بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
و الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خدا را با همهی وجود سپاسگزاریم که ایران اسلامی را یک بار دیگر مشهد و منظر عظیم ایمان جوشان و انگیزههای بیپایان نیروهای مؤمن و مخلص انقلاب قرار داد. هر یک از این مانورهای بزرگ که بهترین و عزیزترین فرزندان این ملّت و این کشور در آن اجتماع میکنند، در حقیقت، یک صحنهی پُرشکوهی و یک نمونهی فراموشنشدنیای از حقیقت عظیمی که امروز در این کشور، در این سرزمین الهی، در این مقطع حسّاس تاریخ حضور دارد، در مقابل چشم جهانیان و کسانی که مایلند ببینند و حقایق را بفهمند قرار میدهد. آن اجتماعی که دست خدا با آن است، همین اجتماع است: اجتماع دلهای مؤمن؛ اجتماع جانهای پاک و روحهای نورانی و باصفا؛ اجتماع جوانهای پاکیزهی این ملّت که در عصر حاکمیّت مادّیگری بر زندگی قشرهای جوان در سرتاسر عالم، توانستهاند خود را از تصرّف مادّیگری نجات بدهند، توانستهاند شعلهی معنویّت را که خدا در همهی دلها، در همهی جانها برافروخته است، در دل خودشان، در جان خودشان برافروخته و مشتعل نگه دارند. در دورانی که [طرّاحان] توطئههای بلندمدّتِ صهیونیستی تصمیم گرفته بودند نسل جوان کشورها را به مسائل حقیر، به شهوات، به آلودگیها دچار کنند و سرگرم نگه دارند و متأسّفانه در بسیاری از کشورها موفّق شدهاند، جوانان این ملّت، این فرزندان مؤمن، مخلص، باصفا، این کسانی که استعدادهای گوناگونِ بشری در آنها به صورت جوشانی هم وجود دارد و این را در همهجا ثابت کردهاند و نشان دادهاند، توانستهاند خود را از این توطئهی بزرگ صهیونیستی تاریخ معاصر و پیش از دوران معاصر ما حفظ کنند و نگه دارند؛ این یک پدیدهی بسیار شگفتآور و پُرشکوه و افتخارآمیز است. اجتماع یک چنین جوانانی، اجتماع یک چنین دلهایی، همان اجتماعی است که در آن نور الهی به چشم اهل بصیرت میآید.
انسان در چنین مجموعههای عظیمی است که خدا را میبیند، قدرت خدا را حس میکند؛ ارادهی لایزال الهی را بر اصلاح بشریّت و اصلاح تاریخ، با همهی وجود درمییابد و دلِ هر انسان دیرباوری از امید سرشار میشود. مانور بزرگ طریقالقدس ما به این معانی است. مانورهای جوانان ما، رزمندگان ما، در سرتاسر کشور، هر جایی که تشکیل میشود، دارای این مضمون است، دارای چنین مفهوم برجستهای است. ملّت ایران، در دورانِ هجدهسالهی انقلاب، یک مانور بزرگ سیاسی و نظامی و انسانی را به طور مستمر در مقابل چشم بشریّت قرار داده است. همهی این مانورهایی که در طول جنگ به صورت واقعی در جبهههای نبرد خود را نشان میداد و امروز به صورت تمرینهایی و ایجاد آمادگیهایی اینجا و آنجا به وجود میآید، جزئی از آن مانور عظیم ملّت ایران است. این یعنی نمایش قدرت یک ملّتی که تصمیم گرفته است از نیروهای خدادادهی خود برای بنای زندگی شرافتمندانهی خود بهره بگیرد و استفاده کند؛ این یعنی یک ملّت، با غیرت ملّی خود، با احساس شرفی که در وجود او و در تاریخ او و در عقاید او نهفته است، میخواهد بگوید دست دشمنان، کوتاه؛ دست متجاوزان، کوتاه! مستکبران عالم، قدرتهای پُرتوقّع و ضدّ فضایل و ارزشهای انسانی بروند به کناری. این ملّت، ملّتی نیست که با تهدید، با ارعاب، با حضور تهدیدآمیز قدرتهای مادّی که عادت کردهاند حرف خود را علیه ملّتها، علیه جوامع به کرسی بنشانند، در مقابل اینها پا عقب بگذارد، قدرت خود را فراموش کند و به ضعف تلقینی دشمن گوش بدهد؛ این ملّت میداند که قوی است، فهمیده است که دارای اقتدار است. معنای این مانورها، این اجتماعات مبارک و منوّر، این است.
مانور ما تهدید هیچ همسایهای و هیچ ملّت و دولتی نیست. علیرغم تبلیغات آمریکایی و صهیونیستی و بوقهایی که در طول این هجده سال، همواره خواستهاند ایران اسلامی را تهدیدی علیه کشورهای خلیج فارس نشان بدهند، ملّت ایران علیه کشورهای خلیج فارس و ملّتهای همسایه و هیچ کشور دیگری که متعرّض به آن نباشد، تهدیدی به وجود نمیآورد. ما کسی را تهدید نمیکنیم، امّا این ملّت در مقابل آن قدرتهایی که عادت کردهاند تا همهی ملّتهایی را که حاضر نیستند در مقابل آنها زانو بزنند تهدید بکنند، عادت کردهاند زور بگویند، با قدرت خود، با توانایی خود، با تکیه به خدا، با تکیه به دستورات قرآن مقدّس که به او گفته است به خدا تکیه کن و از کسی نترس، تصمیم دارد در مقابل این قدرتهای تهدیدکننده تهدید نشود، تهدید آنها را جدّی نگیرد و از مواضع بحقّ خود، از راه خود، از مدّعای حقطلبانهی خود، حتّی یک قدم عقب ننشیند. این است مضمون حقیقی این مانورها.
بله، ما کسی را تهدید نمیکنیم. اگر کسانی، دولتهایی، سیاستمدارانی، مطبوعاتچیهایی، دوست میدارند برای سرگرمی خودشان یا سرگرمی مردمشان وانمود بکنند که ایران اسلامی به عنوان یک همسایه آنها را تهدید میکند، این بسته به میل خود آنها است. نیروی ما در خلیج فارس، در محدودهی کشور، برای دفاع از مرزهای این میهن پُرافتخار اسلامی است، برای دفاع از استقلال این ملّت است، برای ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو است. امروز متأسّفانه دنیا غالباً تقسیم شده است به اردوگاه استکبار و زورگویی از یک طرف، و اردوگاه کسانی که حاضر شدهاند زورگویی زورگویان را بشنوند، از طرف دیگر. میبینید؛ دستگاه استکباری با تشبّث(۲) به همهی امکانات، درصدد است قدرت ظالمانه و غاصبانهی خود را در هر نقطهای از نقاط عالم که بتواند، گسترش بدهد. امروز دولت آمریکا قانع نیست به اینکه بر کشور خود و منافع خود تسلّط داشته باشد و خود را به عنوان یک کشور و یک ملّت، طبق میل خود و ارادهی خود اداره کند؛ به این قانع نیستند. آنها میخواهند در هر نقطهای از عالم که یک موقعیّت جغرافیایی حسّاسی وجود دارد، حضور داشته باشند؛ هر جا یک آبراه مهمّی وجود دارد، آنها بر آن مسلّط باشند؛ هر جا منابع حیاتیِ زیرزمینیای وجود دارد، زیر کلید آنها باشد؛ هر جا پولی هست، قدرتی هست، امکانی هست، آنها بتوانند بر آن تسلّط داشته باشند؛ هر جا مجموعهای از انسانها زندگی میکنند، تا آنجایی که میتوانند ارادهی خودشان را بر آن مجموعهی انسانی تحمیل کنند؛ این را میخواهند. استکبار یعنی این؛ ما با این مخالف و مقابل و ضدّیم؛ ما این را نمیتوانیم قبول کنیم و تحمّل کنیم. هیچ ملّتی این را نمیخواهد؛ هیچ ملّتی، هیچ مجموعهی انسانیای نمیخواهد زیر فرمان دیگران باشد، منتها خیلی از مجموعههای انسانی متأسّفانه یا قدرت خود را کشف نکردهاند و خیال میکنند نمیتوانند، یا شاید واقعاً نمیتوانند. ملّت ایران هم متأسّفانه سالهای متمادی در دوران حاکمیّت طاغوتها و زمان حاکمیّت حکومت فاسد پهلوی و قبل از آن، حکومت فاسد قاجارها همین وضعیّت را داشت؛ این ملّت بزرگ، این فرهنگ عمیق، این تواناییهای عجیب، این استعداد کمنظیر و درخشان، همه اینجور مورد سوءاستفادهی دشمنان قرار میگرفت. خب معلوم است دشمن با یک ملّت چه میکند.
عزیزان من! این ملّت از لحاظ علم و فرهنگ و پیشرفتهای فکری و علمی و اجتماعی عقبمانده و عقبافتاده نبود. این را همین قدرتهای تجاوزگر در طول زمانهای گوناگون، به کمک حکّام فاسد بر او تحمیل کردند. ملّت ایران را بزور و بظلم از قافلهی تمدّن بشری و دانش بشری و پیشرفتهای علمی عقب نگه داشتند. اسلام آمد این ملّت را زنده کرد، او را با تواناییهای خود آشنا کرد؛ خدای متعال معلّمی برای این ملّت فرستاد که با زبان پیامبران با او حرف زد، او را بیدار کرد، او را به حقّ خود آشنا کرد، او را با قدرت خود آشنا کرد، به او فهماند که اگر یک ملّت بخواهد اراده کند، چه معجزههای بزرگی از او و به دست او سرمیزند؛ این ملّت بیدار شد. هجده سال است که این ملّت با بهرهگیری از این درسهای آسمانی و الهی توانسته است یکی پس از دیگری، این بندهای جادویی را که دشمنها بر دست و پای او، بر گردن او بسته بودند، باز کند؛ از لحاظ علمی به حرکت افتاد، از لحاظ سازندگیِ کشور به حرکت افتاد، از لحاظ اخلاقی و ارزشهای دینی راه زیادی را پیمود. امروز این ملّت یک ملّتی است که در مقابل هیچ قدرتی در دنیا مرعوب نیست و احساس قدرت میکند؛ این چیز کمی نیست.
یک روزی دو ابرقدرت در این دنیا دست به دست هم دادند و با اینکه در همهی مسائل یا بسیاری از مسائل ضدّ هم بودند، در این مسئله یکی شدند که این ملّت را از راه اسلام برگردانند، او را پشیمان کنند و در را برگردانند به همان پاشنهی قبلی بچرخانند؛ [ولی] نتوانستند. والله هیچ قدرتی امروز در دنیا نمیتواند ملّت ایران را از راه پُرافتخار اسلام و قرآن برگرداند. چه فکر میکنند کسانی که غیر از این گمان میکنند؟ آنهایی که عادت کردهاند به هر مناسبتی یا بیمناسبت زبان انتقاد را باز کنند بر روی ملّت ایران، یاوه بگویند، یاوه بنویسند، دچار تحلیل غلط و فهم غلط از مسائل این کشورند؛ این ملّت را نمیشناسند، زبان این ملّت را هم نمیفهمند. من به همهی کسانی در سطح دولتهای عالم که دربارهی ایران، دربارهی ملّت ایران و کشور ایران میاندیشند و تصمیم میگیرند، این سخن را میگویم: سعی کنند این ملّت را درست بشناسند. تحلیلهای غلط، راهحلهای غلط در مقابل انسانها میگذارد. وقتی این ملّت را بد میفهمند، آن وقت بد هم تصمیم میگیرند؛ مثل آمریکاییها. هیچ وقت سعی نکردند این ملّت را آنچنان که هستند بشناسند و زبان آنها را بفهمند، [جز] با همان چهارچوبهای قالبی، با همان واژههایی که برای خود آنها معتبر است و از فرهنگ خود آنها است و ممکن است برای اکثر ملّتهای عالم معتبر نباشد. هر ملّتی فرهنگی دارد؛ چه اجباری برای یک ملّت هست که فرهنگ خود را، ایمان خود را، فهم خود از مسائل را رها کند و تسلیم فرهنگ کس دیگری یا فهم کس دیگری از مسائل بشود؟ چرا بعضی اینقدر پُرتوقّع، خشکمغز و دچار تفکّرهای قالبی هستند؟ هر کسی که امروز دربارهی ملّت ایران اینجور حرف بزند و قضاوت کند، دچار اشتباه خواهد شد.
خطّ مشی ملّت ایران یک خطّ مشی روشن در مسائل جهانی است. ملّت ایران به خاطر بصیرت، به خاطر اینکه گذشتهی خود را بابصیرت نگاه میکند، چشم خود را بر گذشته نمیبندد، مسائل تاریخ خود، تاریخ نزدیک خود از صد سال پیش، از پنجاه سال پیش، از سی سال پیش را بادقّت نگاه میکند، فهمیده است، دانسته است و به این نتیجه رسیده است و دیده است که رژیم استکبار و در وضع فعلی، رژیم ایالات متّحدهی آمریکا، در طول مدّت بیش از ۳۰ سال و شاید قریب ۳۵ سال که اینها در زمان رژیم منحوس پهلوی بر این کشور تسلّط سیاسی داشتند، به این ملّت خیلی بدی کردهاند؛ خیلی! دست اینها به خون این مردم آغشته است، به این ملّت اهانت کردهاند، ثروتهای او را بردهاند، از رژیم فاسد ضدّبشری مثل رژیم محمّدرضا حمایت کردهاند. آن مالِ قبل از دوران انقلاب در طول ۳۵ سال؛ بعد از انقلاب هم از اوّل پیروزی انقلاب تا امروز، آمریکاییها هر چه توانستهاند با این کشور و با این ملّت دشمنی کردهاند. لذا ملّت ایران با این آگاهیها، با مشاهدهی این وضعیّت، حاضر نیست به این آسانیها گناه آمریکاییها را ببخشد؛ تمام شد و رفت! ملّت ایران حاضر نیست از گناه رژیم ایالات متّحدهی آمریکا صرفنظر کند.
آن کسانی که در سطح عالم، خودشان را وصل به آمریکا میکنند، خودشان را در جبههی آمریکا قرار میدهند، از نظر ملّت ایران به همان اندازه که خود را وصل به آمریکا بکنند، در جرائم دولت آمریکا شریکند. آمریکاییها سعی کردهاند اینجور وانمود کنند که غرب یعنی آمریکا و اصلاً بلوک غرب بدون آمریکا معنا نمیدهد؛ خواستهاند اینجور در دنیا جا بیندازند و وانمود کنند. البتّه واقعیّت این نیست.
بنده در چند سال قبل از این، در زمان حیات مبارک امام (رضوان الله تعالی علیه)، به یکی از این سیاستمدارهای اروپایی گفتم ما ضمن اینکه استقلال خودمان را در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی به هیچ چیزی حاضر نیستیم بفروشیم و معامله کنیم، امّا غرب به عنوان یک طرف برای جمهوری اسلامی مطرح است امّا مشروط بر اینکه غرب به معنای آمریکا نباشد؛ [چون] ملّت ایران از آمریکا نمیگذرد و با او کنار نمیآید. به او گفتم آمریکا سعی میکند اینجور وانمود کند که غرب مساوی است با آمریکا؛ ما میگوییم اینجور نیست، امّا اگر کشورهای غربی و کشورهای اروپایی میخواهند تصدیق کنند که غرب منهای آمریکا معنا ندارد، ملّت ایران هیچ اهمّیّتی نمیدهد که غرب را به عنوان یک طرف تجاری و سیاسی و معاملهایِ خودش نداشته باشد؛ هیچ اهمّیّتی ندارد. اینجور نیست که خیال کنید ملّت ایران به ارتباط با یک کشوری یا با یک مجموعهای از کشورها نیاز دارد و احتیاج دارد. البتّه در دنیا همهی کشورها به نحوی از ارتباط با یکدیگر استفاده میکنند و به یک معنا همه به یک نحوی به هم احتیاج دارند ــ این محلّ بحث ما نیست ــ امّا اینکه کسی خیال کند که ملّت ایران یا دولت جمهوری اسلامی ایران ناچار است با فلان مجموعهی از کشورها ارتباط داشته باشد، این خطای فاحشی است، این غلط بزرگی است.
امروز هم همین حرف را تکرار میکنیم؛ ما دنیا را به یک چشم نگاه نمیکنیم، کشورهای گوناگون را با یک چشم نگاه نمیکنیم؛ آن دولتهایی که به ملّت ایران بدی کردهاند، با آن دولتهایی که به عنوان یک طرف سالم در زمینههای گوناگون مطرح شدهاند، یکسان نیستند. البتّه اگر دولتی ...... و معنویّت و انصاف و عدالت حضور دارد؛ دنیایی که با تعلیمات ارزشمند پیامبران الهی، با آیات نورانیِ خدای متعال برای بشر، آراسته و منوّر شده است؛ دنیایی شایستهی انسان؛ دنیایی که در آن، هم آبادی هست، هم رفاه هست، هم پیشرفت علمی هست، هم پیشرفت صنعتی هست، هم اقتدار سیاسی هست و هم تعالی معنوی هست؛ دنیایی که در آن، انسانها در کنار یکدیگر احساس آرامش و امنیّت میکنند، چیزی که در دنیای ساختهی تمدّن مادّی وجود ندارد. در دنیای مادّیگری، انسانها مثل گرگها باید از هم بترسند، امّا در دنیایی که اسلام برای انسانها به وجود میآورد آرامش هست، امنیّت هست، اطمینان هست، انسانیّت در آن شکوفا است؛ ملّت ایران مصمّم است چنین دنیایی را، هم از جنبهی مادّی و هم از جنبهی معنوی، برای خود به وجود بیاورد و بسازد. این یک مبارزهی طولانی و بلندمدّت است. آنهایی که سعی میکنند اینجور وانمود کنند که ملّت ایران یا دولت جمهوری اسلامی ایران در پی آن است که به آن کشور، به آن دولت، به آن مرز جغرافیایی تجاوز کند، اشتباه نکنند؛ ملّت ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران برای بنای این کشور و پیشرفت این جامعه هزاران کار بزرگ و درخشان پیش پای خود دارد که او را از پرداختن به چنین کارهایی بازمیدارد. امروز بحمدالله کاروان علم و تمدّن، تمدّن اسلامی، تمدّنی که میتواند به دنیا خدمت کند، در این کشور به راه افتاده است.
جوانان عزیز من، بسیجیان عزیز، جوانهای مؤمن، دلهای نورانیای که آیات خدا را شنیدهاید، پذیرفتهاید، فهمیدهاید و به کار بستهاید! آینده متعلّق به شما است، میدان در مقابل شما باز است؛ خودتان را آماده کنید؛ در همهی جبههها، در همهی عرصههای گوناگون. البتّه همه بدانند که این راه، راهی است که اگر یک ملّت مثل شما آن را با موفّقیّت بپیماید و به نتایج آن به فضل پروردگار برسد، ملّتهای دیگر از او درس میگیرند و راه را پیدا میکنند. این همان چیزی است که استکبار را وادار میکند که با همهی وجود بخواهد علیه ملّت ایران وارد اقدامهای خشن و خصمانه بشود. باید برای مقابلهی با یک چنین دشمنی که در مقابل ملّت ایران آمادهی هر گونه اقدام خشنی است ــ اگر بتوانند ــ آماده بود. دولتهای مستکبر، چه در گذشته، چه در حال، همیشه خودشان را به ابزارهای تسلیحاتی تا هر جا که بتوانند مجهّز میکنند. میبینید دیگر؛ آنجایی که لازم باشد، حرفی ندارند که دوستانشان تسلیحات جنایتآمیز را هم برای خودشان به وجود بیاورند؛ [این] چیزی است که در دنیا مشهود است. همینهایی که امروز در کشور آلمان، جمهوری اسلامی را به بیاعتنائی به جان انسانها متّهم میکنند ــ این اتّهام بسیار ظالمانه و مغرضانه و غیر منصفانه ــ همان کسانی هستند که اگر نگوییم خودشان انجام دادند، امّا حدّاقل این است که بگوییم زیر چشم آنها شرکتهای آلمانی، رژیم بعثی را با خطرناکترین و جنایتبارترین سلاحهای شیمیایی مجهّز کردند. از این بدتر چیست؟ دشمنی با جان انسانها از این بیشتر؟ سلاح شیمیایی، سلاحهای عصبی!
بالاخره جنگ هم یک قانونی برای خودش دارد. جنگ چیز خشنی است، جنگ چیز نامطلوبی است، امّا بالاخره یک قاعدهای و یک قانونی [دارد]، در جنگ هم جوانمردی و ناجوانمردی داریم. ناجوانمردانهترین روشها را رژیم متجاوز بعثی علیه ملّت ایران و جوانان ما به کار بردند. شهر تهران را و دهها شهر را بارها و بارها برای مدّتهای طولانی با موشکهای دوربُرد کوبیدند؛ در جبههها سلاحهای شیمیایی به کار بردند؛ نه یک بار و نه دو بار، نه مدّت یک ماه و دو ماه، سالهای متمادی؛ شاید پنج سال یا شش سال سلاح شیمیایی در این جبهههای ایران و عراق به وسیلهی رژیم بعثی به کار رفت. اینها را چه کسی به آنها داده بود؟ غیر از کشورهایی که دَم از حقوق بشر میزنند؟ این سلاحها را غیر از آنها کس دیگری در اختیار رژیم بعثی گذاشته بود؟ امروز خیلی چیزها آشکار شده است؛ خیلیها را خود غربیها [اعتراف کردند]؛ همانهایی که بعضی با ملّت ایران و با جمهوری اسلامی بسیار هم بدند و دشمنند، امّا به خاطر دلایلی ــ در واقع باید بگوییم خدای متعال زد پشت گردن اینها تا وادار بشوند اعتراف کنند و بنویسند ــ خودشان نوشتند در کتابهایشان، در مقالاتشان؛ شرکتهای آلمانی که یقیناً بسیاری از اینها را بدون اجازهی دولت آلمان انجام نمیدادند و نمیفروختند، این سلاحهای شیمیایی را، این موادّ مرگبار را به عراقیها فروختند؛ برای چه فروختند؟ نمیدانستند که اینها بنا است در میدان جنگ به کار برود؟ گاز خردل را کجا به کار میبرند؟ سلاحهای مرگبار شیمیایی را کسی که میخرد کجا میخواهد به کار ببرد؟ میخواهد برود در خانهی خودش استنشاق بکند؟ خب معلوم است که میخواهد ببرد در میدان جنگ مصرف بکند. این آقایان، همینهایی که دولت جمهوری اسلامی را متّهم به بیمبالاتی نسبت به جان انسانها میکنند، خجالت نکشیدهاند، از خدایی که به او اعتقاد ندارند نترسیدند، از وجدان بشری ملاحظه نکردند و اینها را به رژیم بعثی به میزان زیادی فروختند؛ او هم آمد جلوی چشم آنها، در مرزها، در میدانهای جنگ به کار برد. بعد ما مریضها را فرستادیم به خارج برای معالجه؛ به کجا؟ به همین آلمان! بسیاری از مریضهای شیمیایی ما برای معالجه رفتند زیر دست همانهایی که سلاح شیمیایی از زیر دست خود آنها خارج شده بود! ...... اینها وجدان دارند؟ اینها برای ارزشهای انسانی و جان انسانها احترامی قائلند؟ شرم نمیکنند که ادّعای این چیزها را میکنند؟ عزیزان من! این دشمنیها با نظام جمهوری اسلامی، این بیانصافیها، این غرضورزیها، همه به خاطر این است که ملّت ایران راه استقلال در سایهی حاکمیّت قانون الهی را برگزیده و انتخاب کرده است و حاضر نیست در مقابل آنها به زانو دربیاید و اظهار ضعف بکند؛ برای این است.
و دشمن اینجور است؛ در مقابل چنین دشمنهایی باید مجهّز بود، باید آماده بود. و شما این آمادگی را به این ترتیب به وجود آوردهاید. من از همهی نیروهای مسلّح سرافرازمان در سرتاسر کشور به خاطر آمادگیهایشان تشکّر میکنم؛ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از ارتش جمهوری اسلامی، از نیروی انتظامی که به معنای حقیقی کلمه، نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی امروز در خدمت حقّند، در خدمت حقیقتند، در خدمت ارزشهای انسانیاند. و سپاس و ستایش و تمجید و تحسین فراوان خود را نثار میکنم بر جوانان بسیجی مؤمن در سرتاسر کشور؛ این روحهای پاک، این دلهای تپندهی با عشق به خدا، با ایمان به حقیقت، بااخلاص و باصفا. این اخلاص و صفا را در خودتان حفظ کنید. بحمدالله این میدانی که امروز مشاهده کردیم، با نظم و ترتیبی که حاکی از رشد فکری و آمادگیهای کامل در زمینههای مربوط به این چیزها است، مایهی خرسندی است، مایهی افتخار است. انشاءالله فردا هم مانورهای زمینیِ این نیروهای مؤمن، هم در اینجا، هم در سایر مناطقی که برادران عزیز مسئول در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ذکر کردند و برنامهریزی کردند، اجرا خواهد شد. من از همهی شما و از آن برادران عزیزی که در این میدان نیستند، و در سایر مناطقی هستند که این دایرهی وسیع مانور بزرگ طریقالقدس آن را شامل است، تشکّر میکنم و برای همهی شما دعا میکنم. از خداوند متعال با تضرّع، با خضوع درخواست میکنم فضل خود را، رحمت خود را، لطف خود را، هدایت خود را، توفیق خود را، کمک خود را بر همهی شما نازل بفرماید.
پروردگارا! تو را به قرآن، تو را به آیههای نورانی نازلشدهی بر قلب مبارک پیغمبر اسلام سوگند میدهیم، ما را در راه قرآن، در راه اسلام زنده بدار و در همان راه بمیران. پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. پروردگارا! قلب مقدّس ولیّعصر را از ما راضی کن. پروردگارا! ما را از سربازان آن بزرگوار قرار ده. پروردگارا! روح مطهّر شهیدان را، روح متعالی و مقدّس امام بزرگوار را از ما راضی و خشنود کن.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
و الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خدا را با همهی وجود سپاسگزاریم که ایران اسلامی را یک بار دیگر مشهد و منظر عظیم ایمان جوشان و انگیزههای بیپایان نیروهای مؤمن و مخلص انقلاب قرار داد. هر یک از این مانورهای بزرگ که بهترین و عزیزترین فرزندان این ملّت و این کشور در آن اجتماع میکنند، در حقیقت، یک صحنهی پُرشکوهی و یک نمونهی فراموشنشدنیای از حقیقت عظیمی که امروز در این کشور، در این سرزمین الهی، در این مقطع حسّاس تاریخ حضور دارد، در مقابل چشم جهانیان و کسانی که مایلند ببینند و حقایق را بفهمند قرار میدهد. آن اجتماعی که دست خدا با آن است، همین اجتماع است: اجتماع دلهای مؤمن؛ اجتماع جانهای پاک و روحهای نورانی و باصفا؛ اجتماع جوانهای پاکیزهی این ملّت که در عصر حاکمیّت مادّیگری بر زندگی قشرهای جوان در سرتاسر عالم، توانستهاند خود را از تصرّف مادّیگری نجات بدهند، توانستهاند شعلهی معنویّت را که خدا در همهی دلها، در همهی جانها برافروخته است، در دل خودشان، در جان خودشان برافروخته و مشتعل نگه دارند. در دورانی که [طرّاحان] توطئههای بلندمدّتِ صهیونیستی تصمیم گرفته بودند نسل جوان کشورها را به مسائل حقیر، به شهوات، به آلودگیها دچار کنند و سرگرم نگه دارند و متأسّفانه در بسیاری از کشورها موفّق شدهاند، جوانان این ملّت، این فرزندان مؤمن، مخلص، باصفا، این کسانی که استعدادهای گوناگونِ بشری در آنها به صورت جوشانی هم وجود دارد و این را در همهجا ثابت کردهاند و نشان دادهاند، توانستهاند خود را از این توطئهی بزرگ صهیونیستی تاریخ معاصر و پیش از دوران معاصر ما حفظ کنند و نگه دارند؛ این یک پدیدهی بسیار شگفتآور و پُرشکوه و افتخارآمیز است. اجتماع یک چنین جوانانی، اجتماع یک چنین دلهایی، همان اجتماعی است که در آن نور الهی به چشم اهل بصیرت میآید.
انسان در چنین مجموعههای عظیمی است که خدا را میبیند، قدرت خدا را حس میکند؛ ارادهی لایزال الهی را بر اصلاح بشریّت و اصلاح تاریخ، با همهی وجود درمییابد و دلِ هر انسان دیرباوری از امید سرشار میشود. مانور بزرگ طریقالقدس ما به این معانی است. مانورهای جوانان ما، رزمندگان ما، در سرتاسر کشور، هر جایی که تشکیل میشود، دارای این مضمون است، دارای چنین مفهوم برجستهای است. ملّت ایران، در دورانِ هجدهسالهی انقلاب، یک مانور بزرگ سیاسی و نظامی و انسانی را به طور مستمر در مقابل چشم بشریّت قرار داده است. همهی این مانورهایی که در طول جنگ به صورت واقعی در جبهههای نبرد خود را نشان میداد و امروز به صورت تمرینهایی و ایجاد آمادگیهایی اینجا و آنجا به وجود میآید، جزئی از آن مانور عظیم ملّت ایران است. این یعنی نمایش قدرت یک ملّتی که تصمیم گرفته است از نیروهای خدادادهی خود برای بنای زندگی شرافتمندانهی خود بهره بگیرد و استفاده کند؛ این یعنی یک ملّت، با غیرت ملّی خود، با احساس شرفی که در وجود او و در تاریخ او و در عقاید او نهفته است، میخواهد بگوید دست دشمنان، کوتاه؛ دست متجاوزان، کوتاه! مستکبران عالم، قدرتهای پُرتوقّع و ضدّ فضایل و ارزشهای انسانی بروند به کناری. این ملّت، ملّتی نیست که با تهدید، با ارعاب، با حضور تهدیدآمیز قدرتهای مادّی که عادت کردهاند حرف خود را علیه ملّتها، علیه جوامع به کرسی بنشانند، در مقابل اینها پا عقب بگذارد، قدرت خود را فراموش کند و به ضعف تلقینی دشمن گوش بدهد؛ این ملّت میداند که قوی است، فهمیده است که دارای اقتدار است. معنای این مانورها، این اجتماعات مبارک و منوّر، این است.
مانور ما تهدید هیچ همسایهای و هیچ ملّت و دولتی نیست. علیرغم تبلیغات آمریکایی و صهیونیستی و بوقهایی که در طول این هجده سال، همواره خواستهاند ایران اسلامی را تهدیدی علیه کشورهای خلیج فارس نشان بدهند، ملّت ایران علیه کشورهای خلیج فارس و ملّتهای همسایه و هیچ کشور دیگری که متعرّض به آن نباشد، تهدیدی به وجود نمیآورد. ما کسی را تهدید نمیکنیم، امّا این ملّت در مقابل آن قدرتهایی که عادت کردهاند تا همهی ملّتهایی را که حاضر نیستند در مقابل آنها زانو بزنند تهدید بکنند، عادت کردهاند زور بگویند، با قدرت خود، با توانایی خود، با تکیه به خدا، با تکیه به دستورات قرآن مقدّس که به او گفته است به خدا تکیه کن و از کسی نترس، تصمیم دارد در مقابل این قدرتهای تهدیدکننده تهدید نشود، تهدید آنها را جدّی نگیرد و از مواضع بحقّ خود، از راه خود، از مدّعای حقطلبانهی خود، حتّی یک قدم عقب ننشیند. این است مضمون حقیقی این مانورها.
بله، ما کسی را تهدید نمیکنیم. اگر کسانی، دولتهایی، سیاستمدارانی، مطبوعاتچیهایی، دوست میدارند برای سرگرمی خودشان یا سرگرمی مردمشان وانمود بکنند که ایران اسلامی به عنوان یک همسایه آنها را تهدید میکند، این بسته به میل خود آنها است. نیروی ما در خلیج فارس، در محدودهی کشور، برای دفاع از مرزهای این میهن پُرافتخار اسلامی است، برای دفاع از استقلال این ملّت است، برای ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو است. امروز متأسّفانه دنیا غالباً تقسیم شده است به اردوگاه استکبار و زورگویی از یک طرف، و اردوگاه کسانی که حاضر شدهاند زورگویی زورگویان را بشنوند، از طرف دیگر. میبینید؛ دستگاه استکباری با تشبّث(۲) به همهی امکانات، درصدد است قدرت ظالمانه و غاصبانهی خود را در هر نقطهای از نقاط عالم که بتواند، گسترش بدهد. امروز دولت آمریکا قانع نیست به اینکه بر کشور خود و منافع خود تسلّط داشته باشد و خود را به عنوان یک کشور و یک ملّت، طبق میل خود و ارادهی خود اداره کند؛ به این قانع نیستند. آنها میخواهند در هر نقطهای از عالم که یک موقعیّت جغرافیایی حسّاسی وجود دارد، حضور داشته باشند؛ هر جا یک آبراه مهمّی وجود دارد، آنها بر آن مسلّط باشند؛ هر جا منابع حیاتیِ زیرزمینیای وجود دارد، زیر کلید آنها باشد؛ هر جا پولی هست، قدرتی هست، امکانی هست، آنها بتوانند بر آن تسلّط داشته باشند؛ هر جا مجموعهای از انسانها زندگی میکنند، تا آنجایی که میتوانند ارادهی خودشان را بر آن مجموعهی انسانی تحمیل کنند؛ این را میخواهند. استکبار یعنی این؛ ما با این مخالف و مقابل و ضدّیم؛ ما این را نمیتوانیم قبول کنیم و تحمّل کنیم. هیچ ملّتی این را نمیخواهد؛ هیچ ملّتی، هیچ مجموعهی انسانیای نمیخواهد زیر فرمان دیگران باشد، منتها خیلی از مجموعههای انسانی متأسّفانه یا قدرت خود را کشف نکردهاند و خیال میکنند نمیتوانند، یا شاید واقعاً نمیتوانند. ملّت ایران هم متأسّفانه سالهای متمادی در دوران حاکمیّت طاغوتها و زمان حاکمیّت حکومت فاسد پهلوی و قبل از آن، حکومت فاسد قاجارها همین وضعیّت را داشت؛ این ملّت بزرگ، این فرهنگ عمیق، این تواناییهای عجیب، این استعداد کمنظیر و درخشان، همه اینجور مورد سوءاستفادهی دشمنان قرار میگرفت. خب معلوم است دشمن با یک ملّت چه میکند.
عزیزان من! این ملّت از لحاظ علم و فرهنگ و پیشرفتهای فکری و علمی و اجتماعی عقبمانده و عقبافتاده نبود. این را همین قدرتهای تجاوزگر در طول زمانهای گوناگون، به کمک حکّام فاسد بر او تحمیل کردند. ملّت ایران را بزور و بظلم از قافلهی تمدّن بشری و دانش بشری و پیشرفتهای علمی عقب نگه داشتند. اسلام آمد این ملّت را زنده کرد، او را با تواناییهای خود آشنا کرد؛ خدای متعال معلّمی برای این ملّت فرستاد که با زبان پیامبران با او حرف زد، او را بیدار کرد، او را به حقّ خود آشنا کرد، او را با قدرت خود آشنا کرد، به او فهماند که اگر یک ملّت بخواهد اراده کند، چه معجزههای بزرگی از او و به دست او سرمیزند؛ این ملّت بیدار شد. هجده سال است که این ملّت با بهرهگیری از این درسهای آسمانی و الهی توانسته است یکی پس از دیگری، این بندهای جادویی را که دشمنها بر دست و پای او، بر گردن او بسته بودند، باز کند؛ از لحاظ علمی به حرکت افتاد، از لحاظ سازندگیِ کشور به حرکت افتاد، از لحاظ اخلاقی و ارزشهای دینی راه زیادی را پیمود. امروز این ملّت یک ملّتی است که در مقابل هیچ قدرتی در دنیا مرعوب نیست و احساس قدرت میکند؛ این چیز کمی نیست.
یک روزی دو ابرقدرت در این دنیا دست به دست هم دادند و با اینکه در همهی مسائل یا بسیاری از مسائل ضدّ هم بودند، در این مسئله یکی شدند که این ملّت را از راه اسلام برگردانند، او را پشیمان کنند و در را برگردانند به همان پاشنهی قبلی بچرخانند؛ [ولی] نتوانستند. والله هیچ قدرتی امروز در دنیا نمیتواند ملّت ایران را از راه پُرافتخار اسلام و قرآن برگرداند. چه فکر میکنند کسانی که غیر از این گمان میکنند؟ آنهایی که عادت کردهاند به هر مناسبتی یا بیمناسبت زبان انتقاد را باز کنند بر روی ملّت ایران، یاوه بگویند، یاوه بنویسند، دچار تحلیل غلط و فهم غلط از مسائل این کشورند؛ این ملّت را نمیشناسند، زبان این ملّت را هم نمیفهمند. من به همهی کسانی در سطح دولتهای عالم که دربارهی ایران، دربارهی ملّت ایران و کشور ایران میاندیشند و تصمیم میگیرند، این سخن را میگویم: سعی کنند این ملّت را درست بشناسند. تحلیلهای غلط، راهحلهای غلط در مقابل انسانها میگذارد. وقتی این ملّت را بد میفهمند، آن وقت بد هم تصمیم میگیرند؛ مثل آمریکاییها. هیچ وقت سعی نکردند این ملّت را آنچنان که هستند بشناسند و زبان آنها را بفهمند، [جز] با همان چهارچوبهای قالبی، با همان واژههایی که برای خود آنها معتبر است و از فرهنگ خود آنها است و ممکن است برای اکثر ملّتهای عالم معتبر نباشد. هر ملّتی فرهنگی دارد؛ چه اجباری برای یک ملّت هست که فرهنگ خود را، ایمان خود را، فهم خود از مسائل را رها کند و تسلیم فرهنگ کس دیگری یا فهم کس دیگری از مسائل بشود؟ چرا بعضی اینقدر پُرتوقّع، خشکمغز و دچار تفکّرهای قالبی هستند؟ هر کسی که امروز دربارهی ملّت ایران اینجور حرف بزند و قضاوت کند، دچار اشتباه خواهد شد.
خطّ مشی ملّت ایران یک خطّ مشی روشن در مسائل جهانی است. ملّت ایران به خاطر بصیرت، به خاطر اینکه گذشتهی خود را بابصیرت نگاه میکند، چشم خود را بر گذشته نمیبندد، مسائل تاریخ خود، تاریخ نزدیک خود از صد سال پیش، از پنجاه سال پیش، از سی سال پیش را بادقّت نگاه میکند، فهمیده است، دانسته است و به این نتیجه رسیده است و دیده است که رژیم استکبار و در وضع فعلی، رژیم ایالات متّحدهی آمریکا، در طول مدّت بیش از ۳۰ سال و شاید قریب ۳۵ سال که اینها در زمان رژیم منحوس پهلوی بر این کشور تسلّط سیاسی داشتند، به این ملّت خیلی بدی کردهاند؛ خیلی! دست اینها به خون این مردم آغشته است، به این ملّت اهانت کردهاند، ثروتهای او را بردهاند، از رژیم فاسد ضدّبشری مثل رژیم محمّدرضا حمایت کردهاند. آن مالِ قبل از دوران انقلاب در طول ۳۵ سال؛ بعد از انقلاب هم از اوّل پیروزی انقلاب تا امروز، آمریکاییها هر چه توانستهاند با این کشور و با این ملّت دشمنی کردهاند. لذا ملّت ایران با این آگاهیها، با مشاهدهی این وضعیّت، حاضر نیست به این آسانیها گناه آمریکاییها را ببخشد؛ تمام شد و رفت! ملّت ایران حاضر نیست از گناه رژیم ایالات متّحدهی آمریکا صرفنظر کند.
آن کسانی که در سطح عالم، خودشان را وصل به آمریکا میکنند، خودشان را در جبههی آمریکا قرار میدهند، از نظر ملّت ایران به همان اندازه که خود را وصل به آمریکا بکنند، در جرائم دولت آمریکا شریکند. آمریکاییها سعی کردهاند اینجور وانمود کنند که غرب یعنی آمریکا و اصلاً بلوک غرب بدون آمریکا معنا نمیدهد؛ خواستهاند اینجور در دنیا جا بیندازند و وانمود کنند. البتّه واقعیّت این نیست.
بنده در چند سال قبل از این، در زمان حیات مبارک امام (رضوان الله تعالی علیه)، به یکی از این سیاستمدارهای اروپایی گفتم ما ضمن اینکه استقلال خودمان را در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی به هیچ چیزی حاضر نیستیم بفروشیم و معامله کنیم، امّا غرب به عنوان یک طرف برای جمهوری اسلامی مطرح است امّا مشروط بر اینکه غرب به معنای آمریکا نباشد؛ [چون] ملّت ایران از آمریکا نمیگذرد و با او کنار نمیآید. به او گفتم آمریکا سعی میکند اینجور وانمود کند که غرب مساوی است با آمریکا؛ ما میگوییم اینجور نیست، امّا اگر کشورهای غربی و کشورهای اروپایی میخواهند تصدیق کنند که غرب منهای آمریکا معنا ندارد، ملّت ایران هیچ اهمّیّتی نمیدهد که غرب را به عنوان یک طرف تجاری و سیاسی و معاملهایِ خودش نداشته باشد؛ هیچ اهمّیّتی ندارد. اینجور نیست که خیال کنید ملّت ایران به ارتباط با یک کشوری یا با یک مجموعهای از کشورها نیاز دارد و احتیاج دارد. البتّه در دنیا همهی کشورها به نحوی از ارتباط با یکدیگر استفاده میکنند و به یک معنا همه به یک نحوی به هم احتیاج دارند ــ این محلّ بحث ما نیست ــ امّا اینکه کسی خیال کند که ملّت ایران یا دولت جمهوری اسلامی ایران ناچار است با فلان مجموعهی از کشورها ارتباط داشته باشد، این خطای فاحشی است، این غلط بزرگی است.
امروز هم همین حرف را تکرار میکنیم؛ ما دنیا را به یک چشم نگاه نمیکنیم، کشورهای گوناگون را با یک چشم نگاه نمیکنیم؛ آن دولتهایی که به ملّت ایران بدی کردهاند، با آن دولتهایی که به عنوان یک طرف سالم در زمینههای گوناگون مطرح شدهاند، یکسان نیستند. البتّه اگر دولتی ...... و معنویّت و انصاف و عدالت حضور دارد؛ دنیایی که با تعلیمات ارزشمند پیامبران الهی، با آیات نورانیِ خدای متعال برای بشر، آراسته و منوّر شده است؛ دنیایی شایستهی انسان؛ دنیایی که در آن، هم آبادی هست، هم رفاه هست، هم پیشرفت علمی هست، هم پیشرفت صنعتی هست، هم اقتدار سیاسی هست و هم تعالی معنوی هست؛ دنیایی که در آن، انسانها در کنار یکدیگر احساس آرامش و امنیّت میکنند، چیزی که در دنیای ساختهی تمدّن مادّی وجود ندارد. در دنیای مادّیگری، انسانها مثل گرگها باید از هم بترسند، امّا در دنیایی که اسلام برای انسانها به وجود میآورد آرامش هست، امنیّت هست، اطمینان هست، انسانیّت در آن شکوفا است؛ ملّت ایران مصمّم است چنین دنیایی را، هم از جنبهی مادّی و هم از جنبهی معنوی، برای خود به وجود بیاورد و بسازد. این یک مبارزهی طولانی و بلندمدّت است. آنهایی که سعی میکنند اینجور وانمود کنند که ملّت ایران یا دولت جمهوری اسلامی ایران در پی آن است که به آن کشور، به آن دولت، به آن مرز جغرافیایی تجاوز کند، اشتباه نکنند؛ ملّت ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران برای بنای این کشور و پیشرفت این جامعه هزاران کار بزرگ و درخشان پیش پای خود دارد که او را از پرداختن به چنین کارهایی بازمیدارد. امروز بحمدالله کاروان علم و تمدّن، تمدّن اسلامی، تمدّنی که میتواند به دنیا خدمت کند، در این کشور به راه افتاده است.
جوانان عزیز من، بسیجیان عزیز، جوانهای مؤمن، دلهای نورانیای که آیات خدا را شنیدهاید، پذیرفتهاید، فهمیدهاید و به کار بستهاید! آینده متعلّق به شما است، میدان در مقابل شما باز است؛ خودتان را آماده کنید؛ در همهی جبههها، در همهی عرصههای گوناگون. البتّه همه بدانند که این راه، راهی است که اگر یک ملّت مثل شما آن را با موفّقیّت بپیماید و به نتایج آن به فضل پروردگار برسد، ملّتهای دیگر از او درس میگیرند و راه را پیدا میکنند. این همان چیزی است که استکبار را وادار میکند که با همهی وجود بخواهد علیه ملّت ایران وارد اقدامهای خشن و خصمانه بشود. باید برای مقابلهی با یک چنین دشمنی که در مقابل ملّت ایران آمادهی هر گونه اقدام خشنی است ــ اگر بتوانند ــ آماده بود. دولتهای مستکبر، چه در گذشته، چه در حال، همیشه خودشان را به ابزارهای تسلیحاتی تا هر جا که بتوانند مجهّز میکنند. میبینید دیگر؛ آنجایی که لازم باشد، حرفی ندارند که دوستانشان تسلیحات جنایتآمیز را هم برای خودشان به وجود بیاورند؛ [این] چیزی است که در دنیا مشهود است. همینهایی که امروز در کشور آلمان، جمهوری اسلامی را به بیاعتنائی به جان انسانها متّهم میکنند ــ این اتّهام بسیار ظالمانه و مغرضانه و غیر منصفانه ــ همان کسانی هستند که اگر نگوییم خودشان انجام دادند، امّا حدّاقل این است که بگوییم زیر چشم آنها شرکتهای آلمانی، رژیم بعثی را با خطرناکترین و جنایتبارترین سلاحهای شیمیایی مجهّز کردند. از این بدتر چیست؟ دشمنی با جان انسانها از این بیشتر؟ سلاح شیمیایی، سلاحهای عصبی!
بالاخره جنگ هم یک قانونی برای خودش دارد. جنگ چیز خشنی است، جنگ چیز نامطلوبی است، امّا بالاخره یک قاعدهای و یک قانونی [دارد]، در جنگ هم جوانمردی و ناجوانمردی داریم. ناجوانمردانهترین روشها را رژیم متجاوز بعثی علیه ملّت ایران و جوانان ما به کار بردند. شهر تهران را و دهها شهر را بارها و بارها برای مدّتهای طولانی با موشکهای دوربُرد کوبیدند؛ در جبههها سلاحهای شیمیایی به کار بردند؛ نه یک بار و نه دو بار، نه مدّت یک ماه و دو ماه، سالهای متمادی؛ شاید پنج سال یا شش سال سلاح شیمیایی در این جبهههای ایران و عراق به وسیلهی رژیم بعثی به کار رفت. اینها را چه کسی به آنها داده بود؟ غیر از کشورهایی که دَم از حقوق بشر میزنند؟ این سلاحها را غیر از آنها کس دیگری در اختیار رژیم بعثی گذاشته بود؟ امروز خیلی چیزها آشکار شده است؛ خیلیها را خود غربیها [اعتراف کردند]؛ همانهایی که بعضی با ملّت ایران و با جمهوری اسلامی بسیار هم بدند و دشمنند، امّا به خاطر دلایلی ــ در واقع باید بگوییم خدای متعال زد پشت گردن اینها تا وادار بشوند اعتراف کنند و بنویسند ــ خودشان نوشتند در کتابهایشان، در مقالاتشان؛ شرکتهای آلمانی که یقیناً بسیاری از اینها را بدون اجازهی دولت آلمان انجام نمیدادند و نمیفروختند، این سلاحهای شیمیایی را، این موادّ مرگبار را به عراقیها فروختند؛ برای چه فروختند؟ نمیدانستند که اینها بنا است در میدان جنگ به کار برود؟ گاز خردل را کجا به کار میبرند؟ سلاحهای مرگبار شیمیایی را کسی که میخرد کجا میخواهد به کار ببرد؟ میخواهد برود در خانهی خودش استنشاق بکند؟ خب معلوم است که میخواهد ببرد در میدان جنگ مصرف بکند. این آقایان، همینهایی که دولت جمهوری اسلامی را متّهم به بیمبالاتی نسبت به جان انسانها میکنند، خجالت نکشیدهاند، از خدایی که به او اعتقاد ندارند نترسیدند، از وجدان بشری ملاحظه نکردند و اینها را به رژیم بعثی به میزان زیادی فروختند؛ او هم آمد جلوی چشم آنها، در مرزها، در میدانهای جنگ به کار برد. بعد ما مریضها را فرستادیم به خارج برای معالجه؛ به کجا؟ به همین آلمان! بسیاری از مریضهای شیمیایی ما برای معالجه رفتند زیر دست همانهایی که سلاح شیمیایی از زیر دست خود آنها خارج شده بود! ...... اینها وجدان دارند؟ اینها برای ارزشهای انسانی و جان انسانها احترامی قائلند؟ شرم نمیکنند که ادّعای این چیزها را میکنند؟ عزیزان من! این دشمنیها با نظام جمهوری اسلامی، این بیانصافیها، این غرضورزیها، همه به خاطر این است که ملّت ایران راه استقلال در سایهی حاکمیّت قانون الهی را برگزیده و انتخاب کرده است و حاضر نیست در مقابل آنها به زانو دربیاید و اظهار ضعف بکند؛ برای این است.
و دشمن اینجور است؛ در مقابل چنین دشمنهایی باید مجهّز بود، باید آماده بود. و شما این آمادگی را به این ترتیب به وجود آوردهاید. من از همهی نیروهای مسلّح سرافرازمان در سرتاسر کشور به خاطر آمادگیهایشان تشکّر میکنم؛ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از ارتش جمهوری اسلامی، از نیروی انتظامی که به معنای حقیقی کلمه، نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی امروز در خدمت حقّند، در خدمت حقیقتند، در خدمت ارزشهای انسانیاند. و سپاس و ستایش و تمجید و تحسین فراوان خود را نثار میکنم بر جوانان بسیجی مؤمن در سرتاسر کشور؛ این روحهای پاک، این دلهای تپندهی با عشق به خدا، با ایمان به حقیقت، بااخلاص و باصفا. این اخلاص و صفا را در خودتان حفظ کنید. بحمدالله این میدانی که امروز مشاهده کردیم، با نظم و ترتیبی که حاکی از رشد فکری و آمادگیهای کامل در زمینههای مربوط به این چیزها است، مایهی خرسندی است، مایهی افتخار است. انشاءالله فردا هم مانورهای زمینیِ این نیروهای مؤمن، هم در اینجا، هم در سایر مناطقی که برادران عزیز مسئول در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ذکر کردند و برنامهریزی کردند، اجرا خواهد شد. من از همهی شما و از آن برادران عزیزی که در این میدان نیستند، و در سایر مناطقی هستند که این دایرهی وسیع مانور بزرگ طریقالقدس آن را شامل است، تشکّر میکنم و برای همهی شما دعا میکنم. از خداوند متعال با تضرّع، با خضوع درخواست میکنم فضل خود را، رحمت خود را، لطف خود را، هدایت خود را، توفیق خود را، کمک خود را بر همهی شما نازل بفرماید.
پروردگارا! تو را به قرآن، تو را به آیههای نورانی نازلشدهی بر قلب مبارک پیغمبر اسلام سوگند میدهیم، ما را در راه قرآن، در راه اسلام زنده بدار و در همان راه بمیران. پروردگارا! مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرار مده. پروردگارا! قلب مقدّس ولیّعصر را از ما راضی کن. پروردگارا! ما را از سربازان آن بزرگوار قرار ده. پروردگارا! روح مطهّر شهیدان را، روح متعالی و مقدّس امام بزرگوار را از ما راضی و خشنود کن.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ این مانور آبی ـ خاکیِ چهارروزه، از دوّم تا پنجم اردیبهشت، به طور همزمان در استانهای کرمانشاه، خوزستان، بوشهر و هرمزگان برگزار شد.
(۲ چنگ زدن، متوسّل شدن