|
||||||||||||
بسمه تعالی
فرزند عزیزم، انشاءاللّه سلامت و موفق باشید؛ ماها بحمداللّه سلامت هستیم. از اصفهان نوشته بودند که یک نفر آمده برای شهریه وجه خواسته است. شما میدانید این نحو امور، مخالف رویّۀ اینجانب است؛ ما حواله نموده بودیم، دیگر محتاج به این معانی نبوده. امید است ان شاءاللّه اشتغالات شما به درس و بحث و تهذیب اخلاق بیش از پیش باشد. والسلام علیکم.
پدرت
کاغذی که به وسیلۀ آقا علی نوشته بودید رسید؛ راجع به شهریه منافاتی بین کاغذ من و آنچه واقع شده است نیست. آقا رضا[۱]بنا بود از دیبایی[۲]بگیرد بفرستد پیش دانش[۳]لکن از قراری که نوشته است محتاج به حواله نشده است و از موارد مربوط به خودم داده است. در ماه آتیه هم اگر در قم تأمین شد محتاج به کسی نیست و اگر نشد و آقا رضا هم از مورد پدرش[۴]تأمین نکرد مراجعه به دیبایی شود و هر وقت احتمال دادید که محتاج شوید، مرقوم دارید که بنویسم تأمین کنند. راجع به اختلافات آن دو آقا، من عاجز هستم، و نه وقت دارم نه حال، که به این حرفهای لایعنی گوش کنم؛ من در این آخر عمر گرفتار به داخله و خارجه شدم. امید است انشاءاللّه با رسیدن اجل، ختم این مطالب شود.
| ۱ ـ فرزند آیتاللّه سید محمد صادقلواسانی. |
| ۲ ـ طرف حساب آقای خلخالی در تهران. |
| ۳ ـ آیتاللّه آمیرزا ابوالقاسم دانش، وکیل تامالاختیار امام. |
| ۴ ـ منظور، آیتاللّه لواسانی است.(پاورقیهای این نامه به قلم آقای سید احمد خمینی نوشته شده است). |