يك رودخانه باريك انسانی به سمت پايين خيابان فلسطين سرازير است. ساعت هنوز هشت و نيم است و دو ساعتی تا شروع مراسم تنفيذ باقی است. نردههای كوتاه و بعد، دروازه ورودی را كه پشت سر میگذاری، رودخانه به حوضچهای در حال جوشيدن تبديل میشود. جنب و جوش آدمها زيادتر از دو ساعت مانده به مراسم است و انگار میكنی دير شده است. در ميان موجهايی كه به هم میرسند، ديدهبوسی میكنند و به سرعت به سمت حسينيه میروند، چهرههای آشنا زياد است. از وزير و وكيل گرفته تا چهرههای روحانی، علمی، فرهنگی و نظامی و حتی ورزشی. آنهايی كه معانقهكنندگان بيشتری دارند گاهی میايستند يا آرامتر جلو میروند، اما رودخانه متوقف نمیشود و با سرعت از آنها میگذرد.
چهار نفر كه يكی در ميان يا روی صندلی چرخدار نشستهاند يا عينك دودی به چشم زدهاند از دروازه میآيند داخل. يكی آنها را راهنمايی میكند: «آقايان جانبازها لطفا اتاق چك.» يك ساختمان، محل استقرار گروه چك و خنثی است. جانباز اولی كه روی صندلی نشسته سوژه را پيدا كرده است. دو سه بار میپرسد: «آقا كجا چك میدهند؟ اينجا چك ما را میدهند؟» جانباز روشندلی كه چرخ او را به جلو هل میدهد رفيقش را بهتر میشناسد: «هر وقت چك قبلی را نقد كردی اين يكی را هم میگيری.» هر چهار نفر با هم میخندند.
اتاق چك سه تا دستگاه اشعه ايكس در سه اندازه مختلف دارد. اولی يك جعبه به اندازه كيفهای دستی است و اصلا تسمه نقاله ندارد. دومی از همين دستگاههای فرودگاهی است كه چمدانها و بارهای متوسط را میكشد داخل. ولی سومی دستگاه بزرگی است كه میتواند يك صندلی چرخدار را به راحتی نوش جان كند. در طول فعاليت سخت و پرتلاش آنها برای جابهجا شدن از روی صندلیهای چرخدار به صندلی معمولی، و دوباره نشستن روی آنها پس از رد شدن صندلیهای چرخدار از دستگاه، شوخیهای جانباز اولی قطع نمیشود، خندههای سه جانباز ديگر هم.
يك ساعت و نيم به شروع مراسم مانده است. در ميان جمعيتی كه برای ورود به حسينيه ازدحام كردهاند، چند نفر از معاونان وزير نفت، از جمله مديرعامل شركت ملی نفت ايران را میتوان ديد. جمعيت در چهار پنج صف منظم وارد حسينيه میشود. جلوی يك پارتيشن بلند، ميز پذيرايی با شربت و شيرينی است؛ مزد كسانی كه زودتر به مراسم رسيدهاند. تا يك ساعت ديگر جمعيت آنقدر زياد میشود كه نه تنها جايی برای ميز نيست، كه پارتيشن را هم به ناچار عقب میكشند.

علیاكبر اشعری، مشاور رئيس جمهور و رئيس كتابخانه ملی ايران، به عادت هميشگی در انتهای جمعيت مینشيند و با يكی از مشاوران وزير ارشاد همكلام میشود. حميد مولانا روی صندلیهای ميهمانان خارجی نشسته كه دوربين صدا و سيما پيدايش میكند. سوال خبرنگار مقايسه انتخابات در ايران و كشورهای غربی است. رحيم صفوی در ميان جمعی از سرداران از در جلويی میآيد و از اولين كسانی است كه رديفهای جلويی را پر میكند. محسن اسماعيلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان هم با او میآيد و همان جاها مینشيند. يكی از وزرا كه اين روزها يك موج خبری منفی را پشت سر گذاشته است، به بهانه صحبت با يكی ديگر، 5 دقيقهای جلوی ديد همه میايستد و هر از چندگاهی برای يكی دست تكان میدهد.

صدای كوك سازهای بادی و نواختن پراكنده و تمرينی از بالكن پشت سر به گوش میرسد. ناگهان سرود ملی كشور با صدای پرصلابت اركستر رسمی فضا را پر میكند و همه بیاختيار، به احترام از جا كنده میشوند. يك تمرين مشترك برای اركستر و حاضران، يك ساعت پيش از شروع مراسم.
اصفهانیها موقع بذلهگويی امكانات نهفته در لهجه شيرين اصفهانی را از دست نمیدهند. هر اصفهانی كه از راه میرسد، اول با صدای بلند با اطرافيان شوخی میكند و بعد مینشيند. يكی از آنها حسن كامران نماينده مردم اصفهان است كه نزديك به گروهی از روحانيان اصفهانی مینشيند.
در ميان روحانيان بلندپايهای كه بالای مجلس، به ديوار تكيه دادهاند، دو نفر كتشلواری هم نشستهاند. يكی از آنها علیاكبر ولايتی است. آيتالله امامی كاشانی با اشاره دست، سيد كاظم وزيری هامانه، وزير سابق نفت را كه در گوشهای دورتر از ديگران نشسته كنار خود میخواند و جمع كتشلواریهای بالای مجلس سه تا میشود.
سفرا و نمايندگان خارجی مقيم تهران هم از راه رسيدهاند. از سفرا و نمايندگان خارجی كشورهای آسيايی گرفته تا كشورهای اروپايی و امريكايی و افريقايی و عربی و همسايگان ايران. گويی همه هستند. چند نفر از اين افراد كه زن هستند، اول میخواهند در قسمتی كه برای بانوان در نظر گرفته شده و در كنار ساير خانمها بنشينند كه جلوتر است و ديد بهتری دارد، ولی چون آنجا صندلی نيست ترجيح میدهند برگردند و همان عقب در كنار ساير خارجیها باشند.

با نزديك شدن ساعت آغاز مراسم، بر سرعت ورود افراد افزوده شده است. نمايندگان مجلس شورای اسلامی در اين زمان پرتعداد هستند. به نحوی كه تعدادشان از عددی كه بهطور متوسط در جلسات رسمی مجلس حاضر میشوند بيشتر نباشد كمتر نيست. جمع وزرا هم تقريبا تكميل شده است. صفار هرندی، محسنی اژهای و جهرمی دورتر از ديگران و در كنار هم نشستهاند.
مهدی چمران، رئيس شورای اسلامی شهر تهران و محمدباقر قاليباف، شهردار تهران، هر كدام از يك گوشه سر میرسند. داوود دانش جعفری در ميانه سالن نشسته است. محسن رضايی كمی دير میرسد. عبدالله جاسبی جای نشستناش را با دقت انتخاب میكند.
چشمم به فرزند شهيد ستاری خورد و بيشتر كه دقت كردم افرادی از خانوادههای شخصيتهای برجسته انقلاب و سرداران و اميران دفاع مقدس در ميان جمعيت ديدم. همچنين پدران و مادران چند شهيدی كه مدال درجه يك ايثار دريافت كردهاند همچون جمعی ديگر از دريافتكنندگان مدال درجه يك جمهوری اسلامی در زمينههای مختلف به چشم میخورد.
حضور چهرههای سينما و تلويزيون مشهود است. چشمها محمدرضا شريفینيا، احمد نجفی، مجيد مظفری، جهانگير الماسی، داريوش فرضيايی(عموپورنگ)، سيروس مقدم، سيد اقبال واحدی و محمد صالح علا را دنبال میكند. همچنان كه عزتالله ضرغامی و جمعی از مديران حوزه سينما و صدا و سيما به چشم میآيند.

اين حكايت درباره اهالی ورزش هم صادق است. آنجا كه قويترين مرد جهان و سرمربی فعلی و سابق تيم ملی فوتبال در كنار مسئولان فدراسيونهای فوتبال و ورزش جانبازان و معلولين حاضر هستند.

جنب و جوش اطراف جايگاه از آغاز قريب الوقوع مراسم خبر میدهد. دو پشتی در هر سوی صندلی روی جايگاه، تعداد كسانی كه همراه رهبر انقلاب وارد خواهند شد را چهار نفر نشان میدهد.
آن سوی پرده، رهبر انقلاب به همراه روسای سه قوه و دبير شورای نگهبان به سمت حسينيه میآيند. در راه، وزير ارتباطات از تمبر منتشر شده به مناسبت حضور 40 ميليونی مردم در انتخابات رياست جمهوری رونمايی میكند. عنوان تمبر «جشن 22 خرداد» است. رهبر و روسای قوا و دبير شورای نگهبان تابلوی يادبود تمبر را امضا میكنند.
عقربههای ساعت به ده و سی دقيقه رسيده است. با ورود رهبر و همراهان به حسينيه صدای صلوات بلند میشود. آيتالله سيد محمود شاهرودی و دكتر محمود احمدی نژاد در سمت چپ رهبر و دكتر علی لاريجانی و آيت الله علی جنتی سمت راست رهبر میايستند.

سرود ملی نواخته میشود. قاری آيات آخر سوره فتح را با صوت داوودیاش میخواند: لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ ...و بلندترين طنين صدايش را در يادآوری اين نكته به كار میگيرد كه: مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ.
سيد صادق محصولی در يك گزارش 15 دقيقهای، اولينهای به كار گرفته شده برای دقت و سلامت انتخابات دهم را مرور میكند و آن را دقيقترين و سالمترين انتخاب پس انقلاب میخواند. رئيس دفتر مقام معظم رهبری، متن حكم تنفيذ را میخواند. گردنها كشيده و گوشها برای شنيدن متن حكم تيز شده است: «رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيس جمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگيهايى است كه كارنامه چهارساله دولت نهم بدانها زينت يافته است.» «اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطه طلبان بينالمللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است.» و سرانجام: «به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب میكنم.»

محمود احمدینژاد
حكم خود را به مثابه مدال شجاعت از دست رهبر انقلاب گرفت، پشت ميكروفون ايستاد و بر تداوم محورهای فعاليت دولتش در چهار سال بعد تاكيد كرد. خود را رئيس جمهور و خدمتگزار همه آحاد مردم، مستقل از اين كه چه كسی در انتخابات به چه كسی رای داده است، دانست و در پايان سخنانش، كشورهای خارجی را با لحن شديدی از دخالت در امور داخلی كشور بر حذر داشت.
بالاخره مهمترين بخش مراسم كه شنيدن
سخنان رهبر انقلاب است فرا میرسد. در ميان كلمات رهبری كه مثل هميشه با دقت تمام در كنار هم قرار میگيرند، جملاتی بيشتر در ذهن حاضران مینشيند: «جمهوريت نظام اسلامی در دل اسلاميت آن است و اين دو از هم جدا نيست...» «انقلاب اسلامی كهنه نشده است و با گذشت سه دهه قدرت به صحنه آوردن مردم را در اين حد دارد...» «انتخابات اين دوره نشان داد، بين مردم و نظام اعتماد متقابل وجود دارد...اين وظيفه مسئولان است كه با رفتار عملی خود بر اعتماد ملی كه سرمايهی نظام است بيافزايند.» «يكی از پيامهای اين انتخابات وجود نشاط در مردم و اميد آنان به آينده بود» «تجربه مهم اين انتخابات عارت بود از اينكه حتی در بهترين شرايط هم امكان ضربه زدن دشمن هست... مَن نامَ لَم يُـنَم عَنه؛ اگر تو خوابت برد بايد بدانی كه دشمن بيدار است...» «با يك تقليد مغلوط از انقلاب 1357، با يك كاريكاتور از آن انقلاب نمیتوان به عظمت انقلاب و نظام اسلامی ضربه زد...» و «با مسجد ضرار نمیشود اين ملت را شكست داد.» (تكبير حضار)

و در انتهای صحبت: «البته در كنار علاقهمندان به رئيس جمهور محترم، كه ايشان علاقهمندان زيادى در داخل كشور و حتى در خارج از كشور دارند، دو دسته ديگر هم هستند كه بايد به اينها توجه كرد، يعنى حضور آنها را بايستى محاسبه كرد. يك دسته مخالفان عصبانى و زخمخورده هستند. مطمئنا اينها در اين دورهى چهارساله، در مقام معارضه با دولت برخواهند آمد. مخالفت كردند، باز هم مخالفت خواهند كرد. ليكن يك دسته ديگر هم هستند كه اينها جزو نظامند. با رئيس جمهور، با نظام هيچ دشمنىاى ندارند. ممكن است منتقد باشند. اين منتقدان را بايستى به حساب آورد. نظرات آنها را بايد شنيد. آنچه كه قابل فهم است، قابل قبول است، آن را پذيرفت. و من اميدوارم كه همين جور عمل بشود و انشاءالله خواهد شد.» و نيز: «ملت همه با يكديگر برادرند. از جمله كارهايى كه بايد انجام بگيرد، اين است كه در اين حوادث اخير عدهاى آسيب ديدند؛ آسيبهاى مالى، آسيبهاى جانى، احيانا آسيبهاى آبرويى. مسئولين كشور بايد به كمك آنها بشتابند. آسيبديدگان بايد مورد حمايت قرار بگيرند. آسيبزنندگان بايد شناسائى بشوند، مورد مؤاخذه قرار بگيرند؛ هر كى باشند. »مردم در اين انتخابات قبول شدند... برخی از خواص و جريانات نيز در اين انتخابات قبول شدند ولی برخی از خواص مردود شدند» (تكبير حضار)
صحبت تمام میشود، ولی مجلس نه. جماعت برای گپ و گفت در حسينيه پهن شدهاند. از هر دسته و قماشی را در حال اختلاط با هم میتوان ديد؛ علمای بزرگ و روحانيون جوان، نخبگان و فرهيختگان دانشگاه، هنرمند و سياستمدار، امير و سردار، بركنار و دستاندركار، چپنشين و راستنشان.

چهار جانباز شوخطبع و سرزنده منتظر خلوت شدن راه خروجاند. جمعيت آرام آرام پراكنده میشود و حسينيه خالی. بيرون دروازهها، تا اولين مغازه صد قدم بيشتر فاصله نيست. گرمای هوا همه را تشنه كرده است. پيرمرد باصفای فروشنده بطریهای بزرگ آب را نشان میدهد و میگويد: «كوچكهايش تمام شد، بزرگش را بگيريد، با هم بخوريد.»
رودخانهها كه در دريا آرام گرفتهاند دوباره جاری میشوند.