|
امشب کتاب عشق علی بسته می شود و این
کودکانند که چه غریبانه ، از پس بلورهای
اشک مادر را به خدا می سپارند:
در تشییع عمار ، مقداد ، عقیل ، زبیر،
سلمان ، ابوذر و حذیفه و... بودند و فاطمه
را در تاریکی شب و در سکوت دفن کردند.
در حین دفن امیر المومنین وقتی خواست
فاطمه را داخل قبر کند خطاب به رسول خدا
گفت: السلام علیک یا رسول الله عنی و عن
ابتک النازله بک و السریعة اللحاق الیک
....
سلام بر تو ای رسولخدا ، سلامی از طرف من
و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود امده و
شتابان به شما رسیده است !
...پس امانتی که به من سپرده بودی
برگردانده شد و به صاحبش رسید. از این پس
اندوه من جاودانه و شبهایم ، شب زنده داری
است ، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را
برای من برگزیند.
به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که
امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع
کردند ، از فاطمه بپرس ، و احوال اندوهناک
ما را از او خبر گیرکه هنوز روزگاری سپری
نشده و یادتو فراموش نگشته است . |
امام حسن مجتبى عليهالصّلاةوالسّلام
مىگويد: شبى - شب جمعهاى - مادرم به
عبادت ايستاد و تا صبح عبادت كرد. «حتى
انفجرت عمود الصبح». تا وقتى كه طلوع فجر
شد. مادر من از سر شب تا صبح مشغول عبادت
بود و دعا و تضرع كرد. امام حسن،
عليهالصّلاةوالسّلام، مىگويد - طبق
روايت - شنيدم كه دائم مؤمنين و مؤمنات را
دعا كرد؛ مردم را دعا كرد؛ براى مسائل
عمومى دنياى اسلام دعا كرد. صبح كه شد
گفتم: «يا اماه!»؛ «مادرم!» «لم لا تدعين
لنفسك كما تدعين لغيرك(44)؛» «يك دعا براى
خودت نكردى! يك شب تا صبح دعا، همه براى
ديگران!؟» در جواب فرمود: «يا بنى، الجار
ثم الدار(45)؛» «اول ديگران بعد خود ما!»
اين، آن روحيهى والاست.
بيانات در ديدار گروهى از زنان، به مناسبت
فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن»
25/09/1371 |