و هوشيارى و بردبارى مردم ذخيرهی ارزشمند
اين انقلاب و اين نظام است، دشمن از وارد آوردن ضربه به اين نظام و اين
انقلاب هيچ طرفى نخواهد بست و هيچ سودى نخواهد برد و انقلاب مستحكمتر
خواهد شد. شهيد بزرگوار ما - مرحوم آيةاللَّه بهشتى - يك شخصيت نمونه و
ممتاز در نظام اسلامى بود كه در اين حادثه از دست ما گرفته شد؛ اما هم
ياد او زنده ماند و هم خون او و يارانش انقلاب را پايدار كرد و اين درس
بزرگ براى انقلاب ماند
فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى در ديدار با مسئولان قوّه قضاييّه و
خانوادههاى شهداى هفتم تير
07/ 04/ 79
●
شهدای هفتم تیر، شهدای حاکمیت ارزشهای اسلامی و اساس جمهوری اسلامی
اين اتّفاق پُرمعنايى است كه هفته قوّه قضاييّه، هفته شهادت است و نام
قوّه قضاييّه با نام يك شهيد بزرگ و فراموش نشدنى گره خورده است. سختى
كار قوّه قضاييّه و عظمتِ مسئوليتى را كه اين قوّه بر دوش گرفته است،
از اينجا مىشود حدس زد. اگر كسى قضاياى كشور ما را از آغاز دنبال
كرده باشد، اين را مىفهمد كه يكى از نقاطى كه از اوّلِ تشكيل نظام
اسلامى، دشمنان اسلام و اين نظام را به مخالفت بر مىانگيخت، همين
مسأله قوّهی قضاييّه و قضاى اسلامى بود.
در رأس قضاء كشور، يك شخصيت فاضل، روشنفكر، آگاه، مدير، باتدبير و از
عمق جان معتقد به احكام و قضاى اسلام قرار داشت. اين چيزى بود كه
بسيارى از مخالفتها را عليه شهيد بهشتى و قوّه قضاييّه در آن روز
سازماندهى مىكرد. امام فرمودند شهيد بهشتى مظلوم بود. ما هم يادمان
هست كه او چقدر مظلوم بود؛ اما اين مظلوميت از سوى چه كسانى بر او
تحميل مىشد؟ از جمله كسانى كه بايد پاسخ مظلوميت اين شهيد عزيز را
بدهند، اينهايى هستند كه حاضر نبودند قضاى اسلامى را در جامعه ايران
اسلامى تحمّل كنند. اينها مايل بودند كه قضاوت كشور، همچنان با الگوهاى
ناقص، نارسا، كاملاً كهنه شده و منسوخِ غربى ادامه پيدا كند؛ آن هم با
همان فسادهايى كه قبل از انقلاب چنان در دستگاه قضاء رسوخ كرده بود كه
شبيه آن را در كمتر جايى مىشد پيدا كرد. اين كه بناى قضاى اسلامى به
دست يك معمار توانا و شجاع و بااراده، آن هم درست بر پايههاى اسلامى
تشكيل و بنيانگذارى شود، براى آنها غير قابل تحمّل بود. مىخواستند
مسئولان قضاى اسلامى را با هو و جنجال و تهمت زدن از ميدان خارج كنند.
كسانى كه آن زمانها را به ياد دارند، جزئيات را مىدانند.
شهداى هفتم تير، شهداى حاكميت ارزشهاى اسلامى و اساس جمهورى
اسلامىاند. اينطور نبود كه كُشندگان و تروركنندگان و حملهكنندگانِ
ناجوانمرد به شهداى عزيز هفتم تير، با شخص و جناح و گروهى مخالف باشند؛
آنها با اصل نظام اسلامى و استقلال ايران مخالف بودند. نامها تأثيرى
نمىگذارد؛ حقايق را بايد در نظر گرفت. حقيقت مخالفت با شخصيتهايى مثل
شهيد بهشتى و ديگر بزرگانى كه در هفتم تير به شهادت رسيدند، در همين
جمله خلاصه مىشود: مقابله با حاكميت اسلام و قوانين و ارزشهاى اسلامى.
لذا اين عزيزان در تاريخ ما جاى برجستهاى دارند؛ هم شهيد بهشتى و هم
ديگر عزيزان شهيدشده در آن ماجراى خونبار.
فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان قوّه
قضاييه، خانوادههاى شهداى هفتم تير و جمعى از قُضات
07/ 04/ 80
●
خلل وارد نکردن این حوادث به استحکام بنای جمهوری اسلامی به دلیل ایمان
و حضور مردم
يك جمله درباره حادثهی مهمّ هفتم تير عرض كنيم و آن اين است كه شايد
از همه ابعاد متعدّدى كه اين حادثه داشت، اين بُعد جالبتر باشد كه اين
حادثه نشان داد ضربههاى سهمگينى از اين قبيل هم حتّى نمىتواند به
استحكام بناى جمهورى اسلامى كه به ايمان و حضور مردم تكيه كرده است،
خللى وارد كند. اين حادثه، حادثهی کوچكى نبود. چنين حادثهاى در هر
نقطه دنيا كه اتفاق بيفتد براى فرو ريختن يك نظام كافى است. اين همه
اشخاص مؤثّر، مهم، خوشفكر و مبارز، به دست جنايتكار تروريستها در يك
لحظه از بين بروند و نظام آن را تحمّل كند و از آن وسيلهاى براى
استحكام هرچه بيشتر خود بهوجود آورد! اين چيز شگفتآورى بود؛ اين به
بركت حضور و ايمان مردم و به بركت استحكام ساخت درونى نظام اسلامى بود
و به فضل پروردگار، هميشه همينطور خواهد بود.
●
انسان محاسبهی الهی را ملاک قرار دهد
شما ملاحظه كنيد، خداوند متعال حبيب خود، پيغمبر مكرّم و معظّم را در
امتحان دشوارى قرار داد كه در آن واقعه بيشترين چيزى كه در تهديد لطمه
بود، آبرو و اعتبار خود پيغمبر بود؛ قضيهاى كه در سوره احزاب بيان شده
است: «و اذ تقول للّذى انعم اللَّه عليه و انعمت عليه، أمسك عليك زوجك
واتّق اللَّه و تخفى فى نفسك مااللَّه مبديه». در اين حادثه، افكار و
عواطف عمومى ممكن بود عليه پيغمبر تحريك شود؛ موضع، موضع تهمت بود؛
«و
تخشى النّاس واللَّه احقّ ان تخشاه». خدا به پيغمبرش مىگويد ملاحظه
حرف اين و آن را مىكنى، در حالىكه بايد ملاحظه خدا را بكنى. و پيغمبر
ملاحظه خدا را كرد و اين امتحان بزرگ و بسيار دشوار را از سر گذراند.
در اينجاست كه اين آيه تكان دهنده ذكر مىشود:
«الّذين يبلّغون رسالات
اللَّه و يخشونه و لا يخشون احداً الّا اللَّه». لازمه تبليغ رسالات
الهى اين است. عدّهاى را بر اثر اشتباه يا سوءفهم يا تبليغات خصمانه و
موذيانه در مقابل انسان قرار مىدهند؛ راه مقابله فقط اين است كه انسان
محاسبهی خدايى را ملاك قرار دهد. لذا در پايان همين آيه مىفرمايد:
«و
كفى باللَّه حسيبا»؛ خدا محاسبه كننده است؛ اوست كه قضاوت خواهد كرد كه
من و شما در اين راه، درست حركت كردهايم يا نه. اگر خدا اينطور قضاوت
كرد، آن وقت خاصيت با خدا بودن اين است كه خودِ خداى متعال متكفّل
اصلاح نظر مردم هم خواهد بود:
«من أصلح ما بينه و بيناللَّه اصلح
اللَّه ما بينه و بين النّاس». خداى متعال خودش اين بخش قضيه را هم به
عهده مىگيرد؛ كمااينكه در قضيه پيغمبر به عهده گرفت و حقيقت را روشن
كرد.
شهيد عزيز ما، مرحوم بهشتى هم بزرگترين امتحانش اين بود. آن مقدارى كه
در آن دوره به اين سيّد بزرگوارِ نورانىِ ارزنده برجسته، دستهاى
تبليغاتى دشمن تهمت زدند، به كمتر كسى از عناصر انقلاب در طول زمان اين
همه اهانتهاى خصمانه و بغضآلود كردند. گفتند انحصارطلب است، متكبّر
است، قدرتطلب است، دنبال ديكتاتورى است؛ اما او راه خود را با قدرت و
قوّت طى كرد. البته جان خودش را گذاشت؛ اما در واقع با استقامت در اين
راه، جان و حقيقت و هويّت خودش را به عرش اعلى رساند. همه اينها براى
ما درس است.
فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان، قضات و
كاركنان قوّه قضاييّه
07/ 04/ 82
خوب است همه به ياد داشته باشيم كه اين كشور، اين انقلاب و اين تاريخ،
نجاتيافته اين مجاهدتها و اين خونهاست. بدانيم كه اين انقلاب و اين
ملت و اين كشور، بخصوص فعّالان اين نهضت بزرگ، چه دشمنان خونخوار و
بيرحمى در كمين داشتند و هنوز هم دارند. همانهايى كه شهيد بهشتى را از
دست اين ملت گرفتند، هنوز در دنيا هستند. همانهايى كه آنها را كمك
مىكردند، هنوز هم مىكنند. مبادا بعضى سادهدليها يا احياناً
كجفكريها موجب شود كه ما تصوّر كنيم دشمنيها و دشمنها تمام شدند؛ كه
اين خطر بزرگى را توليد خواهد كرد. براى كسى كه در مواجهه با دشمن است،
هيچ خطرى بالاتر از فراموش كردن دشمن نيست. ●
شهادت، پاداش بزرگ خداوند به شهید بهشتی و یارانش
بههرحال، آنها به پاداش خودشان رسيدند. حقيقتاً مردن معمولى و در
بستر، براى كسانى مثل شهيد مظلوم ما - مرحوم شهيد بهشتى - با آن همه
تلاش، با آن همه همّت و غيرت كم بود و بايد شهيد مىشد. شهادت پاداش
بزرگى است كه خداوند به او و يارانش داد. اميدواريم كه همچنان در نعيم
الهى باشند و هستند و روزبهروز درجات آن عزيزان متعالى باشد و ما هم
در همين راه و بهسوى همين هدف، به آنها ملحق شويم.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان دستگاه
قضايى كشور و خانوادههاى شهداى هفتم تير
07/ 04/ 77
بديهى است كه دشمن در آن مقطع حساس مىخواست به اين وسيله اگر بتواند،
نظام را منهدم كند. شخصيت عظيمالقدرى مثل شهيد بهشتى را از يك انقلاب
گرفتن، شوخى نيست. تعداد كثيرى از چهرههاى كارآمد و نامآور، وزرا،
نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، مسئولان قضايى و افراد مبارزِ سابقهدارِ
فعالِ مخلص ِ پاكبازِ اين راه را از يك انقلاب گرفتن، كار كوچكى نيست.
واقعاً اگر در هر نظامى چنين چيزى اتفاق مىافتاد، ضربهى غيرقابل
جبرانى مىزد و شايد آن نظام را منهدم مىكرد؛ اما در ايران اينطور
نشد.
آن رهبرى الهى و بىنظير، اين ملت استثنايى و عظيمالقدر، آن شعارها و
آن شور انقلابى و آن معارف ترويجشدهى در ميان مردم در طول مدت قبل و
بعد از انقلاب، آنچنان اين كشور و اين انقلاب را مجهز كرده بود كه اين
ضربه نتوانست كارى بكند. البته ضايعهى بزرگى بود. مگر چند نفر امثال
شهيد بهشتى يا آن چهرههاى مبارز و آن افراد مخلص و پاكباز، در يك كشور
و در ميان يك ملت به ظهور مىرسند؟ ضربه خيلى سنگين بود، ولى نظام
ايستاد. ده سال هم از آن روز گذشته و شما ديديد كه در طول اين مدت، آن
جنگ ويرانگر تمام شد و ملت از آن سربلند بيرون آمد. حوادث بزرگ و
توفانهاى منطقهاي و جهانى پيش آمد؛ ولى اين كشور و اين ملت مثل كوه
ايستادند.
خداى متعال هيچوقت ملتى را بىحسابوكتاب حمايت نمىكند. اينطور نيست
كه ما بگوييم حالا كه خدا و قدرت الهى از ما پشتيبانى مىكند، پس ما
ديگر مسئوليتى نداشته باشيم؛ برويم و مشغول كار خودمان باشيم. نخير،
حمايت و دست قدرت الهى، به خاطر فداكاريهاى شما، بهخاطر خون شهيدان،
بهخاطر ايمان مردم، به خاطر صبرى كه ملت ما در مراحل مختلف از خودشان
نشان دادند، به خاطر صدق اين ملت در عشق به اسلام، به خاطر راهنماييها
و خط روشن ارايهشده به وسيلهى آن مرد بىنظير، و بهخاطر حضور مردم
در صحنه بوده است. اگر اينها را حفظ كرديم، خداى متعال باز هم از ما
حمايت خواهد كرد. ●
استكبار هميشه درصدد فاجعهآفرينى است
آن نكتهى اصلى را كه مىخواهم عرض كنم، اين است كه استكبار كه با
اسلام و انقلاب اسلامى دشمنى دارد، هميشه و در هر زمان به شكلى درصدد
فاجعهآفرينى است. هميشه هم كسانى را پيدا مىكند كه در اين
فاجعهآفرينى، ابزار و آلت دست او بشوند. يك روز منافقين را پيدا كرد
كه فاجعهى شهادت رجايى و باهنر و فجايع ديگرى را به وجود آوردند؛
يكوقت هم رژيم عراق را پيدا مىكند و جنگ هشتساله را به وجود
مىآورد. بنابراين، در هر مقطعى استكبار و امريكا و سرمايهداران بزرگ
بينالمللى - كه با همهى وجود با اسلام و انقلاب اسلامى دشمن و
مخالفند - ابزارهايى را پيدا مىكنند.
در دنيا انسانهاى بد و پست و گروههاى فرومايه و خودفروخته كم نيستند.
پس، دشمن همواره دشمن است و درصدد ضربه زدن؛ ابزار هم هميشه در اختيار
اوست؛ يعنى ابزار لازم را براى ضربه زدن پيدا مىكند. وظيفهى ما در
اين ميان، هشيارى و حفظ اصول و موازين انقلاب است؛ اين تكليف ماست.
مبادا كسى خيال كند كه يك دوران، دوران اين ضربهها بود و تمام شد؛
نخير، اگر ما تا پنجاه سال ديگر هم غفلت بكنيم، دشمن مشت خودش را وارد
مىكند. ●
دشمن از اسلام و ملت سیلی خورده است
دشمن از اسلام و از اين ملت سيلى خورده است. دشمن سفرهاش در اين كشور
جمع شده است.
●
ما بايد هوشيار باشيم و فريب نخوريم
اگر بخواهند با موج حركتى كه ملت ما انجام داده، مقابله كنند، راهش آن
است كه اين ملت را از ميدان خارج كنند و به او ضربه بزنند. پس، تا
پنجاه سال ديگر هم كه باشد، استكبار از ضربهزدن منصرف نيست. ما بايد
هوشيار باشيم و فريب نخوريم. ما بايد تحت تأثير تبليغات دشمن قرار
نگيريم. ما بايد ايمانمان را به نظام اسلامى از دست ندهيم؛ چون وقتى
دشمن مىخواهد ضربه وارد كند، اول پايههاى ايمان مردم را متزلزل
مىكند، تا بتواند ضربه را خوب واردکند
فرازی از بيانات در ديدار با خانوادههاى شهداى هفتم تير08/ 04/ 70
●
حادثهی هفتم تیر، حادثه ای فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب
مسئلهى هفتم تير، حادثهاي فراموشنشدنى در تاريخ انقلاب ماست و هنوز
هم در دنياى سياست و در سطح جهان، هفتم تير قابل طرح و احتجاج است. در
ماجراى هفتم تير، دو گروه رسوا شدند:
گروه اول كسانى بودند كه ادعا مىكردند طرفدار مردم و خلق و انقلابند.
آنها پردهى غليظى از ريا و دروغ و خدعه بر كار خودشان كشيده بودند.
حادثهى هفتم تير، اين پرده را دريد و آنها را افشا كرد. گروهكها بعد
از اين واقعه خيلى هم تبليغات كردند، اما ملت ايران تحت تأثير آن حادثه
و حوادث مشابه آن كه بعداً اتفاق افتاد - اگرچه به آن عظمت نبود -
چهرهى منافقين و گروهكهاى مدعى را شناخت؛ معلوم شد اينها ضد همهى
ارزشهاى انسانى هستند و از آدمكشى در ابعاد وسيع آن ابايى ندارند و به
خاطر تحقق هدفها و مقاصد شوم خود، حاضرند با انقلاب بزرگ اسلامى - كه
در حساسترين لحظات عمر خود، درگير جنگ همهجانبه شده بود - مبارزه
كنند و در چنين شرايطى دست به جنايتى بزرگ بزنند و ملت ايران را داغدار
كنند.
گروه دوم، قدرتهاى جهانى مدعى حقوق بشر و ضديت با تروريسم بودند. البته
باز هم سردمداران سياستهاى جهانى، با وقاحت و گستاخى همين شعارها را
مىدهند و هنوز هم سردمداران رژيم امريكا و بسيارى از كشورهاى اروپايى
ادعا مىكنند كه با تروريسم مخالفند! ليكن مسئلهى تبليغات و هياهو و
جنجال يك مسئله است، و واقعيتهايى كه براى مردم آگاه و بصير در سطح
عالم روشن مىشود، مسئلهى ديگرى است. ●
امريكا و بعضى از كشورهاى اروپايى مروج تروريسم هستند
كاملاً واضح است كه وقتى دولتى مثل امريكا يا بعضى از كشورهاى اروپايى،
از گروهكهاى تروريستى كه دستشان به خون آحاد ملت آغشته است، حمايت
مىكنند و آنها را در كشورهاى خود راه مىدهند و پناهندهى سياسى
قلمداد مىكنند، نمىتوانند در ادعاى مبارزه با تروريسم صادق باشند.
اينها مروج تروريسم هستند و تروريستها را براى تحقق مقاصد شوم خود، در
دامان خويش تربيت مىكنند.
كسانى كه در حادثهى هفتم تير و ديگر حوادث انقلاب به شهادت رسيدند و
خونشان ريخته شد، نفوس زكيهاى از افراد بشر و انسانهاى ممتاز جامعه
بودند. در بين اينها، علما و دانشمندان و مبارزان قديمى و تودههاى
مردم و انسانهاى فداكار و كسانى كه براى ملت و كشور و آرمان و
انقلابشان فداكارى مىكردند، وجود داشتند. كشتن آنها طبق كدام ميزان از
موازين مجاز است، و چه كسى مىتواند كُشندگان آنها را تروريست نداند و
جنايتكار نخواند و محكوم نكند؟ اين، يك حقيقت روشن است. ●
ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر، دروغ و فريب است
ما به ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر، كه امروز از طرف دولتها و
سازمانهاى وابسته به ابرقدرتها در دنيا اعلام مىشود، كوچكترين اعتقادى
نداريم. ما اينها را فريب و خدعه و دروغ مىدانيم. ما معتقديم تروريسم
در دامان رژيم امريكا و بسيارى از حكومتهاى غربى و قدرتهاى زورگوى
جهانى پرورش مىيابد و رشد مىكند.
ملتى كه به هيچ قدرتى از قدرتهاى عالم وابسته نيست و از حقوق خود و
مرزهايش دفاع مىكند و دم از استقلال مىزند و به اعتراف همهى دنيا
مىخواهد بر سرنوشت خود مسلط باشد، با چه مجوزى يك عده از افراد
خرابكار حق داشته باشند انسانهاى باارزش و دانشمند و انقلابى اين كشور
را با چنين وضعيت خونآشامانهاي ترور كنند و به شهادت رسانند و بعد
هم دولتهاى غربى بدون هيچ شرم و ملاحظهاى، اسم اينها را به عنوان يك
سازمان بياورند و در كشورشان راه بدهند و نشريات اينها را منتشر كنند؟!
سخنرانى در مراسم بيعت خانوادههاى شهداى هفتم تير، اعضاى شوراى عالى
قضايى، قضات و مسئولان دادگسترى و جمعى از مردم لرستان
07/ 04/ 68
● آسیب ناپذیری انقلاب از این حوادث
اگرچه سالهاى زيادى پىدرپى از آن حادثه گذشته است، ولى حقيقتاً ابعاد
آن حادثه از جهات مختلف كهنه نشده است و شايد بعضى از آن ابعاد
برجستهتر هم شده است. اولاً شخصيت شهداى اين حادثه بخصوص بعضى از آنها
كه حقاً و انصافاً جزو برجستگانى بودند كه ما در طول دوران نهضت و
مبارزات و دوران اختناق و همچنين در آن مدت كوتاه بعد از پيروزى نظير و
شبيه آنها را كم داشتيم و در بين همهى آنها، از همه برجستهتر شهيد
مظلوم مرحوم آيةاللَّه بهشتى (رضواناللَّهتعالىعليه) است كه حقاً و
انصافاً يك چهرهى برجسته و عظيمالشأن و يك انسان به ياد ماندنى بود.
هم از جنبهى علمى، هم از جنبهى شخصيتى و خصلتى و هم از جنبهى فكر و
انديشهاي كه در زمينههاى سياسى و تشكيلاتى و تدبير امور كشور خودش
را آشكار مىكرد و حقاً براى ما يك ضايعه بود، اگرچه براى خود آن
بزرگوار يك اعتلاء مقام و يك علوى بود كه به هيچ وسيلهى ديگرى بدست
نمىآمد. از آن بزرگوار كه مىگذريم، چهرههاى ديگر هم اعم از روحانيون
و علمايى كه بودند، يا مبارزين قديمى كه در آن جمع بودند، يا جوانها و
تحصيلكردهها و روشنفكرهايى كه در فضاى آن روز انقلاب و محيط تشكيلاتى
حزب جمهورى اسلامى مىدرخشيدند مثل ستارهى درخشانى، حقاً و انصافاً
اين مجموعه، يك مجموعه كمياب بلكه نايابى بود در انقلاب ما. ... لكن آن
چيزى كه از اين هم مهمتر است اين نكته است كه اين هيچوقت كهنه نخواهد
شد كه از بناى جمهورى اسلامى، اين پايهها ناگهان فرو ريخت و اين بنا
متزلزل نشد. اين خيلى مسئلهى حائز اهميتى است. يك نفر هم گاهى در يك
تشكيلاتى، در يك كشورى، در يك نظامى، وقتى كه از دنيا مىرود، يا حذف
مىشود، حتى يك نفر مىبينيد كه فقدان او مجموعه را متزلزل مىكند. اما
فقدان هفتاد و دو نفر، با اين خصوصياتى كه به مختصرى از آن اشاره شد
نتوانست مجموعه را متزلزل كند، بلكه حتى پايهها را مستحكمتر كرد.
اين،آن نكتهى مهم و به ياد ماندنى و چيزى است كه واقعاً جزو اختصاصات
اين نظام الهى است. البته شكى نيست كه وجود پربركت و پرفيض امام
بزرگوار ما كه مثل كوهى ايستاده بود، پشتوانه همهى استقامتها بود. در
اين هيچ ترديدى نيست. لكن استوارى نظام و استوارى امام، خود يك آيتى
است كه نمىشود از آن به آسانى گذشت.
فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار خانوادههاى شهداى هفتم تير 8/4/73
●
شهید بهشتی: معمار دستگاه قضایی و سیدالشهدای انقلاب
يك جمله راجع به هفتم تير و مرحوم آيةاللَّه بهشتى (رضواناللَّه تعالى
عليه) عرض بكنم. شخصيت آن شهيد عزيز و بزرگوار، حقّاً جزو شخصيتهاى
ممتاز كشور بود؛ در آن وجود شريف و كم نظير، جمع بين علم و تقوا و
تدبير و خلقيات انسانى ارزشمند شده بود؛ و قوهى قضاييهى جمهورى
اسلامى را چنين شخصيتى بنيانگذارى كرد. كسى كه هم علم به مبانى و
مقررات اسلامى داشت و فقيه بود، هم با مسايل جهان امروز، هم به نيازهاى
كشور آشنا بود، و مىدانست كه اين كشور، چگونه دستگاه قضايى را لازم
دارد، هم از لحاظ قدرت مديريت و سازماندهى، يكى از برجستگان قطعى بود.
اگر چه درباب شهادت، خسارت وجود ندارد، و هيچ شهيدى را نمىتوان اين
طور ارزيابى كرد كه شهادت او، خسارتى براى دنياى اسلام باشد، چون آنچه
بر شهادت مترتب مىشود، آن قدر عظيم است كه هر ضايعهيى را - هر چه هم
بزرگ باشد - مىپوشاند؛ ولى از دست دادن اين شهيد بزرگوار، همچنين
بقيهى شهداى هفتم تير و شهداى قوهى قضاييه، حقاً ضايعهى بزرگى بود؛
كه اميدواريم خداوند ارواح طيبهى همهى آنها را با اوليائش محشور كند،
و رشحهاى از بركات اين عزيزان را بر همهى دستگاههاى كشور، مخصوصاً
قوهى قضاييه، قرار بدهد، و همه را مشمول آن بركات بفرمايد.
فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با مسئولان قوهى قضاييه و خانوادههاى شهداى هفتم تير7/4/1376
|