88/ 11/ 20

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 

بيانات

آرشيو تاريخی

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مردم مشهد و زائران حضرت على‏بن موسى‏الرّضا(ع) در صحن حضرت امام خمينى‏

01/ 01/ 78

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين. الهداة المعصومين المكرمين. سيّما بقيةاللَّه فى‏الارضيين.

حلول سال جديد و عيد نوروز را بار ديگر به همه ملت عزيز ايران، بخصوص به شما برادران و خواهرانى كه در اين بارگاه ملكوتى و نورانى اجتماع كرده‏ايد، تبريك عرض مى‏كنم؛ چه مردم خونگرم و صميمى مشهد مقدّس و چه زوّارى كه از شهرهاى مختلف تشريف آورده‏ايد و اين صحن و صحنهاى اطراف و فضاهاى آستان قدس رضوى را از وجود صميمى و گرم و مؤمن و جمعيت فشرده خودتان پوشانده‏ايد.

در آينده نزديك، در همين يكى دو هفته، دو عيد بزرگ اسلامى هم در انتظار ماست - عيد قربان و عيد سعيد غدير - پيشاپيش اين دو مناسبت عظيم اسلامى را هم به شما و به همه مسلمانان جهان تبريك عرض مى‏كنم. سفارش مى‏كنم ايام دهه مباركه ذى‏الحجّه، مخصوصاً روز شريف «عرفه» را قدر بدانيد؛ بخصوص كسانى كه اين توفيق را خواهند داشت كه در روز مبارك عرفه، در اين آستان مقدّس باشند.

مناسبتهاى بزرگ، بهانه‏هاى پى‏درپى براى مستحكم‏تر كردنِ رابطه قلبى و معنوى خود با خداى مهربان و رؤف و عزيز و حكيم و مقتدر است؛ منشأ همه قدرتها در انسان در هر ذرّه‏اى از ذرّات وجود، اراده الهى است. با اين ارتباط معنوى، خود را به آن مركز عظيم قدرت و عزّت و حكمت، هرچه بيشتر مرتبط كنيم و بهره ببريم. من در اين روز اوّل سال، اوّلاً مى‏خواهم يك نكته در باب عيد نوروز عرض كنم؛ بعد هم كلمه‏اى دارم در باب آنچه كه امروز وظيفه ما به عنوان يك ملت بزرگ و پيشرو است.

آنچه در باب عيد نوروز عرض مى‏كنم، اين است كه عيد نوروز از نظر اسلام، مورد توجّه خاصّى قرار گرفته است. اگر چه اين عيد و اين روز از قبل از اسلام باقى مانده است؛ ولى برخورد اسلام با اين روز، يك برخورد سازنده و حكمت‏آميز است. بعضى از تبليغاتچيهاى معروف دنيا كه با همه چيز ملت و كشور و جمهورى اسلامى ما دشمنى مى‏كنند و تهمت مى‏زنند، در اين قضيه هم سعى مى‏كنند برخورد غيرصادقانه‏اى با ملت ايران داشته باشند. آنها اين‏طور وانمود مى‏كنند كه اسلام و انقلاب، با عيد نوروز و سنّتهاى ايرانى، مخالف است. اين درست نيست.

من مايلم جوانان عزيز، بخصوص فرزانگان، به اين مطلب، درست توجّه كنند كه اسلام در برخورد با پديده‏هايى كه از كشورها و از ملتهاى ديگر، يا از دوره‏هاى قبل به آن رسيده است، يك برخورد حكمت‏آميز و همراه با دقّت و نگاهى همه‏جانبه دارد. هر چيزى كه قابل اين است تا محتواى صحيح پيدا كند، اسلام آن را مى‏گيرد، به آن جهت و محتواى صحيح مى‏دهد و در دسترس مردم مى‏گذارد. مثلاً بعضى از همين مراسم حج، مثل طواف، سعى و قربانى كردن، از قبل از اسلام بود. اسلام، اين مراسم را گرفت، محتواى شرك‏آلود، مادّى و غلط را از آن خارج كرد و محتواى توحيدى به آن داد؛ آن را درك كرد و به صورت يك درس، به مردم برگرداند. كار خيلى عجيب و مهمّى است. در باب عيد نوروز و مراسم سنّتى قديمى هم همين‏طور؛ اسلام، عيد نوروز را گرفت، محتواى انسانى و اسلامى و معنوى به آن داد و به مردم برگرداند. اوّلِ سال تحويل، شما به دستور اسلام با خدا رابطه برقرار مى‏كنيد و مى‏گوييد: «يا مقلّب القلوب و الابصار. يا مدبر الّليل والنهار. يا محوّل الحول و الاحوال»؛ اى كسى كه گردش زمين و آسمان، گردش دلها و چشمها و گردش روزگاران به دست توست، اين گردش قراردادى سال را هم براى ما با بركت و مبارك قرار بده؛ «حوّل حالنا الى احسن الحال».(1)

ببينيد، نوروز و تحويل سال - رفتن از يك سال به سال ديگر - يك محتواى معنوى پيدا كرد. مردم را توصيه مى‏كند: «اغتسل و البس و انظف ثيابك»(2)؛ غسل كنيد، خود را شستشو دهيد و تميزترين لباسها را - البته صحبتى از لباس نو نيست؛ صحبت از لباس تميز است - بپوشيد، به ديدن يكديگر برويد؛ صله رحم كنيد، دلهايتان را شاد كنيد، به خودتان اميد بدهيد و با رويش طبيعت، يك رويش معنوى در دل خودتان به وجود آوريد. برخورد با عيد نوروز اين است؛ لذا ما ايرانيها عيد نوروز را دوست مى‏داريم و آن را جشن مى‏گيريم. اما جشن ما يك جشن سالم است. اسلام با هر كدام از مراسم قديمى كه برخورد مى‏كند، اين‏طور برخورد مى‏كند. البته بعضى از مراسم هست كه قابل اصلاح نيست. مثلاً اسلام درباره مراسم خرافىِ از روى آتش پريدن، حرفى ندارد و تأييد نمى‏كند؛ اما هيچ اشكالى نمى‏بيند كه مردم - فرض بفرماييد - در مناسبتى از مناسبتهاى عيد، به فضاى باز بروند، با سبزه و طبيعت و صحرا، ديدارى تازه كنند، خود و طبيعت را با يكديگر نزديك كنند و لذّتِ صحيح و سالم ببرند. مانعى ندارد.

درست عكسِ روش جاهلى. در روشهاى جاهلى، اگر عمل خوبى هم در دست مردم باشد، آن را بى‏محتوا مى‏كنند! لذا شما مى‏بينيد كه راجع به تحويل سال در تبليغات راديوهاى بيگانه، صحبت زيادى نيست؛ اما راجع به چهارشنبه‏سورى در اين چند روز قبل از سال، تقريباً تمام راديوهاى بيگانه صحبت كردند! درست نقطه مقابلِ آن نظر اسلامى! البته بعضى از عوامل خودِ ما هم در وزارت كشور، اشتباهى كردند كه در واقع همان كار راديوهاى بيگانه را تأييد كرد! منتها دلسوزانِ وزارت كشور و وزير محترم - كه بحمداللَّه خود روحانى و از سادات محترم است - فوراً جلوِ آن را گرفت. شما ببينيد در ايّام تحويل، مردم چه مكانهايى اجتماع مى‏كنند! ديشب در اطراف آستان قدس رضوى، با اين‏كه نيمه شب بود، جاى سوزن انداختن نبود! تا بستِ شيخ بهايى و تمام اين اطراف، مردم براى توجّه، روى زمين نشسته بودند! يعنى عيد نوروز، همراه با معنويت. يا ديشب - نيمه شب - هزاران انسان علاقه‏مند، از خواب و خانه و زندگى و محيط خانواده بيرون آمدند و به مرقد امام بزرگوار رفتند. يعنى جنبه معنوى. خوب؛ حالا يك نفر هم پيدا مى‏شود كه از سرِ اشتباه و ندانمكارى، به جاى مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوى، تخت جمشيد را زنده مى‏كند! البته تخت جمشيد، يك اثر معمارى است؛ انسان، اثر معمارى را تحسين مى‏كند و چون متعلّق به ما و مال ايرانيهاست، به آن افتخار هم مى‏كند؛ اما اين غير از آن است كه ما دلها و ذهنها و جانهاى مردم را متوجّه به نقطه‏اى كنيم كه در آن خبرى از معنويت نيست، بلكه نشانه طاغوتيگرى است! در همان ساختمانها كه امروز بعد از گذشت يكى دو هزار سال، ويران است، زمانى به مناسبت همين روز نوروز، خدا مى‏داند كه چقدر بى‏گناه، در مقابل تخت طاغوتهاى زمان به قتل مى‏رسيدند و چقدر دلها ناكام مى‏شدند! اين افتخارى ندارد.

عيد نوروز خوب است، مراسم جشن و سرور و شاد بودنِ دلها خوب و مطلوب است؛ اما در جهت درست. اين كارى است كه اسلام كرده است؛ ما هم به فضل الهى به تبعيّتِ اسلام، همين سياستها را دنبال مى‏كنيم. مردم هم همين را مى‏خواهند و دلهاى مردم هم دنبال همين چيزهاست. مردم به آن چيزهايى كه جنبه مادّى دارد، مستقلاًّ توجّهى ندارند و اگر آن جنبه مادّى، با يك جنبه انحرافى همراه شد، مردم از آن رويگردانى هم دارند.

و اما مطلبى در باب مسائل كشور به نظر من مى‏رسد كه به شما عرض مى‏كنم. با توجّه به اوضاع كشور و اوضاع جهان و آشنايى با چَم و خَمهاى مسائل گوناگون كه امروز ملت ايران با آن مواجه است، من اگر بخواهم نياز كنونى ملت ايران را در يك كلمه، خلاصه كنم، خواهم گفت كه آن، وحدت كلمه و مهربانى آحاد ملت ايران با يكديگر است. وقتى در كشور فضاى صميميّت و مهربانى باشد و قشرهاى مردم با يكديگر به چشم برادرى نگاه كنند - معناى برادرى اين نيست كه در مسائل، صددرصد اين‏گونه فكر كنند؛ دو برادر هم ممكن است درباره فلان يا بهمان مسأله، دو نوع نگاه كنند، اما برادرند. برادرى، مهربانى و علقه، به جاى خود محفوظ است - آن وقت دولت كه برگزيده اين ملت است، اين فرصت را پيدا خواهد كرد كه مهمترين وظايفى را كه برعهده اوست، با قدرت انجام دهد و مشكلاتى را كه در كشور است، برطرف كند. چون وظيفه دولت است و دولت براى اين‏كه بتواند وظيفه خود را در يك فضاى آرام، بى‏دغدغه و بى‏تشنّج انجام دهد، احتياج دارد به اين‏كه فضاى جامعه، دور از تشنّج و فضا آرام، روشن و شفّاف باشد.

وظيفه بزرگِ امروزِ دولت چيست؟ وظيفه بزرگِ امروزِ دولت، برطرف كردن مشكلات زندگى مردم است؛ چه مشكلات اقتصادى كه در درجه اوّل است و چه مشكلات ديگر كه آنها هم مسائل مردم است. وظيفه اوّل و اساس تكليف ما به عنوان مسؤول، خدمت به مردم است. مسؤولين كشور براى اين‏كه مشكلات زندگى مردم را برطرف كنند، بر سرِ كار آمده‏اند. چگونه مى‏توانند اين كار را بكنند؟ وقتى كه فضا مناسب و محيط از تشنّج و غوغاگرى، دور باشد و دست به يقه‏شدن در بين مردم نباشد. وحدت كلمه كه باشد، فضا براى اقدام مسؤولين كشور، مناسب است. ببينيد عزيزان من! من قدرى اين مطلب را براى شما باز كنم. جمهورى اسلامى ايران به عنوان يك نظام انقلابى و به عنوان يك نظام اسلامى - هر كدام جداگانه - دشمنانى دارد؛ يعنى انقلاب، دشمنانى دارد، اسلام هم جداگانه، دشمنانى دارد! البته بعضيها، هم با اسلام و هم با انقلاب دشمنند! كشور ايران به خاطر موقعيّت حسّاس جغرافيايى خود هم دشمنانى دارد؛ بخصوص بعد از قضاياى انحلال امپراتورى شوروى و به وجود آمدن كشورهاى مسلمان در نزديكى ما، كه تنها راه آسان وصول به اين كشورها هم ايران است. خيلى از سرمايه‏داران و خيلى از دولتهاى مستكبر دنيا كه مايلند در آن كشورها سرمايه‏گذارى كنند - پول به دست بياورند و كارهاى خودشان را انجام دهند - با خود فكر مى‏كنند اگر ايران در اختيار ما بود، اگر ما در اين كشور جاى پايى داشتيم - مثل امريكا قبل از انقلاب - چقدر كارها مى‏توانستيم بكنيم! فعلاً نفوذ و جاى پايى ندارند، طبعاً دشمنند! پس ملت و كشور ايران به مناسبت موقعيت جغرافيايى خود هم دشمنانى دارد. كشور و ملت ايران به مناسبت سوابق تاريخى هم دشمنانى دارد، به مناسبت منافع اقتصادى و سياسى هم كه در دنيا براى خود تعريف كرده است، دشمنانى دارد! البته مخصوص ما هم نيست؛ خيلى از كشورهاى ديگر هم چنين دشمنانى دارند.

پس ما دشمنانى داريم؛ دشمنان ما چه‏كار مى‏كنند؟ اينها مسائلى است كه به نظر من نسل جوان ما بايد به اين مسائل خوب فكر كند. اين‏كه مى‏گويم نسل جوان، چون اكثريّت كشور ما جوانان و نوجوانانند. نسل جوان ما نمى‏تواند نسبت به اين مسائل، بى‏تفاوت بماند، چشمش را ببندد و هر كس از هر جا هر چيز گفت، گوش كند؛ نه، بايد اين چيزها را فكر كند، مسؤوليت مهمّى است. اين دشمنان، چه كار مى‏كنند؟ هدف اين دشمنان، عبارت از نفوذ پيدا كردن در جمهورى اسلامى است؛ همچنان كه در خيلى از كشورهاى همسايه ما نفوذ دارند. يك دولت را مى‏بَرند، يك دولت را برمى‏دارند، يك دولت را وادار به يك معامله سياسى، يا يك معامله اقتصادى مى‏كنند و پايگاه نظامى در آن‏جاها تشكيل مى‏دهند! از آن‏جا عِدّه و عُدّه جمع مى‏كنند و منافع آن‏جا را براى خودشان جذب مى‏كنند؛ در خيلى از كشورها اين‏گونه است! خوب؛ در كشورى به ثروتمندى ايران، با اين همه منابع طبيعى، با شصت ميليون جمعيت، با اين فضاى عظيم، خيلى كمپانيهاى بزرگ و قدرتهاى مستكبر سياسى و اقتصادى، از اين‏كه نتوانند در اين كشور نفوذ داشته باشند، بسيار ناراحتند. پس هدف اوّلشان چيست؟ پيدا كردن نفوذ در ايران! چه‏كار مى‏كنند؟ نقشه‏هاى آنها همان چيزهايى است كه اگر شما درست توجّه كنيد، در كارهاى تبليغاتيشان - چه به وسيله خودشان، چه به وسيله اياديشان - مى‏بينيد. امروز كارهاى تبليغاتى آنها در ايران انجام مى‏گيرد؛ منتها خوشبختانه دولت، مستحكم و ملت، مؤمن است و تا به حال نتوانسته‏اند كارى كنند. بايد هوشيار بود.

اجزاى نقشه دشمن چه چيزهايى است؟ اوّلاً تا آن‏جا كه بتوانند - زورشان برسد و تيغشان ببُرد - مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند و بتراشند؛ تحريم اقتصادى كنند و به مجازات شركتها بپردازند - همينهايى كه مى‏شنويد - جلوِ خطّ لوله‏اى را كه فلان كشور مى‏خواهد از اين‏جا بكشد، بگيرند! در امر تجارتِ كشور، اخلال ايجاد كنند؛ مثل دو سال قبل كه در دنيا به دروغ شايع كردند پسته ايران سرطانزاست! در باب صنايع غير نفتى هم هر طور كه مى‏توانند، بازارها را اشباع كنند، با دولتها و با كمپانيها بسازند و به طور خلاصه، مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند. در كنار اين، در تبليغات خودشان، نسبت به مسائل اقتصادى كشور، بزرگنمايى هم بكنند. البته مشكلات اقتصادى هست؛ اما دولت ما هم كه بى‏كار نيست، كار ديپلماسى و كار تجارى مى‏كند. وزارت خارجه، وزارت بازرگانى، وزارت صنايع، وزارت راه و وزارت نفت، هر كدام از يك طرف، دائم مشغولند، دائم كار مى‏كنند. در اين دنياى بزرگ، بالاخره دشمن تلاش مى‏كند. ما هم كه دست و پايمان چلاق نيست! اقدام مى‏كنيم و اقدام ما بر اقدام دشمنان - در بسيارى از موارد - فائق هم مى‏آيد؛ اما در تبليغاتِ بيگانگان، اين بخش از فعّاليتهاى مسؤولان كشور، مسكوت گذاشته مى‏شود! آنها مرتّب در تبليغات، فقط بزرگنمايى مشكلات مى‏كنند و به دروغ مى‏گويند: ايران چنين است، ايران چنان است، تورّم چنان است، دولت ورشكسته است و ...! كارى مى‏كنند كه روحيه مردم را تضعيف نمايند و مردم احساس كنند كه اى داد، چه اتّفاقى مى‏خواهد بيفتد! در حالى كه اگر مردم بدانند دولت و مسؤولينشان چه تلاشهايى مى‏كنند، پشتشان گرم و دلگرم مى‏شوند. اين‏كه هم در زمان امام (رضوان‏اللَّه‏عليه) بارها ايشان به مسؤولين مى‏گفتند و ما هم بارها تأكيد كرده‏ايم كارهايى را كه انجام مى‏دهيد، به مردم بگوييد - تا مردم بدانند شما چه‏قدر كار مى‏كنيد - براى همين است. پس بزرگنمايى در مورد مشكلات اقتصادى، بخش ديگرى از توطئه است! از طرفى به بهانه‏هاى مختلف، سعى مى‏كنند در فضاى سياسى كشور، تشنّج و جنجال به وجود آورند، تا خود اين هم در مردم، احساس ناامنى و احساس عدم انتظام كارها را به وجود آورد! آنها به هر بهانه‏اى، به مناسبت مسائل امنيتى، به مناسبت محاكمه يك نفر، به مناسبت كشته شدن دو سه نفر - كه دولت با كمال پيگيرى آن را دنبال مى‏كند - شروع مى‏كنند فضا را متشنّج كردن و جنجال مى‏آفرينند. اين سال هفتادوهفتى كه ما گذرانديم - تقريباً از اوّل تا آخر سال - بيشترين تلاش دشمنان ما و دشمنان اين ملت، صرف همين مى‏شد كه در فضاى سياسى كشور، تشنّج و جنجال ايجاد كنند! طبعاً وقتى جنجال مى‏شود، يك دسته از مردم، طرفدار يك حرف مى‏شوند، دسته ديگر هم طرفدار حرفى ديگر مى‏شوند و قهراً بين مردم، بگومگو به وجود مى‏آيد. دشمنان هم همين را مى‏خواهند!

يك جزءِ ديگرِ نقشه هم اين است كه به مردم اين‏طور وانمود كنند كه بين مسؤولان كشور در سطوح بالا، اختلاف است! حالا هر چه مسؤولين - بيچاره‏ها - به مردم بگويند كه ما با هم صميمى هستيم، ما با هم كار مى‏كنيم و مرتّب از هم تمجيد و همديگر را كمك كنند، فايده‏اى ندارد! آنها حرف خودشان را مى‏زنند. طورى وانمود مى‏كنند كه گويا فلان كس، داراى فلان مقام، اين‏طور فكر مى‏كند و فلان كس، داراى بهمان مقام، ضدّ او فكر مى‏كند! براى هر كدام هم اسمى مى‏گذارند! اينها كارهاى دشمن است. حالا شما نگاه نكنيد كه بعضى از نويسندگان داخلى هم فريب مى‏خورند و همان حرفها را تكرار مى‏كنند! حرف، مال آنها نيست؛ اصل حرف، جزو مجموعه توطئه دشمن و از اجزاى آن است. خوب؛ در واقع در چنين وضعى، هم مشكلات اقتصادى وجود دارد، هم دشمن آن را ده برابر بزرگ مى‏كند، هم از لحاظ سياسى به جنجال‏آفرينى مى‏پردازد و هم دلهاى مردم را نسبت به مسؤولين، بى‏اعتماد مى‏كند! در چنين فضايى مسؤولين كشور - دولت - آيا قدرت دارند و مى‏توانند راحت كارهاى خودشان را انجام دهند؟! طبيعى است كه كارها عقب مى‏افتد. اين يك امرِ قهرى است.

متأسّفانه بخش عظيم بار مشكلات اقتصادى هم بر دوش طبقات پايين جامعه - مستضعفين و محرومين - است. مشكلات اقتصادى، بر روى طبقات ضعيف - كارمندان دولت، كارگران، اجزاى نيروهاى مسلّح و طلّاب علوم دينيّه - فشار مى‏آورد! از همه هم بدتر، طلّاب عادّى حوزه‏هاى علميه‏اند كه مردم از وضع آنها خبر ندارند! فشار اقتصادى بر بعضى از كسبه ضعيف هم هست. خوب؛ اين مشكلاتى كه اين‏طور بر روى طبقات ضعيف فشار مى‏آورد، از كجاست؟ يك علّت ندارد؛ علل گوناگونى دارد: اوّلاً وضع اقتصادى دنيا مؤثّر است. الان شما ببينيد در بخشى از دنيا، يعنى همين آسياى شرقى، كشورهاى فعّال كه در سالهاى اخير، رونق اقتصادى پيدا كرده بودند، در اين يك سال‏ونيم قبل، بر اثر همين حوادث اقتصادى، يكباره به خاك سياه نشستند. بحمداللَّه كشور ما از اين آسيبها محفوظ و مصون بود؛ ولى كشورهايى مثل مالزى، اندونزى، كره جنوبى و امثال آنها آسيب جدّى ديدند. در بسيارى از كشورهاى دنيا، امروز مشكلات اقتصادى حتّى در بعضى از كشورهاى پيشرفته و صنعتى هم زياد است؛ منتها كمپانيهاى بزرگ جهانى خير اين مشكلات را مى‏برند! خيلى از مشكلات هم از ناحيه آنهاست. اين يك علّت كه طبعاً اثر مى‏گذارد.

يك علّت ديگر، بعضى از مسامحه‏هايى است كه متأسّفانه بدون توجّه از طرف خود ما - بعضى مسؤولين اجرايى - در اجرائيّات كشور انجام مى‏گيرد! يك علّت ديگر، اغراض بخصوصى است كه نسبت به ايران اسلامى و ملت ايران اجرا مى‏كنند. عقيده من اين است كه اصلاً بخش عمده‏اى از علل كاهش قيمت نفت، به اين قضيه برمى‏گشت؛ منتها كاهش قيمت نفت فقط به ما ضربه نمى‏زد، به بعضى از كشورهاى ديگر - دوستان خودشان - هم ضربه مى‏زد! بالاخره آن‏قدر هم فشار زياد شد كه مجبور شدند عكس‏العملى نشان دهند. البته مسؤولان جمهورى اسلامى ايران در اين قضيه ترقّىِ مختصرى كه اخيراً قيمت نفت كرد، نقش زيادى داشتند. اميدواريم ان‏شاءاللَّه همين تلاشها دنبال شود و به جاهاى خوبى برسد. بى‏رحمى بعضى از كسانى هم كه در داخل كشور، برخوردارند، بى‏تأثير نيست. مجموع اينها مشكلاتى را به وجود مى‏آورد. خوب؛ اين مشكلات، قابل حلّ است يا نه؟ البته قابل حلّ است؛ ما سخت‏تر از اين مشكلات را هم توانستيم از سر بگذرانيم. ما با تكيه بر منابع كشور، با تكيه بر قوانين خوب، با اجراى دلسوزانه و با بى‏نياز كردن خودمان از بيرون از اين مرزها مى‏توانيم خيلى از كارهاى خوب را بكنيم و خيلى از مشكلات را برطرف سازيم. به‏علاوه، بعضى از كارهاى دوران سازندگى بعد از جنگ، بتدريج آثار خود را نشان مى‏دهد. اگر بعضى از كارهايى كه در دوران سازندگى انجام گرفت و امروز هم بحمداللَّه دولت دنباله آن را انجام مى‏دهد، نبود، نياز ما به خارجِ كشور، خيلى بيشتر از اينها بود. همين روش را مى‏توانند دنبال كنند.

من از سه چهار سال پيش به اين طرف، بخصوص تأكيد كرده‏ام تا آن‏جايى كه مى‏توانند، بايد وابستگى اقتصادى كشور را به نفت، كم كنند. نفت، كالايى است كه ما داريم. البته ارزشمند است و بايد از اين هم استفاده شود؛ منتها امروز سرنوشت اين كالا به دست صاحبانش - كه ما باشيم - نيست، به دست بيگانگان است! طبيعى است اقتصادى كه بر پايه كالايى است كه قيمتگذارى آن در دست ديگران است، همين مشكلات را هم دارد؛ يك روز مى‏شود بشكه‏اى هجده دلار و بيست دلار، يك روز هم ناگهان به هفت‏ونيم‏دلار و هشت دلار تنزّل مى‏كند! ما احتياجى نداريم به اين‏كه اين كالا را اين‏طور مصرف كنيم. ما مى‏توانيم در داخل كشور، از منابع فراوان و عظيمى كه وجود دارد، استفاده كنيم و دولت، امروز در فكر اين مسائل است. البته چند سال است كه دنبال اين قضيه‏اند؛ منتها من اين را هم به شما عرض كنم: كيفيت بناى هندسه اقتصاد كشور، از دوران رژيم وابسته پهلوى، كيفيّت غلطى بوده كه تغيير دادن آن تا امروز، كار دشوارى بوده است. بخصوص در دوران جنگ كه فرصت سازندگى و توليد هم نبود، همان روش وابستگى به نفت، ادامه پيدا كرد؛ روزبه‏روز تشديد شد، يا لااقل همان‏طور ادامه يافت. مسؤولين كشور، دولت خدمتگزار و علاقه‏مندان به سرنوشت اين كشور مى‏توانند اين روش را عوض كنند و ان‏شاءاللَّه عوض خواهند كرد. اين خواب خوشى است كه كمپانيهاى نفتى و وابستگان به آنها در دنيا ديده‏اند كه خيال مى‏كنند اين ملت، هميشه خودش را وابسته نگاه خواهد داشت! عزيزان من! البته اين تصميمها نياز به فضاى برادرانه دارد. نكته‏اى كه عرض مى‏كنم اين است: اگر مى‏خواهيد دولت بتواند آن‏چنانى كه وظيفه اوست، كارهاى بزرگ را در فضاى مناسبت، با فكر باز و بدون فشار انجام دهد، بايد فضاى كشور، فضاى مهر و محبّت باشد؛ نه فضاى دشمنى! بعضيها عكس اين عمل مى‏كنند؛ اينها به دولت، خدمت نمى‏كنند، به دولت ضرر مى‏زنند. دشمن هم به وسيله همين وسايل تبليغاتى خود و با سوء استفاده از كلمه آزادى، مرتّب مى‏خواهد همين فضا را تشديد كند.

ما سالها قبل جمله‏اى را شنيده بوديم - تكرار مى‏كردند - آن جمله اين بود كه «اى آزادى! به نام تو چه جنايتها كه انجام نمى‏گيرد!» امروز دشمنان ما مصداق همين جمله را تحقّق مى‏بخشند. حالا امريكا طرفدار آزادى ما شده است؛ آزادى بيان ما! مگر شما نبوديد كه در اين مملكت، سالهاى متمادى از رژيم وابسته و فاسد پهلوى حمايت كرديد؟! در حالى كه در آن رژيم، كسى جرأت نداشت يك كلمه بر زبان جارى كند! من سالهاى متمادى در همين شهر مشهد، در همين حوزه علميه، در همين كوچه و خيابان و با همين مردم، در مبارزات دوران طاغوت بودم. اجازه نمى‏دادند يك روحانى در آن روز به مناسبت مسائل دينى، كمترين اشاره‏اى به غصب سرزمينهاى فلسطين به وسيله صهيونيستها كند! اين كشور، اين‏گونه بود!(3) بله، هم مرگ بر اسرائيل، هم مرگ بر آن كسانى كه از اسرائيل حمايت مى‏كنند و هم كسانى كه سالهاى متمادى اجازه نمى‏دادند يك كلمه راجع به صهيونيستها گفته شود! امروز در كشورهاى غربى، روزنامه‏ها اجازه ندارند راجع به صهيونيستها بدگويى كنند! يك نفر در كتابى مى‏نويسد(4): «يهوديها در مورد كشتار خودشان به وسيله هيتلر در جنگ بين‏الملل دوم، بزرگنمايى كردند» آن وقت اين كتاب را كه توقيف مى‏كنند هيچ، نويسنده كتاب را هم به پاى ميز محاكمه مى‏كشانند! خودشان امروز نسبت به آزادى، اين‏طور عمل مى‏كنند! امروز در دنيا كشورهايى زير چتر حمايت امريكا و همين آقايان كه دم از آزادى مى‏زنند، هستند؛ در حالى كه در اين كشورها كسى اجازه ندارد يك سطر برخلاف نظر حكّام آن كشورها بنويسد! در مجامعشان و در نماز جمعه، از دستگاههاى اطّلاعاتى به خطيب جمعه نوشته مى‏دهند كه بالاى منبر برود و بخواند! اگر شماها طرفدار آزادى هستيد، چرا اينها را نمى‏گوييد؟ ملت ايران بيست سال است كه اين آزادى را به دست آورده است. انقلاب به ما آزادى، قدرت بيان و شجاعت داد. اسلام ما را آزاد كرد. حالا امريكاييها طرفدار شعار آزادى شده‏اند و به نام آزادى مى‏خواهند بين مردم اختلاف بيندازند! چرا اختلاف مى‏اندازند؟ براى اين‏كه مسؤولين كشور نتوانند كارشان را بكنند. اين كه مى‏گويم «وحدت كلمه»، به خاطر اين است.

عزيزان من! امروز همدلى شما مردم در هر نقطه كشور، يك امر تشريفاتى و تزئيناتى نيست؛ يك امر ضرورى است. چيزهاى مورد اختلاف را مطرح نكنند، به نقاط اختلاف فكرى تكيه نكنند، چيزهاى مورد اتّفاق را بگويند. همه اين مردم، مسلمانانند. همه اين مردم، طرفدار اسلام و قرآنند. تمام اين مردم، انقلابشان را دوست دارند، امام بزرگوار و رزمندگان مدافع شرف و حيثيت را دوست دارند؛ روى اينها تكيه كنيد. كسانى نيايند چيزى را بهانه قرار دهند. مثلاً يك وقت كسى يك كلمه حرفى زده، اين را بهانه براى جنجال كنند! يا دستگاه قضايى با يك نفر برخورد كرده، آن را بهانه براى جنجال كنند! يا يك نفر در فلان دستگاه امنيتى، يا اقتصادى، يا سياسى، حركتى انجام داده است، اين را بهانه براى جنجال كنند! اين جنجالها به ضرر كشور است. چرا؟ چون دلهاى مردم را از هم دور مى‏كند. همه اينها هم زيرِ نام آزادى است! آزادى هديه الهى و هديه انقلاب است. آزادى متعلّق به مردم و جزو فطرت مردم است. اما اين كارها ربطى به مسأله آزادى ندارد؛ اينها بخشى از نقشه دشمن است. من امروز براى مردم عزيز كشورمان هوشيارى، هوشمندى، تمسّك به اسلام، تمسّك به نام امام، تمسّك به راه و معنويت امام بزرگوار كه امسال سال آن بزرگوار است، تمسّك به وحدت كلمه و برافراشتن پرچم برادرى و مهربانى را از واجبترين واجبات مى‏دانم و اميدوارم همين خواسته بزرگ ملى و دينى، مورد ادعيّه زاكيّه حضرت بقيةاللَّه‏الاعظم ارواحنافداه قرار گيرد و آن بزرگوار براى رفع مشكلات و براى باز شدن راهها به سمت پيشرفت و براى گرم كردن دلهاى اين ملت دعا كنند. ما هم در اين آستان، دعا مى‏كنيم:

پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، اين ملت را در همه ميدانها پيروز كن، دشمنانش را منكوب و سركوب كن، هوشيارى و ايمان و تعهّد و توكّلش را مضاعف كن، پيوندش با مسؤولان را روزبه‏روز مستحكم‏تر كن. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، قلب ولىّ‏عصر را از ما شاد كن، توفيق خدمت به مسؤولان عنايت فرما، گرفتاريهاى اين كشور و اين ملت و طبقات مستضعف و ضعيف را به فضل و حكمت و قدرت خود برطرف فرما. تعجيل در ظهور ولى‏امر ارواحناله‏الفداه فرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏


1) زادالمعاد، ص 531

2) بحارالانوار، ج 59، ص 101

3) در اين بخش از صحبت، حضّار شعار «مرگ بر اسرائيل» دادند كه معظمٌ‏له تأييد كردند و ادامه دادند.

4) روژه گارودى» نويسنده مسلمان فرانسوى در كتاب اخير خود چنين ادعايى كرد، او را به پاى ميز محاكمه كشاندند!




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)