|
• مسابقهای كه هر سال برگزار
میشود. برای شركت هم تنها یك شرط لازم است؛ این كه باشی و فقط همین. شلیك اول
مسابقه ماه را هلال رمضان و سوت پایان را هلال شوال میزند. مسیر مسابقه هم مشخص
است؛ جادهی زندگی. البته میانبرهای لیالی قدر هم كاربرد ویژه دارند برای اهلش.
دیگر تمام شد؛ تازه هلال شوال، یك روز دیگر هم به ما فرصت داد. امروز هم روز اهدای
جوایز است: «ألا إن هذا الیوم یومٌ جعل الله لكم عیداً»؛ اول 1428 از هجرت؛ به
روایت ماه.
• اما این مسابقه با دیگر مسابقهها یك تفاوت اساسی دارد؛ اینجا همه انتظار دارند
كه جایزه بگیرند. «در ماه رمضان، هر چه قصور كرده باشیم، در این روز مبارك از او
عیدی میخواهیم.»
این كلام امام - كه پارچهنوشتهای است بالای سر جماعت– دلگرممان میكند.
«و علی رزقك افطرنا»
پشت پارتیشن، میز پذیرایی برپاست؛ درست همانجایی كه تا دو سه شب پیش، سفرههای
افطار را دراز به دراز، كنار هم میانداختند. اینبار به جای مخلفات افطاری،
سینیهای شیرینی گلمحمدی و شیركاكائو را چیدهاند.
«اهالی بیت»
مسئولان حاضر و سابق و اسبق، به همراه اعوان و انصار و أقربا و عشیره، دعوت
شدهاند. بنابراین جمعیت خانمها به مراتب، بیش از افطاری شب دهم مسئولان است.
البته آقایان باز هم بیشترند، به طوری كه قسمت معین شده كفاف نمیدهد؛ تا آنجا كه
یكی از پارتیشنهای انتهایی را برمیدارند.
میلههای سفید، مثل همیشه، وظیفهی خطیر جداسازی میهمانان خانم و آقا و ویژه و غیر
ویژه را بهعهده دارند.
• ویژهها دو دستهاند؛ ویژههای ملی و ویژههای بینالمللی. جای ویژههای ملی كه
معلوم است؛ صدر مجلس یا همان دو ردیف جلوی میلههای سفید رنگ؛ از آقایان الهام و
محسنیاژهای گرفته تا سعیدلو و شریعتمداری و مرندی، سمت چپ حسینیه هم از آقایان
امامی كاشانی، ابوترابی و ناطق نوری تا لاریجانی و صفوی و جهرمی. در قسمت خانمها
هم به جای مسئولات نظام، همسران مسئولان نظام حضور دارند.
• ویژههای بینالمللی - كه همان سفرای كشورهای اسلامیاند- انگار پایین مجلس را
بیشتر ترجیح میدهند. قطعاً در هیچ یك از مهمانیهای دیپلماتیك، چنین صندلیهایی
را تجربه نكردهاند؛ صندلیهای سبزرنگ پلاستیكی ساده (از همانهایی كه دانشجوها هم
برای مراسمشان كرایه میكنند.)
« ...و لا طائر یطیر بجناحیه إلاّ أمم امثالكم ...»
(1)
همه منظم و مرتب نشستهاند، به استثناء گروهی كه بیتوجه به جمع به همه جای حسینیه
سرك میكشند و كسی هم جلودارشان نیست. غیر از این حركات، سر و صدای زیادی هم
راهانداختهاند. خبرنگار نیستند، اما خبرنگاران را هم حسرت به دل كردهاند؛
ملازمانی كه در بالاترین نقاط حسینیه خانه دارند؛ بالای كانالهای كولر. با تشكر از
این گنجشكها كه هر جایی برای پریدن بیابند - حتی زیر سقف خانهی رهبر- حتماً پرواز
میكنند.
«لال نمیری صلوات بفرست»
پیرمرد آفتابسوخته، با محاسن سفید نسبتاً بلند، حسابی حسینیه را شلوغ كرده است،
شاید میخواهد از گنجشكها كم نیاورد. آنچنان میانداری میكند كه تمام جمع را
یكپارچه پاسخگو كرده: «رهبر داره، حزبالله»
شعارهای پیرمرد، بعد از ورود رهبر هم همچنان ادامه دارد تا یكی دیگر از حاضران هم
جوگیر میشود و با صدای بلند فریاد میزند «لال نمیری صلوات بفرست.» جمعیت همراه با
رهبر، صلوات آخر را لبخند بر لب میفرستند.
«یاد دیدار دانشجویان بخیر ...»
این دیدار مثل دیدار دانشجویان نیست كه جماعت، دقایق انتظار را به تمرین شعر و شعار
برای لحظهی ورود رهبر بنشینند. بنابراین نباید توقع داشت كه شعارها خیلی هماهنگ
باشد. البته با ورود رهبر و بعد از لحظاتی، اجماع حاصل میشود كه «صل علی محمد بوی
خمینی آمد».
هاشمی، شاهرودی، احمدینژاد و حداد عادل همراهان رهبرند. هاشمی و حداد سمت راست و
شاهرودی و احمدینژاد سمت چپ را برای نشستن برمیگزینند.
«یاد ذكر»
«یا أیها الذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً و سبحوه بكرةً و اصیلاً». كریم
منصوری، جلسه را درست با همین آیات شروع میكند كه مطلع كلام آقا در
دیدار شب دهم
رمضان با مسئولان بود.
تذكرات چنین جلساتی كم نیست؛ از فضا و پارچهنوشتهها گرفته تا دیدن مصادیق «مَن
یُذَّكِرُكُمُ الله رُؤیَتُهُ».
مهمانان خارجی با آن ظاهرهای ناآشنایشان برایت غریب هستند؛ اما تلاوت قرآن، اشك را
به چشم آنها و انس را به دل تو میخواند.
«آقازادهها»
در میان سخنان رهبر، خطابههای بچهها نیز شنیده میشود. بچهها هر رسمیتی را
میشكنند و به هر كنجی سرك میكشند. پشت پارتیشنها دختربچهی چندماههای با لباس
صورتی، جایی پیدا كرده برای چهار دست و پا رفتن و صفاکردن. تنها علمدار جمع خانمها
دخترك سه چهار سالهای است كه با یك پرچم كوچك سهرنگ بازی میكند.
«یک حرف بس است»
گاهی تکرار و تذکر لازم است و گاهی یک اشاره. رئیسجمهور که در دیدار قبلی مسئولان
بیش از نیم ساعت متنی را از رو خواند، این بار به یک تبریک کوتاه و با لحنی خودمانی
بسنده كرد تا نوبت به صحبتهای آقا برسد؛
یک سخنرانی 23 دقیقهای که نخ تسبیحش «انسجام جهان اسلام» جلوی دشمنان اشغالگر است.
آقا آنها را
«کشور اشغالگر فضول زیادی» مینامد و میگوید: «غلط میکند مجمع
قانونگذاری کشوری برای یک کشور دیگر تکلیف تعیین کند.» اما چه میشود که آنها
اینچنین دور برداشتهاند؟ رهبر با یک بیت ریشه را میشکافد كه:
«آبادی بتخانه ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست»
1-
و هیچ پرندهای نیست كه با دوبال خود پرواز می كند، مگر این كه آنها نیز گروههایی مانند شما هستند. انعام/38
|