93/ 5/ 8

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 
New Page 1

جملات قصار

مقدمه

مجموعه حاضر، بیانات کوتاه و جملات تلخیص یافته رهبر معظم انقلاب اسلامی است که علاوه بر جنبه‌ کاربردی برای مؤسسات، نهادها، ناشران و مراکز، کلید واژه‌ای مهم برای محققان و پژوهشگران و مدخلی اساسی برای فهرست نمایه‌های موضوعی خواهد بود.

این مجموعه به صورت روزآمد از رهنمودهای معظم‌ له عرضه و تکمیل می‌شود و در اختیار کاربران محترم قرار می‌گیرد.

نظرها و پیشنهادهای واصله، ما را در تکمیل و تجهیز بیشتر این پایگاه یاری خواهد رساند.

1- سياسى‏

1-1- نظام جمهورى اسلامى‏

1-1-1- انقلاب و اسلام‏

1-1-2- آزادى‏

1-1-3- استقلال‏

1-1-4- اصلاحات‏

1-1-5- انتخابات‏

1-1-6- تشكلها، احزاب، مسائل‏جناحى‏

1-1-7- دشمن و دشمن‏شناسى‏

1-1-7-1- بيدارى‏

1-1-7-2- خشونت‏

1-1-7-3- اتحاد

1-2- رسانه‏ها

1-2-1- تبليغات

1-2-2- مطبوعات‏

1-2-3- راديو و تلويزيون‏

1-2-4- خبرنگار و خبررسانى‏

1-2-5- خبرگزارى

1-3- سياست خارجه‏

1-3-1- استكبار

1-3-2- امريكا

1-3-3- روابط بين‏الملل‏

1-3-4- عزت، حكمت، مصلحت‏

1-3-5- صهيونيست، فلسطين‏

1-3-6- عراق‏

1-3-7- حقوق بشر

1-4- ايام‏

1-4-1- بيست‏ونهم بمهن‏

1-4-2- دهه‏ى فجر

1-4-3- پانزدهم خرداد

1-4-4- سوم خرداد

1-4-5- سيزدهم آبان‏

1-4-6- روز قدس‏

1-4-7- نوزدهم دى‏

1-4-8- هفتم تير

 2- اجتماعى‏

2-1- خانواده‏

2-1-1- زن‏

2-1-2- مادر

2-1-3- ازدواج‏

2-1-4- تجملات و اسراف‏

2-1-5- كودك‏

2-2- جوان‏

2-3- اعتياد

2-4- كار و فعاليت‏

2-4-1- مشاغل‏

2-4-1-1- پرستار

2-4-1-2- پزشك‏

2-4-1-3- معلم‏

2-4-1-4- صيادى‏

2-4-1-5- كارگر

2-4-1-6- كارمند

2- 4-2- اشتغال‏

2-4-3- تعاون‏

2-4-4- كيفيت‏

2-4-5- وجدان كارى‏

2-4-6- نظم، برنامه‏ريزى‏

2-5- جامعه‏

2-5-1- تمدن‏

2-5-2- جهانگرد

2-5-3- خدمت‏رسانى‏

2-5-4- قانون‏

2-5-5- مستضعفان، فقر، عدالت اجتماعى‏

2-5-6- مسكن‏

2-6- ورزش‏

 3- نظامى‏

3-1- جنگ‏

  3-1-1- دفاع مقدس‏

3-1-2- آمادگى رزمى‏

3-2- نيروهاى مسلح‏

3-2-1- ارتش‏

3-2-1-1- نيروى زمينى‏

3-2-1-2- نيروى هوايى‏

3-2-1-3- نيروى دريايى‏

3-2-2- سپاه‏

3-2-3- بسيج‏

3-2-4- نيروى انتظامى‏

3-2-5- خدمت وظيفه‏ى عمومى‏

3-3- امنيت‏

3-4- اطلاعات‏

3-5- شهيد و شهادت‏

3-6- جانبازان و ايثارگران‏

3-7- آزادگان‏

 4- مذهبى‏

4-1- بزرگان دين‏

4-1-1- ائمه‏ى اطهار

4-1-2- چهارده معصوم‏

4-1-2-1- پيامبر اكرم (ص)

4-1-2-2- اميرالمؤمنين (ع)

4-1-2-3-  فاطمه زهرا (س)

4-1-2-4- امام حسن (ع)

4-1-2-5- امام حسين (ع)

4-1-2-6- امام سجاد (ع)

4-1-2-7- امام باقر (ع)

4-1-2-8- امام صادق (ع)

4-1-2-9- امام كاظم (ع)

4-1-2-10- امام رضا (ع)

4-1-2-11- امام  جواد (ع)

4-1-2-12- امام هادی (ع)

4-1-2-13- امام حسن عسکری (ع)

4-1-2-14- امام زمان (عج)

4-1-3- فاطمه‏ى معصومه(س)

4-1-4- حضرت زينب (س)

4-2- رابطه‏ى انسان با خدا

4-2-1- تقوا، تزكيه، تهذيب‏

4-2-2- دعا، مناجات‏

4-2-3- قرآن‏

4-2-4- نهج‏البلاغه‏

4-2-5- صحيفه‏ى سجاديه‏

4-2-6- مسجد، اذان، ائمه‏ى جمعه و جماعات‏

4-2-7- امر به معروف و نهى از منكر

4-2-8- حج‏

4-2-9- حزب‏اللَّه‏

4-2-10- نماز

4-2-11- اداى تكليف‏

4-3- ايام‏

4-3-1- محرم، عاشورا، اربعين‏

4-3-2- عرفه‏

4-3-3- ماه رمضان، شب قدر

4-3-4- شعبان‏

4-3-5- اعياد

4-3-5-1- عيد غدير

4-3-5-2- عيد فطر

4-3-5-3- مبعث‏

4-3-5-4- عيد نوروز

4-4- ولايت فقيه‏

 5- فرهنگ‏

5-1- فرهنگ و فرهنگ‏سازى‏

5-2- تهاجم فرهنگى‏

5-3- هنر

5-3-1- سينما، نمايش، تئاتر

5-3-2- شعر

5-3-3- رمان

5-3-4- نقاشى‏

5-3-5- هنرمند

5-3-6- موسيقى‏

5-3-7- معمارى‏

5-3-8- قصه

 6- تعليم و تربيت‏

6-1- دانشگاه‏

  6-1-1- دانشجو

  6-1-2- استاد

6-1-3- علم و پژوهش

6-1-4- جنبش نرم‏افزارى‏

6-2- حوزه‏

6-2-1- روحانيت‏

6-2-2- وحدت حوزه و دانشگاه‏

6-2-3- تبليغ‏

 6-2-4- فلسفه‏

 6-2-5- فقه

6-3- دانش‏آموز

6-4- كتاب و كتابخوانى

6-5- روشنفكر

6-6- كامپيوتر، ارتباطات‏

6-7- سوادآموزى‏

 7- اقتصاد

7-1- آمارگيرى‏

7-2- انرژى‏

7-3- بانك‏

7-4- بيت‏المال‏

7-5- سازندگى، مشاركت‏

7-6- صنعت، تخصص‏

7-7- كشاورزى‏

7-8- مفاسد اقتصادی

7-9- قاچاق

 8- اعلام (نام كسان)

8-1-  امام خمينى‏

8-2- آيةاللَّه‏العظمى بروجردى‏

8-3 - آيةاللَّه‏العظمى گلپايگانى‏

8-4- آيةاللَّه‏العظمى مرعشى نجفى‏

8-5- آيةاللَّه‏العظمى اراكى

8-6- علامه‏ى طباطبايى

8-7-آيةاللَّه اشرفى اصفهانى‏

8-8- شيخ صدوق و مفيد

8-9- شيخ انصارى و ملاّصدرا

8-10- آيةالله مطهری

8-11- آيةالله بهشتی

8-12- علامه جعفرى‏

8-13- رجايى و باهنر

8-14- دکتر چمران

8-15- شهيد شاه‏آبادى‏

8- 16- آيةالله صدوقی

8- 17 - آيةاللَّه مصباح يزدى‏

8- 18 - امير صياد شيرازى

8-19- آيةالله قدوسی

8- 20 - شهريار

8- 21 - اميركبير

8- 22 - سيد جمال‏الدين اسدآبادى

8- 23 - مرحوم شرف‏الدين

8- 24 - نواب صفوى‏

8- 25 - فردوسى

8- 26 - فرخى‏

8- 27 - مرحوم آقاى امينى‏

8- 28 - مرحوم آقاى نجفى‏

8- 29 - اقبال‏

8- 30 – آيةالله مدرس

 

 9- نهادها، سازمانها و تشكلها

9-1- دولت‏

9-2- قوه قضاييه‏

9-3-  مجلس شوراى اسلامى‏

9-4- مجلس خبرگان‏

  9-5- شوراى نگهبان‏

9-6- شوراهاى اسلامى شهر و روستا

9- 7- شهردارى‏

9-8-  بهزيستى و تأمين اجتماعى‏

9- 9- بنياد مسكن‏

9- 10- انجمن اسلامى‏

9-11 - بيمه‏

9-12 - صندوق قرض‏الحسنه‏

9-13- فدائيان اسلام‏

9-14- نهضت سوادآموزى‏

9-15- نهضت آزادى‏

9- 16- نهضت جنگل‏

 10- متفرقه‏

10-1- حوادث طبيعى‏

10-2- طبيعت، محيط زيست‏

10-3- كاپيتولاسيون‏

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


1- سياسى‏

1-1- نظام جمهورى اسلامى‏

1-1-1- انقلاب و اسلام‏

آنچه كه اين كشور را نجات مى‏دهد، اسلام است؛ همچنان كه در دوران دفاع مقدس، آنچه كه اين ملت را نجات داد، اسلام بود.

اتحاد مسلمين و صفاى دل آنان، شرط اصلى اعلاى كلمه‏ى اسلام است.

اسلام اين مردم را به خيابانها آورد؛ شاه را سرنگون كرد و حكومت را به آنها داد.

انقلاب بزرگ اسلامى ما، تمام مسلمانان دنيا را اميدوار كرده است.

ايستادگى و مقاومت، تنها راه دفاع از اسلام و انقلاب است.

با تمام وجود از اسلام و انقلاب و نظام دفاع كنيد.

براى تداوم انقلاب و خط امام به مجاهدت سخت‏ترى نيازمنديم.

حفظ نظام از واجب‏ترين فرائض است.

ملت ايران قدرت دارد اسلام و جمهورى اسلامى را حفظ كند.

ميراث حضرت امام، نظام جمهورى اسلامى است.

نظام جمهورى اسلامى محصول تلاش عظيم امام و امت است.

همه‏ى مسلمين در مقابل اسلام بدهكار و مسئولند.

بالاي صفحه

1-1-2- آزادى‏

آزادى فكر و بيان يكى از ارزشهاى انقلاب بود.

اساس مسئله براى يك ملت، استقلال و آزادى است.

استقلال و آزادى به بهترين وجه در كشور ما وجود دارد.

امروز خوشبختانه در ايران، آزادىِ فكر كردن و فكر را بيان كردن، در دنيا كم‏نظير است.

عقيده‏ى ما بر اين است كه رشد و تكامل انسانها بدون فضاى آزاد امكان ندارد؛ در فضاى استبدادى امكان‏پذير نيست كه افراد و جامعه رشد كنند؛ استعداد انسانها بايد در فضاى آزاد رشد كند؛ انسانها هم در اين فضا تعالى و تكامل پيدا مى‏كنند.

كجرويها و انحرافها ديده شود تا به نام آزادى دچار بى‏بندوبارى نشويم؛ چون آزادى مرز بسيار ظريف و دقيقى با بى‏بندوبارى دارد؛ بايد مراقب بود كه به عنوان و نام آزادى در گرداب بى‏بندوبارى نيفتيم؛ زيرا بى‏بندوبارى در نهايت منتهى خواهد شد به نفى آزادى و هرج و مرج؛ وجود استبداد، تحميل و فشار را توجيه و زمينه را براى استبداد فراهم مى‏كند.

ما براى آزادى خيلى احترام و ارزش قائليم و به صورت مبنايى هم معتقديم كه آزادى بايد در جامعه باشد؛ آزادى فكر، عقيده و رفتار.

ما به معناى حقيقى كلمه به آزادى و وجود آن معتقديم؛ منتها آزادى يك مسئله است؛ عدم مديريت، عدم نظارت و عدم دقت در آنچه مى‏گذرد، مسئله‏ى ديگرى است.

مراد از آزادى همان آزادى بيان و آزادى فكر است.

ملت ايران مزه‏ى استقلال و طعم آزادى و عزت را چشيده است.

بالاي صفحه

1-1-3- استقلال‏

آدم مستقل وابسته به خدا است.

اساس مسئله براى يك ملت، استقلال و آزادى است.

استقلال فرهنگى، مهمتر از استقلال سياسى و اقتصادى است.

استقلال ملت و كشور، به تلاش و زحمت كارگران بستگى دارد.

استقلال و آزادى به بهترين وجه در كشور ما وجود دارد.

استقلال يك ملت جز با استقلال فرهنگى تأمين نمى‏شود.

بايد بتدريج به سمت استقلال كامل اقتصادى برويم.

تا رسيدن به يك استقلال اقتصادى كامل، هنوز فاصله داريم.

ملت ايران مزه‏ى استقلال و طعم آزادى و عزت را چشيده است.

هدف جمهورى اسلامى، تضمين استقلال كامل ملت است.

هر ملتى كه دم از استقلال بزند، دشمن استكبار به حساب مى‏آيد.

   بالاي صفحه

1-1-4- اصلاحات‏

اصلاحات، يا اصلاحات انقلابى و اسلامى و ايمان است و همه‏ى مسئولان كشور، همه‏ى مردم مؤمن و همه‏ى صاحب‏نظران با اين اصلاحات موافقند؛ يا اصلاحات، اصلاحات امريكايى است و همه‏ى مسئولان كشور، همه‏ى مردم مؤمن و همه‏ى آحاد هوشيار ملت با آن مخالفند.

  اصلاح اين است كه هر نقطه‏ى خرابى، هر نقطه‏ى نارسايى، هر نقطه‏ى فاسدى، به يك نقطه‏ى صحيح تبديل شود.

اگر اصلاحات، پيشرفت و نوآورى براساس ارزشهاى انقلاب نباشد، جامعه دچار ناكامى خواهد شد.

انقلاب، خودش يك اصلاح بزرگ است.

تداوم اصلاحات، در ذات و هويت انقلاب نهفته است.

همه‏ى انسانهايى كه از هر فسادى رنج مى‏برند، دلشان با اين شعار مى‏تپد و طرفدار اصلاحاتند.

بالاي صفحه

1-1-5- انتخابات‏

آزادانه‏ترين انتخابات، مستقل‏ترين مجلس، مردمى‏ترين حكومت، در جمهورى اسلامى است.

انتخابات مجلس مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود و كشورشان است؛ چون مجلس مركز قانونگذارى است.

انتخابات و مجلس شوراى اسلامى مهم است.

اهميت انتخابات مجلس اين است كه شما با انتخاب نماينده‏ى مجلس، در واقع سرنوشت كشور را در چهار سال آينده رقم مى‏زنيد.

حضور مردم در صحنه‏ى انتخابات و رأى دادن، خود يك كار سياسى است كه مردم بايد انجام بدهند.

دشمن مى‏خواهد مجلس ضعيف باشد و انتخابات شور و شوق نداشته باشد و رأى‏دهندگان كم باشند.

شركت در انتخابات يك وظيفه است.

قشرهاى مختلف مردم كوشش كنند كه امر انتخابات و مجلس را هميشه مهم بشمارند.

همچنانى كه اصل انتخابات يك تكليف الهى است، انتخاب اصلح هم تكليف الهى است.

بالاي صفحه

1-1-6- تشكلها، احزاب، مسائل‏جناحى‏

امام، اهل تشكيلات و حزب و امثال آن نبود؛ اما تدبير زيادى داشت.

خصوصيت و فرق يك تشكيلات انسانى با ماشين اين است كه ماشين اراده‏يى از خود ندارد. ... ولى دستگاه انسانى و بشرى اين‏گونه نيست. در هر بخشى يك اراده وجود دارد. ... همه‏ى اين اراده‏ها بايد كار كنند. ... آقايانى كه در بخشهاى مختلف مشغول هستيد، كمال جد و جهد را بكنيد، تا آن كارى كه به عهده‏ى شماست، به بهترين وجهى انجام بگيرد.

سه وظيفه‏ى اساسى بر دوش تشكلها [ى دانشجويى‏] است: يكى اين‏كه مجموعه‏ى دانشجويى را از لحاظ روحى و معنوى تغذيه كنند. ... مسئوليت دوم، مسئوليت سياسى است. ... مسئله‏ى سوم ... رابطه‏ى شماها با خودهايتان.

مسايل جناحى و گروهى را كنار بگذاريد.

هيچ گروهى نبايد به فكر باشد كه آن گروه ديگر را نفى بكند. من هميشه گفته‏ام كه تشكلها، گروهها و مجموعه‏ها، حق اثبات خود را دارند؛ اما حق نفى ديگران را ندارند.

 آفت جوامع بشرى اين است كه كسانى با داشتن پول، با داشتن پشتيبان، با داشتن قوم و عشيره - چه قوم و عشيره به شكل قديمى آن، چه قوم و عشيره به شكل مدرن و امروزى آن؛ يعنى حزب بازى و گروه بازى - حقوق عمومى را نديده بگيرند؛ حق مردم را تضييع كنند؛ فرصتها را منحصراً به اشغال خود در بياورند و جلوى عدالت را بگيرند.


متأسفانه حرف جناح و خط و خطوط، بيش از اندازه همه‏گير شده است. البته يك مقدارش بد نيست؛ نمكى است در مجموعه‏ى نظام! به قول خودشان، جناح راست، جناح چپ؛ افتخار هم مى‏كنند. بنده از اين اسمها - راست و چپ و امثال اينها - هيچ خوشم نمى‏آيد. وقتى خيلى همه‏ى شئون زندگى را بگيرد، حقيقتاً ديگر كسل كننده و زننده مى‏شود. نبايستى روى اين جناح و اين‏طور چيزها خيلى تكيه كرد.
 

بالاي صفحه

1-1-7- دشمن و دشمن‏شناسى‏

1-1-7-1- بيدارى

اگر ما بيدار باشيم، غفلت و يااشتباهى نكنيم، دشمن نمى‏تواند كارى بكند.

امروز روز بيدارى ذهنهاست.

امروز كشور و ملت احتياج دارد به اين كه مردم، تيزبين ، هوشيار، بيدار و دشمن‏شناس باشند؛ بفهمند دشمن چه مى‏كند.

امروز نياز زمانه در درجه‏ى اول، هوشيارى و بيدارى و آگاهى و حفظ جرأت و قدرت اقدام است.

بيدارى و آمادگى ملت، دستور اسلام است.

دشمن بيدار است، شماها هم بايد بيدار باشيد.

وقتى دشمنِ معاندِ بيدارى در مقابل ماست، ما بايد لحظه به لحظه بيدارى خود را حفظ كنيم.

وقتى يك نسل بيدار شد، چه در ميدان بيايد و پيش برود، و چه سركوبش كنند و توى خانه بنشيند، باز برنده است.

همچنانى كه دشمن در دشمنى كردن، روشهاى خود را تغيير مى‏دهد، ما بايد هوشيارى و بيدارى خود را زياد كنيم.

يكى از علامتهاى بيدارى يك ملت اين است كه لحظه‏ها را بشناسد و بفهمد اهميت اين لحظه چقدر است.

بالاي صفحه

1-1-7-2- خشونت‏

اگر منكر بزرگى باشد، برخورد حكومت احياناً ممكن است برخورد قانونى و خشن هم باشد. قوّت و اقتدار و سرپنجه‏ى پولادين با مردم ضعيف بد است؛ دست خشن، هنگام چيدن گلبرگ مضر است؛ اما هنگام جابه‏جا كردن صخره‏ها لازم است. بگذاريد آدمهايى كه متخلفند، احساس ناامنى كنند.

1-1-7-3- اتحاد

اتحاد مسلمين و صفاى دل آنان، شرط اصلى اعلاى كلمه‏ى اسلام است.

 اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فِرَق گوناگون از عقايد خاص كلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلكه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است كه هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اين كه فِرَق گوناگون اسلامى )فِرَق سنى و فِرَق شيعه( ... حقيقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همكارى و همفكرى كنند. دوم اين كه فِرَق گوناگون مسلمين سعى كنند خودشان را به يكديگر نزديك كنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را باهم مقايسه و منطبق كنند.

در عين اين كه دولتها و قدرتها و اداره‏كنندگان جهان، براى مصالح دولتها و مسايل سياسى خود، به سمت وحدت پيش مى‏روند، تمام تلاشهاى استكبار در جهت تضعيف ملتها و بخصوص ملت اسلام و ايجاد اختلاف بين اينها به‏كار مى‏رود.

مأموريت سلاطين فاسد، ممانعت از اتحاد مسلمانان است.

بالاي صفحه

1-2- رسانه‏ها

1-2-1- تبليغات‏

البته ما از جهات مختلف هيچ انتظار نداشتيم كه اين ارتدادها و بريده شدنهاى به اين معنا وجود نيايد: اولاً به خاطر اين‏كه تبليغات جهانى عليه اين راه زياد است؛ ثانياً به خاطر اين‏كه پشتوانه‏ى آن تبليغات جهانى، احساسات درونى خود انسان است؛ انسان ميل به دعت، راحت، ثروت و عشرت دارد. راهى كه انسان بايد سخت در آن حركت كند، با اين چيزها نمى‏سازد؛ بنابراين جنود جهل در وجود انسان به غرايز نفسانى مؤيد است؛ در حالى كه جنود عقل مؤيد به آن غرايز نيست. بنابراين تعجبى ندارد كه ما به كمك غرايز و ميل به دعت، آسايش، بى‏دغدغگى و زندگى راحت خود، مغلوب جنود جهل شويم. جهت سوم اين است كه ما در تبليغات، آدمهاى خيلى متبحر و ماهرى نبوديم؛ شيوه‏هاى علمى را بلد نبوديم تا بتوانيم آن‏چنان فضاى افكار عمومى را در خدمت انقلاب قبضه كنيم تا كسى نتواند اين فضا را عليه انقلاب و به زيان آن در تصرف بگيرد. بنابراين، اين حالت به وجود آمده و زاويه زدنها زياد شده است.

ترديد نسبت به آينده، ترفند تبليغاتى دشمن است.

حقيقتاً الان اين كسانى كه تبليغات اسلامى مى‏خواهند بكنند، به نظر من اگر يك دوره آثار مرحوم شهيد مطهرى را نگاه بكنند، به چيزى احتياج ندارند.

سلامت محيطهاى كارى با تبليغات اسلامى و فعاليت صحيح انجمنهاى اسلامى تأمين و تضمين خواهد شد.

ما مسلمين، به شيوه‏هاى تبليغاتى دشمن وقوف پيدا نكرده‏ايم.

 

1-2-2- مطبوعات‏

آنچه  كه از مطبوعات يك جامعه مورد انتظار است، اين است كه معلومات مردم را بالا ببرند.

اين كار و اين مسئوليت به معناى اثرگذارى مستمر برروى ذهن و فكر يك مجموعه‏يى از مردم است كه همين داراى اهميت است؛ هر چند آن مجموعه وسيع نباشد و كوچك باشد.

[روزنامه‏] وسيله‏ى بسيار مؤثر و برّايى است.

كار مطبوعات به خاطر همين تأثيرى كه بر روى ذهن و به تبع آن عمل و رفتار يك مجموعه‏يى از مردم دارد؛ نمى‏تواند به عنوان يك شغل محض و شغل كاسبانه مطرح بشود.

بالاي صفحه

1-2-3- راديو و تلويزيون‏

صدا و سيما، بايد استقلال فكرى و عملى ملت ايران، نظام جمهورى اسلامى و اصل «نه شرقى و نه غربى» را با ارايه‏ ى فرهنگ و انديشه و هنر خودى و اصيل و غنى، ترويج و تحكيم كند.

صدا و سيما، بايد ... در برابر فرهنگ و هنر و انديشه‏ى تحميلى و بيگانه، حالت تهاجمى داشته باشد.

صدا و سيما، ... بايد با انتخاب بهترين شيوه‏ها و بليغ‏ترين زبانها، غبار غربت و انزوا را از چهره‏ى مفاهيم عميق اسلام و حقايق درخشانِ قرآن بسترد و ارمغانى را كه ملتهاى مسلمان در سراسر جهان، از نظام جمهورى اسلامى انتظار مى‏برند؛ در دسترس آنان قرار دهد.

در ارايه‏ى تصوير و صدا، لازم است از هر گونه ارايه‏يى كه متضمّن بدآموزى در انديشه و رفتار باشد، اجتناب شود تا اين ابزار مهم و همگانى، وسيله‏ى فساد و افساد نگردد.

صدا و سيما نه وسيله‏يى صرفاً براى سرگرمى يا خبررسانى، كه مدرسه‏يى عمومى براى همه‏ى قشرها در سراسر كشور است و برنامه‏هايى كه از آن پخش مى‏شود چه مثبت و چه منفى، آثارى عميق در روحيه و فكر و رفتار و فرهنگ و بينش مخاطبان خود بر جاى مى‏گذارد.

اطلاع‏رسانى و خبر، يكى از وظايف عمده‏ى صدا و سيما است.

تنوع و جذابيت در صدا و بخصوص سيما شرط لازم توفيق آن رسانه است، ولى اين نبايد موجب گرايش به شيوه‏هاى زيانبخش و مخرب گردد.
 

1-2-4- خبرنگار و خبررسانى‏

خبرنگاران لحظات نابودشدنى و زوال‏يافتنى را تثبيت و ابدى مى‏كنند.

گزارشگرى و خبررسانى، يك حرفه‏ى باارزش است.

خبرنگارى كه در دشوارترين مناطق وارد عرصه‏ى خبررسانى مى‏شود و خود را به آب و آتش مى‏زند، نمى‏شود فرض كرد او صرفاً در صدد فرونشاندن آتش كنجكاوى شخصى است، يا براى به‏دست آوردن يك مابه‏ازاى مالى تلاش مى‏كند.

هر حادثه وقتى در چارديوارىِ سكوت و بى‏اعتنايى و غفلت قرار بگيرد، خواهد مرد و فراموش خواهد شد. پايدار شدن حوادث بستگى دارد به اين‏كه مبلّغان و خبررسانانى امين، صادق و با انگيزه داشته باشند.

به مسئله‏ى خبررسانى بايد به اين چشم نگاه كرد كه به نيت ترويج خير باشد.

در دعا مى‏خوانيم: «افضل زاد الرّاحل اليك عزم ارادة»؛ برترين توشه‏ى رهروان اين راه، عزم و اراده است. اگر اين اراده و عزم وجود داشته باشد، نيروها در وجود انسان به‏كار مى‏افتند؛ استعدادها شكوفا مى‏شوند و فكر و جسم - هر دو - كار مى‏كنند. ... كار كسانى كه در عالم خبر و گزارش و كارهاى ذهنى و فكرى در ارتباط با مردم هستند، از اين جهت بسيار اهميت پيدا مى‏كند.

بالاي صفحه

1-2-5- خبرگزارى‏

خبرگزاريهاى عمده دنيا، در دست صهيونيستها و سرمايه‏داران عمده است.

خبرگزارى بايد درست مثل نبضِ دستگاه عمل كند. ... بسيار دقيق و منظم. موارد زايد، اخبار ضعيف و گزارشهاى غير مربوط به مسائل اصلى كشور، بايد بر كنار باشد. خبرها در جهت سياستهاى جارى بايد تنظيم و مرتب شود. خبرهاى خارجى يا خبرهاى دنيا را كه مى‏گيريد، عين آنچه كه اين چند خبرگزارى صهيونيستى معروف دنيا در كانال خبرى‏شان مى‏ريزند، داخل ذهن مردم تلمبه نكنيد! بررسى كنيد ببينيد اين چيزى را كه فلان خبرگزارىِ فلان جا گفته، صحيح است؟
 

 

1-3- سياست خارجه‏

1-3-1- استكبار

استكبار، يعنى گردن كلفتى و قلدرى و آدمكشى و شرم نكردن و ابا نكردن و تجاوزِ توأم با وقاحت و سر را بالا گرفتن و سينه را سپر كردن.

امروز كه شما به كل نظام غربى نگاه مى‏كنيد، از اين خصوصيت استكبار و سلطه، نشانه‏هايى را مى‏بينيد. البته، در دنيا هيچ دولتى پُرروتر و وقيحتر از رژيم امريكا، سلطه و استكبار را آشكار نمى‏كند؛ اما اين خصوصيت، مخصوص امريكا هم نيست. در كل نظامهاى غربى و كسانى كه تابع آنها هستند - مثل دولتهاى ارتجاعى و وابسته و نظامهايى كه براى خودشان قدرتى هستند - خصوصيات سلطه خودش را نشان مى‏دهد؛ اگر چه دنيا آنها را به‏عنوان ابرقدرت نپذيرد.

امريكا و استكبار جهانى همچنان در فكر اين هستند كه سلطه‏ى خودشان را به هر شكلى كه بتوانند، به اين ملت برگردانند.

اين طبيعت نظامهاى قلدر است كه با هر ملت استقلال‏طلب به ستيز برخيزند.

تسخير لانه‏ى توطئه و جاسوسى ... جهادى ابتدايى بود عليه استكبار ... و بطلان تلقينات دهها ساله‏ى آنان براى مرعوب كردن ملتها.

ما در دنيا اعلام كرده‏ايم كه انقلاب اسلامى، با نظام سلطه مخالف است. نظام سلطه، يعنى اين‏كه دولتها و قدرتهايى زور بگويند و ملتها و گروهها و كشورها و دولتهايى، آن زور را قبول كنند. طرفين، طرفين نظام سلطه‏اند و ما نظام سلطه را رد كرديم و رد مى‏كنيم و با آن به مبارزه بر مى‏خيزيم. ما در نظام سلطه، طرفين را مقصر مى‏دانيم؛ هم سلطه‏گر و هم سلطه‏پذير را. استكبار، به معناى همين نظام سلطه است.

بالاي صفحه

1-3-2- امريكا

امريكا و استكبار جهانى همچنان در فكر اين هستند كه سلطه‏ى خودشان را به هر شكلى كه بتوانند، به اين ملت برگردانند.

دولت امريكا امروز در چشم ملت ايران، منفورترين دولتها بعد از دولت غاصب صهيونيستى است.

قدرت استكبارى و جهنمى امريكا ماندنى نيست و از بين خواهد رفت.

مرعوب شدن از توانائيها و اقتدارات امريكا يك چيز بسيار غلط است.

هرجا كه نشانى از امريكا داشته باشد، سيه‏روزى و بدبختى بر مردم آن‏جا حاكم است.

هيچ ملتى تا به حال مثل ملت ما، رژيم مستكبر و زورگوى امريكا را تحقير نكرد.

بالاي صفحه

1-3-3- روابط بين‏الملل

ملت ما بايد در روابط بين‏المللى خوارى نبيند و اهانت نشود. هيچ‏كس حق‏ندارد اهانت به ملت ايران را در كمترين برخورد با ديگران قبول كند. اگر كسى اهانت‏پذير است، براى خودش اهانت‏پذير است؛ براى ملت ايران نمى‏شود؛ حق‏ندارد. ملت ايران، ملتى سرافراز و بزرگ و جان‏دار است و نشان داده است كه قدرت حضور در صحنه‏هاى دنيا را دارد.

اگر شما ملاحظه مى‏كنيد كه امروز جمهورى اسلامى در سطح جهان و سياست بين‏الملل به عنوان يك نظام پابرجا و تثبيت‏شده معرفى گرديده است، و يا اگر امروز كشورهاى غربى ... با طرق مختلف سعى مى‏كنند رضايت ملت ايران را جلب كنند و سابقه‏ى نامطلوب خودشان در رفتار با ملت ايران را به دست فراموشى بسپارند، ... همه‏ى اين واقعيتها محصول و نتيجه‏ى تلاشهاى گذشته و مجاهدتهاى امروز شماست.

بالاي صفحه

1-3-4- عزت، حكمت، مصلحت‏

عزت و حكمت و مصلحت، يك مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بين‏المللى ماست. ... عزت يعنى تحميل هيچ‏كس را قبول‏نكردن. ... حكمت، يعنى حكيمانه و سنجيده كار كردن. ... مصلحت، يعنى مصلحت انقلاب، و اين مصلحت همه‏جانبه است.

 اگر بخواهيم اصول سياست خارجى را كه بر پايه‏ى عزت و حكمت و مصلحت استوار است، بر اوضاع و شرايط پيچيده‏ى امروز دنيا و وضع خاص خودمان تطبيق كنيم، بلاشك فراست، ابتكار عمل، پُركارى، دقت و پايبندى شديد به اصول و آرمانها، جزو وظايف عمومى دستگاه ديپلماسى ماست.
 

بالاي صفحه

1-3-5- صهيونيست، فلسطين‏

امريكا در همه‏ى جناياتى كه امروز در فلسطين اتفاق مى‏افتد شريك جرم است.

انتفاضه‏ى ملت فلسطين، قيام يك ملت است.

بايد تا مطلع‏الفجر نجات ملتهاى مسلمان، مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطين دست از تلاش نكشيم.

رژيم صهيونيستى رژيمى گستاخ و وحشى و بى‏اعتنا به قوانين انسانى و مقررات بين‏المللى است.

ظلمى كه امروز به ملت فلسطين مى‏شود، هيچگاه به مجموعه‏ى يك ملت نشده است.

علاج زخم فلسطين فقط قطع غده‏ى سرطانى حكومت صهيونيستى است و اين كاملاً ممكن است.

غده سرطانى اسرائيل را تنها از طريق همين مبارزات مى‏توان ريشه‏كن ساخت.

فلسطين اكنون صحنه دلاورى مظلومانه و غريبانه يك نسل و ملت مظلوم است.

فلسطين پاره‏ى تن اسلام است.

ما اعلام مى‏كنيم كه حتى يك روز و يك ساعت با دولت غاصب و غيرقانونى و خبيث اسرائيل دوستى و محبت و كوچكترين رابطه نداشته و نخواهيم داشت.

ما جهاد با صهيونيستها را واجب مى‏دانيم.

ما خود را همواره نسبت به ملت مقاوم و مظلوم لبنان داراى تكليف دانسته و خواهيم دانست.

مسئله‏ى فلسطين مسئله‏ى اول بين‏المللى اسلامى است.

ملت فلسطين فهميده است كه راه نجات فلسطين آماده شدن براى فداكارى است. شهادت را تجربه كرده و فهميده‏اند كه دشمن در مقابل شهادت‏طلبى و نترسيدن از مرگ ناتوان است.

ملتهاى مسلمان به عنوان يك فريضه دينى مكلفند از قيام مردم مظلوم فلسطين حمايت كنند.

هر كجا كه دفاع از فلسطين باشد، ما در آن‏جا حضور داريم.

امروز ملت فلسطين - زن و مرد - در صف‏آرايى معنوى در درون خود توانسته‏اند جانب معنويت را غلبه بدهند و پيروز كنند؛ و اين ملت پيروز خواهد شد.

بالاي صفحه

1-3-6- عراق‏

 ماجراى زندان «ابوغريب» ... داغ ننگى بر پيشانى امريكاييها شد؛ و اين داغ به اين آسانيها پاك نخواهد شد.

صحنه عراق امروز آزمايشگاهى است براى مردم عراق و امت اسلامى. ملتهاى مسلمان امروز شاهد اتفاقات مهمى هستند كه سرنوشت آنها را رقم خواهد زد و نمى‏تواند در مقابل اين حوادث ساكت بنشينند و هيچگونه عكس‏العملى نداشته باشند.

اقدام آمريكا در تعيين حاكمى بيگانه بر عراق در واقع بازگشت به همان شيوه‏هاى كهن استعمارگرى، در عصر حاضر است.

ورود امريكاييها به عراق غلط بود، ماندنِ‏شان غلط بود، رفتارشان با مردم غلط بود، حاكم امريكايى بر سر مردم گذاشتن غلط بود و آمدنِ‏شان به سمت كربلا و نجف غلط بود.
 

1-3-7- حقوق بشر

امروز دولتهايى ادعاى طرفدارى از حقوق بشر را مى‏كنند كه بزرگترين اهانتها را به بشر كرده‏اند! رژيمهايى داعيه‏ى آزادى بيان و فكر را در دنيا بلند كرده‏اند كه بزرگترين اختناقها و استبدادهاى عالم، از آثار وجود شوم آنهاست!

چه‏قدر وقيح است كه امريكا و انگليس و دولتهايى مانند آنها، ادعاى طرفدارى از حقوق بشر و احترام به آزادى انسان را مى‏كنند!

حرف و تعارف زياد است، ادعاى حقوق بشر زياد مطرح مى‏شود؛ اما صادقانه و واقعى نيست.

كسانى كه دم از طرفدارى از حقوق بشر مى‏زنند و در يك چشم به هم زدن، حقوق ملتى را پامال مى‏كنند.

بالاي صفحه

1-4- ايام‏

1-4-1- بيست‏ونهم بمهن‏

اين بيدارى خيلى ارزش دارد و همين بيدارى بود كه حادثه‏ى 29 بهمن را در سال 1356 به‏وجود آورد.

بالاي صفحه

1-4-2- دهه‏ى فجر

بيست‏ودوم بهمن تحولى در كل تاريخ بشر و در تاريخ جهان بود.

بيست‏ودوم بهمن روز تجديد عهد با اسلام، انقلاب و ادامه راه روشن امام خمينى است.

بيست‏ودوم بهمن و دهه فجر براى ما روز بازيابى خاطره انقلاب است.

پيروزى انقلاب اسلامى در ايران سرآغاز حاكميت ارزشهاى معنوى بوده است.

در دهه‏ى فجر، اسلام تولدى دوباره يافت و اين دهه در تاريخ ايران نقطه‏يى تعيين كننده و بى‏مانند به شمار مى‏رود.

در واقع با ورود امام بزرگوار، اين نظام پوسيده‏ى فاسد و اصل نظام پادشاهى ... پوچ و نابود و دود شد و از بين رفت.

دهه‏ى انقلاب از رشحات اسلام است.

دهه‏ى فجر آن آئينه‏يى است كه خورشيد اسلام در آن درخشيد و به ما منعكس شد.

دهه‏ى فجر آن‏چنان بايد برگزار شود كه نمايشگر شكوه و عظمت حقيقى انقلاب باشد.

دهه‏ى فجر، دهه‏ى تجديد قواى نيروهاى انقلابى با تجديد يادها و خاطره‏هاى پرشكوه آن روزهاست؛ دهه‏ى تجديد عهد و ميثاق ملت ما با انقلاب است؛ دهه‏ى گراميداشت بزرگترين معجزه‏ى الهى در اين روزگارهاست.

دهه‏ى فجر، دهه‏ى فجر و طلوع انقلاب است. به همين خاطر بزرگداشت آن بايستى بااهميت انجام بگيرد.

دهه‏ى فجر عيدى است كه يك تاريخ سرتاپا ظلم و طغيان را قطع كرد.

دهه‏ى فجر مقطع رهايى ملت ايران است.

دهه‏ى فجر و بيست‏ودوم بهمن را قدر بدانيد.

روز دوازدهم [بهمن‏] به يك معنا، روز شروع قدرت اسلام است.

مراسم روز بيست‏ودوم بهمن براى ما جزو حساس‏ترين و پرمعناترين مراسم است.

خاطره‏ى پيدايش و ولادت انقلاب، همراه با دوره‏يى از معارف انقلاب است.

بالاي صفحه

1-4-3- پانزدهم خرداد

حضرت امام قيام مردم در پانزده خرداد را راهگشاى حركت انقلاب قرار داد.

امروز بعد از چهل سال كه از واقعه‏ى پانزدهم خرداد مى‏گذرد، شما ملاحظه مى‏كنيد كه نهضت مظلوم امام، دنياى اسلام را فراگرفته است.

بالاي صفحه

1-4-4- سوم خرداد

 سوم خرداد يك روز فراموش نشدنى است.

يكى از همين آقايان كه رئيس‏جمهور يك كشور آفريقايى و جزو شخصيتهاى برجسته‏ى سياسى آفريقا و بلكه دنيا محسوب مى‏شد، خصوصى به من گفت شما با پيروزى در خرمشهر، معادله‏ها را عوض كرديد و امروز دنيا به چشم ديگرى به شما نگاه مى‏كند.

بالاي صفحه

1-4-5- سيزدهم آبان‏

تسخير لانه‏ى توطئه و جاسوسى ... جهادى ابتدايى بود عليه استكبار ... و بطلان تلقينات دهها ساله‏ى آنان براى مرعوب كردن ملتها.

تسخير لانه‏ى جاسوسى جهادى ابتدايى عليه استكبار بود.

در چنين روزى در بحبوحه‏ى طلوع خورشيد حق و عدل، كه با مشعل‏گردانى و تدبير الهىِ آن رهبر نستوه، از روزن دلهاى يكايك مردم اين مرز و بوم سركشيده بود، دست شوم استكبار، خشمگين و سرگردان، بى‏تدبير و هدف، جمعى از نونهالان‏دانش‏آموز را هدف گرفت و مشتى برگهاى نورس بهارى را بر زمين ريخت، تا خون آن جگرگوشگان معصوم، باز هم‏زودتر دامن ديوان آدمى‏خوار را بگيرد و موج خشم آگاهانه‏ى مردم، خس و خاشاك راه پيروزى را بروبد.

در روز سيزدهم آبان دست نيرومند انقلاب گريبان استكبار را گرفت و آن را از مسند موهوم شكست‏ناپذيرى به زير كشيد.

در شب سيزدهم آبان، دستهاى آلوده و خشن استكبار، امام جبهه‏ى حق را كه همه‏ى كاخ‏نشينان را به مبارزه دعوت مى‏كرد، ربود.

در ميان ايام‏اللَّه انقلاب كه يادگارهاى دوران مبارزه‏ى بيست‏وچند ساله‏ى ملت شجاع و پيروز ما و هر كدام حامل خاطره‏يى و پرتوى از امام راحل عظيم ماست، سيزدهم آبان، داراى ابعاد متنوعتر و پيامهايى عميقتر و بنيانى‏تر است.

شما دانشجويان و دانش‏آموزان و جوانان، براى نسل آينده و دوره‏ى بعد، پايه‏هاى اصلىِ انقلابيد.

روز سيزدهم آبان به عنوان يك عيد شناخته نمى‏شود، اما به عنوان يك روز ملى شناخته مى‏شود.

اولين مضمون سيزده آبان عبارت است از رويارويى رژيم امريكا با نهضت اسلامى و بيدارى اسلامى.

بالاي صفحه

1-4-6- روز قدس‏

در روز قدس بايد فرياد مرگ با امريكا، اسرائيل و ارتجاع فضاى سراسر كشورهاى اسلامى را پر كند.

روز قدس بايد روز آمادگى براى آزادسازى قدس باشد.

روز قدس را گرامى بداريد و آن را بزرگ بشماريد.

روز قدس روز آرمانها و اهداف مقدس و اسلامى اين امت است.

روز قدس يكى از مهمترين روزها در جهان اسلام است.

شركت فعالانه مسلمانان در مراسم روز جهانى قدس سبب قدرت و قوت مبارزين فلسطين خواهد شد.

ملت بزرگ ما در روز قدس با حضور يكپارچه فرياد رساى خود را در حمايت از ملت فلسطين به گوش جهانيان مى‏رساند.

ملت مسلمان ايران با شركت در راهپيمايى روز جهانى قدس اين روز عزيز را زنده نگه دارند.

 

1-4-7- نوزدهم دى‏

روز نوزدهم دى بدون شك يكى از ايام‏اللَّه است. اين روز در تاريخِ بعد از خود و مسير حركت در طول انقلاب و نهضت، تأثير اساسى داشت.

روز نوزدهم دى نقطه‏ى عزيمت در نهضت و انقلاب اسلامى ايران است.

بالاي صفحه

1-4-8- هفتم تير

حادثه‏ى هفتم تير موجب شد كه خط امام بتواند حاكميت خود را بر عرصه‏ى عظيم انقلاب تثبيت كند.

حادثه‏ى هفتم تير يك حادثه‏ى تلخ و غم‏انگيز و درعين‏حال تعيين‏كننده و پرفايده براى انقلاب بود.

اين حادثه نشان داد كه حتى ضربه‏هاى سهمگينى از اين قبيل هم نمى‏تواند به استحكام بناى جمهورى اسلامى كه به ايمان و حضور مردم تكيه كرده است، خللى وارد كند.

بالاي صفحه

2- اجتماعي

2-1- خانواده

از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تربيت درست باشد، در پيشرفت كار جامعه به صورتى كه اسلام مى‏خواهد، تأثير زيادى دارد. اسلام مى‏خواهد اين كانون تشكيل بشود و به وجود بيايد.

اگر خانواده‏ها صحيح، قوى، سالم، بى‏انحراف و طبق سنت الهى تشكيل بشوند، آن وقت جامعه، جامعه‏ى سالمى خواهد بود.

در كار ازدواج و اين مراسم، ... به نظر اسلام آن چيزى كه اصل و محور است، تشكيل كانون خانوادگى است.

 مسئله‏ى مادرى، مسئله‏ى همسرى، مسئله‏ى خانه و خانواده، مسائل بسيار اساسى و حياتى است. در همه‏ى طرحهايى كه ما داريم، بايستى «خانواده» مبنا باشد.


در خانواده همسر و مادر عضو اصلى است. زن در اين مجموعه، جاى بسيار اساسى و رفيعى دارد. به همين خاطر، وقتى اصل خانواده -يعنى زن - متزلزل است، در آن‏جا هيچ‏چيزى در جاى خودش قرار ندارد.


كانون خانواده، جايى است كه عواطف و احساسات بايد در آن‏جا رشد و بالندگى پيدا كند؛ بچه‏ها محبت و نوازش ببينند؛ شوهر كه مرد است و طبيعت مرد، طبيعت خام‏ترى نسبت به زن دارد و در ميدان خاصى، شكننده‏تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است - حتّى نه نوازش مادر - بايد نوازش ببيند.
 

بالاي صفحه

2-1-1- زن‏

آن زنى كه خود را در دامنه آن قله‏يى مى‏داند كه در اوج آن حضرت فاطمه‏ى زهرا(عليهاالسّلام) _ بزرگترين زن تاريخ بشر _ قرار دارد، زن ايرانى است.

اسلام با كار كردن زنان نه تنها موافق است، بلكه تا آن‏جايى كه با شغل اساسى او كه مهمترين شغل اوست - يعنى تربيت فرزند و حفظ خانواده - مزاحم نباشد، شايد لازم هم مى‏داند.

اسلام فعاليت اسلامى زنان را با رعايت حجاب و حدود اسلامى تشويق مى‏كند.

اگر در كشورى زنان آن كشور بتوانند به آن صفا و معنويت و رُقاء و تعالى فكرى برسند، هيچ مشكلى در آن مملكت باقى نمى‏ماند.

دختر شلوار تنگِ لباس چسبان پوشيده، وقتى سوار يك دوچرخه‏ى تشريفاتى هم بشود و در خيابان بيايد، اين تبرج است.

زن اسلامى، شخصيتى است كه راه و هدف را تشخيص مى‏دهد و براى آن فداكارى مى‏كند.

زنِ امروز ايران، در صحنه‏ى علم و سياست و هنر و در گونه‏گون فعاليتهاى اجتماعى، از گذشته بسى فعالتر و ميدان‏دارتر است.

زنان مسلمان بايد در تمام شئونات زندگى فردى و اجتماعى، حضرت فاطمه‏ى زهرا(سلام‏اللَّه‏عليها) را الگو قرار داده و پيروان راستين آن حضرت باشند.

زن بايد تبرّج - يعنى خودنمايى - نداشته باشد؛ ممنوع است. اين، در فرهنگ اسلامى ممنوع است. زن بايد خودنمايى نكند. اگر محيط جامعه، محيط خودنمايى زن شد، به كلى همه چيز به هم مى‏ريزد و اولين چيزى هم كه ضربه مى‏بيند، امور جدى جامعه است. خانواده، سلامت جوانها و عفاف و عصمت آنها ضربه مى‏بيند.

زن در كشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد.

زن مسلمان بايد در راه فرزانگى و علم تلاش كند.

زن هم مى‏تواند به بالاترين مقامات از لحاظ معنوى برسد.

شخصيت زن كه به بركت انقلاب اسلامى احياء شد بايد با پرهيز از تجمل‏گرايى حفظ شود.

صلاح زنان در جامعه، صلاح مردان را به دنبال دارد و در اين ارتباط زنان نقش برجسته‏يى را برعهده دارند.

ما براى زن ارزش واقعى انسانى قائليم.

نبايد زنان به سمت تجمل‏گرايى سوق پيدا كنند.

نقش زنان در انقلاب و جنگ، يك نقش تعيين‏كننده بود.

ورزش زنان، كار لازمى است. زنان هم نصف جمعيت كشورند؛ بايد ورزش بكنند؛ اما محيط ورزش زنان، بايستى به گونه‏يى باشد كه با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پيدا نكند.

اين عاطفه‏اى كه زن و مرد نسبت به هم ابراز مى‏كنند، به آرامش درونى خانواده كمك مى‏كند. اينجاست كه زن يك نقش اساسى ايفا مى‏كند. بعضيها خيال مى‏كنند اگر زنى كارش عبارت از همان كار داخل خانه باشد، اين اهانت به زن است؛ نه، اين هيچ اهانت نيست؛ بلكه مهمترين كار براى زن، اين است كه زندگى را سر پا نگه‏دارد.

بالاي صفحه

2-1-2- مادر

مسئله‏ى مادرى، مسئله‏ى همسرى، مسئله‏ى خانه و خانواده، مسائل بسيار اساسى و حياتى است. در همه‏ى طرحهايى كه ما داريم، بايستى «خانواده» مبنا باشد.

بهترين روش تربيت فرزند انسان، اين است كه در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پيدا كند.

يكى از وظايف مهم زن، عبارت از اين است كه فرزند را با عواطف، با تربيت صحيح، با دل دادن و رعايت و دقت، آن چنان بار بياورد كه اين موجود انسانى - چه دختر و چه پسر - وقتى كه بزرگ شد، از لحاظ روحى، يك انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتارى، بدون احساس ذلت و بدون بدبختيها و فلاكتها و بلايايى كه امروز نسلهاى جوان و نوجوان غربى در اروپا و امريكا به آن گرفتارند، بار آمده باشد.

زنانى كه فرزند خود را از چنين موهبت الهى محروم مى‏كنند، اشتباه مى‏كنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام كرده‏اند. اسلام، اين را اجازه نمى‏دهد.

 

2-1-3- ازدواج‏

بعضيها هم ازدواج را كه يك امر عاطفى و انسانى و وجدانى است، به صحنه‏ى تفاخر تبديل مى‏كنند.

بناى كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است‏

در ازدواج، اصل قضيه يك امر انسانى است؛ نه يك امر مادّى. اسلام مهريه را قرار داده است؛ اما مهريه اين را به‏صورت يك معامله‏ى دادوستدى نمى‏كند.

در كار ازدواج و اين مراسم، ... به نظر اسلام آن چيزى كه اصل و محور است، تشكيل كانون خانوادگى است.

ما در اين زمينه‏ها - هم در مورد ازدواج جوانان، و هم در مورد لوازمى كه ازدواج دارد - سفارشهاى زيادى هم به مسئولان دولتى كرده‏ايم. ... اميدواريم كه اين مقدمات فراهم بشود و ان‏شاءاللَّه مشكل ازدواج به شكلى حل گردد.

بالاي صفحه

2-1-4- تجملات و اسراف‏

اگر در جامعه قناعت وجود داشته باشد، زياده‏روى و اسراف و ريخت و پاش نباشد، اگر حرص و افزون‏طلبى در امور مادى نباشد، اين جامعه به بهشت و گلستان تبديل مى‏شود.

امام بزرگوار ما خودش مظهر همين معنا بود؛ آدمى بود كه تعيّنات دنيوى، حقيقتاً برايش ارزش نداشت. آدم اين را در آن مرد معنوى و بزرگوار مى‏ديد كه تعيّنات، تعلّقات و تكلّفات دنيوى، اصلاً براى خودش ارزش نداشت!

اين‏جانب از اين‏كه كسانى مى‏كوشند تا در ميان مردم ما رسم تجمل‏گرايى و اسراف و ولخرجى را شايع كنند، شديداً نگران و متأسفم؛ و از اين‏كه مردم فداكار و انقلابى ايران در امور شخصى به مصرف‏گرايى سوق داده شوند و قناعت انقلابى را از ياد ببرند، به خدا پناه مى‏برم.

با تجملات زيادى، جامعه زيان مى‏كند.

تجملات براى يك جامعه، مضر و بد است. ... بايد بنا را بر سادگى گذاشت.

عزيزان من، يكى از شعارهاى ما قبل از پيروزى انقلاب ... «ساده زيستى» بود؛ زندگى ساده و كمتر بهره بردن از جلوه‏هاى دنيا! بعد كه انقلاب، پيروز شد، سعى كرديم باز هم همين روش، همين شعار و همين مبنا را دنبال كنيم.

بالاي صفحه

2-1-5- كودك‏

كودك ذخيره‏ى ارزشمندى براى هر جامعه است.

بالاي صفحه

2-2- جوان‏

امروز، [شما جوانان‏] عناصر مؤثريد؛ ولى فردا ستونهاى انقلاب هستيد. توجه كنيد انقلاب را با ريشه‏ها و مبانى فكرى و منطقيش، بدرستى بشناسيد.

پيشرفتهايى كه در المپيادهاى رياضى و فيزيك و شيمى و ... به دست آورديم، نشان داد ما جوانهايى داريم كه از استعدادهاى بالايى برخوردارند.

جوان، آن هم داراى علم و معرفت، آن هم در صراط تحصيل دانش براى اداره‏ى كشور در آينده داراى ارزش است.

جوان مظهر اميد است.

جوان و نوجوان، چشمه‏ى جوشان نيرو و استعداد است.

حقيقتاً جوانان موتور يك جامعه هستند.

محبوبترين انسانهاى جامعه در نزد پروردگار، جوانهاى پارسا و پرهيزگار و مؤمن هستند.

مهمترين مظهر قدردانى از جوانى همين است كه از اين صفا و نورانيت و از اين ناآلودگى و پيراستگىِ طبيعىِ انسان جوان استفاده كنيد و خود را در زمينه‏هاى تزكيه و اخلاق پيش ببريد؛ اين ان‏شاءاللَّه ذخيره‏ى همه‏ى زندگى شما خواهد شد.

مهمترين مظهر قدردانى از جوانى همين است كه ... خود را در زمينه‏هاى تزكيه و اخلاق پيش ببريد؛ اين ان‏شاءاللَّه ذخيره‏ى همه‏ى زندگى شما خواهد شد.

هرجا جوانهاى ما خواستند و همت گماشتند، به هدف رسيدند و رسيديم.

بالاي صفحه

2-3- اعتياد

دشمن براى تباه كردن و ضايع كردن نيروى كار، وارد ميدان مى‏شود. چگونه؟ با دو عامل: عامل فساد اخلاقى و عامل اعتياد.

 فساد و اعتياد و هرزگيهاى گوناگون بر اثر فقر پيش مى‏آيند.

امروز يكى از برنامه‏هاى حتمى دشمنان در سرتاسر كشور اين است كه فساد و بيكارگى و تنبلى و اعتياد را رواج بدهند.
 

بالاي صفحه

2-4- كار و فعاليت‏

2-4-1- مشاغل‏

2-4-1-1- پرستار

اگر طبابت باشد، اما پرستارى نباشد، طبابت هم نخواهد توانست علاج بيمارى بيمار را بكند. بخش مهمى از بهبود حال بيماران ما، مرهون دست نوازشگر پرستاران است.

اين حرفه‏ى پرستارى، تركيب عجيبى است ... از يك سو، تركيبى است از رحمت و عطوفت و مهربانى و مراقبت، و از سوى ديگر، دانش و معرفت و تجربه و مهارت.

پرستاران شايسته‏ى احترام، تجليل و ستايش از طرف مردم ومسئولين‏هستند.

پرستارى حرفه‏ى شريف و ارزشمندى است كه كمتر به مقام معنوى و قداست والاى آن توجه شده است.

در روز ولادت زينب كبرى (سلام‏اللَّه‏عليها) جا دارد كه روز پرستار را گرامى بداريم.

عزيزان من! اين موقعيت را قدر بدانيد، اين خدمتگزارى را بزرگ بشماريد، از خدا به خاطر آن سپاسگزارى كنيد كه شما را به اين كار مهم موفق كرده است و آن را هر چه مى‏توانيد، بهتر انجام بدهيد.

لازم مى‏دانم كه از همه‏ى پرستاران سراسر كشور صميمانه تشكر كنم.

من اين ميلاد مسعود را ... و بخصوص اين روز را - كه روز پرستار نامگذارى شده است - به همه‏ى پرستاران كشور، كه قشر زحمتكش و ارزشمندى هستند، ... تبريك عرض مى‏كنم.

نقش پرستار، چه قدر نقش پُربها و پُراثرى است.

بالاي صفحه

 

2-4-1-2- پزشك

اگر احساس تعهد به علم، انسان و انسانيت نبود، بلاشك امروز پيشرفتهايى كه شما در پزشكى ملاحظه مى‏كنيد، كشف و حاصل نشده بود؛ اين را قدر بدانيد. اين احساس تعهد، خيلى ارزشمند است.‏

 پزشكان ما در بخشى از كشور متراكمند؛ خيلى از جاها حقيقتاً دچار كمبود پزشك يا لااقل پزشك متخصص هستند؛ براى اين بايد فكرى كرد.

نظام پزشكى بايد مأمن پزشكان باشد؛ ليكن بيش از آن بايد مأمن آبروى پزشكى باشد.
 

بالاي صفحه

2-4-1-3- معلم‏

احترام به استاد، احترام به علم است.

امروز همه بايد تكريم به معلمان را، در فضاى فرهنگى جامعه و در ذهن مردم بيش از پيش تشديد كنند.

اين معلمان چه‏قدر عزيزند! اين شغل معلمى چه‏قدر ارزشمند است! اين مرتبه‏ى تعليم چه قدر والا و بلند است، كه همه‏ى انسانهاى فرزانه، انسانهاى بزرگ و برجسته، هرجايى كه باشند، خود را پرورده‏ى دست معلم مى‏دانند و سايه‏ى معلم را بر سر خودشان حس مى‏كنند!

تكريم نسبت به معلم و بزرگداشت او به معناى واقعى كلمه، آثار بسيار مثبتى را در فرهنگ جامعه و تعليم و تربيت باقى مى‏گذارد.

شما معلمان و مربيان و نسل جوان هستيد كه فردا را مى‏سازيد و استكبار جهانى را مأيوس مى‏كنيد و نقطه‏ى اميد روشن را ... در دل مستضعفان عالم زنده نگه مى‏داريد.

شما معلمان هستيد كه فردا را مى‏سازيد.

معلم با آموختن به يك انسان كليد بهره‏بردارى از گنجينه‏يى تمام نشدنى را به او مى‏دهد.

معلم متحول كننده‏ى جان لايعلم انسانها به روان عالم است.

نقش معلم و مربى در جامعه‏ى ما، نقش تراز اول است.

 

 2-4-1-4- صيادى

استحصال از دريا يك كار مفيد، كار توليدى و خدمت به مردم است.

مسئولين بايد امر صيادى را خيلى جدى بگيرند.

بالاي صفحه

2-4-1-5- كارگر

استقلال ملت و كشور، به تلاش و زحمت كارگران بستگى دارد.

این كارى كه شما [كارگران‏] براى توسعه و پيشرفت كشور مى‏كنيد، اين يك عبادت قطعى است.

شما كارگرها نقش مهمى در كشور داريد. بار اصلى توليد روى دوش شماست.

قشر عزيز كارگر مايه‏ى افتخار ما و نظام جمهورى اسلامى است.

كارگران در دو جبهه‏ى كار و جنگ تلاش ارزنده‏يى از خود نشان دادند.

كارگر شأن معنوى و انسانى بالايى را در جامعه دارد.

همه‏ى ذرات عالم كارگرند.

ارزش كارگر آنقدر والاست كه پيغمبر دست او را بوسيد.

بالاي صفحه

2-4-1-6- كارمند

خيال نكنيد بدون عشق و ايمان مى‏شود كارى كرد! اين روح را تقويت كنيد. اين‏كه من اين قدر تكيه مى‏كنم كه نيروهاى مؤمن و حزب‏اللهى را در بخشهاى مختلف كار و تشكيلات دولتى بياوريد و به كار بگماريد، براى خاطر اين است كه نيروى مؤمن و دل مؤمن، اين روح را تأمين خواهد كرد. به جسم اكتفا نكنيد.

در گزينش افراد ملاحظه كنيد، كسانى باشند كه اين خصوصيات را رعايت بكنند -هم جهات اسلامى، هم جهات انقلابى، هم جهات ارزشى را - تا كار، واقعاً چنان كه بايد و شايد، پيش برود و هيچ لنگى و مشكلى پيدا نكند و به ابتكار، ميدان بدهيد.

در محيط كار، سعى كنيد از همه‏ى توان و استعداد و ابتكار خودتان استفاده كنيد.

ماهيت كارِ كارمند، خدمت است.

محيط كارمندى، محيط شرافت و پاكدامنى و محيط كار براى اسلام و مسلمين است.

نگذاريد ساعتى از ساعات كار شما، به بطالت يا به كم كارى بگذرد.

بالاي صفحه

2- 4-2- اشتغال‏

الان مسئله‏ى اشتغال حقيقتاً جزو چند مسئله‏ى درجه‏ى اول ماست.

امروز مسئله‏ى اشتغال در كشور ما يك مسئله‏ى بسيار مهم و اساسى است و اگر برنامه‏ريزىِ خوب و كارآمد و عمل جدى دنبال اين عنوان وجود داشته باشد، به وضوح مشكلات بتدريج كاهش پيدا خواهد كرد.

پرداختن به مسئله‏ى اشتغال و فعاليت توليدى و مفيد، وظيفه‏يى است كه از معنا و مفهوم جمهورى اسلامى مى‏جوشد.

پرداختن به مسئله‏ى اشتغال يكى از مهمترين گره‏گشاييها در كار مردم است و گره‏گشايى، سيره‏ى علوى است.

محور همه‏ى سياستهاى كلان اجرايى بايد ايجاد اشتغال در كل كشور باشد. معناى اشتغال اين است كه جوانِ مستعدِ آماده‏ى به كار، فرصت تلاش و فعاليت به دست بياورد تا هم نياز شخصى خود را از اين راه برطرف كند و هم به پيشرفت و آبادانى كشور و رونق اقتصادى آن كمك كند

بالاي صفحه

2-4-3- تعاون

من وقتى در وضع كشور خودمان نگاه مى‏كنم، مى‏بينم يكى از چيزهايى كه مى‏تواند جلوى اين بى‏عدالتى را به شكل منطقى و اصولى سد كند، همين كار تعاونى است.

  تعاون در كشور ما مى‏تواند سرانگشت گره‏گشايى باشد.

به نظر من، يكى از راه‏حلها و اساسى‏ترين و منطقى‏ترين و بنيادى‏ترين كارهايى كه مى‏تواند در اين كشور براى استقرار عدالت انجام بگيرد، «تعاون» است.

 همين تعاون مى‏تواند كشور را - بخصوص امروز - از لحاظ اقتصادى هم نجات بدهد.

من با مسئولان كشور، ... بارها اين را تكرار كرده‏ام و گفته‏ام كه نقطه‏ى بن‏بست شكنمان، عبارت است از ايجاد اشتغال، آن هم از منابع نو؛ و «تعاون» مى‏تواند يك بازوى قوى در اين راه باشد.

بالاي صفحه

2-4-4- كيفيت‏

دايم در فكر كيفيت دادن باشيد.

محكم‏كارى و استحكام و بالا بردن كيفيت كار را مراقب باشيد.

يك كار اساسى بايستى به بهترين كيفيتها عرضه شود، تا ماندگار باشد.

بالاي صفحه

2-4-5- وجدان كارى‏

اگر ملتى داراى وجدان كار باشد، محصول كار او خوب خواهد شد.

تذكرى كه مى‏خواستم عرض كنم اين است كه دو چيز را از آغاز سال شروع كنيم و به عنوان شعارى براى خودمان قرار بدهيم. آن دو چيز عبارت است از وجدان كار و انضباط اجتماعى كه دو شاخص بسيار مهم است.

هر كس و در هر كجا كه هستيم، وجدان كار را در كارى كه به گردن گرفتيم و تعهد كرديم، رعايت كنيم.

بالاي صفحه

2-4-6- نظم، برنامه‏ريزى

خاصيت برنامه‏ريزى خروج از روزمرگى است.

[نظم و انضباط] كشور و ملت ما را به شادابى خواهد رساند و كار آنها را پيش خواهد برد.

بالاي صفحه

2-5- جامعه‏

2-5-1- تمدن

ملت هوشمند، نجيب و شجاع ايران در تمدن امروز جهان نقش اساسى دارد.

بالاي صفحه

2-5-2- جهانگرد

مى‏بينيد كه ما براى كار كردن، هنوز خيلى جا داريم. براى ابتكار، براى جمع كردن نيروهاى خوب و كارآمد و به كار گرفتن استعدادهاى درست، خيلى جا داريم. ... عين همين را حتى وزارت ارشاد و بخشهاى به حسب ظاهر غير صنعتى و غير توليدى دارند. فرض كنيد وزارت ارشاد، مسئله‏ى مسافر و جهانگرد و آمدن و رفتن و امثال اينها را دارد. كشورهايى در دنيا هستند كه اصلاً از اين طريق زندگى مى‏كنند؛ يعنى همين كارى را كه ما با نفتمان مى‏كنيم، آنها با نمايش دادن مى‏كنند. ما چينى‏هاى ته صندوقمان را در مى‏آوريم؛ دانه دانه مى‏فروشيم و پولش را مى‏خوريم! آنها اين چينى‏ها را پشت ويترين مى‏گذارند؛ مردم مى‏آيند و تماشا مى‏كنند؛ همان پول را از اين طريق به دست مى‏آورند.

 وقتى ما به ميراث فرهنگى رسيديم، سرمايه‏يى مى‏شود كه از آن در بخش گردشگرى سود و بهره‏اش را مى‏بريم.
 

بالاي صفحه

 2-5-3- خدمت‏رسانى‏

اگر در مسايل رفاه زندگى عمومى و ايجاد تسهيلات و رفع مشكلات غرق شويم، به طورى كه جهتگيريهاى انقلابى را به دست غفلت بسپريم، به ابهت و هيبت‏انقلاب ضربه زده‏ايم و جاذبه‏ى آن را در دنيا مخدوش كرده‏ايم و اين، مطمئناً به كارايى ما ضربه خواهد زد. بنابراين، اين دو در كنار هم مطرحند.

امروز در كشور، رقابت مشروع و مقبول از نظر مردم و ما، فقط رقابت براى خدمت كردن به مردم است.

انقلاب، زندگى و نشاط و ايمان مردم را به آنها برگرداند.

بايد ترتيبى داده بشود و مكانيسمى به وجود بيايد كه كارگزاران حكومتى، خودشان را به معناى حقيقى كلمه، خدام و خدمتگزاران مردم بدانند.

بزرگترين مبارزه‏ى با امريكا، خدمت به اين مردم است.

جمهورى اسلامى آن هندسه‏ى معيوب را ندارد؛ بعكس، يك نوع حالت مركزگريزى و دور از مركزگرايى در طبيعت جمهورى اسلامى هست. ممكن است به‏طور قهرى در مواردى از اين طبيعت تخلف بشود؛ اما طبيعت دستگاه و برنامه‏ريزى دستگاه، همان است. هنوز از پيروزى انقلاب دو ماه نگذشته بود كه امام‏بزرگوار به بنده مأموريتى دادند و من را به بلوچستان فرستادند و گفتند چون‏شمانسبت به مسائل بلوچستان سابقه داريد، به آن‏جا برويد و به وضع محروميت آن منطقه برسيد؛ اين اولين نشانه‏ى يك حركت بود؛ در حالى كه امام به‏بلوچستان نرفته بودند! اين حالتى است كه از طبيعت دستگاه مى‏جوشد. شما سراغ جاهاى محروم برويد.

جوانهاى عزيز و آحاد مردم كشورمان بايد طعم شيرين خدمات دولتى را در كام خود حس كنند.

جهت كلى سياستهاى ما، بايد تأمين منافع طبقات محروم باشد.

حقيقتاً مردم ولى‏نعمت ما و كارگزاران اين نظام هستند.

در مسايل داخلى تأمين عدالت اجتماعى و امنيت عمومى و رعايت طبقات ضعيف و محروم، يك ركن اصلى است.

علاج مشكلات ما در اين است كه سازندگى كشور را در كنار تأمين روحيه‏ى انقلابى در مردم و حفظ همان صلابت و چهره‏ى باعظمت و هيبت انقلاب ببينيم. اگر به رفاه عمومى نينديشيم و به سازندگى كشور فكر نكنيم، مطمئناً نظام جمهورى اسلامى نخواهد توانست الگو و تجربه‏ى مطلوب را به دنيا ارايه بدهد.

فلسفه‏ى وجود بنده و امثال بنده و ديگر مسئولان، خدمت است. ماها نوكر و خدمتگزار مردم هستيم؛ اعتبار و آبروى ما به اين است؛ اسلام اين را براى ما معين كرده است؛ ما حقى به گردن مردم نداريم؛ مردم به گردن ما حق دارند.

ما اصلاً براى خدمت به مردم آمده‏ايم. فلسفه‏ى وجود ما خدمت به مردم است.

ما معتقديم كه در نظامى اسلامى و در جامعه‏يى كه بركات و نعمات متعلق به همه‏ى مردم است، چنانچه كسانى هستند كه در محروميت به سر مى‏برند، مسلماً حق آنان تضييع شده و حقوقشان داده نشده است.

مسئولين تا نفس دارند بايد به اين مردم خدمت كنند. بايستى در بين مسئولين مسابقه خدمتگزارى و خدمت‏رسانى به مردم برقرار باشد.

نهضت خدمت‏رسانى به مردم يك مبارزه بزرگ و سنگين است.

هركه مى‏خواهد با امريكا مبارزه‏ى اساسى بكند، بايد به اين مردم خدمت كند.

همه مسئولان در سه قوه، بايد نهضتى را براى خدمت‏رسانى به مردم شروع كنند.

همه مسئولين بايد در خدمت به مردم از يكديگر سبقت بگيرند و يك نهضت خدمت به مردم راه بيندازند.

بالاي صفحه

 2-5-4- قانون‏

از خصوصيات امام تقيد به قانون بود و اين‏كه كارى خلاف قانون انجام نگيرد.

حضرت امام مقيد به قانون بودند.

قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه به حق از مجموعه‏هاى كم‏نظيرى است كه در دست ما قرار دارد و خيلى به آرمانهاى اسلامى ما نزديك است، در نزد مردم ما قداست دارد.

قانون يعنى جاده‏يى كه باز مى‏شود تا مسئولان اجرايى از آن جاده حركت كنند و با تلاش خود گوشه و كنار و زواياى كشور را آباد و اصلاح كنند. اين جاده بازكنى به عهده‏ى قانون است و قانون را هم نماينده‏ى شما در مجلس وضع مى‏كند.

ملاك عدل و اقامه‏ى آن، قانون است ... و ملاك قانون، شرع است.

يكى از شعارهاى بسيار خوب جناب آقاى خاتمى مسئله‏ى «قانونگرايى» بود.

[قانون اساسى‏] در سرنوشت رفاه و چگونگى زيست مردم از نقش مؤثرى برخوردار است. لذا بايد سرلوحه‏ى كردار قوه‏ى مجريه و ساير قوا قرار گيرد.

بالاي صفحه

 2-5-5- مستضعفان، فقر، عدالت اجتماعى‏

اميدوارم خداى متعال توفيق دهد، تا بتوانيم در همين خط صحيح و درستى كه به‏اعتقاد ما همه‏ى آرمانهاى انقلاب: رفع محروميت و فقر، كمك به مستضعفان، زنده كردن و احياى ارزشهاى اصيل اسلام ناب و ... با تداوم اين خط تأمين مى‏شود، حركت كنيم و ان‏شاءاللَّه با تقويت و ترويج و توسعه‏ى آن، به طرف اهداف مقدسمان پيش برويم.

اين انقلاب و نظام مديون پابرهنه‏هاست.

حركت به سمت گشودن گرههاى مردم و ايجاد يك زندگى سالم و مرفه وظيفه‏ى اسلامى همه است.

خط انقلاب، خط دفاع از مظلومين و مستضعفان است.

راه ما، راه اسلامى است كه مستضعفان و مظلومان را خوشحال مى‏كند.

رفاه مادّى، به معناى ترويج روحيه‏ى مصرف‏گرايى نيست.

سياست اداره‏ى كشور بايد در جهت سود طبقات محروم و رفع محروميت از آنها باشد.

عدالت اجتماعى، بدين معنى است كه فاصله‏ى ژرف ميان طبقات و برخورداريهاى نابحق و محروميتها از ميان برود.

عدالت، يعنى كمك به مردم محروم و ضعيف. عدالت، يعنى اين‏كه برنامه‏ها و حركت كلى كشور، در جهت تأمين زندگى مستضعفان باشد.

قشرهاى محروم و دورافتاده، روستائيان، عشاير و كسانى كه مشكلات بيشترى دارند، نه تنها در بخشهاى اقتصادى بلكه در انواع و اقسام خدمات فرهنگى بايد در اولويت قرار گيرند.

نيرويى كه انقلاب و نظام را حفظ خواهد كرد، همين طبقات محروم جامعه هستند.

وظيفه داريم فقر و محروميت را در كشور از بين ببريم و به زندگى اين قشر بيشتر رسيدگى كنيم. اين، وظيفه‏ى ما و وصيت امام است.

بالاي صفحه

 2-5-6- مسكن‏

ما در اين زمينه‏ها - هم در مورد ازدواج جوانان، و هم در مورد لوازمى كه ازدواج دارد - سفارشهاى زيادى هم به مسئولان دولتى كرده‏ايم؛ از جمله مسئله‏ى مسكن، كه من مدتهاست به وزارت مسكن سفارش كرده‏ام. آنها دارند اقدامهايى هم مى‏كنند؛ ساخت مسكنهاى موقت اجاره‏يى، براى زوجهاى تازه ازدواج كرده. اميدواريم كه اين مقدمات فراهم بشود و ان‏شاءاللَّه مشكل ازدواج به شكلى حل گردد.

ما هم هميشه اين غصّه را در دل داريم كه چرا مسئله‏ى مسكن در جمهورى اسلامى به معناى حقيقى حل نشده است. نمى‏خواهيم بگوييم كه همه‏ى خانواده‏ها يك مسكن ملكى داشته باشند. چون معلوم نيست داشتن مسكن ملكى، خيلى امتياز باشد، بعضى‏ها با مسكن اجاره‏يى، از جهات مختلف راحت‏تر و برايشان بهتر است. ترجيح مى‏دهند پول خانه را در كار ديگر بيندازند و خانه اجاره كنند. اين گونه افرادى هستند، لكن آن افرادى كه واقعاً مستضعف و محرومند، اجاره برايشان سنگين است، بايد يك سرپناهى از خودشان داشته باشند.

من هميشه دنبال اين بوده‏ام و به مسئولان هم هميشه براى مسكن و وام و ساير نيازهاى زندگى جوانان سفارش كرده‏ام. ما اينها را مفروض مى‏گيريم؛ اما مى‏خواهم بگويم كه مسئوليت اين كار در درجه‏ى اول، مسئوليت خانوادگى و شخصى است.

بالاي صفحه

2-6- ورزش‏

اگر بخواهيد جسم را به قدرت، به زيبايى، به توانايى، به بروز قدرتها و استعدادهاى گوناگون برسانيد، بايد ورزش كنيد.

اگر در يك جمله‏ى كوتاه از من بپرسند كه شما از جوان چه مى‏خواهيد، خواهم گفت: تحصيل، تهذيب و ورزش.

طلبه‏ها بايد ورزش كنند؛ طلبه‏ها بايد كوهنوردى بروند.

كوهنوردى امتيازات برجسته و ممتازى دارد. مهمترينش همان عزم و اراده‏ى بين انسان و انگيزه‏هاى درونى خود او است.

من مى‏خواهم ورزش جانبازان را هم، به طور مؤكّد متذكر شوم. البته، الحمدللَّه ورزش جانبازان خوب بود. الحمدللَّه در ميدانها خوب بوده. همين‏طور كه شما گفتيد، در المپيك مدالها و افتخارات بيشتر و چهره‏هاى بهترى كسب كردند؛ اما بخصوص، روى اينها كار بكنيد. علت آن هم اين است كه جانبازان، سابقه‏ى جبهه دارند. اينها يك قهرمانى را انجام دادند، يعنى وضع جسمانى آنها، نشان‏دهنده‏ى قهرمانى است. كارى است كه كردند و يك پرونده، با اينها همراه است. بنابراين، اينها آن‏جا امتحان دادند؛ باز هم مى‏توانند در ميدانهاى ورزشى، ان‏شاءاللَّه امتحان بدهند.

من ورزش را براى همه لازم مى‏دانم. [كوهنوردى‏] يك ورزش سنگين، خيلى باابهت و خوب است؛ بنابراين لازم است.

ورزش زنان، كار لازمى است. زنان هم نصف جمعيت كشورند؛ بايد ورزش بكنند؛ اما محيط ورزش زنان، بايستى به گونه‏يى باشد كه با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پيدا نكند.

ورزش كوهپيمايى و راهپيمايى در كوه كارى است كه مى‏تواند عمومى، يعنى براى زن و مرد و بچه و بزرگ باشد؛ از همه‏ى ورزشهاى ديگر هم كم‏خرجتر است.

ورزش، اطمينان و اعتماد نفس در انسان ايجاد مى‏كند. جوان را به خودش مطمئن و خاطر جمع مى‏كند. خاصيت طبيعى ورزش اين است كه آنها را از آن حالت خمود و ركود بيرون مى‏آورد.
 

بالاي صفحه

 3- نظامى‏

3-1- جنگ‏

  3-1-1- دفاع مقدس‏

اگر در جنگ تحميلى كمك مردم نبود، محال بود دولت بتواند به تنهايى آن را اداره كند.

اين جنگ، حقيقتاً يك گنج است؛ يك گنج حقيقى است كه تمام‏شدنى هم نيست.

اين فداكاريهاى بزرگ در كنار حضور مستمر رزمندگان ملت ما در جبهه‏هاى گوناگون كارزار انقلابى، توانسته است اسلام را سربلند، و دست بيگانگان را از ميهن كوتاه، و ايران را بلندآوازه و آبرومند سازد. اين مجاهدتها توانسته است راه ملت ايران را به سوى هدفهاى متعالى اسلام بگشايد و در دنياى تاريك و اسير ماديت و شهوت، دريچه‏يى به معنويت به روى او باز كند و به او عزت و شخصيت ببخشد.

تنها راه براى دفاع از اسلام و انقلاب، ايستادگى و مقاومت است.

جبهه‏هاى جنگ و دفاع مقدس، در طول سالهاى متمادى، از خون عزيزان بسيجى رنگين شد و ناصيه‏ى انقلاب را درخشان كرد.

در دوران دفاع مقدس، آنچه كه اين ملت را نجات داد، اسلام بود.

راه جهاد با دشمنان اسلام دشوار است ولى بايد آن را طى كرد.

ما مدت هشت سال از حيثيت، ناموس، دين، تماميت ارضى، مردم، انقلاب، حكومت، نظام اسلامى و قرآن دفاع كرديم و چنين دفاعى، مقدس است.

ملت ايران به بركت وحدت كلمه هم در جنگ، هم در بسيج نيروها براى ميدانهاى دفاع مقدس، پيروز شد.

ملت رشيد ايران به دفع تجاوز برخاست و با دفاع مقدس از كيان اسلام و ميهن اسلامى، سيلى محكمى بر دشمن نواخت.

ملت ما ثابت كرد كه مى‏تواند از خودش دفاع كند.

هفته‏ى دفاع مقدس، يادآور حادثه‏يى عظيم و به بار نشستن نتايجى عظيم‏تر در سير انقلاب ماست و هيچگاه از ذهن ملت محو نخواهد شد.

كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مى‏كردند، منتظران حقيقى بودند.

بالاي صفحه

3-1-2- آمادگى رزمى‏

آمادگى رزمى هم براى روز مبادا لازم است؛ اما آن چيزى كه براى همه لازم است، آمادگى معنوى، يعنى آمادگى فكرى، آمادگى روحى، آمادگى سياسى و حفظ وحدت، اتصال و ارتباط نيروها با يكديگر، ارتباط مستحكم و دوستانه ملت و دولت، و شناختن چهره‏ى دشمن در هر لباسى است. دشمن با شكلهاى مختلفى خود را به مقابله‏ى با انقلاب مى‏كشاند. هميشه با لباس نظامى وابسته به فلان دولت بيگانه، جلو نمى‏آيد.

آنچه كه امروز نيروهاى مسلح ما را در ميان همگان، سرافراز و ممتاز مى‏كند اين است كه نيروهاى مسلح ما فقط به اتكاى سلاح، شخصيت و تواناييهاى خود را نشان نمى‏دهند، بلكه همراه با سلاح و آمادگى رزمى، از نيروى ايمان و انگيزه قلبى برخوردارند.

بايد انگيزه‏ها، ايمانها، معرفتها و عشقى كه همه‏ى وجود انسان با آن حركت مى‏كند؛ را آماده نگهداشت. اگر اين آمادگى بود، آنگاه آمادگى رزمى به كار مى‏آيد؛ اگر اين آمادگيها نبود، نه سلاح، نه تجهيزات، نه انضباط، نه ساير آمادگيهاى پادگانى و استقرارى و غيره به كار نخواهد آمد.

براى حفظ مرزها و امنيت مردم، آمادگى رزمى به معناى حقيقى كلمه، جزو وظايف همگانى و عمومى است. نيروهاى مسلح در اين زمينه وظايف سنگينى را برعهده دارند.

بالاي صفحه

 3-2- نيروهاى مسلح‏

  3-2-1- ارتش‏

آنچه مى‏تواند به معناى حقيقى كلمه يك مجموعه‏ى نظامى را در درجه‏ى اول ارزشگذارى كند، مسائل معنوى و باطنى است.

ارتش امروز، يك ارتش منظم، محكم، منضبط و با تجهيزات عالى است.

ارتش، يك سرمايه و ذخيره و اندوخته براى اين ملت است.

اعتقاد و ايمان قلبى نقش بسيار سازنده‏يى در تقويت ارتش دارد.

امروز ارتش در چشم مردم، عزيز است.

بحمداللَّه امروز ارتش ما، يك ارتش متدين است.

به فضل پروردگار، ارتش جمهورى اسلامى ايران - همان‏طورى كه امام بزرگوار مى‏خواستند و آرزو مى‏كردند و بارها بر زبان آورده بودند - يك ارتش مردمى و خدايى است.

حضرت امام قلباً براى ارتش احترام قائل بودند.

واقعيتها به ما ثابت مى‏كنند كه ارتش جمهورى اسلامى ايران در ميان ارتشهاى همگن خود در هر نقطه‏ى عالم يك ارتش ممتاز است.

بالاي صفحه

 3-2-1-1- نيروى زمينى‏

عمده‏ى ارتش، نيروى زمينى است

امروز، نيروى زمينى داراى هدف است و تهديد جدى و منطقه‏ى حفاظت حقيقى دارد كه بايد حفاظت كند.

نيروى زمينى بايد آمادگى حقيقى داشته باشد.

نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران، بايستى مثل سد فولادين غيرقابل نفوذ باشد.

 

 3-2-1-2- نيروى هوايى‏

حضور ايمان و انگيزه و روشن بينى و آزادى‏خواهى در جمع نيروهاى مسلح - و بخصوص نيروى هوايى - مسئله‏يى است كه هم نبايد هرگز فراموش شود، هم همين مسئله بود كه حوادث و افتخارات بعدى را رقم زد.

در دوران جنگ، نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران كارها و اقداماتى كرد كه هر يك از آنها به عنوان يك افتخار ملى قابل ثبت است.

بالاي صفحه

 3-2-1-3- نيروى دريايى‏

بحمداللَّه امروز نيروى دريايى ما اين جرأت را پيدا كرده كه دست به ساخت وسايلى بزند كه در گذشته تصورش را نمى‏كرد كه بتواند چنين وسايلى به‏وجود آورد.

بالاي صفحه

 3-2-2- سپاه

بسيج و سپاه پاسداران همچون دو بازوى جمهورى اسلامى باقى و نيرومند خواهند ماند.

روز سوم شعبان را - كه بحق «روز پاسدار» نام گرفته است - به همه‏ى پاسداران در سرتاسر ميهن بزرگ اسلامى تبريك عرض مى‏كنم.

سپاه پاسداران، ركن ركين و پايه‏ى محكم دفاع از انقلاب در كشور است.

سپاه داراى شأن معنوى و انقلابى است؛ وليد و فرزند انقلاب است؛ تربيت‏شده‏ى دامان انقلاب است و به گردن انقلاب هم حق دارد.

سپاه، نهاد بسيار ارزشمندى است.

سپاه پاسداران به فضل الهى همچنان يك هديه‏ى الهى به ملت ايران است و اميدواريم همچنان كه تا امروز ثابت شده، مكرر ثابت شود كه اين تشكيلات مبارك، هديه‏يى به تاريخ ايران است و بُرد آن فراتر از يك نسل و دو نسل اين كشور خواهد بود و بركات آن براى اين كشور، ماندگار و هميشگى خواهد بود.

آنچه همواره به‏عنوان نقطه‏ى روشن در مجموعه‏ى عملكرد سپاه از آغاز تشكيل تا امروز در مقابل چشم بينندگان قرار دارد، عبارت است از همت و تصميم آگاهانه، تحليل درست و حركت و اقدام و آمادگى كامل. انقلاب، زنده و پوياست. پاسدار انقلاب، پاسدار چنين موجود زنده و پويا و متحرك و پيشرونده‏يى است.

بالاي صفحه

 3-2-3- بسيج‏

از خدا مى‏خواهم كه با بسيجيان محشور شوم.

افتخار مى‏كنم كه يك بسيجى باشم.

اگر بخواهيم انقلاب و كشور بيمه باشد و جمهورى اسلامى آسيب‏ناپذير باشد؛ بايد روزبه‏روز اين شور و شوق، اين حركت عمومى مردم و اين بسيج عظيم نيروهاى ملت را تقويت كنيم.

بسيجى بايد از همه جهت نمونه باشد.

بسيجى بايستى در وسط ميدان باشد تا فضيلتهاى اصلى انقلاب زنده بماند.

بسيج يك افتخار و ارزش است.

بسيج، يكى از بركات پروردگار عالم بر كشور و بر انقلاب و بر امام بزرگوار ما بود.

بسيجى گل سرسبد خيل عظيم انقلاب و اسلام است.

بسيجى، يعنى دل با ايمان، مغز متفكر، داراى آمادگى براى همه‏ى ميدانهايى كه وظيفه‏يى انسان را به آن ميدانها فرا مى‏خواند.

بسيجى، يك عنوان ارزشمند و والا است.

بهترين جايى كه اين گروههاى مقاومت بسيج دارند، همين مساجد است.

به عنوان يك بسيجى، هرجا كه انقلاب به وجود من نياز داشته باشد، حاضرم خدمت كنم.

جبهه‏هاى جنگ و دفاع مقدس، در طول سالهاى متمادى، از خون عزيزان بسيجى رنگين شد و ناصيه‏ى انقلاب را درخشان كرد.

سعى كنيد روحيه‏ى بسيجى را براى كشور، انقلاب و اسلام حفظ كنيد.

محور دفاع از انقلاب، همين آحاد عظيم ميليونى بسيج هستند. بسيج در زندگى معمولى، جزيى از توده‏هاى ميليونى مردم است؛ اما بايد سازماندهى و آموزش و بازآموزى داشته باشد. نبايد به‏آموزشى كه طى چند ماه داده مى‏شود، اكتفا كرد؛ بلكه بايستى آن را تكرار نمود.

اگر يك فرد بسيجى، در مدرسه و دانشگاه و حوزه‏ى علميه و كارخانه و مزرعه و اداره مشغول است، بداند كه جزو ارتش عظيم مردمى و انقلابى است و بايد به آن افتخار كند.

انتظارى كه امام از بسيج داشت، آمادگى و حضور دايمى بود؛ زيرا بسيج، پشتوانه‏ى اصلى انقلاب است.

بالاي صفحه

3-2-4- نيروى انتظامى

بزرگترين وظيفه‏ى نيروى انتظامى، حفظ ارزشهاست.

پليس بايد ملجأ مردم باشد.

محبوبيت نيروى انتظامى در قاطعيت بر اساس قانون است.

هر وقت مردم پليس را مى‏بينند، بايد احساس محبت و آرامش كنند.

نيروى انتظامى مجموعه‏يى است كه امنيت و نظم اجتماعى را به مردم هديه مى‏كند.

بالاي صفحه

3-2-5- خدمت وظيفه‏ى عمومى‏

 ارتش و سپاه و نيروهاى مشمول، ضمن آن كه آمادگيهاى رزمى را حفظ مى‏كنند، در شرايط صلح كامل، بايد در خدمت آبادانى و بازسازى كشور باشند. بنابراين، خدمت وظيفه‏ى عمومى، خدمت واقعاً مقدسى است كه در جنگ و صلح، در صف اول نيازهاى ملت و كشور قرار دارند. همه‏ى خانواده‏ها و همه‏ى آحاد جوانان، بايد اهميت آن را درك كنند و با شوق و علاقه به آن بشتابند. معافيت از اين خدمت - جز در مواردى كه بايد مشخصاً تعيين شود - كارى بر خلاف قاعده و ضد ارزش است.

بالاي صفحه

 3-3- امنيت‏

اگر امنيت نباشد، اقتصاد هم نيست، تلاش براى سازندگى و افتخارآفرينى هم نيست.

اگر امنيت و يا وحدت نباشد، اختلافات و جنجال باشد، دايماً تشنج سياسى باشد، اول كسى كه ضربه مى‏خورد دولت است؛ چون نمى‏تواند وظايف خود رإ انجام بدهد.

امنيت، نعمت بزرگى است.

ايمانى كه در نظام اسلامى وجود دارد، حصار امنى براى امنيت ملى است.

دشمن، امنيت ملى ما را هدف گرفته است. امنيت ملى براى يك ملت، از همه چيز واجبتر است.

ناامنى، بزرگترين خطرى است كه يك ملت را تهديد مى‏كند.

بالاي صفحه

 3-4- اطلاعات‏

يكى از عوامل موفقيت دستگاههاى اطلاعاتى ما، احساس مسئوليت عمومى مردم نسبت به تحركات دشمن و آمادگى آنها براى دفاع از مرزهاى انقلاب است.

مردم بايد هوشيارى اطلاعاتى خود را حفظ كنند و در مقابل تحرك دشمن حساسيت داشته باشند.

صحنه‏يى كه شما درگير آن هستيد، صحنه‏ى بسيار عجيبى است. شايد در ميان سنگرهايى كه جمهورى اسلامى مبارزه مى‏كند، هيچ سنگرى بافضيلت‏تر از سنگر شما نباشد؛ چون هميشه و در همه جا، خطر از ناحيه‏ى نفوذ اطلاعاتى دشمن بيشتر است.

سنگر عظيمى در اختيار شماست [وزارت اطلاعات‏]؛ مواظب باشيد اخلاصتان را از دست ندهيد.

بالاي صفحه

 3-5- شهيد و شهادت‏

در عالم ملكوت، علما و بزرگان و زهاد و عبّاد با حسرت به جايگاه شهدا نگاه مى‏كنند.

ارزش شهادت بالاترين ارزشهاست و زمان، همه چيز به جز خون شهيد را كهنه مى‏كند.

بازماندگان و عزيزان شهدا بايد همواره شكرگزار خداوند باشند.

پيام شهداى هفدهم شهريور حفظ اسلام، قرآن و حديث است.

خاطره‏ى شهدا را بايد در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت.

رسم شهادت و سنت الهى قتل فى‏سبيل‏اللَّه، با نظام اسلامى زنده شد.

زنده نگه داشتن ياد شهداى انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است.

شهادت، بالاترين پاداش و مزد جهاد فى‏سبيل‏اللَّه است.

شهادت، مرگ انسانهاى زيرك و هوشيار است.

شهادت، نشانه‏ى استوارى است.

شهادت، يعنى وارد شدن در حريم خلوت الهى.

شهداى ما مظهر عقلانيت دينى و مدافع حقانيت و عدالت بودند.

عزت امروز اسلام و مسلمين ثمره خون شهدا است.

عظمت ما به خاطر شهادت جوانان و فرزندان اين ملت است.

ياد شهدا بايد هميشه در فضاى جامعه زنده باشد.

شهادت، مرگ تاجرانه است.

بالاي صفحه

 3-6- جانبازان و ايثارگران‏

ارزش فداكارى جانبازها هم، ارزش بسيار والايى است. آنها هم پيش خدا خيلى ارزش دارند. البته بايد جانبازهاى عزيز توجه داشته باشند كه آن لطف و فيض الهى را براى خودشان، نگه دارند. شهدا اين امتياز را دارند كه از پل گذشتند و مسئله‏ى آنها تمام شد. اما جانبازها در اين دنيا هستند و با مسايل اين دنيا سروكار دارند؛ بايد خودشان را خيلى مراقبت كنند. بايد خودشان را خيلى حفظ كنند. در اين صورت ان‏شاءاللَّه جانبازان جزو برجستگانِ پيش خداى متعال هستند.

اگر اين ايثارگريها نبود، معلوم نبود كه كشور، تماميت ارضى داشته باشد يا نه. امنيت داشته باشد يا نه. دشمن داخل كشور ما باشد يا نه. و آيا چنين امكانى وجود داشته باشد كه كسى بتواند براى كشور، كار و تلاش كند و سازندگى به وجود آورد.

اين‏كه بعضى شهيد مى‏شوند، بعضى جانباز يا اسير و بعضى هم به سلامت برمى‏گردند، يك اجر دارد. اينهايى هم كه به سلامت برگشتند، اين اجرِ در معرض فداكارى قرار گرفتن را دارند. اين يك فداكارى و يك اجر است. يك فداكارى ديگر هم، فداكارى خانواده‏ها، يعنى مادر و پدر يا همسر است كه عزيزشان را به ميدان جنگ مى‏فرستند.

جانبازان جزو بندگان محبوب خدا هستند.

جانبازان عزيز در مجاهدتهاى خود بخشى از جسم و سلامتى‏شان را در راه خدا انفاق كردند.

جانبازان و مجروحان عزيزمان كه واقعاً تجسم فداكاريند، شهيدان زنده‏اند.

خانواده‏هاى عزيز اسرا و مفقودين با صبر و تحمل بزرگوارانه‏ى خود، تلخى اسارت و فقدان عزيزان ملت را قابل تحمل كردند.

خانواده‏هاى معظم شهيدان و جانبازان عزيز ارزنده‏ترين يادگاريهاى دوران حماسه‏ى دفاع مقدس هستند.

خداوند متعال به شما جانبازان اجر خواهد داد، زيرا شما خودتان را به او تقديم كرديد.

در حقيقت، شما مسئولان كشور و همه‏ى ما، مديون آحاد مردم و بخصوص ايثارگران از مردم هستيم كه با جان و توان و زحمات خودشان، اين امكان را براى ما فراهم كردند.

در خانواده‏هاى شما، دو فداكارى مطرح است؛ يكى فداكارى آن رزمنده است؛ آن كسى كه مى‏رود و جانش را در ميدان جنگ، كف دست مى‏گيرد. حالا اين كسى كه جانش را كف دست گرفته است، گاهى شهيد مى‏شود، گاهى جانباز مى‏شود. جانبازها هم از لحاظ ارزش معنوى، در آن حدى كه خود آنها كارى را انجام داده‏اند، مثل شهدا هستند. هر دو به جبهه رفته‏اند. هر دو جانشان را كف دست گرفته‏اند. هر دو آماده شده‏اند براى اين‏كه در راه خدا فداكارى كنند. اتفاقاً آن يكى به فيض شهادت نايل و اين يكى به فيض جانبازى نايل شد. بنابراين از اين جهت، هر دو يكسانند.

سد واقعى، اسلام واقعى و اسلام قرآن است. اسلامِ «لن يجعل‏اللَّه للكافرين على المؤمنين سبيلاً» و «ان الحكم الاللَّه» است. اگر يك خرده دايره را اضيق بكنيد و به وسط دايره - به مركز - نزديكتر بشويد، اسلامِ «ان‏اللَّه اشترى من‏المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة» است. اسلامِ شماها است كه بدنهايتان پر از تركش است. بر سرتا پاى شماها نشانه‏ى عمليات و جنگ و جهاد فى‏سبيل‏اللَّه و امثال آن است؛ چه جانبازهاى عزيز، چه خانواده‏هاى شهدا، چه آنهايى كه رفتند و بحمداللَّه زنده و سرحال - به كورى چشم دشمن - برگشتند. مانع اصلى اين است.

شما جانبازان به معناى واقعى كلمه «شهيد» هستيد.

صبر و استقامت جانبازان موجب سربلندى و افتخار اسلام است.

من مى‏خواهم ورزش جانبازان را هم، به طور مؤكّد متذكر شوم. البته، الحمدللَّه ورزش جانبازان خوب بود. الحمدللَّه در ميدانها خوب بوده. همين‏طور كه شما گفتيد، در المپيك مدالها و افتخارات بيشتر و چهره‏هاى بهترى كسب كردند؛ اما بخصوص، روى اينها كار بكنيد. علت آن هم اين است كه جانبازان، سابقه‏ى جبهه دارند. اينها يك قهرمانى را انجام دادند، يعنى وضع جسمانى آنها، نشان‏دهنده‏ى قهرمانى است. كارى است كه كردند و يك پرونده، با اينها همراه است. بنابراين، اينها آن‏جا امتحان دادند؛ باز هم مى‏توانند در ميدانهاى ورزشى، ان‏شاءاللَّه امتحان بدهند.

هم خانواده‏هاى شهداى عزيزمان و هم خانواده‏هاى اسراى عزيزمان و هم جانبازان عزيزمان و خانواده‏هاى گراميشان، قدر خودشان را بدانند و مطمئن باشند كه عمل آنها امروز خيلى ارزش داشته و دارد و تأثير زيادى براى عظمت اسلام داشته و خواهد داشت.

شهيد، نعمت شهادت و جرعه‏ى جام شيرين شهادت را نوشيد؛ولى جانباز آن فرصت را نيافت؛ اما رنج زندگى را همواره به جان خريد. جانبازان هم شهيدند؛ آنها شهيد زنده‏اند.

بالاي صفحه

 3-7- آزادگان‏

آزادگان عزيز ما دليل ديگرى بر توانايى ملت ايران در مقابله با توطئه‏هاى دشمنان بودند.

آزادگان عزيز و ملت ايران حجت را بر مسئولين تمام كردند.

جمهورى اسلامى با داشتن ذخائر ارزشمندى چون آزادگانِ مقاوم، هرگز در برابر دشمن احساس ضعف نخواهد كرد.

خانواده‏هاى عزيز اسرا و مفقودين با صبر و تحمل بزرگوارانه‏ى خود، تلخى اسارت و فقدان عزيزان ملت را قابل تحمل كردند.

آزادگان ما هم كه لحظات دشوار اسارت در دست دشمن را با همه‏ى وجود خود لمس كرده‏اند، هريك در رتبه‏ى يك شهيد قرار دارند و كار و وظيفه‏ى بزرگى را به انجام رسانده‏اند.

بالاي صفحه

 4- مذهبى‏

4-1- بزرگان دين‏

 4-1-1- ائمه‏ى اطهار

اين بزرگواران يك واحدند، يك شخصيتند. شك نمى‏شود كرد كه هدف و جهت آنها يكى است. پس ما به‏جاى اين‏كه بياييم زندگى امام حسن مجتبى‏ (عليه‏السّلام) را جدا، و زندگى امام حسين (عليه‏السّلام) را جدا، و زندگى امام سجاد (عليه‏السّلام) را جدا تحليل كنيم - تا احياناً در دام اين اشتباه خطرناك بيفتيم كه سيره‏ى اين سه امام، به خاطر اختلاف ظاهرى با هم، متعارض و متخالفند - بايد يك انسانى را فرض كنيم كه دويست و پنجاه سال عمر كرده، و در سال يازدهم هجرت قدم در يك راهى گذاشته، و تا سال دويست و شصت هجرى، اين راه را طى كرده است.

زندگى ائمه (عليهم‏السّلام) را، ما بايد به عنوان درس و اسوه فرا بگيريم؛ نه فقط به عنوان خاطره‏هاى شكوهمند و ارزنده.

همه‏ى كارهاى ائمه (عليهم‏السّلام) - غير از آن كارهاى معنوى و روحى كه مربوط به اعلاء نفس يك انسان و قرب او به خداست، «بينه و بين ربّه» - يعنى درس، حديث، علم، كلام، محاجّه با خصوم علمى، با خصوم سياسى، تبعيد، حمايت از يك گروه و رد يك گروه، در اين خط است؛ براى اين است كه حكومت اسلامى را تشكيل بدهند. اين، مدعاست.

بالاي صفحه

 4-1-2- چهارده معصوم‏

 4-1-2-1- پيامبر اكرم (ص)

بيدار كردن مردم، بيدار كردن دنيا، بيدار كردن بشريت، كار بزرگ پيامبر اكرم و دعوت نبوى بود.

شايد بتوان گفت بزرگترين بركات اين ولادت عظيم - ولادت پيامبر اكرم - عبارت از هديه كردن توحيد و عدالت به جوامع بشرى بود.

شما درباره‏ى اميرالمؤمنين مطالب زيادى شنيده‏ايد؛ همين قدر كافى است عرض شود كه هنر بزرگ اميرالمؤمنين اين بود كه شاگرد و دنباله‏رو پيامبر بود.

مباركترين مولودى كه در طول تاريخ متولد شده است، وجود مقدس نبى‏مكرم اسلام (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) است.

نبى مكرم اسلام جداى از خصوصيات معنوى و نورانيت و اتصال به غيب و آن مراتب و درجاتى كه امثال بنده از فهميدن آنها هم حتّى قاصر هستيم، از لحاظ شخصيت انسانى و بشرى، يك انسان فوق‏العاده، طراز اول و بى‏نظير است.

يك شخصيت عظيم، با ظرفيت بى‏نهايت و با خُلق و رفتار و كردار بى‏نظير، در صدر سلسله‏ى انبيا و اوليا قرار گرفته است.

پيامبر اكرم معلم بشر و برافرازنده‏ى پرچم تعليم و تربيت و تكريم كار و تلاش بود. آن بزرگوار فرياد عدالت و تكريم انسان و برداشتن تبعيضها در جامعه و اهتمام به معنويت و فضيلت روحى و معنوى را در جهان بلند كرد.

اين ولادت‏[ولادت پيامبر اكرم‏] براى تاريخ بشريت، طليعه‏ى رحمت الهى بود. در قرآن از وجود پيغمبر به عنوان «رحمة للعالمين» تعبير شده است. اين رحمت، محدود نيست؛ شامل تربيت، تزكيه، تعليم و هدايت انسانها به صراط مستقيم و پيشرفت انسانها در زمينه‏ى زندگى مادى و معنويشان هم هست.

بالاي صفحه

 4-1-2-2- اميرالمؤمنين (ع)

آن حضرت [اميرالمؤمنين‏] تجسم آيات قرآن در ميان مسلمين و تجسم عدلِ مطلق و «اشدّاء على الكفار و رحماء بينهم» بود.

اگرچه به پيروى از اميرالمؤمنين مفتخريم، ليكن خجليم از اين‏كه با اين انتساب، نمى‏توانيم مايه‏ى آبرو و عزتى براى آن بزرگوار باشيم. خيلى فاصله است بين ما و عملكرد و رفتارهاى ما با درسى كه اميرالمؤمنين به ما داد.

اميرالمؤمنين (عليه‏السّلام) جزو شخصيتهاى نادرى است كه ... نه فقط در ميان شيعيان، بلكه در ميان همه‏ى مسلمانان و بلكه در ميان انسانهاى آزادانديش غيرمسلمان، محبوب بوده است.

اميرالمؤمنين (عليه‏السّلام) يكى از مظلومترين چهره‏هاى تاريخ است.

بيشترين دشمنان را، على (عليه‏السّلام) داشته؛ اما بيشترين ستايشگران را هم -حتى كسانى كه به دين و راه او اعتقادى نداشتند - آن بزرگوار داشته است.

على (عليه‏السّلام) ظلم‏ستيز بود و با ظلم و ظالم در هر سطح و با هر كيفيتى مى‏جنگيد. راه او، راه ما و كسانى است كه ادعاى پيروى از اميرالمؤمنين دارند.

 

4-1-2-3-  فاطمه زهرا (س)

آن بزرگوار محدثه بود، يعنى فرشتگان بر او فرود مى‏آمدند، با او مأنوس مى‏شدند و سخن مى‏گفتند.

اين زندگى جهادى فاطمه‏ى زهرا(عليهاالسّلام)است كه بسيار عظيم است و فوق‏العاده است و حقيقتاً بى‏نظير است، و يقيناً در ذهن بشر چه امروز و چه در آينده يك نقطه درخشان و استثنايى است.

حضرت فاطمه‏ى زهرا(عليهاالسّلام) به عنوان يك بانوى بزرگ اين فرصت و قدرت را بازيافت تا خود را به بلندترين مرتبه كمال انسانى به اوج نقطه برساند.

دخت گرامى رسول اكرم معماى ناشناخته‏ى ذهن و معارف بشرى است و آن حضرت را فقط با پيامبر اسلام و اميرالمؤمنين مى‏توان مقايسه كرد.

در واقع فاطمه‏ى زهرا فجر درخشانى است كه از گريبان او، خورشيد امامت و ولايت و نبوت درخشيده است.


علو درجه‏ى معنوى و ملكوتى ام‏الائمة النجباء حضرت فاطمه‏ى زهرا(سلام‏اللَّه‏عليها) براى ذهن قاصر ما قابل درك نيست.

مقام حضرت فاطمه‏ى زهرا در خور آن است كه عقول برجسته‏ى انسانهاى بزرگ در آن بينديشند.

[فاطمه‏ى زهرا] آسمان بلند و رفيعى است كه در آغوش آن، ستاره‏هاى فروزان ولايت قرار گرفته است.

زندگى اميرالمؤمنين و فاطمه‏ى زهرا نمونه است.

بالاي صفحه

 4-1-2-4- امام حسن (ع)

امام حسن مجتبى‏ كارى كرد كه جريان اصيل اسلام در مجراى ديگرى، جريان پيدا بكند؛ منتها اگر نه به شكل حكومت - زيرا ممكن نبود - لااقل دوباره به شكل نهضت جريان پيدا كند.

دوران امام مجتبى‏(عليه‏الصّلاةوالسّلام) و حادثه‏ى صلح آن بزرگوار با معاويه، يا آن چيزى كه به نام صلح ناميده شد، حادثه‏ى سرنوشت‏ساز و بى‏نظيرى در كل روند انقلاب اسلامىِ صدر اول بود.

صلح امام حسن، صددرصد منطبق بر استدلال منطقى بود.

بالاي صفحه

 4-1-2-5- امام حسين (ع)

اگر عشق به امام حسين و ذكر مصائب اين بزرگوار نبود، معلوم نبود كه نهضت ما با اين كيفيت به پيروزى برسد.

امام حسين (عليه‏السّلام) عظيم‏ترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است.

ماجراى امام حسين، نجاتبخشى يك ملت نبود، نجاتبخشى يك امت نبود، نجاتبخشى يك تاريخ بود.

محبت مردم به حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) ضامن حيات و بقاى اسلام است.

حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) مظهر عزت راستين و نمودار كامل افتخار حقيقى است؛ هم در چشم ما مردمِ اسير در دستگاه مادى عالم، و هم براى رستگاران عالم ملكوت.

حركت امام حسين، حركت عزت بود؛ يعنى عزت حق، عزت دين، عزت امامت و عزت آن راهى كه پيغمبر ارائه كرده بود.

 نوجوانها و جوانها هم دخترها هم پسرها و بقيه‏ى اشخاص در دوره‏هاى مختلف، طهارت و صداقت و سلامت و نشاط حسين‏بن‏على را الگوى خود قرار دهند.

 

بالاي صفحه

 4-1-2-6- امام سجاد (ع)

از دعاهاى معتبر - بخصوص صحيفه‏ى سجاديه - با توجه به معانى و مفاهيمش حتماً استفاده كنيد، ولو كم؛ اينها انسان را در همه‏ى ميدانها قوى مى‏كند و در دل و روح و باطن خود احساس قدرت و قوّت مى‏كند؛

شخصيت امام سجاد (عليه‏السّلام) از آن شخصيتهاى دست نيافتنى است. نه اين‏كه فقط در عمل دست نيافتنى است، حتّى در ذهن هم دست نيافتنى است. از آن خورشيدهاى تابانى است كه ما فقط مى‏توانيم شعاعش را از دور ببينيم.

بالاي صفحه

 4-1-2-7- امام باقر (ع)

اين بزرگوار كه حدود هجده سال دوران امامتشان طول كشيد، الگوى كامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگى‏ناپذير و پُر از مشكلات براى اشاعه‏ى دين و كلمه‏ى حق و راه انداختن جريان فكرى درست در دنياى آن روز بود.

زنده‏كردن سخن حق در دنياى مادّى و منحط و گمراه كننده و غرق در فساد كارى است كه امام باقر(عليه‏السّلام) يك‏تنه به كمك معدودى از اصحاب خود، در دنياى بزرگ آن روز اسلام انجام مى‏داد.

بالاي صفحه

 4-1-2-8- امام صادق (ع)

ما نمى‏توانيم عظمت ... امام صادق(ع) و بقيه‏ى اوليا را حتّى درست تصور كنيم؛ ذهن ما كوچكتر از آن است كه بتواند عظمت شخصيت آن بزرگمردان را در خود بگنجاند و تصور كند.

بالاي صفحه

 4-1-2-9- امام كاظم (ع)

امام موسى‏بن‏جعفر(عليه‏السّلام) نيز همه‏ى زندگى خود را وقف اين جهاد مقدس [تحقق بخشيدن به هدف پيامبر معظّم اسلام(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله)] ساخته بود؛ درس و تعليم و فقه و حديث و تقيه و تربيتش در اين جهت بود.

بالاي صفحه

 4-1-2-10- امام رضا (ع)

اساس كار وجود مقدس على‏بن‏موسى‏الرّضا(عليه‏الصّلاةوالسّلام) كار فرهنگى و تبليغى بوده است؛ در اين سفر حضرت به خراسان هم ببينيد چقدر مباحثات و مناظرات انجام گرفته است.

على‏بن‏موسى‏الرضا (عليه‏آلاف‏التحيةوالثناء) با يك سياست الهى به جنگ دشمن رفت.

 

4-1-2-11- امام  جواد (ع)

جوادالائمه (علیه السلام) مظهر مبارزه ی با باطل و کوششگر برای حکومت الله بود.

4-1-2-12- امام هادی (ع)

در نبرد بين امام هادى (عليه‏السّلام) و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى (عليه‏السّلام) بود.

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) در آن شدت عمل روزبه‏روز وسعت پيدا كرد و قوى‏تر شد.

در شهر سامرا عده‏ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‏السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‏ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام برساند.
 

4-1-2-13- امام حسن عسکری (ع)

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) در آن شدت عمل روزبه‏روز وسعت پيدا كرد و قوى‏تر شد.

هر كس تصور كند كه ائمه (عليه‏السّلام) از زمان امام حسين تا زمان امام حسن عسگرى يك روز از حركت به سمت ايجاد حكومت علوى منصرف شدند، اشتباه كرده است.

 

بالاي صفحه

 4-1-2-14- امام زمان (عج)

اعتقاد به مهدويت و وجود مقدس مهدى موعود (ارواحنافداه)، اميد را در دلها زنده مى‏كند.

انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر.

جامعه‏يى مى‏تواند پذيراى مهدى موعود (ارواحنافداه) باشد كه در او آمادگى و قابليت باشد.

دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره‏ى حق، همه‏ى قله‏هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است.

روز نيمه‏ى شعبان، روز اميد و ايمان به آينده، روز مجاهدان پاكباز و صادق و روز نگاه به آينده‏ى روشن و تلاش براى آن است.

شيعه‏ى خوب كسى است كه حضور امام زمان را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين، به انسان اميد و نشاط مى‏بخشد.

عيد بسيار بزرگ و مسعود ميلاد حضرت خاتم‏الاوصيا، حضرت ولىّ‏عصر و صاحب‏الزمان (ارواحناله‏الفداوعجّل‏اللَّه تعالى‏له‏الفرج) را به همه‏ى شيعيان عالم و به همه‏ى كسانى كه در هر نقطه‏ى عالم، از ستم و ظلمات حكومتهاى طاغوتى رنج مى‏برند و اميدى مى‏طلبند، تبريك عرض مى‏كنم.

قطب عالم امكان و ملجأ همه‏ى خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده؛ اما حضور دارد.

كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‏هاى صلاح را آماده كند و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.

يكى از مهمترين روزهاى سال، همين روز نيمه‏ى شعبان است كه هم مصادف با ولادت ذى‏جود مسعود حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) شده است، و هم شب و روز نيمه‏ى شعبان - با قطع نظر از ولادت اين بزرگوار در اين شب و روز - از ليالى و ايام متبرك هستند.

كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‏هاى صلاح را آماده كند و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.

بالاي صفحه

 4-1-3- فاطمه‏ى معصومه(س)

در اين شهر عزيز، سه نقطه‏ى برجسته در ميان اين همه نقاط روشن، چشم را به خود جلب مى‏كند: اول، حرم مطهر و مضجع شريف حضرت فاطمه‏ى معصومه است؛ آن بزرگوارى كه سرچشمه‏ى جوشان و خروشان انقلاب، نخستين بار از كنار مرقد او جوشيد و بركاتش به همه‏ى عالم و بخصوص به دنياى اسلام رسيد.

بالاي صفحه

   4-1-4- حضرت زينب (س)

ببينيد اين زينب كبرى(سلام‏اللَّه‏عليها) دختر همين فاطمه‏ى زهرا(سلام‏اللَّه‏عليها)، به مقتدرترين سلاطين زمان خودش، در وقتى كه خود او اسير در دست آن سلطان ظالم و سفاك است، مى‏گويد كه هر كار مى‏توانى بكنى، بكن؛ اما نخواهى توانست ما را از صحنه‏ى تاريخ بيرون ببرى و راه ما را محو و پاك كنى تا بشريت نتواند اين راه را برود.

بخش عمده‏يى از حماسه‏ى بزرگ ماندگار عاشورا متعلق به حضرت زينب كبرى(سلام‏اللَّه‏عليها) است.

حضرت زينب، آن كسى است كه از لحظه‏ى شهادت امام حسين، اين بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و با كمال اقتدار، آن‏چنان كه شايسته‏ى دختر اميرالمؤمنين است، در اين راه حركت كرد.

دختر والاى اميرالمؤمنين، زينب كبرى(سلام‏اللَّه‏عليها) جزو شخصيتهاى بارز دنياى اسلام بوده است.

زينب تالى تلو مقام امامت است.

گاهى رنج و زحمت زنده نگهداشتن خون شهيد، از خود شهادت كمتر نيست. رنج چندين ساله‏ى زينب كبرى از اين قبيل است.

بالاي صفحه

  4-2- رابطه‏ى انسان با خدا

  4-2-1- تقوا، تزكيه، تهذيب‏

اخلاص و تقوا و رابطه‏ى با خدا را سرلوحه‏ى كار خود قرار دهيد.

اگر دو عامل «صبر و استقامت» و «استعانت و كمك گرفتن از خدا» نباشد، راه طى نخواهد شد.

انسان همواره در معرض ابتلاء و امتحان قرار دارد و تنها با رعايت و حفظ تقوا مى‏تواند به خود مصونيت بخشد.

جهاد، مقاومت و صبر؛ بدون برخوردارى از نفس تزكيه شده امكان‏پذير نيست.

ما بايد اصلاح، تقوا و دل‏نبستن به دنيا را سرلوحه‏ى اعمال و رفتار خود قرار دهيم.

بالاي صفحه

  4-2-2- دعا، مناجات‏

آن چيزى كه اين حركت را در ايران اسلامى، اين‏طور مستقيم به سمت هدف تا امروز هدايت كرده است، همين ايمان و ارتباط شما با خداست ، اين روحيه‏ى دعا و تضرعى است كه در نيروهاى بسيج هم هست.

انسان با دعا كسب قدرت مى‏كند؛ نيروى قلبى و روحى خودش را كه پشتوانه‏ى نيروى جسمى است، افزايش مى‏دهد.

اين بزرگوار در آن حدّ اعلاى نورانيّت و رقّت و توجه و حضور، [در دعاى كميل‏] از بهترين و زيباترين كلمات براى رساندن عاليترين مفاهيم دعا و تضرع استفاده كرده.

اين صحيفه‏ى سجاديه را اگر چنانچه مطالعه بكنيد، اگر جنبه‏ى دعايى اين كلمات را شما نديده بگيريد، هر دعايى مثل يك درس عالى از معارف اسلامى و قرآنى است.

با دعا است كه اراده‏ى نيرومند و پولادين ، كارآيى پيدا خواهد كرد.

با دعا و توكل و تدبير و شناختن دشمن، ان‏شاءاللَّه كيد دشمن را بايستى از بين برد.

براى يك انسان مؤمن بزرگترين افتخار است كه در مقابل عظمت خداى خود اشك بريزد ، به حال خود گريه كند، بر گناهان خود و بر عمرى كه در گناه گذشته است، تأسف بخورد.

تضرّع و دعا و توجه و از خداى متعال در نيمه‏ى شب درخواستن، در كسب موفقيت خيلى مؤثر است.

تلاشها و تدبيرها و برنامه‏ريزيها، همه‏اش خوب است، امّا پشتوانه‏ى اينها، تضرّع و دعاست كه وقتى كه مشكلات مى‏آيد، انسان بايستى دعا كند.

در اين دعاهايى كه از ائمه (عليهم‏السّلام) به ما رسيده است، درسهاى بزرگى از معارف اسلام هست.

دعا و تضرع در برابر عظمت خداوند متعال، بزرگترين افتخار براى انسان مؤمنى است كه از هيچ كس و هيچ قدرتى در دنيا نمى‏هراسد.

يكى از سلاحهاى ما دعا است. «لايملك الا الدعاء» ما سلاح دعا و تضرع و بكاء را داريم.

بالاي صفحه

  4-2-3- قرآن

آينده اين ملت، انقلاب و جهان به قرآن وابسته است.

استمرار انقلاب اسلامى به دليل رسوخ و نفوذ عميقى است كه قرآن در ميان جامعه‏ى ما دارد.

اگر بخواهيد قرآن در خانه‏ها، بين بچه‏ها، بين بزرگها، بين زن و مردها رواج پيدا كند، بايستى قهرمانان قرآنى را احترام كنيد. اين است كه ما به اينها احترام مى‏كنيم. اينها حامل قرآنند، اينها عزيزند. زبان اينها عزيز است، لبها و دلهاى اينها عزيز است؛ چون با قرآن مأنوس است. جان ما به قربان قرآن!

امروز شعار دنياى اسلام بايد بازگشت به قرآن و عمل به آن باشد.

انديشه كردن در قرآن كليد نجات انسان و تقرب به خداست.

بچه‏هايتان را قرآنى كنيد؛ همچنان كه هستند. شما جوانان عزيز كه دلهاى پاك و نورانيتان با قرآن، آشناست، اين را قدر بدانيد. آن كسانى كه اين توفيق را پيدا كرده‏اند كه قرآن را حفظ كنند، آن محفوظ خودشان را قدر بدانند؛ خيلى قيمت دارد، خيلى عزيز است. آن وقت با قدر دانستن، آن حركت ادامه پيدا خواهد كرد و راه به سمت نور سرچشمه‏ى قرآن، ديگر تمام نخواهد شد. آن وقت امت اسلامى به بركت قرآن، خواهد توانست در جاى خودش قرار بگيرد.

پيروزى انقلاب اسلامى، قرآن را به ما باز گرداند و راه قرآن را به روى ما باز كرد.

ترجمه‏ى شعرى قرآن اصلاً كار موفقى نيست.

ترجمه‏ى قرآن بايد رواج پيدا كند.

جامعه‏ى اسلامى با نزديك شدن به فهم قرآن رشد مى‏كند و استحكام مى‏يابد.

جامعه‏ى اسلامى با نزديك شدن به قرآن استقلال پيدا مى‏كند.

چيزى كه به ما ايمان لايزال مى‏دهد و دل و پاى ما را محكم مى‏سازد قرآن است.

حفظ قرآن را ترويج كنيد.

حفظ قرآن، فهميدن مفاهيم و ترجمه‏ى كلمه كلمه‏ى قرآن، براى كسانى كه به زبان عربى آشنايى ندارند، لازم است. وقتى كه كلمات قرآن را فهميديد، آن وقت تدبر لازم است. حتى آن كسى كه الفاظ عربى را هم خوب بلد است، اگر تدبر نكند، بهره‏ى كمى از قرآن خواهد برد.

در قرآن، تدبّر لازم است - تدبر، يعنى انديشيدن در مفاهيم قرآنى - اين سخن عميقى است، اين سخن بزرگى است؛ بايد در آن تدبر كرد.

شما براى اين درس قرآن، اهميت ويژه قايل بشويد، تا اين نوجوان به قرآن گرايش پيدا كند؛ بخصوص در سن كودكى بايد قرآن را حفظ كنند، بايد قرآن در سينه‏ها باشد، تا در دلها نفوذ كند، تا در محيط جامعه تحقق پيدا كند.

عزت و قدرت در سايه‏ى تقوا و تمسك به قرآن و نترسيدن از غير خدا ممكن است.

عزيزان من قرآن، ضامن سعادت ماست؛ قرآن، ضامن بقاى جمهورى اسلامى و همه چيز ماست. خوشا به حال ملت ما اگر قرآن و عترت را با هم داشته باشند؛ كوشش كنيد با هم داشته باشيد. ملتهاى ديگر هم خدا كند گرايش پيدا كنند، تا قرآن و عترت با هم باشند كه اين دو از هم جدا شدنى نيستند.

قرآن اساس اسلام و اساس هر حركت و نهضت و بناى جديد انسانى است.

قرآن درياى متلاطم فيض و رحمت و هدايت الهى است. اگر با قرآن مأنوس بشويم، خيلى از بابهاى هدايت به روى ما باز خواهد شد.

قرآن كتاب معرفت و بركت است.

كتاب انقلاب ما قرآن است.

گوينده‏ى آن، ذات اقدس الهى است. كلمات آن هم مال ذات اقدس الهى است - يعنى الفاظش، نه فقط مفاهيمش - لذا بايستى در آن دقت كرد، بايد آن را فهميد، بايد در آن غور كرد. اينها حاصل نمى‏شود، مگر با انس با متن قرآن.

معرفت، نجات، سلامت، رشد و تعالى و تقرب انسان به سوى خداى متعال از دستاوردهاى قرآن كريم است.

مقدمه‏ى عمل به قرآن فهم آن و مقدمه‏ى فهم قرآن، فهم معانى و تدبر در آن است.

من عقيده‏ام اين است كه حفظ قرآن، بايد از بچگى شروع بشود.

وقتى قرآن وارد جامعه مى‏شود، حضور قرآن، حلاوت خود را به كامها مى‏چشاند. امروز قرآن در كشور ما سيطره دارد. قدم اول، ياد گرفتن متن قرآن است؛ و اين بايد روز به روز زياد بشود. اگر بخواهيم همه، قرآن را ياد بگيرند، عده‏يى بايد در اوج قرار بگيرند - مثل همه چيز ديگر - همين طور كه اگر بخواهيد ورزش، همگانى بشود، بايستى عده‏يى قهرمان را جلوى چشم مردم نگه داريد.

بالاي صفحه

 4-2-4- نهج‏البلاغه‏

اميرالمؤمنين اين خطبه‏ها را با بهترين بيانها و با بهترين و زيباترين تعابير و پر از هنرهاى بديعى بيان كرده‏اند.

نهج‏البلاغه گنجينه‏ى عظيمى است كه به اين زوديها حتى نمى‏توان به موجودى آن پى برد و بعد از شناخت است كه نوبت بهره‏بردارى از آن فرا مى‏رسد.

هر كدام از اين خطبه‏هاى نهج‏البلاغه كه انسان مقدارى در آنها ژرف‏نگرى مى‏كند و قدرى ذهن و استعداد و ذوق خود را در وقت مناسب و در هنگام اقبال دل و اقبال ذوق به كار مى‏اندازد، عوالم عجيبى را از معارف مى‏يابد.

بالاي صفحه

 4-2-5- صحيفه‏ى سجاديه‏

از دعاهاى معتبر - بخصوص صحيفه‏ى سجاديه - با توجه به معانى و مفاهيمش حتماً استفاده كنيد، ولو كم؛ اينها انسان را در همه‏ى ميدانها قوى مى‏كند و در دل و روح و باطن خود احساس قدرت و قوّت مى‏كند.

اگر «اللّهم»ها و جمله‏هاى خطابى و انشايى صحيفه‏ى سجاديه را به جمله‏هاى خبرى تبديل كنند، يكى از پُرمطلب‏ترين كتابهاى حديث شيعه در زمينه‏ى بيان معارف الهى مى‏شود؛ چه در زمينه‏ى اعتقادى، چه در زمينه‏ى عبادى، چه حتّى در زمينه‏ى سياسى و اجتماعى.

شما بايد در اين صحيفه‏ى سجاديه غور كنيد. من گمان مى‏كنم كه صحيفه‏ى سجاديه از لحاظ احتواء بر معارف عاليه‏ى اسلامى در همه‏ى بخشها، كمتر از نهج‏البلاغه نيست.

صحيفه‏ى سجاديه يك دوره معارف ناگفته‏ى اسلامى است. واقعاً گاهى معارفى كه در دعاهاى ما وجود دارد، در هيچ روايتى نيست؛ اگر هم باشد، به اين وضوح و با اين تأثير نيست.
 

 4-2-6- مسجد، اذان، ائمه‏ى جمعه و جماعات

اذانِ با توجه، به دلها اميد مى‏دهد.

اسلام امريكايى، چيزى به نام اسلام است كه در خدمت منافع قدرتهاى استكبارى و توجيه‏كننده‏ى اعمال آنهاست؛ بهانه‏يى براى انزواى اهل دين و نپرداختن آنان به امور مسلمين و سرنوشت ملتهاى مسلمان است؛ وسيله‏يى براى جدا كردن بخش عظيمى از احكام اجتماعى و سياسى اسلام از مجموعه‏ى دين و منحصر كردن دين به مسجد است (و مسجد نه به عنوان پايگاهى براى رتق و فتق امور مسلمين - چنان‏كه در صدر اسلام بوده است - بلكه به عنوان گوشه‏يى براى جداشدن از زندگى و جدا كردن دنيا و آخرت).

از بزرگترين كارهاى امام عزيز ما ايجاد و تأسيس نماز جمعه بود.

تا وقتى ائمه محترم جمعه و مردم قدر نماز جمعه را مى‏دانند، ... بلاشك در جامعه‏ى اسلامى خوف تزلزل نيست.

تريبون نماز جمعه در حفظ قوام معنوى و حصار ايمنى جامعه داراى نقشى فوق‏العاده است.

امامت جمعه به معناى نمايندگى كل روحانيت و نظام اسلامى است.

انقلاب از خانه‏ى مذهب - يعنى مسجد و مدرسه‏ى دينى - آغاز شد و جهتگيرى مذهبى در انقلاب روزبه‏روز افزايش پيدا كرد و نقش مذهب و ارزشهاى معنوى، آن‏قدر قوى شد كه كسانى را به‏ميدان انقلاب كشاند كه معمولاً در هيچ انقلابى، اين‏گونه آدمها به ميدان نمى‏آيند.

اين‏جانب همه‏ى مردم - بخصوص جوانان - را به پُر كردن مساجد و حضور در نمازهاى جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.

بانگ اذان، دلهاى افسرده را روشن مى‏كند.

بهترين جايى كه اين گروههاى مقاومت بسيج دارند، همين مساجد است.

چندى پيش، من راجع به اذان سفارش كردم و البته گفتم كه صبحها با بلندگو در همه‏جا اذان نگويند، تا مردم از خواب بيدار نشوند. مثل اين‏كه بعضى از مؤمنين، اين قسمت دومش را بيشتر از قسمت اول گوش كردند! آنچه كه مقصود ما بود، اين بود كه در سحرها، هر جايى يك بلندگو صدا نكند؛ ولى معنايش اين نبود كه به هنگام سحر، صداى اذان در شهرى مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جايى مثل تهران، اقلاً در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتّى اذان صبح. در شهرهاى كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مى‏بايست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوى مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.

حضرات ائمه‏ى محترم جمعه و جماعات و گويندگان مذهبى نيز تا سرحد امكان بايد براى پُربار كردن و محتوا بخشيدن به اين مراسم تلاش كنند و اين كانونهاى معنويت و صفا را گرم نگهدارند.

در اين كشورهاى اسلامى كه امروز ائمه‏ى جمعه و جماعاتشان، تشكيلات به وجود مى‏آورند و مسجدها رونق پيدا مى‏كنند و كانون تحرك مى‏شوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يك مشت پيرمرد از كار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاى جوانان و كانون جنبشهاست. اين را شما كرديد. اين را حركت شما و قائد عظيم‏الشأنتان - آن مرد الهى - بود كه انجام داد.

در نقاط مختلف جهان، دشمنان اسلام به مساجد - كه پايگاه حريت انسان و جايگاه رابطه‏ى او با خدا و مركزى براى كسب آگاهى از شيطنتهاى شياطين زر و زور است - با بغض و كينه‏يى عميق مى‏نگرند و تا آن‏جا كه بتوانند، با وجود و حضور و فعاليت آنها ستيزه مى‏كنند. هم‏اكنون مسجدالاقصى، قبله‏ى دوم مسلمين - كه بحمداللَّه پايگاه بيدارى و مبارزه نيز شده است - مورد جسارت صهيونيستهاى پليد قرار گرفته، و در فرانسه و هند نيز مسجد در معرض اهانت و تخريب واقع شده است.

سفارش ديگرى كه من مى‏خواهم بكنم، اين است كه همه‏ى خانواده‏ها و همه‏ى مردم - مخصوصاً جوانان - به نماز و مسجد و عبادت و جلسات قرآن اهميت بدهند. هرچه امروز اين كشور از عظمت و عزت و قدرت به دست آورده است، در سايه‏ى قرآن و اسلام و نماز و عبادت و ذكر خداست. هم بايد به درس و كار توجه شود، وهم به تدين؛ كه تدين پشتوانه‏ى همه‏ى اينهاست. با نماز و مسجد و عبادت و جلسات دينى و جلسات قرآن بايد انس پيدا كنيد.

شعاير اسلامى و مساجد و نمازهاى جمعه و عزاداريها، از جمله عواملى است كه در پيروزى انقلاب و تداوم آن، نقش تعيين‏كننده‏يى داشته است. ملتهاى مسلمان اكنون در همه جاى عالم، با بهره‏گيرى از تجربه‏ى ملت ايران، به مساجد و شعاير دينى اهتمام خاصى نشان مى‏دهند. نهضت فلسطين و بسى نهضتهاى ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاى جمعه و جماعت، نيرو و توان مى‏گيرد. سزاوار است كه ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد.

طبق بينش ما، يادگارهاى اسلامى عزيزند. مى‏شد اسلام به مردم بگويد برويد در زمين صافى بايستيد و نماز بخوانيد و عبادت كنيد؛ در صورتى كه به عمارت مسجد دستور داده است؛ «انّما يعمر مساجد اللَّه». آباد كردن مسجد ملاك است و تجسم و تجسد خارجى اين كار مورد نظر اسلام مى‏باشد؛ چون تأثير بسزايى دارد. در مورد شخصيتها هم همين‏طور است.

مساجد به شكل شايسته غبارروبى شود و خدمت به مسجد، كارى مردمى و همگانى شمرده شود.

مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامالِ از انسانهاى ذاكر و ساجد و راكع باشد.

بالاي صفحه

 4-2-7- امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر را اقامه كنيد.

امر به معروف و نهى از منكر كه يكى از اركان اساسى اسلام و ضامن برپاداشتن همه‏ى فرايض اسلامى است، بايد در جامعه‏ى ما احيا شود.

امر به معروف و نهى از منكر هم جزو مهمترين مسائلى است كه جوانها بايد به آن اهتمام كنند.

جوانان در محيط خودشان، امر به معروف و نهى از منكر كنند.

در امر به معروف، مرحله‏ى قبل از عمل، قلب انسان است. اگر انسان بخواهد صادقانه به معروف امر كند، بايد خود به آن معروف دلبسته باشد؛ والّا صادقانه نخواهد بود.

همه‏ى آحاد مردم بايد وظيفه‏ى امر كردن به كارهاى خوب و نهى كردن از كار بد را براى خود قايل باشند.

بالاي صفحه

4-2-8-  حج‏

حجِ امروزِ ما با حجى كه آرزوى ماست، انصافاً هنوز خيلى فاصله دارد.

كسانى كه به حج مى‏روند و مى‏آيند واقعاً بايد مثل كسانى باشند كه «يوم ولدته امّه»؛ پاكيزه‏ى پاكيزه شده باشند.

حج يك آبشار جارى و يك شط عظيم شستشوى معنوى و روحى است.

حج برترين جايگاه برائت از مشركين شناخته شده است.

حج مظهر توحيد، و كعبه خانه‏ى توحيد است.

حج مى‏تواند دلبستگيهاى اسارت‏آفرين را از دلها بشويد.

حج مى‏تواند روح توحيد را در دلها زنده كند.

حج و اجتماع عظيم بر گرد خانه‏ى توحيد، بايد مظاهر شرك را نفى كند.

فرياد برائت مسلمانان در حج، فرياد برائت از استكبار جهانى است.

حج يك واجب استثنايى و يك مراسم عجيب و پُر رمز و راز است.

حج، يك حركت عبادى خالصِ عميق - خضوع، خشوع، ذكر، عبادت، تضرع و توسل - و با حالت اجتماع است. در كنار هم قرار دادن اين دو چيز، مسئله را خيلى پُرمعنا مى‏كند.

بالاي صفحه

 4-2-9- حزب‏اللَّه‏

اين مملكت، مملكت حزب اللهى‏هاست؛ آينده متعلق به حزب‏اللهى‏هاست؛ نه اين‏كه مال آنهاست، نه، متعلق به ملت ايران است؛ اما مؤمنين، انقلابيون و حزب‏اللهى‏ها هستند كه هرجا مشكل اصلى‏يى پيدا شود، بايد آن را حل كنند و به فضل پروردگار بن‏بستها را خواهند شكافت.

بالاي صفحه

 4-2-10- نماز

انسان هميشه به نماز محتاج است و در عرصه‏هاى خطر، محتاجتر.

حقيقتاً اين نمازهايى كه ما مى‏خوانيم، در واقع اداى بندگان خدا را درمى‏آوريم. بنده به خودم كه مراجعه مى‏كنم، اين‏طورى مى‏بينم، چون بندگان برجسته‏ى خدا طور ديگرى نماز مى‏خوانند؛ تسبيح كه مى‏كنند، تسبيح از دل و جانشان برمى‏خيزد؛ سجده كه مى‏كنند، در واقع دلشان سجده مى‏كند.

مديران دستگاههاى ادارى و دولتى، خود متصدى اقامه‏ى نماز در آن دستگاهها شوند.

نماز برترين چيزى است كه مى‏تواند همه‏ى افراد جامعه‏ى مسلمان را به تهذيب اخلاقى و تعالى روحى و معنوى برساند.

نماز تسلّابخش و آرامشگر دلهاى مضطرب و خسته و به ستوه آمده، و مايه‏ى صفاى باطن و روشنى روان است.

نماز جمعه يكى از پايه‏هاى اساسى حفظ نظام اجتماعى و مهمترين عامل حفظ روحيه و ايمان مردم است.

همگان نماز را كه داروى شفابخش روح و مايه‏ى صفا و آرامش و نورانيت است، بر همه‏ى كارهاى ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطى خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه‏ى مشغله و گرفتارى، اين حضور رهايى‏بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند.

 

 4-2-11- اداى تكليف‏

بارها امام مى‏فرمود كه ما كار را براى رسيدن به «نتيجه» نمى‏كنيم؛ بلكه مأمور به انجام «تكليف» هستيم. ... آن كس كه براى انجام تكليف كار مى‏كند، پيروزيش به اين نيست كه به مقصود خود دست پيداكند؛ بلكه زمانى احساس پيروزى مى‏كند كه موفق شود به تكليفش عمل كند. ما براى اداى تكليف حركت مى‏كنيم، حتّى براى پيروزى هم تلاش نمى‏كنيم. البته، پيروزى را دوست مى‏داريم، هيچ كس نيست كه از پيروزى بدش بيايد، هيچ‏كس نيست كه براى پيروزى كار نكند؛ اما هدف نهايى چيزى است كه حتّى از پيروزى هم بالاتر مى‏باشد و آن جلب رضاى خدا و اداى تكليف است.

بالاي صفحه

4-3- ايام‏

 4-3-1- محرم، عاشورا، اربعين‏

امام بزرگوار ما به بركت محرم و با همين تحليل و منطق، خون را بر شمشير پيروز كرد. اين يك نمونه است كه شما ديديد.

اهميت اربعين در آن است كه با تدبير الهى در اين روز خاندان پيغمبر و ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد.

حادثه‏ى كربلا بايد زنده بماند.

حكومت و حاكميت و اعلاى كلمه‏ى اسلام و ايجاد اميد به بركت اسلامى در دل مستضعفان عالم، آثار محرم است.

اين‏جانب همه‏ى مردم - بخصوص جوانان - را به ... گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.

درسى كه اربعين به ما مى‏دهد، زنده نگهداشتن ياد حقيقت و خاطره‏ى شهادت در مقابل طوفان تبليغات دشمن است.

روح نهضت ما و جهتگيرى كلى و پشتوانه‏ى پيروزى آن، همين توجه به حضرت ابى‏عبداللَّه(عليه الصّلاةوالسّلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود.

عاشورا اسلام را نگه داشت.

قمه‏زدن هم از آن كارهاى خلاف است. ... كار غلطى است كه عده‏يى قمه‏ها را بگيرند و به سرهاى خودشان بزنند. ... كجاى اين، عزادارى است؟! اين جعلى است. اينها چيزهايى است كه از دين نيست. بلاشك خدا راضى نيست. ... اين قطعاً خلاف است. امام حسين به اين معنا راضى نيست.

كسانى كه از خاندان وحى و نبوت اسير شدند، عزيزترين و شريفترين انسانهاى تاريخ اسلام بودند.

واقعه‏ى كربلا در روز عاشورا يك فصل عظيم از تاريخ ماست.

يكى از بزرگترين نعمتها براى جامعه‏ى شيعى ما، نعمت خاطره و ياد حسين‏بن‏على، محرم و عاشورا است.

ماه محرم، ماه تعليم مجاهدت فى‏سبيل‏اللَّه به وسيله‏ى برترين خلايق، حضرت اباعبداللَّه (عليه‏السّلام) است.

احترام عاشوراى حسينى و محرم براى مردم ما يك فريضه و امر بزرگ و مهم به‏شمار مى‏رود.

بالاي صفحه

 

 4-3-2- عرفه‏

اگر كسى معناى دعا، مثلاً دعاى ابوحمزه‏ى ثمالى، يا دعاى امام حسين در روز عرفه را بفهمد و توجه بكند ... امكان ندارد از اين دعاى به اين بلندى خسته بشود؛ يعنى اين گفتگويى كه در اين دعا انجام گرفته، بين اين بنده‏ى برگزيده و شايسته و بامعرفت، و خدا، اين‏قدر پُرجاذبه و نافذ و حقيقى است - يعنى بيان كننده‏ى آن خواستهاى فطرى انسان است - كه امكان ندارد كسى هيچ وقت از آن خسته بشود. من توصيه‏ام به جوانها اين است كه عبادت را با توجه انجام دهند.

بعدازظهر روز عرفه يكى از ساعات بهشت است.

در حقيقت بركات عظيم روز عرفه آن را به معناى يك روز عيد و بركت و رحمت از طرف پروردگار به ما معرفى مى‏كند.

دعاى امام حسين در عرفه، يا همين دعاى ابى‏حمزه، يا آن مناجات شعبانيه، اينها در زبان عرب، جزو زيباترين متنهاى ادبى است.

روز عرفه را قدر بدانيد.

روز عرفه، روز دعا و توسل و تضرع است.

روز عرفه يك فرصت است.

يادم است هنوز بالغ نبودم كه اعمال روز عرفه را بجا مى‏آوردم.

بالاي صفحه

 

 4-3-3- ماه رمضان، شب قدر

دعاهاى ماه رمضان، به انسان نورانيت مضاعفى مى‏بخشد.

روزه، توجه به خداى متعال، ذكرها و دعاهايى كه در اين ماه غالباً دلها به آنها متمايل و متوجه مى‏شوند، جزو سفره‏ى ضيافت الهى است؛ از اين سفره حداكثر استفاده را بكنيد.

كنترل اهواى نفسانى در رمضان، آسانتر از هميشه است.

ماه رمضان، بهار خودسازى انسان و انس با خداست.

ماه رمضان در هر سالى، قطعه‏يى از بهشت است كه خدا در جهنم سوزان دنياى مادّىِ ما، آن را وارد مى‏كند و به ما فرصت مى‏دهد كه در اين ماه، خود را بر سر سفره الهى وارد بهشت كنيم. بعضى همان سى روز را وارد بهشت مى‏شوند؛ بعضى به بركت آن سى‏روز، همه سال را، بعضى همه عمر را، بعضى هم از كنار آن غافل عبور مى‏كنند، كه مايه تأسف و خسران است.

ماه رمضان، فرصت عروج و اعتلاى روح انسان است.

ماه مبارك رمضان ماه ضيافت و رحمت الهى است.

من همه‏ى شما عزيزان را به توجه به دعا در اين ايام، توجه به نماز، اقبال به روزه و استفاده‏ى از روزها و شبهاى ماه رمضان دعوت مى‏كنم.

ماه رمضان، ماه كفّ‏نفس و خويشتندارى است.

ماه رمضان، ماه ذخيره‏سازى تقواست.

روزه به ما كمك مى‏كند تا باتقوا شويم.

به بركت روزه و توجه و خشوعى كه لازمه‏ى روزه است، فرصت و توفيق كار نيك براى انسان وجود دارد.

از اول شب قدر، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهى - «سلام هى حتّى مطلع الفجر» - شروع مى‏شود، تا وقتى كه اذان صبح آغاز مى‏گردد. اين چند ساعتِ اين وسط، سلامِ الهى و امن الهى و خيمه‏ى رحمت خداست كه بر سراسر آفرينش زده شده است. آن شب، شب عجيبى است؛ ... اين شب را قدر بدانيد و آن را به دعا و توجّه و تفكّر و تأمّل در آيات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه كه خداى متعال از انسان خواسته است و بى‏اعتبارى اين زندگى مادّى و اين كه همه‏ى اين‏چيزهايى كه مى‏بينيد، مقدّمه‏ى آن عالمى است كه لحظه‏ى جان دادن دروازه‏ى آن عالم است، بگذرانيد.

امروز كه خداى متعال اجازه داده است كه شما زارى، تضرع و گريه كنيد، دست ارادت به سوى او دراز كنيد، اظهار محبت كنيد، اشك صفا و محبت را از دل گرم خودتان به چشمهاى خودتان جارى كنيد. اين فرصت را مغتنم بشماريد؛ ... اين فرصت، فرصت زندگى و حيات است كه براى بازگشت به خدا در اختيار من و شماست؛ و بهترين فرصتها ايامى از سال است، كه از جمله‏ى آنها ماه مبارك رمضان، و در ميان ماه مبارك رمضان، شب قدر است!

شب قدر، فرصتى براى مغفرت و عذرخواهى است؛ از خداى متعال عذرخواهى كنيد.

بالاي صفحه

 4-3-4- شعبان

ماه شعبان يكى از فرصتهاى مغتنمى است كه در اختيار ماست.

ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است.

رجب، بيشتر ماه نماز است؛ شعبان، بيشتر ماه دعا و روزه است.

ماه شعبان دالان و دهليز ماه رمضان است.

 

بالاي صفحه

 4-3-5- اعياد

 4-3-5-1- عيد غدير

روز عيد غدير، ولايت اسلامى - يعنى رشحه و پرتوى از ولايت خدا در ميان مردم - تجسم پيدا كرد و اين چنين بود كه دين كامل شد.

علت اهميت عيد غدير، مسئله‏ى ولايت است.

عيد غدير، حقيقتاً يكى از عظيمترين اعياد اسلامى است.

غدير در محتوا و روح حقيقى خود فقط متعلق به شيعيان نيست، بلكه به همه‏ى دنياى اسلام تعلق دارد؛ چون حادثه‏ى غدير برخاسته‏ى از روح و مضمون حقيقى اسلام است.

بالاي صفحه

 4-3-5-2- عيد فطر

روز عيد فطر، روز طهارت و پاكيزگى است.

روز عيد فطر، عيد عبادت و عيد مغفرت است.

روز عيد فطر، مظهر اجتماع و اتحاد و برادرى مردم با داشتن دل به سوى خداست.

اين روز براى همه‏ى مسلمانان جهان عيد است.

بالاي صفحه

 4-3-5-3- مبعث‏

بعثت نبى اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) حركت عظيمى در تاريخ بشر بود كه نجات انسانها، تهذيب نفس و اخلاق بشر و مقابله با مشكلات و مصائب بشرى در همه‏ى دورانها را دنبال مى‏كرد.

بزرگداشت مبعث، بيش از آنچه صرفاً تجليل از يك خاطره‏ى گرامى باشد، مطرح كردن درسهاى بزرگ بعثت پيغمبر است، كه امروز همه‏ى بشريت - بخصوص جامعه‏ى مسلمانان - به آنها نياز دارد.

بالاي صفحه

 4-3-5-4- عيد نوروز

عيد سعيد نوروز ... سرآغاز بهار طبيعت و بهار جسم و جان انسان است.

عيد نوروز كه عيد تازگى و طراوت و شادى زمين و زمان است، را ... به همه‏ى ملت شريف و عزيزمان ... تبريك عرض مى‏كنم.

عيد نوروز وسيله‏يى براى احساس همبستگى ملتهاى متعدد است.

بالاي صفحه

4-4- ولايت فقيه

امروز حكومتهاى دنيا، غالباً آلوده است. ما خدا را شكر مى‏كنيم كه نسخه‏ى حكومت اسلامى را در اين‏جا پيدا كرديم. به نظر ما حكومت با قانون اساسى ما، راقيترين نوع حكومتهاست؛ يعنى حكومتى كه با نظام ولايت فقيه معرفى مى‏شود. بعضى از اين مسئله تحاشى مى‏كنند!

در حكومت اسلامى - يعنى حكومت فقيه عادل و فقيه متقى - هم حضور مردم هست، هم حضور معنويت و ارزشهاى اسلامى و حضور تقوا هست؛ اين، بالاتر از همه است.

مسئله‏ى ولايت فقيه، اساس نظام و ستون فقرات نظام است.

ولايت فقيه عادل، يعنى حكومت كسى كه دين و اسلام را مى‏شناسد و مى‏داند چگونه بايد بر مردم حكومت كرد؛ و نيروى تقوا هم به او كمك مى‏كند كه از اين خط منحرف نشود.

ولايت فقيه، مترقيترين چيزى است كه مى‏توان به يك جامعه‏ى بشرى پيشنهاد كرد.

ولايت فقيه، يك فرهنگ و يك جريان است.

 ولايت فقيه، جايگاه مهندسى نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگيرى از انحراف به چپ و راست است؛ اين اساسى‏ترين و محورى‏ترين مفهوم و معناى ولايت‏فقيه است.

نقش ولايت‏فقيه اين است كه در اين مجموعه‏ى پيچيده و در هم تنيده‏ى تلاشهاى گوناگون نبايد حركت نظام، انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ نبايد به چپ و راست انحراف پيدا شود.

پاسدارى و ديده‏بانىِ حركت كلى نظام به سمت هدفهاى آرمانى و عالى‏اش، مهمترين و اساسى‏ترين نقش ولايت‏فقيه است.
 

بالاي صفحه

 5- فرهنگ‏

5-1- فرهنگ و فرهنگ‏سازى

آنچه كه براى كشور ما و براى عناصر فرهنگى مهم است، گسترش كيفى فرهنگ است.

اساس و ريشه‏ى فرهنگ عبارت است از عقيده و برداشت و تلقى هر انسانى از واقعيات و حقايق عالم، و نيز خلقيات فردى و خلقيات اجتماعى و ملى.

استقلال يك ملت فقط با استقلال فرهنگى تأمين مى‏شود.

بخش عمده‏ى فرهنگ، همان عقايد و اخلاقيات يك فرد يا يك جامعه است.

به كار فرهنگى به معناى واقعى كلمه اهتمام ورزيد.

به نظر ما مقوله‏ى فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده‏ى يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگرى قابل مقايسه نيست.

پايه‏هاى اساسى فرهنگ هم، همين ادبيات و هنر است.

دستگاه حكومت و دستگاه دولت، نسبت به فرهنگ جامعه - عمدتاً مسئله‏ى عقيده و اخلاق - به‏هيچ‏وجه بى‏مسئوليت نيست و نمى‏تواند بى‏تفاوت باشد.

فرهنگ اسلامى تسليم در مقابل خدا و برآشفتن در مقابل بديها و كجى‏ها و نابسامانيهاست.

فرهنگ انقلاب ما فرهنگ توحيد و عبوديت است.

فرهنگ شامل ادبيات، هنر، علم، عادات و اخلاق جامعه و سنن موجود و شامل خصلتهاى ملى است.

فرهنگ عمومى، فرهنگ در دانشگاه‏ها، فرهنگ در مقطع دبستان و دبيرستان - يعنى حيطه‏ى كار آموزش و پرورش - بسيار بسيار مهمّ است. به اينها اهميت بدهيد.

آنچه كه براى كشور ما و براى عناصر فرهنگى مهم است، گسترش كيفى فرهنگ است. يعنى تربيت شاعر، نويسنده، هنرمند و تربيت كسانى كه بتوانند توليد هنرى بكنند و پايگاه هنرى را پيش ببرند.

بالاي صفحه

5-2- تهاجم فرهنگى‏

آن چيزى كه خطر جدى است، تهاجم فرهنگى است.

اشكال ضايعات فرهنگى اين است كه زود فهميده نمى‏شوند.

انقلاب فرهنگى و اصل فرهنگ ملى و اسلامى ما، در معرض تهديد دشمنان قرار دارد.

اين جزو وظايف دولت اسلامى است كه در اين آشفته بازار احتمالى، يا حتى غير آشفته بازار، در بازار عرضه‏ى فرهنگ و عقيده و اخلاق، نگذارد عائله‏ى او - يعنى ملت - دچار گمراهى بشوند؛ يعنى همان احساسى را كه انسان نسبت به زن و بچه‏ى خودش دارد، همان را بايد نسبت به ديگران هم داشته باشد.

برگشت به فرهنگ فاسد و منحط غرب در جامعه‏ى انقلابى و اسلامى ما محال و ممنوع است.

بسيارى از مشكلات امروز و ديروز ملت ايران، ناشى از تدابير و اعمال خصومت و بغض و كينه‏ى دشمنان اسلام است كه انواع مشكلات اقتصادى و فرهنگى را تزريق مى‏كنند تا شايد بتوانند نظام جمهورى اسلامى را متزلزل كنند!

تهاجم فرهنگى يعنى يا تهاجم به وسيله‏ى ابزارهاى فرهنگى، يا تهاجم به وسيله‏ى عناصر فرهنگى.

ما دشمنان فرهنگى زيادى داريم، مبارزه با اسلام و انقلاب به صورت فرهنگى، يك چيز جدى است. اين چيزى كه ما به آن تهاجم فرهنگى مى‏گوييم، يك امر واقعى و حقيقى است. الان باورهاى سياسى ما، با ابزارهاى فرهنگى دشمنان هدفگيرى مى‏شود. باورهاى دينى ما هدفگيرى مى‏شود. عادات حسنه‏ى ملت ما مورد تهاجم قرار مى‏گيرد و هدفگيرى مى‏شود. اين كار خيلى هم دقيق انجام مى‏گيرد.

مى‏دانيد عقبه‏ى فرهنگى دشمن تا كجاهاست؟ مجلات، روزنامه‏ها، راديوها، ماهواره‏ها، تشكيلات عظيم، كتاب‏نويسيها، مزدورهاى قلم‏به‏دست و قلم‏به‏مزد، همه، عقبه‏ى فرهنگى استكبارند!


 

5-3- هنر

از خصوصيات هنر اين است كه ايده و فكر را به‏طرف مقابل منتقل مى‏كند.

جهتگيرى هنر بايد خيلى دقيق و روشن و درست باشد.

ما مردم باهنر و بااستعدادى داريم.

مايه‏ى هنرى جوانهاى ما خيلى زود مى‏شكفد و مى‏جوشد.

هر آنچه به هنر آميخته شود، آراسته و خواستنى مى‏شود و جلوه و جذابيت مى‏يابد و دلها به آن شوق پيدا مى‏كند.

هنر حقيقى خواهد توانست تفكر انقلاب را عمق ببخشد.

هنرِ نمايش، از بسيارى از ديگر هنرها، زبانِ رساتر و بليغ‏ترى دارد.

[فرهنگ قرآنى و اسلامى‏] بايد در نمايشنامه‏ها، فيلمها، سينما، تلويزيون و راديوى ما انعكاس يابد.

 

  5-3-1- سينما، نمايش، تئاتر

چند سال است به سينماگران مى‏گوييم قدرى روى قصه كار كنيد؛ قصه‏يى كه بناست شما در سينما به آن جان بدهيد و تجسم ببخشيد.

ملتى كه سينما ندارد، مثل انسانى است كه زبانى از زبانهاى مورد تفاهم و تكلم را بلد نيست.

بالاي صفحه

  5-3-2- شعر

ترجمه‏ى شعرى قرآن اصلاً كار موفقى نيست.

در ميان شعراى انقلاب، بعضيها واقعاً خوب و برجسته‏اند.

زبانى كه مى‏تواند پيام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد، زبان شعر و ادبيات است.

سعدى و حافظ هم شعر عشقى محض دارند. اين‏طور نيست كه همه‏ى اشعار آنها عرفانى باشد.

شعر و هنر زيباترين قالب براى همه‏ى پيامهاى نوين و مايه‏ى گسترش و نفوذ اين پيامهاست.

كسى كه از تئاتر، نقاشى، عكس يا شعر چيزى نمى‏فهمد، راههاى معرفت به رويش بسته است.

بالاي صفحه

  5-3-3- رمان

 قصه‏نويسى و داستان‏نويسى، ضعف عمده ماست كه من بارها هم اين را گفته‏ام و خواسته‏ام تقويت شود؛ متأسفانه كار جدّى از طرف دوستان ما انجام نمى‏گيرد. البته اين چند سالى است كه رمان و قصه‏نويسى قدرى رواج يافته است؛ منتها نه در جهت صحيح.

در اين بخش [رمان] متأسفانه بسيار ضعيف هستيم.
 

  5-3-4- نقاشى

من تابلوى «عصر عاشورا»ى آقاى فرشچيان را كه خود ايشان چند سال قبل به من هديه داده، در منزل دارم و هر وقت آن را نگاه كردم، گريه كردم. با اين‏كه سينه‏ى من از روضه‏هاى صبح عاشورا و عصر عاشورا پُر است - چه كسى بيشتر از ماها مى‏داند كه در اين باره‏چه نوشته‏اند و گفته‏اند - و در عين حال كه مى‏گويند آدمهايى كه اهل اين چيزها هستند، خودشان گريه نمى‏كنند؛ اما آقاى فرشچيان دارد روضه‏يى مى‏خواند كه ماها را مى‏گرياند. ببينيد اين چه هنر پُرفايده و پُرمغز و پُرمعنايى است.

كسى كه از تئاتر، نقاشى، عكس يا شعر چيزى نمى‏فهمد، راههاى معرفت به رويش بسته است.

 

  5-3-5- هنرمند

آن‏جايى كه نوشته‏هاى شما حاكى از اخلاص است، آن نقطه انسان را تكان مى‏دهد.

به نظر من، نقش هنرمند مسلمان، نقش فوق‏العاده برجسته‏يى است.

يكى از معجزات انقلاب، پرورش هنرمندان و روايتگران تاريخ انقلاب است.

آن هنرمندانى كه هنرشان در خدمت بيگانگان است، هرچند هنرشان هم بالاست و بعضيشان از لحاظ هنرى بسيار برجسته‏اند، ولى من در هنرى كه آنها دارند، ارزشى حس نمى‏كنم.

هنرمند حقيقت را بهتر و زودتر مى‏فهمد.

هنرمند مى‏تواند هدايت بيافريند و لذت روحى ببخشد.

  5-3-6- موسيقى‏

 اگر موسيقى‏يى - حالا اسمش را موسيقى سنتى بگذاريد، يا موسيقى غيرسنتى - كه يكى از دستگاههاى معمولى موسيقى خودمان را هم با ساز ساده‏يى مى‏زند، اما شعر، يك شعر برانگيزاننده‏ى مهيج شهوت باشد، حرام است؛ خواننده هر كس مى‏خواهد باشد. آن صداى خوش و سازى كه با هم به كار بيفتد، تا جوانى را فرضاً به عمل حرام شرعى تحريك كند، كار حرامى است.

بنده كلاً با موسيقى غربى در راديو مخالفم.

موسيقى شاد، به معناى موسيقى مرقص نيست.

موسيقى مى‏تواند لهوى نباشد.

موسيقيهاى تند و محرك خارجى، اشكال دارد.

  5-3-7- معماری

اثر معمارى را انسان تحسين مى‏كند و چون متعلق به ماست، مال ايرانيهاست به آن افتخار هم مى‏كند.

الان در زمينه‏ى سازندگى، در زمينه‏ى معمارى، در زمينه‏ى كارهاى زيربنايى ... در داخل كشور به دست عناصر خودى كارهايى انجام مى‏گيرد كه در گذشته فكرش هم نمى‏شد كرد.

5-3-8- قصه

 قصه‏گويى، هنر بسيار خوبى است. قصه‏هاى خوب، سازنده‏ى شخصيت كودك است. همان قصه‏هاى قديمى را كه ما از مادر خودمان، از مادر بزرگ، يا از پيرزن ديگرى در كودكى شنيده‏ايم، حالا كه آدم مرور مى‏كند، مى‏بيند در آنها چه‏قدر حكمت هست! انسان، بعضى از خصال و تفكرات خودش را كه ريشه‏يابى مى‏كند، به اين قصه‏ها مى‏رسد. قصه چيز خيلى مهمى است، منتها قصه‏هاى خوب.

سعى كنيد در اين قصه‏گويى و در اين كار هنرى، اولين چيزى را كه در اين كودك ايجاد مى‏كنيد، ايمان باشد؛ هيچ چيز، معادل ايمان نيست. شما از اين بچه، هرچه بخواهيد بسازيد، بايد در او ايمان به وجود بياوريد.
 

 

 6- تعليم و تربيت

بايد به فكر آن روز [آينده‏] بود و آن روز دست شماست؛ دست آموزش و پرورش، دست معلّمين و مربيان است. شما هستيد كه بايد امروز، آن روز را ترسيم كنيد. با چى؟ با تربيت جوان. شما اين عامل و اين گلوله را پرتاب مى‏كنيد؛ خودش به هدف مى‏خورد. شما بايد ماشه را بچكانيد و اين، همين كار تربيتى است كه شما بايد امروز انجام بدهيد.

دانش‏آموزانِ نونهالى كه در اختيار دستگاه فرهنگى كشور قرار دارند، عزيزترين و سرشارترين سرمايه و ذخيره‏ى آينده‏ى اين ملتند.

در بلندمدت، هيچ چيز به اندازه‏ى تعليم و تربيت اهميت ندارد.

در محيط آموزش و پرورش بايد كارى بشود كه حتى يك استعداد، از ميان اين ميليونها نوجوان و جوان ايرانى هدر نرود.

شما مسئولان آموزش و پرورش، به حيث اين‏كه معلمان و برنامه‏ها و بقيه‏ى ابزار و ادوات كار در اختيار شماست، اولين سنگِ بناهاى شخصيت فكرى هر موجود بشرى را كه در اين كشور پهناور و بزرگ رو به رشد است، داريد مى‏گذاريد.

قدر تعليم و تربيت و معلمى كه يك سنگر فرهنگى است را بدانيد.

مردم هم، قدر معلمان و كارگزاران تعليم و تربيت را بدانند.

من به شما فرهنگيان عزيز مى‏گويم كه مسئله‏ى فرهنگ و تعليم و تربيت، مسئله‏ى اول در نظام ماست.

امروز دشمنان نمى‏خواهند دانشگاه و درس و مدرسه و معلم باشد.

بالاي صفحه

6-1- دانشگاه‏

دانشگاه جهت‏دار و ديندار، به شدت متمايل به ارزشهاى انقلابى و اسلامى است.


دانشگاه كه قوام اصلى آن به استاد و دانشجوست، حقيقتاً پايه‏يى براى آينده‏ى كشور محسوب مى‏شود.

 محيط دانشگاه، بايد محيط دينى باشد. بايد اين را تأمين كنيم. و اين نمى‏شود، مگر اين‏كه شما كه رؤسا و مسئولان دستگاههاى دانشگاهى كشور هستيد ... صددرصد با تعصب دينى و انقلابى و پايبندى شديد و اصرار بر اين‏كه بايد دين حاكميت پيدا كند و چترى بر زندگى محيط دانشگاه بزند، اين هدف را تعقيب كنيد. از كلمه‏ى تعصب نترسيد. تعصب جاهلى بد است. عصبيتى كه از روى جهالت نباشد، خيلى هم خوب است. عصبيت، معنايش جهالت نيست.

دانشگاه نظام جمهورى اسلامى، بايد كسانى را تربيت بكند كه تكيه‏ى اين نظام، به آنها باشد. يعنى اين نظام، از لحاظ علمى و عملى و مديريت و گشودن گرههاى ريز و درشت بر سر راه زندگى اين ملت، به آنها تكيه كند.

 

  6-1-1- دانشجو

به نظر من، دانشجوى موفق كسى است كه خوب درس بخواند، خوب تهذيب اخلاق بكند و خوب ورزش بكند.

دانشجويان به عنوان نيروهاى متخصص در آينده كشور نقش مهمى خواهند داشت.



 

  6-1-2- استاد

اگر آن استاد، يا آن مسئولى كه با اين معيارها تطبيق مى‏كند، مى‏گذاريد، اين را بايد ديگر همه احترامش كنند و واقعاً روى چشم بگذارند. دانشجو هم بايد او را احترام كند.


اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامى است، يكى از بزرگترين مظاهرش بايستى احترام بيش از حد معمول دنيا به اساتيد باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان. شاگرد بايد به استاد، بى‏قيد و شرط احترام كند. اگر آن استاد بد هم است، بايد او را احترام كنند. فرض كنيد استاد كافرى را آوردند و در يك كلاس پُرحزب‏اللهى گذاشتند. آيا اين حزب‏اللهى‏ها بايد به اين كافر احترام كنند، يا بايد اهانت نمايند؟ نخير، بايد احترامش كنند، از او تجليل نمايند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آنهاست، هيچ دليل ديگر نمى‏خواهد. اين درحالى است كه گفتيم اين شخص اصلاً معتقد به اعتقاد اينها نيست؛ چه رسد كه استادى مؤمن و مسلمان باشد. به‏هرحال، احترام استاد در محيط دانشجويى و دانشگاهى بايستى خيلى محفوظ باشد.
 

   6-1-3- علم و پژوهش

من شنيده‏ام كه در برخى از محافل سياسى حساس دنيا گفته شده كه ما نخواهيم گذاشت يك ژاپن اسلامى در اين منطقه به‏وجود بيايد. آن ژاپن اسلامى، شما هستيد. اين حرف بيخود هم گفته نشده است؛ براى خاطر اين‏كه كشور ما بر حسب آمار از لحاظ - به قول رايج معروف - نرخ سرعت رشد علمى و تحقيقى در بُرهه‏يى از زمان و در همين چند ساله، بالاترين نرخ رشد را در دنيا داشته است.

در بعضى از مراكز سياسى يا سياسى - علمىِ امريكا گفته‏اند ما نمى‏خواهيم يك ژاپن اسلامى به‏وجود بيايد! ژاپن اسلامى يعنى شما. گفته‏اند نمى‏خواهيم بگذاريم ملت ايران از خود پيشرفت علمى نشان دهد. اينها حركت ملت ايران را مى‏بينند؛ اين خودباورى را مى‏بينند.

آنچه موجب نگرانى است، اين است كه مبادا نيروهاى مؤمن ما، ارزش كار علمى را در اين مملكت دست كم بگيرند.

اسلام دين «علم» و «پايبندى به ارزشهاى معنوى» است.

بايد علم و پژوهش را به عنوان يك باور عمومى در بياوريم تا يك همت همگانى بر اين كار گماشته شود؛ يعنى حقيقتاً مسئله‏ى كل نظام بشود.

بنده چند سال است مرتب به دانشگاهها سفارش مى‏كنم كه بياييد توليد علم كنيد؛ كار هم دارند مى‏كنند، اما اين كار اگر با روحيه‏ى علم‏باورى و بارور شدن ذهن انسان براى توليد علم همراه نباشد، ابتر خواهد بود.

در دانشگاههاى ما به طور جدى بايد روى آن چيزهايى كه مربوط به بخش پژوهش است، تكيه شود. مى‏توان دانش فنى را وارد كرد - كمااين‏كه الان داريم اين كار را مى‏كنيم؛ دانش فنىِ يك پديده‏ى صنعتى را وارد مى‏كنيم - ليكن اين مثل آن است كه ما در چاهى آب دستى بريزيم تا بتوانيم بعد همان آب را استخراج كنيم؛ براى بلند مدت، اين كار فايده‏يى ندارد؛ بايد علم از درون بجوشد؛ آن هم بر طبق آنچه كه مورد احتياج كشور است. بنابراين بايد بر جريان علم در كشور، درون‏زايى حاكم باشد؛ اين كار بايد در دانشگاهها جدى گرفته شود؛ افزايش سهم بودجه‏ى پژوهش، يكى از اين كارهاست.

علم و پژوهش، براى كشاورزى و صنعت و معدن و بسيارى از بخشهاى ديگر كشور مقدمه است.

مسئله‏ى علم و توليد علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، يك امر جدى و حياتى است.

ملت ايران به دنيا كم، چيز ياد نداده است. ملت ما چند قرن، دانش، صنعت، پيشرفت، علم، فرهنگ و فلسفه‏ى خود را به دنيا ياد داده است.

موضوع علم و پژوهش در كشور، يك موضوع جدى است؛ ... از جمله‏ى چيزهايى است كه زيرساخت همه‏ى پيشرفتهاى كشور در امور توسعه‏ى مادى و صنعتى و به تبع آن مالى و سياسى و بين‏المللى است.

ما بايد از محاصره‏ى موجود كه كشورهاى جهان سوم در آن قرار گرفته‏اند، خودمان را خارج كنيم. اين فقط وظيفه‏ى ما نيست، بلكه وظيفه‏ى همه‏ى ملت‏هاى دنياست كه در دوره‏يى از كاروان علم عقب ماندند. من اعتقاد راسخم - كه اين اعتقاد با نظر خبرگان و كارشناسان فن تأييد شده است - اين است كه ما مى‏توانيم اين كار را بكنيم. اين مُهر «نمى‏توانيم» و «نمى‏توانيد» را كه يكى از بخش‏هاى عمده‏ى سياست فرهنگى دشمنان بوده، بايستى از ذهن خودمان پاك كنيم.

   6-1-4- جنبش نرم‏افزارى‏

ما شعار نهضت نوآورى علمى و جنبش نرم‏افزارى را مطرح كرده‏ايم؛ انتظار اين بوده است كه اهل علم، اهل دين، اهل قلم، اهل دانشگاه و اهل حوزه در اين جهت حركت كنند، و بسيارى حركت كرده‏اند؛ اما مى‏بينيم بعضى با اين نياز حقيقى - كه حركت علمى، نياز حقيقىِ اين كشور است - همراهى نكردند.

دانشگاه بايد بتواند يك جنبش نرم‏افزارىِ همه‏جانبه و عميق در اختيار اين كشور و اين ملت بگذارد تا آن كسانى كه اهل كار و تلاش هستند، با پيشنهادها و با قالبها و نوآوريهاى علمىِ خودى بتوانند بناى حقيقى يك جامعه‏ى آباد و عادلانه‏ى مبتنى بر تفكرات و ارزشهاى اسلامى را بالا ببرند.

اين خود يك حقيقت و توقع بجايى است كه بايد اهل علم در محيط دانشگاه به توليد علم، به نگاه مبتكرانه و سازنده در زمينه‏ى علم - به همان چيزى كه بنده از آن به نهضت نرم‏افزارى در محيط علمى تعبير كردم - بپردازند؛ ما نياز به اين موضوع داريم. البته دستگاههاى دولتى بزرگ‏ترين مسئوليت را دارند.

نسل دانش‏پژوه و محقق و پژوهنده‏ى كشور ما بداند؛ امروز اگر برترى علمى با غربى‏هاست، در آينده‏ى نه چندان دورى با همت و اراده‏ى شما مى‏توان كارى كرد كه فردا آنها از شما ياد بگيرند.

مرزهاى دانش را بشكنيد. اين‏كه من مى‏گويم نهضت نرم‏افزارى، انتظار من از شما جوانها و اساتيد اين است. توليد علم كنيد. به سراغ مرزهاى دانش برويد. فكر كنيد. كار كنيد. با كار و تلاش مى‏شود از مرزهايى كه امروز دانش دارد، عبور كرد؛ در بعضى رشته‏ها زودتر و در بعضى رشته‏ها ديرتر.

 

6-2- حوزه‏

 6-2-1- روحانيت‏

[روحانيت‏] بودند كه با ستمگران به مبارزه برخاستند و پناه مظلومان و مستضعفان شدند.

از خصوصيات روحانيت شيعه اين بوده كه هميشه با مردم بوده است.

اگر زحمات حوزه‏هاى علميه از آغاز تا امروز نبود، يقيناً چيزى از دين و حقايق دينى باقى نمى‏ماند.

به‏عقيده‏ى من يكى از واجبات هر طلبه‏يى اين است كه كتابهاى آقاى مطهرى را يك دور از اول تا آخر با دقت بخواند و مباحثه كند.

حوزه‏هاى علميه، مزرع علماى دين و پرورشگاه نهالهاى بالنده‏ى فقاهت در آينده است.

روحانيون بايد دانشجويان را همانند فرزندان خود مورد محبت و عطوفت قرار دهند.

روحانيون مظهر اسلام هستند.

طلبه و روحانى، بايستى ساده باشند و مظهر سادگى روحانيت هم، سادگى طلبگى است.

عالم دين بايد فكر سياسى روشن و زنده و متناسب با زمان داشته باشد.

محبوبيت روحانيت در تجمل و اشرافيگرى او نيست، در سادگى و بى‏پيرايگى اوست.

نسبت شهدايى كه بعد از انقلاب، در كسوت روحانيت به شهادت رسيدند؛ بيش از دو برابر نسبت شهدايى است كه از بقيه‏ى قشرهاى مردم، به شهادت رسيدند.

وحدت دين و سياست اين است كه حوزه‏هاى علميه هرگز از سياست دور نشوند.

بالاي صفحه

 6-2-2- وحدت حوزه و دانشگاه‏

وحدت حوزه و دانشگاه خيلى دشمن دارد. از كثرت دشمن، كشف كنيد كثرت اهميت را.

 6-2-3- تبليغ‏

بايد با عمل و زبان تبليغ كرد.

برادرها، اگر پول و امكانات هنرى نداريم، اگر فعلاً ترجمه‏ى قرآن، به زبان سعدى زمانه نداريم؛ مى‏توانيم كه اخلاق داشته باشيم؛ «المؤمن بُشره فى وجهه و حزنِه فى قلبه». آن چيزى را كه بايد ابراز كنيد، با اخلاق سراغ دلهاى جوانان برويد؛ ما يك راه ميانبُر داريم و آن، زبان خوش است. روحهاى جوانها، وراى قالبهاى آنهاست؛ آن وقت، تبليغ انجام خواهد شد.

گاهى اوقات يك مبلّغ، كارى مى‏كند كه صد فقيه نمى‏توانند آن كار را بكنند.

 6-2-4- فلسفه‏

آميزش عرفان با فلسفه در فلسفه‏ى جديد - يعنى فلسفه‏ى ملاصدرا - به‏خاطر اين است كه فلسفه وسيله و نردبانى است كه انسان را به معرفت الهى و خدا مى‏رساند؛ پالايش مى‏كند و در انسان اخلاق به‏وجود مى‏آورد.

راه فلسفه بايد راه تدين و افزايش ارتباط و اتصال انسان به خدا باشد؛ اين را بايد در آموزش فلسفه، در تدوين كتاب فلسفى، در دروس فلسفى و در انجمن فلسفه رعايت كرد.

«فلسفه» براى نزديك شدن به خدا و پيدا كردن يك معرفتِ درست از حقايق عالم وجود است؛ لذا بهترين فلاسفه‏ى ما - مثل ابن‏سينا و ملاصدرا - عارف هم بوده‏اند.

فلسفه و كلام و عرفان وجوه تفارقى دارند، وجوه اشتراكى هم دارند؛ ما بايد اينها را به عنوان علوم عقلى يا به يك معنا حكمت، كه شامل همه‏ى اينها بشود، مورد توجه قرار دهيم و دنبال كنيم.

فلسفه‏ى اسلامى پايه و دستگاهى بوده كه انسان را به دين، خدا و معرفت دينى نزديك مى‏كرده است.

نبايد بگذاريم فلسفه به يك سلسله ذهنيات مجرد از معنويت و خدا و عرفان تبديل شود؛ راهش هم تقويت فلسفه‏ى ملاصدراست؛ يعنى راهى كه ملاصدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است كه انسان را وادار مى‏كند هفت سفر پياده به حج برود و به همه‏ى زخارف دنيوى بى‏اعتنايى كند.

  6-2-5- فقه

آن اسلامى كه متكى به فقاهت و فقها نباشد، اسلام انقلاب نيست.

اسلام واقعى، اسلامى متكى بر دانش و بينش فقهاى اسلامى است.

فقاهت شيعه پايه‏هاى بسيار مستحكمى داشته و دارد.

فقه سنتى يعنى فقهى كه بر اساس اسلام، حديث، متون و احكام اسلامى استخراج شود.

ما بايد به طرف هرچه بيشتر پياده كردن فقه اسلامى برويم.

بالاي صفحه

6-3- دانش‏آموز

آينده‏ى مملكت در دست دانش‏آموزان است.

اين‏كه من روى مسائل مربوط به دانش‏آموز و آموزش و پرورش و مسائل تحصيل و تربيت، اين همه تكيه مى‏كنم و هرجا و با هر كسى كه احساس بكنم به نحوى با مسائل تعليم و تربيت ربط دارد ارتباط برقرار مى‏كنم و نظرم را مى‏گويم، دنبال كار را مى‏گيرم، به خاطر اين است که من از آينده مى‏ترسم.

دانش‏آموزان نونهالى كه در اختيار دستگاه فرهنگى كشور قرار دارند، عزيزترين و سرشارترين سرمايه و ذخيره‏ى آينده‏ى اين ملتند.

سربازان حقيقى انقلاب شما هستيد و انقلاب، چشم‏انتظارِ شماست.

بالاي صفحه

6-4- كتاب و كتابخوانى

لازم است كه مردم را كتاب خوان بكنيم؛ اما از اين واجب‏تر، آن است كه استعداد نويسندگى را در بين مردم پيدا كنيم و توليد كتاب بكنيم.

امروز كتابخوانى و علم‏آموزى، نه تنها يك وظيفه‏ى ملى، كه يك واجب دينى است.

براى يك ملت، خسارتى بزرگ است كه افراد آن، با كتاب سر و كارى نداشته باشد.

توقع من از همه‏ى مردم اين است كه كتاب و كتابخوانى را جدى بگيرند.

در جامعه‏ى اسلامى، كتابخوانى بايد همگانى و فراگير شود.

در جامعه‏ى كتابخوان، پديدآورنده‏ى كتاب و عرضه‏كننده‏ى آن، بايد گرامى داشته شود.

دين و دنياى بشر و جسم و جان انسان، به بركت كتاب تأمين و تغذيه مى‏شود.

فرآيند كمال بشرى به وسيله‏ى كتاب تحقق مى‏يابد.

كتاب خواندن براى يك ملت، يك فريضه و يك واجب است.

كتابخوانى بايد همانند كارهاى روزانه در زندگى مردم وارد شود.

كتاب خوب، يكى از بهترين ابزارهاى كمال بشرى است.

كتاب، دروازه‏يى به سوى جهان گسترده‏ى دانش و معرفت است.

كتاب، مادر تمدنها و نيز عصاره‏ى آنها است.

كتاب يكى از ارزشمندترين فرآورده‏هاى بشرى و گنجينه‏ى بزرگترين ثروتهاى بشر، يعنى دانش و تحقيق است.

من مى‏گويم بايستى جوانان، پيران، مردان، زنان، شهريها، روستاييها و هر كسى كه با كتاب مى‏تواند ارتباط برقرار كند، بايد كتاب را در جيبش داشته باشد و تا يك جا بيكار نشست - مثل اتوبوس، تاكسى، مطب پزشك، اداره، درِ دكان وقتى كه مشترى نيست، در خانه به هنگام اوقات فراغت - كتاب را دربياورد و بخواند.

بالاي صفحه

6-5- روشنفكر

اين روشنفكرىِ دوران قاجار است كه بيمار متولد شد. روشنفكرى ايران متأسفانه بيمار و وابسته متولد شد يك چند نفر هم كه آدمهاى سالم و خالصى بودند، گم شدند. بعضى از آنها وابسته به روسيه‏ى آن روز - مثل ميرزا فتحعلى آخوند زاده - يا وابسته‏ى به اروپا و غرب - مثل ميرزا ملكم خان و امثال آنها - بودند.

به نظر ما روشنفكرى، نه ضديت با مذهب دارد، نه ضديت با تعبّد. انسان مى‏تواند روشنفكر باشد و «بهشتى» يا «مطهرى» يا «باهنر» بشود.

تقليدِ حرفِ اين و آن‏كه روشنفكرى نيست! روشنفكر اين جوانِ مسلمانى است كه امروز دارد حرفى مى‏زند كه هنوز كه هنوز است، شرق و غرب دنيا در فهم حقيقت آن، درمانده‏اند! قبول دارند كه اين انقلاب هست، ولى هنوز نمى‏دانند چيست!

در روشنفكرى حقيقى، آفرينش هست، نوآورى هست، اتكا به جوشش درونى هست.

روشنفكر حقيقى، جماعت حزب‏اللَّه‏اند. روشنفكر اينها هستند. غير جماعت حزب‏اللَّه، يا مرتجعند، يا وابسته‏اند، يا مقلدند؛ آن هم مقلدهاى بد و زشت!

غربِ مسلطِ به تكنولوژى و علم، آن روزى كه خواست در ايران، پايگاه تسلط خود را مستحكم بكند، از راه روشنفكرى وارد شد. از ميرزا ملكم خانها و امثال آنها، تا تقى‏زاده‏ها استفاده مى‏كرد.

من همين‏قدر به شما بگويم كه من سالهاى سال با محيط روشنفكرى كشور، دمساز و دمخور بوده‏ام، آدمهايش را ديده‏ام، آدمهاى خوبى را كه در اين محيط وارد شدند، ديده‏ام؛ و بعد چگونه خارج شده‏اند! يعنى محيط روشنفكرى يك محيط عجيبى است؛ و روى اين محيط خيلى سايش هست.

بالاي صفحه

6-6- كامپيوتر، ارتباطات

امروز دنيا دنياى امواج است. با امواج و كامپيوتر همه‏ى مفاهيم از اين طرف به آن طرف دنيا منتقل مى‏شود.

زمانه‏ى ما زمانه‏ى ارتباطات نزديك است، اما اين ارتباطات نزديك هميشه به سود شيطان و شيطنتها نيست؛ به سود معنويتها و اصالتها هم هست.

فن‏آورى پيشرفته و دانش پيچيده‏ى بشرى همان قدر كه سهولت و سرعت را در اختيار مردم عادى گذاشته، به همان اندازه و بيشتر، امكانات و سهولت و سرعت را در اختيار انگيزه‏هاى ناپاك قرار داده است.

كامپيوتر براى دوره‏ى آينده مثل خط است؛ بايد بتوانيد از آن استفاده كنيد. اين ابزارى است كه همه‏ى دنيا را در خودش مُندَمِج مى‏كند.

كامپيوتر براى دوره‏ى آينده مثل خط است؛ همچنان كه امروز اگر كسى بلد نباشد بخواند و بنويسد، در مقابل او هيچ چيز نيست.

بالاي صفحه

6-7- سوادآموزى‏

اگر نتوانيم معضل بى‏سوادى را حل كنيم، اصل انقلاب و ايده‏هاى آن لطمه خواهد خورد.

براى گسترش سواد و زدودن بى‏سوادى، همه‏ى دستگاهها و كل نظام بايد حركت و احساس مسئوليت كنند.

بى‏سوادى لكه ننگ براى يك ملت است.

نهضت سوادآموزى، يك نهضت دينى و يك وظيفه‏ى اسلامى است و كسانى كه در اين راه تلاش مى‏كنند، بايد با اين نيت گام بردارند.

بالاي صفحه

 7- اقتصاد

آنهايى كه محاصره‏ى اقتصادى مى‏كنند، مى‏خواهند جمهورى اسلامى نتواند از طريق رشد صنعتى و فنى و علمى، روى ملتها تأثيرگذارى كند.

اگر امنيت نباشد، اقتصاد هم نيست، تلاش براى سازندگى و براى افتخارآفرينى هم نيست.

الان در زمينه‏ى سازندگى، در زمينه‏ى معمارى، در زمينه‏ى كارهاى زيربنايى ... در داخل كشور به دست عناصر خودى كارهايى انجام مى‏گيرد كه در گذشته فكرش هم نمى‏شد كرد.

تا آن‏جا كه بتوانيم بايد كشور را از مسئله‏ى نفت جدا كنيم كه البته اين هم محسوس است. ... كارى كنيد كه ما بتوانيم از تنوّع در توليد اقتصادى و صادرات و استفاده‏ى داخلى كشور برخوردار باشيم.

كارى كنيد كه ما بتوانيم از تنوع در توليد اقتصادى و صادرات و استفاده‏ى داخلى كشور برخوردار باشيم و ان‏شاءاللَّه از همه‏ى ظرفيتهاى كشور استفاده كنيم.

7-1- آمارگيرى‏

اين آمارگيرى كه شما مى‏خواهيد انجام بدهيد، كار بزرگ و بسيار لازم است.

مسئله‏ى آمارگيرى، مسئله‏ى بسيار مهمى است.

بالاي صفحه

7-2- انرژى‏

انگليسيها نفت ايران را ملك شخصى خود به حساب آورده بودند و دهها سال استفاده‏ى غاصبانه مى‏كردند و مال ملت ايران را تقريباً مفتِ مفت مى‏بردند و دربار سلطنت هم براى اين‏كه چهار روز بيشتر به حكومت ننگين خود ادامه دهد، با انگليسيها همكارى مى‏كرد؛ اما اين بساط را نهضت ملى شدن صنعت نفت به هم زد.

امروز قدرتهاى بزرگ جهان، چه به خاطر انرژى -نفت و گاز - چه به خاطر بازارها، چه به خاطر فروش محصولاتشان، و چه به خاطر پشتوانه‏ى سياسى و اقتدار نظامى‏شان، ناچارند دامنه‏ى سيطره و نفوذ خود را در دنيا توسعه دهند.

تا آن‏جا كه بتوانيم بايد كشور را از مسئله‏ى نفت جدا كنيم كه البته اين هم محسوس است. ... كارى كنيد كه ما بتوانيم از تنوّع در توليد اقتصادى و صادرات و استفاده‏ى داخلى كشور برخوردار باشيم.

امروز قيمت نفت ارزان است؛ اين پولى كه توليد كنندگان نفت براى نفت مى‏گيرند، حقيقتاً شايد بشود گفت كه يك دهم آن پولى است كه بايد بگيرند. همين حالا پولى كه دولتهاى وارد كننده‏ى نفت به عنوان ماليات دريافت مى‏كنند، بيشتر از سودى است كه كشورهاى صادر كننده‏ى نفت از پولِ فروش نفت به دست مى‏آورند.

تا آن‏جايى كه مى‏توانيد، بايد وابستگى اقتصادى كشور به نفت را كم كنيد.

بالاي صفحه

7-3- بانك‏

بانكدارى اسلامى ... مسئله‏ى بسيار مهمى است. اگر بتوانيم اين حقيقت را به معناى جامع كلمه در جامعه به وجود بياوريم، فتح عظيمى در دنيا خواهد بود. فتح، فقط فتح قلعه‏ها و سنگرها نيست. اگر كارگزاران دستگاه بانكى بتوانند اين را به معناى جامع و كامل مسئله اجرا و پياده كنند، بزرگترين سنگر اقتصادى امروز دنياست. خصوصيت بانكدارى اسلامى و از لوازم آن، دادوستد پول بر اساس غير ربا، تنظيم مبادلات پولى بر اساس قوانين اسلامى و معاملات اسلامىِ صحيح است، كه در آنها ظلم و استثمار و كنز و تبعيض و اختلاف طبقاتى و امثال اينها به وجود نمى‏آيد.

برادرانى كه در دستگاه بانكى كشور مشغول كار و خدمت هستند، تكليفشان را بر اساس تفكر اسلامى و دينى دنبال كنند و انجام بدهند.

بالاي صفحه

7-4- بيت‏المال‏

اسراف مسئولان دولتى، از اسراف مردم عادى مضرتر است؛ زيرا كه اين اسراف در بيت‏المال است.

اين را من مى‏خواهم از شما به طور جد بخواهم كه مراقب باشيد، اين امانت و اين روحيّه‏ى امانتدارى نسبت به آنچه كه از مردم در اختيار ماست - بيت‏المال و آنچه كه مربوط به ثروتهاى عمومى كشور است - اختلال پيدا نكند.

پول ما، امكان ما، بيت‏المال ما، قدرت امضاى ما، قدرت اشاره‏ى ما، تصميم ما، اينها كه مال خودمان نيست، مال مردم است. معناى نظارت بر دستگاهها، استفاده‏ى بهينه از اين پولى است كه در اختيارشان گذاشته‏ايم.

بالاي صفحه

7-5- سازندگى، مشاركت‏

جوانان بايد عمر خود را صرف كارهاى سازنده و بابركت كنند.

دانشجويان بايد در سازندگى و ترسيم حركت عمومى جامعه نقش داشته باشند.

مرد و زن، همه بايد براى آباد كردن كشور تلاش كنند؛ اما جوانان سهم بيشترى دارند.

همه بايد احساس بكنند كه بار سازندگى كشور بر دوش آنهاست. ما خودمان بايد كشور را بسازيم؛ كسى كشور را براى ما آن‏چنان كه مورد نياز ماست، نخواهد ساخت. ما خودمان هستيم كه خانه‏ى خودمان را برطبق نيازهاى خودمان مى‏سازيم.

بالاي صفحه

7-6- صنعت، تخصص‏

صنعتى شدن كشور يك مقوله‏ى ملى و همگانى است و همه بايد در اين باره احساس مسئوليت كنند.

علم و تخصص را هرجا هست، قدر بدانيد. ما دوست داريم كه تخصص و علم بى‏قدر نشود.

عوامل را توأم كنيد تا اين‏كه بتوانيد به صورت جهشى پيش برويد. با اين‏كه ما از لحاظ علم و صنعت، از دنيا عقب هستيم، در عين حال من واقعاً اميدوارم؛ به خاطر اين‏كه كمك الهى مى‏تواند پشت سر ما قرار بگيرد؛ البته اگر ما بخواهيم و آن را جستجو و طلب كنيم. ان‏شاءاللَّه خداوند به شماها كمك كند.

ما اگر صنعت فرامعمولىِ برترِ قابل صدور نداريم، اگر سلاحهاى آن چنانى  یا دانش فنى آن چنانى براى صدور به دنيا در اختيار نداريم، اما متاع معنوى ارزشمندى كه امروز در همه جاى دنيا مى‏تواند مستمع براى خودش داشته باشد، داريم.

ما با افتخار، دنبال مغزهاى مؤمن و متخصص داخلى هستيم.

همه‏ى آنچه كه در اختيار شماست؛ اراده، ثروت، قدرت، علم، صنعت و همه و همه مى‏تواند در خدمت هدف عالم وجود قرار بگيرد.

بالاي صفحه

7-7- كشاورزى‏

كشاورزى بايد رشد كند.

كشاورزى و دامدارى براى ما، در درجه‏ى اول اهميت قرار دارد.

مسئولين مملكت بايد به معناى حقيقى كلمه، كشاورزى را در اولويت قرار دهند.

7-8- مفاسد اقتصادی

براى مقابله‏ى با شيوع فساد اقتصادى و مالى، بايد لباس مبارزه به تن كرد.

اگر با فساد اقتصادى مبارزه نشود، هر سرمايه‏دارى وسوسه و تشويق مى‏شود كه به جاى وارد شدن به كار پُردردسر توليد و مقدمات آن و راههاى طولانى ديگر، برود مشغول بند و بست و كارهاى فسادانگيز بشود.

اگر دستهاى سودجو بتوانند فساد اقتصادى را در ميان مسئولان رايج كنند، ضربه‏يى به آن كشور مى‏خورد كه با هيچ چيز جبران نمى‏شود.

مبارزه‏ى با فساد، يك جهاد واقعى و البته كار بسيار دشوارى است.

من خواهش مى‏كنم دوستان در دولت، مسئله‏ى مبارزه‏ى با فساد اقتصادى را آن‏چنان جدى بگيرند كه نوبت به قوه‏ى قضاييه نرسد.

اگر خود دولت وارد ميدان مبارزه با فساد اقتصادى نشود و خود مسئولان با فساد مبارزه نكنند ... قوه‏ى قضاييه نمى‏تواند به تنهايى مبارزه كند؛ يك مقدار جلوگيرى مى‏كند، اما خيلى به نتيجه نمى‏رسد.

فساد اقتصادى انگيزه‏ى سرمايه‏گذارى سالم و مشروع را از بين مى‏برد.

 

7-9- قاچاق

مناسبات اقتصادى و اجتماعى غلط يعنى رواج قاچاق، رباخوارى، مصرف‏گرايىِ افراطى و گرايش به تفاخر در استفاده از مصنوعات خارجى.

اين‏كه ما تأكيد كرديم كه بايد با مفاسد اقتصادى و قاچاق مبارزه شود، به‏خاطر اين است كه اين پديده‏ها، اساس پيشرفت كشور را دچار آسيبهاى جدى مى‏كنند.



 

 

 8- اعلام (نام كسان)

بالاي صفحه

8-1-  امام خمينى‏

امام بزرگوار با انقلاب، مسلمانان را نشاط بخشيد.

امام بزرگوار ما از عنصر عشق مردم به امام حسين حداكثر استفاده را در جهت هدف امام حسين كردند.

امام خمينى به اسلام عزت بخشيد و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد.

امام خمينى زنده است تا اسلام ناب محمدى زنده است و او زنده است تا پرچم عظمت اسلام و وحدت مسلمين و نفرت از ظالمين برافراشته است.

امام خمينى زنده است تا اميد زنده است و تا حركت و نشاط هست و تا جهاد و مبارزه هست.

امام خمينى، يك حقيقت هميشه زنده است.

انقلاب اسلامى معجزه‏يى بزرگ بود كه به وسيله‏ى امام فقيدمان اتفاق افتاد.

او آن «روح اللَّه» بود كه با «عصا» و «يد بيضاى موسوى» و بيان و فرمان «مصطفوى» به نجات مظلومان كمر بست.

او وديعه‏ى خدا در دست ما، حجت خدا بر ما و نشانه‏ى عظمت الهى بود.

اين انقلاب بى‏نام خمينى در هيچ جاى جهان شناخته شده نيست.

تمامى ابعاد جامعه‏ى ايران به ياد و نام امام خمينى وابسته است.

حضرت امام خمينى مظهر تقوا، توجه، معرفت، اخلاص و عمل‏براى‏خدابود.

دوستان و دشمنان انقلاب بدانند راه ما، همان راه امام خمينى خواهد بود.

شخصيت، تصوير، حقيقت و حضور امام در جامعه، بسيار ملموس و پررنگ است.

فاصله‏ى ميان امام خمينى و امثال اين‏جانب، فاصله‏يى ژرف وناپيمودنى‏است.

ما مرده بوديم، امام ما را زنده كرد.

ما ميراث بزرگ امام خمينى و همه‏ى ارزشها و اصول آن را حفظ خواهيم كرد.

نقطه‏ى اساسى كار امام خمينى اين بود كه در اراده‏ى الهى و تكليف شرعى محو مى‏شد.

يكى از خصوصيات برجسته‏ى حضرت امام كه در قضيه‏ى قطعنامه هم مشخص شده، قاطعيت در انجام وظيفه است.

امام راحل ما، اين تجديد كننده‏ى حيات اسلام در ميان ملت ما و امت اسلامى، از اين دو خصوصيت - صبر و ايمان - برخوردار بود.

محور همه‏ى اصول و قواعد كار امام بزرگوار ما در دو چيز خلاصه مى‏شد: اسلام و مردم.

مهمترين كارى كه امام بزرگوار ما در سطح دنياى اسلام انجام داد، اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام را احياء كرد.

بالاي صفحه

 8-2- آيةاللَّه‏العظمى بروجردى‏

[آيةاللَّه‏العظمى بروجردى‏] در فقاهت مبتكر شيوه‏يى جديد و در رجال و حديث صاحب سبك بود.

شايسته است كه حوزه‏هاى علميه روشهاى علمى و تحقيقى آن بزرگوار  [آيةاللَّه‏العظمى بروجردى‏] را كه همچنان از تازگى برخوردار است، تعقيب و تكميل كنند.

 

8-3 - آيةاللَّه‏العظمى گلپايگانى‏

اين شخصيت والاى علمى كهنسال [آيةاللَّه‏العظمى گلپايگانى‏]، در ميان مراجع عظام تقليد، يكى از موفقترين و سعادتمندترين‏ها بودند.

 

8-4- آيةاللَّه‏العظمى مرعشى نجفى‏

فقدان اين عالم جليل [آيةاللَّه العظمى مرعشى‏] حقاً ضايعه‏يى بزرگ است.

حضرت آيةاللَّه‏العظمى مرعشى نجفى از اساطين حوزه علميه و از اركان علمى و عملى آن محسوب مى‏شدند.

 

8-5- آيةاللَّه‏العظمى اراكى

[آيةاللَّه‏العظمى اراكى‏] يك قرن، دل و جانِ منور و پاكيزه‏ى خود را در برابر جلوه‏هاى رنگارنگ دنياى فانى، تسليم‏ناپذير و تسخيرناپذير نگاه داشت.

 

8-6- علامه‏ى طباطبايى

مرحوم علامه‏ى طباطبايى اگر از علماى زمان خود بيشتر نبود، قطعاً كمتر هم نبود.

مرحوم علامه‏ى طباطبايى در شرايطى كه فلسفه در حوزه شأن قابل توجهى نداشت، آن را احياء كرد.

مرحوم علامه‏ى طباطبايى فلسفه را در حوزه‏ى علميه‏ى قم زنده كرد.

 

8-7-آيةاللَّه اشرفى اصفهانى‏

مرحوم آقاى اشرفى اصفهانى يكى از يادگارهاى بسيار برجسته و كم‏نظير تاريخ انقلاب ما هستند.

 

8-8- شيخ صدوق و مفيد

آن روز كه علوم ائمه و معارف ائمه در حال گم شدن بود، امثال شيخ صدوق و مفيد مجاهدت مى‏كردند.

 

8-9- شيخ انصارى و ملاّصدرا

شخصيتى نقل مى‏كرد كه وقتى من به جوامع دانشگاهى و نخبگان فكرىِ خارج از كشور مى‏روم، مى‏بينم آنها دنبال شيخ انصارى و ملاّصدرا هستند.

 

8-10- آيةالله مطهری

امروز جوانان ما، دانشجويان ما، معلمان ما، كارگران ما، اگر مى‏خواهند در زمينه‏ى افكار اسلامى عمق پيدا كنند و پاسخ سؤالات خود را پيدا نمايند، بايد به كتابهاى شهيد مطهرى مراجعه كنند.

انقلاب اسلامى در بطن و متن كتابهاى استاد شهيد مطهرى است.

اين نظام جمهورى اسلامى، بر پايه‏ى آن تفكر و برداشتى از اسلام بنا شده كه آقاى مطهرى آن را ارائه كرده.

شهيد مطهرى انصافاً نادره‏ى زمان ما بود.

كتابهاى شهيد استاد مطهرى را خوانده و متن درسى خود قرار بدهيد.

مرحوم آيت‏اللَّه شهيد مطهرى حقاً و انصافاً براى ديروز و امروز و فرداى كشور معلم بزرگى بود؛ يك متفكر دين‏شناسِ مؤمنِ بااخلاص و پُركار.

[شهيد مطهرى‏] خلاصه‏يى بود از انديشه‏هاى اصلاحى عميق امام كه ساليانى دراز بر روى اين انديشه‏ها ايشان توقف كرده بودند.

حقيقتاً الان اين كسانى كه تبليغات اسلامى مى‏خواهند بكنند، به نظر من اگر يك دوره آثار مرحوم شهيد مطهرى را نگاه بكنند، به چيزى احتياج ندارند.

 

8-11- آيةالله بهشتی

مرحوم آقاى بهشتى(رضوان‏اللَّه‏عليه) يك عنصر قوى، مستحكم و بشخصه يك پرچم برافراشته در مسير انقلاب بود.

شخصيت ايشان و نقاط برجسته‏يى كه در ايشان‏[شهيد بهشتى‏] وجود داشت و خدمات ماندگارى كه براى نظام اسلامى و كشور كرد، فراموش نخواهد شد.

مرحوم شهيد بهشتى، هم در فقه و هم در فلسفه يك فرد مبرز و تحصيل كرده و زحمت كشيده بود.

شهيد بهشتى گل سرسبد و درةالتاج شهداى هفتم تير است.

شهيد بهشتى يك انسان فقيه، فيلسوف اسلامى و آگاه به اسلام بود.

اين انقلاب شخصيتى مثل شهيد بهشتى را نمى‏تواند آسان به دست بياورد.

 

8-12- علامه جعفرى

سخنرانيهاى پرمغز اين دانشمند عالى‏قدر [علامه جعفرى‏] كه سرشار از نكته‏هاى عميق و درسهاى به يادماندنى براى نسل جوان و دانش‏پژوه كشور بود، در شمار حسنات علمى و فكرى دوران حاضر محسوب مى‏گردد.

خاموشى اين چراغ فروزان [علامه جعفرى‏] حقاً خسارتى بزرگ براى جويندگان معارف عميق اسلامى به شمار مى‏آيد.

8-13- رجايى و باهنر

[رجايى‏] همان انقلابىِ فروتنى بود كه حاضر شد آبروى خود را نثار انقلاب كند و خدا به پاداش آن ايثار چهره‏ى آبرومند او را جاوادنه ساخت.

اين دو عنصر خدمتگزار [رجايى و باهنر] بايد هميشه به عنوان عناصر فراموش نشدنى در تاريخ دولت خدمتگزار جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى در خاطره‏ها زنده بمانند.

هرگز خاطره‏ى مسئوليت كوتاه‏مدتِ درخشان اين دو عزيز[رجايى و باهنر] از ياد ما و ملت بيرون نخواهد رفت.

 

8-14- دکتر چمران

شهيد چمران جزو عناصر بسيار برجسته‏ى ما بود.

شهيد چمران داراى ابعاد مختلف علمى، جهادى و عرفانى بود.

 

8-15- شهيد شاه‏آبادى‏

شهيد عزيزمان آقاى شاه‏آبادى، براى ما برادر بسيار ارجمندى بود.

مرحوم شاه‏آبادى يك اسوه بود.

 

8- 16- آيةالله صدوقی

ايشان‏[شهيد صدوقى‏] مرد بسيار عاقل و باتدبير و دورانديشى بود.

بنده از نزديك و به رأى‏العين مشاهده كردم كه مرحوم شهيد صدوقى يك عالم دينىِ چند جانبه بود.

 

8- 17 - آيةاللَّه مصباح يزدى‏

من جناب آقاى مصباح را نزديك به چهل سال است مى‏شناسم و به ايشان ارادت قلبى دارم؛ ايشان فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب‏نظر در مسايل اساسى اسلام هستند. اگر خداى متعال به نسل كنونى ما اين توفيق را نداد كه از شخصيتهايى مثل مرحوم علامه‏ى طباطبايى، يا مرحوم شهيد مطهرى استفاده كنند اما بحمداللَّه اين شخصيت عزيز و عظيم، خلأ آن عزيزان را در زمان ما پر مى‏كنند.

وجود شريف حضرت آقاى مصباح (دامت‏بركاته)، واقعاً از مفاخر زمان ما و از بركات خدا بر ملت و بر حوزه‏ها و بر جوانهاى ماست.

 

8- 18 - امير صياد شيرازى

او مانند ديگر مردان حق از روزى كه قدم در راه انقلاب نهادند همواره سر و جان خود را براى نثار در راه خدا  بر روى دست داشتند.

اين شهيد [امير صياد شيرازى‏] و همكارانش در سپاه و ارتش مجموعه‏ى توانايى را تشكيل دادند و عمليات امام رضا، فتح‏المبين و سپس بيت‏المقدس را طراحى و اجرا كردند و بتدريج كارايى انقلاب و اسلام و يك ملت مؤمن را در اين منطقه‏ى بسيار خطير، مقابل چشم همه گرفتند.

سرزمينهاى داغ خوزستان و گردنه‏هاى برافراشته‏ى كردستان، سالها شاهد آمادگى و فداكارى اين انسان پاكنهاد و مصمم و شجاع (شهيد صياد شيرازى) بوده و جبهه‏هاى دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتگى او حفظ كرده است.

خون مردان پاكدامن و پارسا همچون صياد شيرازى و شهيد لاجوردى بدنامى و سياه‏رويى منافقان را در تاريخ و در دل اين ملت هميشگى خواهد كرد.

 

8-19- آِيةالله قدوسی

[شهيد آيةاللَّه قدوسى‏] مظهر صفا و صداقت بود و دريغ بر اين مرد كه از دست ما رفت.

شهيد قدوسى جزو آن چهره‏هايى است كه در انقلاب ما مى‏شود او را به عنوان يك الگو مطرح كرد.

در بين جمع برادران شوراى عالى قضايى ... آن كسى كه صددرصد با شهيد بهشتى همفكرى و همگامى داشت، مرحوم قدوسى بود.

 

8- 20 - شهريار

درخشانترين هنر شهريار آن است كه وظيفه‏ى تاريخى خود را شناخت و با همه‏ى وجود و به كمال خلوص، به آن عمل كرد.

زبان شعر آقاى شهريار در اشعار تركى، بسيار زبان بلند، گيرا، قوى و پرجاذبه‏يى است كه از شعر «حيدر بابا» هم كاملاً مشهود است.

 

8- 21 - اميركبير

در طول هفتاد سال اخير، به جز عده‏ى معدودى از قبيل اميركبير و بعدها هم چند نفرى كه بسيار معدود بودند، بيشتر كسانى كه زمام امور تحصيلات عاليه در اين كشور به‏دست آنها بوده است و مسايل آموزش عالى به اراده و تدبير آنها ارتباط پيدا مى‏كرده، بقيه كسانى بوده‏اند كه منافع ملت ايران در مقابل منافع بيگانگان، براى آنها از هيچ رجحانى برخوردار نبود و بيشتر به فكر چيزهاى ديگرى بودند تا آينده‏ى اين ملت و اين كشور!

یكى از نامهاى داراى افتخار در تاريخ ما - به همان اندازه‏يى كه واقعيت دارد - اميركبير است. اميركبير در كشور ما سه سال در رأس دولت بوده است. معلوم مى‏شود سه سال وقت خيلى زيادى است. همه‏ى كارهايى كه اميركبير انجام داده و همه‏ى خاطرات خوبى كه تاريخ و ملت ما از اين شخصيت دارد، محصول سه سال است.
 

 

8- 22 - سيد جمال‏الدين اسدآبادى

سيد جمال‏الدين اسدآبادى سرسلسله‏ى حركات و نهضتهاى اسلامى در دنياى اسلام به حساب مى‏آيد.

 

8- 23 - مرحوم شرف‏الدين

شما ببينيد درباره‏ى مباحث مربوط به شيعه، چه كتابهاى استدلالىِ قوى‏يى نوشته شده است. كتابهاى مرحوم شرف‏الدين و كتاب مرحوم علامه‏ى امينى -الغدير - سرتاپا استدلال، بتون آرمه و مستحكم است.

 

8- 24 - نواب صفوى‏

شهادت [نواب صفوى‏] غوغايى در دلهاى جوانانى كه او را ديده و شناخته بودند، به وجود آورده بود.

مرحوم نواب صفوى براى من، خيلى جاذبه داشت و بكلى من را مجذوب خودش كرد. هر كسى هم كه آن وقت در حدود سنين ما بود، مجذوب نواب صفوى مى‏شد؛ از بس اين آدم، پُرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً شجاع و صريح و گويا بود.

 

8- 25 - فردوسى

فردوسى خداى سخن است.

من موافقم كه از فردوسى تجليل شود، شاهنامه تحليل بشود و حكمت فردوسى استخراج گردد.

 

8- 26 - فرخى‏

قصیده‏گوى ما بايد مثل فرخى قصيده بگويد.

 

8- 27 - مرحوم آقای امینی

مرحوم آقاى امينى (رحمةاللَّه‏عليه)، صاحب الغدير - كه او هم جزو افتخارات آذربايجان و تبريز بود - يك وقت به مشهد آمده بود، آن‏جا براى ما بيان مى‏كرد كه من در نجف به دوستانم گفتم، هيچ كارى در دنيا وجود ندارد كه نشود آن را انجام داد؛ همه‏ى كارها را مى‏شود انجام داد.

 

8- 28 - مرحوم آقاى نجفى‏

مرحوم آقاى نجفى يك شخصيت ممتاز و انسان معنوى بود. مرحوم شهيد مطهرى ايشان را در قم ديده بود. به من مى‏گفت ايشان اهل مكاشفه و معنا بودند. كتابى دارد به نام «سياحت غرب» كه در احوال عالم برزخ و پس از مرگ، به شكل داستانى نوشته شده است. مرحوم مطهرى مى‏گفتند من احتمال قوى مى‏دهم كه اينها مكاشفانه است.

 

8- 29 - اقبال‏

اقبال، معمار و طراح پاكستان و تحقق بخشنده به مليت مستقل مسلمان در شبه‏قاره است.

 

8- 30 – آیةالله مدرس

مدرّس خصوصيت عمده‏اش اين بود كه هيچ عامل ارعاب و تهديد و تطميع و فريبگرى در او اثر نمى‏كرد. همان وقتى كه على‏الظاهر فضا را بر ضد او آن‏چنان متشنج كرده بودند كه عليه‏اش شعار مى‏دادند، او ايستاد و حرف خودش را زد.
 

 9- نهادها، سازمانها و تشكلها

9-1- دولت‏

اين هفته‏ى دولت فرصتى است براى مردم، كه دولتِ خودشان را ... مورد بازنگرى قرار دهند، تا به دولت براى اصلاح ضعفها و رشد نقاط قوت كمك كنند.

حمايت از رئيس جمهور و دولت واجب است.

در كشور ما، هفته‏ى دولت، هفته‏ى ولادت دولت نيست؛ بلكه هفته‏ى دولتمان را يادبود شهادت قرار داديم؛ اين چيز خيلى پُرمعنا و مهمى است.

مردم بايد از دولت، مسئولين دولتى و قوه‏ى مجريه حمايت كنند.

توفيقات نظام، در توفيقات دولت - به عنوان بخش اصلى اداره‏كننده‏ى كشور - تجسم پيدا مى‏كند.

 پشتيبانى و حمايت از قوّه‏ى مجريه و قوّه‏ى قضاييه و مسئولان بالاى كشور لازم است و تضعيف آنها حرام مى‏باشد. همه بايد اين را رعايت كنند.

همكارى، كمك، و پشتيبانى دلسوزانه‏ى مردم از مسئولين، لازم و واجب است.

هر حركت و گفتارى كه روح اعتماد مردم به اين قوا و كارگزاران آن را متزلزل و در اين پشتيبانى، اندك خللى وارد سازد، حرام شرعى و خيانت ملى است.

حمايت از رئيس جمهور بر يكايك افراد واجب است‏

امروز، حمايت از اين رئيس جمهورِ منتخبِ مورد علاقه‏ى مردم، بر يكايك افراد واجب و لازم است.

مردم بايد از اين دولت حمايت بكنند.

امروز حمايت و كمك به مسئولان كشور، يك واجب و فريضه‏ى شرعى است.

پشتيبانى و حمايت از قوّه‏ى مجريه و قوّه‏ى قضاييه و مسئولان بالاى كشور لازم است و تضعيف آنها حرام مى‏باشد.
 

بالاي صفحه

9-2- قوه قضاييه‏

نظام اسلامى و هر نظامى به قوه‏ى قضاييه‏يى نياز دارد كه هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ اين دو ركن در كنار هم لازم است.

اهميت قوه‏ى قضاييه به اين است كه با اعتماد به نفس و رعايت ضوابط و موازين، كار خود را با قدرت و قاطعيت دنبال كند.

بالاي صفحه

9-3-  مجلس شوراى اسلامى

مجلس بايد هميشه، رأى و اراده‏ى ملت مسلمان و انقلابى را به كرسى بنشاند.

مجلس، جاى افرادى از بطن توده‏هاى انقلابى مردم است.

مجلس شوراى اسلامى اميد نظام و مظهر اقتدار و اختيار ملت است.

مجلس شوراى اسلامى ايران كه با رأى مردم به وجود آمد، يكى از آزادترين و فعالترين مجتمع‏هاى مشورتى جهان است.

مجلس شوراى اسلامى مى‏تواند مظهر بسيار خوبى براى وحدت باشد.

مجلس مركز قانونگذارى است. قانون يعنى جاده‏يى كه باز مى‏شود تا مسئولان اجرايى از آن جاده حركت كنند و با تلاش خود گوشه و كنار و زواياى كشور را آباد و اصلاح كنند. اين جاده بازكنى به عهده‏ى قانون است و قانون را هم نماينده‏ى شما در مجلس وضع مى‏كند؛ بنابراين مجلس خيلى مهم است.

مجلس يكى از نهادهاى اساسى كشور است؛ نبايد آن را تضعيف كرد.

نمايندگان مجلس، به اتكاى آراى مردم و طبق وظيفه، حرفهاى خودشان رإ مى‏زنند و تصميم مى‏گيرند و قانون معين مى‏كنند.

بالاي صفحه

9-4- مجلس خبرگان

اجتماع خبرگان رهبرى در نظام جمهورى اسلامى، تعيين‏كننده‏ترين و مهمترين ركن از اركان اين نظام است.

مجلس خبرگان، پايگاه و جايگاه بسيار رفيع و باعظمتى دارد.

مجلس خبرگان، نقطه‏ى اتكاى مردم نسبت به ثبات نظام اسلامى است.

مجلس محترم خبرگان حساسترين وظائف را در نظام جمهورى اسلامى برعهده دارد.

مجلس محترم خبرگان مجمع گروهى از علماى بزرگ و مجتهدين و برجستگان در آگاهى و تعهد اسلامى و انقلابى است.

مسئوليت مجلس خبرگان، سنگينتر از همه‏ى اركان جمهورى اسلامى است.

حكومت و اداره‏ى امور جامعه در اسلام مسئله‏ى بسيار مهمى است و اگر منتخبان مردم و خبرگان امت دور هم جمع مى‏شوند و درباره‏ى اين مسئله و حواشى و لوازم آن بحث مى‏كنند، هر دقيقه‏ى اين بحثها مى‏تواند مهم و سرنوشت‏ساز و موجب جلب ثواب الهى باشد.

بالاي صفحه

  9-5- شوراى نگهبان‏

حضرت امام هميشه از شوراى نگهبان حمايت مى‏كردند و آن را بسيار بزرگ مى‏دانستند.

حقيقتاً منافعى كه شوراى نگهبان براى نظام داشته، با بسيارى از نهادهاى اصولى نظام از لحاظ اهميت، قابل مقايسه نيست!

شوراى نگهبان متعلق به نظام و قانون اساسى است؛ تا الان هم خيرش خيلى به نظام رسيده است.

شوراى نگهبان يك ارگان مقدسى است و بر اساس تقوا بنا شده است.

فقهاى شوراى نگهبان شخصيتهاى برجسته و مورد قبول هستند.

كسانى كه وارد صحنه‏ى انتخابات مى‏شوند، اشخاصى هستند كه شوراى نگهبان - كه امين مردم در اين قضيه است - پاى اسم آنها را امضا كرده و اعلام صلاحيت نموده است.

بالاي صفحه

9-6- شوراهاى اسلامى شهر و روستا

ما اميدوار هستيم كه تشكيل شوراهاى جديد در سرتاسر كشور، شروعى براى يك مسابقه‏ى خدمت‏رسانى به مردم باشد؛ چون اصل اين شوراها براى خدمت‏رسانى است.

همكارى‏يى كه بحمداللَّه الان بين اعضاى شوراى شهر و همچنين بين شوراى شهر و شهردار وجود دارد را با همه‏ى نيرو حفظ كنيد.

شهرداريها و شوراى شهر كه بعد از اين انتخابات بر سركار آمدند، بايد جزو كسانى باشند كه خدمت به مردم را سرلوحه كار خود قرار دهند.
 

بالاي صفحه

9- 7- شهردارى

شهردارى جمهورى اسلامى طرفدار ضعفا و محرومين است.


شهردار توجه داشته باشد كه شوراى شهر ريشه‏ى اوست؛ شوراى شهر هم مديرى را كه انتخاب كرده، با همه‏ى وجود تقويت كند.


شوراى شهر، شهردار را تقويت كند؛ چون سربازى است كه او را به وسط ميدان فرستاده است؛ بنابراين بايد پشت جبهه‏ى او را به‏طور كامل داشته باشد. آن سرباز هم خود را از ريشه و اصل و پايه‏ى خود منقطع نداند؛ متصل به آن‏جا و منبعث از آن‏جا بداند.


شهرداريها و شوراى شهر كه بعد از اين انتخابات بر سركار آمدند، بايد جزو كسانى باشند كه خدمت به مردم را سرلوحه كار خود قرار دهند.
 

بالاي صفحه

9-8-  بهزيستى و تأمين اجتماعى‏

كارهاى سازمان تأمين اجتماعى خدمات بزرگى است و هرچه كار اين سازمان توسعه پيدا كند و محكم‏تر شود، خدمات بهترى انجام خواهد داد.

بالاي صفحه

9- 9- بنياد مسكن

بنياد مسكن از بركات مستمر و صدقات جاريه‏ى امام راحل است و بايد حفظ شود.

بالاي صفحه

9- 10- انجمن اسلامى‏

انجمنهاى اسلامى بايد از لحاظ بينش اسلامى و سطح فكر و نيز در صحنه عمل چهره درخشانى از خود نشان دهند و براى بالا بردن شخصيت و حيثيت انجمنهاى اسلامى دلسوز و عاقل باشند. خلاف واقع نگويند، غيبت نكنند، بدخواه نباشند و تحت تأثير بدخواهان نيز قرار نگيرند.

انجمنهاى اسلامى، چشم بيناى نظام اسلامى و زبان گويا در احياء مفاهيم و تعاليم اسلامى هستند.

انجمنهاى اسلامى نبايد با دخالت در كار مديريت، آنها را تضعيف كنند.

بايد دقت شود تا عناصر ناشايست، فرصت‏طلب، سوء استفاده‏گر و بدخواه نتوانند در انجمنهاى اسلامى نفوذ كنند.

سلامت محيطهاى كارى با تبليغات اسلامى و فعاليت صحيح انجمنهاى اسلامى تأمين و تضمين خواهد شد.

مديران بايد در تقويت انجمنهاى اسلامى بكوشند و با آنها روابط صميمانه‏يى داشته باشند.

مديران و انجمنهاى اسلامى با كمك به يكديگر و در يك همكارى مشترك مى‏توانند محيط كار را سالم و اسلامى كنند و با شناسايى و معرفى كسانى كه به فساد، اختلال در كار، رشوه‏خوارى، دلسرد كردن مراجعين و ايجاد نارضايتى در مردم مى‏پردازند مانع از نفوذ عناصر دشمن در تشكيلات عظيم كشور شوند.

وجود انجمنهاى اسلامى در نظام ما امر لازمى است و اشخاص نمى‏توانند در مورد لزوم آن قضاوت كنند.

بالاي صفحه

9-11 - بيمه‏

ما مى‏خواهيم اگر چنانچه كسى در يك خانواده‏يى مريض شد، بيش از رنجِ مريض‏دارى رنجِ ديگرى نداشته باشد.

بالاي صفحه

9-12 - صندوق قرض‏الحسنه‏

صندوقهاى قرض‏الحسنه، يكى از نهادهاى اسلامى اصيل هستند.

بالاي صفحه

9-13- فدائيان اسلام

قيام «فدائيان اسلام» رنگ و خصوصيت اسلامى داشت.

بالاي صفحه

9-14- نهضت سوادآموزى‏

از جمله‏ى كارهاى بسيار اساسى، باسواد كردن و كتابخوان كردن زنان است.

بايد صحنه‏ى جامعه را از سه دشمن بزرگ، يعنى فقر و ناامنى و بى‏سوادى پاك كنيم.

برادران و خواهران نهضت سوادآموزى در حال جهادند.

بنده به مسئولان آموزش و پرورش در بخشهاى مختلف كشور جداً توصيه مى‏كنم كه اساس هدفشان ... باسواد و مؤمن بار آوردن بچه‏ها باشد؛ اين چيزى است كه شما در نزد خداوند مسئول آن خواهيد بود؛

به مردم هم - به كسانى كه هدف كار شما هستند؛ بى‏سوادها - جداً سفارش مى‏كنيم كه اين امكان را قدر بدانند و سوادآموزى بكنند.

بى‏سوادى، واقعاً يك آفت و لكه‏ى ننگى براى يك ملت، و يك وسيله‏ى حرمان براى فرد است؛ از تمام معارفى كه انسان مى‏تواند از طريق خواندن و قرائت به‏دست بياورد، محروم مى‏ماند. ... وقتى انسان از سواد محروم بود، از يك درياى عظيم و از يك عالَمى محروم است.

در مورد سوادآموزى آن چيزى كه در دل من است اين است كه در امر سواد در درجه‏ى اول، توسعه‏ى سواد مورد نظر است، در درجه‏ى دوم هم تعميق سواد؛ نبايد كار متوقف بشود.

بالاي صفحه

9-15- نهضت آزادى‏

عناصر جبهه‏ى ملى و نهضت آزادى كه در دولت موقت بودند، هيچ اعتقادى به حضور روحانيون و فقها در انقلاب نداشتند.

عناصر ملى‏گرا و غربزده نمى‏توانستند حاكميت ولايت فقيه را در كشور ايران و جمهورى اسلامى ببينند.

بالاي صفحه

9- 16- نهضت جنگل‏

اگر نهضت جنگل رنگ و بوى و انگيزه‏ى اسلامى نداشت، يقيناً اين همه با آن مقابله نمى‏شد.

بالاي صفحه

 10- متفرقه‏

10-1- حوادث طبيعى

حوادث طبيعى نوعى امتحان الهى از افراد بشر است.

بالاي صفحه

10-2- طبيعت، محيط زيست‏

براى ما، مسئله‏ى محيط زيست، يا مسئله‏ى حفظ منابع طبيعى، مسئله‏ى تجملاتى نيست؛ يك مسئله‏ى حياتى است.

درخت، مظهر حيات در طبيعتى است كه ما آن را با نگاه عاميانه، بى‏جان مى‏پنداريم.

درخت و گياه، نمايشگر يك معجزه‏ى عظيم الهى هستند.

بالاي صفحه

10-3- كاپيتولاسيون‏

در ماجراى كاپيتولاسيون تنها فرياد و نطق افشاگر امام خمينى بود كه مردم را رهبرى كرد.

بالاي صفحه

 

 




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)