|
• امروز دیدار مدیران و
برنامه سازان رسانه های کشورهای مختلف شرکت کننده در هفتمین جشنواره بین
المللی رادیو با آقا ست و من ساعت 10:05 دقیقه به سمت محل جلسه حرکت می کنم
. در بدو ورود باز هم مبحث همیشگی هماهنگ نکردن خبر نگار سایت است که من
چند دقیقه ای معطل می شوم.
• پس از مقدمات ، وارد حیاط می شوم. می بینم آقای خجسته رئیس رادیو در
روبروی درب ورودی ایستاده است که بگمانم منتظر رئیس خود یعنی آقای ضرغامی
است .
• پس از ورود آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما، آقای دکتر ولایتی است که
با لبخند همیشگی به این جمع می پیوندد و از صحبتهای این جمع متوجه می شوم
که قرار است برخی از افراد خارجی دیدگاه های خود را مطرح کنند.
• وارد سالن انتظار می شوم همه مدعوین به اتاق ملاقات راهنمایی شده و بر
صندلی خود تکیه زده اند که با ورود رئیس سازمان و آقای ولایتی ، خانمی به
معرفی آنان به زبان انگلیسی می پردازد.
• حضار مشغول صرف چایی هستند و ما هنوز اجازه ورود به سالن را پیدا نکرده
ایم .
• همه آقایان و خانم های خارجی گوشی بدست ، آماده اند تا در دیداری با رهبر
معظم انقلاب اسلامی ارمغانی معنوی برای کشورشان به همراه ببرند.
• یکی از آقایان ، یک خانم مترجم و همراهش را که در جلسه نشسته اند به خارج
راهنمایی می کنند تا در محل مترجمین استقرار یابند . یکی از آن دو که روی
صندلی اتاق انتظار نشسته است با ناراحتی می گوید: این انصاف است که من
اینجا بنشینم و آقا را زیارت نکنم؟ (البته با آغاز جلسه وی به داخل هدایت
شد.)
• راس زمان تعیین شده آقا با لبخند همیشگی وارد می شوند و این نوای
شاترهاست که مدتی در فضا طنین انداز است.
• با آغاز صحبت رئیس سازمان صدا و سیما صدای مترجمین بلند می شود و من
باخودم فکر می کنم مترجم تا چه حد باید مسلط باشد که ترجمه خود را قاطی
نکند! |