بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
خیلى خوش آمدید برادران عزیز و خواهران گرامى. امیدواریم که به برکت ارواح طیّبهى شهداى عالىقدر عاشوراى حسینى و به عزّت و کرامتى که اسراى اهلبیت پیغمبر در ملأ اعلىٰ دارند، خداوند متعال به لطف و فضل خود، خبر خوشى از همهى اسیران ما، مفقودان ما، جوانهاى عزیزى که از آنها خبرى در دست ما و دست خانوادههایشان نیست، به خانوادههایشان و ملّتشان برساند.
البتّه در جریان یک زندگى شرافتمندانه مصائب زیاد است؛ خود صحنهى عاشوراى حسینى صحنهى انواع مصائب است. واقعاً عجیب است که خداى متعال، این عرصهى عاشوراى حسینى را چطور مجموعهاى از مصیبتهاى بزرگ قرار داد که انسانهاى بزرگ و در رأس آنها حضرت ابىعبداللّه الحسین (علیه الصّلاة و السّلام) با کرامت و بزرگوارى و صبر و شکر، توانستند این مصائب بزرگ را تحمّل کنند. هر دو طرف قضیّه در عرصهى تاریخ بشر بىنظیر است؛ هم آن جور مصیبتها با آن شدّت، با آن تنوّع، همه با هم در یک صبح تا عصر که در دنیا نظیر ندارد، هم صبرى که در مقابل این مصیبتها شد، این هم در تاریخ نظیر ندارد؛ آن شهادتها، آن مظلومیّتها، آن احساس غربت، آن تشنگى، آن فشار تألّماتى که بر یک نفر به خاطر خانوادهاش وارد میشود، آن نگرانى از آینده، بعد هم فقدان عزیزترین عزیزان عالم وجود، یعنى حسینبنعلى (علیه السّلام) و خانوادهاش و فرزندانش و اصحابش، و بعد هم اسارت، آن هم اسارت نه در دست یک عدّه مردم باشرف؛ چون اسارت در دست انسانى که باشرف باشد قابل تحمّل است، امّا آن انسانها انسانهاى باشرفى نبودند، انسان نبودند، ددمنش بودند؛ یک چنین اسارتى را بعد از آنهمه مصیبت از صبح عاشورا تا عصر عاشورا، تحمّل کردن.
و تحمّلکننده کیست؟ امام سجّاد است، مقام امامت؛ زینب است، تالىتلو(۲) مقام امامت؛ و بعد، زنها و کودکانى که به حسب ظاهر مقامات عالىِ معنوى مثل ولایت و امامت هم ندارند، امّا تحمّل کردند؛ این است آن راز بزرگى که حادثهى عاشورا را ماندگار کرده است. هر مجموعهاى از انسانها که در راه یک هدف بزرگ، در راه یک هدف مقدّس و عالى ــ نه بیهوده ــ مصیبتهایى را تحمّل کند، آن هم بزرگوارانه، بخشى از آن ارزشها را به خود اختصاص خواهد داد. براى این است که ما براى خانوادههاى شهدا ارزش قائلیم، براى خانوادههاى اسرا ارزش قائلیم، براى خانوادههاى مفقودین ارزش قائلیم، براى خانوادههاى جانبازان ارزش قائلیم و همچنین [برای] خود جانبازان، همچنین [برای] خود آن اسیرانِ در دست دشمن. بیخود نیست که یک ملّت، یک تاریخ، براى یک عدّه انسان ارزش قائل میشود؛ اگر بىصبرى بود، این ارزشها آفریده نمیشد. البتّه لحظههاى اسارت، حقیقتاً لحظههاى سختى است؛ آن هم اسارت در دست این دشمنانى که آزادگان عزیز ما وقتى برگشتند، گفتند که آنها با اسراى خودشان چه جور رفتار میکردند؛ نه مثل آن [جوری] که ما با اسراى بیگانه رفتار کردیم. آنها جور دیگرى رفتار کردند؛ حقّاً و انصافاً انسانى عمل نکردند. لحظهلحظهى شب و روز و لحظهلحظهی عمر اسیرانى که هنوز در دست دشمن هستند ــ که ما البتّه به طور دقیق آمار آنها را نداریم، امّا به طور فىالجمله میدانیم که مجموعهاى از این قبیل هستند ــ در پیش خداى متعال داراى ارزش است. و درست مثل شهدا که ما در باب شهدا عرض کردیم که در درجهى اوّل از لحاظ ثواب، شهدا هستند، پشت سر آنها هم خانوادههایشان، من به شما عرض میکنم در مورد اسرا هم همینجور است که در ردیفِ اوّلِ ثواب و اجر، اسرا هستند که آن رنج را تحمّل میکنند، و پشت سر آنها هم شما خانوادههاى اسرا هستید؛ شما هم خیلى اجر دارید. من میدانم خانوادهاى که عزیزى را مفقود دارد و از سرنوشت او خبر ندارد چه میکشد؛ خیلى مراحل سختى است، ساعات دشوارى است، شب و روز دشوارى است براى مادرها و پدرها و همسرها و فرزندان و خانواده، امّا اجر آن هم به همین اندازه بزرگ است.
من البتّه در مقام ترحّم، براى اسراى دشمن هم که پیش ما هستند احساس ترحّم میکنم و حتّى براى آنها هم من دعا میکنم که خداوند وسیلهى آزادى آنها را فراهم بکند، ولى آنها در واقع اسیر ما نیستند، اسیر دولت بعثى هستند؛ چون اگر دولت بعثى نسبت به اسراى ما و مفقودین ما جواب درستى میداد، ما داعى(۳) نداشتیم که اینها را اینجا نگه داریم؛ ما هم اینها را ــ همین تعدادى که هستند ــ رها میکردیم بروند سراغ خانه و زندگىشان. آنها جواب نمیدهند نسبت به اسرا و مفقودین ما. ما به آنها مکرّر ــ دهها بار، شاید بیش از صد بار ــ مراجعه کردیم، [ولی] جواب درستى داده نمیشود. متأسّفانه مجامع بینالمللى مثل صلیب سرخ و دیگران هم به نظر من مسئولیّت حقیقىشان را در این قضیّه ایفا نمیکنند. ما گفتیم اگر شما میگویید که این عزیزان ما از دنیا رفتهاند، محلّ دفن آنها را به ما نشان بدهید که ما اقلّاً این را بفهمیم؛ این کار را هم نکردند. خب ما چطور میتوانیم در یک چنین شرایطى اسیر عراقىاى را که پیش ما است، رها کنیم برود؟ جواب مردم را چه بدهیم؟ اگر چنانچه در مقابل آن کسانى که از ما در دست دشمن اسیر هستند، ما اینها را اینجا نداشته باشیم، بعد با چه امیدى خواهیم توانست عزیزان خودمان را از آنها پس بگیریم و اگر فرض کنیم بعضى از آنها از دنیا رفته باشند، اجساد مطهّر آنها و آثار و بقایاى آنها را به کشور برگردانیم؟ [پس] باید اینها را اینجا داشته باشیم؛ ناچاریم؛ وَالّا ما از لحاظ انسانى هیچ علاقهاى نداریم که آنها را هم اینجا نگه داریم. آنها هم بالاخره اگرچه دشمن ما هستند و در میدان جنگ تا آخرین گلولهى خودشان شلّیک کردند و بعد هم اسیر شدند، ولى رفتار ما با آنها رفتار انسانى است؛ اسلام اینجور به ما دستور داده است؛ رفتارمان با آنها رفتار خشن نیست، رفتار ملایم است و در دلمان نمیخواهیم و علاقهاى هم نداریم که آنها اسیر بمانند؛ مایلیم آنها هم آزاد بشوند بروند؛ ولى از لحاظ ترتیب منطقى، آنها در واقع اسیر ما نیستند، [بلکه] اسیر دولت خودشان هستند. من مدّتها قبل ــ چندین سال پیش ــ رفتم و در جمعیّتى از همین اسرا که جمع شده بودند، صحبت کردم؛(۴) آنجا هم به آنها گفتم که شما در واقع اسیر رؤساى خودتان هستید؛ آنها هستند که جواب ملّت ایران را نمیدهند و نتیجه این میشود که شما اینجا بمانید.
علىاىّحال، این امتحان براى شما امتحان بزرگى است. و عزیزان من! بدانید هر یک از این مصائب الهى که براى انسان پیش مىآید، در کنار خود، یک اجر بزرگى دارد، یک عایدى دارد؛ قضیّه یکطرفه نیست. در مقابل دشوارى و محنت، انسان از خداى متعال عوض میگیرد؛ هیچکس مغبون نمیشود در دستگاه الهى. آن کسى که فرزندش شهید شده است، با آن کسى که فرزندش کنار او با راحتى در خانه زندگى میکند، پیش خدا یکسان نیستند؛ آن کسى که سلامت خود را از دست داده است یا سلامت عزیزش را از دست داده است، با آن که این رنج را ندارد یکسان نیست؛ آن کسى که عزیزش از او دور است و خبرى از او ندارد، با دیگران یکسان نیست؛ بر روى همهى تلاشها و فعّالیّتهایى که یک انسانى یا یک جامعهاى انجام میدهد، اجر الهى هست. وَ هُم فیها لا یُبخَسون؛(۵) در دستگاه خدا هیچکس دچار غَبن(۶) و بَخس(۷) نمیشود؛ این را بدانید؛ این یک امتحان الهى است. البتّه امیدواریم خداى متعال کمک بفرماید. این آقایان مسئولین بخش اسرا هم انصافاً تلاش میکنند، زحمت میکشند، ما شاهد و ناظر هستیم؛ دولت و مسئولین دولتى هم خیلى تلاش میکنند؛ ما میبینیم که اینها چه میکنند، ولى خب طرف اینجور است دیگر؛ میدانید که چه جورى است. امیدواریم انشاءاللّه خداى متعال بر اثر استقامت و صبر شما و مسئولین، نتیجه را هر چه شیرینتر عاید بکند.
از همین جا من مسائل اساسىاى را که براى ملّتمان مطرح است عرض بکنم و امروز مسئلهى انتخابات(۸) که حقیقتاً یک عرصهى امتحان الهى است. ببینید امتحانهاى الهى چه جور براى همه هست؛ مگر میشود در دوران زندگى، انسان با امتحان الهى مواجه نشود؟ عمده این است که انسان بتواند از امتحان الهى سربلند بیرون بیاید. من چند نکته را در باب این انتخاباتى که به سلامتی در دو سه روز آینده ــ در روز جمعه ــ در پیش داریم، براى ملّت ایران مطرح میکنم تا به این نکات توجّه بکنند.
نکتهى اوّل این است که آنچه امروز در سطح کشور در زمینهى انتخابات جریان دارد، همان چیزى است که براى ملّت ایران و براى سرنوشت این کشور یک امرى است لازم، ضرورى و مطلوب؛ شور و شوق انتخابات همهجا را فرا گرفته است؛ همه احساس میکنند که در این امر بزرگ سهیمند، شریکند؛ ملّت احساس میکند که آیندهى امور اجرائى کشور در دستان او است؛ یک نفر را میفرستد در رأس قوّهى مجریّه؛ آیندهى سازندگى کشور، ادارهى کشور، روابط کشور، فرهنگ کشور، اقتصاد کشور، مسائل اجتماعى، مسائل انسانى، همه و همه از همین جا آغاز میشود، و یک دورهى دیگرى به دنبال دورههاى گذشته ــ که بحمداللّه با موفّقیّت همراه بوده است ــ در پیش است. مردم احساس میکنند در این قضایا سهیمند. این درست همان چیزى است که ما آن را از خداى متعال میخواستیم و دشمن آن را از خدا نمیخواست و در دل از آن ناراحت بود، میخواست اینجور نباشد. دشمن میخواست که انتخابات در ایران با استقبال عمومى مواجه نشود؛ امروز عکس آنچه دشمن میخواهد، در صحنه مشهود است و همه منتظر روز جمعهاند؛ همه منتظرند که بتوانند به آن کسى که مورد علاقهى آنها است و به تشخیص آنها اصلح است، رأى بدهند؛ این خیلى چیز خوبى است، خیلى چیز برجستهاى است. من از همهى ملّت ایران میخواهم که به امید خدا، با توکّل به پروردگار، همین احساس مسئولیّت را تا هنگام رفتن پاى صندوق رأى و انداختن رأیشان در داخل صندوق حفظ کنند، و انشاءاللّه عدد بالایى از مردم در این امتحان الهى شرکت بکنند و دِین خودشان را به کشور، به انقلاب اداء کنند و سهم خودشان را در آیندهى کشور ایفا کنند. این، آن چیزى است که دشمن را بشدّت زخمخورده خواهد کرد، مأیوس خواهد کرد. در واقع، رفتنِ مردم با تعداد زیاد آراء پاى صندوقهاى رأى و جمع شدن آراء زیاد براى مجموعهى نامزدها، مهم است. جمع شدن آراء زیاد در اصل انتخابات در واقع رأى به استقلال کشور است، رأى به تبعیّت از نظام است و همراهى با رهبرى است؛ با این کار، دشمن را مأیوس کنند و در واقع به دهان دشمن مشت بکوبند.
نکتهى دوّم این است که این حرکت زیبا را، این حرکت عظیم مردمى را که حقیقتاً یک آزمایش بزرگ مردمى و ملّى و اسلامى است، سعى کنید با همان نزاهت و طهارت و پاکیزگىاى که مطلوب اسلام است پیش ببرید؛ البتّه متن مردم و عموم مردم عزیز کشور ما همینجور هستند. سعى کنید کدورت ایجاد نشود. مسابقهى انتخاباتى ضمن اینکه یکى از جدّىترین کارهاى یک ملّت است و به هیچ وجه جنبهى شوخى و بازى در آن نیست و بسیار جدّى است، امّا شبیه مسابقات ورزشى است؛ در مسابقات ورزشى همه تلاش میکنند، امّا این تلاش را کسانى که اهل اخلاقند، اهل فهمند، با کارهاى زشت و کارهاى نامناسب همراه نمیکنند. البتّه مردم خودمان را من عرض میکنم؛ وَالّا چرا، بعضى از ملّتهاى دیگر هستند مثل انگلیسىها، که مسابقات فوتبال را هم به کُشتوکشتار تبدیل میکنند! ما به آنها کارى نداریم. ملّت ما اهل اخلاقند، اهل معنویّتند، اهل عاطفهاند. نگذارید که فضاى انتخاباتى فضاى کدورت بشود؛ هر کدام از نامزدها براى خودشان تبلیغ بکنند، طرفدارانشان براى آنها تبلیغ بکنند، [امّا] کارى نکنند که دوستانشان و هممیهنانشان و برادرانشان را که احیاناً از یک نامزد دیگرى دارند حمایت میکنند، زخمخورده و رنجدیده و مکدّر از خودشان بکنند؛ به این نکته توجّه کنید؛ این خیلى مهم است. گوشهوکنار البتّه چیزهایى شنیده میشود که قدرى مایهى خلاف توقّع است. بعضى از کارها را دشمن میکند؛ این را هم همه توجّه بکنند. بعضى از کارها مربوط به خودیها نیست؛ مثلاً کاروان شادى در عصر عاشورا مربوط به مردم انقلابى و مسلمان نیست؛ این کار دشمن است. حالا گیرم عکس یک نامزد انتخاباتى را هم به دست بگیرند؛ این حیلهى آنها است. نباید هیچکس از نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى را متّهم کرد که شما از اینها خبر داشتید یا اینها طرفدار شما هستند؛ نخیر، آنها چه طرفدارىای دارند از کسانى که اهل دین و اهل معنویّت و مانند این چیزها هستند؟ ربطى ندارد. شاید خود آن فریبخوردههایى هم که در خیابانها سوار بر اتوبوس شدند و آن مناظر زشت را راه انداختند، ندانند که قضیّه چیست؛ یک دستى دارد آنها را حرکت میدهد براى اینکه فضا را خراب کند، براى اینکه مردم را ناراحت کند، براى اینکه انتخابات را از نظر متدیّنین یک کار نامناسبى جلوه بدهد، چهرهها را خراب کند. البتّه مسئولین باید بگردند و آن دست پنهان را پیدا کنند؛ من مؤکّداً به مسئولین توصیه میکنم و از آنها میخواهم که بگردند آن دستهاى پنهانى را که این زشتکاریها را انجام میدهند پیدا بکنند؛ از آنها نباید گذشت. صحبت سر اینها نیست؛ صحبت سر غفلتهایى است که ممکن است گاهى خداى نکرده از خودیها سر بزند که بعضىها را متّهم کنند، بعضىها را مورد اهانت قرار بدهند؛ این کار درست نیست. البتّه تبلیغات منطقى، معقول، بااستدلال اشکالى ندارد، لکن نباید فضا را خراب و مکدّر کرد.
نکتهى سوّم این است که دشمن به همان اندازهاى که از اجتماع آراء در روز انتخابات ناراحت است، به همان اندازه هم درصدد است که اگر این تجربه به وسیلهی ملّت ایران با موفّقیّت انجام شد، شیرینى انتخابات را به دهان مردم تلخ کند. از مدّتى پیش دارند براى این برنامهریزى میکنند؛ شایعهى تقلّب در انتخابات و صورى بودن انتخابات را مطرح کردند؛ لطیفه درست کردند، مَتَل درست کردند و در دهان مردم انداختند، بعضى هم البتّه ناآگاهانه آنها را تکرار میکنند. من باید عرض بکنم این شایعه که در انتخابات تقلّب خواهد شد، از طرف دشمن است. حرفهاى دلسوزانهى رئیسجمهور محترم(۹) را رادیوهاى بیگانه برداشتند حمل بر چیزهاى نامناسب و ناشایسته کردند؛ حتّى بعضى از تحلیلگران و خودیها هم از روى غفلت برداشتند حمل کردند بر اینکه قرار است چه اتّفاق بیفتد. این حرفها چیست؟ مگر ممکن است در انتخابات جمهورى اسلامى کسى به خود حق بدهد یا جرئت بدهد که در آراء مردم دستکارى بکند؟ اوّلاً شوراى محترم نگهبان یک مجموعهى عادل و مواظب و ناظر بر انتخاباتند که هیچ راهى را براى تقلّب باقى نمیگذارند؛ ثانیاً مسئولین وزارت کشور، وزیر محترم کشور(۱۰) آمد اینجا پیش من و گفت شما مطمئن باشید ما نمیگذاریم یک رأى جابهجا بشود. خب اینها مسلمانند، اینها انقلابىاند، متدیّنند، مورد اعتمادند، از مجلس شوراى اسلامى رأى اعتماد گرفتهاند. بر فرض [اگر] یک گوشهاى یک تخلّف کوچکى هم انجام بگیرد، در نتیجهى انتخابات هیچ تأثیرى نخواهد داشت. خود بنده هم مواظبم؛ من اجازه نخواهم داد کسى به خود حق بدهد تقلّب در انتخابات را که هم یک عمل خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق سیاسى و اجتماعى است، انجام بدهد؛ چنین کارى هرگز نخواهد شد. بعضى خیال کردند که حالا چه دارد اتّفاق مىافتد! من بخصوص از رئیسجمهور محترم استفسار(۱۱) کردم، گفتم شاید ایشان خبرى دارند؛ ایشان گفتند نه، من در همهى انتخاباتها به مسئولین و به دستاندرکاران سفارش میکنم که تخلّف نکنند، مسئلهى خاصّى وجود ندارد. یک عدّهاى جنجال کردند، رادیوهاى بیگانه هاىوهوى [کردند]؛ نخیر، انتخابات انشاءاللّه با اتقانِ کامل انجام خواهد گرفت. هم مسئولینى که هستند مسئولین مورد اطمینانى هستند، هم خود بنده نخواهم گذاشت که مسئلهى انتخابات خداى نکرده اندکى مخدوش بشود.
نکتهى بعدى این است که همهى ملّت ایران و خود نامزدهاى محترم توجّه بکنند که هر کس به خواست خدا و به سلامتی اکثریّت آراء مردم را ــ چه در مرحلهى اوّل، چه در مرحلهى دوّم ــ به خود اختصاص داد، او رئیسجمهور قانونى است؛ هر کس باشد؛ هر کدام از این چهار نفر آقایانى که باشند،(۱۲) رئیسجمهور قانونى خواهد بود؛ البتّه ملّت تلاش خود را باید بکنند؛ باید زحمت بکشند و دنبال اصلح بگردند. من مکرّر عرض کردهام؛ مسئله، مسئلهى دین است، مسئلهى خدا است، مسئلهى اداء تکلیف است. همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم تکلیف الهى است؛ چون گفتیم(۱۳) که تفاضل ولو کم باشد، در این قضیّه بسیار است. باید بگردید و بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنى بتوانید از راهى بروید که اگر چنانچه خداى متعال پرسید که شما به این آقا به چه دلیل رأى دادید، بتوانید بگویید به این دلیل. یک دلیلى، حجّتى بین خودتان و خدا دستوپا کنید، فراهم بکنید، بعد با خیال راحت بروید رأى بدهید؛ این کار را البتّه باید بکنند. ما هم از خدا میخواهیم و دعا میکنم و آرزو میکنم که خداى متعال دلهاى مردم را هدایت کند به سمت کاندیداى اصلح، نامزد اصلح و آن که واقعاً صلاحیّتش بیشتر است. البتّه شوراى محترم نگهبان این چهار نفر آقایان را صالح دانسته است؛ لابد اینها در یک حد نیستند؛ بعضى صالحند، بعضى صالحترند؛ بگردید آن صالحتر را شناسایى کنید، پیدا کنید و به او رأى بدهید. هر کسى که برود رأى بدهد ــ این را توجّه کنید ــ چه رأى او صائب باشد و به اصلح رأى داده باشد، چه اشتباه کرده باشد و به غیر اصلح رأى بدهد، همین اندازه که از روى احساس مسئولیّت و احساس اداء دِین به کشور خود و احساس تکلیف نسبت به آینده پاى صندوق برود و رأى بدهد، این رأى پیش خداى متعال مأجور است و موجب ثواب است، این شخص علاقهمند به نظام است و علاقهمند به رهبرى است. آنچه مهم است این احساس تکلیف است؛ این احساس تکلیف را باید همهى آحاد ملّت بکنند.
خب بحمداللّه همانطور که گفتیم، تا حالا احساس میشود که مردم کاملاً با شور و شوق وارد شدهاند. همین شور و شوق را، بلکه بیشتر از این را، تا روز رأى و تا لحظهى رأى دادن حفظ کنید و بروید تلاش خودتان را بکنید، تفحّص خودتان را بکنید، اصلح را پیدا کنید. آن کسى که فکر کردید اصلح است و بین خودتان و خدا حجّت تمام شد، به او رأى بدهید و خاطرجمع باشید که تکلیفتان را انجام دادهاید؛ این، آن چیزى است که همه باید به آن توجّه بکنند. هر کسى هم که نتیجهى آراء متعلّق به او شد، خداى متعال انشاءاللّه کمک خواهد کرد، ما هم کمک خواهیم کرد تا بتواند وظایف خود را انجام بدهد. پایههاى نظام اسلامى پایههاى مشخّص و روشنى است. در همین تبلیغات ریاست جمهورى، یکى از موفّقیّتهاى این دورهى از انتخابات به نظر بنده این است که این نامزدهاى محترم چهارگانهاى که هستند، صریحاً مبانى ارزشى انقلاب را بر زبان آوردند؛ خب خیلى خوب است. تکرار شد، تأکید شد، معلوم شد ملّت چه میخواهد و آن چیزى که مورد علاقهى ملّت است چیست. البتّه هر کدام از این آقایان که مسئولیّت قبول بکنند، باید جوابگوى این حرفهایى که گفتهاند باشند. ما رها نمیکنیم؛ آنچه را قول دادند به مردم و وعده دادند، باید انجام بدهند. مردم هم خواهند خواست، ما هم از طرف مردم از آنها خواهیم خواست. و انشاءاللّه خداى متعال توفیق خواهد داد و خواهند توانست آن دِین خود را اداء بکنند. آنچه در پیش است یک تجربهى بزرگ است، یک امتحان بزرگ است، یک صحنه و عرصهى شیرین است؛ مواظب باشید که دشمن این عرصه را در کامها تلخ نکند؛ مواظب باشید ایادى دشمن نتوانند خداى نکرده اخلالى بکنند و به فضل پروردگار این پدیدهى خوب در نظام جمهورى اسلامى، یعنى پدیدهى دخالت مردم و مشارکت مردم، در این دفعه هم مثل دفعات دیگر به یک نتایج مطلوبى برسد.
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، خودت این ملّت را به آنچه صلاح این ملّت در آن است، راهنمایى بفرما؛ قلب مقدّس ولىّعصر را از ما راضى و خشنود بفرما.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
خیلى خوش آمدید برادران عزیز و خواهران گرامى. امیدواریم که به برکت ارواح طیّبهى شهداى عالىقدر عاشوراى حسینى و به عزّت و کرامتى که اسراى اهلبیت پیغمبر در ملأ اعلىٰ دارند، خداوند متعال به لطف و فضل خود، خبر خوشى از همهى اسیران ما، مفقودان ما، جوانهاى عزیزى که از آنها خبرى در دست ما و دست خانوادههایشان نیست، به خانوادههایشان و ملّتشان برساند.
البتّه در جریان یک زندگى شرافتمندانه مصائب زیاد است؛ خود صحنهى عاشوراى حسینى صحنهى انواع مصائب است. واقعاً عجیب است که خداى متعال، این عرصهى عاشوراى حسینى را چطور مجموعهاى از مصیبتهاى بزرگ قرار داد که انسانهاى بزرگ و در رأس آنها حضرت ابىعبداللّه الحسین (علیه الصّلاة و السّلام) با کرامت و بزرگوارى و صبر و شکر، توانستند این مصائب بزرگ را تحمّل کنند. هر دو طرف قضیّه در عرصهى تاریخ بشر بىنظیر است؛ هم آن جور مصیبتها با آن شدّت، با آن تنوّع، همه با هم در یک صبح تا عصر که در دنیا نظیر ندارد، هم صبرى که در مقابل این مصیبتها شد، این هم در تاریخ نظیر ندارد؛ آن شهادتها، آن مظلومیّتها، آن احساس غربت، آن تشنگى، آن فشار تألّماتى که بر یک نفر به خاطر خانوادهاش وارد میشود، آن نگرانى از آینده، بعد هم فقدان عزیزترین عزیزان عالم وجود، یعنى حسینبنعلى (علیه السّلام) و خانوادهاش و فرزندانش و اصحابش، و بعد هم اسارت، آن هم اسارت نه در دست یک عدّه مردم باشرف؛ چون اسارت در دست انسانى که باشرف باشد قابل تحمّل است، امّا آن انسانها انسانهاى باشرفى نبودند، انسان نبودند، ددمنش بودند؛ یک چنین اسارتى را بعد از آنهمه مصیبت از صبح عاشورا تا عصر عاشورا، تحمّل کردن.
و تحمّلکننده کیست؟ امام سجّاد است، مقام امامت؛ زینب است، تالىتلو(۲) مقام امامت؛ و بعد، زنها و کودکانى که به حسب ظاهر مقامات عالىِ معنوى مثل ولایت و امامت هم ندارند، امّا تحمّل کردند؛ این است آن راز بزرگى که حادثهى عاشورا را ماندگار کرده است. هر مجموعهاى از انسانها که در راه یک هدف بزرگ، در راه یک هدف مقدّس و عالى ــ نه بیهوده ــ مصیبتهایى را تحمّل کند، آن هم بزرگوارانه، بخشى از آن ارزشها را به خود اختصاص خواهد داد. براى این است که ما براى خانوادههاى شهدا ارزش قائلیم، براى خانوادههاى اسرا ارزش قائلیم، براى خانوادههاى مفقودین ارزش قائلیم، براى خانوادههاى جانبازان ارزش قائلیم و همچنین [برای] خود جانبازان، همچنین [برای] خود آن اسیرانِ در دست دشمن. بیخود نیست که یک ملّت، یک تاریخ، براى یک عدّه انسان ارزش قائل میشود؛ اگر بىصبرى بود، این ارزشها آفریده نمیشد. البتّه لحظههاى اسارت، حقیقتاً لحظههاى سختى است؛ آن هم اسارت در دست این دشمنانى که آزادگان عزیز ما وقتى برگشتند، گفتند که آنها با اسراى خودشان چه جور رفتار میکردند؛ نه مثل آن [جوری] که ما با اسراى بیگانه رفتار کردیم. آنها جور دیگرى رفتار کردند؛ حقّاً و انصافاً انسانى عمل نکردند. لحظهلحظهى شب و روز و لحظهلحظهی عمر اسیرانى که هنوز در دست دشمن هستند ــ که ما البتّه به طور دقیق آمار آنها را نداریم، امّا به طور فىالجمله میدانیم که مجموعهاى از این قبیل هستند ــ در پیش خداى متعال داراى ارزش است. و درست مثل شهدا که ما در باب شهدا عرض کردیم که در درجهى اوّل از لحاظ ثواب، شهدا هستند، پشت سر آنها هم خانوادههایشان، من به شما عرض میکنم در مورد اسرا هم همینجور است که در ردیفِ اوّلِ ثواب و اجر، اسرا هستند که آن رنج را تحمّل میکنند، و پشت سر آنها هم شما خانوادههاى اسرا هستید؛ شما هم خیلى اجر دارید. من میدانم خانوادهاى که عزیزى را مفقود دارد و از سرنوشت او خبر ندارد چه میکشد؛ خیلى مراحل سختى است، ساعات دشوارى است، شب و روز دشوارى است براى مادرها و پدرها و همسرها و فرزندان و خانواده، امّا اجر آن هم به همین اندازه بزرگ است.
من البتّه در مقام ترحّم، براى اسراى دشمن هم که پیش ما هستند احساس ترحّم میکنم و حتّى براى آنها هم من دعا میکنم که خداوند وسیلهى آزادى آنها را فراهم بکند، ولى آنها در واقع اسیر ما نیستند، اسیر دولت بعثى هستند؛ چون اگر دولت بعثى نسبت به اسراى ما و مفقودین ما جواب درستى میداد، ما داعى(۳) نداشتیم که اینها را اینجا نگه داریم؛ ما هم اینها را ــ همین تعدادى که هستند ــ رها میکردیم بروند سراغ خانه و زندگىشان. آنها جواب نمیدهند نسبت به اسرا و مفقودین ما. ما به آنها مکرّر ــ دهها بار، شاید بیش از صد بار ــ مراجعه کردیم، [ولی] جواب درستى داده نمیشود. متأسّفانه مجامع بینالمللى مثل صلیب سرخ و دیگران هم به نظر من مسئولیّت حقیقىشان را در این قضیّه ایفا نمیکنند. ما گفتیم اگر شما میگویید که این عزیزان ما از دنیا رفتهاند، محلّ دفن آنها را به ما نشان بدهید که ما اقلّاً این را بفهمیم؛ این کار را هم نکردند. خب ما چطور میتوانیم در یک چنین شرایطى اسیر عراقىاى را که پیش ما است، رها کنیم برود؟ جواب مردم را چه بدهیم؟ اگر چنانچه در مقابل آن کسانى که از ما در دست دشمن اسیر هستند، ما اینها را اینجا نداشته باشیم، بعد با چه امیدى خواهیم توانست عزیزان خودمان را از آنها پس بگیریم و اگر فرض کنیم بعضى از آنها از دنیا رفته باشند، اجساد مطهّر آنها و آثار و بقایاى آنها را به کشور برگردانیم؟ [پس] باید اینها را اینجا داشته باشیم؛ ناچاریم؛ وَالّا ما از لحاظ انسانى هیچ علاقهاى نداریم که آنها را هم اینجا نگه داریم. آنها هم بالاخره اگرچه دشمن ما هستند و در میدان جنگ تا آخرین گلولهى خودشان شلّیک کردند و بعد هم اسیر شدند، ولى رفتار ما با آنها رفتار انسانى است؛ اسلام اینجور به ما دستور داده است؛ رفتارمان با آنها رفتار خشن نیست، رفتار ملایم است و در دلمان نمیخواهیم و علاقهاى هم نداریم که آنها اسیر بمانند؛ مایلیم آنها هم آزاد بشوند بروند؛ ولى از لحاظ ترتیب منطقى، آنها در واقع اسیر ما نیستند، [بلکه] اسیر دولت خودشان هستند. من مدّتها قبل ــ چندین سال پیش ــ رفتم و در جمعیّتى از همین اسرا که جمع شده بودند، صحبت کردم؛(۴) آنجا هم به آنها گفتم که شما در واقع اسیر رؤساى خودتان هستید؛ آنها هستند که جواب ملّت ایران را نمیدهند و نتیجه این میشود که شما اینجا بمانید.
علىاىّحال، این امتحان براى شما امتحان بزرگى است. و عزیزان من! بدانید هر یک از این مصائب الهى که براى انسان پیش مىآید، در کنار خود، یک اجر بزرگى دارد، یک عایدى دارد؛ قضیّه یکطرفه نیست. در مقابل دشوارى و محنت، انسان از خداى متعال عوض میگیرد؛ هیچکس مغبون نمیشود در دستگاه الهى. آن کسى که فرزندش شهید شده است، با آن کسى که فرزندش کنار او با راحتى در خانه زندگى میکند، پیش خدا یکسان نیستند؛ آن کسى که سلامت خود را از دست داده است یا سلامت عزیزش را از دست داده است، با آن که این رنج را ندارد یکسان نیست؛ آن کسى که عزیزش از او دور است و خبرى از او ندارد، با دیگران یکسان نیست؛ بر روى همهى تلاشها و فعّالیّتهایى که یک انسانى یا یک جامعهاى انجام میدهد، اجر الهى هست. وَ هُم فیها لا یُبخَسون؛(۵) در دستگاه خدا هیچکس دچار غَبن(۶) و بَخس(۷) نمیشود؛ این را بدانید؛ این یک امتحان الهى است. البتّه امیدواریم خداى متعال کمک بفرماید. این آقایان مسئولین بخش اسرا هم انصافاً تلاش میکنند، زحمت میکشند، ما شاهد و ناظر هستیم؛ دولت و مسئولین دولتى هم خیلى تلاش میکنند؛ ما میبینیم که اینها چه میکنند، ولى خب طرف اینجور است دیگر؛ میدانید که چه جورى است. امیدواریم انشاءاللّه خداى متعال بر اثر استقامت و صبر شما و مسئولین، نتیجه را هر چه شیرینتر عاید بکند.
از همین جا من مسائل اساسىاى را که براى ملّتمان مطرح است عرض بکنم و امروز مسئلهى انتخابات(۸) که حقیقتاً یک عرصهى امتحان الهى است. ببینید امتحانهاى الهى چه جور براى همه هست؛ مگر میشود در دوران زندگى، انسان با امتحان الهى مواجه نشود؟ عمده این است که انسان بتواند از امتحان الهى سربلند بیرون بیاید. من چند نکته را در باب این انتخاباتى که به سلامتی در دو سه روز آینده ــ در روز جمعه ــ در پیش داریم، براى ملّت ایران مطرح میکنم تا به این نکات توجّه بکنند.
نکتهى اوّل این است که آنچه امروز در سطح کشور در زمینهى انتخابات جریان دارد، همان چیزى است که براى ملّت ایران و براى سرنوشت این کشور یک امرى است لازم، ضرورى و مطلوب؛ شور و شوق انتخابات همهجا را فرا گرفته است؛ همه احساس میکنند که در این امر بزرگ سهیمند، شریکند؛ ملّت احساس میکند که آیندهى امور اجرائى کشور در دستان او است؛ یک نفر را میفرستد در رأس قوّهى مجریّه؛ آیندهى سازندگى کشور، ادارهى کشور، روابط کشور، فرهنگ کشور، اقتصاد کشور، مسائل اجتماعى، مسائل انسانى، همه و همه از همین جا آغاز میشود، و یک دورهى دیگرى به دنبال دورههاى گذشته ــ که بحمداللّه با موفّقیّت همراه بوده است ــ در پیش است. مردم احساس میکنند در این قضایا سهیمند. این درست همان چیزى است که ما آن را از خداى متعال میخواستیم و دشمن آن را از خدا نمیخواست و در دل از آن ناراحت بود، میخواست اینجور نباشد. دشمن میخواست که انتخابات در ایران با استقبال عمومى مواجه نشود؛ امروز عکس آنچه دشمن میخواهد، در صحنه مشهود است و همه منتظر روز جمعهاند؛ همه منتظرند که بتوانند به آن کسى که مورد علاقهى آنها است و به تشخیص آنها اصلح است، رأى بدهند؛ این خیلى چیز خوبى است، خیلى چیز برجستهاى است. من از همهى ملّت ایران میخواهم که به امید خدا، با توکّل به پروردگار، همین احساس مسئولیّت را تا هنگام رفتن پاى صندوق رأى و انداختن رأیشان در داخل صندوق حفظ کنند، و انشاءاللّه عدد بالایى از مردم در این امتحان الهى شرکت بکنند و دِین خودشان را به کشور، به انقلاب اداء کنند و سهم خودشان را در آیندهى کشور ایفا کنند. این، آن چیزى است که دشمن را بشدّت زخمخورده خواهد کرد، مأیوس خواهد کرد. در واقع، رفتنِ مردم با تعداد زیاد آراء پاى صندوقهاى رأى و جمع شدن آراء زیاد براى مجموعهى نامزدها، مهم است. جمع شدن آراء زیاد در اصل انتخابات در واقع رأى به استقلال کشور است، رأى به تبعیّت از نظام است و همراهى با رهبرى است؛ با این کار، دشمن را مأیوس کنند و در واقع به دهان دشمن مشت بکوبند.
نکتهى دوّم این است که این حرکت زیبا را، این حرکت عظیم مردمى را که حقیقتاً یک آزمایش بزرگ مردمى و ملّى و اسلامى است، سعى کنید با همان نزاهت و طهارت و پاکیزگىاى که مطلوب اسلام است پیش ببرید؛ البتّه متن مردم و عموم مردم عزیز کشور ما همینجور هستند. سعى کنید کدورت ایجاد نشود. مسابقهى انتخاباتى ضمن اینکه یکى از جدّىترین کارهاى یک ملّت است و به هیچ وجه جنبهى شوخى و بازى در آن نیست و بسیار جدّى است، امّا شبیه مسابقات ورزشى است؛ در مسابقات ورزشى همه تلاش میکنند، امّا این تلاش را کسانى که اهل اخلاقند، اهل فهمند، با کارهاى زشت و کارهاى نامناسب همراه نمیکنند. البتّه مردم خودمان را من عرض میکنم؛ وَالّا چرا، بعضى از ملّتهاى دیگر هستند مثل انگلیسىها، که مسابقات فوتبال را هم به کُشتوکشتار تبدیل میکنند! ما به آنها کارى نداریم. ملّت ما اهل اخلاقند، اهل معنویّتند، اهل عاطفهاند. نگذارید که فضاى انتخاباتى فضاى کدورت بشود؛ هر کدام از نامزدها براى خودشان تبلیغ بکنند، طرفدارانشان براى آنها تبلیغ بکنند، [امّا] کارى نکنند که دوستانشان و هممیهنانشان و برادرانشان را که احیاناً از یک نامزد دیگرى دارند حمایت میکنند، زخمخورده و رنجدیده و مکدّر از خودشان بکنند؛ به این نکته توجّه کنید؛ این خیلى مهم است. گوشهوکنار البتّه چیزهایى شنیده میشود که قدرى مایهى خلاف توقّع است. بعضى از کارها را دشمن میکند؛ این را هم همه توجّه بکنند. بعضى از کارها مربوط به خودیها نیست؛ مثلاً کاروان شادى در عصر عاشورا مربوط به مردم انقلابى و مسلمان نیست؛ این کار دشمن است. حالا گیرم عکس یک نامزد انتخاباتى را هم به دست بگیرند؛ این حیلهى آنها است. نباید هیچکس از نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى را متّهم کرد که شما از اینها خبر داشتید یا اینها طرفدار شما هستند؛ نخیر، آنها چه طرفدارىای دارند از کسانى که اهل دین و اهل معنویّت و مانند این چیزها هستند؟ ربطى ندارد. شاید خود آن فریبخوردههایى هم که در خیابانها سوار بر اتوبوس شدند و آن مناظر زشت را راه انداختند، ندانند که قضیّه چیست؛ یک دستى دارد آنها را حرکت میدهد براى اینکه فضا را خراب کند، براى اینکه مردم را ناراحت کند، براى اینکه انتخابات را از نظر متدیّنین یک کار نامناسبى جلوه بدهد، چهرهها را خراب کند. البتّه مسئولین باید بگردند و آن دست پنهان را پیدا کنند؛ من مؤکّداً به مسئولین توصیه میکنم و از آنها میخواهم که بگردند آن دستهاى پنهانى را که این زشتکاریها را انجام میدهند پیدا بکنند؛ از آنها نباید گذشت. صحبت سر اینها نیست؛ صحبت سر غفلتهایى است که ممکن است گاهى خداى نکرده از خودیها سر بزند که بعضىها را متّهم کنند، بعضىها را مورد اهانت قرار بدهند؛ این کار درست نیست. البتّه تبلیغات منطقى، معقول، بااستدلال اشکالى ندارد، لکن نباید فضا را خراب و مکدّر کرد.
نکتهى سوّم این است که دشمن به همان اندازهاى که از اجتماع آراء در روز انتخابات ناراحت است، به همان اندازه هم درصدد است که اگر این تجربه به وسیلهی ملّت ایران با موفّقیّت انجام شد، شیرینى انتخابات را به دهان مردم تلخ کند. از مدّتى پیش دارند براى این برنامهریزى میکنند؛ شایعهى تقلّب در انتخابات و صورى بودن انتخابات را مطرح کردند؛ لطیفه درست کردند، مَتَل درست کردند و در دهان مردم انداختند، بعضى هم البتّه ناآگاهانه آنها را تکرار میکنند. من باید عرض بکنم این شایعه که در انتخابات تقلّب خواهد شد، از طرف دشمن است. حرفهاى دلسوزانهى رئیسجمهور محترم(۹) را رادیوهاى بیگانه برداشتند حمل بر چیزهاى نامناسب و ناشایسته کردند؛ حتّى بعضى از تحلیلگران و خودیها هم از روى غفلت برداشتند حمل کردند بر اینکه قرار است چه اتّفاق بیفتد. این حرفها چیست؟ مگر ممکن است در انتخابات جمهورى اسلامى کسى به خود حق بدهد یا جرئت بدهد که در آراء مردم دستکارى بکند؟ اوّلاً شوراى محترم نگهبان یک مجموعهى عادل و مواظب و ناظر بر انتخاباتند که هیچ راهى را براى تقلّب باقى نمیگذارند؛ ثانیاً مسئولین وزارت کشور، وزیر محترم کشور(۱۰) آمد اینجا پیش من و گفت شما مطمئن باشید ما نمیگذاریم یک رأى جابهجا بشود. خب اینها مسلمانند، اینها انقلابىاند، متدیّنند، مورد اعتمادند، از مجلس شوراى اسلامى رأى اعتماد گرفتهاند. بر فرض [اگر] یک گوشهاى یک تخلّف کوچکى هم انجام بگیرد، در نتیجهى انتخابات هیچ تأثیرى نخواهد داشت. خود بنده هم مواظبم؛ من اجازه نخواهم داد کسى به خود حق بدهد تقلّب در انتخابات را که هم یک عمل خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق سیاسى و اجتماعى است، انجام بدهد؛ چنین کارى هرگز نخواهد شد. بعضى خیال کردند که حالا چه دارد اتّفاق مىافتد! من بخصوص از رئیسجمهور محترم استفسار(۱۱) کردم، گفتم شاید ایشان خبرى دارند؛ ایشان گفتند نه، من در همهى انتخاباتها به مسئولین و به دستاندرکاران سفارش میکنم که تخلّف نکنند، مسئلهى خاصّى وجود ندارد. یک عدّهاى جنجال کردند، رادیوهاى بیگانه هاىوهوى [کردند]؛ نخیر، انتخابات انشاءاللّه با اتقانِ کامل انجام خواهد گرفت. هم مسئولینى که هستند مسئولین مورد اطمینانى هستند، هم خود بنده نخواهم گذاشت که مسئلهى انتخابات خداى نکرده اندکى مخدوش بشود.
نکتهى بعدى این است که همهى ملّت ایران و خود نامزدهاى محترم توجّه بکنند که هر کس به خواست خدا و به سلامتی اکثریّت آراء مردم را ــ چه در مرحلهى اوّل، چه در مرحلهى دوّم ــ به خود اختصاص داد، او رئیسجمهور قانونى است؛ هر کس باشد؛ هر کدام از این چهار نفر آقایانى که باشند،(۱۲) رئیسجمهور قانونى خواهد بود؛ البتّه ملّت تلاش خود را باید بکنند؛ باید زحمت بکشند و دنبال اصلح بگردند. من مکرّر عرض کردهام؛ مسئله، مسئلهى دین است، مسئلهى خدا است، مسئلهى اداء تکلیف است. همچنان که اصل انتخابات یک تکلیف الهى است، انتخاب اصلح هم تکلیف الهى است؛ چون گفتیم(۱۳) که تفاضل ولو کم باشد، در این قضیّه بسیار است. باید بگردید و بین خودتان و خدا حجّت پیدا کنید؛ یعنى بتوانید از راهى بروید که اگر چنانچه خداى متعال پرسید که شما به این آقا به چه دلیل رأى دادید، بتوانید بگویید به این دلیل. یک دلیلى، حجّتى بین خودتان و خدا دستوپا کنید، فراهم بکنید، بعد با خیال راحت بروید رأى بدهید؛ این کار را البتّه باید بکنند. ما هم از خدا میخواهیم و دعا میکنم و آرزو میکنم که خداى متعال دلهاى مردم را هدایت کند به سمت کاندیداى اصلح، نامزد اصلح و آن که واقعاً صلاحیّتش بیشتر است. البتّه شوراى محترم نگهبان این چهار نفر آقایان را صالح دانسته است؛ لابد اینها در یک حد نیستند؛ بعضى صالحند، بعضى صالحترند؛ بگردید آن صالحتر را شناسایى کنید، پیدا کنید و به او رأى بدهید. هر کسى که برود رأى بدهد ــ این را توجّه کنید ــ چه رأى او صائب باشد و به اصلح رأى داده باشد، چه اشتباه کرده باشد و به غیر اصلح رأى بدهد، همین اندازه که از روى احساس مسئولیّت و احساس اداء دِین به کشور خود و احساس تکلیف نسبت به آینده پاى صندوق برود و رأى بدهد، این رأى پیش خداى متعال مأجور است و موجب ثواب است، این شخص علاقهمند به نظام است و علاقهمند به رهبرى است. آنچه مهم است این احساس تکلیف است؛ این احساس تکلیف را باید همهى آحاد ملّت بکنند.
خب بحمداللّه همانطور که گفتیم، تا حالا احساس میشود که مردم کاملاً با شور و شوق وارد شدهاند. همین شور و شوق را، بلکه بیشتر از این را، تا روز رأى و تا لحظهى رأى دادن حفظ کنید و بروید تلاش خودتان را بکنید، تفحّص خودتان را بکنید، اصلح را پیدا کنید. آن کسى که فکر کردید اصلح است و بین خودتان و خدا حجّت تمام شد، به او رأى بدهید و خاطرجمع باشید که تکلیفتان را انجام دادهاید؛ این، آن چیزى است که همه باید به آن توجّه بکنند. هر کسى هم که نتیجهى آراء متعلّق به او شد، خداى متعال انشاءاللّه کمک خواهد کرد، ما هم کمک خواهیم کرد تا بتواند وظایف خود را انجام بدهد. پایههاى نظام اسلامى پایههاى مشخّص و روشنى است. در همین تبلیغات ریاست جمهورى، یکى از موفّقیّتهاى این دورهى از انتخابات به نظر بنده این است که این نامزدهاى محترم چهارگانهاى که هستند، صریحاً مبانى ارزشى انقلاب را بر زبان آوردند؛ خب خیلى خوب است. تکرار شد، تأکید شد، معلوم شد ملّت چه میخواهد و آن چیزى که مورد علاقهى ملّت است چیست. البتّه هر کدام از این آقایان که مسئولیّت قبول بکنند، باید جوابگوى این حرفهایى که گفتهاند باشند. ما رها نمیکنیم؛ آنچه را قول دادند به مردم و وعده دادند، باید انجام بدهند. مردم هم خواهند خواست، ما هم از طرف مردم از آنها خواهیم خواست. و انشاءاللّه خداى متعال توفیق خواهد داد و خواهند توانست آن دِین خود را اداء بکنند. آنچه در پیش است یک تجربهى بزرگ است، یک امتحان بزرگ است، یک صحنه و عرصهى شیرین است؛ مواظب باشید که دشمن این عرصه را در کامها تلخ نکند؛ مواظب باشید ایادى دشمن نتوانند خداى نکرده اخلالى بکنند و به فضل پروردگار این پدیدهى خوب در نظام جمهورى اسلامى، یعنى پدیدهى دخالت مردم و مشارکت مردم، در این دفعه هم مثل دفعات دیگر به یک نتایج مطلوبى برسد.
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، خودت این ملّت را به آنچه صلاح این ملّت در آن است، راهنمایى بفرما؛ قلب مقدّس ولىّعصر را از ما راضى و خشنود بفرما.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ در ابتدای این دیدار، سرتیپ عبداللّه نجفی (رئیس کمیسیون تبادل اسرا و مفقودین) گزارشی ارائه کرد.
(۲ بلافاصله دنبال کسی یا چیزی بودن
(۳ انگیزه، غرض
(۴ سخنرانى در جمع اسراى عراقى در پادگان حشمتیّه (۱۳۶۳/۷/۱)
(۵ سورهی هود، بخشی از آیهی ۱۵؛ «... به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد.»
(۶ زیان
(۷ کمبود
(۸ انتخابات هفتمین دورهى ریاست جمهورى در دوّم خرداد ماه برگزار میگردد.
(۹ حجّتالاسلام والمسلین اکبر هاشمیرفسنجانی
(۱۰ آقای علیمحمّد بشارتی
(۱۱ پرسش، جویا شدن
(۱۲ حجّتالاسلام سیّدمحمّد خاتمی، آقای سیّدرضا زوّارهای، حجّتالاسلام محمّد محمّدیریشهری، حجّتالاسلام علیاکبر ناطقنوری
(۱۳ بیانات در دیدار جمعی از روحانیّون و مبلّغین در آستانهى ماه محرّم (۱۳۷۶/۲/۱۳)