بیانات در اجتماع بسیجیان سراسر کشور به مناسبت هفته‌ی بسیج

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفىٰ محمّد و علىٰ آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فى الارضین.

امسال سالروز تشکیل ارتش مبارک بیستمیلیونى به فرمان امام راحل حکیم ما، با ایّامى مصادف شده است که از لحاظ تاریخى حامل خاطرههاى بزرگى است. امروز روز شهادت هفتمین امام معصوم، حضرت موسىبنجعفر (علیه السّلام) است که من به شما عزیزان و فرزندان بسیجیام این خاطرهى مصیبتبار را تسلیت عرض میکنم. و در روزهاى آینده مبعث عظیم و الهى حضرت خاتمالنّبیّین محمّد مصطفىٰ (صلّى الله علیه و آله) است  که پیشاپیش این عید بزرگ را هم به همهى ملّت ایران و همهى مسلمانان جهان و بخصوص به شما جوانان عزیز بسیجى در سرتاسر کشور تبریک میگویم و امیدوارم که مبعث در دل و جان شما، در رفتار شما، در جهتگیریهاى عمدهى زندگى شما نقش اوّل و اساسى را داشته باشد.

بسیج یکى از برکات انقلاب و از پدیدههاى بسیار شگفتآور و مخصوص این انقلاب است. این هم یکى از چیزهاى است که امام بزرگوار ما با دید الهى خود، با حکمتى که خداى متعال به او ارزانى کرده بود، براى کشور ما و ملّت ما و انقلاب ما به یادگار گذاشت. اگر بخواهیم در یک تعریف کوتاه بسیج را معرّفى کنیم، باید بگوییم بسیج عبارت است از آن مجموعهاى که پاکترین انسانها، فداکارترین و آمادهبهکارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالى این ملّت و براى به کمال رساندن و به خوشبختى رساندن این کشور در آن جمع شدهاند. بسیج عبارت است از آن تشکیلاتى که افراد متفرّق و تنها، در آن تبدیل میشوند به یک مجموعهى عظیم و منسجم؛ یک مجموعهى آگاه، یک مجموعهى متعهّد، یک مجموعهى بصیر و بیناى به مسائل کشور و به نیاز ملّت، یک مجموعهاى که دشمن را بیمناک میکند، دوستان را امیدوار و خاطرجمع میکند؛ معناى بسیج این است. بسیج در حقیقت مظهر یک وحدت مقدّس میان افراد ملّت است. همهى میدانهایى که بسیج در آن حضور پیدا کرده است، میدانهاى ملّى است، میدانهاى مربوط به همهى ملّت است؛ مثل میدان دفاع مقدّس، میدان سازندگى، خدمات عمومى.

هیچوقت کشور از یک مجموعهى عظیمى با این خصوصیّات که از بهترین فرزندان کشور تشکیل شده است، بىنیاز نیست. بسیج در واقع مظهر عشق و ایمان و آگاهى و مجاهدت و آمادگى کامل براى سربلند کردن کشور و ملّت است. شما که در بسیج هستید، به عنوان نیروهاى مؤمن و آگاه قدر این خصوصیّت را بدانید. امروز سازماندهى بسیج در سراسر کشور در حدود پنج میلیون است امّا این سازماندهى یقیناً از این گستردهتر خواهد شد و با یک دید وسیع که نگاه کنیم، همهى انسانهایى که این خصوصیّات را دارند، در واقع جزو بسیجند. همهى انسانهاى مؤمن، آگاه، بصیر، عاشق، متعهّد، علاقهمند، آمادهبهکار در هر میدانى از میدانهایى که براى ملّت مفید است ــ کسانى که با این خصوصیّات هستند ــ اینها همه در حقیقت جزو بسیجند؛ لذا بسیج یک نام مقدّس است.

من به شما عزیزانم عرض کنم که یکى از برجستهترین خصوصیّاتى که ما براى فرد بسیجى قائل هستیم، عبارت است از صفا و خلوص؛ اخلاص. صفاى بسیجى، معنویّت بسیجى، ارتباط با خدا در بسیجى یک خصوصیّت عمده است. من از این اجتماع بزرگ شما استفاده میکنم و به همهى شما، به همهى کسانى که صداى مرا میشنوند یا بعداً خواهند شنید، عرض میکنم: عزیزان من! رابطهى خودتان را با خدا هر چه میتوانید مستحکمتر کنید، بخصوص در این ماههاى مبارک؛ ماه رجب، ماه شعبان. در این ماههایى که ماه دعا است، ماه استغاثه است، ماه رابطه گرفتن با خدا است، ماه راز و نیاز کردن با معشوق حقیقى هر انسان است، خود را آماده کنید براى ورود بر سر سفرهى ضیافت الهى در ماه رمضان. در ماه رمضان هم در همهى روزها و شبها دلهایتان را هر چه میتوانید با ذکر الهى نورانىتر کنید تا آماده بشوید براى ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر که «لَیلَةُ القَدرِ خَیرٌ مِن اَلفِ شَهرٍ * تَنَزَّلُ المَلٰئِکَةُ وَ الرّوحُ فیها بِاِذنِ رَبِّهِم مِن کـُلِّ اَمر»؛(۲) شبى [است] که فرشتگان زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران میکنند، محیط زندگى را با نور فضل الهى و لطف الهى منوّر میکنند؛ شب سِلم و سلامت معنوى؛ سَلـٰمٌ هِیَ حَتّیٰ مَطلَعِ الفَجر؛(۳) شب سلامت دلها و جانها؛ شب شفاى بیماریهاى اخلاقى، بیماریهاى معنوى، بیماریهاى مادّى، بیماریهاى عمومى و اجتماعى که امروز متأسّفانه دامان بسیارى از ملّتهاى جهان از جمله ملّتهاى مسلمان را گرفته است. سلامتىِ از همهى اینها در شب قدر ممکن است، میسّر است، به شرط اینکه با آمادگى وارد شب قدر بشوید. دعاى شما، توجّه شما، ذکر خدا در دلهاى پاک و نورانى شما جوانان عزیز معجزهها میکند، کارها میکند. خود را از حالا آماده کنید. مخصوص این ایّام هم نیست؛ در همهى دوران عمرتان این رابطهى با خدا در شما صفا و اخلاص را تقویت میکند و صفا و اخلاص، گرهگشاى همهى کارها است.

من یک مثالى براى شما بزنم از امام بزرگوار راحلمان که معلّم بسیجیان، امام بسیجیان و محبوب بسیجیان کشور بود، بلکه محبوب همهى انسانهاى پاکنهادى بود که در هر نقطهى دنیا دلشان به یاد یک معنویّتى و حقیقتى میتپید. عزیزان من! امام آن کارى که کرد ــ که عظیمترین کارى بود که ما در زمان معاصر و نزدیک به خودمان سراغ داریم ــ به برکت اخلاص کرد. اگر اخلاص نبود، شخصیّت عظیم و جوهر مستحکم امام هم کافى نبود براى اینکه این کارها را پیش ببرد؛ [یعنی] یک حکومت فاسد ریشهدارى را که همهى قدرتهاى استکبار هم از او حمایت میکردند، از این سرزمین از بیخ و بن برکنَد و مردم را از شرّ آن حکومت راحت کند؛ یک حکومت الهى به وجود بیاورد؛ آنهمه فساد را در جامعه با همین حرکت از بین ببرد؛ نفوذ دشمنان را، تسلّط آمریکا را که ملّت ایران را دو قرن تحقیر کرده بودند و عقب نگه داشته بودند، قطع کند؛ بعد از پیروزى هم یک جنگ هشتسالهاى را که در واقع همهى قدرتهاى مسلّح دنیا پشتیبان جبههى مقابل ما بودند، با پیروزى ملّت ایران تمام کند و اینهمه توطئهها را خنثى کند؛ اینها کارهاى کوچکى نیست؛ این جز به برکت اخلاص امام ممکن نبود. بعد هم که از دنیا میرود، نُه میلیون انسان در خیابانهاى تهران او را مشایعت میکنند تا در مضجع(۴) و مقام ابدى او، او را به خاک بسپرند؛ اینها به برکت اخلاص بود. امروز هم بحمدالله روزبهروز نام امام در دنیا بلندتر میشود و علاقهمندان و ارادتمندان او در اکناف(۵) عالم رو به تزایدند.

اخلاص یعنى چه؟ اگر اخلاصى را که امام داشت ــ و مایهى آن در دل همهى شما هست و مختصراً معنا خواهم کرد ــ شما هم داشته باشید، ما هم داشته باشیم، دستاندرکاران هم داشته باشند، تمام توطئههاى دشمن، امروز هم نقش بر آب خواهد شد. آن سلاحى که هیچ دشمن مادّىای قادر به مقابلهى با آن نیست، سلاح ایمان مخلصانه و عمل مخلصانه است. اخلاص یعنى اینکه انسان کار را براى خدا و به عشق انجام وظیفه بکند؛ کار را براى هواى نفْس، براى رسیدن به مال، به ثروت، به مقام، به نام نیک، قضاوت تاریخ، براى انگیزههاى نفسانى، براى اشباع صفت پلید حسد، طمع، حرص، زیادهطلبى، افزودنطلبى نکند؛ کار را براى خدا و محض انجام وظیفه بکند؛ این معناى اخلاص است. اینجور کارى پیش میرود، اینجور کارى مثل شمشیر بُرنده هر مانعى را از سر راه برمیدارد. امام به این سلاح مجهّز بود؛ بارها گفت که من نسبت به نزدیکترین نزدیکان خود هم اگر قدمى برخلاف حق بردارند، اغماض نمیکنم؛ همینجور هم بود؛ در مواقع حسّاس نشان داد که براى او آنچه مطرح است، انجام وظیفه است؛ در علن، در خلوت، در کارهاى بزرگ، در کارهاى کوچک این را نشان داد. این درسى شد براى مریدان امام، فرزندان امام، شاگردان امام که با همین سلاح در جبهههاى جنگ، آن روز آن معجزهها را آفریدند؛ بعضى از شماها که در آن میدانها بودهاید، خودتان از نزدیک آنها را دیدهاید؛ بعضى هم شنیدهاید.

امروز هم به همان [سلاح] احتیاج است. عزیزان من! کسى گمان نکند که توطئهى دشمن با گذشت هجده سال از پیروزى انقلاب تمام شد؛ نه، دشمن با نظامى که منافع نامشروع استکبار را در منطقه از او گرفته است، آشتى نخواهد کرد. البتّه به زبان چیزهایى اظهار میکنند [امّا] باطن، چیز دیگری است. نظام اسلامى به همّت والاى ملّت ایران و آن رهبرىِ الهى توانسته است یک الگویى در دنیا درست کند که امروز بسیارى از ملّتهاى مسلمان به آن الگو نگاه میکنند. شما خیال میکنید که استکبار از یک چنین چیزى بهآسانى میگذرد؟ امروز در هر جاى کشورهاى اسلامى و حتّى بعضى از کشورهاى غیر اسلامى، هر ملّتى، هر جمعیّتى که علیه زیادهطلبىهاى استکبار جهانى میخواهد اعتراضى بکند، با شعارهاى شما ملّت ایران، با روشهاى شما ملّت ایران، حتّى با تمسّک به نام ملّت ایران و به امام راحل این کار را میکند. آمریکا و ایادى استکبارى و دنبالهروها و جیرهخورهایش از این چیزها نمیگذرند؛ مبارزه میکنند، توطئه میکنند، حیلهگرى میکنند، کید و مکر میکنند؛ مثل این [کارهایی] که تا حالا در این هجده سال کردهاند. البتّه کید و مکر دشمن در مقابل آگاهى و بیدارى و حضور ملّت و فعّالیّت درست ملّت و دولت خنثی خواهد شد و اثرى نمیکند امّا باید بیدار بود، باید هوشیار بود، باید با خدا رابطه را قوى کرد، باید اخلاص را تقویت کرد.

من به شما عرض کنم؛ توطئهى دشمن در گذشته با امروز یک تفاوتى داشت. در گذشته توطئهى دشمن از روى بىتجربگى بود؛ یعنى آمریکا، استکبار جهانى، کمپانىدارهاى بزرگ صهیونیست و امثال آنها که میخواستند با ملّت ایران و انقلاب ایران مبارزه کنند، از یک روشهاى سادهترى استفاده میکردند که براى همه قابل افشا بود؛ مثلاً تحریک به حملهى نظامى و راه انداختن جنگ که البتّه توطئه بود امّا همه این را میشناختند، توطئه روشن میشد، مردم به پا میخاستند، مقابله میکردند؛ یا مثل حملهى آمریکایىها به صحراى طبس که یک کار آشکار بود؛ و آنچه از این قبیل انجام دادهاند، [مثل] محاصرهى اقتصادى، حملات تبلیغى و غیره. بِمرور فهمیدند که ملّت ایران را و انقلاب اسلامى را با این چیزها نمیشود شکست داد؛ این تجربه موجب شده است که روشهاى خودشان را پیچیدهتر کنند. به همان نسبتى که آنها روشها را پیچیدهتر میکنند، ملّت ایران بایستى هوشیاریاش را بیشتر کند، جوانها بایستى آمادگیشان را بیشتر کنند؛ نه آمادگى جنگى، چون بحث جنگ نظامى حالا نیست. البتّه آمادگى رزمى هم براى روز مبادا لازم است امّا عمده، آن چیزى که براى همه لازم است، آمادگى معنوى است؛ یعنى آمادگى فکرى، آمادگى روحى، آمادگى سیاسى، حفظ وحدت، اتّصال و ارتباط نیروها با یکدیگر، ارتباط مستحکم و دوستانهى ملّت و دولت، شناختن چهرهى دشمن در هر لباسى.

دشمن با شکلهاى مختلفى خود را به مقابلهى با انقلاب میکشاند؛ همیشه با یونیفرم نظامى وابستهى به فلان دولت بیگانه جلو نمىآید. چندى قبل در یکى از اجتماعاتى که دربارهى انقلاب و خطرات انقلاب براى استکبار در یکى از کشورهاى بیگانه تشکیل شده بود، بعضى از کسانى که در آنجا سخنرانى کردند، گفته بودند که انقلاب اسلامى به وسیلهى روحانیّت و به پشتیبانى جوانهاى حوزه و دانشگاه و به طور کلّى با تکیهی به جوانها پیش رفت؛ براى زدن انقلاب و کوبیدن انقلاب هم باید از همین وسیله استفاده کنیم؛ برویم سراغ حوزهى علمیّه، برویم سراغ یک معمّم، برویم سراغ حوزه و دانشگاه، بلکه از آن طریق بتوانیم این انقلاب را ضربه بزنیم. غافل از اینکه حوزهى ما بیدار است، دانشگاه ما بیدار است، بزرگان ما بیدارند. بد شناختهاند ملّت ایران را کسانى که توطئه میکنند. در این توطئهاى که اخیراً نشانههاى آن را مشاهده کردید،(۶) [البتّه] من مایل نیستم در جزئیّات اینجور چیزها وارد بشوم، دلم نمیخواهد از کسانى اسم بیاورم، امّا اصل قضیّه را ملّت ایران باید درست توجّه کند، اعماق توطئه را بداند.

عزیزان من! ما در شناخت دشمن دچار اشتباه نخواهیم شد؛ این را دشمن بداند. خیال نکنند که اگر آمدند چند نفر آدم سادهلوح را، معمّم را وادار کردند که یک حرفى بزنند، ما اشتباه میکنیم و خیال میکنیم دشمن ما اینها هستند؛ اینها کسى نیستند. دشمن خود را پشت پرده پنهان میکند؛ دشمن که جلو نمىآید، خود را نشان نمیدهد؛ دشمن سعى میکند شناخته نشود. آن کسى که سینه سپر میکند به خیال خود، جلو مىآید، این یک عامل است؛ ممکن است خودش هم نداند عامل است. امام بزرگوار بارها و مکرّر میفرمودند که گاهى دشمن با ده واسطه یک نفرى را تحریک میکند تا یک حرفى بگوید یا یک کارى را انجام بدهد. اگر شما بخواهید دشمن را بشناسید، ده واسطه را باید طى کنید و بروید. دشمن انقلاب، یعنى ایادى استکبار جهانى، راحت میتوانند در ایران ده واسطه را پیدا کنند، خودشان را در حوزهى قم برسانند به یک بیچارهاى و او را وادار کنند به یک حرفى، به یک گفتهاى، به یک موضعگیرى غلط و ناشیانهاى.

در کشور ما ورشکستگان سیاسى، ضربتخوردههاى از انقلاب، تودهنىخوردههاى از همین بسیج، ضربتخوردههاى از دادگاههاى انقلاب، کسانى که امیدشان به این بود که نظامِ مزدور گذشتهى ظالم بماند و آنها از آن استفاده کنند [ولی] محروم ماندند، ساواکیهاى قدیم، این قدرها هستند که واسطه بشوند، آن ده واسطه را درست کنند و بروند یک خبر غلطى، یک حرف دروغى به فلان آدمى بدهند؛ یک آدم بیچارهاى، مفلوکى خیال کند که اوضاع و احوال جوری است که حالا باید مثلاً یک حرفى بزند و خودش را و دیگران را و زن و بچّهى خود را در بلا بیندازد. باید هوشیار بود؛ من امیدوارم ملّت ایران در شناخت دشمن اشتباه نکند. دشمن را بشناسید؛ دشمن، استکبار جهانى است، دشمن آمریکا است، دشمن صهیونیستها هستند.

براى مبارزهى با انقلاب، دشمن انواع و اقسام روشها را تجربه کرده است. این دفعه به خیال خود یک روش مؤثّرترى را خواستند تجربه کنند و آن هدف گرفتن رهبری است. یقیناً بعد از مطالعهى زیاد و با اطّلاع از اوضاع و احوال گوناگونى و البتّه خبرهایی راست و دروغ، توانستهاند به این نتیجه برسند که باید رهبرى را هدف قرار داد؛ حالا چرا؟ براى خاطر اینکه میدانند اگر در کشور یک رهبرىِ مقتدر وجود داشته باشد، همهی توطئههاى آنها نقش بر آب خواهد شد. وَالّا اینها با شخص طرف نیستند، شخص براى اینها مهم نیست؛ هر کسى باشد. کمااینکه همین کسانى که امروز به این زبان خشن حرف میزنند، اینجور ناجوانمردانه سیل تهمت و افترا را روانه میکنند، همینها مگر با امام طرف نشدند؟ همینها با امام هم طرف شدند؛ دل امام را از خون پُر کردند، که امام در آن نامه(۷) به آن اشاره کردند. با رهبرى مخالفند، چون میدانند رهبرى در جامعهى اسلامى و ایران اسلامى گرهگشا است. رهبرى یعنى آن نقطهاى که هر جا دولت ــ هر دولتى ــ مشکلى داشته باشد، مشکلات لاعلاج دولت به دست رهبرى حل میشود؛ هر جایى که تبلیغات دشمن کارى کند که بخواهد مردم را به دولتها بدبین کند، اینجا نفَس رهبری است که حقیقت را براى مردم روشن میکند، توطئهى دشمن را برملا میکند. مگر در این چندساله ندیدهاید که دربارهى دولتها، دولتمردان، مسئولان، چه میکردند و چگونه سعى میکردند تبلیغات دروغ و ترفندهاى گوناگونى را رایج کنند تا مردم را مأیوس کنند؟ آنجایى که میخواهند مردم را از آن مأیوس کنند، رهبرى است که به مردم امید میدهد؛ آنجایى که یک توطئهى سیاسى بینالمللى میخواهند براى ملّت ایران به وجود بیاورند، رهبری است که قدم جلو میگذارد و تمامیّت انقلاب را در مقابل توطئه قرار میدهد و مثل همین قضیّهى اخیر اروپا که ملاحظه کردید، دشمن را وادار به عقبنشینى میکند.(۸) آنجایى که میخواهند در بین جناحهاى گوناگون مردم اختلاف ایجاد کنند، رهبرى است که مىآید دستها را در دست هم میگذارد، مایهى الفت میشود، مانع از تفرقه میشود؛ آنجایى که میخواهند صندوقهاى انتخابات را خلوت کنند و مردم را از حضور پاى صندوقها و رأى دادن مأیوس کنند، رهبری است که به مردم دلگرمى میدهد، میگوید انتخابات وظیفه است، و مردم [هم] اعتماد میکنند، وارد میشوند، حماسهى عظیمى مىآفرینند. آنجایى که جایگاه ابراز نظر مردم در مسائل انقلاب است، مردم چشمشان به دهان رهبری است. در زمان امام راحل این را بارها تجربه کردند و تودهنى خوردند؛ به لطف پروردگار، بعد از رحلت امام راحل هم با کمک مردم، با محبّت مردم، با همکارى مردم، دهها بار با همین کیفیّت و همین شیوه، پیوند جوشیدهى استوار میان مردم و رهبرى توانسته است مشت محکم به دهان دشمن بزند؛ لذا جای تعجّبی ندارد و بسیار طبیعى است که با رهبرى بد باشند و کینهى عمیق [از رهبری] داشته باشند، البتّه از رهبرىِ مقتدر. چرا، [اگر] یک رهبرىِ بىحالِ بىجانِ بىحضورى باشد که از جایى خبر ندارد و راحت میشود ذهنش را عوض کرد، راحت میشود او را به اشتباه انداخت، یک چنین رهبرى ضعیفى خیلى برایشان اهمیّت ندارد، امّا اگر قرار شد رهبرىِ مقتدرى باشد که اسلام میگوید، مردم میخواهند، انقلاب طلب میکند، قانون اساسى حکم میکند، البتّه با اینجور رهبرىاى مخالفند؛ حق دارند مخالف باشند؛ من تعجّب نمیکنم از اینکه اینها رهبرى را هدف قرار بدهند.

البتّه ملّت بیدار است. علما، بزرگان، مسئولین کشور به فضل پروردگار تا دیدند توطئه است، مثل همیشه در نهایتِ هوشیارى عمل کردند. خب سخنرانى در دنیا زیاد است، شبنامه در دنیا زیاد است، حرف نادرست، تهمت و افترا و دروغ که کم نیست امّا هر تهمت و دروغى توطئه نیست، هر شایعهاى به وسیلهى دشمن نیست. آن شایعهاى که توطئهى دشمن است، به وسیلهى انسانهاى خبیر و بصیر شناخته میشود. اوّلکسى که در مقابل این حرفها در این چند روز ــ این یکى دو هفته ــ وارد میدان شد و حرف زد، رئیسجمهور عزیزمان جناب آقاى خاتمى بود؛ در مصاحبهى خود به شکل بسیار دقیق و هوشمندانهاى آنچه را [دشمنان] میخواستند در ذهن مردم القا کنند، ایشان از ذهن مردم پاک کرد؛ رفت در مقابل این توطئه قرار گرفت. آنها هم خیلى عصبانى شدند.

انتخابات ریاست جمهورى امسال براى مردم یک حادثهى شیرینى بود؛ [اینکه] سى میلیون جمعیّت در یک انتخاباتى شرکت کنند، یک رئیسجمهورى را با بیست میلیون [رأی] انتخاب بکنند، بعد دولت تشکیل بشود، مجلس شوراى اسلامى به تمام وزرا رأى بدهد، وزرا بدون هیچ دغدغهاى در سرتاسر کشور مشغول کارشان بشوند و به موقع گزارش بدهند، اینها کارهاى کوچکى نیست، اینها براى مردم چیزهاى شیرینى است؛ به همین نسبت براى دشمن تلخ است، [لذا] نتوانستند تحمّل کنند؛ فهمیدند این انسجام، این حرکت صحیح و عمومى و مردمى، یک کانونى دارد؛ کانون آن، «وحدت ملّت» است؛ کانون آن، «انسجام» است؛ کانون آن، «اعتقاد» است. خواستند این اتّحاد را، این ایمان را، این همبستگى مردم را از بین ببرند و اینجور وانمود بکنند که در نظام جمهورى اسلامى تشتّت هست.

الان کسانى به رادیوهاى بیگانه گوش میدهند. غالب این تحلیلهاى غلط هم مال رادیوهاى بیگانه است که متأسّفانه عین همان را که دشمن القاء میکند و پول خرج میکند براى اینکه آن را به ذهنهاى مستمعین خود برساند، آدمهاى سادهلوح و سادهدل عیناً آن را قبول میکنند. اگر کسى به این رادیوها گوش بدهد، خواهد دید [آنها] غوغایى میکنند براى اینکه ثابت کنند که الان در نظام جمهورى اسلامى اختلاف هست، دودستگى هست، دوجریانى هست، دشمنى هست، همدیگر را تحمّل نمیکنند. بیچارهها! نه ملّت ایران را شناختهاید، نه انقلاب را شناختهاید، نه روحانیّت را شناختهاید، نه مسئولین را شناختهاید. با همین جهل و بىخبرى بود که در انقلاب شکست خوردید؛ با همین جهل و تحلیل غلط بود که هجده سال است دارید شکست میخورید و به فضل انقلاب با همین اشتباهى که میکنید در این دفعه هم به دست مردم شکست خوردید و تا آخر همیشه شکست خواهید خورد. دشمن سعى کرد بگوید دو جریان است، با هم مخالفند، بر سر اختیارات با هم اختلاف دارند؛ نخیر، ایشان(۹) در مصاحبه قشنگ تشریح کردند، روشن کردند؛ معلوم شد که روابط کاملاً تعریفشده است، مشخّص است و همه میدانند که تکلیفشان چیست، وظیفهشان چیست و با همکارى، با محبّت کارهاى خودشان را پیش میبرند. دشمن اینجا ناکام شد.

بعد هم بزرگان، مراجع عظام قم [موضع گرفتند]. یکى از برکات مهمّ الهى براى این کشور وجود مراجع آگاه است؛ مرجع تقلید آگاه براى مردم از هر نعمتى بالاتر است؛ مرجع تقلید آگاه، مرجعى که فریب نمیخورد، مرجعى که تبلیغات دشمن ذهن او را نمیسازد، مرجعى که تحلیل سیاسى خود را از رادیوى اسرائیل نمیگیرد، خیلى ارزش دارد. دیدید مراجع چطور ایستادند در مقابل این زمزمهها و شایعههاى دشمنساز؛ بعد هم حوزهى قم، روحانیّت قم؛ بعد هم شهرهاى مهمّ کشور و شهرهاى مختلف کشور، موضع خودشان را مشخّص کردند و معلوم شد ملّت ایران بیدار است. انصافاً، هم ملّت، هم مسئولین، هم روحانیّون موضع بسیار خوبى نشان دادند؛ من از یکایک آنها تشکّر میکنم؛ نه به خاطر شخص. عزیزان من! اینجا مسئلهى شخص نیست؛ من هم مثل یکى از شما، از نظام اسلامى، از رهبرى اسلامى، از ولایت فقیه به عنوان ستون فقرات این نظام باید دفاع کنم. [این] وظیفهى من است، تکلیف شرعى است، مسئله شخصى نیست. به خاطر مسئولیّت سنگینى که من دارم، از همهى کسانى که در این بُرهه قدم در میدان گذاشتند تا حرف دشمن را در گلوى او خفه کنند و مشت به دهان دشمن بکوبند، صمیمانه تشکّر میکنم. و همینجا میخواهم عرض بکنم و از همه خواهش بکنم که این راهپیمایىها را دیگر متوقّف کنید؛ بس است. وقت براى حضور در صحنه، در میدان، در راهپیمایى، براى مسائل و قضایایى که همیشه این ملّت با آن مواجه است، بسیار است؛ لزومى ندارد این راهپیمایىها ادامه پیدا بکند. من خواهش میکنم دیگر در هیچ جای کشور راهپیمایى نکنند. البتّه گویندگان و نویسندگان باید ذهنها را روشن کنند؛ تکلیف هدایت مردم، یک تکلیف الهى است.

در این قضیّه، ممکن است بعضى تصوّر کنند که به شخص ظلم شد. اگر به شخص من در این مسئله ستمى رفته باشد و کسى ظلمى کرده باشد، من از حقّ شخصىِ خودم به طور کامل میگذرم؛ هیچ شکایتى از هیچ کسى ندارم. البتّه امام بزرگوار در طول ده سال خیلى حرفها داشت که بعضى از آنها را به مردم گفت، خیلى را هم به مردم نگفت. ما هم حرفهایى داریم که اگر خداى متعال در پیشگاه خودش اجازهى نطق داد، با خود او در میان خواهیم گذاشت؛ حالا لزومى ندارد انسان همهى چیزها را بگوید. من مسئلهى شخصى در این قضیّه ندارم امّا از حقّ مردم من مطلقاً اغماض نخواهم کرد؛ آن کسانى که مردم را هدف گرفتهاند، آن کسانى که خواستند خاطر مردم را مغشوش کنند، ذهن مردم را خراب کنند، امنیّت مردم را به هم بزنند، به خیال خود خواستند مردم را در مقابل یکدیگر قرار بدهند، صفوف را از هم جدا بکنند، اینها خیانت کردند به مردم؛ به انقلاب، به کشور خیانت کردند؛ طبق قانون و در چهارچوب قانون باید با آنها رفتار بشود. من خواهش میکنم هیچ کار غیر قانونىای نشود، هیچ حرکت غیر قانونىای انجام نشود. هیچ‌‌کس از آحاد مردم درصدد برنیاید که خودش برود، کسى را به خیال خود مجازات کند؛ نه، [این] به عهدهى قانون است. البتّه انتقامگیرى که به هیچ وجه نباید کرد؛ انتقامگیرى چیزى نیست که جایش اینجا باشد؛ انتقام را از دشمنان مستکبر در جاى خود باید گرفت. کسانى که از روى نادانى، نفهمى، هواى نفسِ زودگذر، هواهاى بشرىِ ناشى از خصال زشت و بد ــ حسد و غیره ــ اقدامى میکنند، اینها شایستهى این نیستند که کسى به فکر انتقامگیرى از اینها بیفتد، لکن قانون باید اجرا بشود. این کارهایى که بعضى کردند و میخواهند باز هم ادامه بدهند ــ من اطّلاع دارم که باز هم برنامههایى دارند براى آینده ــ اگر چنانچه غیر قانونى است که هست، اگر خیانت به مردم است که هست، باید مسئولین اجرائى و قضائى وظایف خودشان را دربارهى اینها انجام بدهند، و البتّه من میدانم، اطّلاع دارم که انجام هم خواهند داد و هیچگونه سستىاى در این زمینه وجود نخواهد داشت.

 عزیزان من! آنچه مهم است این است که همهى آحاد ملّت، بخصوص جوانها، بخصوص اعضاى بسیج ــ بسیج دانشآموزى، بسیج دانشجویى، بسیج کارگرى، بسیج صنفى، بسیج عشایرى ــ یگانهاى گوناگون بسیج، کسانى که جزو سازمان بسیج نیستند و در واقع همانطور که اوّل عرض کردم جزو بسیجند، همهوهمه در پاى انجام تکلیف حاضر باشند، آماده باشند، خودشان را براى دفاع از اسلام و انقلاب آماده کنند. دفاع هم همیشه با آلات قهریّه نیست، با مشت نیست، با تفنگ نیست؛ گاهى دفاع با فهمیدن است، گاهى دفاع با زبان است، گاهى دفاع از حقیقت با حضور در یک جایى است.

شاید یکى از بزرگترین خدماتى که انقلاب به ملّت ایران کرد، این بود که ذهنها را باز کرد، ذهنها را سیاسى کرد، چشمها را باز کرد، با مسائل جهانى و مسائل کشور همه را آشنا کرد؛ این آشنایى، این بصیرت، باید روزبهروز بیشتر بشود، زیادتر بشود؛ اگر این[طور] بشود، دشمن هیچ کار نمیتواند انجام بدهد. و بدانید، مسئولین کشور همه آماده هستند براى اینکه وظایف خودشان را به بهترین وجهى انجام بدهند. امروز مسئولین قوّهى قضائیّه، مسئولین قوّهى مقنّنه، مسئولین قوّهى مجریّه، اعضاى هیئت دولت، شخص رئیسجمهور محترم، همهى کسانى که دستاندرکار هستند، نیروهاى نظامى و انتظامى، کسانى که مسئولند در بخشهاى مختلف، همه آماده هستند آنچه وظیفهى الهى و اسلامى آنها است انجام بدهند؛ هیچ سستى و کوتاهىاى وجود ندارد. همه هم در یک جهت حرکت میکنند؛ دشمن به اختلاف سلیقه دربارهى فلان مسئلهى سیاسى نگاه نکند که خیال کند بین اینها اختلاف هست؛ نه، دربارهى مسائل اصلى جامعه، دربارهى ناموس انقلاب و مسائل اساسى اسلام هیچ اختلافى بین اینها نیست؛ یکپارچهاند. و روحانیّت معظّم و بزرگان حوزههاى علمیّه هم که مثل همیشه در جلوى صفوف قرار دارند و حرکت میکنند.

بنده هم از خداى متعال خواستهام که جسم و جان ناقابل من هم در همین راه و در خدمت اسلام و ملّت ایران قرار بگیرد؛ آنچه در اختیار من وجود دارد و خداى متعال به من به ودیعه سپرده است ــ از جسم و جان و نیروها ــ همهوهمه به فضل پروردگار در خدمت این راه و در مقابلهى با دشمن خواهد بود.

دشمن بداند این انقلاب اسلامى، همان انقلابى است که تخت امپراتورى استکبار را لرزاند؛ با همان قدرت، با همان هیبت، با همان هیمنه و به فضل الهى با همان پیروزیها و پیشرفتها. بحمدالله نیروى عظیم جوانان این ملّت هم در صحنه هستند.

خداوند همهى شما را حفظ کند؛ دلهاى نورانى شما را با انوار معرفت خود روشنتر و نورانىتر کند. انشاءالله به همهى شما لطف و فضل خود را عنایت کند، و وجود مقدّس ولىّعصر (ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه) از همهى شما راضى باشد و روح مقدّس امام بزرگوار، شما را مشمول دعاى خود قرار دهد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
 
 
در ابتدای این مراسم ــ که در دانشگاه امام حسین (علیه السّلام) برگزار شد ــ سردار سرلشکر سیّدیحییٰ صفوی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) و سردار سرتیپ علیرضا افشار (فرمانده نیروی مقاومت بسیج) گزارشهایی ارائه کردند.
سورهی قدر، آیات ۳ و ۴؛ «شبِ قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن [شب‌] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر کارى [که مقرّر شده است] فرود آیند.»
سورهی قدر، آیهی ۵؛ «[آن شب] تا دَمِ صبح، صلح و سلام است.»
آرامگاه
گوشه‌ها، اطراف
اشاره به سخنرانی آیت‌الله حسینعلی منتظری در ۱۳۷۶/۸/۲۳ که در آن، مطالبی علیه رهبری نظام و جایگاه ولایت فقیه بیان کرده بود. همچنین وی در ۱۳۷۶/۸/۲۸ نیز در نامه‌ای بر مواضع پیشین خود پافشاری کرد. این امر منجر به برگزاری راه‌پیمایی‌های اعتراض‌آمیز در سراسر کشور در محکومیّت مواضع وی گردید.
صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۳۳۰؛ نامه به آقای منتظری (۱۳۶۸/۱/۶)
در ۲۶ شهریور ۱۳۷۱، تعدادی فرد مسلّح به قهوه‌خانه‌ی میکونوس در برلین حمله و شروع به تیراندازی کردند که منجر به کشته شدن برخی از اعضای حزب دموکرات کردستان گردید. به دنبال این حادثه، دادگاه برلین با برگزاری چندین جلسه دادگاه، طیّ حکم مغرضانه و بدون استناد در دهم فروردین ۱۳۷۶ ایران را مسئول مستقیم این تیراندازی خواند و دولت ایران و شخص رئیس‌جمهور (حجّت‌الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی‌رفسنجانی) را متّهم به نقض حقوق بشر و مشارکت در ماجرای میکونوس کرد. متعاقب آن، دولتهای ۱۳ کشور اروپایی به نشانه‌ی اعتراض، سفرای خود را از ایران فراخواندند امّا در پی موضع‌گیری قاطع رهبر معظّم انقلاب اسلامی، آنها تصمیم گرفتند به منظور کاستن از رسوایی ماجرای میکونوس، سفرای خود را به تهران بازگردانند. از این رو در ۲۳ آبان ۱۳۷۶ سفیران کشورهای اتّحادیّه‌ی اروپا که از ایران خارج شده بودند ــ بجز سفیر آلمان که به همراه دیگر سفرا راه داده نشد ــ به تهران بازگشتند.
حجّت‌الاسلام سیّدمحمّد خاتمى (رئیس‌جمهور)