05/ 1/ 2

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 

جوانان مسجد کرامت / حاشیه‌های دیدار دانشجویان

25/02/86

• به ساعت شش نیم‌ساعتی مانده بود که به سمت دانشگاه راه افتادیم. سوار ماشین شدیم، راه افتادیم، به دانشگاه رسیدیم، از ماشین پیاده شدیم، گشته شدیم(!)، دوباره سوار ماشین شدیم، دوباره پیاده شدیم، بعد دیگه گشته نشدیم، بعدترش بالاخره به مقصد رسیدیم!

• هنوز دو ساعت به دیدار باقی مانده است. علی رغم اینکه تقریباً نصف سالن پر شده؛ اما طبق معمول جمعیت دختران دو برابر پسران است. این زمانی کار را دچار اشکال می‌کند که این جمعیت دو برابر زنانه احساس مسئولیت کرده و زودتر از موعد به تمرین سرودی می‌پردازند که قرار است موقع آمدن آقا خوانده شود. یعنی اینکه آن جمعیت نصفه مردانه، باید یک ساعت آن همه صدا را تحمل که نه؛ تقبل کنند!

• سکوت کامل حکم‌فرما بود! فقط کمی صدا بود: صدای هم‌خوانی سرودها، خش‌خش افکت‌های صوتی و صدای عزیزی که مدام "3،2،1 ..... آزمایش می‌کنیم" می‌گفت و پچ‌پچ جمعیت.

• هم خوانی سرودها کم کم به هماهنگی نزدیک می‌شود ...

• سروده‌خوانی‌ها دارد کم کم‌؛ جای خودش را به شعار می‌دهد. حس نشاط و تازگی فضا جای خود را به احساسات خیلی جدی‌تر و تازه‌تری می‌دهد. حالا دیگر می‌شود گفت این احساس برای خیلی از دانشجویان تازگی داره ...

• یک تعداد قابل توجه آدم؛ روی جایگاه در رفت و آمدند. بچه‌های نور، صوت، تصویر و احتمالاً حراست و حفاظت. همه‌چی نشان از آن دارد که باید تا چند دقیقه دیگر اتفاق بیفتد...

• مراسم شروع شد. سرود جمهوری اسلامی، قرائت قرآن و البته مجری.

• جمعیت به دنبال اعلان نام امام و آقا بر طبق سنت خوب همیشه، صلوات فرستادند، اما وقتی مجری اسم دانشجویان را خطاب قرار داد، آن‌هایی که احساس کردند اینجا هم می‌شود تبرکاً صلوات فرستاد، خب فرستادند. یعنی تقریباً همه فرستادند!

• تازه داشتیم به قدرت همسان‌سازی اجتماعی دانشجویان در زمینه ارائه هم‌خوانی‌های زنانه و مردانه! امیدوار می‌شدیم، که آقای مجری مراسم خبر از تغییر و تحولاتی در برگه‌های شعری که دراختیار دانشجویان قرار گرفته بود داد. به قول مشهدی‌ها "از سر نو..."

• حاج احمد واعظی- مداح به‌نام مشهدی- ماموریت آماده کردن جمعیت را برای هم‌خوانی شعرها بر عهده داشت. خوب می‌دانست چه باید بکند؛ اول یک روضه، بعد یک سر تا مدینه، بعدش یک جمعیت کاملا همراه برای شعرخوانی!

• تقریبا همه چیز آماده است. حتی سخت‌ترین کار ممکن را هم دانشجویان انجام دادند. یعنی هم مرتب نشسته بودند، هم سکوت کرده بودند و هم بچه‌های خوبی شده بودند. فقط باید آقا می‌آمد...

• وقتی مجری، ورود چند مهمان VIP را اعلام کرد، دانشجویان منتظر بلند شدند و شروع کردند به هم‌خوانی تمام سرودهایی که آماده کرده بودند. چند دقیقه‌ای طول کشید تا آقای مجری به دانشجویان بقبولاند که هنوز آقا نیامده است!

• حداقل 1000 دختر دانشجو کنار جمعیت ایستاده بودند، قاعدتا چون جایی برای نشستن نبود! تقریبا بحث فلسفی که بین بغل دستی‌های من درباره اینکه آیا حقوق خانم‌ها در اینجا رعایت شده یا نه، داشت به جاهای باریکی می‌کشید...

• ... آقا آمد...به همین سادگی!

• اولین نماینده دانشجویان پشت تریبون قرار گرفت. قبل از هر چیزی خودش را سفیر پا برهنه یک روستایی از روستای "زار" شمال خراسان معرفی کرد که چند وقت پیش سیل تمام زندگی‌اش را برده و مسئولان آن‌چنان که باید به موردش رسیدگی نکرده‌اند.

• وقتی دانشجوی فوق‌الذکر فهرست مطالبی را که قرار است ارائه بدهد را گفت، آدم آرزو می‌کرد که ای کاش زمانی هم به صحبت‌های آقا برسد!

• دکتر زاهدی، وزیر هم در جلسه حضور داشت ....

• حداقل 4 فیلم‌بردار در بین جمعیت سوژه‌های خود را دنبال می‌کردند. تقریباً هیچ امنیت خاصی برای هیچ فرد خاصی باقی نمانده بود. همه این چند هزار نفر باید عصا قورت داده و خیلی پاستوریزه می‌نشستند، مبادا که دوربین شکارشان کند.

• دانشجوی دوم هم آمد و نکاتش را گفت ... دانشجوی سوم ... چهارم ....پنجم

• بالاخره؛ نوبت به آقا رسید.

• وقتی آقا گفت من الان که در میان شما نشستم احساس می‌کنم که در میان جوانان 30 سال پیش مسجد کرامت نشسته‌ام، خیلی‌ها، نه اندازه اون 30 سال اما شبیه همان سال‌ها احساس بزرگی کردند!

• خیلی حرف‌ها گفته شد. اما وقتی آقا به همه توصیه کردند که محافظه‌کار نباشید و به آرمان‌ چشم بدوزید. بعضی‌ها که خمیازه کشیدنشون تمام شده بود تازه داشت دو زاریشون جا می‌افتاد!

• دیدار به پایان رسید. خیلی‌ها رفتند، بعضی‌ها هم ماندند و نمازشان را خواندند؛ به جماعت......البته بعدش، آن‌ها هم رفتند!




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)