|
|||||||||
|
مشكل جوامع بشرى هم در
مهمترين مقاطع، در همين نقطه بوده است؛ يعنى جوامع بشرى هرگاه از
زمامداران باتدبير و باتقوا و پرهيزگار و شجاع برخوردار بودهاند،
توانستهاند قدمهايى جلو بروند. آن وقتىكه جوامع دچار مديرانى شدند كه
براى آنها پرهيزگارى و پاكدامنى معنا نداشت، ترجيح منافع مردم بر منافع
خودشان مطرح نبود، ترس از خدا و محاسبهى الهى برايشان مطرح نبود -
انسانهاى ضعيف، انسانهاى دلبستهى به منافع و شهوات شخصى - مشكلات
برايشان بهوجود آمد؛ چه مشكلات مادى و چه مشكلات اخلاقى و معنوى.
اينكه مىبينيد ملل اسلامى و كشورهاى اسلامى در برههيى از تاريخ،
مقهور قدرتهاى ظالم و متجاوز شدند، علت همين بود. اگر آن روزى كه
استعمار و لشكركشىها و كشورگشايىهاى غربى در مناطق اسلامى شروع شد،
زمامداران مسلمان از دين، از پاكدامنى، از غيرت و از شجاعت برخوردار
بودند، قضيه اينطور نمىشد. اگر پايبند به شهوات و پايبند به تسلط
خودشان بر مقام و قدرتِ چند روزه نبودند، موضوع اينطور نمىشد. ضعف
مسلمانان و جوامع اسلامى، اغلب ناشى شده است از ضعف مديران جوامع و
زمامداران آنها؛ البته هر دو روى هم اثر مىگذارند. مديريتهاى ناتوان و
نااهل، نظام اخلاقى و سياسى را در جامعه سست مىكنند و انسانها را به
ضعف مىكشانند؛ آن وقت در چنين جامعهيى بهطور طبيعى باز زمامداران از
انسانهاى نااهلتر و ضعيفتر رنج مىبرند و مبتلاى به آنها مىشوند. فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم پاكدشت، در سالروز عيد سعيد غدير 10/11/1383 معنا و تفسير واقعهى غدير امامت، يعنى همان اوج معناى مطلوب ادارهى جامعه در مقابل انواع و اقسام مديريّتهاى جامعه كه از ضعفها و شهوات و نخوت و فزونطلبىِ انسانى سرچشمه مىگيرد. اسلام شيوه و نسخهى امامت را به بشريّت ارائه مىكند؛ يعنى اينكه يك انسان، هم دلش از فيض هدايت الهى سرشار و لبريز باشد، هم معارف دين را بشناسد و بفهمد - يعنى راه را درست تشخيص دهد - هم داراى قدرت عملكرد باشد - كه «يا يحيى خذ الكتاب بقوّة» - هم جان و خواست و زندگى شخصى برايش حائز اهميت نباشد؛ اما جان و زندگى و سعادت انسانها براى او همه چيز باشد؛ كه اميرالمؤمنين در كمتر از پنج سال حكومت خود، اين را در عمل نشان داد. شما مىبينيد كه مدّت كوتاهِ كمتر از پنج سال حكومت اميرالمؤمنين، به عنوان يك نمونه و الگو و چيزى كه بشريّت آن را هرگز فراموش نخواهد كرد، در طول قرنها همچنان مىدرخشد و باقى مانده است. اين نتيجهى درس و معنا و تفسير واقعهى غدير است. فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران حضرت علىبنموسىالرضا(ع) در روز عيد سعيد غدير خم 12/12/1380
در واقعهى غدير، درسهاى
بزرگى وجود دارد: اوّلاً اين واقعه جزو وقايع مسلّم تاريخ اسلام است.
اينطور نيست كه فقط شيعه حديث غدير را نقل كرده باشد. در بين علما و
محدّثان اهل سنّت، تعداد بسيارى اين حديث را نقل كردهاند و همانطور
كه شيعه اين حادثه را بيان كرده است، آنها هم بيان كردهاند. فهم علما
و دانشمندان - همانند فهم خود حضّار آن حادثه - از اين عمل پيغمبر، كه
دست اميرالمؤمنين را بلند كرد و فرمود:«من كنت مولاه فهذا على مولاه»
اين بود كه پيغمبر، اميرالمؤمنين را براى جانشينىِ خود نصب كرد.
نمىخواهيم وارد مسألهى شيعه و سنّى و اختلافات و درگيريهاى اعتقادى
شويم - دنياى اسلام تا امروز هرچه از دعواى شيعه و سنى كشيده، بس است!
- ولى معرفتى كه در اين كلام عميق پيغمبر وجود دارد، بايد درست فهميده
شود؛ پيغمبر اميرالمؤمنين را منصوب كرد. فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب در سالروز عيد سعيد غدير خم 24/12/1379 عيداللَّهالاكبر
غدير در آثار اسلامى ما
به «عيداللَّهالاكبر»، «يوم العهد المعهود» و «يوم الميثاق المأخوذ»
تعبير شده است. اين تعبيرات كه نشان دهندهى تأكيد و اهتمامى خاص به
اين روز شريف است، خصوصيتش در مسألهى ولايت است. آن عاملى كه در اسلام
ضامن اجراى احكام است، حكومت اسلامى و حاكميت احكام قرآن است، والّا
اگر آحاد مردم، ايمان و عقيده و عمل شخصى داشته باشند، ليكن حاكميت -
چه در مرحلهى قانونگذارى و چه در مرحلهى اجرا - در دست ديگران باشد،
تحقّق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن ديگران بستگى دارد. اگر آنها
افراد بىانصافى بودند، مسلمانان همان وضعى را پيدا مىكنند كه شما
امروز در كوزوو، ديروز در بوسنى و هرزگوين، ديروز و امروز در فلسطين و
در جاهاى ديگر شاهدش بودهايد و هستيد - ما هم در ايرانِ مسلمانِ عريق
و عميق خودمان، سالهاى متمادى همين را مشاهده مىكرديم - اما چنانچه
حكّام، قدرى با انصاف باشند، اجازه خواهند داد كه اين مسلمانان به قدر
دايرهى خانهى خودشان - يا حدّاكثر ارتباطات محلّهاى - چيزهايى از
اسلام را رعايت كنند؛ ولى اسلام نخواهد بود! فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی بهمناسبت عيد سعيد غدير 16/01/1378 مفهوم حقیقی غدیر اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسكین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیك كنیم. بزرگترین نمونه این است كه هرچه بتوانیم، استقرار عدل كنیم. چون دامنه عدالت نامحدود است. |
|||||||||
|