بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مردم مشهد و زائران حضرت علىبن موسىالرّضا(ع) در صحن حضرت امام خمينى
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين. الهداة المعصومين المكرمين. سيّما بقيةاللَّه فىالارضيين.
حلول سال جديد و عيد نوروز را بار ديگر به همه ملت عزيز ايران، بخصوص به شما برادران و خواهرانى كه در اين بارگاه ملكوتى و نورانى اجتماع كردهايد، تبريك عرض مىكنم؛ چه مردم خونگرم و صميمى مشهد مقدّس و چه زوّارى كه از شهرهاى مختلف تشريف آوردهايد و اين صحن و صحنهاى اطراف و فضاهاى آستان قدس رضوى را از وجود صميمى و گرم و مؤمن و جمعيت فشرده خودتان پوشاندهايد.
در آينده نزديك، در همين يكى دو هفته، دو عيد بزرگ اسلامى هم در انتظار ماست - عيد قربان و عيد سعيد غدير - پيشاپيش اين دو مناسبت عظيم اسلامى را هم به شما و به همه مسلمانان جهان تبريك عرض مىكنم. سفارش مىكنم ايام دهه مباركه ذىالحجّه، مخصوصاً روز شريف «عرفه» را قدر بدانيد؛ بخصوص كسانى كه اين توفيق را خواهند داشت كه در روز مبارك عرفه، در اين آستان مقدّس باشند.
مناسبتهاى بزرگ، بهانههاى پىدرپى براى مستحكمتر كردنِ رابطه قلبى و معنوى خود با خداى مهربان و رؤف و عزيز و حكيم و مقتدر است؛ منشأ همه قدرتها در انسان در هر ذرّهاى از ذرّات وجود، اراده الهى است. با اين ارتباط معنوى، خود را به آن مركز عظيم قدرت و عزّت و حكمت، هرچه بيشتر مرتبط كنيم و بهره ببريم. من در اين روز اوّل سال، اوّلاً مىخواهم يك نكته در باب عيد نوروز عرض كنم؛ بعد هم كلمهاى دارم در باب آنچه كه امروز وظيفه ما به عنوان يك ملت بزرگ و پيشرو است.
آنچه در باب عيد نوروز عرض مىكنم، اين است كه عيد نوروز از نظر اسلام، مورد توجّه خاصّى قرار گرفته است. اگر چه اين عيد و اين روز از قبل از اسلام باقى مانده است؛ ولى برخورد اسلام با اين روز، يك برخورد سازنده و حكمتآميز است. بعضى از تبليغاتچيهاى معروف دنيا كه با همه چيز ملت و كشور و جمهورى اسلامى ما دشمنى مىكنند و تهمت مىزنند، در اين قضيه هم سعى مىكنند برخورد غيرصادقانهاى با ملت ايران داشته باشند. آنها اينطور وانمود مىكنند كه اسلام و انقلاب، با عيد نوروز و سنّتهاى ايرانى، مخالف است. اين درست نيست.
من مايلم جوانان عزيز، بخصوص فرزانگان، به اين مطلب، درست توجّه كنند كه اسلام در برخورد با پديدههايى كه از كشورها و از ملتهاى ديگر، يا از دورههاى قبل به آن رسيده است، يك برخورد حكمتآميز و همراه با دقّت و نگاهى همهجانبه دارد. هر چيزى كه قابل اين است تا محتواى صحيح پيدا كند، اسلام آن را مىگيرد، به آن جهت و محتواى صحيح مىدهد و در دسترس مردم مىگذارد. مثلاً بعضى از همين مراسم حج، مثل طواف، سعى و قربانى كردن، از قبل از اسلام بود. اسلام، اين مراسم را گرفت، محتواى شركآلود، مادّى و غلط را از آن خارج كرد و محتواى توحيدى به آن داد؛ آن را درك كرد و به صورت يك درس، به مردم برگرداند. كار خيلى عجيب و مهمّى است. در باب عيد نوروز و مراسم سنّتى قديمى هم همينطور؛ اسلام، عيد نوروز را گرفت، محتواى انسانى و اسلامى و معنوى به آن داد و به مردم برگرداند. اوّلِ سال تحويل، شما به دستور اسلام با خدا رابطه برقرار مىكنيد و مىگوييد: «يا مقلّب القلوب و الابصار. يا مدبر الّليل والنهار. يا محوّل الحول و الاحوال»؛ اى كسى كه گردش زمين و آسمان، گردش دلها و چشمها و گردش روزگاران به دست توست، اين گردش قراردادى سال را هم براى ما با بركت و مبارك قرار بده؛ «حوّل حالنا الى احسن الحال».(1)
ببينيد، نوروز و تحويل سال - رفتن از يك سال به سال ديگر - يك محتواى معنوى پيدا كرد. مردم را توصيه مىكند: «اغتسل و البس و انظف ثيابك»(2)؛ غسل كنيد، خود را شستشو دهيد و تميزترين لباسها را - البته صحبتى از لباس نو نيست؛ صحبت از لباس تميز است - بپوشيد، به ديدن يكديگر برويد؛ صله رحم كنيد، دلهايتان را شاد كنيد، به خودتان اميد بدهيد و با رويش طبيعت، يك رويش معنوى در دل خودتان به وجود آوريد. برخورد با عيد نوروز اين است؛ لذا ما ايرانيها عيد نوروز را دوست مىداريم و آن را جشن مىگيريم. اما جشن ما يك جشن سالم است. اسلام با هر كدام از مراسم قديمى كه برخورد مىكند، اينطور برخورد مىكند. البته بعضى از مراسم هست كه قابل اصلاح نيست. مثلاً اسلام درباره مراسم خرافىِ از روى آتش پريدن، حرفى ندارد و تأييد نمىكند؛ اما هيچ اشكالى نمىبيند كه مردم - فرض بفرماييد - در مناسبتى از مناسبتهاى عيد، به فضاى باز بروند، با سبزه و طبيعت و صحرا، ديدارى تازه كنند، خود و طبيعت را با يكديگر نزديك كنند و لذّتِ صحيح و سالم ببرند. مانعى ندارد.
درست عكسِ روش جاهلى. در روشهاى جاهلى، اگر عمل خوبى هم در دست مردم باشد، آن را بىمحتوا مىكنند! لذا شما مىبينيد كه راجع به تحويل سال در تبليغات راديوهاى بيگانه، صحبت زيادى نيست؛ اما راجع به چهارشنبهسورى در اين چند روز قبل از سال، تقريباً تمام راديوهاى بيگانه صحبت كردند! درست نقطه مقابلِ آن نظر اسلامى! البته بعضى از عوامل خودِ ما هم در وزارت كشور، اشتباهى كردند كه در واقع همان كار راديوهاى بيگانه را تأييد كرد! منتها دلسوزانِ وزارت كشور و وزير محترم - كه بحمداللَّه خود روحانى و از سادات محترم است - فوراً جلوِ آن را گرفت. شما ببينيد در ايّام تحويل، مردم چه مكانهايى اجتماع مىكنند! ديشب در اطراف آستان قدس رضوى، با اينكه نيمه شب بود، جاى سوزن انداختن نبود! تا بستِ شيخ بهايى و تمام اين اطراف، مردم براى توجّه، روى زمين نشسته بودند! يعنى عيد نوروز، همراه با معنويت. يا ديشب - نيمه شب - هزاران انسان علاقهمند، از خواب و خانه و زندگى و محيط خانواده بيرون آمدند و به مرقد امام بزرگوار رفتند. يعنى جنبه معنوى. خوب؛ حالا يك نفر هم پيدا مىشود كه از سرِ اشتباه و ندانمكارى، به جاى مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوى، تخت جمشيد را زنده مىكند! البته تخت جمشيد، يك اثر معمارى است؛ انسان، اثر معمارى را تحسين مىكند و چون متعلّق به ما و مال ايرانيهاست، به آن افتخار هم مىكند؛ اما اين غير از آن است كه ما دلها و ذهنها و جانهاى مردم را متوجّه به نقطهاى كنيم كه در آن خبرى از معنويت نيست، بلكه نشانه طاغوتيگرى است! در همان ساختمانها كه امروز بعد از گذشت يكى دو هزار سال، ويران است، زمانى به مناسبت همين روز نوروز، خدا مىداند كه چقدر بىگناه، در مقابل تخت طاغوتهاى زمان به قتل مىرسيدند و چقدر دلها ناكام مىشدند! اين افتخارى ندارد.
عيد نوروز خوب است، مراسم جشن و سرور و شاد بودنِ دلها خوب و مطلوب است؛ اما در جهت درست. اين كارى است كه اسلام كرده است؛ ما هم به فضل الهى به تبعيّتِ اسلام، همين سياستها را دنبال مىكنيم. مردم هم همين را مىخواهند و دلهاى مردم هم دنبال همين چيزهاست. مردم به آن چيزهايى كه جنبه مادّى دارد، مستقلاًّ توجّهى ندارند و اگر آن جنبه مادّى، با يك جنبه انحرافى همراه شد، مردم از آن رويگردانى هم دارند.
و اما مطلبى در باب مسائل كشور به نظر من مىرسد كه به شما عرض مىكنم. با توجّه به اوضاع كشور و اوضاع جهان و آشنايى با چَم و خَمهاى مسائل گوناگون كه امروز ملت ايران با آن مواجه است، من اگر بخواهم نياز كنونى ملت ايران را در يك كلمه، خلاصه كنم، خواهم گفت كه آن، وحدت كلمه و مهربانى آحاد ملت ايران با يكديگر است. وقتى در كشور فضاى صميميّت و مهربانى باشد و قشرهاى مردم با يكديگر به چشم برادرى نگاه كنند - معناى برادرى اين نيست كه در مسائل، صددرصد اينگونه فكر كنند؛ دو برادر هم ممكن است درباره فلان يا بهمان مسأله، دو نوع نگاه كنند، اما برادرند. برادرى، مهربانى و علقه، به جاى خود محفوظ است - آن وقت دولت كه برگزيده اين ملت است، اين فرصت را پيدا خواهد كرد كه مهمترين وظايفى را كه برعهده اوست، با قدرت انجام دهد و مشكلاتى را كه در كشور است، برطرف كند. چون وظيفه دولت است و دولت براى اينكه بتواند وظيفه خود را در يك فضاى آرام، بىدغدغه و بىتشنّج انجام دهد، احتياج دارد به اينكه فضاى جامعه، دور از تشنّج و فضا آرام، روشن و شفّاف باشد.
وظيفه بزرگِ امروزِ دولت چيست؟ وظيفه بزرگِ امروزِ دولت، برطرف كردن مشكلات زندگى مردم است؛ چه مشكلات اقتصادى كه در درجه اوّل است و چه مشكلات ديگر كه آنها هم مسائل مردم است. وظيفه اوّل و اساس تكليف ما به عنوان مسؤول، خدمت به مردم است. مسؤولين كشور براى اينكه مشكلات زندگى مردم را برطرف كنند، بر سرِ كار آمدهاند. چگونه مىتوانند اين كار را بكنند؟ وقتى كه فضا مناسب و محيط از تشنّج و غوغاگرى، دور باشد و دست به يقهشدن در بين مردم نباشد. وحدت كلمه كه باشد، فضا براى اقدام مسؤولين كشور، مناسب است. ببينيد عزيزان من! من قدرى اين مطلب را براى شما باز كنم. جمهورى اسلامى ايران به عنوان يك نظام انقلابى و به عنوان يك نظام اسلامى - هر كدام جداگانه - دشمنانى دارد؛ يعنى انقلاب، دشمنانى دارد، اسلام هم جداگانه، دشمنانى دارد! البته بعضيها، هم با اسلام و هم با انقلاب دشمنند! كشور ايران به خاطر موقعيّت حسّاس جغرافيايى خود هم دشمنانى دارد؛ بخصوص بعد از قضاياى انحلال امپراتورى شوروى و به وجود آمدن كشورهاى مسلمان در نزديكى ما، كه تنها راه آسان وصول به اين كشورها هم ايران است. خيلى از سرمايهداران و خيلى از دولتهاى مستكبر دنيا كه مايلند در آن كشورها سرمايهگذارى كنند - پول به دست بياورند و كارهاى خودشان را انجام دهند - با خود فكر مىكنند اگر ايران در اختيار ما بود، اگر ما در اين كشور جاى پايى داشتيم - مثل امريكا قبل از انقلاب - چقدر كارها مىتوانستيم بكنيم! فعلاً نفوذ و جاى پايى ندارند، طبعاً دشمنند! پس ملت و كشور ايران به مناسبت موقعيت جغرافيايى خود هم دشمنانى دارد. كشور و ملت ايران به مناسبت سوابق تاريخى هم دشمنانى دارد، به مناسبت منافع اقتصادى و سياسى هم كه در دنيا براى خود تعريف كرده است، دشمنانى دارد! البته مخصوص ما هم نيست؛ خيلى از كشورهاى ديگر هم چنين دشمنانى دارند.
پس ما دشمنانى داريم؛ دشمنان ما چهكار مىكنند؟ اينها مسائلى است كه به نظر من نسل جوان ما بايد به اين مسائل خوب فكر كند. اينكه مىگويم نسل جوان، چون اكثريّت كشور ما جوانان و نوجوانانند. نسل جوان ما نمىتواند نسبت به اين مسائل، بىتفاوت بماند، چشمش را ببندد و هر كس از هر جا هر چيز گفت، گوش كند؛ نه، بايد اين چيزها را فكر كند، مسؤوليت مهمّى است. اين دشمنان، چه كار مىكنند؟ هدف اين دشمنان، عبارت از نفوذ پيدا كردن در جمهورى اسلامى است؛ همچنان كه در خيلى از كشورهاى همسايه ما نفوذ دارند. يك دولت را مىبَرند، يك دولت را برمىدارند، يك دولت را وادار به يك معامله سياسى، يا يك معامله اقتصادى مىكنند و پايگاه نظامى در آنجاها تشكيل مىدهند! از آنجا عِدّه و عُدّه جمع مىكنند و منافع آنجا را براى خودشان جذب مىكنند؛ در خيلى از كشورها اينگونه است! خوب؛ در كشورى به ثروتمندى ايران، با اين همه منابع طبيعى، با شصت ميليون جمعيت، با اين فضاى عظيم، خيلى كمپانيهاى بزرگ و قدرتهاى مستكبر سياسى و اقتصادى، از اينكه نتوانند در اين كشور نفوذ داشته باشند، بسيار ناراحتند. پس هدف اوّلشان چيست؟ پيدا كردن نفوذ در ايران! چهكار مىكنند؟ نقشههاى آنها همان چيزهايى است كه اگر شما درست توجّه كنيد، در كارهاى تبليغاتيشان - چه به وسيله خودشان، چه به وسيله اياديشان - مىبينيد. امروز كارهاى تبليغاتى آنها در ايران انجام مىگيرد؛ منتها خوشبختانه دولت، مستحكم و ملت، مؤمن است و تا به حال نتوانستهاند كارى كنند. بايد هوشيار بود.
اجزاى نقشه دشمن چه چيزهايى است؟ اوّلاً تا آنجا كه بتوانند - زورشان برسد و تيغشان ببُرد - مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند و بتراشند؛ تحريم اقتصادى كنند و به مجازات شركتها بپردازند - همينهايى كه مىشنويد - جلوِ خطّ لولهاى را كه فلان كشور مىخواهد از اينجا بكشد، بگيرند! در امر تجارتِ كشور، اخلال ايجاد كنند؛ مثل دو سال قبل كه در دنيا به دروغ شايع كردند پسته ايران سرطانزاست! در باب صنايع غير نفتى هم هر طور كه مىتوانند، بازارها را اشباع كنند، با دولتها و با كمپانيها بسازند و به طور خلاصه، مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند. در كنار اين، در تبليغات خودشان، نسبت به مسائل اقتصادى كشور، بزرگنمايى هم بكنند. البته مشكلات اقتصادى هست؛ اما دولت ما هم كه بىكار نيست، كار ديپلماسى و كار تجارى مىكند. وزارت خارجه، وزارت بازرگانى، وزارت صنايع، وزارت راه و وزارت نفت، هر كدام از يك طرف، دائم مشغولند، دائم كار مىكنند. در اين دنياى بزرگ، بالاخره دشمن تلاش مىكند. ما هم كه دست و پايمان چلاق نيست! اقدام مىكنيم و اقدام ما بر اقدام دشمنان - در بسيارى از موارد - فائق هم مىآيد؛ اما در تبليغاتِ بيگانگان، اين بخش از فعّاليتهاى مسؤولان كشور، مسكوت گذاشته مىشود! آنها مرتّب در تبليغات، فقط بزرگنمايى مشكلات مىكنند و به دروغ مىگويند: ايران چنين است، ايران چنان است، تورّم چنان است، دولت ورشكسته است و ...! كارى مىكنند كه روحيه مردم را تضعيف نمايند و مردم احساس كنند كه اى داد، چه اتّفاقى مىخواهد بيفتد! در حالى كه اگر مردم بدانند دولت و مسؤولينشان چه تلاشهايى مىكنند، پشتشان گرم و دلگرم مىشوند. اينكه هم در زمان امام (رضواناللَّهعليه) بارها ايشان به مسؤولين مىگفتند و ما هم بارها تأكيد كردهايم كارهايى را كه انجام مىدهيد، به مردم بگوييد - تا مردم بدانند شما چهقدر كار مىكنيد - براى همين است. پس بزرگنمايى در مورد مشكلات اقتصادى، بخش ديگرى از توطئه است! از طرفى به بهانههاى مختلف، سعى مىكنند در فضاى سياسى كشور، تشنّج و جنجال به وجود آورند، تا خود اين هم در مردم، احساس ناامنى و احساس عدم انتظام كارها را به وجود آورد! آنها به هر بهانهاى، به مناسبت مسائل امنيتى، به مناسبت محاكمه يك نفر، به مناسبت كشته شدن دو سه نفر - كه دولت با كمال پيگيرى آن را دنبال مىكند - شروع مىكنند فضا را متشنّج كردن و جنجال مىآفرينند. اين سال هفتادوهفتى كه ما گذرانديم - تقريباً از اوّل تا آخر سال - بيشترين تلاش دشمنان ما و دشمنان اين ملت، صرف همين مىشد كه در فضاى سياسى كشور، تشنّج و جنجال ايجاد كنند! طبعاً وقتى جنجال مىشود، يك دسته از مردم، طرفدار يك حرف مىشوند، دسته ديگر هم طرفدار حرفى ديگر مىشوند و قهراً بين مردم، بگومگو به وجود مىآيد. دشمنان هم همين را مىخواهند!
يك جزءِ ديگرِ نقشه هم اين است كه به مردم اينطور وانمود كنند كه بين مسؤولان كشور در سطوح بالا، اختلاف است! حالا هر چه مسؤولين - بيچارهها - به مردم بگويند كه ما با هم صميمى هستيم، ما با هم كار مىكنيم و مرتّب از هم تمجيد و همديگر را كمك كنند، فايدهاى ندارد! آنها حرف خودشان را مىزنند. طورى وانمود مىكنند كه گويا فلان كس، داراى فلان مقام، اينطور فكر مىكند و فلان كس، داراى بهمان مقام، ضدّ او فكر مىكند! براى هر كدام هم اسمى مىگذارند! اينها كارهاى دشمن است. حالا شما نگاه نكنيد كه بعضى از نويسندگان داخلى هم فريب مىخورند و همان حرفها را تكرار مىكنند! حرف، مال آنها نيست؛ اصل حرف، جزو مجموعه توطئه دشمن و از اجزاى آن است. خوب؛ در واقع در چنين وضعى، هم مشكلات اقتصادى وجود دارد، هم دشمن آن را ده برابر بزرگ مىكند، هم از لحاظ سياسى به جنجالآفرينى مىپردازد و هم دلهاى مردم را نسبت به مسؤولين، بىاعتماد مىكند! در چنين فضايى مسؤولين كشور - دولت - آيا قدرت دارند و مىتوانند راحت كارهاى خودشان را انجام دهند؟! طبيعى است كه كارها عقب مىافتد. اين يك امرِ قهرى است.
متأسّفانه بخش عظيم بار مشكلات اقتصادى هم بر دوش طبقات پايين جامعه - مستضعفين و محرومين - است. مشكلات اقتصادى، بر روى طبقات ضعيف - كارمندان دولت، كارگران، اجزاى نيروهاى مسلّح و طلّاب علوم دينيّه - فشار مىآورد! از همه هم بدتر، طلّاب عادّى حوزههاى علميهاند كه مردم از وضع آنها خبر ندارند! فشار اقتصادى بر بعضى از كسبه ضعيف هم هست. خوب؛ اين مشكلاتى كه اينطور بر روى طبقات ضعيف فشار مىآورد، از كجاست؟ يك علّت ندارد؛ علل گوناگونى دارد: اوّلاً وضع اقتصادى دنيا مؤثّر است. الان شما ببينيد در بخشى از دنيا، يعنى همين آسياى شرقى، كشورهاى فعّال كه در سالهاى اخير، رونق اقتصادى پيدا كرده بودند، در اين يك سالونيم قبل، بر اثر همين حوادث اقتصادى، يكباره به خاك سياه نشستند. بحمداللَّه كشور ما از اين آسيبها محفوظ و مصون بود؛ ولى كشورهايى مثل مالزى، اندونزى، كره جنوبى و امثال آنها آسيب جدّى ديدند. در بسيارى از كشورهاى دنيا، امروز مشكلات اقتصادى حتّى در بعضى از كشورهاى پيشرفته و صنعتى هم زياد است؛ منتها كمپانيهاى بزرگ جهانى خير اين مشكلات را مىبرند! خيلى از مشكلات هم از ناحيه آنهاست. اين يك علّت كه طبعاً اثر مىگذارد.
يك علّت ديگر، بعضى از مسامحههايى است كه متأسّفانه بدون توجّه از طرف خود ما - بعضى مسؤولين اجرايى - در اجرائيّات كشور انجام مىگيرد! يك علّت ديگر، اغراض بخصوصى است كه نسبت به ايران اسلامى و ملت ايران اجرا مىكنند. عقيده من اين است كه اصلاً بخش عمدهاى از علل كاهش قيمت نفت، به اين قضيه برمىگشت؛ منتها كاهش قيمت نفت فقط به ما ضربه نمىزد، به بعضى از كشورهاى ديگر - دوستان خودشان - هم ضربه مىزد! بالاخره آنقدر هم فشار زياد شد كه مجبور شدند عكسالعملى نشان دهند. البته مسؤولان جمهورى اسلامى ايران در اين قضيه ترقّىِ مختصرى كه اخيراً قيمت نفت كرد، نقش زيادى داشتند. اميدواريم انشاءاللَّه همين تلاشها دنبال شود و به جاهاى خوبى برسد. بىرحمى بعضى از كسانى هم كه در داخل كشور، برخوردارند، بىتأثير نيست. مجموع اينها مشكلاتى را به وجود مىآورد. خوب؛ اين مشكلات، قابل حلّ است يا نه؟ البته قابل حلّ است؛ ما سختتر از اين مشكلات را هم توانستيم از سر بگذرانيم. ما با تكيه بر منابع كشور، با تكيه بر قوانين خوب، با اجراى دلسوزانه و با بىنياز كردن خودمان از بيرون از اين مرزها مىتوانيم خيلى از كارهاى خوب را بكنيم و خيلى از مشكلات را برطرف سازيم. بهعلاوه، بعضى از كارهاى دوران سازندگى بعد از جنگ، بتدريج آثار خود را نشان مىدهد. اگر بعضى از كارهايى كه در دوران سازندگى انجام گرفت و امروز هم بحمداللَّه دولت دنباله آن را انجام مىدهد، نبود، نياز ما به خارجِ كشور، خيلى بيشتر از اينها بود. همين روش را مىتوانند دنبال كنند.
من از سه چهار سال پيش به اين طرف، بخصوص تأكيد كردهام تا آنجايى كه مىتوانند، بايد وابستگى اقتصادى كشور را به نفت، كم كنند. نفت، كالايى است كه ما داريم. البته ارزشمند است و بايد از اين هم استفاده شود؛ منتها امروز سرنوشت اين كالا به دست صاحبانش - كه ما باشيم - نيست، به دست بيگانگان است! طبيعى است اقتصادى كه بر پايه كالايى است كه قيمتگذارى آن در دست ديگران است، همين مشكلات را هم دارد؛ يك روز مىشود بشكهاى هجده دلار و بيست دلار، يك روز هم ناگهان به هفتونيمدلار و هشت دلار تنزّل مىكند! ما احتياجى نداريم به اينكه اين كالا را اينطور مصرف كنيم. ما مىتوانيم در داخل كشور، از منابع فراوان و عظيمى كه وجود دارد، استفاده كنيم و دولت، امروز در فكر اين مسائل است. البته چند سال است كه دنبال اين قضيهاند؛ منتها من اين را هم به شما عرض كنم: كيفيت بناى هندسه اقتصاد كشور، از دوران رژيم وابسته پهلوى، كيفيّت غلطى بوده كه تغيير دادن آن تا امروز، كار دشوارى بوده است. بخصوص در دوران جنگ كه فرصت سازندگى و توليد هم نبود، همان روش وابستگى به نفت، ادامه پيدا كرد؛ روزبهروز تشديد شد، يا لااقل همانطور ادامه يافت. مسؤولين كشور، دولت خدمتگزار و علاقهمندان به سرنوشت اين كشور مىتوانند اين روش را عوض كنند و انشاءاللَّه عوض خواهند كرد. اين خواب خوشى است كه كمپانيهاى نفتى و وابستگان به آنها در دنيا ديدهاند كه خيال مىكنند اين ملت، هميشه خودش را وابسته نگاه خواهد داشت! عزيزان من! البته اين تصميمها نياز به فضاى برادرانه دارد. نكتهاى كه عرض مىكنم اين است: اگر مىخواهيد دولت بتواند آنچنانى كه وظيفه اوست، كارهاى بزرگ را در فضاى مناسبت، با فكر باز و بدون فشار انجام دهد، بايد فضاى كشور، فضاى مهر و محبّت باشد؛ نه فضاى دشمنى! بعضيها عكس اين عمل مىكنند؛ اينها به دولت، خدمت نمىكنند، به دولت ضرر مىزنند. دشمن هم به وسيله همين وسايل تبليغاتى خود و با سوء استفاده از كلمه آزادى، مرتّب مىخواهد همين فضا را تشديد كند.
ما سالها قبل جملهاى را شنيده بوديم - تكرار مىكردند - آن جمله اين بود كه «اى آزادى! به نام تو چه جنايتها كه انجام نمىگيرد!» امروز دشمنان ما مصداق همين جمله را تحقّق مىبخشند. حالا امريكا طرفدار آزادى ما شده است؛ آزادى بيان ما! مگر شما نبوديد كه در اين مملكت، سالهاى متمادى از رژيم وابسته و فاسد پهلوى حمايت كرديد؟! در حالى كه در آن رژيم، كسى جرأت نداشت يك كلمه بر زبان جارى كند! من سالهاى متمادى در همين شهر مشهد، در همين حوزه علميه، در همين كوچه و خيابان و با همين مردم، در مبارزات دوران طاغوت بودم. اجازه نمىدادند يك روحانى در آن روز به مناسبت مسائل دينى، كمترين اشارهاى به غصب سرزمينهاى فلسطين به وسيله صهيونيستها كند! اين كشور، اينگونه بود!(3) بله، هم مرگ بر اسرائيل، هم مرگ بر آن كسانى كه از اسرائيل حمايت مىكنند و هم كسانى كه سالهاى متمادى اجازه نمىدادند يك كلمه راجع به صهيونيستها گفته شود! امروز در كشورهاى غربى، روزنامهها اجازه ندارند راجع به صهيونيستها بدگويى كنند! يك نفر در كتابى مىنويسد(4): «يهوديها در مورد كشتار خودشان به وسيله هيتلر در جنگ بينالملل دوم، بزرگنمايى كردند» آن وقت اين كتاب را كه توقيف مىكنند هيچ، نويسنده كتاب را هم به پاى ميز محاكمه مىكشانند! خودشان امروز نسبت به آزادى، اينطور عمل مىكنند! امروز در دنيا كشورهايى زير چتر حمايت امريكا و همين آقايان كه دم از آزادى مىزنند، هستند؛ در حالى كه در اين كشورها كسى اجازه ندارد يك سطر برخلاف نظر حكّام آن كشورها بنويسد! در مجامعشان و در نماز جمعه، از دستگاههاى اطّلاعاتى به خطيب جمعه نوشته مىدهند كه بالاى منبر برود و بخواند! اگر شماها طرفدار آزادى هستيد، چرا اينها را نمىگوييد؟ ملت ايران بيست سال است كه اين آزادى را به دست آورده است. انقلاب به ما آزادى، قدرت بيان و شجاعت داد. اسلام ما را آزاد كرد. حالا امريكاييها طرفدار شعار آزادى شدهاند و به نام آزادى مىخواهند بين مردم اختلاف بيندازند! چرا اختلاف مىاندازند؟ براى اينكه مسؤولين كشور نتوانند كارشان را بكنند. اين كه مىگويم «وحدت كلمه»، به خاطر اين است.
عزيزان من! امروز همدلى شما مردم در هر نقطه كشور، يك امر تشريفاتى و تزئيناتى نيست؛ يك امر ضرورى است. چيزهاى مورد اختلاف را مطرح نكنند، به نقاط اختلاف فكرى تكيه نكنند، چيزهاى مورد اتّفاق را بگويند. همه اين مردم، مسلمانانند. همه اين مردم، طرفدار اسلام و قرآنند. تمام اين مردم، انقلابشان را دوست دارند، امام بزرگوار و رزمندگان مدافع شرف و حيثيت را دوست دارند؛ روى اينها تكيه كنيد. كسانى نيايند چيزى را بهانه قرار دهند. مثلاً يك وقت كسى يك كلمه حرفى زده، اين را بهانه براى جنجال كنند! يا دستگاه قضايى با يك نفر برخورد كرده، آن را بهانه براى جنجال كنند! يا يك نفر در فلان دستگاه امنيتى، يا اقتصادى، يا سياسى، حركتى انجام داده است، اين را بهانه براى جنجال كنند! اين جنجالها به ضرر كشور است. چرا؟ چون دلهاى مردم را از هم دور مىكند. همه اينها هم زيرِ نام آزادى است! آزادى هديه الهى و هديه انقلاب است. آزادى متعلّق به مردم و جزو فطرت مردم است. اما اين كارها ربطى به مسأله آزادى ندارد؛ اينها بخشى از نقشه دشمن است. من امروز براى مردم عزيز كشورمان هوشيارى، هوشمندى، تمسّك به اسلام، تمسّك به نام امام، تمسّك به راه و معنويت امام بزرگوار كه امسال سال آن بزرگوار است، تمسّك به وحدت كلمه و برافراشتن پرچم برادرى و مهربانى را از واجبترين واجبات مىدانم و اميدوارم همين خواسته بزرگ ملى و دينى، مورد ادعيّه زاكيّه حضرت بقيةاللَّهالاعظم ارواحنافداه قرار گيرد و آن بزرگوار براى رفع مشكلات و براى باز شدن راهها به سمت پيشرفت و براى گرم كردن دلهاى اين ملت دعا كنند. ما هم در اين آستان، دعا مىكنيم:
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، اين ملت را در همه ميدانها پيروز كن، دشمنانش را منكوب و سركوب كن، هوشيارى و ايمان و تعهّد و توكّلش را مضاعف كن، پيوندش با مسؤولان را روزبهروز مستحكمتر كن. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، قلب ولىّعصر را از ما شاد كن، توفيق خدمت به مسؤولان عنايت فرما، گرفتاريهاى اين كشور و اين ملت و طبقات مستضعف و ضعيف را به فضل و حكمت و قدرت خود برطرف فرما. تعجيل در ظهور ولىامر ارواحنالهالفداه فرما.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) زادالمعاد، ص 531
2) بحارالانوار، ج 59، ص 101
3) در اين بخش از صحبت، حضّار شعار «مرگ بر اسرائيل» دادند كه معظمٌله تأييد كردند و ادامه دادند.
4) روژه گارودى» نويسنده مسلمان فرانسوى در كتاب اخير خود چنين ادعايى كرد، او را به پاى ميز محاكمه كشاندند!