1372/05/12
تنفیذ حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی برای دور دوم
پس از برگزاری ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در تاریخ 21 خرداد 72 و انتخاب مجدد حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم، حکم ایشان در تاریخ 12 مرداد 72 توسط رهبر معظم انقلاب تنفیذ و ایشان به عنوان رئیس جمهور ایران اسلامی برای یک دوره 4 ساله دیگر منصوب شدند.
حضرت آیتالله خامنهای در بخشی از حکم تنفیذ آقای هاشمی رفسنجانی فرمودند: «اینجانب ضمن تبریک به ملت عزیزمان برای این حُسنِ انتخاب و با معرفت به مقام و مرتبت والای شخصیّت برجسته و چهرهی منوّر نظام جمهوری اسلامی و رکن رکین انقلاب و بازوی توانا و زبان گویای آن- جناب آقای هاشمی رفسنجانی(دامعُلاه)- رأی ملّت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم. بدیهی است که تنفیذ اینجانب نیز، مانند رأی ملّت، تا زمانی است که ایشان در همان صراط مستقیم و منهاج قدیمی، قدم برمیدارند که سالهای عمر بابرکت خود را در طی مراحل نورانی آن گذرانیدهاند؛ یعنی راه دفاع از اسلام ناب محمّدی صلّیاللَّهعلیهوآله و مجاهدت برای تحقّق حاکمیت کامل قرآن و عمل به شریعت و حمایت از محرومان و مستضعفان و کوشش برای ریشهکن کردن فقر و تبعیض و استقرار عدالت اجتماعی و تمسّک به اصول پایدار انقلاب اسلامی، که البته همواره چنین خواهد بود.»[1]
پس ازقرائت حکم تنفیذ، حضرت آیتالله خامنهای در سخنانی، ضمن برشمردن نقاط افتراق نظام اسلامی با مکاتب سرمایهداری و سوسیالیستی، تأکید کردند: «اسلام یک روش خاص خود دارد. مسلکی در مسائل اقتصادی جامعهی اسلامی دارد و آن سلک را طی میکند. اساس سیاست کلّی اقتصادی کشور، عبارت است از: رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعدادِ بیشتر، بهرهی بیشتری برای خودش فراهم کند؛ این مانعی ندارد. اما در جامعه، فقر نباید باشد. هدف برنامهریزان باید این باشد. سازمان برنامه و برنامهریزان کشور، با این سیاست کلّی و بر این اساس باید برنامهریزی کنند. در زمینههای فرهنگی هم عرض کنم این دیگر مخصوص ما نیست. همهی ملتهای زندهی دنیا، بر این متّفقند که اگر ملتی اجازه داد فرهنگ ملیاش پایمال تهاجم فرهنگهای بیگانه شود، آن ملت از دست رفته است. ملت غالب، ملتی است که فرهنگش غالب است. غلبهی فرهنگی است که میتواند غلبهی اقتصادی و سیاسی و امنیتی و نظامی و همه چیز را هم با خود به دنبال بیاورد.»[2]
حضرت آیتالله خامنهای در بخشی از حکم تنفیذ آقای هاشمی رفسنجانی فرمودند: «اینجانب ضمن تبریک به ملت عزیزمان برای این حُسنِ انتخاب و با معرفت به مقام و مرتبت والای شخصیّت برجسته و چهرهی منوّر نظام جمهوری اسلامی و رکن رکین انقلاب و بازوی توانا و زبان گویای آن- جناب آقای هاشمی رفسنجانی(دامعُلاه)- رأی ملّت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم. بدیهی است که تنفیذ اینجانب نیز، مانند رأی ملّت، تا زمانی است که ایشان در همان صراط مستقیم و منهاج قدیمی، قدم برمیدارند که سالهای عمر بابرکت خود را در طی مراحل نورانی آن گذرانیدهاند؛ یعنی راه دفاع از اسلام ناب محمّدی صلّیاللَّهعلیهوآله و مجاهدت برای تحقّق حاکمیت کامل قرآن و عمل به شریعت و حمایت از محرومان و مستضعفان و کوشش برای ریشهکن کردن فقر و تبعیض و استقرار عدالت اجتماعی و تمسّک به اصول پایدار انقلاب اسلامی، که البته همواره چنین خواهد بود.»[1]
پس ازقرائت حکم تنفیذ، حضرت آیتالله خامنهای در سخنانی، ضمن برشمردن نقاط افتراق نظام اسلامی با مکاتب سرمایهداری و سوسیالیستی، تأکید کردند: «اسلام یک روش خاص خود دارد. مسلکی در مسائل اقتصادی جامعهی اسلامی دارد و آن سلک را طی میکند. اساس سیاست کلّی اقتصادی کشور، عبارت است از: رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعدادِ بیشتر، بهرهی بیشتری برای خودش فراهم کند؛ این مانعی ندارد. اما در جامعه، فقر نباید باشد. هدف برنامهریزان باید این باشد. سازمان برنامه و برنامهریزان کشور، با این سیاست کلّی و بر این اساس باید برنامهریزی کنند. در زمینههای فرهنگی هم عرض کنم این دیگر مخصوص ما نیست. همهی ملتهای زندهی دنیا، بر این متّفقند که اگر ملتی اجازه داد فرهنگ ملیاش پایمال تهاجم فرهنگهای بیگانه شود، آن ملت از دست رفته است. ملت غالب، ملتی است که فرهنگش غالب است. غلبهی فرهنگی است که میتواند غلبهی اقتصادی و سیاسی و امنیتی و نظامی و همه چیز را هم با خود به دنبال بیاورد.»[2]
.......................................................................................
[1] نرم افزار حدیث ولایت، 12 مرداد 1372
[2] همان.
