خاطره رهبر انقلاب از روز شهادت شهید بابایی

حادثه‌ی تلخ و خسارت‌بار دیگری که داشتیم شهادت یکی از چهره‌های نظامیِ شجاع و مؤمن و پرهیزگار ما بود، که شهادت سرلشگر شهید عباس بابایی این مرد مؤمن، این ارتشی فداکار که مظهری بود از محصول انقلاب در ارتش. ارتش جمهوری اسلامی بحمدالله به برکت انقلاب تحول زیادی پیدا کرد؛ که یکی از مظاهر این تحول و مهمترین آنها تحول در شخصیت‌های نظامی بود، در افراد و اشخاص نظامی بود و یک نمونه‌اش همین مرد مؤمن فداکار بود که من از اوّل جنگ شاهد فداکاریهای او بودم و او را در همه‌ی میدانها، هم میدانِ رزم، هم میدان سازندگی ارتش بقدری که خودش می‌توانست و سهم داشت یک انسان حقیقتاً فداکار و صادق و برجسته دیدم. از اوّل دنبال این بود که بقدر توان خودش محیط نظامی خودش را با ارزشهای انقلابی تطبیق بدهد، و من فراموش نمی‌کنم آن گفته‌ها و اظهارات پرجوش و خروش و پرانگیزه‌ی او را در این زمینه‌ها.
در همان روزی که آن حادثه‌ی بمب‌گذاری برای خود بنده پیش آمد، قبل از ظهر یا حدود ظهر که من می‌رفتم به طرف آن مسجد، این شهید با من همراه بود. من از خدمت امام آمده بودم و می‌رفتم به طرف آن مسجد، که آن‌جا نماز بخوانیم و برنامه اجرا بکنیم که بعد آن حادثه پیش آمد. این جوان دنبال من آمد تا از خدمت امام آمدم بیرون، آمد همراه من و آن حرفها و نقطه‌نظرهای مصلحانه و دلسوزانه و پرجوش و خروش خودش را هی گفت و گفت و توی اتومبیل هم بنده را رها نکرد و گفت و تا توی آن مسجد هم آمد و شاید در حول و حوش آن حادثه هم آن‌جا بود. رها نمی‌کرد مسؤولین را در همه‌ی آنات، در همه‌ی لحظات برای این‌که بتواند آن تفکر اسلامی را و انقلابی را در محیط نظامی خودش اجرا کند و خود او هم عملاً یک انسان انقلابی و مؤمن و پرهیزگار و پارسا و پاکباز بود که زندگی او اینجور گذشت و بالأخره هم اجر و پاداش بزرگ معنوی خودش را یعنی؛ شهادت در راه خدا را که بزرگترین پاداش مجاهدان راه خداست گرفت و به جوار رحمت الهی پیوست.
امیدواریم که خدای متعال او را با اولیاء خودش محشور کند و بازماندگان و دوستان و همکاران و کسانی را که با او در همه‌ی این مراحل همراه و همسنگر بودند حفظ کند و جهت حرکت ما را به همان جهتی قرار بدهد که این عزیز و امسال او در آن جهت حرکت می‌کردند.

رهبر انقلاب ۱۳۶۶/۵/۲۳