|
لحظات شیرین سمنان برای میزبانی آقا
-
(15/08/85)
سمنان در فصل پاییزی شوری بهاری گرفت و کلبه احزان
آن رو به گلستان شدن دارد که لحظه به لحظه شیرینی
خاطرات دل انگیز آن بر صفحه عمر سمنانی ها و تاریخ
استان به یادگار خواهد ماند .
مردم شهید پرور مومن، فداکار ، شجاع و ولایت مدار
استان سمنان هر چه به روز موعود نزدیکتر می شوند،
برای مهمان نوازی و استقبال گرم و با شکوه ازمقام
معظم رهبری شور و شوق بیشتری از خود نشان می دهند
و برای استشمام شمیم عطر ولایت سر از پا نشناخته و
بی قرارند.
آری ! انتظار گامهای استوار و پر خیر و برکت آقا
به سر آمده و استان سمنان رویایی ترین روزهای خود
را سپری می کند و به حق که برگهای زرین و تاریخ
درخشان استان در چنین روزهایی رقم خواهد خورد.
وقتی وارد شهر های استان می شوی به گواهی چشمانت
تمامی میادین ،خیابانها وکوچه ها بوی انتظار می
دهند و وقتی دقیق می شوی و لحظه ای در کنار آدمها،
دیوارها و حتی درختان درنگ کنی و یا به هر جا پا
گذاری سخن از آمدن اوست و به وضوح می بینی فضای
معنوی و روحانی شهر حکایت از آمدن یار مهدی فاطمه
دارد.
تکاپوی مردم،حال وهوای شهرها، تیتر و محتوای رسانه
ها، فضای ادارات، محیط دانشگاهها و همه وهمه نشان
می دهند که زمان، زمان انتظار است وگویا مردم این
خطه می پندارند که این روزها ثانیه شمارها کندتر
شده و زمان نیز برایشان طولانی تر .
عقربه های ساعت، 8 صبح روز دوشنبه 15 آبان را نشان
می دهند که رادیوی محلی زیباترین جمله خطاب به
رهبر را به مسابقه می گذارد و شبکه استانی
تلویزیون نیز همچون روزهای گذشته بارها و بارها بر
لحظات سخت انتظار تاکید می کند .
باورت
نمی شود اما وقتی به میدان ارگ سمنان محل برگزاری
برنامه تریبون آزاد 30/20 قدم گذاری خود شور حال
کودکان، جوانان و مردم را برای با شکوه برگزار
کردن مراسم استقبال می بینی .
چه زیبا ودلپذیر آن پسر خردسال واژه های همچون "
رهبر ما خوش آمدی " را با زبان شیرین کودکانه خود
جاری ساخت و یا آن جوانی که اینگونه گفت " هر چه
به روز موعود نزدیک تر می شویم ضربان قلبمان تند
تر می زند و زبان مان گویای آن همه شور وهیجان نمی
باشد" .
دختر جوانی نیز در وصف احساسات خود گفت " رهبرا!
از اشک چشمانم باران بهاری می سازم و نثار قدوم
مبارکت می نمایم . ذره ذره خاک پایت را توتیای چشم
خویش می نمایم . ای رهبر و ای سرورم ، خوش آمدی که
با آمدنت خزان ما را بهاران نمودی . "
نوجوانی از خواندن دو رکعت نماز شکر برای حضور آقا
سخن گفت و دختر خردسالی که قامتش همچون علاقه و
احساسات درونیش برای قرار گرفتن پشت تریبون بلند
نبود از دستان پدر خویش کمک می گیرد واینگونه
جملاتی را بیان میکند "صل علی محمد بوی مهدی آمد ،
صل علی محمد بوی خمینی آمد" |