دقایقی تا حضور

ساعت 30/8 صبح است. دقایقی تا پایان انتظار باقی مانده است ، مردم از ابتدای تقاطع ابوذر و مطهری درمحل آغاز استقبال رسمی بر در دیوار تکیه داده اند. عده ای کنار جوی آب نشسته و با یکدیگر شادمانه مشغول گفتگو می باشند. کودکان نیز به بازی مشغولند و گاهی هم از بی حوصله گی از پدر و مادر شاکی می شوند.
عقربه های ساعت 10 را نشان می دهد، همه منتظرند ، شور و حال و تکاپوی جمعیت بیانگر نزدیکی لحظه دیدار است چند اتومبیل به محل استقبال نزدیک میشوند .
جمعیت یک دفعه به سمت آنها حرکت می کنند . از فاصله دور می بینم جوانی با در دست گرفتن پرچم جمهوری اسلامی طوری به سمت خودروی حامل رهبر انقلاب می کند که گویا قصد دارد با متوقف کردن آن خودرو، حتی برای لحظه ای با آقا سخن بگوید. نمی دانیم چه قصد داشت بگوید اما از شور و حالش همچون مردم دیگر معلوم بود می خواهد بگوید آقا خوش آمدی آقا دوستت داریم.
هر چه خودروی حامل رهبر معظم انقلاب نزدیکتر می شد شادی و همچنان مردم هم بیشتر. اشک در چشمان منتظران حلقه زده است . که با جاری شدن اشکها، آسمان سمنان هم بی تاب شده و می بارد.
مردم به هم تبریک می گفتند و چه زیبا و دلنشین بود آن جوان سمنانی که می گفت « مژده باد به سر آمد انتظار یار» اقشار مختلف مردم ولایتمدار سمنان پس از مشاهده مقتدا و مولای خویش به شکرانه دیدار رهبر انقلاب ذکر می گفتند شکر خدا ، دعا و آرزوی سلامتی برای رهبر.
لحظات لحظات تاریخی و به یاد ماندنی بود.
امروز برای پیر و جوان ، مرد و زن ، کودک و میانسال سمنانی که انتظار خوش فرجامی را سپری کردند، روز جشن و عید بود.
آنان دوان دوان پشت خودروی حامل رهبر در مسیرهای استقبال فریاد می زدند “ رهبرا، حضورت روشنایی بخش قلوب ودیدگان می شد و شمیم ولایت فضای شهر وخانه ما را عطر آگین کرده است . شمیمی دل انگیز عطر گل رخ یار.”
تب و تاب و شور و حال خبرنگاران عکاسان ، تصویربرداران و این ثبت کنندگان لحظات شیرین و دلپذیر برای به تصویر کشاندن هرچه بهتر این حادثه کم نظیر و صف ناشدنی است و آنان که پای ثابت سفرهای مسولین هستند این سفر را یک سفری استثنایی و نقطه عطف کار خود می دانند.
جمعیت انبوهی در ورزشگاه تختی بی قرار از دیدار آقا . که در لحظه ورود آقا با شعارهایی همچون « صل علی محمد بوی خمینی آمد» ، « ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» ، « ای رهبر آزاده آماده ایم آماده» از ایشان استقبال کردند.
پس از پایان این شعارها ناگهان سکوتی فضای ورزشگاه را پر می کند و آقا لب به سخن می گشاید …