بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
ربّنـا اغفر لنا و لاخواننا الّذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلّاً للذین آمنوا ربّنا انّک رئوف رحیم. ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبّت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین. الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله الطّیّبین الطّاهرین. و السّلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته.
خداى متعال را سپاسگزارم که این توفیق را به بنده عنایت فرمود تا وعدهاى را که به شما مردم استان هرمزگان براى دیدار مجدّد شما داده بودم محقّق شود،(۲) و من بار دیگر در میان شما مردم عزیز، خونگرم، ایثارگر، انقلابى و مؤمن قرار بگیرم و برخى از مطالبى را که مورد علاقهى ما و شما است، با شما در میان بگذارم. اوّلاً از این اجتماع عظیم و پُرشور، از استقبال صمیمانهى شما مردم عزیز با همهى وجود تشکّر میکنم. این مناظر، این احساسات پاک و صمیمانه [شاید] در میان ملّتهاى عالم، در میان کشورهاى جهان، یا بىنظیر است یا لااقل کمنظیر است. این پیوند میان شما و خدمتگزارانتان در مسئولیّتهاى مهمّ کشور یکى از اساسىترین، عمیقترین و شگفتانگیزترین رازهاى موفّقیّت ملّت ایران در طول سالهاى بعد از انقلاب است.
چند جمله دربارهى شهر بندرعبّاس و موقعیّت حسّاس این شهر و این استان عرض کنم. البتّه شما مردم این شهر و مردم این استان با این حقایق آشنا هستید امّا ملّت ایران بدانند که در این ساحل طولانىِ خلیج فارس و تنگهى هرمز، این استان تاریخى، این مردم ایثارگر، چه کسانی هستند و چه کردهاند و چه میکنند و در آینده چه نقشى در پیشرفت این کشور میتوانند ایفا کنند، انشاءالله.
شاید در میان شهرهاى کشور ما، غیر از بندرعبّاس شهرى نداشته باشیم که تاریخچهى بناى آن با مبارزهى قهرمانانهى مردمى با خارجیان باشد و اساساً شهر بر این اساس شکل گرفته باشد، و اگر باشد، بسیار معدود است. شهر بندرعبّاس از آغاز بر اساس مبارزه با اشغالگران پرتغالى [بنا شد]؛ بیگانگانى که طبق عادتِ همهى استعمارگران، محل را، زمین را، دریا را، امکانات را بلکه مردم را متعلّق به خود و مملوک خود خیال میکردند. از آن سر عالم گروهى اروپایى آمده بودند اینجا و منطقهى حسّاس تنگهی هرمز و لب این آبراه عظیم تجارى جهانى و تاریخى را اشغال کرده بودند. تقریباً چهارصد سال قبل مردم ایران با فرماندهى فرماندهان غیور و میهندوست و بیگانهگریز، توانستند این پایگاه مهم را که متعلّق به خودشان بود از دست بیگانه خارج کنند و از آن وقت اینجا شد بندرعبّاس، به عنوان یک شهر، به عنوان یک پایگاه اساسى و حسّاس، هم براى تجارت و هم [برای] نظارت بر این آبراه عظیم و مهمّ جهانى. بعد از آن، انگلیسىها، هلندیها، انواع و اقسام بیگانهها در این منطقه بساط حاکمیّت و زورگویى خودشان را افکندند و بالاخره ملّت ایران بر همهى اینها فائق آمده است و این منطقه، این ساحل حسّاس، متعلّق شده است به صاحبان حقیقى و اصلى آن.
و شهر بندرعبّاس و این استان بزرگ و طولانى با هزار کیلومتر ساحل، در کنار خلیج فارس شکل گرفته است؛ با امکانات زیاد، با استعدادهاى طبیعى، با مردمى سختکوش و خونگرم و علاقهمند؛ امّا عزیزان من! تا قبل از انقلاب از این استعدادها، نه استعدادهاى مردمى و نه استعدادهاى طبیعى و سرزمینى ــ چه در خشکى و چه در دریا ــ استفاده به قدر شایسته که هیچ، حتّى استفادهى کمتر از حدّ شایسته هم نمیشد. این شهر حسّاس، این مرکز مهم به عنوان یک تبعیدگاه براى رژیم گذشته مطرح بود که اشرار و چاقوکشها را از اطراف کشور بفرستند اینجا، امّا زنده کردن امکانات عظیم این شهر و این منطقه مورد توجّه نبود. اینکه ملاحظه میکنید بعد از انقلاب شکوهمند اسلامى، با اینهمه فعّالیّتى که شده است و اینهمه سرمایهگذارى و تلاش و سازندگى هنوز چهرهى استان نتوانسته است غبار محرومیّت را بشویَد، به خاطر آن جفاى تاریخىاى است که در طول دهها سال، در دوران طاغوت بر این شهر و نیز بر دیگر شهرهاى این استان رفته است.
خدا را سپاسگزاریم که انقلاب عظیم اسلامى و نظام مقدّس جمهورى اسلامى قدر این مردم را و قدر این سرزمین را شناخت. از قبل از انقلاب در همین شهر، مردم مؤمن، جوانان پُرشور، در خطّ انقلاب و امام، اقدامات مؤثّرى داشتند که بجا است من از شهید حقّانى،(۳) آن روحانى سختکوش و علاقهمند که مقدارى از عمر خود را در اینجا گذراند و قبل از انقلاب مبارزات را سازماندهى کرد، یاد کنم. از روز اوّل انقلاب هم تا امروز مردم این استان براى انقلاب، براى نظام جمهورى اسلامى، در همهى مقاطع حسّاس، در جنگ، در سازندگى، در تظاهرات عمومى، در انتخابات و در هر جایى که حضور مردم معنا میدهد، به بهترین وجهى حضور خودشان را نشان دادهاند. برادران شیعه و سنّى در کنار هم و دست در دست هم، دور از تشنّجى که دشمن همیشه خواسته است میان برادران مسلمان به وجود بیاورد، در کنار هم، هم کار کردهاند، هم مبارزه کردهاند و هم در دفاع هشتساله شرکت کردهاند. این استان دو هزار شهید [دارد] و تعداد بىشمارى ایثارگر، جوانان بسیجى و بخصوص غواصّهایى که در هر جایى بودهاند، نشان دادهاند که جوانهاى مؤمن و فداکار و علاقهمندى هستند. امروز هم ایثارگران این خطّه جزو ایثارگران پُرشور و مؤمن و صادقى هستند که حرکات آنها، تلاش آنها، دلسوزى آنها و علاقهمندى آنها از چشم مردم و چشم مسئولین پنهان نیست و نظام جمهورى اسلامى با این دید با این استان و با این مردم رفتار کرد: مردمى علاقهمند و صادق، سربازان حقیقى اسلام و قرآن و نظام جمهورى اسلامى.
خدمات نظام جمهورى اسلامى در این مدّت یک فهرست طولانى و بسیار ارزنده است. من با اینکه خودم تا حدودى آشنا بودم، باز در همین روزها به مناسبت سفر و به مناسبت وظایفى که بر عهدهى ما است، یک بار دیگر [به این فهرست] مراجعه کردم؛ حقیقتاً چشمگیر است؛ در بخش اقتصادى، در بخش آموزش، در بخش سازندگى، در بخش صنایع سنگین، در بخش صید و صیّادى، در بخشهاى مختلف، تلاشى که انجام گرفته است چشمگیر است. استانى که قبل از انقلاب، از آموزشگاههاى آموزش عالى بىبهره بود، امروز صدها نفر فقط در رتبهى دکترى [در آن] مشغول تحصیلند؛ غیر از دورههاى لیسانس و فوق لیسانس. تعداد آموزشگاههاى آموزش عالى در این استان تعداد بسیار قابل توجّهى است که نیروى انسانى را تربیت میکند. [ساخت] راههاى استان، خطّ آهن استان، صنایع سنگین این استان و بسیار کارهاى باارزش [دیگرى] را نظام جمهورى اسلامى در این مدّت براى این استان انجام داده است، امّا آنچه انجام داده است در مقابل آنچه باید انجام بگیرد، یک بخش از دهها بخش است. استعداد این استان بسیار استعداد بالا و وسیعى است؛ هم استعداد تجارت، هم استعداد زراعت، هم استعداد صنعت، هم استعداد صیّادى، هم استعداد جلب سیاحتگران؛ بالقوّه یک استان بسیار ثروتمند است. انشاءالله این روند سازندگى همچنان که مسئولین دلسوز و علاقهمند کشور مشغول هستند ادامه پیدا کند که البتّه ادامه هم پیدا خواهد کرد. به فضل پروردگار دولتِ فعّال، مسئولین کارى، رئیسجمهور تازهنفَس، با عشق به مردم دلهایشان میتپد، براى مردم و منافع مردم، ادامه هم خواهند داد و به فضل پروردگار این استان آیندهى خوبى خواهد داشت.
امروز البتّه چهرهی استان، چهرهى یک استان محروم است. با همهى تلاشى که شده است، هنوز روستاهاى محروم، بخشهاى محروم و حتّى مشکلات شهرى در این استان بسیار است. البتّه در این سفر بیشترین نقش ما، نقش شناسایى و فهمیدن مشکلات است. مسئولان کشور، دولت عزیز و بخشهاى مختلف مسئولیّتهاى خودشان را بشناسند، در برنامههاى کارى آینده آنها را بگنجانند، در زمانهاى منطقى و معقولى با فاصلههاى قابل قبولى بترتیب و بتدریج این مشکلات باید حل بشود. این ملّت مؤمن، این استان جوان، این دلهاى پُرمحبّت، این دستهاى کارى و قوى، این روحهاى مطمئن، باید بتوانند در این بخش از کشور [پیشرفت کنند]، هم از لحاظ معنوى و فرهنگى و دینى، هم از لحاظ اقتصادى، هم از لحاظ مسائل اجتماعى و هم بر لب تنگهى حسّاس هرمز، این آبراه عظیم جهانى که چشم همهى قدرتمندان عالم به این تنگه است. مردمى هوشیار، جوانانى مصمّم، پنجههایى قوى و نیرومند، زنان و مردانى که دلشان از عشق به میهن و فداکارى براى اسلام میتپد، در این نقطهى حسّاس گوشبهزنگ باشند، دوست را بشناسند، دشمن را بشناسند، وظیفه را بفهمند. پیشرفت همهجانبهى این استان به امنیّت این کشور هم، به طور مستقیم و غیر مستقیم ارتباط پیدا میکند که باید به فضل پروردگار همهی این کارها انجام بگیرد. البتّه نقش شما، نقش آحاد مردم، بخصوص نقش جوانان، بخصوص آن کسانى که از آنها انتظار تخصّص و مهارت و آمادگىهاى گوناگون براى کارهاى مختلف است، بسیار حسّاس و تعیینکننده خواهد بود.
دربارهى مسائل مورد علاقهى ما و شما ــ چه مسائل کشور و چه مسائل جهان ــ من به دو مطلب اشاره میکنم، که براى شما مردم که در حاشیهى خلیج فارس زندگى میکنید، بخصوص یکى از این دو مطلب بسیار مهم است. [اوّل] در زمینهى مسائل مربوط به همهى جهان. خلیج فارس نقطهاى است که در واقع چشم همهى جهان، چشم مصرفکنندگان نفت و چشم کسانى که به محصولات آن مصرفکنندگان دوخته شده، به اینجا است؛ به منطقهى ثروتمند بسیار مهمّ جهان که بیشترین بخش آن هم سواحل ایران اسلامى است؛ [البتّه] تمام اطراف آن متعلّق به اسلام است، و کشورهاى اسلامى، اطراف این حوزهى ثروتمند نفتخیز عظیم را گرفتهاند؛ لذا مسائل این منطقه مسائل دنیاى اسلام است و از جهتى مسائل جهان است. متأسّفانه امروز حضور قدرتهاى بیگانه در این منطقه، یکى از نقاط بسیار تیرهاى است که در این منطقه در طول زمان وجود داشته است. دهها شناور نظامى دشمنان دنیاى اسلام امروز در این منطقه مشغول حرکت است. البتّه ایران اسلامى به فضل نظام تثبیتشدهى جمهورى اسلامى و به لطف هوشیارى ملّت و به لطف آمادگى نیروهاى مسلّح، اوّلاً هیچ تهدیدى را نسبت به خود احساس نمیکند، ثانیاً اگر تهدیدى باشد با قدرت تمام به آن پاسخ خواهد داد؛ ولى به هر حال حضور بیگانگان در این منطقه ــ که بیشترین شناورهاى نظامى هم متعلّق به شیطان بزرگ، آمریکا است ــ تهدیدکننده است؛ یعنى امنیّت این منطقهى بسیار حسّاس را تهدید میکند.
این روزها بهانهى مسئلهى عراق(۴) هم بر بهانههاى قبلى اضافه شده است. به عنوان اجراى مصوّبات شوراى امنیّت سازمان ملل، آمریکایىها اینجا حضور مضاعف پیدا کردهاند که البتّه اقدام آنها در حقیقت هیچ ارتباطى هم به معناى واقعى کلمه با مصوّبات شوراى امنیّت ندارد. ما تهدید آمریکا نسبت به عراق را یک عمل غیر قانونى و دیکتاتورمآبانه و از لحاظ انسانیّت و شرع، یک عملِ محکوم میدانیم؛ اوّلاً به خاطر اینکه اگر دولت ایالات متّحده با انگیزههاى خاصّ خود میخواهد با رژیم صدّامحسین دربیفتد، مردم عراق که در این بین گناهى نکردهاند. هر گونه تهاجمى به عراق موجب کشتار مردم بیگناه، مردم بىدفاع و غیر نظامى است. این یک جنگ روبهروى دو نیروى زمینى نیست که این لشکر، آن لشکر را و آن قوا، این قوا را بکشد و نابود کند، [بلکه] یک حملهى هوایى است، حملهى موشکى است، حملهى لیزرى است. هدفِ این حمله به همان اندازهاى که ممکن است نظامیان عراق باشند، غیر نظامیان عراق هم به همان اندازه ممکن است هدف حمله باشند. آن دولتى که ادّعا میکند طرفدار حقوق بشر است و گاهى براى یک مجرم سیاسى یا یک قاچاقچى که در ایران محاکمه میشود، وابستگان آن دولت یا خودشان یا همفکرانشان جنجال به راه مىاندازند یا در مسائل جهانى به این بهانه دخالت میکنند، کشتار مردم بىدفاع و غیر نظامى در عراق و غیر عراق برایشان کماهمّیّت است! اخیراً اعلان کردهاند که ممکن است در حملهى نظامى آمریکا به عراق ۱۵۰۰ نفر کشته بشوند. البتّه رقمى که اظهار شده است یقیناً خیلى کمتر است از آن کسانى که در تهدید قرار میگیرند؛ چه کسی میتواند بگوید که ۱۵۰۰ نفر کشته خواهند شد؟ ممکن است پانزده هزار نفر کشته بشوند، ممکن است بیشتر یا کمتر کشته بشوند؛ ثانیاً ۱۵۰۰ نفر هم عدد کمى است؟ [کشتن] ۱۵۰۰ انسان بىگناه، به خاطر تسویهحساب دو دولت با یکدیگر! الان چند سال است که بر اثر محاصرهى اقتصادى آمریکا نسبت به عراق، مردم عراق در سختترین شرایط دارند زندگى میکنند؛ بچّهها شیر ندارند، مادرها نان ندارند، پدرها کار ندارند. ملّت مرفّه و نسبتاً ثروتمندى مثل ملّت عراق به خاطر محاصرهى اقتصادى آمریکا و بعضى از همپیمانانش الان چند سال است که تبدیل شده است به یک ملّت محتاجِ نان شب! چقدر خانوادههایی که در فشار فقر زندگى میکنند، چقدر کودکانى که دچار بیماریهاى صعبالعلاج میشوند، چقدر خانوادههایى که جواب بچّههایشان را که از گرسنگى گریه میکنند، نمیتوانند بدهند؛ اینها انسانى است؟ اینها با ادّعاى طرفدارى از حقوق بشر سازگار است؟ این مصیبت چندساله کم است که بعد از دو مرتبه تهاجم ــ حدّاقل دوبار تهاجم نظامى به عراق ــ بار دیگر اعلان میکنند که میخواهند به عراق حمله کنند؟ مردم عراق، ملّت عراق، با این حملهاى که ممکن است پیش بیاید، یقیناً مظلوم واقع خواهند شد و خون آنان به گردن تصمیمگیرندگان آمریکایى است.
نکتهى دوّم در این قضیّه و محکومیّت حملهى عراق این است که آمریکا با این حمله دارد دخالت خود و حضور خشن و زورمدارانهى خود در کشورها و در مسائل جهانى را به صورت یک قاعده و رویّه درمىآورد؛ به چه دلیل؟ به چه مجوّز؟ مگر شما چهکاره هستید؟ مگر آمریکا ژاندارم جهان است؟ من دو سه سال قبل از این گفتم(۵) آنچه تَه دل آمریکایىها و قدرتمداران آمریکایى است که گاهى هم به زبان جارى میکنند، این است که همهى دنیا یک امپراتورى بزرگ است که امپراتور دیکتاتور آن آمریکا است؛ از نظر آنها اینجورى است. ملّتها، ارادهى ملّتها، حقّ انتخاب ملّتها، آزادى ملّتها از نظر آنها افسانه است، بىارزش است؛ بر زبان جارى میکنند، [ولی] در دل آن را قبول ندارند: یَقولونَ بِاَفواهِهِم ما لَیسَ فی قُلوبِهِم.(۶) با چه مجوّزى آمریکا به خود حق میدهد نسبت به مسئلهى عراق یا رژیم عراق یا ملّت عراق تصمیم بگیرد، آن هم تصمیمى خونین که به معناى دخالت نظامى است؟ براى چه؟ براى اینکه حضور خود را در خلیج فارس تأمین کند؛ براى چه؟ براى اینکه سلاحهاى جدیداً ساختهشدهى خود را بر روى مردم بیگناه عراق آزمایش کند. عجب دنیایى است! عجب فرهنگ جنایتکارانه و زورمدارانهاى است! [اینکه] سلاحها باید آزمایش بشوند و سلاحهاى جدید باید یک جا عمل کنند تا اینها عملکردش را ببینند، این بشود یکى از موجبات حملهى نظامى به یک ملّت، به یک کشور؟ اینها چطور ادّعا میکنند که مسائل مربوط به انسانها را میشناسند یا به آنها اندکعلاقهاى دارند؟ براى اینها آنچه مطرح نیست، انسان است؛ آنچه مطرح است، قدرت خودشان است.
حضور آمریکا در خلیج فارس و حملهى آمریکا به عراق یا به هر نقطهى دیگر در این منطقه، اوّلاً موجب ناامنى است، موجب فتنه است، موجب به هم انداختن دولتهاى منطقه است، براى تقویت صهیونیستها و رژیم صهیونیستى است؛ اینجور چیزها سازماندهى میشود براى اینکه جاپاى عامل خودشان، نظام صهیونیستى را در منطقه محکم کنند. ملّت ایران و نظام مقدّس جمهورى اسلامى با موضعگیرى خود در مقابل آمریکا از اوّل انقلاب تا امروز، نشان داده است که آمریکا را خوب میشناسد؛ چهرهى شیطنتبار مستکبرین حاکم بر کشور آمریکا را خوب شناخته است و خوب تشخیص داده است و حقیقتاً آنطور که امام فرمود،(۷) آمریکا شیطان بزرگ است. این شیطنت است علیه ملّتها؛ آنچه عرض میکنم و آنچه گفتم، نهفقط در چهارچوب چهاردیوارى ایران، [بلکه] براى افکار عمومى جهان قابل فهم و قابل قبول و منطقى است. بنابراین بر طبق چنین پشتوانهى استدلال و منطق محکمى، ما با حضور آمریکا در خلیج فارس مخالفیم، با حملهى نظامی آمریکا به عراق مخالفیم. البتّه این به معناى تأیید کارها و سیاستها و روشهاى رژیم بعثى عراق نیست و همه هم این را میدانند.
عزیزان من، جوانان استان هرمزگان، روحانیّون محترم، قشرهاى مختلف! شما بر لب این آبراه مهم، بر لب تنگهى هرمز، در ساحل هزار کیلومترى خلیج فارس باید این حقایق را خوب بدانید؛ بدانید در نزدیکى شما چه میگذرد، بدانید تهدید دشمن یعنى چه، و بدانید دشمن اسلام و دشمن ملّتها و دشمن استقلال و آزادى کشورها اگر به یک کشورى هم تعرّض نمیکند، نه از باب این است که نمیخواهد، از باب این است که نمیتواند. با ملّت ایران، با این ملّت یکپارچه و مستحکم و مؤمن، با این احساسات صمیمانهى بین مسئولین و ملّت، هیچ قدرت مادّىاى در دنیا وجود ندارد که بتواند مبارزه کند و بر آن فائق بیاید. با چنین ملّتى هر کس مبارزه کند، محکوم به شکست است؛ با چنین کشورى و ملّتى و حکومتى هر کس دربیفتد، محکوم به هزیمت است؛ با مردمى که خدا را یارى میکنند، اسلام را یارى میکنند، به قرآن عمل میکنند، بر سرنوشت خود حاکمند، قدر آزادى و استقلال را میدانند، در صحنه حضور دارند، مسائل را تحلیل میکنند، با چنین ملّتى هر کس مواجه بشود و مقابله کند، خودش شکست خواهد خورد و این ملّت پیروز خواهد شد.
من همین جا از فرصت استفاده میکنم و آن نکتهاى را که در مورد مسائل کنونى کشور لازم میدانم، به شما عرض میکنم. عزیزان من! بدانید امروز کشور شما با یک دولت قوى، با یک نظام تثبیتشده، با یک برنامهى منظّم به سمت هدفهاى ترسیمشدهى خود دارد حرکت میکند؛ در مجموعهى تصمیمگیرندگان و عملکنندگان کشور بحمدالله هیچگونه اشکالى که بتواند اختلالِ در پیمودن این راه ایجاد کند، وجود ندارد، [ولی] دشمنها سعى میکنند وضع اقتصادى کشور را تیره جلوه بدهند. نهاینکه ما مشکل نداریم؛ بدیهى است ملّتى پس از دوران طولانى سلطهى طاغوت و پس از هشت سال جنگ، با اینهمه دشمنى از سوى متعرّضین و دخالتکنندگان خارجى و متجاوز، وقتى بخواهد به راه رشد خود حرکت کند، سالها طول خواهد کشید؛ سالها طول میکشد تا بتوانیم مشکلات کشور را بکلّى حل کنیم، امّا حرکت صحیح، حرکت پُرشتاب، حرکت معقول، حرکت امیدبخشى امروز در کشور بحمدالله وجود دارد؛ از قبل هم وجود داشته است، امروز هم بحمدالله هست و آینده را روشن، افق را باز و امیدبخش جلوه میدهد؛ این را باید بدانید؛ آینده بحمدالله خوب است. البتّه دشمن سعى میکند این آینده را خراب کند یا لااقل امید به آینده را در دلها خراب کند؛ حدّاقل این است. بارها من گفتهام۱۰ که اگر دشمنان کشور، تبلیغاتچىهاى استکبار، بوقهاى وابستهى به استعمار دیدند در واقعیّت نمیشود اثر گذاشت، سعى میکنند در فضاى ذهنى اثر بگذارند، ذهنها را خراب کنند، دلها را مأیوس کنند. حقیقت غیر از آن چیزى است که تبلیغاتچىهاى استکبار میگویند؛ حقیقت، حرکت صحیح کشور به سمت اهداف است.
البتّه در این دنیاى ظلم، در این دنیاى استکبار، پیمودن این راه آسان نیست، دشوار است. هر کسى مسئولیّت را میپذیرد، این دشوارى را هم باید قبول کند و قبول کردهاند بحمدالله؛ دارند حرکت میکنند، با همهى سختیها تلاش میکنند. اتّحاد ملّت و همدلى ملّت و دولت و وحدت صفوف ملّت یکى از شرطهاى اساسى کار است؛ این را باید حفظ کنید. نگذارید دشمنان بین شما تفرقه بیندازند؛ وَاعتَصِموا بِحَبلِ الله جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.(۸) امروز بعد از ۱۴۰۰ سال همهى آیات قرآن زنده است، همهى آیات قرآن با نداى بلند خطاب به ما است. شاید یکى از زندهترین و برجستهترین کلمات الهى همین آیهی شریفه است: وَاعتَصِموا بِحَبلِ الله جَمیعًا؛ همه با هم به ریسمان الهى چنگ بزنید؛ وحدت در سایهی پیروى از احکامالله، وحدت در زیر سایهى قرآن، وحدت در راه هدفهاى الهى، وحدت در راه ایجاد جامعهى نمونهى اسلامى که ما در راهِ آن به راه افتادهایم امّا هنوز با سرمنزل فاصلهی زیادی داریم و باید برویم تا برسیم به جامعهى نمونهى اسلامى. این تلاش، تلاش ملّت، دولت، مسئولین، عناصر فرهنگى، عناصر اقتصادى، نیروى کار، زن، مرد، همهوهمه با هم است. لذا هم صفوف ملّت باید با هم متّحد باشد، همدل باشد، همصدا باشد، همگام و همجهت باشد، و هم میان مردم و مسئولین باید همجهتى باشد.
بحمدالله مسئولین امینند، معتمدند، نیّتشان نیّت پاک و خالصى است، دلسوزند؛ ما اینها را از نزدیک مىبینیم و میشناسیم؛ تلاش میکنند. خط هم، خطّى است که انقلاب ترسیم کرده است و به فضل پروردگار از جهتگیرىاى که انقلاب ترسیم کرده است که جهتگیرىِ اسلام و قرآن انقلابى و اسلام راستین است، سر سوزنى هم انحراف به وجود نخواهد آمد و همان خطّ مستقیم ادامه پیدا خواهد کرد.
من به شما و بخصوص به جوانهاى عزیز عرض کنم: آنچه بخصوص به استان شما ارتباط پیدا میکند، این است که براى سازندگى کشور، نیروى کار خیلى مهم است. دشمن سعى میکند نیروى کار را از ملّت ایران بگیرد. ما یک ملّتى هستیم که تعداد جوانها در میان ما زیاد است؛ در همین استان شما حدود پنجاه درصد جمعیّت زیر بیست سال سن دارند. در سطح کشور هم، آمارها، آمارهایى است که همه میدانید و نمودارها، نمودارهایى است که اعلان شده است و [حاکی است از] ملّتِ جوان و جمعیّتِ جوان کشور؛ این براى یک ملّت خیلى ارزنده است. اینهمه جوان، اینهمه نیروى کار، اینهمه نیروى ابتکار، براى یک ملّت خیلى ارزنده است. اینجا است که دشمن وارد میدان میشود براى تباه کردن نیروى کار، براى ضایع کردن نیروى کار؛ چه جور؟ با دو عامل؛ عامل فساد اخلاقى و عامل اعتیاد.
مردم عزیز! من به شما هشدار میدهم؛ الان رسانههایى هستند از کشورهاى دیگر ــ اسم نمىآورم از کجا ــ که برنامههاى فاسدکننده و مبتذل بخصوص براى شما جوانها تولید میکنند، براى اینکه بتوانند از آن سوى مرزها بر روى جوان پاک و سالم و صحیحالعمل و صحیحالنّیّهی ایرانى اثر بگذارند. این جوان را دشمن تجربه کرده است؛ این جوان همان جوان میدان جنگ هشتساله است. جوانهاى امروز ما از جنس همان جوانهایى هستند که در دوران هشت سال دفاع مقدّس هر وقت لازم شد، تمام بیابانهاى پشت مرزهاى با عراق را پُر کردند و جنگیدند تا دشمن را ناکام کردند؛ اینها همان جوانهایند. دشمن این را میداند؛ [لذا] براى فاسد کردن آنها، براى منحرف کردن آنها، براى ضعیف کردن پنجهى قدرتمند آنها در میدان سازندگى و عمل و احیاناً دفاع، براى آنها برنامه میریزد. برنامه هم، فساد اخلاقى و اعتیاد است؛ مراقب اعتیاد باشید.
البتّه دستگاههاى کشور مراقبند، دقّت میکنند امّا خود شما مردم ــ خود پدرها و مادرها، خود جوانها ــ در محیط کار، در محیط درس، در محیط ورزش و گردش و تفریح، بهترین مراقب هستید. با این مراقبتها، با این توجّه، با اتّکال به خدا، با تمسّک به قرآن، با اعتصام به «حبل الله جمیعاً» به فضل پروردگار این ملّت خواهد توانست کشور ایران عزیز را به کشور نمونهى اسلامى و این جامعه را به جامعهى آباد، آزاد، پُراستعداد، پُرتلاش، پُرعمل و ثروتمند اسلامى تبدیل کند. امیدواریم تحت سایهى عنایات پروردگار و توجّهات اولیائش و بقیّةاللهالاعظم (ارواحنا فداه)، این روز خیلى دور نباشد و شماها آن را به چشم ببینید و در تشکیل و ایجاد آن، همهی شما سهیم باشید.
من یک بار دیگر از شما برادران و خواهران عزیز تشکّر میکنم به خاطر این اجتماع پُرشکوه و عظیم و به خاطر محبّت و لطفتان در استقبال. امیدوارم که بتوانیم وظایف خودمان را در قبال شما انجام بدهیم و همهى مسئولین با وظایف خودشان در قبال این مردم عزیز بیشتر آشنا بشوند و به آن بهتر عمل کنند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ربّنـا اغفر لنا و لاخواننا الّذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلّاً للذین آمنوا ربّنا انّک رئوف رحیم. ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبّت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین. الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله الطّیّبین الطّاهرین. و السّلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته.
خداى متعال را سپاسگزارم که این توفیق را به بنده عنایت فرمود تا وعدهاى را که به شما مردم استان هرمزگان براى دیدار مجدّد شما داده بودم محقّق شود،(۲) و من بار دیگر در میان شما مردم عزیز، خونگرم، ایثارگر، انقلابى و مؤمن قرار بگیرم و برخى از مطالبى را که مورد علاقهى ما و شما است، با شما در میان بگذارم. اوّلاً از این اجتماع عظیم و پُرشور، از استقبال صمیمانهى شما مردم عزیز با همهى وجود تشکّر میکنم. این مناظر، این احساسات پاک و صمیمانه [شاید] در میان ملّتهاى عالم، در میان کشورهاى جهان، یا بىنظیر است یا لااقل کمنظیر است. این پیوند میان شما و خدمتگزارانتان در مسئولیّتهاى مهمّ کشور یکى از اساسىترین، عمیقترین و شگفتانگیزترین رازهاى موفّقیّت ملّت ایران در طول سالهاى بعد از انقلاب است.
چند جمله دربارهى شهر بندرعبّاس و موقعیّت حسّاس این شهر و این استان عرض کنم. البتّه شما مردم این شهر و مردم این استان با این حقایق آشنا هستید امّا ملّت ایران بدانند که در این ساحل طولانىِ خلیج فارس و تنگهى هرمز، این استان تاریخى، این مردم ایثارگر، چه کسانی هستند و چه کردهاند و چه میکنند و در آینده چه نقشى در پیشرفت این کشور میتوانند ایفا کنند، انشاءالله.
شاید در میان شهرهاى کشور ما، غیر از بندرعبّاس شهرى نداشته باشیم که تاریخچهى بناى آن با مبارزهى قهرمانانهى مردمى با خارجیان باشد و اساساً شهر بر این اساس شکل گرفته باشد، و اگر باشد، بسیار معدود است. شهر بندرعبّاس از آغاز بر اساس مبارزه با اشغالگران پرتغالى [بنا شد]؛ بیگانگانى که طبق عادتِ همهى استعمارگران، محل را، زمین را، دریا را، امکانات را بلکه مردم را متعلّق به خود و مملوک خود خیال میکردند. از آن سر عالم گروهى اروپایى آمده بودند اینجا و منطقهى حسّاس تنگهی هرمز و لب این آبراه عظیم تجارى جهانى و تاریخى را اشغال کرده بودند. تقریباً چهارصد سال قبل مردم ایران با فرماندهى فرماندهان غیور و میهندوست و بیگانهگریز، توانستند این پایگاه مهم را که متعلّق به خودشان بود از دست بیگانه خارج کنند و از آن وقت اینجا شد بندرعبّاس، به عنوان یک شهر، به عنوان یک پایگاه اساسى و حسّاس، هم براى تجارت و هم [برای] نظارت بر این آبراه عظیم و مهمّ جهانى. بعد از آن، انگلیسىها، هلندیها، انواع و اقسام بیگانهها در این منطقه بساط حاکمیّت و زورگویى خودشان را افکندند و بالاخره ملّت ایران بر همهى اینها فائق آمده است و این منطقه، این ساحل حسّاس، متعلّق شده است به صاحبان حقیقى و اصلى آن.
و شهر بندرعبّاس و این استان بزرگ و طولانى با هزار کیلومتر ساحل، در کنار خلیج فارس شکل گرفته است؛ با امکانات زیاد، با استعدادهاى طبیعى، با مردمى سختکوش و خونگرم و علاقهمند؛ امّا عزیزان من! تا قبل از انقلاب از این استعدادها، نه استعدادهاى مردمى و نه استعدادهاى طبیعى و سرزمینى ــ چه در خشکى و چه در دریا ــ استفاده به قدر شایسته که هیچ، حتّى استفادهى کمتر از حدّ شایسته هم نمیشد. این شهر حسّاس، این مرکز مهم به عنوان یک تبعیدگاه براى رژیم گذشته مطرح بود که اشرار و چاقوکشها را از اطراف کشور بفرستند اینجا، امّا زنده کردن امکانات عظیم این شهر و این منطقه مورد توجّه نبود. اینکه ملاحظه میکنید بعد از انقلاب شکوهمند اسلامى، با اینهمه فعّالیّتى که شده است و اینهمه سرمایهگذارى و تلاش و سازندگى هنوز چهرهى استان نتوانسته است غبار محرومیّت را بشویَد، به خاطر آن جفاى تاریخىاى است که در طول دهها سال، در دوران طاغوت بر این شهر و نیز بر دیگر شهرهاى این استان رفته است.
خدا را سپاسگزاریم که انقلاب عظیم اسلامى و نظام مقدّس جمهورى اسلامى قدر این مردم را و قدر این سرزمین را شناخت. از قبل از انقلاب در همین شهر، مردم مؤمن، جوانان پُرشور، در خطّ انقلاب و امام، اقدامات مؤثّرى داشتند که بجا است من از شهید حقّانى،(۳) آن روحانى سختکوش و علاقهمند که مقدارى از عمر خود را در اینجا گذراند و قبل از انقلاب مبارزات را سازماندهى کرد، یاد کنم. از روز اوّل انقلاب هم تا امروز مردم این استان براى انقلاب، براى نظام جمهورى اسلامى، در همهى مقاطع حسّاس، در جنگ، در سازندگى، در تظاهرات عمومى، در انتخابات و در هر جایى که حضور مردم معنا میدهد، به بهترین وجهى حضور خودشان را نشان دادهاند. برادران شیعه و سنّى در کنار هم و دست در دست هم، دور از تشنّجى که دشمن همیشه خواسته است میان برادران مسلمان به وجود بیاورد، در کنار هم، هم کار کردهاند، هم مبارزه کردهاند و هم در دفاع هشتساله شرکت کردهاند. این استان دو هزار شهید [دارد] و تعداد بىشمارى ایثارگر، جوانان بسیجى و بخصوص غواصّهایى که در هر جایى بودهاند، نشان دادهاند که جوانهاى مؤمن و فداکار و علاقهمندى هستند. امروز هم ایثارگران این خطّه جزو ایثارگران پُرشور و مؤمن و صادقى هستند که حرکات آنها، تلاش آنها، دلسوزى آنها و علاقهمندى آنها از چشم مردم و چشم مسئولین پنهان نیست و نظام جمهورى اسلامى با این دید با این استان و با این مردم رفتار کرد: مردمى علاقهمند و صادق، سربازان حقیقى اسلام و قرآن و نظام جمهورى اسلامى.
خدمات نظام جمهورى اسلامى در این مدّت یک فهرست طولانى و بسیار ارزنده است. من با اینکه خودم تا حدودى آشنا بودم، باز در همین روزها به مناسبت سفر و به مناسبت وظایفى که بر عهدهى ما است، یک بار دیگر [به این فهرست] مراجعه کردم؛ حقیقتاً چشمگیر است؛ در بخش اقتصادى، در بخش آموزش، در بخش سازندگى، در بخش صنایع سنگین، در بخش صید و صیّادى، در بخشهاى مختلف، تلاشى که انجام گرفته است چشمگیر است. استانى که قبل از انقلاب، از آموزشگاههاى آموزش عالى بىبهره بود، امروز صدها نفر فقط در رتبهى دکترى [در آن] مشغول تحصیلند؛ غیر از دورههاى لیسانس و فوق لیسانس. تعداد آموزشگاههاى آموزش عالى در این استان تعداد بسیار قابل توجّهى است که نیروى انسانى را تربیت میکند. [ساخت] راههاى استان، خطّ آهن استان، صنایع سنگین این استان و بسیار کارهاى باارزش [دیگرى] را نظام جمهورى اسلامى در این مدّت براى این استان انجام داده است، امّا آنچه انجام داده است در مقابل آنچه باید انجام بگیرد، یک بخش از دهها بخش است. استعداد این استان بسیار استعداد بالا و وسیعى است؛ هم استعداد تجارت، هم استعداد زراعت، هم استعداد صنعت، هم استعداد صیّادى، هم استعداد جلب سیاحتگران؛ بالقوّه یک استان بسیار ثروتمند است. انشاءالله این روند سازندگى همچنان که مسئولین دلسوز و علاقهمند کشور مشغول هستند ادامه پیدا کند که البتّه ادامه هم پیدا خواهد کرد. به فضل پروردگار دولتِ فعّال، مسئولین کارى، رئیسجمهور تازهنفَس، با عشق به مردم دلهایشان میتپد، براى مردم و منافع مردم، ادامه هم خواهند داد و به فضل پروردگار این استان آیندهى خوبى خواهد داشت.
امروز البتّه چهرهی استان، چهرهى یک استان محروم است. با همهى تلاشى که شده است، هنوز روستاهاى محروم، بخشهاى محروم و حتّى مشکلات شهرى در این استان بسیار است. البتّه در این سفر بیشترین نقش ما، نقش شناسایى و فهمیدن مشکلات است. مسئولان کشور، دولت عزیز و بخشهاى مختلف مسئولیّتهاى خودشان را بشناسند، در برنامههاى کارى آینده آنها را بگنجانند، در زمانهاى منطقى و معقولى با فاصلههاى قابل قبولى بترتیب و بتدریج این مشکلات باید حل بشود. این ملّت مؤمن، این استان جوان، این دلهاى پُرمحبّت، این دستهاى کارى و قوى، این روحهاى مطمئن، باید بتوانند در این بخش از کشور [پیشرفت کنند]، هم از لحاظ معنوى و فرهنگى و دینى، هم از لحاظ اقتصادى، هم از لحاظ مسائل اجتماعى و هم بر لب تنگهى حسّاس هرمز، این آبراه عظیم جهانى که چشم همهى قدرتمندان عالم به این تنگه است. مردمى هوشیار، جوانانى مصمّم، پنجههایى قوى و نیرومند، زنان و مردانى که دلشان از عشق به میهن و فداکارى براى اسلام میتپد، در این نقطهى حسّاس گوشبهزنگ باشند، دوست را بشناسند، دشمن را بشناسند، وظیفه را بفهمند. پیشرفت همهجانبهى این استان به امنیّت این کشور هم، به طور مستقیم و غیر مستقیم ارتباط پیدا میکند که باید به فضل پروردگار همهی این کارها انجام بگیرد. البتّه نقش شما، نقش آحاد مردم، بخصوص نقش جوانان، بخصوص آن کسانى که از آنها انتظار تخصّص و مهارت و آمادگىهاى گوناگون براى کارهاى مختلف است، بسیار حسّاس و تعیینکننده خواهد بود.
دربارهى مسائل مورد علاقهى ما و شما ــ چه مسائل کشور و چه مسائل جهان ــ من به دو مطلب اشاره میکنم، که براى شما مردم که در حاشیهى خلیج فارس زندگى میکنید، بخصوص یکى از این دو مطلب بسیار مهم است. [اوّل] در زمینهى مسائل مربوط به همهى جهان. خلیج فارس نقطهاى است که در واقع چشم همهى جهان، چشم مصرفکنندگان نفت و چشم کسانى که به محصولات آن مصرفکنندگان دوخته شده، به اینجا است؛ به منطقهى ثروتمند بسیار مهمّ جهان که بیشترین بخش آن هم سواحل ایران اسلامى است؛ [البتّه] تمام اطراف آن متعلّق به اسلام است، و کشورهاى اسلامى، اطراف این حوزهى ثروتمند نفتخیز عظیم را گرفتهاند؛ لذا مسائل این منطقه مسائل دنیاى اسلام است و از جهتى مسائل جهان است. متأسّفانه امروز حضور قدرتهاى بیگانه در این منطقه، یکى از نقاط بسیار تیرهاى است که در این منطقه در طول زمان وجود داشته است. دهها شناور نظامى دشمنان دنیاى اسلام امروز در این منطقه مشغول حرکت است. البتّه ایران اسلامى به فضل نظام تثبیتشدهى جمهورى اسلامى و به لطف هوشیارى ملّت و به لطف آمادگى نیروهاى مسلّح، اوّلاً هیچ تهدیدى را نسبت به خود احساس نمیکند، ثانیاً اگر تهدیدى باشد با قدرت تمام به آن پاسخ خواهد داد؛ ولى به هر حال حضور بیگانگان در این منطقه ــ که بیشترین شناورهاى نظامى هم متعلّق به شیطان بزرگ، آمریکا است ــ تهدیدکننده است؛ یعنى امنیّت این منطقهى بسیار حسّاس را تهدید میکند.
این روزها بهانهى مسئلهى عراق(۴) هم بر بهانههاى قبلى اضافه شده است. به عنوان اجراى مصوّبات شوراى امنیّت سازمان ملل، آمریکایىها اینجا حضور مضاعف پیدا کردهاند که البتّه اقدام آنها در حقیقت هیچ ارتباطى هم به معناى واقعى کلمه با مصوّبات شوراى امنیّت ندارد. ما تهدید آمریکا نسبت به عراق را یک عمل غیر قانونى و دیکتاتورمآبانه و از لحاظ انسانیّت و شرع، یک عملِ محکوم میدانیم؛ اوّلاً به خاطر اینکه اگر دولت ایالات متّحده با انگیزههاى خاصّ خود میخواهد با رژیم صدّامحسین دربیفتد، مردم عراق که در این بین گناهى نکردهاند. هر گونه تهاجمى به عراق موجب کشتار مردم بیگناه، مردم بىدفاع و غیر نظامى است. این یک جنگ روبهروى دو نیروى زمینى نیست که این لشکر، آن لشکر را و آن قوا، این قوا را بکشد و نابود کند، [بلکه] یک حملهى هوایى است، حملهى موشکى است، حملهى لیزرى است. هدفِ این حمله به همان اندازهاى که ممکن است نظامیان عراق باشند، غیر نظامیان عراق هم به همان اندازه ممکن است هدف حمله باشند. آن دولتى که ادّعا میکند طرفدار حقوق بشر است و گاهى براى یک مجرم سیاسى یا یک قاچاقچى که در ایران محاکمه میشود، وابستگان آن دولت یا خودشان یا همفکرانشان جنجال به راه مىاندازند یا در مسائل جهانى به این بهانه دخالت میکنند، کشتار مردم بىدفاع و غیر نظامى در عراق و غیر عراق برایشان کماهمّیّت است! اخیراً اعلان کردهاند که ممکن است در حملهى نظامى آمریکا به عراق ۱۵۰۰ نفر کشته بشوند. البتّه رقمى که اظهار شده است یقیناً خیلى کمتر است از آن کسانى که در تهدید قرار میگیرند؛ چه کسی میتواند بگوید که ۱۵۰۰ نفر کشته خواهند شد؟ ممکن است پانزده هزار نفر کشته بشوند، ممکن است بیشتر یا کمتر کشته بشوند؛ ثانیاً ۱۵۰۰ نفر هم عدد کمى است؟ [کشتن] ۱۵۰۰ انسان بىگناه، به خاطر تسویهحساب دو دولت با یکدیگر! الان چند سال است که بر اثر محاصرهى اقتصادى آمریکا نسبت به عراق، مردم عراق در سختترین شرایط دارند زندگى میکنند؛ بچّهها شیر ندارند، مادرها نان ندارند، پدرها کار ندارند. ملّت مرفّه و نسبتاً ثروتمندى مثل ملّت عراق به خاطر محاصرهى اقتصادى آمریکا و بعضى از همپیمانانش الان چند سال است که تبدیل شده است به یک ملّت محتاجِ نان شب! چقدر خانوادههایی که در فشار فقر زندگى میکنند، چقدر کودکانى که دچار بیماریهاى صعبالعلاج میشوند، چقدر خانوادههایى که جواب بچّههایشان را که از گرسنگى گریه میکنند، نمیتوانند بدهند؛ اینها انسانى است؟ اینها با ادّعاى طرفدارى از حقوق بشر سازگار است؟ این مصیبت چندساله کم است که بعد از دو مرتبه تهاجم ــ حدّاقل دوبار تهاجم نظامى به عراق ــ بار دیگر اعلان میکنند که میخواهند به عراق حمله کنند؟ مردم عراق، ملّت عراق، با این حملهاى که ممکن است پیش بیاید، یقیناً مظلوم واقع خواهند شد و خون آنان به گردن تصمیمگیرندگان آمریکایى است.
نکتهى دوّم در این قضیّه و محکومیّت حملهى عراق این است که آمریکا با این حمله دارد دخالت خود و حضور خشن و زورمدارانهى خود در کشورها و در مسائل جهانى را به صورت یک قاعده و رویّه درمىآورد؛ به چه دلیل؟ به چه مجوّز؟ مگر شما چهکاره هستید؟ مگر آمریکا ژاندارم جهان است؟ من دو سه سال قبل از این گفتم(۵) آنچه تَه دل آمریکایىها و قدرتمداران آمریکایى است که گاهى هم به زبان جارى میکنند، این است که همهى دنیا یک امپراتورى بزرگ است که امپراتور دیکتاتور آن آمریکا است؛ از نظر آنها اینجورى است. ملّتها، ارادهى ملّتها، حقّ انتخاب ملّتها، آزادى ملّتها از نظر آنها افسانه است، بىارزش است؛ بر زبان جارى میکنند، [ولی] در دل آن را قبول ندارند: یَقولونَ بِاَفواهِهِم ما لَیسَ فی قُلوبِهِم.(۶) با چه مجوّزى آمریکا به خود حق میدهد نسبت به مسئلهى عراق یا رژیم عراق یا ملّت عراق تصمیم بگیرد، آن هم تصمیمى خونین که به معناى دخالت نظامى است؟ براى چه؟ براى اینکه حضور خود را در خلیج فارس تأمین کند؛ براى چه؟ براى اینکه سلاحهاى جدیداً ساختهشدهى خود را بر روى مردم بیگناه عراق آزمایش کند. عجب دنیایى است! عجب فرهنگ جنایتکارانه و زورمدارانهاى است! [اینکه] سلاحها باید آزمایش بشوند و سلاحهاى جدید باید یک جا عمل کنند تا اینها عملکردش را ببینند، این بشود یکى از موجبات حملهى نظامى به یک ملّت، به یک کشور؟ اینها چطور ادّعا میکنند که مسائل مربوط به انسانها را میشناسند یا به آنها اندکعلاقهاى دارند؟ براى اینها آنچه مطرح نیست، انسان است؛ آنچه مطرح است، قدرت خودشان است.
حضور آمریکا در خلیج فارس و حملهى آمریکا به عراق یا به هر نقطهى دیگر در این منطقه، اوّلاً موجب ناامنى است، موجب فتنه است، موجب به هم انداختن دولتهاى منطقه است، براى تقویت صهیونیستها و رژیم صهیونیستى است؛ اینجور چیزها سازماندهى میشود براى اینکه جاپاى عامل خودشان، نظام صهیونیستى را در منطقه محکم کنند. ملّت ایران و نظام مقدّس جمهورى اسلامى با موضعگیرى خود در مقابل آمریکا از اوّل انقلاب تا امروز، نشان داده است که آمریکا را خوب میشناسد؛ چهرهى شیطنتبار مستکبرین حاکم بر کشور آمریکا را خوب شناخته است و خوب تشخیص داده است و حقیقتاً آنطور که امام فرمود،(۷) آمریکا شیطان بزرگ است. این شیطنت است علیه ملّتها؛ آنچه عرض میکنم و آنچه گفتم، نهفقط در چهارچوب چهاردیوارى ایران، [بلکه] براى افکار عمومى جهان قابل فهم و قابل قبول و منطقى است. بنابراین بر طبق چنین پشتوانهى استدلال و منطق محکمى، ما با حضور آمریکا در خلیج فارس مخالفیم، با حملهى نظامی آمریکا به عراق مخالفیم. البتّه این به معناى تأیید کارها و سیاستها و روشهاى رژیم بعثى عراق نیست و همه هم این را میدانند.
عزیزان من، جوانان استان هرمزگان، روحانیّون محترم، قشرهاى مختلف! شما بر لب این آبراه مهم، بر لب تنگهى هرمز، در ساحل هزار کیلومترى خلیج فارس باید این حقایق را خوب بدانید؛ بدانید در نزدیکى شما چه میگذرد، بدانید تهدید دشمن یعنى چه، و بدانید دشمن اسلام و دشمن ملّتها و دشمن استقلال و آزادى کشورها اگر به یک کشورى هم تعرّض نمیکند، نه از باب این است که نمیخواهد، از باب این است که نمیتواند. با ملّت ایران، با این ملّت یکپارچه و مستحکم و مؤمن، با این احساسات صمیمانهى بین مسئولین و ملّت، هیچ قدرت مادّىاى در دنیا وجود ندارد که بتواند مبارزه کند و بر آن فائق بیاید. با چنین ملّتى هر کس مبارزه کند، محکوم به شکست است؛ با چنین کشورى و ملّتى و حکومتى هر کس دربیفتد، محکوم به هزیمت است؛ با مردمى که خدا را یارى میکنند، اسلام را یارى میکنند، به قرآن عمل میکنند، بر سرنوشت خود حاکمند، قدر آزادى و استقلال را میدانند، در صحنه حضور دارند، مسائل را تحلیل میکنند، با چنین ملّتى هر کس مواجه بشود و مقابله کند، خودش شکست خواهد خورد و این ملّت پیروز خواهد شد.
من همین جا از فرصت استفاده میکنم و آن نکتهاى را که در مورد مسائل کنونى کشور لازم میدانم، به شما عرض میکنم. عزیزان من! بدانید امروز کشور شما با یک دولت قوى، با یک نظام تثبیتشده، با یک برنامهى منظّم به سمت هدفهاى ترسیمشدهى خود دارد حرکت میکند؛ در مجموعهى تصمیمگیرندگان و عملکنندگان کشور بحمدالله هیچگونه اشکالى که بتواند اختلالِ در پیمودن این راه ایجاد کند، وجود ندارد، [ولی] دشمنها سعى میکنند وضع اقتصادى کشور را تیره جلوه بدهند. نهاینکه ما مشکل نداریم؛ بدیهى است ملّتى پس از دوران طولانى سلطهى طاغوت و پس از هشت سال جنگ، با اینهمه دشمنى از سوى متعرّضین و دخالتکنندگان خارجى و متجاوز، وقتى بخواهد به راه رشد خود حرکت کند، سالها طول خواهد کشید؛ سالها طول میکشد تا بتوانیم مشکلات کشور را بکلّى حل کنیم، امّا حرکت صحیح، حرکت پُرشتاب، حرکت معقول، حرکت امیدبخشى امروز در کشور بحمدالله وجود دارد؛ از قبل هم وجود داشته است، امروز هم بحمدالله هست و آینده را روشن، افق را باز و امیدبخش جلوه میدهد؛ این را باید بدانید؛ آینده بحمدالله خوب است. البتّه دشمن سعى میکند این آینده را خراب کند یا لااقل امید به آینده را در دلها خراب کند؛ حدّاقل این است. بارها من گفتهام۱۰ که اگر دشمنان کشور، تبلیغاتچىهاى استکبار، بوقهاى وابستهى به استعمار دیدند در واقعیّت نمیشود اثر گذاشت، سعى میکنند در فضاى ذهنى اثر بگذارند، ذهنها را خراب کنند، دلها را مأیوس کنند. حقیقت غیر از آن چیزى است که تبلیغاتچىهاى استکبار میگویند؛ حقیقت، حرکت صحیح کشور به سمت اهداف است.
البتّه در این دنیاى ظلم، در این دنیاى استکبار، پیمودن این راه آسان نیست، دشوار است. هر کسى مسئولیّت را میپذیرد، این دشوارى را هم باید قبول کند و قبول کردهاند بحمدالله؛ دارند حرکت میکنند، با همهى سختیها تلاش میکنند. اتّحاد ملّت و همدلى ملّت و دولت و وحدت صفوف ملّت یکى از شرطهاى اساسى کار است؛ این را باید حفظ کنید. نگذارید دشمنان بین شما تفرقه بیندازند؛ وَاعتَصِموا بِحَبلِ الله جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.(۸) امروز بعد از ۱۴۰۰ سال همهى آیات قرآن زنده است، همهى آیات قرآن با نداى بلند خطاب به ما است. شاید یکى از زندهترین و برجستهترین کلمات الهى همین آیهی شریفه است: وَاعتَصِموا بِحَبلِ الله جَمیعًا؛ همه با هم به ریسمان الهى چنگ بزنید؛ وحدت در سایهی پیروى از احکامالله، وحدت در زیر سایهى قرآن، وحدت در راه هدفهاى الهى، وحدت در راه ایجاد جامعهى نمونهى اسلامى که ما در راهِ آن به راه افتادهایم امّا هنوز با سرمنزل فاصلهی زیادی داریم و باید برویم تا برسیم به جامعهى نمونهى اسلامى. این تلاش، تلاش ملّت، دولت، مسئولین، عناصر فرهنگى، عناصر اقتصادى، نیروى کار، زن، مرد، همهوهمه با هم است. لذا هم صفوف ملّت باید با هم متّحد باشد، همدل باشد، همصدا باشد، همگام و همجهت باشد، و هم میان مردم و مسئولین باید همجهتى باشد.
بحمدالله مسئولین امینند، معتمدند، نیّتشان نیّت پاک و خالصى است، دلسوزند؛ ما اینها را از نزدیک مىبینیم و میشناسیم؛ تلاش میکنند. خط هم، خطّى است که انقلاب ترسیم کرده است و به فضل پروردگار از جهتگیرىاى که انقلاب ترسیم کرده است که جهتگیرىِ اسلام و قرآن انقلابى و اسلام راستین است، سر سوزنى هم انحراف به وجود نخواهد آمد و همان خطّ مستقیم ادامه پیدا خواهد کرد.
من به شما و بخصوص به جوانهاى عزیز عرض کنم: آنچه بخصوص به استان شما ارتباط پیدا میکند، این است که براى سازندگى کشور، نیروى کار خیلى مهم است. دشمن سعى میکند نیروى کار را از ملّت ایران بگیرد. ما یک ملّتى هستیم که تعداد جوانها در میان ما زیاد است؛ در همین استان شما حدود پنجاه درصد جمعیّت زیر بیست سال سن دارند. در سطح کشور هم، آمارها، آمارهایى است که همه میدانید و نمودارها، نمودارهایى است که اعلان شده است و [حاکی است از] ملّتِ جوان و جمعیّتِ جوان کشور؛ این براى یک ملّت خیلى ارزنده است. اینهمه جوان، اینهمه نیروى کار، اینهمه نیروى ابتکار، براى یک ملّت خیلى ارزنده است. اینجا است که دشمن وارد میدان میشود براى تباه کردن نیروى کار، براى ضایع کردن نیروى کار؛ چه جور؟ با دو عامل؛ عامل فساد اخلاقى و عامل اعتیاد.
مردم عزیز! من به شما هشدار میدهم؛ الان رسانههایى هستند از کشورهاى دیگر ــ اسم نمىآورم از کجا ــ که برنامههاى فاسدکننده و مبتذل بخصوص براى شما جوانها تولید میکنند، براى اینکه بتوانند از آن سوى مرزها بر روى جوان پاک و سالم و صحیحالعمل و صحیحالنّیّهی ایرانى اثر بگذارند. این جوان را دشمن تجربه کرده است؛ این جوان همان جوان میدان جنگ هشتساله است. جوانهاى امروز ما از جنس همان جوانهایى هستند که در دوران هشت سال دفاع مقدّس هر وقت لازم شد، تمام بیابانهاى پشت مرزهاى با عراق را پُر کردند و جنگیدند تا دشمن را ناکام کردند؛ اینها همان جوانهایند. دشمن این را میداند؛ [لذا] براى فاسد کردن آنها، براى منحرف کردن آنها، براى ضعیف کردن پنجهى قدرتمند آنها در میدان سازندگى و عمل و احیاناً دفاع، براى آنها برنامه میریزد. برنامه هم، فساد اخلاقى و اعتیاد است؛ مراقب اعتیاد باشید.
البتّه دستگاههاى کشور مراقبند، دقّت میکنند امّا خود شما مردم ــ خود پدرها و مادرها، خود جوانها ــ در محیط کار، در محیط درس، در محیط ورزش و گردش و تفریح، بهترین مراقب هستید. با این مراقبتها، با این توجّه، با اتّکال به خدا، با تمسّک به قرآن، با اعتصام به «حبل الله جمیعاً» به فضل پروردگار این ملّت خواهد توانست کشور ایران عزیز را به کشور نمونهى اسلامى و این جامعه را به جامعهى آباد، آزاد، پُراستعداد، پُرتلاش، پُرعمل و ثروتمند اسلامى تبدیل کند. امیدواریم تحت سایهى عنایات پروردگار و توجّهات اولیائش و بقیّةاللهالاعظم (ارواحنا فداه)، این روز خیلى دور نباشد و شماها آن را به چشم ببینید و در تشکیل و ایجاد آن، همهی شما سهیم باشید.
من یک بار دیگر از شما برادران و خواهران عزیز تشکّر میکنم به خاطر این اجتماع پُرشکوه و عظیم و به خاطر محبّت و لطفتان در استقبال. امیدوارم که بتوانیم وظایف خودمان را در قبال شما انجام بدهیم و همهى مسئولین با وظایف خودشان در قبال این مردم عزیز بیشتر آشنا بشوند و به آن بهتر عمل کنند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(۱ این دیدار در چهارچوب سفر ششروزهی معظّمٌله به استان هرمزگان برگزار شد.
(۲ اشاره به وعدهای که در سفر ۱۳۷۶/۲/۲ به بندرعبّاس جهت بازدید از مانور طریقالقدس داشتند.
(۳ حجّتالاسلام والمسلمین غلامحسین حقّانی (نخستین امامجمعهی بندرعبّاس)
(۴ مقامات آمریکایی با ادّعای اینکه عراق دارای سلاحهای کشتارجمعی است، خواستار تحویل آنها از سوی عراق گردید و به بهانهی عدم اجازهی دسترسی به بازرسان سازمان ملل متّحد برای بررسی مکانهای نگهداری تسلیحات کشتار جمعی توسّط رژیم عراق، این کشور را تهدید به حملهی نظامی کردند و در پی آن مقادیر زیادی از تسلیحات و نیروهای نظامی را به منطقهی خاورمیانه وارد کردند.
(۵ بیانات در دیدار مردم یاسوج (۱۳۷۳/۳/۱۷)
(۶ سورهی آلعمران، بخشی از آیهی ۱۶۷؛ « ... به زبانِ خویش چیزى مىگفتند که در دلهایشان نبود ...»
(۷ از جمله، صحیفهی امام، ج ۱۰، ص ۴۸۹؛ سخنرانی در جمع کارکنان بیمهی مرکزی ایران (۱۳۵۸/۸/۱۴)
۱۰) از جمله، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۳۷۲/۱۰/۶)
(۸ سورهی آلعمران، بخشی از آیهی ۱۰۳؛ «و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید ...»