بند چهارم: سوگند به تورات!
«زمان فتح روم شرقی توسط مسلمین، عدهای یهودی هم در آنجا زندگی میکردند. بعد از
مدتی خطاب به حاکم مسلمان گفتند:
"والتّوراتِ! لَعَدْلِکُمْ أحَبّّ إلَیْنا مِمّا مَضی عَلَیْنا" قسم به تورات! که
عدالت شما برای ما بسیار عزیزتر از آن چیزی است که در گذشته با ما رفتار شده است.»
این هم نمونهای از سابقهی جهان اسلام كه آقا بیان كردند.
مادهی 3: زبان رسمی
".I have a question"
این جمله را همهی مهمانها نمیفهمیدند. گوشیهای ترجمهی همزمان به عربی، روسی،
فرانسه وانگلیسی كه بین مهمانها توزیع شد، روشن شد كه علت چه بوده. آفریقاییها،
فرانسه را بهتر از انگلیسی میفهمیدند؛ عربزبانهای جلسه هم كم نبودند؛ اهالی
شوروی سابق، روسی میدانستند و گروهی هم انگلیسی را ترجیح داده بودند. بعضیها هم
كه بین خودشان، به زبان مادری صحبت میكردند.
اصراری نبود كه زبان مادری را كنار بگذارند. اصلا آدم ها با همهی تفاوتهایشان،
اسلام را پذیرفتند؛ چون اسلام، تفاوت آنها را پذیرفته بود: "و جعلناكم شعوبا و
قبائل لتعارفوا" و عجیب است كه اسلام، نقطهی تفاوت را نقطهی آغاز آشنایی میداند.
تبصرهی1: لبخند و تحسین؛
بارها شد كه چهرهی همهی مهمانها با هم بشاش شد؛تنها یك چیز میتوانست دستمایهی
یك لبخند همگانی باشد؛ چیزی كه همه با هر زبانی كه داشتند، می فهمیدند: آیات قرآن.
لبخندی كه وسط صحبتهای رهبر ، به واسطهی قرائت فصیح و بلیغ ایشان، رنگی از تحسین
هم میگرفت.
تبصرهی 2: رشتهی اول و آخر؛
سر فصل جلسه و آغاز و پایان همهی سخنرانیها، بدون استثناء، با همین زبان مشترك
بود: "بسم الله الرحمن الرحیم" و "السلام علیکم و رحمت الله و برکاته"
رشتهای كه مهرههای رنگارنگ را به یك گردن بند مبدل كرده بود.
مادهی 4: وحدت در عین كثرت
بند اول: از همه رنگ!
یكی سیاهِ سیاه، یكی سفیدِ سفید، یكی سبزهی تیره، یكی زردِ سوخته؛ خیلی راحت
كنارِ هم نشسته بودند؛ از دشداشه و عبا گرفته تا كت و شلوار و كراواتهای طرحدار
هم پوششان بود. صندلیها چفت هم چیده شده بود و شانهی مهمانها به هم چسبیده بود.
تبصره: تفاوت رنگ چهرهها و نوع لباسها، در كنارِ رنگ واحدی كه دین به آنها
زده بود، برنگ باخته بود.
بند دوم: نه تمامْ مردانه؛
چشم كه میگرداندی، تصویر سه خانم هم از جلوی چشمت میگذشت؛ یك سیاه پوست، یك چشم
بادامی و یك ایرانیِ میزبان. باز هم تفاوت در نوع و رنگ پوشش در دل وحدت دینی گم
بود.
مادهی 5: نظم
رأس ساعت 9:30 جلسه رسمیت پیداكرد با حضور رهبر . عبا ، صندلی و چوپ زیر پای آقا،
همه همرنگ بودند ویكدست.
بند اول:درست 5 دقیقه؛
زمانسنجی هر چهار سخنران، نشان میداد كه همه قضائیاند و مسؤول اجرای نظم و عدالت
و انصاف.فقط رئیس این اتحادیه، دوبرابر حرف زد؛ به هر حال هم باید خیر مقدم میگفت
و هم گزارش كار میداد.
بند دوم: وقتی جلسه جهانی میشود، كدام مجری بهتر از معاون امور بین الملل قوهی
قضائیه، محمد جواد لاریجانی؟!
تبصره - تأخیر نیم ساعتهی دری نجفآبادی باعث نشد جایش را از دست بدهد.به
هر حال، سمت چپ رهبری، جای قاضیان سایر بلاد اسلامی و سمت راست، محل جلوس مسؤولان
قضایی ملی بود و باید جای دادستان كل كشور، در این میان، محفوظ میماند.
مسؤول تشریفات هم با دست و پا كردن یك صندلی و جابجایی سایر صندلیها، همان دور و
بر جایی برایش درست كرد.