بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی

بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)

خیلى خوش آمدید برادران عزیز! و امیدواریم که خداى متعال همهى شما را مشمول لطف و امان و رحمت خود در دنیا و آخرت قرار بدهد. ترکیب هم ترکیب متناسبى است؛ هم نیروى انتظامى که مسئول امنیّت فضاى زندگى و جان مردم و مال مردم در سراسر کشور است، هم سازمان تأمین اجتماعى که آن هم نوعى امنیّت بخشیدن به طبقات ضعیف و مستمند است.

یک جمله راجع به این سازمان عرض کنیم؛ و آن، این است که نظام جمهورى اسلامى در اساس، نظامى است که با تأمین اجتماعى به این صورتى که امروز در دنیا رایج است، موافق است؛ در شمار آن نظامهایى نیست که به شکل فلسفى و زیربنائى با کارهاى تأمینى در جامعه مخالفند. ما معتقدیم که باید مسئولین کشور و دولت جمهورى اسلامى به شکل ویژهاى طبقاتى را که نیازمند کمک هستند، مشمول کمکرسانى کنند؛ که این در سازمان تأمین اجتماعى به صورت بیمههاى اجتماعى و کارهاى تأمینى گوناگون انجام میگیرد. بنابراین این کار با اساس و فلسفهى نظام اسلامى منطبق است. و هر چه تلاش بشود، ابتکار عمل به خرج داده شود، پوشش به شکل صحیحى گسترش پیدا کند، نوع کمکرسانی‌ها جورى باشد که خانوادهها را به تلاش متناسب وادار بکند و در جامعه رکود به وجود نیاورد بلکه حرکت ایجاد کند، با اهداف نظام جمهورى اسلامى منطبقتر خواهد بود. و دولت هم باید انشاءالله کمک بکند؛ قشرهایى که در پوشش تأمین اجتماعى هستند، هر کدام به ‌نحوى باید مورد اعتنا و توجّه ویژه قرار بگیرند؛ مثلاً همین بازنشستگان. بازنشستگان، نیروهاى فعّالهى کشور در اندکى پیش از این هستند که تلاش کردهاند، زحمت کشیدهاند، بسیارى از اینها شب و روز خود را، عمر خود را، جوانى خود را صرف کار کردهاند و باید کشور به این تلاش، به این زحمتکشى مستمرّ دوران عمر پاسخ بگوید.

و این را هم بدانید که در واقع همیشه وضع فعلى بازنشستگان در مقابل چشم کارکنان فعلى دولت به‌ صورت یک الگو قرار خواهد گرفت. هر چه وضع بازنشستگان در کشور بهتر باشد، کارکنان فعلى دولت با دلگرمى بیشترى کار خواهند کرد؛ چون میدانند فردا که به آن وضع رسیدند، اوضاعشان خوب خواهد گذشت. اگر خداى نکرده نسبت به بازنشستگان بىاعتنائى شود، بىاحترامى شود، بىتوجّهى شود و آنها دچار مشکل بشوند، این آینهى فرداى کارکنانِ امروز خواهد بود؛ نگاه میکنند مىبینند فردایشان این است، از کار دلزده خواهند شد و به کارهاى نامتناسب با شغل خود، رو خواهند آورد؛ لذاست که دستگاه دولتى به ‌صورت اساسى باید مسئلهى بازنشستگان و اصولاً کسانى را که در پوشش سازمان تأمین اجتماعى و سازمانهاى دولتى بیمه و تأمین هستند، مورد توجّه قرار بدهد و به صورت ویژه به آنها رسیدگى کند.

البتّه مسئلهى نیروى انتظامى، یک مسئلهى اساسى و مهمّى است. چون اگر ما بخواهیم ضروریّات زندگى بشر را در فصول عمده خلاصه کنیم که به دو فصل، سه فصل، حدّاکثر چهار فصل مثلاً برسد، یک فصل از این سه چهار فصل، فصل امنیّت است؛ بدون امنیّت، نه خوراک لذّتى میبخشد، نه خانواده اُنسى ایجاد میکند، نه شغل و درآمد فایدهاى میدهد. امنیّت که نبود، هیچ چیز نیست؛ امنیّت مثل هوا براى انسان به طور مستمر لازم است. اگر جامعه امنیّت نداشته باشد، حالت اختناق پیدا میکند؛ مثل مجموعهاى که هوا در اختیار نداشته باشد؛ این، اهمیّتِ امنیّت است.

امنیّت هم مال همه است. امنیّت تهران، واجبتر از امنیّت مردم مرزنشین جنوب کشور و شرق و غرب کشور نیست. امنیّتِ افرادِ مرفّه که از سرمایه و امکاناتى برخوردارند، واجبتر از امنیّت آن کارگرى که دستش و چشمش به مزد روزانه است نیست. امنیّت مال همه است، نیروى انتظامى هم متعلّق به همه است. نکتهی خوبى را فرمانده محترم نیرو در این صحبتهای خوبی که بیان کردند، ذکر کردند که نکته‌ی درستی است و آن، این است که اساس نیروی انتظامى در دوران رژیم غیر مردمى و رژیم طاغوتى، براى حفظِ امنیّتِ طبقاتِ ویژه است؛ بقیّهى مردم هر چه به سرشان آمد بیاید؛ مهم نیست. خود من در همان زمان در نقاط مرزى کشور به‌ صورت تبعید و مانند اینها زندگى کرده‌ام، دیده‌ام وضع آنجا چگونه بود.(۲) آنجا امنیّت، سپردهى دست گردنکلفتها و باجبگیرهاى منطقه بود؛ امنیّت یعنى امنیّت خوانین، یعنى امنیّت بزرگان و سرمایهداران منطقه؛ دیگران حقّى از امنیّت نداشتند. لذا اگر چنانچه یک نفر آدم متنفّذى در مناطق مختلف این کشور بخصوص در دوردستها، نوکران خود، کارگران خود، زیردستان خود را میزد، میکُشت، حبس میکرد، از زندگى مىانداخت، از هستى مىانداخت، امنیّت خودشان، زن و فرزندشان را سلب میکرد، ایرادى نبود؛ کسى نمیگفت که شما چرا این کار را کردید. اگر به پاسگاه هم شکایت میکردند، شکایتکننده محکوم میشد. امنیّت، امنیّت طبقات ویژه بود، نه امنیّت عمومى. گیرم حالا فرض بفرمایید که در شهرهاى بزرگ مثل تهران و بعضى شهرهاى بزرگ دیگر، پلیس بازارها را، کوچهها را، خیابانها را، در همه جا زیر نظر داشت امّا در حقیقت این دستگاه عظیمى که در آن زمان براى امنیّت کشور فراهم شده بود و طرّاحى شده بود، هدفش آن بود. [البتّه] در داخل نیروهاى انتظامى، آن روز عناصر مؤمن، عناصر بااخلاص، عناصر خدوم و زحمتکش کم نبودند، ما از نزدیک می‌شناختیم آنها را، مردمان خوب خیلى بودند لکن سردمدارها امنیّت را براى عموم نمیخواستند. در نظام اسلامى قضیّه اینجور نیست؛ امنیّت، امنیّت عموم مردم است؛ در همهی شئون زندگى.

امنیّت، یک ضرورت است براى انسان در دوران عبادت، در دوران سازندگى، در دوران تجارت. هر فعّالیّتى که انسان بخواهد بکند، محتاج امنیّت است. اینجا است که اهمّیّت نیروى انتظامى معلوم میشود. هر چه شما برادران نیروى انتظامى بر کیفیّت خودتان، هم از لحاظ اقتدار و سرپنجهى قدرتمندى که بتواند عناصر مخلّ امنیّت را در کشور تعقیب بکند، و هم از لحاظ اخلاق و شرافت و نجابت و امانت و پاکدامنى ــ از این دو جهت ــ بیفزایید، [کار] زیادى نشده است. حالا این آقایان [در سرود] میخواندند که «ما پناه دلهاى شکستهایم»؛ بله، نیروى انتظامىِ نظام اسلامى باید حقیقتاً اینجور باشد. نیروى انتظامى باید پناه دلهاى خائف و ترسان و جانهایى که احساس میکنند تهدید میشوند باشد؛ از سوى یک انسانى یا یک جمعى یا یک مجموعهاى که آنها را تهدید میکنند. وجود نیروى انتظامى باید احساس امنیّت را در بیننده به وجود بیاورد؛ این، شأن نیروى انتظامى است در نظام جمهورى اسلامى. بحمدالله تلاشهاى زیادى شده است؛ تلاشهاى کیفى، کارهاى خوب؛ بخصوص در این اواخر احساس میشود یک حرکت جدّى و حقیقى براى سازندگى درونى نیرو، سازندگى معنوى و بشرى آغاز شده است؛ در داخل نیرو با عناصرى که احیاناً متخلّفند، واقعاً برخورد میشود، که این مورد تأیید ما است و باید با شدّت، با جدّیّت همین حرکت ادامه پیدا بکند، و در این زمینه در طول زمان خیلى کار شده است؛ لذاست با اینکه این‌همه در نیروى انتظامى کار انجام گرفته است در عین حال ما تأکید خودمان را باز هم داریم.

عزیزان من! هر چه میتوانید، بر سالمسازىِ فضاى درونى نیروى انتظامى تأکید کنید. هر چه میتوانید، تخلّفات داخل نیروى انتظامى را خود شما بزرگ بشمارید. مردم قدردان هستند؛ حالا نگاه نکنید که احیاناً یک روزنامهاى، یک مقالهنویسى، با اهداف گوناگونی که احیاناً بعضى از روزنامهنگارها دارند، سر یک قضیّهى کوچکى جنجال کنند و به بهانههاى بیخودى حیثیّت نیروى انتظامى را مورد سؤال قرار بدهند؛ این را شما نگاه نکنید، مردم قدردانند؛ مردم وقتى میبینند که میتوانند کار کنند، کسب کنند، تحصیل کنند، فرزندانشان در اقصىٰ ‌نقاط کشور از این روستا به آن روستا بروند، بیایند، درس بخوانند، در نقاط دوردست کشور کارهاى سازندگى انجام بگیرد با این حجمى که امروز وجود دارد، احساس میکنند امنیّت هست. اگر خیمهى امنیّت بر سر کشور زده نشده باشد، مگر میشود این‌همه کار و تلاش انجام بگیرد؟ پس نیروى انتظامى، حاضر و ناظر و فعّال است؛ اینها را مردم میفهمند و قدر میدانند.

در عین حال شما قانع نشوید؛ [یعنی] اگر احساس کردید که یک مورد در یک گوشهاى از کشور مسئولی هست در نیروى انتظامى که به وظیفهى خود عمل نمیکند، بروید سراغش؛ بروید و دنبال کنید. اگر کوتاهى دیدید، حتماً دنبال کنید این کوتاهى را، قصور را یا تقصیر را؛ اگر خداى نکرده تخلّف دیدید یا خیانت دیدید از کسى، از عنصرى، هیچ اغماض نکنید. یکى از جاهایى که نباید اغماض بشود، اینجا است. اگر چنانچه خداى نکرده کسى در دستگاهى که مردم چشم امید دارند به اینکه او در مقابل متخلّف، در مقابل تهدیدکنندهى آسایش و امنیّت مردم بِایستد، احساس تخلّف بکند، خداى نکرده تعرّضى به امنیّت مردم از درون آنجا بشود، این خیلى گناه بزرگى است! نباید اغماض بشود، تا نیروى انتظامى بشود همان چیزى که نظام اسلامى لازم دارد؛ یعنى مقتدر، سربلند و عزیز، با عطوفت و رحمت، حاضر در همهى نقاط؛ در مقابلهى با کسى که زندگى مردم و امنیّت مردم را تهدید میکند، سرسخت، شجاع، پیگیر؛ و در مقابلهى با کسى که تهدید میشود، رحیم، عطوف، مهربان، مثل پدر، مثل برادر.

این[طور] که شد، کشور در یک بستر راحتى از امنیّت قرار میگیرد و همه میتوانند کارهاى خودشان را ــ هر کس هر وظیفهاى دارد ــ انجام بدهند. خیر و ثواب معنوىِ هر تلاشى، آن وقت به شما برمیگردد، شما هم سهیم و شریک میشوید؛ ثواب الهى را که نباید ندیده گرفت. این مسائل دنیوى بخشى از قضیّه است؛ وَما عِندَ اللهِ خَیرٌ وَ اَبقی؛(۳) آن مهم است. بدانید هر شبى، هر ساعتى، هر لحظهاى که شما رنجى میبرید، مراقبتى میکنید، تلاشى میکنید، زحمتى میکشید، کرامالکاتبین آن را مینویسند، و در پروندهى شما مضبوط میشود؛ عین همان عمل صالح در هنگامى که شما نهایت نیاز را به آن دارید، براى شما حاضر و ناظر است، به کمک شما مىآید. و عاقبت خوب مال کسانى است که در این راه این‌جور حرکت بکنند.

و کشور در مرحلهاى است که نیاز دارد به این‌جور تلاشهاى مخلصانه؛ بخصوص بخش اعظم از مردم که با کمال نجابت ایستادهاند و میخواهند بر طبق قوانین و مقرّرات اسلامى و نظام جمهورى اسلامى حرکت کنند و کار کنند و بناى تخلّف ندارند. با آن دستهى متخلّف باید برخورد بشود؛ همه باید برخورد کنند؛ بخشى مربوط به نیروى انتظامى است، بخشى مربوط به قوّهى قضائیّه است. در مقابلهى با متخلّف نباید کوتاهى کرد، نباید اغماض کرد، تا کسانى که از آن تخلّف زیان میبینند، امیدوار بشوند. وقتى ما میگوییم دستگاه ــ چه دستگاه قضائى، چه دستگاه قانونگذارى، چه دستگاه انتظامى و غیره ــ با کسانى که با ثروتهاى عمومى بازى میکنند و حدّى قائل نیستند براى دست انداختن در درآمدهاى ناپاک و نامشروع، باید برخورد کند، به خاطر این است.

به فضل پروردگار نخواهیم گذاشت این طبقهى جدیدى که میخواهد شکل بگیرد در جمهورى اسلامى، [یعنی] طبقهى بهرهمندان از پول حرام، [تشکیل شود]. مخلصین انقلاب و اسلام نمیگذارند که یک چنین انحرافهاى بزرگى به وجود بیاید؛ ولى خب کسانى تلاش میکنند، میخواهند، حقیقتاً درصدد این هستند که یک طبقهى ممتازهى جدیدى در نظام جمهورى اسلامى به وجود بیاورند، به خاطر ارتباطها، انتسابها، زرنگىها، دست‌و‌پاداری‌ها، مشرف بودن بر مراکز ثروت؛ دست بیندازند در اموال عمومى از طریق نامشروعى که با زرنگى آن را یاد گرفتهاند، یک طبقهى جدید درست کنند، طبقهى ممتازین مرفّهین بىدرد جدید. نظام اسلامى با مرفّهین بىدرد و معارض و مخل، آنجور برخورد سختى کرد، حالا از درون شکم نظام اسلامى، یک طبقهى مرفّه بىدرد جدید طلوع بکند! مگر این شدنى است؟ وقتى ما میگوییم با این باید مقابله بشود، فوراً یک عدّهاى نگران میشوند که امنیّت سرمایهگذارى به خطر افتاد! نه، امنیّت سرمایه‌گذارى، امنیّت تلاش اقتصادى به خطر نمىافتد؛ این کمک به آن سرمایه‌گذاری‌ها است. دستگاه قضائى، دستگاه قانونگذارى، دستگاههاى گوناگون کشور با متخلّف برخورد میکنند، نه با غیر متخلّف؛ کسى که متخلّف نیست، چرا بترسد؟ کسى که متخلّف است و میترسد، بگذار بترسد، بگذار احساس ناامنى کند.

در نظام اسلامى باید آدم گناهکار احساس ناامنى کند. هر نظامى که در آن، بىگناهان بترسند که نبادا مورد تعرّض قرار بگیرند و گناهکارانِ عمده احساس آسایش و آرامش کنند، آن نظام، نظام منحرفى است؛ نباید بگذاریم نظام ما اینجورى بشود. باید در نظام اسلامى، متخلّف و گناهکار و متخطّى ــ هر که هست ــ احساس نگرانى کند؛ احساس کند که پنجهى عدالت، دیر یا زود گریبان او را خواهد چسبید. سرپنجهى عدالت باید قوى باشد، دستگاه قضائى باید قوى باشد. نیروى انتظامى در چهارچوبى که قانون براى او معیّن کرده است، باید قوى باشد. قوّت و اقتدار و سرپنجهى پولادین، اینجا لازم است. سرپنجهى پولادین با مردم ضعیف، بد است؛ دست خشن هنگام چیدن گلبرگ مضر است امّا هنگام جابه‌جا کردن صخرهها لازم است. بگذارید آدمهایى که متخلّفند، احساس ناامنى کنند. از چه میترسید؟ میگویند قانون نداریم. من به مجلس شوراى اسلامى عرض میکنم: آقایان، نمایندگان محترم! وظیفهى شما است که اگر قوّهى قضائیّه و دستگاه انتظامى براى مقابلهى با ثروتهاى بادآورده دچار کمبود قانون است، در اسرع وقت برایشان قانون فراهم کنید. بله، من احتمال میدهم که در مواردى کمبود قانون باشد؛ چون پیش آمده و دیده‌ایم.

نظام اسلامى، نظام عدالت است. شما ببینید! شما که آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویّتید در آخرالزّمان، که الان نزدیک ۱۲۰۰سال است که ملّت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدى موعود (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف و جعلنا الله فداه) است، چه خصوصیّتى براى آن بزرگوار ذکر میکنید؟ اَلَّذى یَملَأُ اللهُ بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً؛(۴) نمیگویید «یملأ الله به الارض دینا»؛ این نکته خیلى مهم است! چرا به این توجّه نمیکنیم؟ اگرچه قسط و عدل، مال دین است امّا امّت اسلامى هزار سال است دعا میکند براى قسط و عدل. و این نظام اسلامى که به وجود آمده است، اوّلین کارش قسط و عدل است؛ قسط و عدل واجبترین کارها است. ما رفاه را هم براى قسط و عدل میخواهیم. کارهاى گوناگون را، مبارزه را، جنگ را، سازندگى را، توسعه را براى قسط و عدل میخواهیم؛ براى اینکه در جامعه، عدالت برقرار بشود؛ از خیرات جامعه همه بتوانند استفاده بکنند، یک عدّهاى محروم نشوند، یک عدّهاى به آنها ظلم نکنند. در محیط قسط و عدل است که انسانها میتوانند رشد کنند، به مقامات عالى بشرى برسند و کمال انسانى خودشان را به دست بیاورند؛ قسط و عدل یک مقدّمهى واجب براى کمال نهایى انسان است؛ چطور میشود به این قضیّه بىاعتنائى کرد؟

و دنیا انصافاً دنیایى است که به قسط و عدل بىاعتنا است. ما در این زمینه باید بگویم که به عنوان یک حکومت در دنیا خیلى تنهاییم. نگاه نکنید به این شعارهایى که در دنیا میدهند؛ اساس حکومتهاى دنیا، اساس عدل نیست، اساس رعایت حقوق انسانها نیست، اساس رعایت ضعفا و محرومین نیست؛ در سطح عالم هم که همینجور است. شما ببینید امروز جنایات رژیم صهیونیستى را! ببینید با مسلمانها چه میکنند! ببینید با اسلام و مقدّسات اسلامى چه میکنند! و ببینید که چگونه حامیان اینها که گناه بزرگ این قضایا به گردن رژیم شیطان بزرگ آمریکا است، چگونه از اینها حمایت میکنند! حادثهى مهمّى پیش مىآید، وجدان دنیاى اسلام به هیجان مىآید، به عزیزترین مقدّسات اسلام اهانت میشود، از اطراف دنیاى اسلام سر و صدا بلند میشود [امّا] آقایان آمریکایىها دو کلمه اظهار تأسّف میکنند که «متأسّفم»؛ عجب! اظهار تأسّف خشک و خالى بىارزش، در مقابل یک حرکت عظیم اسلامى به این صورت! علماى بلاد اسلام، روشنفکران، تودههاى مردم، دیگران، در مقابل این اهانت صهیونیستها به هیجان آمدند.(۵) من کار به ماهیّت قضایا ندارم، حرکت دنیاى اسلام، حادثهى مهمّى است. آن وقت آنها در مقابل این حرکت عظیم مردم فقط اظهار تأسّف میکنند؛ بدون اینکه در رفتار خود، در حمایت خود از صهیونیستهاى ظالم و سفّاک و قانونشکن اندکى تجدید نظر بکنند. این بىاعتنائى به انسانیّت نیست؟ این بىاعتنائى به ارزشهاى انسانى نیست؟ این بىاعتنائى به خواست مجموعهى عظیم انسانى نیست؟ [آن‌ وقت] ادّعاى طرفدارى از انسان هم میکنند! امروز شعار عدالت اجتماعى، شعار مظلوم و غریبى است در دنیا؛ این پرچم هم دست شما است، همچنان که پرچم دفاع از ارزشهاى معنوى، امروز دست ملّت ایران است. البتّه در میان ملّتها طرفدار خیلى دارید؛ بخصوص در میان ملّتهاى اسلامى. دل خیلىها میتپد براى این شعارها، براى این حرکت عمومى ملّت ایران، ولى خب دولتها و حکومتها حکم دیگرى دارند.

شعار عدالت اجتماعى هم همینجور است. یک لحظه نباید در کشور، اهتمامِ به مسئلهى عدالت اجتماعى کاستى بگیرد؛ [حتّی] یک لحظه! البتّه این قضّیه، قضیّهى شعارى هم نیست، با گفتن هم مسئله تمام نمیشود، همهى دستگاهها باید تلاش کنند. همین کارهایى که امروز در کشور انجام میگیرد، همه لازم است، باید انجام بگیرد، منتها جهت اینها باید جهت تأمین عدالت اجتماعى باشد؛ این را همه باید وظیفهى خودشان بدانند؛ از مسئولین اجرائى، تا مسئولین قضائى، تا قانونگذاران، تا روحانیّون، تا گویندگان، تا روزنامهنگاران و روشنفکران و دیگران. اگر جهتگیرى عدالت اجتماعى در کشور ضعیف بشود، هر کارى در کشور انجام بگیرد، به زیان طبقات ضعیف خواهد شد و به سود یک عدّهى معدود: زرنگها و گردن‌کلفت‌ها و دستوپادارها و قانوندانهاى قانونشکن؛ که راههاى قانونى را بلدند، قانون‌شکنى را هم بلدند؛ به سود آنها تمام خواهد شد و عامّهى مردم بىنصیب خواهند بود.

مجموعهاى از این کارها به عهدهى همه است. بخشى هم که قابل اهمّیّت است، به عهدهى شما عزیزان نیروى انتظامى است. راه اصلاح را، راه تکمیل را، راه گسترش کیفى را و همچنین به قدر لازم گسترش کمّى را با جدّیّت، با قدرت دنبال کنید؛ همین‌جورى که بحمدالله چندی است احساس میشود در نیروى انتظامى یک حرکتى واقعاً محسوس است؛ همین حرکت را با قوّت و قدرت ادامه بدهید و خدا هم به شما کمک خواهد کرد. البتّه مسئولین بودجه و پشتیبانى و مانند اینها هم باید اهمّیّت این مسئله را بفهمند و تا آنجایى که ظرفیّت کشور اجازه میدهد، همکارى و کمک کنند.

انشاءالله که مشمول ادعیهى زاکیهى حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) باشید، و روح مطهّر امام بزرگوارمان در آن عوالم دعاگوى شما باشد، و حتماً هم این دعاها اثر خواهد کرد، و برکات ارواح مطهّرهى شهدا انشاءالله روزبهروز عاید و واصل به شما بشود.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته
 
 
 در ابتدای این دیدار، سرتیپ هدایت لطفیان (فرمانده نیروی انتظامی) و آقای مهدی کرباسیان (مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی) گزارشی ارائه کردند.
 تبعید به ایرانشهر در سال ۱۳۵۶
 سورهی شوریٰ، بخشی از آیهی ۳۶؛ «... و آنچه پیش خدا است، بهتر و پایدارتر است ...»
 کمالالدّین و تمامالنّعمة، ج ۱، ص ۲۸۸
 اشاره به اقدام چند روز قبل رژیم صهیونیستی مبنی بر نصب تصاویر توهینآمیز علیه اسلام و پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در شهر الخلیل، و همچنین هتک حرمت به قرآن کریم توسّط گروهی از نظامیان صهیونیست.