|
|||||||||
|
اين معنا در اميرالمؤمنين و در ائمهى معصومين عليهمالسّلام وجود دارد. بعد از دوران حضور ائمه هم اگر پرتوهاى ضعيفى از اين حقيقت در جايى پيدا شود، ولايت در آنجا شكل مىگيرد. حقيقت و معناى واقعىِ امر اين است. لذا نبىاكرم در بيان صفات اميرالمؤمنين مىفرمايد: «اعدلكم فى الرعية»، او عادلترين شما در بين مردم است. هم عدالت درونى و معنوى و فردى اميرالمؤمنين مراد است و هم عدالت رفتارى و عدالت اجتماعى او. اينها چيزهايى است كه در زبان به آسانى مىشود بيان كرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است كه انسان به عظمت اين حقيقت و كسانى كه تجسم اين حقيقت بودهاند، پى مىبرد. عدالت به معناى واقعى كلمه در وجود اميرالمؤمنين، در رفتار او، در تقواى او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بيرونى او هم عدالت تجسم پيدا مىكند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهيم عدالت را تعريف كنيم و آن را در ضمن مثال و نمونه بيان كنيم، هيچ مثالى رساتر و گوياتر از رفتار اميرالمؤمنين عليهالسّلام نمىتوانيم پيدا كنيم. اين است كه نبىاكرم او را به امر پروردگار و با نصب الهى به مردم معرفى و به مقام ولايت منصوب مىكند. اين يك حقيقت اسلامى است. اين كجا و اينكه كسى معتقد باشد كه هر ظالمى با هر شيوه و رفتار بازيگرانهاى توانست زمام قدرت را در دست بگيرد، مردم بايد از او اطاعت كنند، كجا؟! اين اسلام است يا آن؟! فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام به مناسبت عيد غدير خم 01/12/1381 قضيهى غدير، يك قضيهى مسلّم است
در مورد اصل واقعهى غدير، خوب است همهى افرادى كه به مسائل تاريخ
اسلام علاقهمندند، بدانند كه قضيهى غدير، يك قضيهى مسلّم است. مشكوك
نيست؛ فقط شيعيان نيستند كه آن را نقل كردهاند؛ بلكه محدثّان سنّى -
چه در دورههاى گذشته و چه در دورههاى ميانى و بعدى - اين ماجرا را
نقل كردهاند؛ يعنى همين ماجرايى كه در سفر حجّةالوداع پيامبر اكرم در
غدير خم اتفاق افتاد. از كاروان بزرگ مسلمانان كه در اين سفر با پيامبر
حج گزارده بودند، بعضى جلو رفته بودند. پيامبر پيكهايى را فرستاد تا
آنها را به عقب برگردانند و ايستاد تا آنهايى كه عقب ماندهاند، برسند.
اجتماع عظيمى در آنجا تشكيل شد. بعضى گفتهاند نود هزار، بعضى
گفتهاند صدهزار و بعضى هم گفتهاند صدوبيست هزار نفر در آن اجتماع
حضور داشتند. در آن هواى گرم، مردم ساكن جزيرةالعرب - كه بسيارى از
آنها هم اهل بيابانها و روستاها بودند و به گرما عادت داشتند - طاقت
نمىآوردند روى زمين داغ بايستند. لذا عباهايشان را زير پاهايشان
مىگذاشتند تا طاقت بياورند و بايستند. اين نكته در روايت مربوط به اهل
سنّت هم آمده است. در چنين شرايطى، پيامبر اكرم از جاى برخاست،
اميرالمؤمنين عليهالصّلاةوالسّلام را از زمين بلند كرد و جلوِ چشم
خلايق نگه داشت و فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، الّلهم وال من
والاه و عاد من عاداه». البته اين جملات، قبل و بعد هم دارد؛ اما
مهمترين قسمتش اين است كه پيامبر در اينجا مسألهى ولايت - يعنى
حاكميت اسلامى - را به طور رسمى و صريح مطرح مىكند و اميرالمؤمنين را
به عنوان شخص، معيّن و مطرح مىنمايد. اين را همانطور كه لابد
شنيدهايد و من هم عرض كردم، برادران اهل سنّت ما در كتابهاى معتبر -
نه يكى، نه دوتا؛ در دهها كتاب معتبر - نقل كردهاند. مرحوم علّامهى
امينى اينها را جمع كرده است، و غير از ايشان هم كتابهاى زيادى در اين
خصوص نوشتهاند. بنابراين، اين روز، اولاًّ روز ولايت است؛ ثانياً روز
ولايت اميرالمؤمنين عليهالصّلاةوالسّلام است. فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس 06/01/1379 |
|||||||||
|