|
پيامبر(ص)
محور اصلى تجمع مسلمانان
... نام و ياد و محبت و حرمت و تكريم
اين بزرگوار، محور اصلى براى تجمع همه ى آحاد مسلمان
در همه ى دورههاى اسلامى است. هيچ نقطه ى ديگرى در
مجموعه ى دين وجود ندارد كه اين طور از همه ى جهات -
هم جهات عقلى، هم جهات عاطفى، هم جهات روحى و معنوى و
اخلاقى - مورد قبول و توافق و تفاهم همه ى فِرَق و
آحاد مسلمين باشد. اين، آن نقطه ى مركزى و محورى است.
قرآن و كعبه و فرايض و عقايد، همه مشتركند؛ اما هر
كدام از اينها، يك بُعد از شخصيت انسان - مثل اعتقاد،
محبت، گرايش روحى، حالت تقليد و تشبّه و تخلق عملى -
را به خود متوجه ميكند. وانگهى در ميان مسلمانها،
غالب اين چيزهايى كه گفته شد، با تفسيرها و ديدگاههاى
مختلف مورد توجه است؛ اما آنچه كه همه ى مسلمانها از
لحاظ فكر و اعتقاد و - مهمتر از عاطفه و احساس - وحدت
و تفاهم، روى او اشتراك دارند، وجود مقدس پيامبر خاتم
و نبىّ اكرم حضرت محمّدبن عبداللَّه(صلّى اللَّه
عليه واله وسلّم) است. اين نقطه را بايد بزرگ شمرد.
اين محبت را بايد روزبه روز بيشتر كرد و اين گرايش
معنوى و روحى به آن وجود مقدس را بايد در ذهن مسلمين و
در دل آحاد مردم تشديد كرد. ...
سخنرانى در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام
جمهورى اسلامى
13/11/1370
اسلام،
يك نسخهى شفابخش براى همهى ادوار
وقتى ما در قرآن كريم مىخوانيم كه
«هوالّذى بعث فى الامّيّين
رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزكّيهم و يعلّمهم
الكتاب والحكمة»،(12) اين به آن
معنا نيست كه با آمدن دين خاتم و
رسول خاتم، همهى نفوس بشر تزكيه خواهند شد، يا تزكيه
شدهاند؛ اين به آن معنا نيست كه بشريت بعد از
طلوع قرآن، ديگر روى ظلم و تبعيض و شقاوت و نارساييهاى
مسير خود به سمت تكامل را نخواهد ديد. اگر مىگوييم كه
پيامبر و دين اسلام براى استقرار عدل و نجات مستضعفان
و شكستن بتهاى جاندار و بىجان، قدم به عرصهى وجود
گذاشتند، بدان معنا نيست كه بعد از طلوع اين خورشيد
پُرفروغ، ديگر مردم ظلمى نخواهند داشت؛ طاغوتى نخواهند
داشت و بتى بر زندگى بشريت حكمرانى نخواهد كرد. واقعيت
هم نشان مىدهد كه بعد از طلوع اسلام، در اقطار عالم،
حتّى در محيط اسلامى - البته با گذشت چند ده سال -
بتهايى پيدا شدند، طواغيتى پيدا شدند، ظلمهايى به
بشريت شد، و همان ناكاميهايى كه همواره بشر با آن
دستبهگريبان بود، باز هم براى بشريت به وجود آمد.
پس، معناى اينكه غايت و هدف بعثت، نجات انسان است،
چيز ديگرى است؛ معنايش اين است كه آنچه پيامبر و اسلام
به مردم دادند، يك نسخهى شفابخش براى همهى ادوار
است؛ نسخهيى است در مقابل جهل انسانها؛ در مقابل
استقرار ظلم؛ در مقابل تبعيض؛ در مقابل پايمال شدن
ضعفا به دست اقويا؛ در مقابل همهى دردهايى كه از آغاز
خلقت، بشر از آن دردها ناليده است. مثل همهى نسخههاى
ديگر، اگر عمل شد، نتيجه خواهد داد؛ اگر متروك شد، يا
بد فهميده شد، يا جرأت و گستاخىِ اقدام به آن وجود
نداشت، كأنلميكن خواهد بود. بهترينِ اطبا اگر
صحيحترين نسخهها را به شما بدهند، اما شما نتوانيد آن
را بخوانيد، يا بد بخوانيد، يا عمل نكنيد و در نتيجه
متروك بماند، چه تأثيرى به حال بيمارى خواهد داشت، و
چه عيبى بر آن طبيب حاذق است؟
سخنرانى در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى
اسلامى
13/11/1370
|