|
كتاب
و فرهنگ اسلامى
عظمت و اهميت دانش و انديشه
در نظام جمهورى اسلامى، حقاً بيش از همه جا بايد به دانش و
تفكر بشرى اهميت داده بشود؛ زيرا كه نظام اسلامى مبتنى بر
اسلام است و اسلام علم را بعد از ارزش تقوا و ايمان، از همهى
ارزشها بالا تر مىداند. ما از اول انقلاب حقاً فرصت كافى براى
اين كار پيدا نكرديم؛ اين يك واقعيت است. بايد تلخى اين واقعيت
را، و كمبودهايى كه از اين ناحيه به وجود آمده و يقيناً
كوتاهمدت هم نيست، با تلاش مناسبى جبران كنيم.
بيانات در ديدار
با برگزيدگان مراسم انتخاب كتاب سال 9/3/1363

فرهنگ اسلامى -
كه يك فرهنگ مهاجم است و براى خودش مكانتى قايل است - حالت ضعف
و انكسار و هزيمت ندارد. وقتى اين فرهنگ بخواهد در جايى
خودنمايى بكند، بشدت مورد تحقير و فشار قرار مىگيرد. با توجه
به اين چيزها و آنچه كه بخصوص در طول اين چند دهسال اخير، يا
بلكه بشود گفت در اين صد و پنجاه سال، دويست سال اخير كه فرهنگ
غربى در داخل كشور ما راه باز كرده، ما بايد در اين زمينه خيلى
تلاش مىكرديم، خيلى كار مىكرديم، خيلى آن حقايق فرهنگى اسلام
را تبيين مىكرديم؛ اما متأسفانه اين كارها نشده است.
بيانات در ديدار
با مديرعامل و مسؤولان كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان
5/5/1371
كمبودها
در بسيارى از مباحث اسلامى، ما نوشته و كتاب نداريم. متفكران و
فضلا و محققان بايستى فكرى بكنند. يكى از دوستان ارجمند ما -
كه خود يكى از محققان و فضلاى برجسته است - مىگفت كه در يك
فروشگاه كتاب در يكى از كشورهاى اروپايى، يك سالن بزرگ كتاب
ديده كه همه عبارت بودند از كتابهايى كه در ده سال اخير در آن
كشور فقط راجع به «اخلاق» چاپ شده است! از اولى كه راجع به
اخلاق چيزى نوشته شده تا امروز، ما واقعاً چند كتاب در اين
خصوص داريم؟ حالا كارى نداريم كه چهقدرش داراى پايههاى
اسلامى است، چهقدرش نيست و متكى بر پايههاى غيراسلامى است؛
چهقدرش واقعاً بحث عميق فلسفى پايهدار است، چهقدرش نيست.
... راجع به مسائل فلسفى همينطور، راجع به نظامات اجتماعى
همينطور، و راجع به خيلى چيزهايى كه از اسلام بايد گرفت. بايد
كار بشود. محققان بايد بنويسند و كار و تحقيق كنند.
سخنرانى در
مراسم سالگرد شهادت آيةاللَّه مطهرى 5/2/1366
منش و نگرش
فرهنگى
مقولهى فرهنگ - همچنان كه اهل درد و اهل سوز مىدانند -
مقولهى مظلومى در كشور ماست. انقلاب ما، يك انقلاب مبتنى بر
منش فرهنگى و نگرش فرهنگى بود. هر حركت ارزشى، اين خصوصيت را
دارد. ما بايستى بيش و پيش از تلاشهاى ديگر، به تلاش فرهنگى
اسلامى مىپرداختيم؛ يعنى روشن كردن و تبيين فرهنگ اسلام، با
همان وسعتى كه مفهوم و معناى فرهنگ دارد؛ دور از انحراف، دور
از خرافهگرايى، دور از تنگنظرى و جمود، دور از ملاحظهكارى و
ترس از اين و آن.
بيانات در ديدار
با مديرعامل و مسؤولان كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان
5/5/1371
نوآورى و
دانش در بيان و نگارش
ترويج دين در ميان مردم و نسل جوان ما، با ترويج دين در صد سال
پيش، بكلى متفاوت است. شما اگر كتاب و استدلال صد سال پيش را
جلوى جوانان بگذاريد، دل آنان را جذب نخواهد كرد. امروز مسائل
و شبهات و افكار جديدى مطرح است. آن كسى كه مىخواهد اسلام را
مورد حمايت قرار بدهد، بايد فكر و ابتكار جديد و صلاحيتهاى
لازم را براى برخورد با شبهات در خودش به وجود بياورد. ...
بسيارى از مسائل هم هست كه ما خيال مىكرديم اين مسائل تمام
شده است؛ در حالى كه تمام شده نيست.
سخنرانى در
ديدار با علما و روحانيون تشيع و تسنن تايباد، تربت جام و
فريمان 4/1/1368

لزوم
بازنويسى متون مذهبى
يك روز مرحوم مجلسى (رضواناللَّهعليه) در كتاب
«حقاليقين» و «حياةالقلوب» و امثال اينها، اخلاق و عقايد دينى
را با همان زبان خودش مىگفت و دنيايى را به تفكر اعتقادى شيعى
نزديك مىكرد. شما خيال نكنيد كه اين كتب مجلسى بيهوده نوشته
شده است؛ نخير، پايههاى تشيع را - در آن زمانى كه تشيع در
كشور ما تازه بود - همين كتابها قرص كرده است. ... اينها آمدند
اين عقايد را در دلهاى مردم محكم كردند. آن روز، آن مطالب به
درد مىخورد. امروز من و شما نمىتوانيم «حقاليقين» و
«حياةالقلوب» را تجويز كنيم؛ بگذاريد در قفسه به عنوان تاريخ
بماند. اگر هنر داريم، آن مضمون را با زبانِ امروز بنويسيم.
بيانات در ديدار
با مسؤولان سازمان تبليغات اسلامى سراسر كشور 25/12/1370
حركت مفيد
فرهنگى
متأسفانه مشاهده مىشود كه برخى از سياستها، به عمد نقاط
اختلافى را پيدا مىكنند و يا حتّى مىتراشند، براى اينكه
گروههاى مسلمان را از هم جدا كنند. «كتاب» مىتواند پيام وحدتى
بين گروههاى مسلمان باشد. چهقدر خوب است كه ما كتابهاى اسلامى
را از دنياى اسلام، از متفكران اسلام، از قلمهاى برجسته، به
زبان فارسى و ميان كتبخانهى ملى خودمان منتقل كنيم و كتابهاى
اسلامى و آن چيزهايى كه از تراوشات فكر و انديشهى متفكران خود
ما و نويسندگان برجستهى خود ما و علماى ماست، اينها را از
داخل جامعهى خودمان به زبانهاى اسلامى ديگر منتقل كنيم و
بتوانيم كانالهاى وحدتى را بين جوامع اسلامى به وجود بياوريم؛
اين يقيناً يك حركت فرهنگى و نيز يك حركت ضداستعمارى است.
سخنرانى در
مراسم ششمين سالگرد تأسيس سازمان تبليغات اسلامى 1/4/1366
دائرةالمعارف
اسلامى
مقام معظم رهبرى ضمن تأييد نگارش دائرةالمعارف اسلامى و
تأكيد بر اهميت آن، خاطرنشان مىسازند، از آنجا كه اروپاييها
آغازگر تحقيقات جديد و از جمله تدوين دائرةالمعارف دربارهى
اسلام هستند و آنها اغلب بدون دلبستگى به تفكر اسلامى،
اينگونه آثار را به انجام رساندهاند، اين نگرانى وجود دارد
كه مبادا روح خشك بىتفاوتى اروپاييها بر كارهاى ما نيز سايه
اندازد:
طبيعى است كه وقتى آنها [ اروپائیها] راجع به اسلام بحث
مىكنند، به عنوان چيزى كه در خارج واقع است و بدون اينكه
هيچگونه دلبستگى خاصى به آن داشته باشند، دربارهاش حرف
مىزنند. خوفم اين است كه اين دائرةالمعارف ما بر اثر
رنگپذيرى قهرى از سبك كار اروپاييها، همين روند رادنبال كند.
... آن كسانى كه نسبت به اسلام، بىتفاوت مطلب نوشتند، آنها
واقعاً غيرمسلمان بودند؛ اما ما مسلمان و شيعه هستيم و راجع به
عقايد و معارف اسلامى نمىتوانيم بدون دلبستگى و عواطف حرف
بزنيم. تحقيقاً كيفيت ادا و ارائهى اين دائرةالمعارف، با ديگر
دائرةالمعارفها تفاوت مىكند و اين دلبستگى از اتقانش
نمىكاهد. ... چون تاكنون دائرةالمعارف اسلامى به قلم جمعى از
مسلمانان متدين و شيفتهى اسلام نوشته نشده است، ما حالا
مىخواهيم آن كار را بكنيم. اين احساس خوب است و من كاملاً با
آن موافق هستم.
سخنرانى در
ديدار با قاريان چهل كشور جهان در سالروز بعثت رسول اكرم(ص)
4/12/1368
بعضى از روايات
نبايد با همهى تفصيلاتش در دائرةالمعارف بيايد؛ مثلاً
«باباللَّه الّذى منه يؤتى». در مورد اينگونه روايات، چنانچه
ديديم موردى است كه اگر در دنيا مطرح بشود، موجب طرح سؤالهاى
فراوانى مىگردد كه جوابى هم ندارد، يا ما مجال نداريم جوابش
را بدهيم، بايد اشارهيى بكنيم و عبور نماييم. اما اگر جزو
اعتقادات و معارف لازمالمعرفه و لازمالاعتقاد بود، بايد به
آسانى از آن نگذريم. از جمله جاهايى كه خيلى راحت مىشود حق
مطلب را ادا كرد و هيچ مشكلى وجود ندارد و بدون آنكه از اصول
كار هم خارج بشويم و از آن چيزهايى هم كه خودمان قبول داريم،
بيرون برويم، همين دائرةالمعارف است. مثلاً راجع به كلمهى
«سقيفه» كه در حرف «سين» خواهد آمد، ما «سقيفه» را درست شرح
مىدهيم و نظرات اهل سنت و شيعه را نيز در كنار هم بيان
مىكنيم. عقيدهام اين است كه مىشود نوشت و خوب هم نوشت كه
بشود در همهى دنيا هم چاپ و منتشر كرد.
بيانات در
ديدار با اعضاى بنياد دائرةالمعارف اسلامى 30/7/1368
گنجينههاى
ناشناخته
من از كتابخانهى آستان قدس رضوى مشهد خواستم كه فهرست كتب
فقهى چاپ نشدهشان را براى من بفرستند؛ حدود سيصدوخردهيى
عنوان كتاب براى من فرستادند. آدم بعضى از اين كتابها را
مىبيند، ولى نمىشناسد؛ اما پيداست كه كتاب مهمى بايد باشد.
فرض كنيد ملاى معروفى مثل شيخ جعفر كاشفالغطاء ، مثلاً
دربارهى مسألهيى تحقيق كرده؛ اين قاعدتاً پُرمطلب است. در
ميان آن كتابها، هم از قدما و هم از متأخرين كتاب ديده مىشود.
كتابهايى هست كه كسى آنها را نمىشناسد و از آنها خبر ندارد؛
اما همينطور آنجا مانده است. ما بايد اينها را دربياوريم و
رويشان كار كنيم. يا كتابهاى رايجى كه در اختيار ماست -
اينهايى كه حتّى چاپ شده و بد چاپ شده - به همين شكل بايد
تجديد نظرى نسبت به آنها صورت گيرد.
بيانات در ديدار
با اعضاى شوراى عالى مجمع جهانى اهلبيت(ع) 4/7/1370 |