|
سبزترین درود تقدیم تو باد ... امروز روز
دیگری است برای گرمسار و این از حال و هوای این
شهر خونگرم و صمیمی پیداست.
* آن پیر مرد که بخاطر معلولیتش عصا بدست، آن
کودکِ گل رز به دست و آن مادری که طفل چند
ماهه اش سرما را به ستوه آورده و در ورزشگاه تختی
از نخستین ساعت صبح حاضر شده است همه و همه به او
خوش آمد می گویند.
* خبرنگاران پس از بازرسی وسایل وارد زمین چمن
ورزشگاه شده و بر صندلی ذخیره ها نشسته اند، تا
شاید خستگی چند روزه سفر را از تن بدر کنند.
* فیلمبرداری که بیشتر به حاشیه ها پرداخته و
تصاویر را به ثبت می رساند احساس می کند تصویر
جالبی است که می تواند آن را ضبط کند.
* "خبر آمد خبری در راه است" این اولین سخنی است
که مجری مراسم پس از یاد خدا استفاده می کند.
* متوجه می شوم که آقا در آغاز مزار شهدا می رود
تا مقام شامخ شهدا را ارج نهد.
* توفیق می شود با هم برویم. مزار شهدا مشغول بازسازی
است و مردم که شاید زودتر از ما می دانستند در
کنار مزار ایستاده اند منتظر.
* پارچه سبز نصب شده در محل ورود نوشته است " ای
رهبرم ، سبزترین درود تقدیم تو باد، مقدمتان
گلباران."
* 04/10 دقیقه ماشین حامل آقا وارد می شود و نوای
مردم " صل علی محمد، بوی خمینی آمد" استقبال خوبی
است و جواب بهتر که لبخند رهبر است.
*گریه شوق فضای بیرونی را از عطر عشق و علاقه پر
کرده و چه زیباست آن هنگام که برق چشمان کودک بر
دوش پدر با چشمان آقا تلاقی پیدا کرده و نگاه
مهربانانه رهبر به او ثبت می شود.
*توقف رهبر معظم انقلاب اسلامی آهنگ قدمهای
تصویربردارن را بر هم می زند و توجه ایشان لحظه ای
دوستان را از ضبط جا می گذارد.
*به ورزشگاه باز می گردیم و می بینیم چند جانباز
انقلاب به انتظار نشسته اند و با رسیدن عقربه ها
به ساعت10:12 گریه شوق استقبالی است که این
یادگاران دفاع مقدس همراه بوسه به رهبر شان هدیه
می دهند و سارا حیدری شاعره جوان گرمساری نیز
کتابش را. |